برخی نکات مطرح شده در این جلسه
واقعه پنجم….
چه شد که شیطان به من غذا داد؟
شیطانی که پشت گردن انسان می چسبد.
احتناک، نحوه ی عمل شیطان در قرآن
تسویف یکی از راهکارهای شیطان
هرکس فعال تر در جبهه خدا باشد، از شیطان بیشتر می خورد.
فرمانی که دست شیطان بود.
نحوه شراکت شیطان در اموال واولاد
مشارکت شیطان در اموال به اولاد می رسد.
جنس شیعه
سلول سلولی که از محبت اهل بیت پر است.
عنایت خدا به آدم در برابر حمله شیطان
فلسفه بلایایی که به انسان می رسد؟
تفسیر حمله ی شیطان از چهار طرف
کدام فراموشی کار شیطان است؟
مسخره معارف، کار شیطان
شک وشبهه در روابط زن وشوهر
سناریوی شیطانی، که در آن گم می شدی
اززندگی سیر شدم
تاثیر تعقیبات نماز صبح در دفع شیاطین
چه عواملی شیطان را دور می کند.
گوشه ای از اخلاق شیطان
راه تو به شیطان باز نکن
تنها راه خلاص از شیطان
امکان نداره در مسیر مقابله با شیطان باشی و حمله شیطان بیشتر نشود.
کدام قشر با شیطان بیشتر مقابله می کند
شیطان چه کسانی را یاری می دهد؟
از فرصت باقی مانده برای کمک به دیگران استفاده می کردم.
شیطانی که به دیوار چسبیده چه ماموریتی داشت؟
اتاقی که مملو از شیاطین جاسوس بود.
متن جلسه
‼️توجه: متن زیر صرفاً توسط هوش مصنوعی تایپ شده و ویرایش نشده است‼️
شیراز کار برق میکردم گفتم چو حقوقم نمیرسید ۱۲ تومن یکی از دوستان بود لوازم برق میفروخت به من گفت فلانی من بیا لوازم برقتو از من بگیر من به تخفیف میدم گفتم باش به من گفت که خب چقدر مهمه یه ساختمون ۱۰ طبقه یا ۸ طبقه کار میکردم گفتم خب مثلاً انقدر کابل زوج میخوام مثلاً یک و نیم دو و نیم میخوام انقدر نزدیک ۸ تومن شد پول اون تجهیزات برقی سال ۸۴ ۸۵ بعد من ۱۲ هزار تومان حقوق داشتم حالا اون میزان پول ببینید حقوق منم ببینید بعد بهش گفتم که خوب فاکتورشو بده دیدم فاکتور داد ۸ و ۵۰۰ اومدم پول بدم بهش گفت که تو به من ۵ تومن بده قیمت همکار با توسا همکارم دلم میخواد به تو انقدر بدم اگه صاحب کارت بیاد بخره از حساب کارت به خاطر جنسا از من بخره من ۸ و ۵۰۰ بهش پول میگیرم اما چون تو همه جنساتو ۳ میلیون رو پول گیر من میومد میفهمه که بعد از اون طرفم این خب اونم بخواد بیاد بخره همینو باید بخره ۸ و خورده باید بخره رفتم به صابکار گفتم فاکتور زدم ۸ و ۵۰۰ مثلا شبش خواب خواب دیدم توی صف ایستادم همه تو صفن خیلیا تو صف یه قابلمه دستم بود مثل که یه چیزی پخش میکردم یک نفر با یه قیافه خیلی وحشتناک وایساده بود پشتی دیگ دیگر هم میزد و از تو اون دیگ به بقیه غذا میداد اون نفر وحشتناک شیطان خواب دیدم به من میترسیدم ازش تو صف رسیدم نوبت من شد دیدم سقف دهن گراز گوشت صورتشو گذاشت بر انداخت تو ظرف من گفتم این چیه گوشت گراز نجس خوکه این از خودت خواستی گفتم نه من نمیخوام گفتم نه گفتم نه ظرفو پرت کردم اومدم بیرون از تو صف از خواب پریدم زدم زیر گریه فردا صبحش نرفتم سر کار رفتم پیش صاحبکار گفتم آقا این فاکتور اینه به من گفته این اینه اینه ولی این پولا خیلی راحت از حلقوم و خیلیا عادی کارگر صابکار الان شغلا رو نگاه کنید طرف جنس و خرید ۵۰۰۰ تومان الان خرید باید به روز ۵ و ۵۰۰ قیمت فردا میشه ۸ تومن قیمت فردا جنس خرید قبلش قیمت پس فردا رو میزنه بعد میگه چرا شیطون چرا تاثیر کی چه جور مقابله کنم نمازم چرا اینجوریه چرا خودم باز کردم همش دنبال یکی دیگر مقصر کن به عین دارم میبینم اینها رو من چیزهایی است که دیدم دارم میگم شیطانی رو دیدم پشت گردن انسان میچسبه یه وجب دستان بلندی داره حلقه میزنه دور پیشونی طرف اینجوری و پاهاشم مثل دسته اینم حلقه میکنه دور گلو از پشت گردن این تصویر شماره ۳ ما میشه تصویرشو داریم کار ایشون فقط ببینید شاید ۹۰ درصد مسئولیت شیطان گردن این نوع جن شیطان چشمای درشتی عین جنین نارس انسانه بدنش بیمو و دستان بلند من همه انسانهایی که دیدم تو اون دو ماه به این گرفتار بودن و حتی خودم کارش چی بود پشت گوشت حرف میزد از پشت گوش تو گوشت حرف میزد میشینه رو گردن هنک تحتالحنک که میگن عمامهای که از این بغل میاد زیر گردن رد میشه این حالتی که از پشت زیر گردنو میگیره میگن اهتناک اینو تعبیر در مورد ابلیس شیاطین این لحدن کن ذریته از پشت سر انسانو میگیره بعد دائم پشت گوش حرف میزنه توجیه کارش اینه که نذاره وصل شی به خدا حالا ریز به ریز میگم چه کارایی میکرد این موجود رو افراد مختلف تاثیرهای مختلف یکی از تاثیراش اختلاف افکندن بین زن و شوهر یکی از کارهاش تاخیر انداختن حالا وقت است حالا باش حالا پیرمردی که بهتون گفتم تصریف پیرمردی بهتون گفتم داشت میمرد تو بیمارستان این پس گردنش نشسته بود سرطان داشت گفتم خانمش بعد رفتم بالا سرش داشت میمرد این شیطان بالا سرش بود چیکار میخوای بکنی نماز روزت توبه کن حالا برگرد فلان فلان ارثو به فلان پولی که از فلانی داش برگشتیم بهش میدم اصلاً فکر نمیکرد میخواد بمیره و این پشت تو گوشی حالا بعد فردا حالا وقتی برگشتیم نماز هی میومد میگذشت برش خوب شدم بعد غذاشو میخونم گذشت گذشت من تو بخش بودم اینو میدیدم و مرد همین جوری مرد هرچی خواستم کمکش کنم یکی از کاراش این بود من اینو پشت سر یک روحانی دیدم بخش قبلیش همینه که ما نماز شب نماز صبح حالا یه ربع دیگه نیم ساعت دیگه یه بخشش روحانیت دیدم یکی از اینا پشت گردنش بود داشت نماز میخوند اصلا تو نمازم فقط حواسم به این بود نماز میخونم پشت سرش گفت که قل هو الله مثلاً قدر بخون بد که بگن مثلاً یکم طولانیتر بشو با لحن بهتری خونده باشه میگن لحنش قشنگتر فقط رو خیلی قشنگ میخوند بعد الله اکبر که میگفت الو اکبر که گفت میخواست توجه کامل کنه خیلی اتفاق خیلی دنبال خضوع و توجه بود خیلی آدم متوجهیم است هنوزم هستش میشناسم خیلی آدم خیلی آدم با توجهی خیلی دوست داره توجه داشته باشه خیلی اصرار به توجه به خدا همه توجهشو جمع کرد به نماز الله اکبر گفت به محض الله اکبر در گوشش گفت که خب الان توجه جلب شد خیلی خوبه الان خدا داره کیف میکنه عجب بندی داری خیلی خوبه به همین رفت دیگه رفت تو هپروت رفت رو کوه یا رفت سجده تازه فهمید اصلاً توجه اون نیست خدا داره با بندش حال میکنه من چه نماز بهم چی گفتن الان میگن چیه سلامو داد تازه هیچی تمام شد این کارش همین بود این از این گوشش توجه وسوسهاش میکرد یه چیزی میگفت از اینور دوباره پرتش میکرد دوباره از این گوشی پرتش میکرد پر میگم هرکس فعالتر باشه تو جبهه خدا بیشتر بیشتر پرتش میکند اصلا برای بعضیا رو اصلاً نمیزنه میاد میاد چیکارش میکنه میاد پیش گوشش میگه بابا تو که از این حرفا دیگه ردی بابا همین کارا رو تو داری میکنی همه وصلی رو گندش میکنه انقدر گندش میکنه که اصلاً از کار بکشه کنار موثری داره میکنه تدریس کن تو باید فلان جور فلان کار کنی کنار اون کار موثر همه هم کار اینه جن یک وجبی شیطان یک دائم حرف پشت سر اون فرشیدی که تو کتاب شنود نوشتم نوشته شده بحث که داشت در مورد اون دختر صحبت پشت سر جریان کتاب شنود گفتم یک جوری چاپ شده که یه جوری نوشته که بشه چاپش کرد من جریان فرشید و توی اون دو ماه دیدم از بیمارستان مرخص شده بودم با خانمم من خانوممو داشتم میبردم شیمی درمانی نزدیک بیمارستان چمران پشت سری چهارراه بودیم یه دفعه دیدم پراید جلو من سرعتشو کم کرد من مجبور شدم پشت سرش وایسم بعد دقت کردم دیدم سرعتش کم کرد که این دختره جلوش رد بشه یه دختری ببینتش نه به عنوان احترام این جنین پشت سر فرشید چسبیده بود و بهش گفت که آقا ساعت پوشیده زیرش تو چی تنشه ببخشید بین کلماتو دارم میگم حقوق تازه مانتو جلو باز سرعتشو کم کرد به دستور این دختر که رد میشد دونه دونه پیش پشت گوش این بریش توجه سرشو نگهبان چشمشو نگاه کن هی میگفت میگفت همه گوشش همه ذهنش این بود مدیریتش دستهای کجا رو نگاه رد شد همه زن دارن فرمون فرشید دست این و همینجوری خیلی از ماها فرمونمون دست یکی دیگه است تصمیمهامون دست کسی دیگه است سلطانی که فرمون دستشه بخواد حاج آقا جن وحشتناک کارش شیطان این شیطان گفتم شاید ۹۰ درصده تنها راهش تنها راه مقابله با این اینکه وصل باشه استعازه فستعذ بالله من الشیطان الرجیم استعاذ توسل توکل همه طهارت برو صبح تا شب سینه بزن رکسون من عمل الشیطان فجنبو برات جلوه میده پاک به نماز نگرت میداره اون نماز خوبه برات میگه نمازتو بخون اتفاقاً ببین من هر کس بودم به این گرفتار مگر اینکه تحت ذلک باشی دائم دائم زیر اون نوره باشی چه جوری دائم زیر اون نور باشه حاجی دائم طهارتتو رعایت خود روایتم داری که دائم الوضو بودن شیطانو دور میکنه طهارت ذکری که همراه با طهارت باشه همراه با توجه توجه طهارت من هم تو قبلی گفتم رمزش طهارت اولین چیزی که گفتم آقا یعنی چرا من نمازم من که دیدم چرا نمازم نماز نیست گفت طهارت لباس پوشاک خورا بعضیا اصلاً اصلاً گفتم قرآن میگه دو تا راه خدا شیطان برای فریب انسان گذاشته شیطان خود قرآن میگه شیطان از دو راه المال مشارکت مال مشارکت تو بنون تو نسل شریک شدن شیطون تو مار میشه چی یه قطره همش حلاله یه دو ساعت اضافه کاری یه نفر زدم جلو اولاد چی بگم طرف همه فکر و ذکرش ببخشید ببخشید تو خیابون میره این دختر اون دختر این دختر اون دختر این دختر اصلا خانم خودش بنده خدا هیچی حالا خانومام همین جورا زنان همینجوره فلان پسر فلان پسر فلان پسر الان من اون پرستارا رو دیدم بهتون گفتم پسر به ۱۰ ۲۰ نفر قول ازدواج دختر هفت هشت نفر تا ۸ تا پسر همزمان ارتباط بعد میگیم شیطان طرف عشقشه مثلاً خانمها بهش تماس بگیرن حرف بزنه باهاشون این دانشجو اون دانشجو مسئله بپرسه تحریک میشه هزار تا فیلم میبینه تو ذهنش کسی دیگه از چیز دیگه است اصلا شارکم فیالاموال میشه نطفه نطفه غذایی که مشارکت شیطون تو اموال نطفه دیگه بچهای که توش وسط تهش این در اومده شما مثال زدم به یکی از تفاوت شیعه با بقیه در اینه شما یک استکان شیعه به این شفافیه اینو ببر تو اوج نجاست زیر آب جنس شفافه ۱۰ مترم قطر داشته باشه اما بقیه نمیتونی ببینی جنسشون فرق داره شیعه ذاتش نطفهاش سلول سلولش روایت داریم میگه که امام حسین میفرماید فکر کنم فرمان که شیعتنا خلقو من فاضل طینت از اضافه گل ما سلول سلولشون از حب اهل بیت حب امام حسین این جنسش فرق داره هر کاریش کنی محرم اشک میریزه مشرو شیطونه خیلی خیلی حسابیه در مورد علما و اینا این شیطانه اسمشو چی میخوایم بزنیم خدا از اون طرف چه حرکتی انجام میده یاس میگه حضرت میگه حضرت آدم وقتی گفتن برو رو زمین شاکی شد گفت خدا شیطونو گذاشتی اینه اینه اینه اینه گفت من برات حالا من این حدیثش درسته یادم نیست گفت من برات ذکر رو میزارم از چهار طرف حمله میکنه از چپ و راست و بالا یه روایت اینه که از آدم گله کرد که از چهار طرف حمله میکنه یه جایی هست که خدا برات چی چی گذاشتم تورو منم ملک گذاشتم دو تا ملکه هر شیطانی نمینویسم برات گفت اگه گناهی گفت و تا ۷ ساعت تو ۷ ساعت اگه انجام بدی آخرین چیزی که باشه صغیرها رو نمینویسم کبیر یه طرفه یه طرف دیگه هم اینه که از چهار طرف حمله میکنه بعد حالا این دو طرفشو خالی گذاشتم یکی پایین یکی بالا یکی سجده یکی دعا این دوتا هم دوتا راهه در رو دیدم اون بنده خدا جون میداد اون پیرمرده که زنه اومد سرطان داشت به مرور من مردنشو دیدم ۹۳ آدم خیلی خوبی بود خیلی که نه آدم بدی نبود آدم خوبی بود به خدا بهش سرطان داده بود که پاکش کنه ببرتش ولی شیطان چسبیده بود پس پیرمردی که مثلاً تو مساجد بعضی وقتا میبینی نمازشو میخونه پشت سر حاج آقا تیکههاشو میندازه آدم بدی این جنه چهار تا راهی که شما فرمودید از جلو از عقب از چپ از راست گفت که حالا جلو عقب اعمالی که انجام داده بود و براش همچین بزرگ میکرد بلایی سر من آورد چهار طرف الان به این شکل توضیح میده توی تفسیر سوره حروف بهش میگفت تو که مثلاً مکه رفتی سر خودم اومدم دعا دیگه فلانی فلانی بسیجی فلان شد دیگه ولش کن گذشتمو خیلی گنده نشون داد برام خیلی دلمو قرص کرده بود آیندهشو دور نشون میداد مرگو مثلا خیلی آینده رو دور بهش جلوه میداد اصلا اینجوری از کجا بفهمیدی اینا رو داره از عقب میگه داره از جلو میگه من دارم میگم که عقب و جلو شما گفتی تعبیر علامه هست من یادمه توی تفسیر این چیز توی تفسیر این که از جلو عقب حمله میکنه من شیطانو میدیدم که از جلو عقب میکنه بعد مثلا در مورد گذشتش که میگفت من مثل اینکه میفهمیدم این داره در مورد از عقب حمله میکنه یعنی این میفهمیدم تو اون تایم جهت اعتباری نیست که اگه اینوری شد عقبش نه آبجو آینده گذشته واقعی یعنی مرکزشم از اون تایمی که توشه از اون تایم عقب و جلو این یا اون بحث زمانیش بود آینده و گذشته چپ و راست این بود که یکی از کارهای این شیطان کوروش فراموش یعنی یه کاری میکرد شما حواست پرت بشه الان حواست به آرزوهای خیلی بلند مرگ از یادش میبرد فقط فراموش کن یه کار دیگش تمسخر ک*** شیطان که پشت گردن مسخره کردن هر چیزی رو مسخره کرد خدات پیغمبر مرگ مثلاً در مورد همه مرد با خیلیا مثلاً صحبت میکردم دست خودشون نیست جوک میسازم باهاش با همه چی شوخی با همه چی به تمسخر بعد من رسیدم به این آیه قرآن چندین آیه تو این حوزه هست میگه یا حسرت علی العب علی العباد تازه میگه یکی از رسول میگه رسول یعنی هر کس که پیغام میاره نه نبی میگه هر پیغامی ما میفرستادیم برای عباد برای اونایی که مسخره میکردن به تمسخر به کار این اینه چپ و راست چه کشور است راستش تمسخر فکر کنم راستش تمسخر چپش نمیدونم یکیش راست یکیش تمسخر بود یکیش فراموش از یاد تمسخر چون با مقدسات کار داره راست مقدساتم امور اگر منظور اینه که مشغول میکنه به مقدسا با تمسخر این میشه راست و مشغول میکنه به چپ شبکه ۴ شروع کرد حرف زدن من حرف میزد من تو ماجرای خودم بودم ریز به ریز یادم اومد که اصلاً این چه اتفاقی بر سر این پیرمرد اومد چه جوری فراموشی بهش دست میداد همه چی رو مثلاً الان میخواست نماز بخونه یه چی براش فراموش کن اون دغدغه رو میخواست پول بده به هیئت حالا پاس کردی دزدی کرد شک و شبهه و فراموشی کار این بود شک و شکوه فراموشی و تمسخر تمسخر شک شبهه فراموشی زن موبایلش زنگ خورد یه لحظه اومد در گوش مردم که زنگ زده شیطان شوهره نسبت به زن خودش و برعکس تلگرام چت کردن حوله با تلگرام من میدید کشتی کلهاش بود متاسفانه بدترین اتفاقات ممکن و اینو کاملاً با هم شبکهاند اینا کاملاً با هم هم آهنگ شیاطین اصلا سناریو برات میچینه سناریو توش گم میشی تو مثلاً داری نماز میخونی رفتی برای یه کار خیلی خیر اصلاً شبکه اینا از یه جا دستور میگیرن همه چی با هم یوحی بعضم الی بعضا ذخرف القوله ذهنشو خراب میکرد همزمان او هم خراب میشد اصلاً یک فشار یک دفعه ۱۰ نفر با همدیگه کار مثبتی میخواست انجام بده خانمش زنگ میزد بهش مسئولش قاطی میکرد براش بچهاش مریض میشد اون یکی اتفاق ۱۰۰ تا با همدیگه فقط ایشون اون کارا رو انجام نده فقط یه کار مثبتی همه چی با هم ریخت رو سرش و اینا همه با هم هماهنگ بودن همه اینها با هم شیاط متلاشی کردن دو ماه به معنای واقعی از زندگی سیر شده انقدر ترس دارم از اینکه همه اینها سناریوی باز شیطان باشد ۱۲۰ تا داریم میریم عقب ولی وقتی ضربهها رو میبینم تو زندگیم خوشحال میشم یکی از چیزایی که خیلی میتونه کمک بکنه صبحها هفت تا ذکر لا حول و لا بعد از نماز بعد نماز صبح خیلی اثر داره تو این دفع شیاطین که الا بالله روزی صد یه دعای اصبهت الله و معتصم به امام کل منیه و دعای اللهم اجلنی فی درعک الحسینه ال تجل فیها من ترید سه بار صبح سه بار شب بهجت خیلی سف حرزهای مختلف تربت امام حسین علیه السلام همراه داشتن اذان بلند تو خونه داشتن مرغ و خروس خصوصاً خروس ک تو خونه خیلی شیاطین انگشتر حدید حدید چینی تو دست داشتن گوشی از اخلاق شیطانو بگم شیطان چیزی که من حس کردم تو این مدت اینکه هیچ قدرتی هیچ تاثیر مستقیم نمیتونه تو انسان بزاره مگر اینکه خود انسان بخواد راهشو باز کن یعنی اینکه اگر شما راهشو باز نکنی به زندگی خودت تو وجود خودت تو ذهن خودت نمیتونه به ز به صورت عدوانی بیاد عمل کنه مگر اینکه تاثیر تاثیر بزار رو پیرامون شما رو اطرافیان شما رو محصولای بالا سر شما یا تو هم ترازشون یا تو خانواده و زیر دست شما که بد متاثر از اونها شما تاثیر بگیری زندگی خودم دیدم هم تو زندگی دوستانم دیدم بچههایی که پای کارن توی زندگی تک تک افرادی که کار مقابله با تاثیرات شیطان تو جامعه رو بخوان انجام بدن تو زندگی اونها بخوان نخوان هست یعنی چی یعنی اینکه امکان نداره شما تو مسیر مقابله با شیطان مقابله با شیطان اگه جنگ باشه جنگ با ایادی شیطان بخوای قدم برداری نه برا خودت اون برا خودت یعنی مقابل شیطان برای خودت یه جریانی داره برای مقابله برای مردم قدم برداری تاثیر شدت حمله چندین برابر یه موقع شما عارفی برای خودت عارفی شیطان رو خودت شاید اصلاً ولت کنه تشکیل یک دفتر از دستش اما کافی بخوای واشنگتن تو جامعه مقابله کنی خودتو میزنه اگه زورش برسه عالم هزار برابر برای در قیاس با عابد برای شیطان شدیدتر عالم اثر حالا اینو من دقیقاً به وضوح دیدم خیلی از افراد تو جامعه اینا خودشون سیکل شیطونی دارن انجام میدن اصلاً نیازی به فشار و اینکه بخواد اینا رو تهدید و تعقیب و نمیدونم بخواد ضربه بزنه توی فضا که سرعت دور شدنشون بیشتر بشه بعضیا رو مثلاً میدونه اگه اینها مسیر درست برن خطرناک توی مسیری که مثلاً سرشون تو کار خودشونه بزار همون خودشون یکی از قشرهایی که خیلی مقاب شیطان و کار شیطان حوزه نظامی ایران حالا خارج از اون بحث فقه و افراد علما و افرادی که از لحاظ علمی دارند و از لحاظ فقهی و عرفان دارن با شیطان مقابله کن یه طرف حالا بیدار روشنگری فلان به صورت فیزیکی و به صورت عملیاتی و جنگی و هرچه که اسمشو بذاریم سیستم نظامی کشور به شدت درگیر مقابله با شیطان یعنی شیطان این توانو داره که خب سیستم دشمن به صورت عملیاتی هدایت کنیم آماده جنگ آماده فلان و اینو من خیلی بارها یعنی خیلی به وفور دیدم تو کارم تو همه کارشون کمکشون تو کار جمع آوری شد تو کار جاسوسی شد تو کار نمیدونم تو کار پیدا کردن سوژههایی که بتونن کمکشون کنند تو کار ما بگیم فریبشون تو کار سناریو چینیشون تو همه اینا شیطان به وضوح کمکشون میکنه دشمنان اسلام از طرفی این کار آفندی شیطان روز فکر کنم تومن تو اون فضا که بودم هر شب هر روز مثلاً فضا شب و روز نداشت اونجا برای من شب بود روز بود نه اصلاً نمیتونم بگم شب و روز نمیفهمیدم کیه آزاد میشدم میتونستم برم کمک کنم یعنی فقط تو ذهنم این بود که من عزرائیل گفته برمیگردم تو اون تایمی که زنده بودم میخواستم برم کمک کنم یه چیزی تو کارنامه بنویسم یه حرکتی بزنم برای خدا خب خیلی میگشتم به کسی که کمک بخواد بتونم کمکش کنم دنبالش میگ یکی از جاهایی که خیلی میگشتم تو سطح شهر میگشتم ببینم کی کمک میخواد یه جایی که رفتم دنبال اون بودم که اونجا ببینم کی کمک میخواد من شیاطینو میدید ولی تاثیری روشون نمیتونستم بذارم مگر اینکه شخصی که شیطان دورش بود ازم کمک میخواست یعنی من من به خودی خود نمیتونستم اونا رو دفع کنم اون باید میخواست بعد من میتونستم کمک کنم حالا اینو چون حضرت آقا مطرح کردن میگم چون احتمال میدم حبابش باز شده باشه و اشکالی نداشته باشه بگم به این دلیل میگم از بالا فاصله من حالا میگم ۵۰ ۶۰ متر مثلاً از سطح زمین مثلاً فاصله داشتم ساختمونا رو نگاه میکردم و دیدم مثل اینکه بعضی از اتاق مثل اینکه یک جنازه افتاده یک هفته مونده به این بدن جنازه کرم زده باشه از تو هر سوراخ سنبه جنازه کرمهای سفید میزنه بدنش کرم زده اینجوری از تو در و پنجره این ساختمونها شیاطین میزدن بیرون چه نوع شیاطینی اونجا من دو نوع شیطان دیدم یک شیطانهایی که کارشون جاسوسی بود رو گوشیهای دیوار گوشههای دیوار مثل من میگم این بزمجاح از مارمولکهای بزرگ ولی بدون دم اینجوری چسب چسبیده بودن به سمت دیوار و سرشون برگشته بود و نگاه میکردم چه اتفاقی داره تو این اتاق ۳۶۰ درجه میچرخه سر مثلاً مثل انسان بود ولی برمیگشت رو به پشت چسبیده نگاهم کردن نگاه میکردم کاری نداشت فقط نگاه میکردم شما چیکار داری میکنی یک خبر میبردن دومین کاری که اینا میکردن کار خرابکاری بود هر کاری که شما تصمیم میگرفتی مثلاً انجام بدی نمیدونم من میگم گر یه گرهی یه کاری خرابکاری تو مسیر شما پیاده کنه مثلاً دیدم حالا تو ادامه میگم چه کارایی میکردم به اینجا رسیدم که اینا کارشون کارشون خرابکاری و جاسوسی بود من اینا رو دیدم مثلاً بعضی از اتاقها مملو از اینا خیلی برام جالب بود گفتم این چیه که من برم سریع یک جبههای که داشت مغلوبه میشد دوست داشتم برم اونجا رو کمک کنم برگردونم به برق جا آروم بود بعضی از اتاق شلوغ بود اینجوری مملو از شیاطین بود رفتم حمله کردم سمت اون اتاق برم کمک میخواد برم کمکش کنم چه خبره اونجا یک سندهایی رو آورده دنبال یک موضوعی میگشت و اون موضوع جلوش بود ولی متوجهش نبود چند بار هی میآورد و علت اینکه نمیدید مثل اینکه یه حجابی جلوش بود یا مثلاً حواسش پرته یه چیز دیگه بود توجه دقت نظر نداشت رو اون من یک شیطانکی دیدم من میگم شیطانک یک شیطان بسیار کوچک اندازه یک وجب یک وجب انسان دیدم که کار این شیطان این بود که پس گردن ایشون نشسته بود همون شیطانی که نسل ۲ بود ۳ بود که گفتم خدمت شما که کار ایشون این بود از پشت سر پیشونی گرفته بود و پاهاش حلقه کرده بود دور گردن نشون و دائم پشت گوش چپش میگفت که فلان سایتم باز کن ببین اونجا رو ببین سایتهای حلال و درست در مورد مثلاً نمیدونم چی بود حقوق خبر مثلاً افزایش اونو باز کن ببین اصلاً کلاً کیس کاری هم جلوش بود تحریک میکرد بره سراغ اینترنت مشغول به اون بشه فلان خبر و فلان جا فلان سایتو ببینه باز کرد باز کرد باز کرد یکم نگاه کرد بعد دوباره پیش خودش گفت ای بابا کارم اینجا داشتم به نتیجه دوباره بستش دوباره برگشت سراغ کار خودش یه دفعه دیدم اومد پشت این گوشش صحبت کرد یادمه آخر مثلاً ماه بود حقوق و اینا دوباره توجهشو برگردون سمت کارش دوباره هی دائم هی این پشت سرش حرف میزد که این حواسش به اون از اون کارت از اون نکتهای که داشت میدید و نمیفهمید از اون پرت بشه انقدر پشت گوشش حرف زد که این هی تو ذهنش مثلاً میخواست میرفت سراغ چیزهای مختلف پراکنده پرت و پلا میگه جلوشم بود ولی نمیدید علتشم این بود علتش متاسفانه انشالله که حالا کسی به من ایراد نگیره هدف ما اصلاح هدفش این بود علت حضور شیاطین تو اتاق ایشون این بود این شیطانکی که پشت سرش بود میگفت اینم تو ذهنش قلقلک میشده تو دلش اینو پرورش میداد بابشو باز میکرد این با دلش بازی میکرد بعد پرورش پیدا میکرد موضوع تو ذهنش گفت که اگه اینو من بزنم مثلاً میگن فلانی کیسو زده توپ صدا میکنه فولانین کیسو زده میبرم پیش فلان جا پرزنتش میکنم عجب کیسی میشه و میگن فلانی کیسو زده و همینجور تو ذهنش اینو میگفت چه شود اون شیطان تو ذهن این القا میکرد تو ذهنش آمادگی آماده اینو داشت و اصلاً دیگه پذیرای این حرف بود دفعش نمیکرد اگه دفعش میکرد اینا میرفتن اصلاً این مقابله میشد باهاشون اما چون تو ذهنش پرورش میداد اینو بعد خیلی تو دلش شور و اشتیاق اینکه این کار سریع به نتیجه برسه تا این اتفاق بیفته این بود و به همین علت چون که نیتش شده بود این خودش این کارو کرده شیاطین بودن به خودش اینا رو راه داده بود به هرچه من میخواستم جمع کنم آقا خدا اگه یک ذره نیتشو برمیگردون به رضا خدا به نتیجه میرس به شرطی که اون شیاطین اونا نمیذاشتن اون جاسوسایی که اون بر بودن خرابکاری میکردن الان میگم چیکار میکردم
جلسات مرتبط

جلسه دو
مستند صوتی شنود

جلسه سه
مستند صوتی شنود

جلسه چهار
مستند صوتی شنود

جلسه پنج
مستند صوتی شنود

جلسه شش
مستند صوتی شنود

جلسه هشت
مستند صوتی شنود

جلسه نه
مستند صوتی شنود

جلسه ده
مستند صوتی شنود

جلسه یازده
مستند صوتی شنود

جلسه دوازده
مستند صوتی شنود
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات مستند صوتی شنود

جلسه هجده - بخش نهم
مستند صوتی شنود

جلسه هجده - بخش هشتم
مستند صوتی شنود

جلسه بیست و چهار
مستند صوتی شنود

جلسه بیست و پنج
مستند صوتی شنود

جلسه بیست و سه
مستند صوتی شنود

جلسه بیست
مستند صوتی شنود

جلسه بیست و یک
مستند صوتی شنود

جلسه بیست و دو
مستند صوتی شنود

جلسه نوزده
مستند صوتی شنود

جلسه هفده
مستند صوتی شنود