شرح کتاب خصال

جلسه صد و بیست و یکم

00:11:41
186

معرفی
برای سه دسته امید نجات نیست
سخت‌ترین لحظاتی که انسان می‌گذراند
عمل قبیحی که از انسان نزد خدا وجود دارد
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.

قال امیرالمؤمنین علیه‌السلام: «تَحِلُّ الْفُرُوجُ بِثَلَاثِ وُجُوهٍ»

حضرت امیر علیه‌السلام فرمودند که زن‌ها به سه طریق حلال می‌شوند: «نکاح به میراث» و «نکاح به مِلک‌الیمین» و «نکاح بلا میراث».

یک ازدواج، ازدواج به میراث، یعنی زن ارث می‌برد که می‌شود عقد دائم که همسر وقتی عقد دائم بشود ارث می‌برد و اگر عقد موقت باشد ارث نمی‌برد. و «نکاح به ملک‌الیمین» که کنیز آدم باشد. و یکی هم «نکاح بلا میراث» است که عرض کردیم همان عقد موقت است که در آن شرط کنند. (حالا باید بحث‌های فقهی‌اش را دید.)

حدیث بعدی از امام صادق علیه‌السلام، جعفر بن محمد علیهم‌السلام. شاید بعضی جاها باشد؛ ولی غالب که نیستم (در سمت ما که در بلاد ما که نیست). در برخی کشورهای آفریقایی، مانند جزایر قمر و این‌ها ظاهراً باشند.

«قَالَ: إِنِّي لَأَرْجُو اَلنَّجَاةَ لِهَذِهِ اَلْأُمَّةِ لِمَنْ عَرَفَ حَقَّنَا مِنْهُمْ إِلاَّ لِأَحَدٍ ثَلاَثَةٍ»

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «امید به نجات دارم برای اون امت، برای کسی که حق ما را از ایشان بشناسد. کسی که از این امت باشد و حق ما را بشناسد، الا احد ثلاثه؛ مگر برای یکی از این سه تا.» حتی اگر معرفت به ما هم داشته باشند امید به نجات نمی‌شود داشت:

1. «صَاحِبُ سُلْطَانٍ جَائِرٍ» کسی که همنشین سلطان جائر است. با سلطان جائر رفت و آمد دارد، سرم و کار دارد.
2. «وَ صَاحِبُ هَوًى» میگم که اهل هوا و هوس است. همنشین هواست، با هوا سر و کار دارد.
3. «وَ اَلْفَاسِقُ اَلْمُعْلِنُ» و کسی که فسق علنی انجام می‌دهد.

این‌ها حتی اگر معرفت نسبت به اهل‌بیت هم داشته باشند، با این حال امید به نجاتی برایشان نمی‌رود. چون آن فسق آنقدر زیاد است که می‌آید، آنقدر بزرگ است که شاکله انسان را خراب می‌کند، ملکات را نابود می‌کند. حجاب بزرگی است برای اینکه انسان از آن معرفت بخواهد بهره‌مند بشود. وگرنه اگر به این معرفت باشد، خود ابلیس هم نسبت به اهل‌بیت معرفت دارد، نسبت به خدا معرفت دارد، خدا را می‌شناسد، قیامت را می‌شناسد. صرف شناخت این‌ها دردی را دوا نمی‌کند. ما فکر کنیم که همین قدر که می‌شناسیم تمام است. آن اعمال متناسب با این‌هاست که اعمال، رابطه اعمال با باورها رابطه مستقیم دارد. هر باوری که انسان عمل متناسب باهاش داشته باشد، این باور حفظ می‌شود، تقویت می‌شود. وقتی عمل متناسب با باور نباشد، کم‌کم باور ضعیف می‌شود، انسان آن باورش رو دیگر از دست می‌دهد. لذا خیلی‌ها خوب‌اند اول کار یه شور و شوقی دارند ولی خب هیجان است، باور نیست. و متناسب باهاش عمل هم نیست. اگر عمل باهاش باشد خیلی وزن متفاوت می‌شود.

خوب دعای جباری، قبل از اینکه بگویم «شیطان اگر که سواد داشت»، منظورشون عقل بوده. اگر عقل داشت. سواد و اطلاعات و این‌ها که بوده. یعنی یه خرده اگه عقلش رو کار می‌انداخت و حالی‌اش تصمیم گرفتن این باید باشه. قاعدتاً منظور ایشون این است.

حدیث بعدی از امام سجاد علیه‌السلام: «أَشَدُّ سَاعَاتِ اِبْنِ آدَمَ ثَلاَثُ سَاعَاتٍ»

شدیدترین ساعاتی که بر فرزند آدم می‌گذرد سه ساعت است:

1. «اَلسَّاعَةُ اَلَّتِي يُعَايِنُ فِيهَا مَلَكَ اَلْمَوْتِ» ساعت اول، ساعتی است که درش ملک‌الموت رو می‌بیند.
2. «وَ اَلسَّاعَةُ اَلَّتِي يَقُومُ فِيهَا مِنْ قَبْرِهِ» ساعت دوم، ساعتی که از قبر بیرون می‌آید.
3. «وَ اَلسَّاعَةُ اَلَّتِي يَقِفُ فِيهَا بَيْنَ يَدَيِ اَللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى» ساعت سوم، ساعتی است که در برابر خدا، در محضر خدا می‌ایستد.

که حالا یا به بهشت می‌رود یا جهنم.

سپس فرمودند: «ثُمَّ قَالَ إِنْ نَجَوْتَ يَا اِبْنَ آدَمَ عِنْدَ اَلْمَوْتِ فَأَنْتَ أَنْتَ وَ إِلاَّ هَلَكْتَ»

خدای متعال به او می‌فرماید که: «فرزند آدم، اگر موقع مرگ نجات پیدا کردی، تو همونی که هستی وگرنه هلاک.»

«وَ إِنْ نَجَوْتَ يَا اِبْنَ آدَمَ حِينَ تُوضَعُ فِي قَبْرِكَ فَأَنْتَ أَنْتَ وَ إِلاَّ هَلَكْتَ»

یعنی فکر نکنی که از خودت بود که نجات پیدا کردی. تو که همون آدمی، تو که همون ضعیف هستی، موجود ضعیف محتاج هستی. اگر وقتی‌که در قبر گذاشتندت نجات پیدا کردی، باز همون آدمی وگرنه هلاک می‌شدی.

«وَ حِينَ يَمُرُّ اَلنَّاسُ عَلَى اَلصِّرَاطِ فَأَنْتَ أَنْتَ وَ إِلاَّ هَلَكْتَ»

اگر وقتی‌که مردم حمل می‌شوند به سمت صراط، اونجا نجات پیدا کردی، باز تو خودتی وگرنه هلاک می‌شدی.

«وَ إِنْ نَجَوْتَ حِينَ يَقُومُ اَلنَّاسُ لِرَبِّ اَلْعَالَمِينَ فَأَنْتَ أَنْتَ وَ إِلاَّ هَلَكْتَ»

اگر وقتی‌که مردم قیام کردند در برابر، در محضر خدا وارد شدند، نجات پیدا کردی، باز تو همونی وگرنه هلاک می‌شدی.

بعد این آیه را خواندند حضرت: «وَ مِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى‌ يَوْمِ يُبْعَثُونَ» «پیش روی ایشان برزخی است تا روزی که مبعوث بشوند.»

«قَالَ: هُوَ اَلْقَبْرُ وَ إِنَّ لَهُمْ فِيهِ لَمَعِيشَةً ضَنْكاً»

حضرت فرمودند که این برزخی که گفته شد همان قبر است و برای ایشان در آن قبر زندگی سختی است، معیشت تنگی است.

«وَ اَللَّهِ إِنَّ اَلْقَبْرَ لَرَوْضَةٌ مِنْ رِيَاضِ اَلْجَنَّةِ أَوْ حُفْرَةٌ مِنْ حُفَرِ اَلنَّارِ»

به خدا قسم، قبر یا یک باغی از باغ‌های بهشت، یا یک چاله‌ای از چاه‌های جهنم است. قبرها اینه، برزخ اینه.

سپس فرمودند: «ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَى رَجُلٍ مِنْ جُلَسَائِهِ» «بعد رو کردند به یکی از همنشین‌هاشون.»

«فَقَالَ لَقَدْ عَلِمَ سَاكِنُ اَلسَّمَاءِ وَ سَاكِنُ اَلْجَنَّةِ مَنْ سَاكِنُ اَلنَّارِ»

آن کسی که در آسمان ساکن است، می‌داند کی در جهنم است و کی در بهشت. بله.

«أَنْتَ يَا رَجُلُ أَيُّ اَلْقَبْرَيْنِ قَبْرُكَ وَ أَيُّ اَلدَّارَيْنِ دَارُكَ»

فرمودند: «مرد، تو کدوم یکی از این دوتا آدمی؟ بهشتی یا جهنمی؟ به کدوم یکی از این دوتا خونته؟ بهشت یا جهنم؟» این‌ها دیگر سیاهی است برای مدل حرف زدن. خودتی تو، خود تو خودتی یعنی چی؟ یعنی تو همان تو همونی که بودی.

حدیث آخر هم از سلیمان بن داوود که می‌گوید شنیدم تعداد زیادی از اصحاب از امام صادق علیه‌السلام روایت می‌کردند که فرمود:

«قَالَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ لَمْ يَعْمَلِ اِبْنُ آدَمَ عَمَلاً أَعْظَمَ عِنْدَ اَللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مِنْ رَجُلٍ قَتَلَ نَبِيّاً أَوْ إِمَاماً»

پیغمبر فرمودند که فرزند آدم عملی عظیم‌تر نزد خدا از این عمل انجام نداده، از حیث بدی عمل، از حیث قبح عمل، از اینکه نبی یا امامی رو بکشد. سنگین‌ترین این عمل پیش خدا کشتن نبی امام است.

«أَوْ هَدَمَ اَلْكَعْبَةَ اَلَّتِي جَعَلَهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ قِبْلَةً لِعِبَادِهِ»

یا اینکه کعبه‌ای را خراب بکند که خدا او را قبله کرده برای بنده‌هاش.

«أَوْ أَفْرَغَ مَاءَهُ فِي اِمْرَأَةٍ حَرَاماً.»

یا اینکه منی خودش رو در رحم زنی به‌حرمت بریزد. ببینید چقدر بله، زنا و حملی که بخواهد از این صورت بگیرد، چقدر این عمل از حیث قبح و گناه سنگین است که در کنار کشتن نبی و امام و خراب کردن کعبه ذکر شده؟ خب چرا؟ چون آن کسی که امام رو می‌کشد، حرام‌زاده است. آن کسی که کعبه رو خراب می‌کنه، حرام‌زاده است. از همین‌جا نطفه شکل می‌گیرد. وقتی کسی به حرام نطفه شکل داد، کأنّهو زمینه رو ایجاد کرد برای اینکه کسی بیاید و امام رو بکشد. کسی بیاید و بالاخره ابوسفیان است و نطفه حرامی که ایجاد می‌کند، می‌شود معاویه، می‌شود زیاد و دوباره معاویه و زیاد نطفه حرامی که ایجاد می‌کنند، می‌شود یزید و عبیدالله. و این دوتا می‌شوند قاتل اباعبدالله. یزید و آیا کعبه رو خراب می‌کنه؟ همینه دیگه! این نطفه حرام است که اینطور می‌شود. لذا این عمل را در کنار اون‌ها ذکر کردند.

نجات بده از شرور أنفسنا.
الحمدلله رب العالمین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح کتاب خصال

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00