شرح کتاب خصال

جلسه صد و ششم

00:11:25
153

معرفی
عقل، انتخاب حضرت آدم علیه‌السلام
نسبت عقل، حیا و دین
دسته‌بندی شیعیان
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.
عن اَصْبَغَ بن نباته عن علی‌بن ابی‌طالب علیه‌السلام قال: حَضَرَ جبرئیل علیه‌السلام آدمَ علیه‌السلام، فقال: یا آدمُ إنی أُمِرْتُ أَنْ أُخَیِّرَکَ واحدتین من ثلاث. جبرئیل بر آدم علیه‌السلام وارد شد، هبوطاً عرض کرد: «ای آدم، من مأمور شدم که تو را مخیّر کنم به انتخاب یکی از سه چیز.» واحدتین من ثلاث، یعنی: «یکی از این سه تا فخر و اعظمتین، یکی را اختیار کن و دو تا را رها کن.» فقال له آدم: «و ما تلک یا جبرئیل؟» آدم به او گفت: «آن سه تا چیست؟» قال: «العقل والحیاء والدین.» «سه تا چیز آورده‌ام: عقل و حیا و دین. یکی را بردار، دو تا را بگذار.» آدم علیه‌السلام عرض کرد: «فإنی به…» سپس فرمود: «إنی قد اخترتُ العقل.» «من عقل را اختیار می‌کنم.» فقال جبرئیل: «الحیاء والدین انصرفا.» جناب جبرئیل به حیا و دین فرمود: «خب شما دو تا بروید، ایشان عقل را اختیار کرد.» فقال: «یا جبرئیل، إنا أمرنا أن نکون مع العقل حیث ما کان.» این دو تا، یعنی حیا و دین، به جبرئیل عرض کردند: «ما مأموریم که هر جا عقل هست، ما باشیم.»

در واقع با یک تیر کنایه از عبارت «با یک تیر دو نشان زدن» سه تا کنایه از «نشان»، بله. قال جبرئیل: «فَشَأنُ کُما.» و عَرَجَ. گفت: «باشه.» خودش برگشت. جایگاه عقل را نشان می‌دهد دیگر؛ یعنی آدم‌های دین‌دار، آدم‌های عاقل‌اند؛ با حیایی‌ها، آدم‌های عاقل‌اند. کسی که از نعمت عقل محروم باشد، نه حیا دارد نه دین. اینی که توی غرب این‌ها می‌بینید که از دین و حیا و این‌ها خبری نیست، به‌خاطر این است که از عقل... خب اصل ماجرا عقل به ساختمان خوب ساختن، ماشین خوب ساختن این‌ها نیست. عقل به این است که آدم خودش را خوب بسازد؛ از همه مهم‌تر. آدمی که خودش را فراموش بکند و بیرون را بخواهد بسازد، که این عاقل نیست، عین دیوانه است. اصلی‌ترین چیز توی این عالم، مهم‌ترین چیز توی این عالم، خود ما است. اونی که باید بسازیم خودمانیم. عقل می‌خواهد. آدمی که عاقل است، این را می‌فهمد. خودش را در می‌یابد. به فکر خود است.

حدیث بعدی از امام صادق علیه‌السلام: قال: یعتَبَرُ عقلُ الرجلِ فی ثلاثٍ. «عقل مرد در سه چیز معلوم می‌شود.» بله، معتبر است عقل مرد در سه تا چیز. عقلش شناخته می‌شود، فهمیده می‌شود: فیتول لهیته. یکی در محاسنش، طول محاسنش، محاسن بلند. محاسن بلند حکایت بر عقل مرد دارد. حالا این روایت به چه معناست؟ به معنای ظاهری دارد یا معنای باطنی دارد؟ تن ظاهرش این است که بالاخره محاسن هیبتی می‌آورد. خلاصه، یعتبر العقل به این معنا نیست که کسی این را نداشته باشد یعنی عقل ندارد؛ یعنی مردم با چه پی‌می‌برند به عقلانیت طرف؟ راه پی‌بردن به عقل او، ظاهراً معنا این است. راه پی‌بردن به او عقل او، این سه تاست: یکی ریش بلند. یک ریش سفیدی در فرهنگ ما می‌کند طرف. ریش، خودش یک حرمت خیلی ویژه‌ای داشته توی فرهنگ ما، توی فرهنگ اسلام. «احترام محاسن تو دارم، محاسن سفید»، چه می‌دانم این‌ها همه. بله این‌ها همه نشانه این است که محاسن. تعبیر حضرت به همین معناست احتمالاً. و فی نقش خاتمه. نقش انگشتر طرف. یعنی توی ظواهر دنبال این‌ها، توی این‌ها از ظواهر می‌شود عقل طرف را فهمید. توی چیزهای دیگر از ظواهر معمولاً شاید نشود. خیلی مهم و دقیق است این‌ها. نقش نگین انگشترش چیست؟ چی رویش نوشته؟ و فی کُنیته. یکم در کنیه او. دیگران لقبی که می‌دهند، به یکی می‌گویند ابوالفضل مانند حضرت عباس علیه‌السلام. چقدر انسان باید فضیلت از او بروز داشته باشد که دیگران او را ابوالفضل ندا کنند؟ به یکی می‌گویند ابوجهل. عموی پیغمبر اسمش چیز دیگری بوده. شدت حماقت و خریت و لجاجت و جاهلیت و این‌ها، باعث شد بهش صدا می‌کردند ابوجهل. کنیه‌ای که دیگران می‌گذارند، این خوب نشان می‌دهد که طرف چه کسی است. به یکی می‌گویند «سردار خیبر»، به یکی هم می‌گویند «سران فتنه». فرق بین این دو تا.

روایت بعد از معاویه‌بن وهب. امام صادق علیه‌السلام فرمودند که: الشیعة ثلاثٌ. شیعه سه دسته است. محبوادن فهو منّا و متزین بنا. دسته اول، کسی که هم حب دارد هم ودّ. محبت و مودت. خب این از ماست و زینت گرفته به وسیله ما. متزین کرده خودش را به وسیله ما. و نحنُ زینٌ لمن تزیّنَ بِنا. هر کس هم بخواهد به وسیله ما زینت برای خودش حاصل کند، ما زینتیم برایش. اعتبار کسب می‌کند به وسیله ما. وجهه کسب می‌کند به ما، شناخته می‌شود به‌خاطر ما، دوستش می‌دارند به‌خاطر ما، احترامش می‌کنند. این دسته اول. دسته دوم: و مستَأکِلٌ بنا الناس. یک دسته با اسم ما نان می‌خوردند. این هم دسته دوم از شیعیان. ببخشید. محبّ دسته اول. متزین بنا دسته دوم. مستأکلن بنا دسته سوم. پس محبواد، کسی که محبت و مودت دارد، از ماست. دسته دوم متدین بنا. کنایه از به وسیله ما کسب‌آبرو می‌کند، وجهه و اعتباری کسب می‌کند. کسی هم بخواهد به وسیله ما کسب اعتبار کند، می‌کند، اشکال ندارد ما زینتیم برایش. ولی دسته سوم. دسته سوم این‌ها همچین خیلی علیه‌السلام نیستند. این‌ها به اسم اهل‌بیت نان می‌خورند. مستَأکِلٌ مِنَ الناس و مَنِ استأکلَ بنا اِستَقرَّ. هر کس بخواهد به وسیله ما نان بخورد، فقیر می‌شود. فقیر می‌شود. اول از همه فقر وقتی گفته می‌شود، توی این روایت اول از همه فقر معنوی است. اول از همه فقر معنوی‌ست. مرتبه دومش فقر مادی‌ست. خیلی وقت‌ها هم فقر مادی هم به‌خاطر همین می‌آید. عوامل این شکلی دارد. موانعی دارد رزق. حضرت می‌فرماید: «اهل‌بیت نان می‌خورد.» دکان دستگاه کرده. اهل‌بیت را... چقدر زشت است آدم سنگ علی‌بن ابی‌طالب را به سینه بزند که چهار قران پول دستش بیاید. حالا دیگر توی وجوه مختلفش. از آن ممبری گرفته که نان بخورم از قبل اهل‌بیت. تا آن مداح گرفته، تا آن طلبه گرفته، سیاسی گرفته. اسم اهل‌بیت را می‌آورد که رأی جمع کند، فراوان دیگر. اِلی ماشاءالله، اِلی ماشاءالله. صددرصد ۹۰ درصد چه بسا این‌طور باشد. از قبل اهل‌بیت و اسلام و دیانت و سیادت و سر تا پا دشمنی امام زمان ازش می‌بارد. آمده رنگ سبز را کرده نماد حزب خودش. لعنت‌الله علیه، دشمن محارب امام زمان است. بعد آمده به اسم اهل‌بیت رأی جمع کند. آن یکی روضه می‌خواند. هر کسی یک جور می‌شود استیکال. مستکلن من الناس. هر استحکال کن استیکال کن که فقیر می‌شود.

واسه سه دسته: یکی واقعاً محبت و مودت داشت فی‌نام اهل‌البیت می‌شود. یکی کسب‌آبرو می‌کند، کسب وجاهت می‌کند. الان نسبت به ولایت فقیه: یکی واقعاً علاقه‌مند است، هزینه می‌کند، فداکاری می‌کند. یکی از قبل ولایت فقیه و ولی فقیه دارد کسب‌آبرو می‌کند. یکم دور از قبلش نان می‌خورد. این سه تا دسته را ما می‌بینیم. دسته اول قرار بده و مایع ما باعث زینت اهل‌بیت بشویم، نه اهل‌بیت مایع زینت ما. کُونوا لنا زیناً و لا تکونوا علینا شیناً. الحمدلله.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح کتاب خصال

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00