شرح کتاب خصال

جلسه صد و چهل و پنجم

00:13:16
153

معرفی
مروری بر نکات جلسه صد و چهل و پنجم:
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
**بسم الله الرحمن الرحیم**

عن ابی عبدالله علیه السلام قال: «إِنَّ أَحَقَّ النَّاسِ أَن یَتَمَّنَّی لِلنَّاسِ الْبُخَلَاءُ؛ لِأَنَّ النَّاسَ إِذَا اسْتَغْنَوْا كَفُّوا عَنْ أَمْوَالِهِمْ.»

حضرت فرمودند که چه کسی شایسته‌تر از همه است که برای مردم ثروت و غنا بخواهد؟ بخیل! بخیل اتفاقاً بیشتر از همه باید دلش بسوزد برای اینکه وضع مردم خوب بشود. چرا؟ چون مردم وقتی غنی باشند، دیگر کسی چشم به اموال این ندارد. آخر استدلال است دیگر، تعبیر امام صادق (ع) در حالی که اینها معمولاً هم دوست دارند مردم بدبخت باشند. همه چیز به مردم نده! حال آنکه اگر واقعاً کسی بخیل است، خب تو برای اینکه از مالت مراقبت کنی، دعا کن (که مردم غنی شوند).

خسیس می‌شود، بخیل کسی بود که نمی‌تواند خوشی دیگران را ببیند حتی اگر از خودش نباشد. تو نباید اینجوری ببینی، خب نمی‌تواند ببیند. نه، آن حسادت می‌شود. بخل این است که من نسبت به اموال خودم نمی‌خواهم چیزی به کسی برسد. تعبیر "خست" که در روایت نداریم، "بخل" فارسی‌اش است. بله، بله؛ یعنی من چشم ندارم از مال من، از دارایی من، از امکانات من چیزی به کسی برسد.

و حالا گاهی تعبیر "منوع" می‌شود، اینجا «انمسه‌الخیر ممنوع» و گاهی هم تعبیر "بخیل" می‌شود، تعبیر "زنین" می‌شود با "ذال" در صورت. بخل و حسادت با هم می‌آیند، معانی‌شان با هم خلط و نزدیکی ایجاد می‌کند. منشأ همه‌اش که یکی است. امیرالمؤمنین (ع) فرمودند که همه اینها ریشه و منشأ سوءظن به خداست؛ هم در حسادت و هم در بخل.

بعد فرمودند که: «أَحَقُّ النَّاسِ أَن یَتَمَنَّی لِلنَّاسِ الصَّلَاحَ أَهْلُ الْعُیُوبِ.»
اونی که بیشتر از همه شایسته است که برای مردم صلاح بخواهد، کسی است که خودش عیب دارد. چرا؟ «لِأَنَّ النَّاسَ إِذَا صَلَحُوا كَفُّوا عَنْ تَتَبُّعِ عُیُوبِ النَّاسِ.»
چون مردم اگر خوب بشوند، حالا اونی که عیب دارد هی می‌خواهد از بقیه عیب پیدا کند. خب تویی که عیب داری دنبالش باش که مردم همه خوب بشوند؛ چون اگر خوب بشوند، کسی دنبال عیب تو هم راه نمی‌افتد. نگاه! چقدر فرق می‌کند به مسائل، چه جور تحلیل می‌کنند!

«وَ أَحَقُّ النَّاسِ أَن یَتَمَنَّی لِلنَّاسِ الْحِلْمَ أَهْلُ السَّفَهِ.»
آن شایسته‌ترین مردم برای اینکه برای مردم حلم بخواهد، کسی است که خودش اهل سفاهت است. یعنی منی که نادانم، کارهای نابخردانه می‌کنم، به جای اینکه هی دنبال این باشم که چهار تا نادان مثل خودم پیدا کنم، می‌گویم: "اینم همینجوره، اونم همینجوره، خودتم همینطور!" اینجوری دیگر تا به ما ایرادی می‌گیرند. اگر کسی به من گفتش که تو بی‌عقلی، من چی بگویم؟ خدا کند که شما اینقدر با عقل بشی که این عیب منو نبینی که به این بی‌عقلی من صبر کنیم. نگاه حضرت این و فرهنگ می‌شود اینور، گفتمان بشود.

«الَّذِینَ یَحْتَاجُونَ إِلَی أَنْ یُعفَوَا مِنْ صِفَتِهِمْ.»
آدم نابخرد به جای اینکه هی بگردد بگوید: "فلانیم مثل من، خودتم اونجا همینطور، تو هم این کارو کردی!" باید از خدا بخواهد که همه خوب بشوند تا نسبت به سفاهت او عفو کند.
«فَأَصْبَحَ أَهْلُ الْبَخْلِ یَتَمَنَّوْنَ فَقْرَ النَّاسِ.» حالا وضعیت چطور است؟ وضعیت اینطور است. وضعیت اینطور شد. وضعیت اینطور است که اهل بخل تمنا دارند فقر مردم را.
«وَ أَصْبَحَ أَهْلُ الْعُیُوبِ یَتَمَنَّوْنَ مَعَایِبَ النَّاسِ.» و اهل عیوب تمنا دارند.
«وَ أَصْبَحَ أَهْلُ السَّفَهِ یَتَمَنَّوْنَ سَفَهَ النَّاسِ.» اهل سفاهت تمنا دارند سفاهت مردم را.

«فَفِی الْفَقْرِ الْحَاجَةُ إِلَی الْبَخِیلِ.»
در فقر حاجت است به بخیل. یعنی اهل بخل تمنا دارند اینکه مردم بخیل باشند. خب وقتی او بخیل شد، دوباره دست دراز می‌کند سمت تو.
«وَ فِی الْفَسَادِ طَلَبُ عَوْرَةِ أَهْلِ الْعُیُوبِ.»
در فساد طلب عورت اهل عیوب است. و فیس، یعنی کسی که فاسد است و اهل فساد است و عیبی دارد، دنبال این است که عیبی از مردم پیدا کند.
«وَ فِی السَّفَةِ الْمُکَافَأَةُ.» کسی هم که سفاهت دارد، می‌خواهد مردم را بابت گناهانش مکافات بکند، در حالی که باید بخواهد که همه اهل حلم بشوند و کسی به گناه او توجه نکند.

**حدیث بعدی** از امام صادق (ع) از پیامبر اکرم (ص) نقل کردند: «فِی حَدِیثٍ طَوِیلٍ إِنَّ الْأُمُورَ ثَلَاثَةٌ: أَمْرٌ تَبَیَّنَ لَكَ رُشْدُهُ فَاتَّبِعْهُ.»
حدیث معروف است که مرحوم شیخ در کتاب رسائل مفصل روی آن بحث می‌کنند. حدیث تثلیث است. امور سه دسته است: یکی امری که رُشدش برای شما واضح است، دنبال کن.
«وَ أَمْرٌ تَبَیَّنَ لَكَ غَیُّهُ فَاجْتَنِبْهُ.»
و امری هم هستش که غی‌اش برای روشن است که غلط است و اشتباه است، ازش اجتناب کن.
«وَ أَمْرٌ اُخْتُلِفَ فِیهِ فَرُدَّهُ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.»
و امری که درش اختلاف است، آن را به خدا واگذار کن.

ممنون. وحشت خیلی تکیه و اصرار رو این گفته است که انسان یقینیاتی دارد، محتملاتی دارد. مباحث سیاسی خودمان هم همینطور است، در مباحث خانوادگیمان همینطور است، مباحث اقتصادیمان همینطور است. یقین دارد که درست است، یک چیز هم یقین دارد که غلط است. اونی را که انسان یقین به حقانیت داشته باشد، قسم حضرت عباس می‌تواند بخورد برایش. اگر تحلیل است، اگر نظر است، اگر خبر است که جای انسان کسبی دارد، اگر کسی نظری می‌خواهیم بدهیم در مورد اگر واقعاً مثل روز برایمان روشن است، بگوییم و وارد بشویم. اگر شک داریم، ولو یک درصد، واجب که نیست. همین قدر که این تردید آمد، من قبول ندارم خدایی را که بنده‌ای در محتملات به خاطر او توقف داشته باشد، او حق را بهش نشان ندهد. خدا را قبول ندارم. بنده به خاطر خدا موقع شبهه توقف کند، بعد خدا حق را به او نشان ندهد. حتماً خدای متعال حق را نشان خواهد داد و از او دستگیری خواهد کرد. بیشتر مشکلات همین مسئله است، اگر رعایت بشود، هشتاد درصد مصالح خانوادگی حل می‌شود. بسیاری از مشکلات اقتصادی حل می‌شود، مسائل سیاسی که قطعاً حل می‌شود، همه‌اش حل می‌شود. فقط جایی ورود کنیم که برایمان یقینی است. برای خودمان هم یقین نیست. نه اینکه من بگویم برای فلانی یقینی است، منم طبعاً از فلانی می‌گویم. برای خود انسان یقین بشود، برای خود انسان واضح بشود، روشن بشود. تا روشن نشود، همه عالم هم که وایسادند روبرو، همه عالم هم که بهمون گفتن، تن نده.

اگر روشن شد، همه عالم هم که مخالفت کردند، جا نزن. حضرت امام (رضوان الله علیه) اینطور بودند دیگر. تک و تنها بودن، ماجرای انقلاب، اول انقلاب، خب کسی یار امام نبود، حداقل در سطوح بالا از علما که کسی همراهی نداشت تقریباً نسبت به حضرت امام. "من تکلیفمو تشخیص دادم. همه عالم هم روبروی خمینی بایستند." ولو شده من این حرف را به نظرم از شهید مطهری از امام شنیدم که فرموده بودند: "اگر شده توی قایق منو تبعید کنند، تو دریای مدیترانه رها کنند آنجا." تک و تنها.

تو اون فیلمی که از ایشون در آمده مرز کویت، کویت ایشون رو راه نمی‌ده. خیلی هم تحقیر می‌کنند. حضرت امام در مرز عراق و کویت امام روی زیلو نشسته بودند، وضو گرفتند، نماز خواندند. اینها صحنه‌ای است، امام داشتند وضو می‌گرفتند، فرمودند که: "من دارم به تکلیف خودم عمل می‌کنم." خیلی حرف سنگینی است. ما مثلاً از اینجا پاشیم بریم اراک، ورودی اراک ما رو راه ندن، چهار تا رفیق داشته باشیم، این چهار تا هم دیگر نگه می‌داریم. برای امام، با همین رفقای اصلی که پا کار ایشون بودند: "هر کی می‌خواد بره، بره، من دارم تکلیف می‌کنم. شما اگه تکلیفتونه، وایستید." امام راهش این است. راه امام شدن این است.

امری که روشن است بگیریم. در این مشتبهات خیلی آسیب‌ها زده می‌شود، آدم بعد چند سال گاهی می‌فهمد. این دیگر تجربه خودمان که کشف کردیم. گاهی انسان موضعی می‌گیرد، اطرالف قضیه تقریباً برای آدم روشن است. ولی بعد چند سال می‌فهمد که اون یک تیکه نکته‌ای که مجهول بود و انسان اعتنا بهش نمی‌کرد، اون بدن چقدر دارد کار می‌کند. و همین باعث می‌شد که انسان یک تحلیل غلطی داشته باشد. خدای ناکرده نسبت غلطی به کسی بدهی. خیلی باید مراقب بود، خیلی باید دقت کرد.

در ماجرای حرم امام وقتی که حالا چند تا جوان حزب‌اللهی پا شدند و نذاشتن که نوه امام سخنرانی کنند. همان جا حضرت آقا بعدش که آمدند، ماجرای گفتگوی خودشان با حضرت امام را مطرح کردند. فرمودند که: "من یک وقتی خدمت امام رسیده بودم در مورد یکی از بزرگان، بزرگان سیاسی، شخصیت‌های معروف، یک سوالی پرسیدیم. امام تعبیر مذمت‌آلودی به کار بردند. فردایش دوباره خدمت امام رسیدم، امام فرمودند: "بابت اون مسئله‌ای که من دیروز گفتم در مورد اون آقا، همین قدر بگویم که نمی‌دانم!" بنده نشسته بود، محاسبه کرده بود، در مراقبت و مراقبه خودش، محاسبه خودش، که همان قدری هم شاید یقینی نباشد، روشن نباشد. خب کسی در اون سطح از کار باشد، این همه مشغولیت و درگیری، اینجور حسابرسی از خودش خیلی هنر است واقعاً. حضرت آقا فرمودند که: "مراقب باشیم، یک وقت خدای ناکرده بیش از حق به کسی نگوییم، تعدی نکنیم. آن قدری که طرف حقش است، همان قدر پشت کنیم." اگر حقش این است که شما ازش روی برگردانی، چرا آبروشو می‌بری؟ چرا بهش توهین می‌کنی؟ چرا تمسخرش می‌کنی؟ البته خود بحث طنز و اینها باز یک چیزی است. زبان طنز. طنزی که به تمسخر و لودگی و توهین و اینها کشیده نشود. در خود اصحاب هم اونقدری که انسان می‌بیند بوده. خود حضرت امام گاهی از همین زبان طنز استفاده می‌کرد، ولی بحث حالا تمسخر، خصوصاً توهین، توهین خصوصاً جایی که انسان یقین ندارد. این همه بحث احتیاطی که مرحوم شیخ، بحث بسیار مهمی است. عمده حرکت ما به سمت خدا حرکت اول این است. این را اگر انسان بگیرد به موفقیت می‌رسد.

خدا ان شاء الله کمکمان بکند و از پس نفس بر بیاییم ان شاء الله.
**و الحمدلله رب العالمین.**
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح کتاب خصال

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00