متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم.
قال امیرالمؤمنین علیهالسلام: «جمیعُ أحکامِ المسلمین تَجری علی ثلاثِ أَوْجُهٍ.» امیرالمؤمنین فرمودند که همه احکام مسلمین از سه طریق جاری میشود و اجرا میشود: «شهادَةٌ عادلةٌ، أَوْ یمینٌ قاطعةٌ، أَوْ سنةٌ جَریةُ الهُدی.» یا یک عادلی شهادت بدهد، یا یک قسمی خورده بشود – قسم قطعی – یا یک سنت جاری همراه ائمه هدی؛ که حالا اینجا یعنی سنتی باشد که ائمه اجرا کردهاند و شیوهای بوده که اینها داشتهاند در اجرای حدود و احکام و اینها. بر اساس آن عمل بشود که حالا در خود قضاوتهای امیرالمؤمنین موارد ناب و عجیب و غریبی دیده میشود که یا دیگری شهادت میدهد در مورد کار این، یا خودش قسم میخورد، یا اینکه بر اساس ضوابطی که در سیره ائمه هدی بوده، به این عمل میشود و مسئله کشف میشود و اینکه طرف مجرم بوده یا نبوده. این همه احکام مسلمین این شکلی جاری میشود که روایت از جهت کبرویتش روایت جالب و جامعی است.
روایت بعدی میفرمایند که از امام رضا علیهالسلام: «قالَ إِنَّ اللهَ عَزَوَجَلَّ أَمَرَ بِثَلاثَةٍ مَقْرُونٍ بِها ثلاثٌ أُخْری.» خدای تبارک و تعالی امر به سه چیزی کرده که سه چیز دیگر به آن مقرون است. «أَمْرُهُ بِالصَّلاةِ وَالزَّکاةِ، فَمَنْ صَلَّی وَلَمْ یُزَکِّ لَم تُقْبَلُ مِنْهُ صَلاتُهُ.» انگار هر یک از اینها یک دانه است که به یک چیزی جفت است. پکیجی خودمان هم بازی پیدا کرده است. پکیج بالاتری را تلقین میکند. خود نماز یک پکیج است و باز توی یک پکیج وسیعتر، نماز و زکات با هم جفت هستند که امر به نماز و زکات کرده؛ ای کسی که نماز بخوانی و زکات ندهی، نمازت قبول نمیشود. در قرآن معمولاً «أقیموا الصلاة» را با «آتوا الزکاة» آورده. اینها را با هم جفت آورده است.
«أَمْرُهُ بِالشُّکْرِ له وَلِلْوالِدَیْنِ، فَمَنْ لَمْ یَشْکُر والِدَیْه لَم یَشْکُرِ اللهَ.» تشکر از خودش را با تشکر از والدین آورده است. اگر کسی شاکر والدینش نباشد، شاکر خدا نیست. عبارت جالب و عجیبی است. تا اینکه والدین از خودشان چیزی ندارند و هرچه که هست شکر خداست. این حالت خضوع در برابر پدر و مادر و منتداری فرزند نسبت به پدر و مادر، خودش را ممنوندار بداند، زیر بلیط بداند و وابسته بداند، حتی در آن وقتی که این دارد به ظاهر پدر و مادر را تامین میکند، این حس را برساند، منتقل بکند که من از تو دارم موقعیتم را، بودنم را، زندگی مادیام را، حالا شغلم را، سلامتم را، رشدم را، بزرگ شدنم را، وضعیت فعلیام را. اگر دانشجو بودم، دانشگاه رفتم، درس خواندم، دکتر شدم، مهندس شدم، طلبه شدم، آخوند شدم، همهاش به واسطه حمایتی بوده که تو کردی، تا یک حدی مرا رساندی. آب دادی، نانم دادی، بعداً مدرسه فرستادی، دانشگاه فرستادی، حوزه فرستادی، خرجم را دادی، بعداً زن برایم گرفتی، به شوهرم دادی، جهیزیه برایم گرفتی، خانهدارم کردی. اینها که دیگر الان که الحمدالله، وضعیت اقتصادی طرف تا آخر وضعیت دارد، یعنی بعد از ده تا بچه و حتی نوهدار شدن هم هنوز به آن بابای خودش وابسته است؛ یعنی هنوز حقوقبگیر باباش است. خب، وضعیتی که الان شکل بابا داشته باشد. بله. خلاصه این را برساند، منتقل کند. شکر یعنی این. یک بخشش همان ادراک قلبیاش است. یک بخشش این انتقال به اینهاست. این حس ممنونداری را به مادر برساند، به پدر برساند، بفهماند به اینها که میفهمند؛ ابراز بکند به اینها که من خودم را به شما محتاج و وابسته میبینم، میبینم که بر سر سفره شما رشد کردم، به واسطه زحمات شما رشد کردم. اگر شکر به اینها نباشد، شکر به خدا عملاً معنا ندارد. اینجا مسئله عجیب و جالبی است که مقرون شدن این دو تا با همدیگر، بدون شکر والدین، شکر به خدا معنا ندارد.
«و أَمْرُهُ بِاتِّقاءِ اللهِ وَ صِلَةِ الرَّحِمِ.» سومین چیز این است که امر کرده به تقوای الهی و صله رحم. مقرون کرده تقوا را با صله رحم. «فَمَنْ لَمْ یَصِلْ رَحِمَهُ لَمْ یَتَّقِ اللهَ عَزَّوَجَلَّ.» اگر کسی صله رحم نکند، تقوای الهی هم ندارد. رمز اول سوره مبارکه نساء این آیه است که میفرماید: «وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذی تَسائَلُونَ بِهِ وَ الأَرْحامَ.» تقوا داشته باشید نسبت به خدایی که تسائلون به آن است، «وَ الأَرْحامَ.» از خدا و از رحم بپرهیزید. از خدا تقاضا داشته باشید و از رحم. خدا را بپایید و رحم. این میشود مقرون بودن؛ یعنی یا گداییتان از خداست، یا وقتی از همدیگر درخواست میکنیم، خدا را قسم میدهیم. تسائلون به همین خدایی که واسطهاش میکنید که از این و آن چیزی بگیرید. حواست بهش باشد، حواست به رحم هم باشد. «إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلَیکُمْ رَقیباً.» آخر آیه. خدا حواسش هست، تو حواست باشد، من هم حواسم هست، خدا رقیب است. اینجاست که اینها را مقرون به هم کرده؛ خدا و تقوای الهی را با صله رحم، که اگر کسی صله رحم نکند، تقوای الهی هم نداشته. خدا ان شاء الله ما را اهل عمل به این روایات قرار بدهد و صلی الله علی سیدنا محمد و…
بسم الله الرحمن الرحیم.
قال امیرالمؤمنین علیهالسلام: «جمیعُ أحکامِ المسلمین تَجری علی ثلاثِ أَوْجُهٍ.» امیرالمؤمنین فرمودند که همه احکام مسلمین از سه طریق جاری میشود و اجرا میشود: «شهادَةٌ عادلةٌ، أَوْ یمینٌ قاطعةٌ، أَوْ سنةٌ جَریةُ الهُدی.» یا یک عادلی شهادت بدهد، یا یک قسمی خورده بشود – قسم قطعی – یا یک سنت جاری همراه ائمه هدی؛ که حالا اینجا یعنی سنتی باشد که ائمه اجرا کردهاند و شیوهای بوده که اینها داشتهاند در اجرای حدود و احکام و اینها. بر اساس آن عمل بشود که حالا در خود قضاوتهای امیرالمؤمنین موارد ناب و عجیب و غریبی دیده میشود که یا دیگری شهادت میدهد در مورد کار این، یا خودش قسم میخورد، یا اینکه بر اساس ضوابطی که در سیره ائمه هدی بوده، به این عمل میشود و مسئله کشف میشود و اینکه طرف مجرم بوده یا نبوده. این همه احکام مسلمین این شکلی جاری میشود که روایت از جهت کبرویتش روایت جالب و جامعی است.
روایت بعدی میفرمایند که از امام رضا علیهالسلام: «قالَ إِنَّ اللهَ عَزَوَجَلَّ أَمَرَ بِثَلاثَةٍ مَقْرُونٍ بِها ثلاثٌ أُخْری.» خدای تبارک و تعالی امر به سه چیزی کرده که سه چیز دیگر به آن مقرون است. «أَمْرُهُ بِالصَّلاةِ وَالزَّکاةِ، فَمَنْ صَلَّی وَلَمْ یُزَکِّ لَم تُقْبَلُ مِنْهُ صَلاتُهُ.» انگار هر یک از اینها یک دانه است که به یک چیزی جفت است. پکیجی خودمان هم بازی پیدا کرده است. پکیج بالاتری را تلقین میکند. خود نماز یک پکیج است و باز توی یک پکیج وسیعتر، نماز و زکات با هم جفت هستند که امر به نماز و زکات کرده؛ ای کسی که نماز بخوانی و زکات ندهی، نمازت قبول نمیشود. در قرآن معمولاً «أقیموا الصلاة» را با «آتوا الزکاة» آورده. اینها را با هم جفت آورده است.
«أَمْرُهُ بِالشُّکْرِ له وَلِلْوالِدَیْنِ، فَمَنْ لَمْ یَشْکُر والِدَیْه لَم یَشْکُرِ اللهَ.» تشکر از خودش را با تشکر از والدین آورده است. اگر کسی شاکر والدینش نباشد، شاکر خدا نیست. عبارت جالب و عجیبی است. تا اینکه والدین از خودشان چیزی ندارند و هرچه که هست شکر خداست. این حالت خضوع در برابر پدر و مادر و منتداری فرزند نسبت به پدر و مادر، خودش را ممنوندار بداند، زیر بلیط بداند و وابسته بداند، حتی در آن وقتی که این دارد به ظاهر پدر و مادر را تامین میکند، این حس را برساند، منتقل بکند که من از تو دارم موقعیتم را، بودنم را، زندگی مادیام را، حالا شغلم را، سلامتم را، رشدم را، بزرگ شدنم را، وضعیت فعلیام را. اگر دانشجو بودم، دانشگاه رفتم، درس خواندم، دکتر شدم، مهندس شدم، طلبه شدم، آخوند شدم، همهاش به واسطه حمایتی بوده که تو کردی، تا یک حدی مرا رساندی. آب دادی، نانم دادی، بعداً مدرسه فرستادی، دانشگاه فرستادی، حوزه فرستادی، خرجم را دادی، بعداً زن برایم گرفتی، به شوهرم دادی، جهیزیه برایم گرفتی، خانهدارم کردی. اینها که دیگر الان که الحمدالله، وضعیت اقتصادی طرف تا آخر وضعیت دارد، یعنی بعد از ده تا بچه و حتی نوهدار شدن هم هنوز به آن بابای خودش وابسته است؛ یعنی هنوز حقوقبگیر باباش است. خب، وضعیتی که الان شکل بابا داشته باشد. بله. خلاصه این را برساند، منتقل کند. شکر یعنی این. یک بخشش همان ادراک قلبیاش است. یک بخشش این انتقال به اینهاست. این حس ممنونداری را به مادر برساند، به پدر برساند، بفهماند به اینها که میفهمند؛ ابراز بکند به اینها که من خودم را به شما محتاج و وابسته میبینم، میبینم که بر سر سفره شما رشد کردم، به واسطه زحمات شما رشد کردم. اگر شکر به اینها نباشد، شکر به خدا عملاً معنا ندارد. اینجا مسئله عجیب و جالبی است که مقرون شدن این دو تا با همدیگر، بدون شکر والدین، شکر به خدا معنا ندارد.
«و أَمْرُهُ بِاتِّقاءِ اللهِ وَ صِلَةِ الرَّحِمِ.» سومین چیز این است که امر کرده به تقوای الهی و صله رحم. مقرون کرده تقوا را با صله رحم. «فَمَنْ لَمْ یَصِلْ رَحِمَهُ لَمْ یَتَّقِ اللهَ عَزَّوَجَلَّ.» اگر کسی صله رحم نکند، تقوای الهی هم ندارد. رمز اول سوره مبارکه نساء این آیه است که میفرماید: «وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذی تَسائَلُونَ بِهِ وَ الأَرْحامَ.» تقوا داشته باشید نسبت به خدایی که تسائلون به آن است، «وَ الأَرْحامَ.» از خدا و از رحم بپرهیزید. از خدا تقاضا داشته باشید و از رحم. خدا را بپایید و رحم. این میشود مقرون بودن؛ یعنی یا گداییتان از خداست، یا وقتی از همدیگر درخواست میکنیم، خدا را قسم میدهیم. تسائلون به همین خدایی که واسطهاش میکنید که از این و آن چیزی بگیرید. حواست بهش باشد، حواست به رحم هم باشد. «إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلَیکُمْ رَقیباً.» آخر آیه. خدا حواسش هست، تو حواست باشد، من هم حواسم هست، خدا رقیب است. اینجاست که اینها را مقرون به هم کرده؛ خدا و تقوای الهی را با صله رحم، که اگر کسی صله رحم نکند، تقوای الهی هم نداشته. خدا ان شاء الله ما را اهل عمل به این روایات قرار بدهد و صلی الله علی سیدنا محمد و…
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه صد و چهل و سوم
شرح کتاب خصال
جلسه صد و چهل و چهارم
شرح کتاب خصال
جلسه صد و چهل و پنجم
شرح کتاب خصال
جلسه صد و چهل و ششم
شرح کتاب خصال
جلسه صد و چهل و هشتم
شرح کتاب خصال
جلسه صد و پنجاهم
شرح کتاب خصال
جلسه صد و پنجاه و یکم
شرح کتاب خصال
جلسه صد و پنجاه و دوم
شرح کتاب خصال
جلسه صد و پنجاه و سوم
شرح کتاب خصال
جلسه صد و پنجاه و چهارم
شرح کتاب خصال
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات شرح کتاب خصال
جلسه هشتم
شرح کتاب خصال
جلسه نهم
شرح کتاب خصال
جلسه دهم
شرح کتاب خصال
جلسه یازدهم
شرح کتاب خصال
جلسه دوازدهم
شرح کتاب خصال
جلسه سیزدهم
شرح کتاب خصال
جلسه چهاردهم
شرح کتاب خصال
جلسه پانزدهم
شرح کتاب خصال
جلسه شانزدهم
شرح کتاب خصال
جلسه دوم
شرح کتاب خصال
در حال بارگذاری نظرات...