فتنههای شیطانی
درد و طبیب دین
سه دوست مرد مسلمان
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم. خب، از آن احادیث سانسوری که نباید جایی گفته شود و رسانهای نیست، این حدیث، حدیث اول از اَسبغ بن نُباته است. قال امیرالمؤمنین علیهالسلام: حضرت فرمودند که امیرالمؤمنین فرمودند: «الفِتَنُ ثَلاثٌ». فتنهها سه تا چیز است:
«حبُّ النساء و هو سیفُ الشیطان». اولیاش دوست داشتن زنان است. این دوست داشتن شمشیر شیطان است.
«وَ شُربُ الخَمرِ وَ هُوَ فَخُّ الشیطانِ». بله، دومیاش شرب خمر است که تله شیطان است.
«وَ حُبُّ الدّینارِ وَ الدِّرهمِ وَ هُوَ سَهمُ الشیطانِ». سومیاش محبت دینار و درهم است که آن تیر شیطان است.
«فَمَن احَبَّ النساءَ لم یَنتَفِع بِعَیشِه». کسی که زنها را دوست داشته باشد، نفعی از عیش خودش نمیبرد. حالا دوست داشتن، دوستداشتن شهوتآمیز و مادی است؛ بدون هدف، بدون هیچ بُرد معنوی. و خب، این با آن "حُبّ النسا" که پیغمبر داشتند فرق میکند. آن جنبههای لطافت و ظرافتهای زنانه است که خدا این را قرار داده و اصلاً خود خدا زینت داده است: «لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ». علامه طباطبایی دو تا بحث خوب اینجا دارند: یکی ذیل همین آیه «لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ»، یکی هم ذیل آن آیه «حَرْثٌ لَکُمْ» در مورد اینکه جایگاه زن و آن کششی که زن در مرد ایجاد میکند، خدا این را آفریده، طبیعی است. آن کشش، آن علاقه، طبیعی است. محبت طبیعی است. «وَ جَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّةً وَ رَحْمَةً». مودت باید باشد، محبت باید باشد، کشش باید باشد. این با آن "حُبّ النسا" فرق میکند؛ این "حبُّ النساء" زنبارگی است. کسی که اهل زنبارگی باشد و توی ماجراها بیفتد، سودی از زندگی نمیبرد؛ مشغول میشود، درگیر میشود. میدیدیم دیگر، امثال محمدرضا ملعون، آن زنبارگی، وضعیت لجنباری که داشتند، آخرم سر همین جانش را از دست داد. مصرف بیرویه داروهای مقوی تو این زمینهها و حذف شدن انرژی.
«وَمَنْ أَحَبَّ الشَّرَابَ حُرِّمَتْ عَلَیْهِ الْجَنَّةُ». کسی که شراب دوست داشته باشد، بهشت بر او حرام میشود.
«وَمَنْ أَحَبَّ الدّینارَ وَ الدِّرهَمَ فَهُوَ عَبدُ الدُّنیا». کسی هم که دینار و درهم را دوست داشته باشد، برده دنیاست.
«وَ قالَ عیسی بن مریم عَلیه السلام: اَلدّینارُ داءُ الدّینِ». عیسی بن مریم فرمود: دینار درد دین است. «وَ العالِمُ طَبیبُ الدّینِ». خیلی زیباست! پول درد دین است، عالم طبیب دین است. «فَإِذَا رَأَیْتُمُ الطَّبِيبَ یَجُرُّ الدَّاءَ إِلى نَفسِهِ فَاتَّهِموهُ». وقتی دیدید که پزشک، وقتی دیدید که پزشک درد را به سمت خودش میکشد، او را متهم کنید. اینجا منظور چیست؟ عالمی که دنبال پول بیفتد، دنبال دنیا بیفتد؛ «وَ اعلموا أنّه غیرُ ناصِحٍ لِغَیْرِهِ». این آدم برای کسی دلسوز نیست؛ بدون شک این آدم برای کسی، عالمی که دنبال پول راه افتاده، دلش برای کسی نمیسوزد. عالمی که دنبال پول راه بیفتد، چقدر حرفه اینجا! روایت: «مُتَّهِمُوهُ». همین قدر که کانون قدرت و ثروت بسته است، رفیق رفقایش همه پولدار، کابینش همه پولدار، گِرد پولداران پیدا میکند و به پولدارها میچرخد. رسماً میگوید به پولدارها احترام بگذارید! رسماً میآید وقتی هم از سیره پیغمبر دارد میگوید، میگوید پیغمبر بین فقیر و غنی فرق نمیگذاشت! پس نامهای به عثمان حنیف چی بود؟
حدیث بعدی از امیرالمؤمنین علیهالسلام: «اِنّ لِلمُسلِم ثلاثَ إخوانٍ». حضرت فرمودند که مرد مسلمان سه دوست دارد.
«فَخَلیلٌ یَقولُ: أنا مَعَکَ حَیّاً وَ مَیّتاً». الله اکبر! «وَ هُوَ عَملُهُ». دوست اول آدم به آدم میگوید که من با تو هستم، میخواهی زنده باشی، میخواهی مرده باش. آن چیست؟ عملش.
«وَخَلیلٌ یَقُولُ لَهُ: أَنَا مَعَکَ إِلَى بَابِ قَبْرِکَ، ثُمَّ أُخَلّیکَ». رفیق دوم میگوید: من تا دم قبرت با تو میآیم. «فَهُوَ وَلَدٌ».
«وَخَلیلٌ یَقُولُ لَهُ: أَنَا مَعَکَ إِلَى أَنْ تَمُوتَ». دوست سوم میگوید: من تا وقتی که بمیری با تو هستم. همین که مردی، دیگر ولت میکنم.
در روایت هست که امام سجاد علیهالسلام فرمودند که: «ماندهایم چه کنیم؟» حدیث از پیغمبر. اگر سکوت کنیم، میگویند که شما چرا ساکتید؟ اگر حرف بزنیم، باور نمیکنند، مسخره میکنند. یک کسی آنجا بود، جمعی بودند، گفتند که آقا بفرمایید، ما استفاده میکنیم، مسخره نمیکنیم. حضرت فرمودند که پس، حدیثی از پیغمبر برایتان میگویم. حضرت فرمودند که پیغمبر فرمود: وقتی که مردهای را به سمت قبر میبرند، مردم زیر تابوتاند و – مرد جنازهای که توی تابوت، روح او – مرده میآید مینشیند روی تابوت و حرف میزند با مردم. میگوید که: «من بیچاره شدم، من بدبخت شدم. شما مثل من نباشید. شما عبرت بگیرید. من پول جمع کردم، افتاد دست زن و بچه آنان، لذتش را میبرند. من باید جوابش را پس بدهم.» این را که حضرت فرمودند، یک کسی آنجا نشسته بود، گفتش که: «آقا این مرده با مردم حرف میزند؟ یک وقت نپره روی سرشان؟» مسخره! حضرت فرمودند که: «خدایا، اگر این آدم به قصد تمسخر این حرف را زد، او را به بدترین نحو بگیر و او را اخذ کن، ای خدای عزیز مقتدر!» در روایت دارد که در «کافی شریف» هم هست، در روایت دارد که به چهل روز نکشید، از دنیا رفت. امام سجاد در منزل بودند، یکی از دوستان آمد با چهرهای پریدهرنگ و چهرهای زرد و فلانی بودم، فلانی بود. اینجا چند روز پیش، گفتش که: «من رفتم توی قبر، تلقینش را بگویم، به خاطر رفاقتی که باهاش داشتم. با همین گوش خودم شنیدم، لبهایش به حرکت آمد و حرف زد. گفتش که: «هر آنچه که علی بن الحسین گفته بود، حق بود. من حق دیدم. ویلی، ویلی. وای بر من، وای بر من. بدبخت شدم، بیچاره شدم. همه آنهایی که گفته بود» و گفت که: «اموال را گذاشتم و بقیه میبرند» و مسخره کرد. بله، خلاصه، «لَا تَكُنْ خَازِناً لِغَیْرِکَ». تعبیر امیرالمؤمنین در نامه ۳۱. گاوصندوق بقیه نباش. بله، بله، گاوصندوق باشی، بله، میبرن، سودش را، حالش را. خرج انتخابات میکنند، کف خیابان خرج میکنند، سکه میخرند، تو زندان پخش میکنند، حساب کتابش را شما. پناه بر خدا.
خب، درس بعدی حدیث طولانی است. انشاءالله جلسه بعد خدمت این حدیث خواهیم بود. الحمدلله رب العالمین.
در حال بارگذاری نظرات...