آخرین توصیه جناب خضر به حضرت موسی ع
محبوبترین کارها نزد خدا
آتش روز قیامت با سه دسته صحبت میکند
سه چیز که کمرشکن است
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.
روایت وصف حال رفته به امروزم، از امام سجاد (علیه السلام) نقل شده است: «کانَ آخرُ ما أَوْصاهُ الْخِضْرُ مُوسَى بْنِ عَلَیهِم السّلام»: آخرین توصیهای که جناب خضر به حضرت موسی (علیه السلام) کرد، این بود که «لا تُعَیِّرَنَّ أحداً بِذَنْبه»: کسی را بابت گناهی سرزنش نکن. و «اِنَّ أَحَبَّ الْاُمورِ إِلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ ثَلَاثَهٌ»: محبوبترین چیزها برای خدا سه مورد است:
۱. «الْقَصْدُ فِی الْجِدَه»: میانهروی در جِده. جِدّه و وَجده به معنای یافتن است. کدام چیزی که یافت؟ موقعیتی که یافت، میانه برود، وسط برود.
۲. «وَالْعَفْوُ مَعَ الْمَقْدِرَه»: وقتی که قدرت دارد، ببخشد.
۳. «وَالرِّفْقُ بِعِبَادِ اللَّهِ»: با بندگان خدا راه بیاید.
«وَمَا رَفَقَ اَحَدٌ بِاَحَدٍ فِی الدُّنْیَا إِلَّا رَفَقَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ بِهِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ»: کسی در دنیا با کسی رفیق نبود، مگر اینکه خدا با او در قیامت رفق داشت. و «رَأسُ الْحِکْمهِ مَخَافَهُ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى»: رأس حکمت، ترس از خداست. شهید مطهری (ره) روی این عبارت شرح مبسوتی دارند، به نظرم در کتاب "حکمت و اندرزها" است.
حدیث بعدی از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است: «تَكَلَّمُ النَّارُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ ثَلَاثَهَ»: آتش روز قیامت –پناه بر خدا– با سه دسته صحبت میکند. «تکلم» است، نه «تکلّم». «تعیّر» است، نه «تعَیرَ». یکی با امیرالمؤمن (ثروتمند و حکمران)، یکی با قاری قرآن و یکی با کسی که ثروت داشته. آتش روز قیامت با سه دسته صحبت میکند:
۱. با أمیر، کسی که حکومت داشته: «وَتَقُولُ للْأَمِیرِ»: اول از همه به أمیر میگوید، به آن که قدرت دستش بوده: «یَا مَنْ وَهَبَ اللهُ لَهُ سُلْطَاناً فَلَمْ یَعْدِلْ، فَتَدْرَوْهُ کَمَا یَدْرُو الطَّیْرُ السَّمْسَمَ.» جملاتی هم یادش میآید، میخواهد مرور کند. میگفتند یک عده، حالا توسعه دماوندی، اشکال ندارد، مملکت باید پیش برود. طرحی هست، اختلاسی هم در کنارش میشود، اشکال ندارد، طرح را پیش ببرد. انشاءالله دیگر نشنوید این حرف را. آتش به أمیر میگوید: کسی که خدا به تو سلطان بخشید، ولی عدالت نداشتی! پس آتش او را میبلعد، آنچنان که پرنده، دانه کنجد را میبلعد.
۲. با قاری: «وَتَقُولُ لِلْقَارِعِ: یَا مَنْ تَزَیَّنَ لِلنَّاسِ وَ بَارَزَ الله بِالْمعَاصِی، فَتَدْرَوْهُ کَمَا یَدْرُو الطَّیْرُ السَّمْسَمَ.» به قاری میگوید: ای کسی که برای مردم تزئین کردی و با معاصی با خدا مبارزه کردی! او را هم میبلعد.
۳. با غنی: «وَ تَقُولُ لِلْغَنِیِّ: یَا مَنْ وَهَبَ اللهُ لَهُ دُنْیَا کَثِیرَهً وَاسِعَهً فَلَمْ یُؤَدِّ حَقَّهَا، فَجَاءَهُ الْفَقِیرُ لِیَسْتَقْرِضَهُ، فَأَبَی إِلَّا بُخْلاً. فَتَدْرَوْهُ کَمَا یَدْرُو الطَّیْرُ السَّمْسَمَ.» به کسی هم که ثروتمند بوده میگوید: ای کسی که خدا به تو دنیایی داد که خیلی گسترده و واسع بود از جهت فیض! یک فقیری آمد، قرضى از تو خواست، پس از دادن آن، بخیل شدی و امتناع کردی. او را میبلعد.
و حدیث آخر، دو تا حدیث با یک مضمون:
امام باقر (علیه السلام) فرمودند: «ثَلَاثُ خِصَالٍ کَمَاةُ الظَّهْرِ»: سه چیز کمرشکن است:
۱. «رَجُلٌ یَسْتَکْثِرُ عَمَلَهُ»: مردی که عملش را زیاد بشمارد.
۲. «وَنَسِیَ ذُنُوبَهُ»: گناههایش را فراموش کند.
۳. «وَ أَعْجَبَ بِرَأْیهِ»: و به نظر خودش عجب داشته باشد.
و حدیث بعدی: «قَالَ إبْلِیسُ لَعْنةُ اللهِ عَلَیْهِ لِجُنْدِهِ»: ابلیس (لعنتالله علیه) به سپاهیانش میگوید که «مَتَى اسْتَمْکَنْتُ مِنْ ابْنِ آدَمَ فِی ثَلَاثَ لَمْ أُبَالِ ما عَمِلَ»: اگر من در سه چیز قدرت پیدا کنم نسبت به فرزند آدم، دیگر باکی ندارم که او چه کاری انجام دهد؛ غیرمقبول میشود:
۱. «إِذَا اسْتَکْثَرَ عَمَلَهُ»: وقتی که عملش را زیاد بشمارد.
۲. «وَنَسِیَ ذُنُوبَهُ»: گناههایش را فراموش کند.
۳. «وَ دَخَلَهُ الْعُجْبُ»: و عجب او را بگیرد.
خدا عاقبت ما را بخیر بکند، با این فتنههای اکبر و اصغر، و گوناگون درونی و بیرونی. همهنوع ابتلا و امتحانی هست. امین است، خلاصه برای ضلالت کاملاً فراهم نگه دارد. مراقبت بخیر بکند، انشاءالله. الحمدلله رب العالمین.
در حال بارگذاری نظرات...