شرح کتاب خصال

جلسه صد و بیست و سوم

00:10:41
184

معرفی
خداوند متعال رزق انسان را در سه مرحله حیاتی می‌دهد
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.

عن ابی عبدالله علیه السلام قال: قال امیرالمؤمنین علیه السلام کان فی ما وعظ به لقمان.

امام صادق (ع) از امیرالمؤمنین (ع) نقل کردند که فرمودند: از آنچه لقمان به پسرش موعظه کرد، این بود:
قال له: یا بنیه لیعتبر من قصر یقین و ضعفت نیت فی طلب رزق.
«کسی که یقینش کوتاه و نیتش ضعیف است در طلب رزق، این باید عبرت بگیرد.» (یقین بلند و کوتاه مراتب و درجاتی دارد.)
ان الله تبارک و تعالی خلقه فی ثلاث احوال من امره و آطاه رزقه.
«خدای متعال او را در سه حال از امر خودش خلق کرد و رزقش را داد.»
ولم یکن له فی واحده منها کسب ولا حیله.
«و در هیچ‌کدام از این سه تا، نه کسبی داشت و نه حیله‌ای؛ اصلاً نمی‌فهمید که رزق چیست و نمی‌توانست دنبال رزق برود.»

خدای متعال در هر سه مرحله رزقش را داده است؛ دو حالت چهارم را هم می‌دهد. اولی کجاست؟ این حدیث، حدیثی است که بنده در برخی جلسات اشاره‌ای به آن می‌کنم. واقعاً تنبه‌آور است برای مردم؛ دل‌ها را روشن و زنده می‌کند.

اما اول ذالک: فانه کان فی رحم امه یرزقه هناک فی قرار مکین حیف لا یؤذیه حر و لا برد.
«اولین جایی که خدا به او رزق داد، وقتی بود که در رحم مادرش بود. خدا او را در یک جایگاه استواری قرار داد؛ نه سرما به او رسید نه گرما.»
رزق اول را خورده و خوابیده. حالا تازه از چه چیزی هم به او رزق داده؟ از خون! بله، می‌گویند کثیف‌ترین خون، ولی در حقیقت تمیزترین و سالم‌ترین خون است برای او. برای همین هم بله، برای همین اصل دیدنش خوب نیست. لذا ان بنات الانبیا لا تحیضن. این افتخار برای حضرت زهرا (س)، برای حضرت زینب (س)، برای حضرت مریم (س) این‌ها هست که این‌ها عادت ماهیانه نمی‌شدند. و این که می‌گویند این خون‌های کثیف و این ها را تخریب می‌کند، این طور نیست. خون تمیزی است و ندیدنش بهتر است. هر چه هم کمتر باشد بهتر است؛ هفت روز بهتر از ده روز، پنج روز بهتر از هفت روز، سه روز بهتر از همه این‌ها و ندیدنش از همه بهتر. باز در ایام شیردهی بهترش این است که نبیند زن. علی‌ ای‌ حال، مسئله خدا از این خون... از خون... تا جنینی کار خون‌آشامی است. آدم با خون‌آشامی دوران رحم رزقش را می‌گیرد. خدا رزق را از طریق خون با بند ناف می‌رساند. تو چه جایی؟ حالا رزق خوراکی یک طرف، رزق زمانی و مکانی... رزق مکانی در رحم: نه سرما، نه گرما. (بد فضولی کردیم در کارهای دکتر!) حالا به چه نحوی تنفس و این‌ها... تنفس به معنی چیز که ندارد؛ چون ریه‌ها آنجا اکسیژن... بله! با خون مبادله انجام می‌دهند و از همان کنار خون، اکسیژن را می‌گیرد. در ریه‌ها خون می‌آید کنار اکسیژن را از هوا می‌گیرد، آنجا خون می‌آید کنار خون، اکسیژن را (می‌گیرد).

رزقاً من لبن ام. حالا مرحله بعد:
او را از رحم خارج کرد. باز رزقی که او طلب نکرده بود؛ چی؟ شیر مادر!
یکفیه بهی که همان شیر کفایتش می‌کرد. می‌گویند یک سینه آب، یک سینه خوراک. روایت از پیغمبر: یک سینه آب، یک سینه خوراک. رزقش را از این دوتا مقداری که لازم داشت.
و یربی و ینعشه من غیر حول منه و لا قوه.
«و او را تربیت می‌کند و او را زنده می‌کند.» ("نعشه" اونی‌که می‌برن، میگن نعشه طرفو می‌برن.) «بردن بدون اینکه این حول و قوه‌ای داشته باشه، می‌برتش.»
مادر می‌برد و می‌آورد. تو این سرمای زمستون چه لباسی برایش تهیه می‌کند؟ با چه عشقی و با چه شور و انگیزه‌ای می‌پوشانند؟ سرش و پاش و بدنش. کدام یک از این‌ها را خواست؟ کی؟ بچه شیرخوره دو ماهه از خدا مثلاً کلاه خواست؟ شال گردن خواست؟ تو این سرما گرما خواست؟ از آن طرف کاری کرد که امام حسین (ع) در دعای عرفه می‌فرمایند: «اگر این محبت را قرار ندادیم، من هلاک می‌شدم.» مادر! این محبت اگر نبود (با این همه سختی، با این همه رنج)... حملته امه کرها (عوض کرها). «با رنج و سختی و اینها باردار می‌شود، طی می‌کند، زایمان می‌کند.»
ثم فطمه من ذالک بعد از شیر می‌گیردش.
فجر له رزقاً من کسب تازه از شیر که می‌گیرد، رزق بهتر به او می‌دهد. برای او خدا جاری کرد (نگاه توحیدی عمدتاً بین ماها نیست). حوادث را از مسند و مصدر خودش تحلیل کردن. خدا دارد کار می‌کند، خدا دارد اینجا نقش ایفا می‌کند، خدا این رزق را جاری کرد.
برای او از کسب پدر و مادرش به رأفت و رحمت له من قلوبهم.
«با رأفت و رحمتی که برای او از قلب آن دو گذاشته.»
لا یملکان غیر کذالک.
«و این دوتا غیر این نمی‌توانند انجام دهند.» (معنای نقش اجرا به رأفت، وسیله رأفتش جاری به سبب رأفتش جاری کرد.)
حتی انهما یثرانه علی انفسهما.
«تا اینجا که ایثار کردند، ترجیح دادند.» (ایثار یعنی ترجیح دادن.) «ترجیح دادند او را بر خودشان.»
جان تکویناً تو بدن من همین طوره. چطور؟
فی احوال کثیره در جاهای بسیار حتی وقتی تا بزرگ می‌شود، عاقل می‌شود.
و اکتسب لنفسه.
«خودش برای خودش که می‌افتد به کسب.»
زاغ به امره، امرش ضعیف می‌شود.
و سوء الظنون به ربه.
«و حالا وقتی که هیچی نبود، رزقش را داد، گرفت، مفت و مجانی خورد. حالا که بزرگ شد، سوءظن دارد به خدا.»
«کم کردی تو، نمی‌دهی تو، فلان کردی، سهم من به آن یکی دادی، این همه دعا کردیم، دیگر نمی‌آیم، دیگر نماز نمی‌خوانم، دیگر قهرم.»
وجهد الحقوق فی ماله.
«آن‌قدر که دارد در اموالش، نمی‌دهد حقوق مالش را.»
و قطر علی نفسه و ایاله.
«و سخت‌گیری می‌کند، تنگ می‌گیرد در حقوق واجب خودش و بر حقوق واجب خانواده‌اش.»
مخافت اخطار رزق.
«از ترس اینکه رزقش تنگ نیاید.»

سه تا مرحله اساسی که اصل حیاتش به آن من بود، خدا داد بدون اینکه چیزی بفهمد. حالا که خدا قوت گرفته و سوء یقین بالخلف من الله، یقین ندارد به اینکه خدا جایش را پر می‌کند. فرق نمی‌کند؛ سوءظن العاجل و العاجل، چه در چه زود چه دیر.
فبعث العبد هذا یا بنیه.
«چه بد بنده این، پسرم.»
خیلی تعبیر سنگینی است. بدترین چیزی است که می‌شود گفت، همان‌جور که نعم العبد زیباترین تعبیر و قرآن به کار می‌برد برای حضرت ایوب، برای حضرت داوود. این طرفش سنگین‌ترین تعبیری است که می‌شود به کار برد. خدا من را نجات بده از این که این‌جور گمان‌هایی داشته باشیم. به خیر بکند ان‌شاءالله.
الحمدلله رب العالمین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح کتاب خصال

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00