شرح کتاب خصال

جلسه صد و سی ام

00:09:49
180

معرفی
شرط در بیع حیوان و غیر حیوان
سه موردی که در آن رخصت قرار داده نشده است
ابتلاء سخت مومن
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم

عَن اَبِی عبدالله علیه السلام فضیل بن یسار می‌گوید: «من خدمت امام صادق علیه السلام عرض کردم: "در بیع حیوان شرط چیست؟"» حضرت فرمودند: «سه روز مال مشتری است.» گفتم: «شرط در غیر حیوان چیست؟» حضرت فرمود: «البیان بالخیار، ما لم یفترقا.»

این همان خیار حیوان و خیار مجلس است که در بحث‌های فقهی مطرح می‌شود. حیوان تا سه روز مشتری خیار دارد برای اینکه بخواهد برگرداند. ولی بحثش مفصل است. در همین‌ها را با تفصیل ذکر کرد، ولی دیگران در همان مجلس فقط خیار دارند تا وقتی که فاصله نیفتاده و خارج نشده‌اند. ما لم یفترقا؛ تا وقتی که از هم جدا نشده‌اند در مجلسی که دارند خیار انجام می‌دهند. در همانجا فلا خیار بعد الرضا منهم؛ وقتی که از هم جدا شدند، دیگر خیاری بعد از رضایت از آن‌ها نیست. اگر راضی بودند، دیگر خیاری نیست. ما شرط خیار قبل داریم.

حدیث بعدی از انس بن مصعب: «قال سمعته اباعبدالله علیه السلام یقول ثلاث لم یجعل الله لاحد من الناس فیهن رخص.» امام صادق فرمودند: «سه تا چیزی که خدا برای احدی رخصت در آن‌ها قرار نداد:

* برالوالدین برین کانا او فاجرین؛ نیکی به والدین، می‌خواهند خوب باشند یا بد باشند، فاجر باشند.
* وفا بالعهد للبر و الفاجر؛ به عهد وفا بشود، می‌خواهد خوب باشد آن شخصی که با او عهد کردی، یا اینکه بد باشد.
* اداء الامانه الی البر و الفاجر؛ امانت را ادا کنی، می‌خواهی امانت را از آدم خوب گرفتی، از آدم بد گرفتی، و به او برگردانی.»

خوب، این یعنی این‌ها خودش اصلش فارغ از اینکه طرف‌حساب کیست، اصلش موضوعیت دارد. والدین و امانت، خودش فی‌نفسه کاری نداریم که موضوعش کیست، متعلقش کیست، به چه کسی برمی‌گردد، درباره کیست. اصلش را خدای متعال ازش کوتاه نمی‌آید. خیلی مسئله مهمی است.

حدیث بعدی: «قال اباعبدالله علیه السلام ما ابتلی المومن اشد علیه من خصال ثلاث یحرمها.» حضرت فرمودند: «برای مؤمن ابتلای شدیدتر از این نیست که از سه تا خصلت محروم باشد.» گفته شد: «و ما هن؟» این سه تا خصلت چیست؟ حضرت فرمود:

* المواسات فی ذات یده بالله؛ اینکه اونی که دارد، با دیگران مواسات کند برای خدا.
* و الانصاف من نفسه؛ یعنی خودش نسبت به دیگران انصاف داشته باشد.
* و ذکر الله کثیرا؛ و خدا را زیاد یاد کند.

اما انی لاقول لکم سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر؛ ولکن ذکر الله عند ما احل له، و ذکر الله عند ما حرم علیه.

من نمی‌گویم سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر که همچنین ذکر است. آنی که من می‌گویم ذکر کثیر است، ذکر پیش آنچه که حلال است، آنجا ذکر کند. خدا را آنجا که حرام است ذکر کند. این خیلی سخت است. اگر چیزی را می‌داند حرام است؛ یعنی در نزد هر چیزی ببیند که این حلال است یا حرام. ذکر در مباحث سلوکی بزرگان می‌فرمایند: این اولین مرحله از مراقبه است. کسی جزء اولین مرحله مراقبه است. هر کاری می‌خواهد بکند، هر چیزی می‌خواهد بگوید، هر رفتاری می‌خواهد بکند، هر چیزی می‌خواهد نگاه بکند، اول بررسی بکند حلال است یا حرام. ذکر کثیر واقعاً در طول روز ملتزم این باشد، خیلی گره‌ها ازش باز می‌شود. ذکر کثیر؛ اذكروا الله كثیراً لعلكم تفلحون. عاقبت‌به‌خیر می‌کند آدم را، نتایج خیلی خوبی دارد.

حدیث بعدی: «قال اباعبدالله علیه السلام ان لله فی کل یوم و لیله ملک مهلا مهلا عبادالله: ان معاصی الله.» هر روز و شبی خدا ملکی دارد که ندا می‌دهد: «مهلا مهلا عبادالله، آرام آرام ای بندگان خدا. نسبت به معاصی خدا یک خورده آرام بروید، تند نروید، نسبت به معاصی.»

فلو لا بهائم رتع و اطفال رضع و شيوخ ركع لصب علیکم العذاب صباً و لتراذون بهی رز.

اگر حیواناتی که می‌چرند، کودکانی که شیر می‌خورند و پیرمردانی که رکوع می‌کنند نبودند، عذاب بر شما فرو می‌ریخت و لتراذون بهی رز (تراذون بهی رز: استخوانی که کوبیده می‌شود، له می‌شود، تکه‌تکه می‌شود) عذابی می‌آمد که شما را پودر بکند، نابود بکند، به واسطه خدا شما را، بچه‌های شیرخواره و...

حدیث بعدی از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله: «ملعون ملعون من اكمه عن ولایت اهل بیتی.» ملعون است، ملعون است کسی که نسبت به ولایت اهل بیت من کور باشد.

«ملعون ملعون من عبد الدینار و الدرهم.» ملعون است، ملعون است کسی که دینار و درهم را پرستید.

«ملعون ملعون من نکح بهیمه.» ملعون است، ملعون است کسی که خدای نکرده با حیوان آمیزش کند.

از امیرالمومنین علیه السلام: «صب علیکم العذاب صبا.» (صب: پاشیدن).

عَن امیرا‌لمومنین علیه السلام قال: «کانت الفقها و الحکما اذا کاتب بعضهم بعضا کتبوا ثلاث: من کانت الاخره همته کفاه الله همه من الدنیا.» فقها و حکما وقتی به همدیگر نامه می‌دادند، سه تا چیز می‌نوشتند: کسی که آخرت همتش باشد، خدا همه او از دنیا را کفایت می‌کند. هم و غمش نسبت به آخرت، فکر و ذکرش آخرت باشد، خدا دنیا را کفایت می‌کند. خدا کارش را راه می‌اندازد. تو فکر آنجا باش، اینجا را من درست می‌کنم.

و من اصلح سریرته اصلح الله علانیته؛ کسی باطنش را خوب کند، خدا ظاهرش را خوب می‌کند. آن تو را درست کن، بیرون را هم درست می‌کنم.

و من اصلح فی ما بینه و بین الله عزوجل، اصلح الله فی ما بینه و بین الناس؛ هر کسی بین خودش و خدا را اصلاح کند، خدا بین او و مردم را هم اصلاح می‌کند.

خیلی قیمت دارد این امورات. بله، بین خودش و خدا را درست کند، خدا بین او و مردم را هم اصلاح می‌کند. اهل کند برای این مباحث و مسائل و عمل بشویم، ان شاء الله.

الحمدلله رب العالمین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح کتاب خصال

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00