سه خصلتی که با آن مسلمان کامل میشود
معنای تفقه
تقدیر در معیشت
وصیت پیامبر اکرم ص به امیرالمومنین علی ع
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم اللهالرحمنالرحیم
عن الحارث الاعور: قال امیرالمومنین علیهالسلام ثلاث بهن یکمل المسلم.
از حارث اعور نقل شده است که امیرالمومنین علیهالسلام فرمودند: سه چیز است که به وسیله آنها مسلمان کامل میشود.
**۱. التفقه فی الدین**
اولین مورد، تفقّه در دین است. مسلمان با تفقه در دین کامل میشود. کمال در برابر نقص قرار دارد. گاهی ممکن است چیزی تمام باشد، ولی کامل نباشد. کامل وقتی است که با آن غرضی که از آن بود، تناسب داشته باشد. برای مثال، یک منزل و خانه ممکن است تمام باشد، همهی اجزایش باشد، اما کامل نباشد. خانه تمام شد ولی هنوز کامل نشده است. تمام شد یعنی دیگر جزئی از آن نمانده و همه شکل گرفته، اما کامل نیست، یعنی فرش ندارد، گچبری نشده، تمیز نشده. آن غرض که سکونت بود، با تمام شدن شکل نمیگیرد، بلکه با کامل شدن شکل میگیرد.
مسلمان اگر میخواهد کامل بشود، غرضی که از او بود و غرضی که از خلقتش بود، بعد از اینکه از اسلام شروع شد، اگر میخواهد کامل بشود، این سه خصلت است که او را کامل میکند. یکی از آنها تفقه در دین است. اگر فقیه نشود، نقض غرض شده است. بالاخره عمده کار ما این است که بفهمیم از ما چه میخواهند. اگر عبدیم و اگر بندهایم، باید بدانیم که مولا از ما چه میخواهد و تکلیفمان چیست. این هم میسر نمیشود مگر به فقه؛ حالا یا فقه تقلیدی که انسان به واسطه آن بگیرد، یا فقه تولیدی که انسان خودش مولد باشد و بتواند استنتاج کند. علیایحال، هر دو شامل تفقه میشود.
گرچه واژه تفقه یک مقدار در ذهنمان نقل پیدا کرده و به این منتقل شده که کسی وارد در احکام فرعیه و اینها باشد، نه! تفقه در دین یعنی خدا را بشناسد، تکلیفی که خدا از او میخواهد بداند، عالم را با دید توحیدی بتواند نگاه کند. این نمیشود مگر با تفکر. هر کس هم در یک مرتبه است. اصل راه افتادنش که در روایت قبلی هم ملاحظه فرمودید، حضرت فرمودند: «کُن عالماً». در مسیر باشد آدم. شبانهروز اینطور باشد. صبح که شروع میکند یا دارد میرود درس بدهد، یا دارد میرود درس بگیرد، یا علما را دوست داشته باشد. یعنی دارد کمک میکند به این جریان. «دوست داشته باشد» نه یعنی بنشیند لنگهایش را بندازد رو هم و بگوید: «من اینها را دوست دارم». یعنی روند را دارد کمک میکند. اگر کاسب بازار هستی، این نظام علمی و فقاهتی را تأمین میکند که بقیه بروند درسشان را بخوانند. نمیشود دوست داشتن به آن حالت سوم. حضرت فرمودند: «چهارمی نباش که هلاک میشوی.» نفر چهارم اگر انسان باشد در این نظام هیچکاره باشد، در نظام علمی. حالا اگر کسی مخالفت داشته باشد با علما و سنگاندازی بکند، یا این کارهایی که میبینید اراذل و اوباش میکنند. حالا یک گنده احمقی پیدا میشود مثل رضاشاه (لعنت الله علیه) او میآید آنطور اقدام میکند. یکی دیگر اینقدر خریت ندارد، خریتش کمتر یا توانش کمتر است، کمتر اقدام میکند. علیالایحال، کسی که با این جریان بخواهد خودش را درگیر بکند، کمترین تقابل و کمترین مقابله، حتماً نتیجهاش سوء عاقبت، بدبختی، مرگ با کفر، مرگ با نفاق، اینهاست. علیایحال، اگر کسی میخواهد کامل بشود، باید اهل تفقه بشود.
**۲. و تقدیر فی المعیشه**
نکته دوم، اهل تقدیر در زندگی باشد. تقدیر یعنی اندازه. تقدیر یعنی اندازهگیری، اندازهها را در زندگی بداند، بشناسد. این هم نکتهی مهمی است. ماها باید بیشتر به آن توجه داشته باشیم. اندازهی هر چیزی را بدانیم. گاهی حالا در ارتباطات، اندازهی محبت، اندازهی رابطه. این افراط و تفریط و اینها، خلاصه آسیب میزند به آدم و انسان را از کمال باز میدارد. اندازهای که لازم است، آدم یک مقدار باید دنبال نون باشد، یک مقدار باید دنبال پول باشد. یک اندازهای دارد.
بحثهای فقهی هم گفتند که مثلاً بر فرض یک کسی کاسب است. این رفت در مغازه، و اون هم که کسب روزانه اوست، مثلاً پنجاه قلم جنس. این رفت مغازه را باز کرد، ظهر نشده اون پنجاه قلم جنس را فروخت. حالا کسبش هم به نحوی است که وجوب تعیینی بر او ندارد. یک وقت هستش که یک نانوایی و تنها نانوایی این منطقه است. اگر ببندد، بقیه به مشکل برمیخورند. اما یک نانوایی در کنار ده تا نانوایی دیگر. روزانه مثلاً بیست هزار تومان سود داشت. این امروز آمد، مشتری زیاد بود، صبح تا ظهر بیست تومانش را سود کرد. اینجا در کتاب متاجر و اینها در مستحبات کسب گفتند که مستحب است که این آدم میگوید: "مغازه را ببنده بره مسجد". دیگه رزقت رسید. اندازش همین است. حالا نه، چی میگوید؟ میگوید که: "امروز بازار خوبه! تا شب دو برابر سود میکنم". این همینه که تقدیر در معیشت نیست، اندازهها را نمیداند. زندگی میکند برای خوردن و میخورد برای زندگی کردن. دور باطل (به تعبیر امیرالمؤمنین). تمام عمرش بین آشپزخانه و دستشویی صرف این میشود. زندگی آدم بدون اندازهها. وقتی نباشد، هر چیزی اندازهای دارد. حجم کاری. حالا در زندگی هم اسراف و اینها همینه دیگه. اندازهها را وقتی آدم نداند، اندازه خود را نداند، شأنش را نداند، چند استفاده است را نداند، شأن اون چیز مصرفی را نداند، چقدر باید مصرف بکند. اینها میشود تقدیر در معیشت.
**۳. و صبر علی النوائب**
و سومیش، صبر بر نوائب. صبر بر نائب. مصیبتهایی که پشت سرهم میآید. "نوب در نوبت"، یکی پس از دیگری میشود نوائب. مصیبتهایی که یکی بعد از یکی میآید. کسی بتواند این کار را صبر بکند، خود همین علامت رشدش است. از ماده نوبه. هر کسی بتواند صبر بکند، خود این نشان میدهد که دارد پیش میرود. ابتلا بعد از ابتلا، علامت پیشرفت است و این نشان میدهد که دارد کامل میشود، به شرط اینکه صبر بکند. صبرش اگر باشد، کمالش هم هست. خوب.
روایت بعدی از امام صادق علیهالسلام: «کان فی ما اوصی به رسول الله صلی الله علیه و علی علیه السلام» از آنچه که رسولالله به علی وصیت کرد. «یا علی انهاک عن ثلاث خصال عظام» یا علی! من تو را از سه تا خصلت بزرگ نهی میکنم: «الحسد و الحرص و الکذب».
حسد، حرص و کذب.
«یا علی! سید الاعمال ثلاث خصال.» علی جان! سید اعمال سه تا خصلت است.
**۱. انصاف کل الناس من نفسک**
یکی اینکه با مردم انصاف داشته باشی.
**۲. مواساه الاخفه الله عزوجل**
با برادر در راه خدا مواسات داشته باشیم، سعی کنی که برابری ایجاد کنی بین دیگری با خودت. برابری به نحوی که هر آنچه داری، او داشته باشد. نه اینکه هر آنچه او دارد، تو داشته باشی. عمدتاً برای ما برعکسش را میخواهیم. هرچی او دارد، من هم داشته باشم. این میشود همان چشم و همچشمی و حسادت. مواسات یعنی: هرچی من دارم، با هم داشته باشیم.
**۳. ذکر الله تبارک و تعالی علی کل حال**
و ذکر الله تبارک و تعالی علی کل حال. این مورد شدیدترین اعمال است. حالا اینجا «سید الاعمال» دارد، جای «اشد الاعمال» دارد که سختترین اعمال است و کمتر کسی نائل میشود به این مقام که بتواند اینها را داشته باشد: انصاف با ناس و ذکر الله علی کل حال. خدا را در همه حال ذکر کردن. ذکرالله علی کل حال دارد. بله. آنجا بله، به نظر میآید یک عبارت دیگرش هست که فرق میکند. ذکر خدا در همه حال، سید اعمال است. یعنی اگر این درست شد، اعمال دیگر را خود اینها درست میکند.
در اعمال هم ما رتبهبندی داریم. بعضی اعمال، اعمال دیگر را اصلاح میکند. اعمال زندهاند، حقیقت دارد، وجود دارد، صورت ملکوتی دارند، صورت برزخی دارند. چطور در مورد نماز دارد که در قبر نماز یک طرف میایستد، حج و زکات و اینها همه یک طرف، بعد نماز خطاب به آنها میگوید که هر جا شما کم آوردید، من آن را جبران میکنم؟ در روایات موشکافی شده برخی اعمال حالت اصلاحی دارند نسبت به بقیه. «ان الصلاة تنهی عن الفحشاء والمنکر». مدیریت میکنند خود این صورتهای ملکوتی و برزخی اعمال را. اعمال را هدایت میکنند، اعمال را تربیت میکنند. مثل یک مادر میماند برای سایر اعمال. میگیرد و آنها را تربیت میکند، بزرگشان میکند، نتیجه بهشان میدهد. لذا کسی نمازش درست بشود، همهچیزش درست میشود. در روایات فراوان آمده. از این طرف، کسی اهل ذکرالله در هر حالی باشد، اهل مواسات باشد و اهل انصاف باشد، اینها خودش سایر اعمال را درست میکند برای تربیت.
امیرالمؤمنین فرمودند که همینقدر که تو اهل انصاف باشی، خود این تربیتت میکند. خود این تربیت میکند همینقدر که انسان مراعات بکند و مراقب باشد که توقعش از دیگران همانی باشد که از خودش توقع دارد. خیلی سخت است انسان بخواهد اینطور باشد. ما خیلی توقعات را معمولاً از خودمان، همیشه یک راه توجیهی دارد، همیشه دلیلی دارد، همیشه دیگران باید شرایط ما را درک بکنند. خوب حالا ما نسبت به بقیه چطوریم؟ شرایط را درک میکنیم؟ توجیه داریم؟ انصاف. اگر انصاف باشد، گفت که: اصول عقاید پنج تاست. گفت: چیه؟ گفت: «توحید و عدل و معاد و امامت و نبوت و انصاف. انصاف نباشد، اون پنج تا من و بزرگ»! گفت: «انصافم جزو اصول عقایده.» خوب این از انصاف و آن هم از مواسات. در برخورد با دیگران، بنا بر این باشد که دیگران هم به رشدی برسند، پیشرفتی بکنند. و ذکر خدا در هر حال که همان حالت مراقبه است که بزرگان از آن یاد میکنند؛ محاسبه و مراقبه. کسی این مراقبه را اگر داشته باشد، ذاکر خدا و مذکور خدا میشود. «الا بذکر الله تطمئن القلوب». نمیرسد. نفس مطمئنه میشود. نفس مطمئنه هم که شد، به جنت ذات میرسد: «فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی». این جنتی، جنت ذات است. جنت من سنتی که خودمم، نه جنت مال من، جنتی که خودمم «الجنة التی هی انا». اون جنتی که منم، خودمم. با چه یادم، اونجا میرسد؟ با نفس مطمئنه. با چه به نفس مطمئنه میرسد؟ «الا بذکر الله تطمئن القلوب». بسته به این طول و عرض و عمق ذکر، این مقام هم در انسان تثبیت پیدا میکند.
حالا ادامهی روایت که سه وفرهات برای مومن را انشاالله جلسهی بعد بحث خواهیم کرد.
والحمدلله رب العالمین
در حال بارگذاری نظرات...