شرح کتاب خصال

جلسه صد و سی و یکم

00:16:39
197

معرفی
شاکله و شخصیت مومن
رابطه خدا با ما
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.
عنِ الْحَلَبِیِّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَلَیهِ السَّلَامُ یَقُولُ: إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَا تَکُونُ سَجِیَّتُهُ کَذِبٌ وَ الْبُخْلُ وَ الْفُجُورُ. امام صادق (ع) فرمودند: سجیه مؤمن، دروغ، بخل و فجور نیست. سجیه بیشتر همان ملکات و خلق و خویی است که برای انسان دیگر شکل می‌گیرد و جزو شاکله‌اش می‌شود.

وَلَکِنْ رُبَّمَا أَلَمَّ بِشَیْءٍ مِنْ هَذَا، رُبَّمَا... یک "رُبَّمَا" فقط در قرآن داریم؛ در سوره حج. بقیه جاها "رَبَنَا" هست. "رُبَّمَا أَلَمَّ بِشَیْءٍ مِنْ هَذَا فَلَا یَدُومُ عَلَیْهِ" قِیلَ لَهُ: أَفیَزْنِی؟ قَالَ: نَعَمْ هُوَ مُفْتَنٌ تَوَّابٌ وَ بَاکِرٌ وَ لَکِنْ لَا یُولَدُ لَهُ اِبْنٌ مِنْ تِلْکَ النُّطْفَةِ.

خیلی عجیب فرمود که سجیه مؤمن این‌هاست؛ به این‌ها رو نمی‌کند، به دروغ، بخل و فجور. فجور گناهی است که آشکارا باشد. فجور مصدر فسق و فجور است راستش؛ مصدر است دیگر نه؟ "إِنَّ کِتَابَ الْفُجَّارِ لَفِی سِجِّینٍ" فرمودند که ممکن است به این‌ها تمایل پیدا کند، قیمتی است. دوام بر این‌ها ندارد. این‌ها را باید برای مردم خواند؛ هم خیلی امیدوارکننده است، هم خیلی مهم است؛ یعنی بحث‌های روان‌شناسی دقیق.

دوام بر این‌ها ندارد. دیروز خدمت یکی از اساتید بودیم، خیلی نکات زیبا فوق‌العاده‌ای فرمودند. ۲۰ دقیقه صحبت کردند، بنده بیست سال مطلب فرمودند. نکات خیلی زیبا این بود که انسان با «ما کنتم تعملون» محشور می‌شود نه با عملش. «کنتم تعملون»، بله. من «کنتم تعمل» بهشت و جهنم همین است. اعمالمان آن وسط قاطی پاتی است. آن‌چیزی که مهم است اصل کار «ما کنتم تعملون» فرق می‌کند. این به خاطر آن چیزی که «ما کنتم تعملون» است. کمتر به "ما تعمل" و بیشتر به "ما کنتم تعمل". حالا خود "ما تعملون" البته اثر دارد. خود عمل مطلقاً شاکله و سجیه و شخصیت را "ما کنتم تعملون" می‌سازد. دوام بر عمل. لذا عمل ولو کم. باز یکی دیگر از اساتید وقتی من می‌پرسم آقا من فلان کار را انجام بدهم، ایشان فرمود: کاری را انجام بده که بتوانی هر روز... این هم خیلی نکته بسیار مهمی است. کاری را انجام بده که بتوانی هر روز انجام بدهی، ولو روزی پنج تا صلوات، مثلاً ولو نافله عشا. دوام بر این بهتر از این است که آدم در هفته دو روز تمام نوافل را بخواند و پنج روز نخواند؛ یا پنج روز بخواند و دو روز نخواند. روزی دو تا آیه قرآن را انسان بخواند، یک دانه آیه قرآن را تحمل بکند، این می‌شود «ما کنتم تعملون». دیگر می‌شود مَلکه‌اش، می‌شود سجیه‌اش.

حضرت فرمودند ممکن است مبتلا بشود به این‌ها ولی برایش مَلکه نخواهد شد. دوام ندارد برایش. بله، گفته شد آقا ممکن است مؤمن زنا بکند؟ گول می‌خورد. "وَ لَکِنْ لَا یُولَدُ لَهُ اِبْنٌ مِنْ تِلْکَ النُّطْفَةِ." از زنا بچه دار نمی‌شود. نطفه‌ای از آن زنا برایش بسته نمی‌شود. خیلی قواعد پیچیده‌ای است، مسائل عجیبی است. ممکن است کسی مؤمن هم باشد، خدای‌ناکرده آلوده هم بشود ولی کأنّهو این هم حد دارد، این هم جا دارد. از یک جایی به بعد دیگر یعنی خدا رها کرد، دیگر ساقط می‌شود، سقوط می‌کند. تا یک جاهایی خدا نگه می‌دارد. یک کف پروازی دارد، یک سقف پروازی. کف پروازی هواپیما تا یک جایی جا دارد بیاید پایین. از یک جایی پایین‌تر بیاید دیگر سقوط. علامت سقوط یک فاصله‌ای را آن برج مراقبت با اجازه می‌دهد؛ بین مثلاً ۲۰۰۰ پا تا ۶۰۰۰ پا. برج دیگر حالا به تناسب و به اقتضای هوا، وضعیت جوی جابه‌جا می‌کند. از یک جای پایین‌تر که بیاید، دیگر آن برج مراقبت می‌فهمد که این سقوط کرد؛ در شرف سقوط. دیگر برج مراقبت هم نمی‌تواند کاری بکند و معلوم است که دیگر خلبان رها کرده کار را، یا سکته کرده یا چیزی شده، هرچی. علی ای حال خدا تا یک جاهایی را مهلت می‌دهد، تا یک جاهایی را فرصت می‌دهد ولی از یک جاهایی به بعدش دیگر کَن‌دَم طرف دارد سقوط کرده. نطفه از این راه برای او... حالا آنی که نطفه شکل می‌گیرد بحثش جداست. آنی که پدر این می‌خواهد بشود مسئله مهمی است. آن‌هایی که بچه‌هایی داشتند که این‌ها به شبهه بودن، خود همین‌ها دلیل بر عدم ایمانشان می‌شود. از این راه بچه داشت، مؤمن نیست یا نبوده از اول. کشف می‌شود که... بله، مؤمنی باشد که مرتکب این گناه بشود. حالا وقتی هم که مرتکب می‌شود که ایمان ندارد، روح الایمان از او فاصله می‌گیرد. فاصله. حالا اگر توبه کرد برمی‌گردد. اگر توبه نکرد دیگر رابطه با روح ایمان قطع می‌شود.

عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَلَیهِ السَّلَامُ یَقُولُ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ قَالَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ: امام صادق از پیغمبر، پیغمبر از خدا. "إِنِّی أَعْطَیْتُ الدُّنْیَا بَیْنَ عِبَادِی قَرْضًا." من دنیا را بین بنده‌ام عطا می‌کنم. حالا یا فیضاً اثر فیض یا قرضاً. مبادله‌ای. من مبادله‌ای جنس می‌دهم به بنده‌ها. "فَمَنْ أَقْرَضَنِی مِنْهَا قَرْضاً أَعْطَیْتُهُ بِکُلِّ وَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ..." اگر به من قرض داد از این گردو شکستنیه دیگر. سیستم خدا با ما. گردو شکستن. رابطه خدا با ما این جوری. آن دیگر به تناسب خودش به اندازه کرم خودش. ما یک قدم می‌رویم و هزار قدم می‌آید ولی تا این قدمه نباشد، آن ور هم خبری نیست. مگر در رحمت عامش که دیگر آن صلاحیت و این‌ها درش شرط نیست ولی در هدایت رحمت خاصه و این‌ها. "إِنِ اقْرَضَ دَفَ بَیْنَ عَشْرٍ اِلَی سَبْعِ مِائه اِلَی سَبْعَمِئَةٍ " اگر قرض داد به هر یکی از آن‌ها، ۱۰ تا بهش می‌دهم تا ۷۰۰ تا. ۱۰ تا ۷۰۰ برابر. "وَمَنْ لَمْ یُقْرِضْنِی مِنْهَا قَرْضاً فَأَخَذْتُ مِنْهُ..." قسطاً را اگر کسی به من قرض ندهد، من یک چیزی جبران ازش. "أَعْطَیْتُهُ ثَلَاثَ خِصَالٍ" به جایش سه خصلت می‌دهم. "لَوْ أَعْطَیتُ وَاحِدَةً مِنْهُنَّ مَلَائِکَتِی لَرَضِیَتْ." که اگر یکی از این‌ها را به ملائکه من بدهم، آن‌ها راضی می‌شوند. اگر خودش داد، تا ده برابر ۷۰۰ برابر و اگر نداد می‌گیرم. گرفتم. سه تا چیز می‌دهم: "صلوات، هدایت، رحمت". کسایی که "إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ. أُولَئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولَئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ." صلوات و رحمت اینجا است. آخرش هدایتم کرد. سه تا را اگر صبر بکند. ادامه روایت آورده: "إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ: الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ. أُولَئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ" یک دانه از سه تا. "وَ رَحْمَةٌ" و "وَ أُولَئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ" سه تا.

بعد امام صادق فرمودند: "هَذَا لِمَنْ أَخَذَ اللَّهُ مِنْهُ شَیْئاً قَسْراً." این مال کسی است که خدا از او قسطاً جبران گرفته باشد. نداده! مرحله‌بندی دارد. خودت می‌دهی ۷۰۰ برابر. نمی‌دهی می‌گیرم. نه ده تایی که آنجا می‌دهد، آن ده تا آن اصلاً با... اگر طرف خودش آمد زک... بله ده برابر می‌دهد. انگار ۱۰ تا چیز بهش می‌خواهد بدهد. الان اینجا سه تا چیز بهش... من تو پُری است. بله صبر بکند، این صبر بعد از مصیبت آن صبر قبل از مصیبت است؛ یعنی مصیبت را متحمل می‌شود. عرض کنم که: "فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالٍ" "مَن جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا" حسنه، عشر و امثال. خب، آن "جَابِالْحَسَنَة" است. "عَشْرُ أَمْثَالٍ" آن حسنه امثال حسنه. نه مثلاً.

حالا نکته اینجا این است که آن صلوات و این‌ها دارد که: "خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً". آنجا به پیغمبر تو صلوات بفرست. اگر خودش آمد داد؛ اگر نداد من گرفتم. حسین. حالا با سیل گرفتم. خب این جزای این است که نداد. خب نه، باز هم صبر بکند، صلوات و رحمت و هدایت بهش می‌دهد که خود آن هدایت چیه؟ این است که دفعه بعد خودش بیاید بدهد. هدایتش این است دیگر. دفعه بعدی دیگر خودش بیاید بدهد. اگر این هم نشد که آن هدایت حاصل نشده. نکته است. این‌ها نکته مهمی است. خب، حالا رحمت داد، خدا خوب ننمود. این رحمت چیه؟ نمود هدایت چیه؟ نمود این صلوات چیه؟ اینی که طرف مبدأ میلش عوض می‌شود، راه را پیدا می‌کند. خب، اگر قرار باشد که باز سر بدم و نیاید بدهد، هدایتی گرفتیم دیگر؟ بسّمانه. هدایت نشده است.

از امام باقر (ع). این هم نکته خیلی مهمی است. یک بخش از هدایت همین است که انسان بفهمد که من کجاها کوتاهی کردم. خودم ندادم. آن ماجرای معروفی که حاج آقای قرائتی نقل کردند. می‌گفتند که جانبازی به یکی از آقایانی که وزیر بود، حالا مثلاً ۲۰ سال پیش، الان وزیر باشد، جانبازی بهش گفته بود که آقا این صفحه حائری از اخویشان نقل می‌کرد. انگشتری بود. می‌گفت که: کسی به این برادر ما گفت که انگشتر به من بده. گفت نه. عطری بود یادگاری. نه، من این را لازم دارم. کارش دارم. فلانه. قیمتی. گفتند که رفتن و برای تخلیه‌غذای حاجت و این‌ها آمدند بیرون بدون آن. بله، بعد گفته بود که به تو ندادم، به چاه دستشویی دادم. جانباز... وقتی ندهی چیزی که جان بازنوی چاه دستشویی ازت می‌گیرد برای. ولی خدا از خودش خرج نکند aptal می‌شود به چی؟ به اینکه برای عدوّ الله خرج بکند و اضعاف مضاعف بدون هیچ اجری. علی ای حال این خودش هدایت است دیگر. طرف وقتی از دستش رفت صبر بکند. اول خدا را مقصر نداند، خودش را مقصر بداند. قد متنبه بشود به اینکه وقتی لیوان بچه‌ات می‌شکند، داد نزن که چرا شکستی؟ به خودت مراجعه کن. بگو شکست، شکستنی بود. تو برای شکستن این همه رباطیست. خلاصه این‌ها خودش هدایت است. این جور توجهاتی اگر انسان برایش حاصل بشود.

دیانا، روایت بعدی ان‌شاءالله جلسه بعد. الحمدلله رب العالمین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح کتاب خصال

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00