شرح کتاب خصال

جلسه صد و دهم

00:13:29
155

معرفی
سه موطن وحشت‌ناک در این خلقت
سه شریک ظالم
سخن‌چین قاتل سه دسته است
دنیا، حصار و ماوا مومن و کافر
روزهای خدا سه روز است
سه دسته‌ای که روز قیامت در عذاب هستند
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.

«حدثنی یاسر الخادم»؛ حدیث از یاسر خادم است، خادم امام رضا (علیه السلام). «قال سمعت ابا الحسن الرضا علیه السلام یقول ان اوحش ما یکون هذا الخلق فی ثلاث مواطن: یوم یولد و یخرج من بطن امه فیرد دنیا و یوم یموت فیر الآخرة و اهله احکام لم یرها فی دار دنیا وقد سلم الله عزوجل الا یحیی فی هذه الثلاثة المواطن و آمن روعته فقال و سلام علیه یوم ولد و یوم یموت و یوم یبعث حیا. و لقد سلمه عیسی بن مریم علیه السلام علی نفسه فی هذه الثلاثة الموطن فقال والسلام علیه یوم ولدت».

یاسر خادم می‌گوید: «من از امام رضا (علیه السلام) شنیدم که حضرت می‌فرمود: وحشتناک‌ترین، غریب‌ترین، ترسناک‌ترین، نامأنوس‌ترین چیزی که «ما یکون هذا الخلق»، در این خلقت هست، در سه موطن است. شایسته نیست نه، «ما کانَ» است. نامأنوس‌ترین چیزهایی که این خَلق دارد؛ با خَلق نامأنوس و خیلی وحشت‌برانگیز است، در سه موطن است:

۱. یکی روزی که به دنیا می‌آید و از شکم مادر خارج می‌شود، که آنجا دنیا را می‌بیند. لحظه ترسناکی است و صحنه‌ای وحشت‌برانگیز است که وارد عالم وسیع می‌شود، از یک عالم محدود و کوچک. گریه می‌کند، می‌ترسد.

۲. و روزی که می‌میرد، که آخرت و اهلش را می‌بیند.

۳. و روزی که مبعوث می‌شود در قیامت، که آنجا احکامی می‌بیند که این احکام را در دار دنیا ندیده بود.

خداوند بر یحیی در این سه موطن سلام داد و ترس او را تبدیل به امنیت کرد. یعنی در هر سه تا، وحشتی ندارد. هم جناب عیسی، هم جناب یحیی. حالا جناب یحیی را خدا به او سلام داد: «سلام علیه». جناب عیسی را خودش به خودش سلام داد: «والسلام علیه یوم ولدت». حالا شاید رمزش این است که حیثیّت وجود حضرت عیسی بالاتر از حضرت یحیی بوده و او سلام خدا را خودش به خودش ابلاغ کرد، ولی سلام یحیی را دیگری به او ابلاغ کرد، یا خدا به او ابلاغ قرآن این دو تا را ذکر می‌کند که: تو هر سه تا حالت؛ هم وقتی که به دنیا می‌آیند، هم وقتی که از دنیا می‌روند، و هم وقتی که در قیامت مبعوث می‌شوم، در سلامت و امنیت و آرامش‌اند، نه در وحشت.

حدیث بعدی از جعفر بن محمد، امام صادق (علیه السلام)، از پدرشان، از جدشان (علیهم السلام).

«قال کان علی علیه السلام یقول»: امیرالمؤمنین (علیه السلام) می‌فرمود: «العامل با الظلم و المعین علیه و الراضی به شرکاء ثلاث». کسی که ظلم می‌کند، کسی که کمکی به ظالم می‌کند، کسی که راضی به ظلم است، هر سه تا با هم شریک کار‌اند، و سه تایی دارند در آن؛ اونی که ظلم می‌کند، اونی که کمکش می‌کند، اونی که راضی است.

حدیث بعدی از امام صادق (علیه السلام) فرمود: «الساعی قاتل ثلاث». کسی که سعایت می‌کند، سخن‌چین، طرف رفته سعایت فلانی را پیش سخن‌چین، سخن‌چین قاتل سه دسته است:

۱. «قاتل نفسه»؛ و قاتل خودشه.

۲. «و قاتل من یسعی به»؛ قاتل کسی است که سعایت می‌کند، سعایت او را می‌کند، سخن از او می‌برد.

۳. «قاتل من یسعی الی»؛ قاتل کسی است که سعایت پیشش می‌برد.

هم خودش، هم اونی که سعایتش را کرده، هم اونی که سعایت پیشش برده، هر سه تا را کشته. سخن‌چینی و حرف بردن و حرف آوردن آن هم فراوان است، هم خیلی زشت است. آدم‌های پست و آدم‌های بی‌معرفت و عقده‌ای واقعاً (مقداری که ما دیدیم) آدم‌های عقده‌ای، آدم‌های حقیر که هیچ راهی برای هیچ گونه اعتبار و آبرو ندارد غیر از اینکه بیاید حرف این را پیش آن ببرد، حرف آن را پیش این ببرد؛ این‌جوری جلب محبت بکند و جلّ خودش را نجات بدهد.

و حدیث بعدی از امام صادق (علیه السلام): «الدنیا سجن المومن و القبر حصنه و الجنة مأواه».

دنیا زندان مؤمن است، قبر حِصن مؤمن است، حصار مؤمن است، و بهشت مأوای مؤمن است. حصن آنجا به معنای قلعه، پایگاه. یک نگاهی به رَجعت و بازگشت به آنجا که وقتی به غرب می‌آید، انگار برگشته به خانه خودش، برگشته پایگاه خودش. مأوایش هم که بهشت است؛ آنجا نهایی است که بالاخره آنجا آرام می‌گیرد.

برای کافر برعکس: «و الدنیا جنة الکافر»، دنیا بهشت کافر است. «والقبر سجنه»، و قبر زندانش است. «و النار مأواه»، برمی‌گردد به آنجا و آنجا پایان کار اوست.

حدیث بعدی از امام باقر (علیه السلام): «سمعت ابوجعفر علیه السلام یقول: ایام الله عزوجل ثلاث»؛ فرمود: روزهای خدا سه روز است:

۱. «یوم یقوم القائم»؛ روزی که حضرت حجت (ارواحنا فداه) قیام می‌کند. این روز جزو ایام‌الله است.

۲. روز دوم «یوم الکرّة»؛ روز رَجعت است، که امام حسین (علیه السلام)، امیرالمؤمنین (علیه السلام) برمی‌گردند به دنیا.

۳. «و یوم القیامه».

این سه تا، سه روز مهم خداست. یعنی تو این سه روز، سه اتفاق بزرگ عالم رقم خواهد خورد که خب، از یک جنس‌اند هر سه. به نحوی قیامت‌اند: قیامت صغرا، قیامت وُسطا، قیامت کُبرا. روز ظهور، قیامت صغراست. روز رَجعت، قیامت وُسطا است. و قیامت، قیامت کُبراست.

این حدیث آخر را هم و دو تا حدیث آخر را هم بخوانیم:

«عن ابی عبدالله علیه السلام یقول»: امام صادق (علیه السلام) فرمودند که سه دسته‌اند که روز قیامت در عذاب‌اند:

۱. «من صوّر صورهً من الحیوان یعذّب حتی ینفخ فیها»؛ کسی که صورت حیوانی را تصویر کرده. حالا گفتند که منظور مجسمه و این‌هاست. این‌ها عذابش می‌کنند تا اینکه بدمد در این. بهش می‌گویند که تو که صورتش را درست کردی، روح هم درش بدم، درش روح ایجاد کن (یعنی تکلیف به محال). بهش جسم دادی و از رویش ساخت ی. حالا بس است دیگر. برخی مصاحبه وحشت، حتی نقاشی را. «ولیس بنافخٍ فیها»؛ اینم خوب نمی‌تواند روح بدمد در آن.

۲. «والمکذب فی منامه یعذب حتی یعقد بین شعرتین»؛ کسی که تکذیب می‌کرد در خوابش. این خواب دروغ جعل می‌کرد، از این «خواب‌گزارا»یی بودند که خواب می‌دیدند، یعنی هم خواب می‌دیدند، هم ساختن خواب هم می‌ساختند. «اینو دیدیم، اون‌جور شده، این‌جور شده». «در مورد فلانی این خواب را دیدیم». «در مورد فلانی این خواب». این‌ها هم عذاب می‌شوند تا اینکه بتوانند بین دو تا جو، دو تا جو را به هم گره بزند و «ولیس بعاقدٍ بینهما»؛ که خب نمی‌تواند این دو تا را به هم گره بزند. یعنی خدا تکلیف، یعنی غایت روی چیزی قرار می‌دهد که از طاقت این‌ها بیرون باشد. بگوید: «تا آن را انجام ندهی در عذابی». آن هم نمی‌تواند این کار را انجام بدهد. جهنم انگار یک کاری کرده، کارت، یعنی مقدماتی را انجام داده، در حد او نبوده. نباید توی این حوزه‌ها دخالت می‌کرده. حالا روز قیامت ظهورش به این است که می‌گویند که: «خب تو آنجا که دخالت کردی، اینجام دخالت می‌توانی. اینجا دخالت کنی، بیا درش روح بدم. بیا درش، نمی‌دانم، گره بزن».

۳. «والمستمع الی حدیث قوم و هم له کارهون»؛ دسته سوم کسی است که فال‌گوش‌وایساده، حرف قومی را گوش بدهد که آن‌ها برایش کراهت دارند. آن‌ها دوست نداشتند این بشنود. شنود می‌کند، چه می‌دانم، فال‌گوش وایمی‌ایستد، پشت در وایمی‌ایستد. «یصب فی اذنه الانک و هو اسرب». تو گوشش سرب داغ می‌ریزند. آن کسی که همچین کاری را کرده.

حدیث بعدی: «عن ابن عباس قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: من صوّر صورة عُذّب و کُلّف ان ینفخ فیها».

ابن عباس از پیغمبر نقل کرد: «فرمود که هر که صورتی را تصویر کند، عذاب می‌شود و مکلف می‌شود که درش بدمد».

«و من کذب فی حُلمه عُذّب و کُلّف ان یعقد بین شعرتین و لیس بفاعلٍ».

کسی که در حُلمش تکذیب کند، یعنی نسبت به خوابی که (رویای جعلی، رویاسازی کند) بگوید: «من این را خواب دیدم»، دروغ بگوید نسبت به خوابش. او هم عذاب می‌شود و مکلف می‌شود که بین دو تا جو، دو تا «جو» را به هم گره بزند. دو تا «جو» یعنی مثل دو تا دانه برنج. گره بزنید؛ می‌شود یک نخی «بیاین» دورش بپیچونید که خب می‌شود، خود این را به آن گره بزنی (تکلیف محال).

«و من کارهون»، که عرض کردم کسی فال‌گوش‌وایساده: «یصبّ فیه الانک»؛ این در دو گوشش قَلَع، قَلَع گداخته ریخته می‌شود.»

پایینش توضیح داده، گفته «اناک هو الرصاص». «رصاص» به سرب می‌گویند. به گلوله‌های سربی هم می‌گویند «رَصاص». «اَناک» را گفته «رَصاص». این همان سرب داغ، گلوله‌های سربی است که روز قیامت در گوشش «سرخ می‌ریزم»، کسی که این کار را کرده. در واقع تو این دنیا ریخته، آن‌وَرش ظهور پیدا می‌کند. چون نسبت دنیا و آخرت، نسبت ظاهر و باطن است.

«یعلَمون ظاهراً من الحیاة الدنیا و هم عن الاخرة هم غافلون». آیه قرآن می‌فرماید که: «این‌ها ظاهر دنیا را می‌دانند و از آخرت غافل‌اند». خب یعنی چه؟ یعنی آخرت باطن دنیاست. هر چه که تو آخرت داریم، بروز همین‌جا است. اینجا بوده، طرف نمی‌دانسته. همان وقتی که فال‌گوش‌وایساد، همان موقع سرب ریخت تو گوشش. نفهمید. حالا اینجا می‌فهمد، ولی «خداای باشه»، می‌بیند، می‌فهمد، می‌فهمد که این چه وضعیتی است. آها، غافل! بسیار خب.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح کتاب خصال

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00