شرح کتاب خصال

جلسه صد و سی و هفتم

00:11:45
210

معرفی
پاسخ امام صادق علیه‌السلام به سه سوال
شکایت زمین به خدا
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم

«عن سلمه یا الجواری». خانمی بود به اسم سلمه، خانومم شاید نبود آقا، شاید بوده، سلمه ام سلمه خانم بوده. ایشون بیست و جواری بود، کنیز فروش. «علنی رجل من اصحابنا». بله، مردی از اصحاب ما، از ما، از من پرسید که: «انقوم له فی بعیده و احفظ». از من خواست که برم سر خرمنش وایسم و محافظت کنم. «فکان الی جانبی دیرون». بغل من یک دیر بود. «فکنت اقوم من اذا ذلت شمس فتوسلی». هر وقت زوال خورشید می‌شد، اذان ظهر می‌شد، پاشدم، می‌رفتم وضو می‌گرفتم، نماز می‌خوندم. «فنادی دیرانی». اون کسی که ساکن دیر بود، یک روز به من گفت: «ذات یوم فقال: ما هذه الصلاة التی تسلی؟». این نمازی که می‌خونی، «فما ارا احدا یصلیها». من تا حالا ندیدم کسی این جوری نماز بخونه. «اخذناها عن ابن رسول الله صلی الله علیه و آله». من از فرزند پیغمبر یاد گرفتم. «فقال و عالم هو». گفت: عالم است؟ «عن ثلاث خصال»؛ اگه می‌گی عالم است، سه تا چیز ازش سؤال کن: «یحرم و من در مورد تخم‌ها کدوماش حرامه؟» تخم مرغ بلدرچین چشم و «ان سمک ای شیعن؟» می‌پرسم که ماهی‌ها کدوماش حرامه؟ پرندگانم کدوماش حرام؟ «قال فحججت من سنتی». اون سال من حج به جا آوردم. «فدخلت علی ابی عبدالله علیه السلام». بر امام صادق علیه السلام وارد شدم. بیشتر دیدارها برای همون ایام حج بود. مردم توان مالی و این‌هاش نبود که بخوان هر وقت مسئله هوایی، بله، بلیط بگیرن و بیان و ببینن. حج رو به جا می‌آوردند، بعدش مدینه محل ملاقات بود. و بعد از حج، خدمت حضرت آقا عرض کردم که کسی از من پرسیده که از شما بپرسم. حضرت فرمود: «و ماهی، پرنده؟» «اباعبدالله علیه السلام قل له». حضرت فرمودند: «برو بهش عمل بیو کل ما لم تعرف راسه من استه فلا تاک». هر تخمی که سر و تهش رو از هم تشخیص ندی، حرامه. گرد باشه، بیضی نباشه، کاملاً گرد باشه، نمی‌شه فهمید سرش کجاست، تهش کجاست. «و اما سمک فما لم یکن له قشر فلا تاکل». تو ماهی، اونی که پولک نداره نخور. «وم الطیر، فما لمتکن له قانسه فلا تاکله». در بین پرنده‌ها هم اونایی که چینه‌دان ندارند نخور. چینه‌دان! تو لغت‌نامه سنگدان نگفتن، سنگدان حوصله می‌شه. این چینه‌دانه. خانه نگاه کردم نوشته که به فارسی می‌شه سنگ تشنم می‌شه فرد، فار. اونم که می‌گه که مثل شکمبه می‌مونه. سلام می‌گه که: «فرجعتو من مکه فخرشدیانی متعمدا». من از مکه برگشتم و ص از قصر رفتم سراغ ایرانی. «فخبر توبه باقال». رفتم کلام حضرت رو گفتم. «فقال هذا، والله هو نبی». گفت: به خدا قسم این آقا یا خودش پیغمبره یا وصی پیغمبره. کسی که سؤال جواب در حاشیه گفتن که ماهی آب، ماهی دریایی، پرنده دریایی. آن چیزی که قانسه او سیسی داشته باشه خورده می‌شه. سیسی پاش سیخک داره، مثلاً، سیخک پای خروس، چنگک و این‌ها، مثلاً. و از پرنده خشکی آن چیزی که ما دفعه دف، بله، مرغابی اردک پرواز بکنن و این‌ها، بال‌هاشون رو دفن، بالاشون رو تکون بده. وقتی پرواز می‌کند عقاب و اینا براشون تکون نمی‌دن دیگه. یه دونه می‌زنه می‌ره، بال می‌زنن اینا از پرنده‌های خشکی اینا حلال. ما صفه، اونایی که وکلا حرام‌گوشته اصلاً نمی‌زنه حرکتشون. بعد فرمود که اگه صف و دف داشته باشه، دفش اکثر از سقفش باشه. هم پر می‌زنه هم هم دف هم صف دف پر زدن صف همین جوری رفتم با بالا باز رفتن دفنش بیشتر از سقفش باشه باز حلال‌گوشت. اگه سقفش بیشتر باشه، روایت بعد از روایتی است که یه خورده ترس داره.

امام صادق علیه السلام از پیغمبر نقل کردن: «ما حجت الارض الی ربها عزوجل تعجیجه». زمین بابت چیزی به خدا شکایت و ناله نکرده مثل ناله و شکایتش از این سه تا چیست؟ «مندم حرام یسک علیها». یکی بابت خون حرامی که برش ریخته می‌شه. «او اقتصاد من زنا». بابت زنا، غسل صورت بگیره، آبی که غسل زنا روی زمین ریخته می‌شه. «علیها قبل طلوع الشمس خال بین الط (طلوع)»؛ چیکار بکنیم؟ بله، کدوم دیوار باید بکوبیم؟ الان جلال به دیوار، بله. فکر کنم اون موقع‌ها تلویزیون ساعت ۹. واقعاً خیلی سخته حالا. اینجا ملاکش همون قبل طلوع خورشید باشه. اصلش اون لحظه رو انسان بیدار باشه که اصل ماجرا خواب قبل از طلوع آفتاب. بله، حالا واقعاً شیرین هم است. بچه شب. این سه تا با همدیگه در چیست؟ هر سه تا که خب بالاخره به زمین ربط داره. دم حرام که خیلی لذتی نداره، از سر راه، از غیر طریق مثلاً برآوردن نیاز، از غیر طریق می‌شود وجه مشترک ستایش باشه. هم در قتل، هم در زنا، هم در خواب بین الطلوعین. هر سه تاش نیاز را از غیر طریق برآورده. خوب حدیث آخرم بخونیم. مرفوعه که پیغمبر نسبت داده شده. حضرت فرمود: «ثلاست یتقبل الله عزوجل لهم بالحفظ». نگهداری سه تا چیز را قبول نکرد: «رجلن نزل فی بیتن خر توکل معنا نداره». جای این حماقت. توی خونه خراب، سقفش داره می‌ریزه، دیوار، توکل به خدا می‌کنیم. خدا اینجا توک مسئولیتی نمی‌پذیره. «رجل صلا علی قارعت الطریق». وسط راه نماز بخونه. قاره طریق خوب می‌آد مرکب و سواری و اینا می‌آن لهش می‌کنن می‌ره. خدا حفظ می‌کنه. «و رجلن ارسل راحلته و لم یستوص منها». مرکبش رو ول کنه و بدون قفل فرمون، بدون دزدگیر، بدون قفل، بدون هیچی بگذاره بره. بله «قلب توک شترتو ببند بعد توکل کن». اینجا خلاصه بدون اینکه محکمش کنه و ببنده و این‌ها رها کنه بره، خدا هم اینجا مسئولیتی نمی‌پذیره. خب اینم از بی‌نهایت. الحمدلله رب العالمین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح کتاب خصال

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00