شرح کتاب خصال

جلسه صد و نوزدهم

00:15:02
192

معرفی
آثار کسی که سه حج بیاورد
ثواب آثار زیارت کربلا
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.

«عَنْ أَنَسِ بْنِ مُحَمّدٍ یُرْوى عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ الْفَضْلِ أَنَّهُ قَالَ مَنْ حَجَّ ثَلَاثَ سِنِينَ مُتَوَالِيَاتٍ ثُمَّ حَجَّ أَوْ لَمْ یَحُجَّ فَهُوَ بِمَنْزِلَةِ مُفِیدٍ مِنَ الْحَجِّ.»

«مُدْمِن» یعنی کسی که دائم کاری را انجام می‌دهد. «ادمان»؛ «مدمن الخمر» یعنی کسی که دائم‌الخمر است؛ «مدمن الحج» یعنی کسی که دائم الحج است. فرمود: «کسی سه تا حج برود، بعدش می‌خواهد برود یا نرود، هر سال اسمش را در فهرست حج می‌نویسند.» سه تا حج پشت سر هم. بله، سه تا حج که پشت سر هم برود، «ثُمَّ حَجَّ أَوْ لَمْ یَحُجَّ» سال بعد دیگر حج برود یا نرود.

حدیث بعدی: «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ قَالَ مَنْ حَجَّ ثَلَاثَ حِجَجٍ لَمْ یُصِبْهُ فَقْرٌ أَبَداً.»

فرمود که امام صادق فرمودند: «کسی سه تا حج به جا بیاورد، دیگر ابداً فقر به او نمی‌رسد.» همان‌طور که رزق معنای خودش را دارد، ثروت و غنا معنای خودش را. اتفاقاً «بَدَن» از باب این است که هیچ وقتش ولی فقیر. «اطلاق»ش باید با سیاق و ادله دیگر و این‌ها باشد. دیگر ثمرات الان آن هم هست. بله، تناسب حکم و موضوع را در نظر گرفته است.

«عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ»، «ادمان» اسم فاعل است. «عَن أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ أَنَّهُ قَالَ حَدِیثٌ عَجِيبٌ عَلَیْهِ ثَلَاثَ سِنِینَ ثَلَاثَ حَسْنَى.»

«هر شتری که سه سال بر او حج به جا آورده شود، «جُعِلَ مِنْ نِعَمِ الْجَنَّهِ» جزو شتران بهشتی خواهد بود.» معلوم می‌شود که حیوانات هم حشر دارند، جنت دارند، نار دارند. «وَ رُوِیَ سَبْعَ سِنِینَ»، برخی روایت هفت سال دارد. عجیب‌تر از این‌هاست. کدو در روایت صنایع هفت سال آمده بود، کفنش کنید و چه کنید و با چه احترامی دفنش بکنید. بله، امام سجاد (علیه السلام) شتری داشتند که بیست تا حج با او به جا آورده بودند که بعد از رحلت امام سجاد، آمد و سر کوبید به مزار امام سجاد؛ آن‌قدر زد که از دنیا رفت. اموات قبرستان بقیع، همین شتر امام سجاد که در روایت هم دارد که حضرت به او حتی کمترین ضربه‌ای هم وارد نکرد. برای همین از شدت اشتیاق حضرت. بله، خیلی‌های دیگر نفهمیدند.

حدیث بعد، خورده احادیثش در باب حج رفته. مرحوم صدوق دارای حدیث دیگر هم نقل می‌کند: «حَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ الدَّیْلَمِیَ أَنَّهُ قَالَ سَمِعَ الرِّضَا عَلَیْهِ السَّلَامَ یَقُولُ مَنْ حَجَّ بِثَلَاثِ نَفَرٍ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فَقَدِ اشْتَرَى نَفْسَهُ مِنَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ بِالصَّمَدِ.»

«کسی در میان سه نفر از مومنین حج به جا بیاورد، خودش را از خدا خریده.» پولی که خرج حج کرده، انگار خودش را خریده. «وَلَمْ یَسْأَلْهُ مِنْ أَیْنَ کَسَبَ مَالَهُ مِنْ حَلَالٍ وَ حَرَامٍ.» دیگر خدا از او نمی‌پرسد که «مال تو را از کجا درآوردی، حلال بود یا حرام؟» کسی با سه نفر از مومنین... «مَنْ حَجَّ بِثَلَاثَهٍ»، یعنی سه تا سه نفر را با خودش حج ببرد. یعنی برود خرج سه نفر را در این حج، در این سفر، تأمین کند. قدیم کاروانی می‌رفتند، این‌جوری دیگر. نه اینکه کاروانیان یک مدیر کاروان داشته باشند، هر کس پولش را بدهد و این‌جوری که کاروان به هم‌نشینی انفرادی. آن کاروان یعنی اینکه یک جمعیت با همند، «جمع المالن»، «جموزادن»، توشه‌شان با همه، وسایلشان با همه، مرکبشان با همه. حالا کسی هزینه این سه نفر را بدهد.

خب، این روایتی که در مورد حج است، خیلی قیمتی از این جهت که روایات کربلا هم تنقیح مهملات همین می‌شود. و هرچه که روایت در باب کربلا و زیارت امام حسین داریم، شما این مبانی و این ادله را می‌توانید آنجا پیاده بکنید، به طریق اولی. چون هر یک زیارتش، اقل ثوابش، هر زیارتش، اقل ثوابش یک حج مقبوله است. اقل ثوابی که در ثوابات کربلا ذکر شده، عمره. بله، عرض کنم که لذا اینکه می‌فرماید: «سه نفر را حج ببر»، خب کسی سه نفر را کربلا ببرد، به طریق اولی.

نود درباره آنی که فرمود: «کسی سه بار حج برود، دیگر فقر بهش نمی‌رسد»، کسی سه بار کربلا برود، به طریق اولی. تازه آن یک کربلا تا هفتاد تا حج پیغمبر هم گفته شده. پیغمبر کامل و زیارت که روایت عجیب و غریبی دارد. یعنی مغز آدم سوت می‌کشد. بله، من شاید دو بار این کتاب را خواندم، کتاب قطوری هم هست. واقعاً مغز آدم سوت می‌کشد. عایشه پرسید که: «حج با شما؟» حضرت فرمود که: «بلاء و لکن فلان رفت بالاتر.» ده تا، ده تا، بیست تا، بیست تا، سی تا، هفتاد تا. وقتی داری که هر قدمش این‌قدر است، هر قدمش حج و عمره مقبوله است. از جمله مقوله‌های عجیب و غریب زیارت کربلا را ملحق کردن به حج.

حضرت فرمودند که گفت که: «آقا چرا پس کربلا را واجب نکردند؟» خلافتی عجیب است. در کامل الزیاره ندیدم کسی خوب بحث کرده باشد، هنوز پیدا نکردم کسی کار کرده باشد. «این همه ثواب که برای کربلا می‌گویید، پس چرا کربلا را واجب نکردند؟» حضرت فرمودند: «تو که مست می‌کشی روی پا، روی پا را مس می‌کشی یا کفش؟ کدامش واجب است؟» کف پا روی‌ پا. این برای همین حج واجب است، کربلا واجب نیست. حالا اینجا بطنش که آمده، حضرت فرمودند: «زهرش رو یا بطنش رو؟» یک عده گفتند که: «یعنی روی پایت را مس می‌کشی یا کف پایت را مس می‌کشی؟» خب، اگه برای تمیزی است، روی پا بیشتر کثیف می‌شود یا کف پا؟ کف پا. ولی خدا کدام را امر کرد؟ روی پا را. با اینکه کدام اولویتش بیشتر بود؟ کف پا.

زهر و بطن به معنای رو و کف نیست. به معنای ظاهر و باطن است. یعنی خدا گفت: «پا را بشور.» یعنی با این پای ظاهری فقط این را تمیز کن یا آن پایی که اقدام می‌کند، آن را طهارت بده؟ خب، کدامش را واجب کرد؟ ظاهر را واجب کرد. یعنی این‌ها یک باطنی دارد، حقیقتی دارد. «أَقِمِ الصَّلَاهَ لِذِکْرِى.» نماز برای ذکر خداست و برای اینکه دل فارغ بشود از غیر خدا به طمأنینه برسد. ولی «طمَّ الصَّلَاهَ» واجب است یا ادای همین اذکار ظاهری؟ ظاهرش واجب است. لذا از این روایت فهمیده می‌شود که زیارت کربلا باطن حج است. نه از این روایت، فراوان. تفاخر زمین کربلا و زمین مکه. روایت مفصلی است. زمین مکه گفت: «من مثلی؟» کی مثل منه؟ تن‌ها زمینی که خدا ملاقاتش را واجب کرده بر بندگانش، منم. که ندا آمد: «لَا تُفَاخِرْ.» زمین کربلا را خدا به او نشان داد، گفت: «اگه این نبود، تو هم نبودی. به واسطه این حفظت کردم.» و این را دوازده هزار سال قبل از تو خلق کردم. در روایت کامل الزیارات ما باب مفصلی داریم.

لذا این همه ثواب برای حج، باطنش امر دیگری است. حالا من خیلی نکات به ذهنم رسیده که می‌شود مکتوب کرد و بحث کرد و این‌ها در مورد زیارت امام حسین و حج، خصوصاً زیارت اربعین. خدا این باطن را دارد نشان می‌دهد. حالا عرض بکنم، وقتمان نگذرد.

در مورد حج دارد که: «سَوَاءً الْعَاکِفُ فِیهِ وَ الْبَادِ.» ما چیزی به اسم هتل‌داری نداریم. اساساً آن‌قدری که بررسی کردم، ما در سبک زندگی اسلامی، چیزی به اسم هتل نداریم. در دوران پیغمبر، شهرها هتل نداشت، مهمان‌سرا نداشت که مهمانی بیاید، پول بدهد، آنجا بماند. کاروان‌سرا هم الظاهر نبوده در آن دوره، مال زمان عباسی و این‌هاست. آن‌قدری که الان هست، بیشترش پیدا نشد. آنی که بوده یا مسجد بوده. آن‌قدری که من دیدم در روایات، خصوصاً در دوره پیغمبر که اصحاب صفه آمدند، حضرت مسجد را به این‌ها دادند. شما ملاحظه فرمودید در مسجدالنبی، منطقه صفه را کی دادند؟ سکویی انتهای مسجد به آن‌ها دادند و فرمودند که: «در خانه‌هایتان را باز کنید به روی مهاجرین.» و مهاجرین رفتند تو خانه انصار. «تَبَرَّجَتِ الدَّارَ»، آیات قرآن به همین اشاره می‌کند. «وَ لَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَهٌ» از اموال خودشان می‌دادند. «یُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَهٌ». با اینکه احتیاج داشتند. انصار هم‌پیمان شدند. با همند، تو خانه‌ها آمدند و راه دادند به مهاجرین، اتاق دادند، خانه دادند. اوج این در حج است. جای قرآن تصریح فرمود: «عاکف و بادی باید مساوی باشند.» اینجا یعنی ما مقیم و مسافر نداریم. هر کی که آمد، جا دارد. هر کی آمد، خانه دارد. اینکه یک عده مقیمند، هتل بسازند، پول بگیرند، دقیقاً خلاف نص صریح قرآن است. در دوران امام عصر برداشته می‌شود این حرف. خانه‌ها و درش باز باشد، اصلاً در نباید داشته باشد.

حالا ببینید، امیرالمومنین در نهج‌البلاغه توضیح می‌دهند به والی مکه، می‌فرماید: «این را باید اقامه بکنی.» ما مقیم و چیز نداریم، مقیم و مسافر نداریم. هر کی که حج می‌آید، حج مکه، مسجدالحرام مال همه است. هر کی که آمد، جا دارد، غذا دارد، آب دارد. بیت‌المال. از بیت‌المال باید بهش جا بدهند، غذا بدهند، عرض کنم که آب بدهند و قس علی هذا. خب، حالا شما این را تو حج که نمی‌بینید، کجا می‌بینید؟ زیارت اربعین می‌بینید. یعنی غذایت را می‌دهند، مکانی برای خواب می‌دهند، جای خالی را می‌دهند. بادی که ظاهرش حج بود، باطنش کربلا بود. دارد باطنش قبل اینکه ظاهرش رخ بدهد، باطنش دارد رخ می‌دهد. فراوان مسائلی که خدای متعال اراده کرده که در حج اتفاق بیفتد ولی دارد در کربلا اتفاق می‌افتد. و خب، این خودش نوید بزرگی است. در هر صورت، تشابه و تناسب حج و زیارت، خصوصاً زیارت کربلا.

درباره سایر زیارات هم داریم، زیارت امام رضا هم حج مقبوله است. تعبیرهای مرحوم بهجت: «بلکه بالاتر از حج است.» بالاتر از حج است. زیارت امام رضا بالاتر از حج است. چرا؟ چون «تَمَامَ الْحَجِّ لِقَاءُ الْإِمَامِ». اصلاً فرمود در علل و شرایع فرمود که: «خدا حج را واجب کرد برای اینکه مردم بیایند به واسطه کعبه و بعدش ما را ملاقات بکنند.» بیایند مکه که بعدش بیایند مدینه، ملاقات ما بکنند. این مهندسی خدا بوده برای ملاقات ما که بیایند معارف را از ما بگیرند. وگرنه این دوره سنگ گشتن و این همه رفت‌وآمد و این‌ها اولاً مظاهر و شعائر ولایی را خدا در این حج خیلی تبلور داد. حضرت ابراهیم جایگاه خاصی داد. سعی صفا و مروه، رمی جمرات، عرض کنم که وقوف در عرفات، آن ماجرای قربانی و این‌ها، این‌ها همه ظهورات ولایی است. این‌ها وقتی خوب باطنشان، آن جنبه‌های تسلیم ولی‌الله بودن و جلوه‌های تسلیم بودن خوب برایشان یادآوری شد، حالا بیایند محضر امام. طراحی حج برای این است. خب، حالا این طراحی بالاتر یا طراحی زیارت؟ این غرض تو حج بیشتر حاصل می‌شود یا تو زیارت؟ مسلماً تو زیارت. مصالحی هم که تو زیارت است، باید به طریق اولی بیشتر از حج باشد. ثوابش هم باید بیشتر از حج باشد. این‌ها بحث‌هایی است که باید مفصل سرش بحث کرد. به مناسبت بحث حج که اشاره فرمودید، روایاتی را مرحوم صدوق نقل کرده، نکاتی را عرض کردیم.

الحمدلله رب العالمین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح کتاب خصال

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00