شرح کتاب خصال

جلسه صد و بیست و دوم

00:13:01
145

معرفی
مرد برای سه مورد کوچ می‌کند
نکته‌ای در مورد مهمانداری
علامت دین، ایمان و علم در بیان جناب لقمان حکیم
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم‌الله الرحمن الرحیم
عن ابی‌عبدالله (علیه‌السلام) قال: مکتوب فی حکمت آلِ داوود (علیه‌السلام): «لا یَرحَلُ الرّجلُ إلا فی ثلاثٍ». امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: «در حکمت آل داوود (علیه‌السلام) مکتوب است که مرد کوچ نکند، مگر در سه چیز»: (یعنی) حرکتی، سفری، جابه‌جایی‌ای.

«لِزادِ مَعادٍ، أو رَمَّتِ مَعاشٍ، أو لَذَّةٍ فی غیرِ مُحَرَّمٍ». (یا) برای این باشد که توشه‌ای برای معادش کند، یا معاشش را مرمت کند، لذتی در غیر حرام کسب کند.

«ثُمَّ قال: مَن أَحَبَّ الحَیاتَ ذَلَّ». آخرش هم فرمودند: «هرکه زندگی را دوست داشته باشد، ذلیل می‌شود.» آدم‌های ذلیل، آدم‌هایی که به خاطر اینکه در دنیا بیشتر بمانند، ذلیل می‌شوند. به خاطر اینکه چهار روز بیشتر زندگی کنند، بهتر زندگی کنند. از اینجاست که انسان ذلیل می‌شود. عهد حضوری باشد، این زندگی را لذت غیر مُعِزّ مباح و حلال.

امام صادق (علیه‌السلام) روایت، فروض فِراش الْرَّجُلِ. امام صادق (علیه‌السلام) نگاهشان افتاد به رختخواب و (متوجه) بودنِ آقایی. پس فرمودند: «فِراشٌ لِرَجُلٍ، و فِراشٌ لِأَهلِهِ، و فِراشٌ لِضیفِهِ، وَ الْفِراشُ الرّابِعُ لِلشَّیطانِ». یک دست رختخواب برای خودت، یک دست رختخواب برای خانمت، یک دست رختخواب برای مهمان. دست چهارم رختخواب مال شیطون.

حالا چقدر در زندگی ما هست؟ البته خب، یک دست رختخواب یعنی برای مهمان، سه دسته، سه نوع رختخوابم برای مهمان. ۱۰ دست رختخواب داریم، مهمانش زیاد است. نه، یعنی حتماً یک دست برای همه مهمان. غرض اینکه، سه گروه، یعنی دیگر اسراف و ... من در بعضی خانه‌ها ۱۰ تا ۲۰ تا پتو (می‌بینم)، حالا مهمانشم چقدر است؟ سال به سال که مهمان نمی‌آید. مهمانم بیاید، یک نفر، دو نفر، پنج نفر می‌ماند و دسته می‌خورم. فرهنگ تظاهر و انباشتن، مال ماها نیست. اهل بیت به شدت مبارزه کردند.

حالا یک نکته‌ای که در این بحث هست قدیمی است. ملافه‌های رختخواب‌هایی که استفاده نمی‌شود گاهی زرد می‌شود. به صورت موقتی برای اجنه رد اثر اجنه بعید نیست. «کُلُّ الشَّیطانِ». می‌تواند دو معنا داشته باشد. «لِلشَّیطانِ» یعنی آن می‌آید می‌خوابد. شیطان اسراف است از سنخ کار شیطان. بعضی موقع‌ها پیداست که همه چیز مثلاً تحت تأثیر یک چیز یکنواختی قرار نگرفته. عقیده‌های قدیمی‌ام (را) همه روی حکمتی می‌دانم. در صورتی می‌تواند، خانواده، بچه‌ها و عروس و داماد، مهمون و بیشتر شد مال شیطان.

از جابر بن عبدالله قال: «ذَکَرَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی‌الله علیه و آله) الْفُرُشَ». پیغمبر (صلی‌الله علیه و آله) فراش‌ها را ذکر فرمودند. «فَقَالَ: فِراشٌ لِلْرَّجُلِ، و فِراشٌ لِلْمَرْأَةِ، و فِراشٌ لِلسَّیفِ، و رابعُ الشَّیطانِ». یکی مال مرد است، یکی مال زن است، یکی مال مهمان است، یکی مال شیطان است. مال زن بالاخره تشکم اگر باشد بالاخره دوتاست دیگر. تک‌تک یا دوتا. حالا دنیا دو نفر است (یا) یک‌نفره است. در هر صورت منظور اینکه معین کردند که خودت و خانمت و مهمان‌ها و، یعنی خانواده و مهمان و دیگر بیش از این دیگر مال شیطان است، جمع کردنش.

خب عن ابی‌عبدالله (علیه‌السلام) قال: «قالَ لقمانُ لابنهِ: یا بُنَیَّ، لِکُلِّ شَیءٍ عَلَامَةٌ یُعرَفُ بِها و یُشْهَدُ عَلَیها». کلمات جناب لقمان به فرزندشان از جهت تربیتی خیلی کاربردی است. از بحث تربیتی باید خیلی از این‌ها استفاده کرد. هم سوره لقمان این‌طور است، هم سخنان جناب لقمان که در روایات نقل (شده است). یکیش این است: لقمان به پسرش فرمود که: «پسرم، هر چیزی علامتی دارد که با آن شناخته می‌شود و شهادت برش داده می‌شود.»

«و اِنَّ لِلدِّینِ ثلاث علاماتٍ»: «دین سه تا علامت دارد»: «الْعِلْمُ، وَ الْإِیمَانُ، وَ الْعَمَلُ بِهِ». علم، ایمان، عمل.
«وَ لِلْإِیمَانِ ثَلَاثَ عَلَامَاتٍ»: «ایمان سه تا علامت دارد»: «الْإِیمَانُ بِاللَّهِ، وَ کُتُبِهِ، وَ رُسُلِهِ». ایمان به خدا، کتاب‌های خدا، رُسل الهی.
«وَ لِلْعِلْمِ ثَلَاثَ عَلَامَاتٍ»: «علم سه تا علامت دارد»: «الْعِلْمُ بِاللَّهِ، وَ بِمَا یُحِبُّ، وَ بِمَا یَکْرَهُ». علم به آنکه، علم به خدا و علم به آنچه خدا دوست دارد و علم به آنچه خدا کراهت دارد. حکیم است دیگر جناب لقمان. چقدر جامعه! علم به خدا، عرف فقه، کلام، علم به آنچه خدا دوست دارد، فقه اخلاق حقوق. آنچه کراهت دارد، دوباره همین‌ها همه را در یک عبارت (جمع کرده است).

«وَ لِلْعَامِلِ ثَلَاثَ عَلَامَاتٍ»: «اهل عمل سه تا علامت دارد»: «الصَّلَاةُ وَ الصِّیامُ وَ الزَّکَاةُ». اینم اصل دستورات دینی هم همین سه تاست.
«وَ لِلمُتَکَلِّفِ ثَلَاثَ عَلَامَاتٍ». آدم که اهل تکلّف است سه تا علامت دارد. حالا تکلّف را نزد استاد مولف کتاب مفاتیح‌الحیات حمل بر وسواس (می‌کنند). آن آیه: «مَا أَنَا مِنَ الْمُتَکَلِّفینَ». آیه آن متکلّفشون به معنی وسواسی دانسته. حالا درصد آدم و اهل تکلف به هر معنایش، وسواس و هرچی، این هم سه تا علامت (دارد). آهان. سه تا علامت دارد:

«یُنَازِعُ مَنْ فَوْقَهُ»: «با کسی که بالا دستش است منازعه دارد». «وَ یَقُولُ مَا لَا یَعْلَمُ»: «چیزی که نمی‌داند را می‌گوید». «وَ یَتَعَاطَی مَا لَا یَنَالُ»: «به چیزی که نمی‌رسد دست می‌اندازد.»

«وَ لِلظَّالِمِ ثَلَاثَ عَلَامَاتٍ». (آدم) ظالم سه تا علامت دارد. «یَظْلِمُ مَنْ فَوْقَهُ بِالْمَعْصِیَةِ»: «به بالا دستش ظلم می‌کند، (یعنی) در معصیت (چون) حرفش را گوش نمی‌دهد». «وَ مَنْ دُونَهُ بِالْغَلَبَةِ». بالاخره به پایین‌دستی هم ظلم می‌کند، به غلبه و زور گفتن و این‌ها، و یا این ظلم و کمک ظالم (هم) مصداق دارد. نه.

«وَ لِلْمُنَافِقِ ثَلَاثَ عَلَامَاتٍ»: «منافق هم سه تا علامت دارد»: «یُخَالِفُ لِسَانُهُ قَلْبَهُ»: «زبانش با قلبش مخالفت دارد». «وَ قَلْبُهُ فِعْلَهُ»: «قلبش با فعل (یعنی) فعالیش (مخالف است)». «وَ سَرِیرَتُهُ عَلَانِیَتَهُ»: «ظاهر و باطنش هم با هم مخالفت (دارد)».

«وَ لِلْعَاصِی ثَلَاثَ عَلَامَاتٍ»: «گناهکار سه تا علامت دارد»: «یَخُونُ»، «یَکْذِبُ»، «یُخَالِفُ مَا یَقُولُ». خیانت می‌کند، دروغ می‌گوید، با آنچه که می‌گوید مخالفت می‌کند.

«وَ لِلْمُرَائِی ثَلَاثَ عَلَامَاتٍ»: «آدم ریاکار سه تا علامت دارد»: «یَکْسَلُ إِذَا کَانَ وَحْدَهُ». «وقتی تنهاست، کسل (است و) حال عبادت (ندارد)». «وَ یَنْشَطُ إِذَا کَانَ النَّاسُ عِنْدَهُ». «وقتی مردم پیششند نشاط دارد، حال عبادت دارد». تنها مسجدم‌های دعای کمیل و دانلود و این‌ها، همه جمعی‌اش خوب است. رقیب باشند حال پیدا می‌کند، خودش باشد هیچ وقت. «وَ یَتَعَرَّضُ فِی کُلِّ أَمْرٍ لِلْمَحْمَدَةِ». «هر کاری که حمد دیگران را برانگیزد انجام می‌دهد»، کاری که تعریفش.

«وَ لِلْحَاسِدِ ثَلَاثَ عَلَامَاتٍ»: «حسود سه تا علامت دارد»: «یَغْتَابُ إِذَا غَابَ». «وقتی که طرف غایب (است) غیبتش را می‌کند». «وَ یَتَمَلَّقُ إِذَا شَهِدَ». «وقتی طرف هست، جلویش تملّق می‌کند». «وَ یَشْمَتُ بِالْمُصِیبَةِ». «وقتی هم که در مصیبت (است) شَماتَت می‌کند».

«وَ لِلْمُسْرِفِ ثَلَاثَ عَلَامَاتٍ»: «آدم مسرف سه تا علامت دارد»: «یَشْتَرِی مَا لَیْسَ لَه»: «چیزی که مال او نیست، بالاتر از شأنش را می‌خرد». «وَ یَلْبَسُ مَا لَیْسَ لَه»: «چیزی را می‌پوشد که در شأنش نیست». «وَ یَأْکُلُ مَا لَیْسَ لَه»: «چیزی می‌خورد که در شأنش نیست».

«وَ لِلْکَسْلانِ ثَلَاثَ عَلَامَاتٍ»: «آدم تنبل هم سه تا علامت دارد»: «یُسَوِّفُ حَتَّی یُفَرِّطَ»: «آن قدر سستی می‌کند تا کار از دست برود.» «وَ یُفَرِّطُ حَتَّی یُضَیِّعَ»: «آن قدر از دست می‌رود که (کار) را نابود می‌کند که گناه کند.»
«وَ لِلْغَافِلِ ثَلَاثَ عَلَامَاتٍ»: «غافل سه تا علامت دارد»: «السّهوُ»، «وَ اللَّهْوُ»، «وَ النِّسْیانُ». سهو، لهو، نسیان.

احوال احمد بن عیسی میگه که امام صادق فرمودند: «وَ لِکُلِّ وَاحِدٍ عَلَامَاتٌ وَ شُعَبٌ». خب حدیث در روانشناسی، خیلی بحث کاربردی (است). هر یک از اینها را امام صادق فرمودند که: «از این علامت‌ها شعبه‌هایی دارند.» «یَبْلُغْنَ بِهَا أَکْثَرَ مِنْ أَلْفٍ وَ أَلْفِ بابٍ وَ أَلْفِ بابٍ». هر کدام از این علامت‌های، علامت‌هایی که جناب لقمان فرمود شعبه‌ای دارد که علم به او به بیش از هزار و هزار و هزار باب می‌رسد. یعنی سه میلیون. فکون. یا حتماً مقصود این است که هزار در هزار در هزار باشد. ظاهرش می‌خورد که هزار در هزار در هزار باشد. هر کدام از این علامات، هر علامتیش چند هزار بابی (است). در حسود سه تا علامت دارد، اون یکی سه تا علامت دارد. هر تک تک این علامات طالب لانف.

«آناءَ اللَّیْلِ وَ أَطْرَافِ النَّهَارِ». «حماد! طالب علم باش، شبانه روز، آناء اللیل و اطراف النهار». «فَإِنْ أَرَدْتَ أَنْ تَقَرَّ عَیْنُکَ، وَ تَنَالَ خَیْرَ الدُّنْیَا وَ الآخِرَةِ، فَاقْطَعْ طَمَعَکَ عَمَّا فِی أَیْدِی النَّاسِ». فقط عینک و تنال خیر دنیا و آخرة و فقط طمع فیما. جمله مهمی است: «اگر می‌خواهی چشمت قرار داشته باشد، چشمت (نچرخد(، قُرَةُ العَینِ یعنی دلخوشی». چرا؟ چیزی است که انسان وقتی به دست می‌آورد، دیگر چشمش نمی‌چرخد، چشمش قرار. آدمی که قرار ندارد، هی چشمش دنبال، دنبال می‌گردد، منتظر. وقتی که این انتظار از بین رفت، چشمی دیگر نچرخید، به آرامش رسید، این می‌شود قُرَةُ.

«و اگر می‌خواهی چشمت قرار داشته باشد و به خیر دنیا و آخرت برسی، طمع را قطع کن از آنچه که در دست مردم است.» «وَ عُدَّ نَفْسَکَ فِی الْمَوْتَی»: «و خودت را جز مردگان بشمار.» «وَ لَا تُحَدِّثَنَّ نَفْسَکَ أَنَّکَ فَوْقَ أَحَدٍ مِنَ النَّاسِ»: «با خودت فکر نکنی که از کسی بالاتری.» «وَ اخْزِنْ لِسَانَکَ کَمَا تَخْزِنُ مَالَکَ»: «همان‌جور که در گاو صندوق بستی، در دهان هم (ببند).»

الحمدلله رب...
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح کتاب خصال

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00