شرح کتاب خصال

جلسه صد و سی و پنجم

00:14:59
198

معرفی
سه لطف خدا در حق بندگان
مراتب شرک
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.
«عن ابی‌جعفر علیه السلام قال: ان الله تبارک و تعالی یقول: یابن آدم تطولت علیک به ثلاث.»

امام باقر علیه السلام فرمودند که خدای تبارک و تعالی می‌فرماید: «آدمیزاد، من به سه چیز به تو منت گذاشتم.»

«سترْت علیک ما لو یعلم به اهلک و ما و اروک.»

اولین لطف من، منت من، در حق تو این بود که بر تو پوشاندم؛ چیزی را پوشاندم که اگر اهل تو باخبر می‌شدند تو را دفن نمی‌کردند. خدا همچین چیزی را بر تو پوشانده است.

«و اوسعْت علیک فاستقرضت منک فلم تقدم خیراً.»

دومین لطفی که کردم این است که برای رزق تو گشایش ایجاد کردم. بعد خودم آمدم از تو طلب قرض کردم، گفتم: «از این‌هایی که بهت دادم، یک مقدارش را تو راه من به کار بگیر.» ولی تو اقدام به خیر (کاری برای خیر) انجام ندادی.

«و جعلْت لک نضْرَة عند موتک فی ثلثک فلم تقدم خیراً.»

برای مرگت هم اجازه دادم یک‌سوم مالت را، با وصیت و این‌ها، برای بعد از مرگت فعال کنی. باز هم اینم لطفی بود تا یک‌سوم مالت را اجازه دادم با وصیت با آن اقدام به خیر کنی، برای بعد، به‌جای درست خرج کنی، ولی همینش هم اقدام نکردی.

گناه دیگر، گناه‌ها که اگر اهل آدم باخبر می‌شدند، آدم را دفع نمی‌کردند... (نمی‌دانند پدر ما این‌کاره است، برادر ما این‌کاره است، این کار را کرده)

مراوات، مبارات مصدرس مبارات. پوشاندن، موارات.

«عن ابی‌عبدالله علیه السلام قال: قلت: انّ هؤلاء العوام یدَعون أن الشرک اخفی من دبیب النمل فی اللیلة الظَلماء علی المصح الاسود.»

عباس بن یزید می‌گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: آقا، این عوام خیال می‌کنند شرک از حرکت مورچه در شب سیاه، بر یک پلاس (پارچه هرچی) یک‌چیز سیاه، مورچه، شب تاریک، محل تاریک، محل سیاه، عوام خیال می‌کنند شرک از این مخفی‌تر است.

حضرت فرمودند: «لا یکون العبد مشرکاً حتی یصلی لغیرالله.»

خوب، بعضی وقت‌ها خود اهل‌بیت می‌فرمودند: این‌طور است، شرک از این حالت مخفی‌تر است. این ظاهراً این شخص، خوب، شرک مغوله تشکیک و چه‌بسا مشترک لفظی است. اصلاً یک شرک در اعتقادات داریم، یک شرک در اسلام داریم، یک شرک در ایمان داریم. این‌ها مراتب فرق می‌کند. یک شرک است که انسان را از دین بی‌دین می‌کند، انسان را نجس می‌کند. یک شرک هم است که عموماً ماها بهش مبتلاییم. «و ما یؤمن اکثرهم الا و هم مشرکون.» اکثر مؤمنان مشرک‌اند و ابتلای به شرک دارند. خوب، این شرک که مخفی است، خیلی‌خیلی مخفی، مال مراتب بالای شرک است. آنی که همه ماها معمولاً بهش مبتلاییم (حالا انبیا و اوصیا و خلصین و مخلصین این‌ها از این شرک نجات پیدا می‌کنند). حالا سؤالی که طرف دارد می‌کند، حضرت متناسب با فهمش جواب می‌دهند. بله، مطلب درست است. حضرت چون او قدرت کشش فهم مطلب را ندارد، حضرت می‌آید مراتب پایین‌تر شرک را مطرح می‌کند.

حضرت فرمودند: «کسی بخواهد مشرک بشود، باید این‌طور مشرک بشود.» «عبد مشرک نمی‌شود حتی یصلی بغیر الله.» مگر اینکه برای غیر خدا نماز بخواند، «غیرالله» یا برای غیر خدا ذبح کند، «او یدعو لغیرالله عزوجل» یا غیر خدا را بخواند.

خوب، این مراتب پایین شرک است. شرک در اسلام. کسی این کارها را بکند اصلاً مسلمان نیست. همون (لِغیرالله) اینجا بیشتر منظور بت‌ها و این‌هاست. خوب، منظور از مشرکین اول اسلام همین‌ها بودند، دیگه. «انما المشرکون نجس». مشرکان نجس‌اند، منظور همینه.

روایت بعد از امام صادق علیه السلام: «قال رسول الله صلی الله علیه و آله: لم تُعط امتی اقل من ثلاث.»
به امت من کمتر از این سه چیز داده نشده است. یعنی این سه تا رو خیلی کم داده شده به امت من: «الجمال و صوت الحسن و الحفظ.» یکی زیبایی. عموم امت را که شما نگاه بکنید، ایام حج، زیبا کم است. حالا ایرانی‌ها و لبنانی‌ها و این‌ها اگر باشند، توشون زیبا پیدا بشود. وگرنه معمولاً تو امت پیغمبر، تو اون دایرۀ وسیعش، اگر بشود خیلی‌ها را پیغمبر دانست، زیبا کم است.

«و صوت حسن.» صدای زیبا. هم کسانی که از دین بی‌دین می‌شوند، هم خدا بهشون قیافه می‌دهد، هم صدای قشنگ می‌دهد، پول می‌دهد. عجایب است، دیگه. بالاخره، خیلی هم عجیب نیست. قاعده‌اش همینه. بالاخره شیطان باید یک‌چیزی دستش باشد که بتواند چهار نفر را جذب بکند. چیزهای زیادی بدهد. خوب، پس یکی زیبایی، یکی صوت زیبا، یک‌کم حافظه. حافظه در امت ما کم است.

حدیث بله، بله. خود اهل‌بیت این‌طور بودند. بزرگان من… رهبر معظم انقلاب، جمال و صوت و حسن و همه‌چیز با هم جور! حفظه‌الله. بله. چی ندارد ایشان؟ کدام یکی از کم‌بودها؟ ولی رهبری فرمودند بارها ... ایشون؟ هست. حالا بارها را در سال‌ها ترجیح می‌دهم. لازم، بله.

بعدی از امام صادق، از آباء ایشان، از امیرالمؤمنین، از پیغمبر، سلسله‌الذهب. فرمودند: «جهد البلاء اَن یُقدَم الرجل فَتَضرَب عنقه صبراً.»
جهد بلا، دیگر اون بلای سنگین و طاقت‌فرسا و مشقت‌بار این است که کسی را بیاورند، مردی را بیاورند، گردنش را بزنند. «صبراً». بله، درحالیکه او صبر می‌ورزد. این بد حال گرفت، یا بد مفعول‌له از بابت صبری که در راه خدا حج شده. در حالیکه صبر به خرج می‌دهد. «و الاسیر مادامَ فی وثاق العدو.» و اسیر هم تا وقتی که در دست دشمن است. واقعاً بلای مشقت‌بار است. این خاطرات اسرا آدم می‌خواند، با خواندنش آدم پیر می‌شود، خستگی به تن آدم می‌آید. چقدر این‌ها مصیبت متحمل می‌شدند، چقدر سختی. حالا مهمترینش بود اون شکنجه‌های روحی و آزارهای روانی و این‌ها. بله، حالا این قابل‌تحمل (مسائل روحی و روانی) که برای این‌ها پیش می‌بردند، بعضی‌هاشون واقعاً از راه به در می‌کرد. فیلم مبتذل به‌زور نشاندن این‌ها دو ساعت فیلم مبتذل و ضرب کابل و چه و چه… اگر نگاه نمی‌کردند (حالا خود نگاهش که هزار مرتبه اثرش بدتر). نگاه نمی‌کردند، انفرادی شکنجه. اسیر تا وقتی دست دشمن است، این جهد بلاست.

«و الرجل یجد علی بطن امرأته رجلاً.» پناه‌بر خدا! انسان همسرش را در خلوت با مرد نامحرمی ببیند. این وحدت سیاقی است. خیلی چیز عجیبی است. حضرت این سه تا را توی یک قالب آوردند. گویی از یک جنس است. سختی این‌ها همان‌جور که چقدر سخت است برای آدم همسر خودش را در آمیزش با مرد نامحرم ببیند، اون اسیر بودن در دست دشمنم همین‌قدر سخت است. گردن زدن هم همین‌طور.

«جهد» یعنی کوشش، یعنی دیگر نقطه اوج، نقطه اوج.

حدیث آخر را هم بخوانیم از امیرالمؤمنین علیه السلام. فرمود: «قال رسول‌الله صلی الله علیه و آله و سلم: لیس فی امتی رهبانیة و لا سیاحة و لا صمت.»
در امت من رهبانیت نیست، گوشه‌گیری، عزلت، روحانیت که در مسیحیت... «لا سیاحة»: گردشگری هم نداریم، به معنای خانه‌به‌دوشی. اینجا سیاحت به معنای خانه‌به‌دوشی چیست؟ یعنی از این ور به اون ور هی دائم کسی در تردد باشد، جابه‌جا بشود.

«و لا صمت.» هم نداریم. که این صمت یعنی سکوت. کاری بود که یهودی‌ها می‌کردند، بازه زنبور… ؟ نه، لازم. کار یهودی‌ها بود. خودشان را، همون مثل روزه سکوت و یه برنامه‌های خاصی داشتند. خودشان را متعهد می‌کردند به ساکت بودن و حرف نزدن و این‌ها. نه، اینم در امت پیغمبر. امت وسط، دیگه، میانه است. این‌ها همش افراط نه. کلاً از مردم ببُری، نه. کلاً از این ور به اون ور همش در جابه‌جایی باشی، نه. کلاً ساکت.

یه وقتی انسان جدا می‌شود… فرمود: «رهبانیة امتی فی الجهاد و سیاحتها الی المساجد.» رهبانیت امت من این است که می‌روند جهاد. اگر قرار است کسی از زن و بچه جدا بشود، می‌رود جهاد می‌کند. مسجد، این رهبانیت امت من است. سکوت اگر قرار باشد، جایش مشخص است، حدش مشخص است. بله، سیاحت اگر هست، جایش مشخص است، حدش مشخص است. افراط و تفریط و این‌ها جز ضرر، جز خسارت... ببینید مسیحیت به‌خاطر رهبانیت چه اطلاعاتی از خودشان پیدا کرده. واقعاً مشکلات فراوان بابت این رهبانیت‌شون بین خود همین کشیش‌ها و این‌ها بهش مبتلا، و خیلی مسائل براشون پیش آمده.

خوب، خدا ان‌شاءالله عاقبت ما را به‌خیر بکند.
الحمدلله رب العالمین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح کتاب خصال

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00