سه نفری که به صورت جمع برایش دعا میکنند
چه کسی مهمان خدا است؟
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.
عن ابی عبدالله علیه السلام قال: ثلاثٌ یرد علیهم الدعا جماعة و اِن کانوا واحداً.
امام صادق علیه السلام فرمودند که سه دستهاند که دعا بر ایشان به صورت جمع برگردانده میشود، هرچند یک نفر باشند. یعنی سه نفرند که حتی اگر یک نفر هم باشد، به صورت جمع برایش دعا کرده میشود.
نفر اول: الرجلُ یعتص. کسی که عطسه میکند، فیُقال له: "یرحمکم الله." کسی که عطسه میکند، بهش میگویند: "یرحمکم الله." با اینکه یک نفر است. فان معه غیره، چرا که با او دیگران هم هستند، دیگرانی هم هستند. حالا یا منظور ملائکهای است که با او هستند، یا نه، یعنی هر آنکس که در عالم دارد عطسه میکند، هر مؤمنی که دارد عطسه میکند. حالا این "با او دیگران هم هستند" مثل "ایاک نعبد و ایاک نستعین" در همان کلاه میگویند یرحم کامل، و رجل یسلم علی الرجل. کسی به کسی سلام میکند، میگوید: "السلام علیکم"؛ و الرجل یدعو لرجل، کسی برای دیگری دعا میکند، فیقول: "عافاکم الله." خدا به شما عافیت بدهد.
مصنف این کتاب فرمود که "اِن قلنا للعاتس." یقال للعاتس: "اذا کان مخالفاً یرحمکم الله." فرمود که اگر آن کسی که عطسه میکند، مخالف باشد، یعنی شیعه نباشد، آنجا با صیغه جمع دیگر برایش دعا نمیشود. دیگر "یرحمکم الله" نمیگوییم. میگوییم: "یرحمکم الله" صیغه تثنیه. و المراد به الملکان الموکلان، به آن دو تا ملکی که با اویند. "خدا شما دو تا را رحمت کند." یعنی ان معه غیره، همان ملائکه. هر نفری حداقل سه نفر است، "عافاکم الله" شما سه تا، "السلام علیکم" به شما سه تا، "یرحمکم الله" به شما سه تا. خب، اینها دعاهایی است که چون با ملائکه شامل حال طرف... "یَشفیکم الله!" دیگر نمیگویند: "خدا شفایت بدهد شما سه تا را." خدا شفا بدهد به آن دو تا ملکت؛ آن دو تا که مریض نیستند که شفا بدهد. اینها چون دعاهایی است که شامل آنها هم میشود، لذا هر کسی که برایش دعا میشود، ملائکهای نیز که با او هستند مشمول دعا میشوند. حالا اگر طرف لیاقت ندارد، چی؟ آن دوتایی که فقط خودش ارزش دعا دارد! یرحمکم الله. اذا عطسه مؤمن، وقتی عطسه بکند، به او میگویند: "یرحمکم الله."
حالا روایت در مورد تَسمیت عطسه، تَسمیت عاطس. یعنی وقتی تصمیم که از حقوق برادر مؤمن بر گردن برادر مؤمن همین است، وقتی عطسه میکند، دیگری به او تسمیت کند، همین "یرحمکم الله" بهش بگوییم. تَسمیت از سمت (ص-م-ت) ساده نه، سمت با سین. تثبیت دنیز. سمت یعنی روبرو شدن، مواجهه رو کردن، نام خدا. تثبیت للعاتس به عاطس دعا گفتن، مثلاً نام خدا آوردن، سمت و اینها. حالا عطسه یک ویژگیهای خاصی دارد دیگر، چون که کأنه لطفی از جانب خداست. وقتی به کسی عطسه میکند، درک هر عطسه سه روز عمر طرف را زیاد میکند. حضرت آدم وقتی به دنیا آمد، اول عطسه کرد. کسی نبود گریه بکند و اینها پشتش بزند، گریه کند. عرض کنم که خلق شدن. یعنی به دنیا آمد نه، به دنیا آمد. به دنیا وارد دنیا شد. بله.
حالا خود عطسه خواصی دارد، خاصیتی دارد، دارد که تمام بدن، رگهای بدن باز میشود و حرکت میکند و میجنبد و چه میشود و اینها. چه ویژگی خاصی است که اتفاق منحصربهفردی است. لذا در مورد بقیه چیزها، کسی بله، مثلاً کسی باد گلو بزند، ممکن است نفرینش هم بکند. بعد روایت دارد که باد گلو زد. خدمت پیغمبر. حضرت فرمودند که: "کمتر بخور، کارت به اینجاها نکشد." عطسه شرایط دیگری دارد.
ان علی علیه السلام قال: یسمت العاطس ثلاثاً، فما فوقها فهو ریح. تا سه بار به کسی که عطسه میکند، تثبیت میکنند؛ بیشترش دیگر ریه، یک بادی دیگر دارد از دهانش درمیآید، دیگر عطسه نیست. "شفاک الله!" شفاک، دیگر جمع هم نیست، مفرد است. آن دو تا دیگر مریض نیستند که! این فقط مریض است. اگر بیش از سه بار شد، بهش میگویند: "خدا شفایت!" لَعَلَّ ذلک مِن علةٍ: به خاطر اینکه این دیگر از بیماری است. عطسه از سه بار بیشتر که شد، روایت بعدی، عباد بن صهیب میگوید که: "ابا عبدالله علیه السلام یقول: "لایجمع الله لمنافقین ولا حسن صمت." تعبیر "صمت" را داریم. این صمت یعنی روش، سیره. "حسن صمت" یعنی روش خوب، آن منش خوب، منش خوب، خوشمنشی. خدا برای منافق و فاسق، حسن صمت و فقه را جمع نمیکند. معمولاً منشهایشان را میبینید دیگر؛ منافقین اخلاقهایشان چطور است؟ رفتار و درک و عمق و از کربلا درس مذاکره میگیرند؛ از پیغمبر فقط صلح حدیبیه خوششان میآید. دیگر اخلاقشان هم که رفتارهایشان هم که آن تئوری. فقهشان هم که این درکشان، عمقشان، تاریخ را اینگونه تحلیل میکنند که از آن درس مذاکره میگیرند از امام حسین. و حسن الخلق ابداً، حسن خلق هم ابداً در اینها نمیبینید. پختگی در رفتارش نمیبینید. حسن صمت خوب مواجه شدن با دیگران، برخورد خوب، حکیمانه، برخوردهای یعنی تدبیر واقعاً در منافق نیست. چرا، شارلاتانبازی هست؛ شارلاتان بازی، مارموز بازی و سالوس بازی و ... ولی آن برخورد خوب، مواجه شدن حکیمانه و حسن خلق، عمق و اینها در این طرف نیست.
به حدیث آخر را هم بخوانیم. از امام صادق علیه السلام دوباره فرمود: "ان ضیْفالله عزوجل رجلان. حج و اعتمر فهو ضیْفالله حتی یرجع الی منزله." میهمان خدا، مردی است که حج و عمره به جا بیاورد که او تا وقتی به منزل برگردد، میهمان خداست. یعنی نه تا فرودگاه، نه تا شهر، تا خانه که بیاید، میهمان خداست. از وقتی از خانه آمده بیرون، قدم اولی که از خانه گذاشته بیرون، میهمان خداست تا قدم اولی که برگردد توی این مسیر. نه توی منا، مثلاً روح پاکش پرواز بکند. برگردد اینجا توی فرودگاه، از فرودگاه دارد میآید منزل، تصادف بکند، این هنوز کأنه در حال حج و عمره بوده که بله.
و الرجلَ کان فی صلاته، فهو فی کنفالله حتی ینصرف. نفر دوم: کسی است که در نماز او در کنف الهی است تا از نماز منصرف میشود. میگویند: "در کنف." کنف واژه فارسی ممنون که زیاد به کار میبریم. "در کنف لطف شماست" مثلاً. این شامل کلمه "اکناف" اکناف زمینها مثلاً میگویند: "در گرد فلانی است." کلمه "کنف" کلمه نه کَنَف (کاف مفتوح) ما توی فارسی به کار میبریم، عربی است. اکناف یعنی ناحیهها. کنف یعنی در ناحیه، سایه، جانب، فضا، دامن، همش کنف. "کنف لطف خدا" یعنی سایه لطف خدا. کیست که در نماز است، سایهای از خدا بر او افتاده. یک گوشهای از رحمت، توی توجه خاص خداست. کسی که در نماز است، در توجه و عنایت خاص خداست. بله. تا از نماز بیرون آید.
و زار اخاه المؤمن فیالله عزّ و جلّ. خیلی عجیب است. نفر سوم: کسی که برود زیارت برادر مؤمنش به خاطر خدا. یا برادر مؤمنی که به خاطر خدا دارد، این دیگر بازخواست. اصلاً برادریش به خاطر خداست. اینجور برادری را ملاقاتش، نه به خاطر محدودیتها. این ارتباط گسترده است. دیگر ماها رابطههامان یک وقت مالی است، یک وقت فامیلی است، یک وقت کاری است. یک وقت دشمنی با یکی است، رفاقت با یکی فقط به خاطر "نه به دیگری" است! انتخابات درمیآید، توی یک لیست هستند! ولی اگر واقعاً به خاطر خدا این پیمان و همبستگی و ارتباط و انس و اینها، اینها وقتی ملاقات هم میروند، حالا به خاطر خدا. ولو به صورت مباحثه باشد. برای مباحثه دور هم جمع میشوند. برای روضه دور هم جمع میشوند. هر چیز برای خدا. هیچ دلیلی نیست. فقط به خاطر خدا. نه محبت به خاطر خداست. حالا جمع شدن هم یک غرایز الهی توی آن هست. دوباره طلب علم، گرفته مباحثه از ذکر خداست، روضه دعاست، حج برطرف کردن مشکلی، نیاز. اینها، این زیارت و ملاقات، این کسی که میرود زیارت زائر، فهو زائرالله. "زائر خداست فی عاجل ثوابه." خیلی عجیب است. عاجل ثواب. خدا معمولاً ثواب را تند نمیدهد، زود نمیدهد، عجله نمیکند؛ ولی اینجا عجله هست در ثوابش. بعضی اعمالی که دارد در روایت، مثلاً اطعام طعام از اعمالی است که چطور چاقو توی کوهان شتر فرو میرود، در روایت دارد که اینجور خدا ثواب میدهد. آنقدر سریع اثرش را بهش میدهد. صله رحم اینطور است، اطعام اینطور است، محبت به دیگران اینطور است، زیارت برادر مؤمن همینطور است و "خزائن رحمته." در خزانههای رحمت خداست. در گنجینههای رحمت الهی خدا. انشاءالله ما را جز این مؤمنها با اینجور اعمالی قرار بدهد. و الحمد لله رب العالمین.
در حال بارگذاری نظرات...