مستند صوتی شنود

جلسه هشت

00:39:17
4K

برخی نکات مطرح شده در این جلسه

پاسخ به سوالات
چرا صوت ها سانسور می شود؟
از کجا بفهمیم که این مستنذ زاییده ذهن نیست؟
مرگ را حس کردم و نزدیک می بینم
نیازی به مطرح شدن نمی بینم
همین که افرادی متبه می شوند، برای من کافی است.
تواتر، راه اثبات تجربیات نزدیک به مرگ
ایمان به عالم غیب، ثمره تجربه نزدیک به مرگ
تماس با برادر راوی برای اتمام حجت
جنس مطالبی که حکایت از حقیقت دارد
با توجه به آیات قرآن تجسم شیطان امکان پذیر است.
یکی از کید های شیطان
تجسم شیطان، تحت اراده خدا
شیطان قدرت ندارد که برای هرکس تجسم پیدا کند.
ملاحظات کاری، علت سانسور مطالب

متن جلسه

‼️توجه: متن زیر صرفاً توسط هوش مصنوعی تایپ شده و ویرایش نشده است‼️
بسم الله الرحمن الرحیم اول این جلسه که تشکر می‌کنم از شما که تشریف آوردید دو سری که ما زحمت میدیم به شما و مسافت طولانی رو منزل ما لطف می‌کنید راه زیاد رو و خدمتتون هستیم داشته باشیم که خب به لطف خدا مورد اقبال مردم واقع شده و تنوع تفکر زیاد داشتیم بخش بخش مباحث اثرگذار بوده و سوالاتی هم البته هست حالا انشالله یه وقتی فرصتی باشه بعد از اتمام این گفتگوها همه سوالا جمع بشه موضوع‌بندی بشه یک جلسه انشالله بزنیم سوالاتی که هست رو مرور یک سری نکات فقط اینجا هست سوال مثلا این بود که چرا انقدر این صوت‌ها سانسور داره شما خودتون بفرمایید که هر آنچه سانسوری که صورت گرفته با تاکید خودتون بوده و خودتون فرمودید که اینجا این حذف بشه و این مثلاً اینجور بشه این کلمه برداشته بشه اونجا مثلاً حذف بشه کامل بعضی داستان‌ها کامل حذف شده بعضی تقریبا یک جلسه‌مونو کامل حذف کردیم دیگه جلسه اول رو حدود ۳۰ دقیقه شاید بیشتر حذف کردیم که شما برش خوردنم بالاخره تو مراعات داره میشه که روی ۴۰ دقیقه تقریبا صوت‌ها بسته بشه و بعضی مطالب طولانیه برشی که می‌خوره یهو وسط داستانی برش می‌خوره به هر حال با امکانات کمی هم که ما داریم این برنامه داره برگزار میشه ما که بودجه‌های کلان و میلیونی طبعاً با زحمت خود دوستان و این‌ها داره کار میشه با کمترین هزینه بلکه بدون و طبعاً دیگه حالا صوت و امکانات و اینها شاید نحوی که وحید فقط سانسورها رو شما بفرمایید که این چون بعضیا تصورشون بر اینه که انگار ما داریم دست می‌ تو یک سوال سوال دوم اینه که بعضی پرسیده بودند که ما از کجا می‌تونیم اطمینان پیدا کنیم که اینها زاییده ذهن توهمات نیست اینو از کجا میشه فهمید البته برای بنده سوال نیستا من که به این حرفا باور دارم انشالله خداکاری که باور قلبیم پیدا کنم و اثرش در من ظاهر ولی طبعاً دوستان براشون سوال پیش میاد که خب آقا یه کسی تو حالت مثلاً چی بوده روی تخت بیمارستان بوده یه سری چیزا دیده ممکنه ذهنش ساخته باشه البته یه پاسخی داره تو ذهن بنده از زاویه ذهن بنده پاسخی داره که انشالله لازم میشه ولی حالا خود شما فعلاً این دو تا سوال پاسخ بفرمایید و حالا بقیه قضایا رو بریم که حتما چیزهای مهمتری هم مونده نکته سوم اینکه حتماً چیزهایی هم هست که شما در این نقل‌هایی که دارید بیان نخواهید کرد اصلاً شاید فعلاً مصلحت ندید شاید بعدا مصلحت ببینید رشته اشاره بکنید که حتما یه سری چیزام هستش که نمی‌گید بنا ندارید که بگید یه سری چیزا کتم بسم الله الرحمن الرحیم خواهش از شما دارم لینک این تیکه از صحبت‌های حقیر تو اولین جلسه بعد از این صحبتی که خدمت شما ارائه میشه تو اولین صوت بزاریدش یکی از دلایلی که بنده حقیر خدمت شما هستم الان اینکه من یه کاری من ببینید من دو مرتبه رفتم اونور و برگشتم نه رفتم دو مرتبه تو آی سی یو توکوما مرگ به من خیلی نزدیکه من مرگو حس کردم همه این صحبتا رو بذاریم کنار من نیومدم برای مردم داستان ترسناک بگم من نیومدم دنبال اسم و رسم و جاه و مقام و اینا که اگه دنبال این‌ها بودم می‌رفتم توی رادیو تلویزیون جایی که پخش بشه لااقل شخصی یه شرکتی یه جایی میگن یه حدیثی چه جوری میشه تاییدش کرد که آیا حدیث بوده میگن تواتر تکرار از آدم مختلف آماد صدها نفر بیان دیگه ما این حدیثو از مثلاً فلان شخص اهل بیت شنیدیم وقتی تواتر داشته باشه میگن آقا پس این بوده یه چیزی بوده لااقل همچین چیزی هست وقتی مرد بنده نیازی ندارم که مطرح بشه بنده نقشی نداشتم توی کتاب شدن کتاب شنود بنده حال بد جدیداً بعضیا دارن میگن که مثلاً راوی پول گرفته فلان کرده درآمد مال واقعا اینجوری نیست اینکه فکر کنم مثلاً من به خاطر درآمد مالی این کار البته آقای عماد عنایت به من داشتن بحث مالی همین که کمک آنچنانی این نبوده که بنده بخوام درخواست کنم چی بگم که آقا ایشون نه امتیازش مال منه نه این من دارم انقدر فلان اصلاً این فضا نیست چو همه اینا رو من دیدم همه این واقعا به هیچ درد انسان نمی‌خوره من دیدم بعضیا کتاب شنود خوندن توی دیجی کالا توی فلان توی سایت طاقچه توی فلان و کامنت‌هاشونو که خوندم دیدم کتابی که خونده شده باز شده طرف تلنگری ذهنش بخوره آقا حسابرسی هست کتابی هست نمی‌دونم فلانی از فلا خیلی خوشحال شدم گفتم یک نفر بزار خوندن کتاب شنود دست از یه گناهی همینو برا من چون من نمی‌تونم دیگه اونو خرابش کنم منم ولی پای خودم ننوشتم تاثیر یک نفر می‌خواد یک حق الناسی رو بکنه پشیمون میشه میره حق الناسشو بعد این برنامه آخرین موضوع زندگی پس از زندگی نگاه می‌کردند یکی نوشته بود که آقا یک بقالی توی محله ما بعد از چند سال اومده حلال بودی داره می‌طلبی که آب کرده تو چرا متنبه شده رفته حلالیت دل می‌ط آیا موزون هیچ کاری تو دنیا نکرده باشه همین که بایدشون یک نفر متنبه شده تو همین دنیا داره حساب کتابشو صاف جلوی حق الناسی گرفته این برای من بسه برای موزون بسه برای شما یکی از دلایلی که من گفتم خدمت شما هستم نه اینکه بخوام قصه ترسناک به شما بگم نه اینکه بخوام کسی از چیزی وحشت زده بکنم بگم آقا نه اینه اینه نه حواستون باشه نه اینکه بخوام خودم نه بحث انگیزه مالیه نه هیچ چیز دیگه شیطان اینها حجمه شیطان گاهی وقتا که میاد شبه افکنی می‌کنه یقین بدونید اگر قرآن قبول داریم قرآن میگه اولین قسمت از ایمان ایمان به غیبه یومنون بالغیب بعدش یوقیمون الص اول ایمان به غیب کسی که ایمان به غیب داشته باشد شیطان جز غیبه حساب و کتاب معاد جز غیبه پیامبر و امامان اینا غیب نیستن اینا بودن حضورشون هست مقبره‌هاشون هست مزجع شریفشون هست امام دیگه اما شیطان جز غیبه معاد جز غیبه باید ایمان داشته باشید مرگ و عالم پس از مرگ جز غیبه قبل از نمازت باید به این اعتقاد برسی که این هست بنده حقیر یه همچین اتفاقی برام افتاد سال ۹۳ برا خودم حجت تمام شد که هست بهم نشون دادن که به من اطمینان ندارید به اون آمریکایی که تو آمریکا این اتفاق براش افتاده لااقل به اون اعتقاد پیدا اون رفته اون که دیگه مسلمان و شیعه و فلان دنبال اسم و رسم و اینا که نبود اون طرف خودکشی کرده و اینو رفته اینو دیده طرف برقشو گرفته توی چاه هیچکس دیگر نبود داستان پردازی کنه امسال نشونش موتور ۴ تعمیر کنه پایین دستشو گرفته به موتور برق برق گرفتتش تو همون حینی که داشته می‌افته تعجب تند تایم روحش مفارقت کرده بهش نشون دادن حساب کتاب شده تخت بیمارستان بوده اونجا مغزش داشته کار می‌کرده چی اونا که پزشک هستند می‌دونن مغز و سیستم عصبی بدن به وسیله حرکت الکترون‌ها دستور می‌گیرد وقتی برقت می‌گیره در اصل این الکترون‌ها وارد مغز می‌شود سیستم عصبی و آب و این‌ها که تو بدن هست سیستم عصبی رو مختل می‌کنند دستور میده همه ماهیچه‌ها منقبض میشن فلان اتفاق میفته مغزی از کار بحثی که حالا ما داریم میگیم که اون دانشمند که آقای موزون می‌آوردش برای چندین کتاب نوشت ایشون جراح مغزه مغز و اعصابه میگه من معاند بودم اصلاً عالم غیب وقتی سر خودش خدا آورد تازه فهمیدی نه هست حوض نوشته بود اون که دیگه من نیستم که پس هیچ شکی نکنید همچین فضایی هست هیچ ربطی به ساخته پرداخته‌های ذهن نداره از یه طرف باز برای خود من یه حجتی شد چرا چون که من تو بیمارستان که بودم همونجوری که تو صوت‌های اولیه هست اولین چیزهایی که نشون من دادن دو نوع پرواز یاد من دادن دو تا واقعه رو نشون من دادن که بهم ثابت شد من دارم عین واقعیتو می‌بینم سه تا واقع یکی مرگ اون بنده خدایی که توی اورژانس بود و من پشت دیوار مرگ اونو دیدم و عزرائیل اومد جونشو گرفت برد و بعدش خانمم رفت تایید کرد ایشون مرده من نمرده بودم به عین دیدم اتفاق افتاد از چشم من تو همون حالت مرگ باز شده بود واقعه دوم واقعی بود که من مادرمو مشایعت کردم تا بیمارستان به بدنم که برگشتم اخویم بیدار کردم رفت بیرون مادرم اومد تو پس من عین واقعیتو دیدم اصلا چیزی نبود که تعبیر و تعبیر و اینا داشته باشه نه عین واقعیت دیده بود روح من من اینو چه جوری بخوام کتمان کنم اخوی من این براش ثابت شد مادر من براش ثابت شد بیهوش بود چه جوری فهمید من اومدم تو بیمارستان موبایلت خاموشه روز مادر دم در بلند شو بیا تو اینو از کجا می‌خواد می‌تونستم بفهمم مگه مغزم که مغزم می‌خواست کار کنه بعد خیال پردازی می‌کردم اینو چه جوری خیال پردازی می‌کردم که عین واقعیت شد میشه الان به برادر شما همین الان ما با هم هیچ هماهنگی از قبل نکردیم من تو ذهنم نبود حجت بشه تماس الان بگیریم با برادر شما مشکلی نداره حالا ما رو که شاید هم دست شما بدونم داریم ما شاهدیم اینجا دیگه چون از قبلم هیچ هماهنگی اول به اون اخوی دوقلوم که من دیدم تو یکی سایت شما در مورد تجسم شیطان گفته چه جور می‌تونه یکی از این آدم عادی بگم صداشو داشته باشیم نزدیک میکروفون اگه ببخشید اتمام حجت دیگه تهران ما الان تهران نیستیم ما یه شهر دیگه شماره مشترک مورد نظر در ای بابا من تلفنی صحبت کنم با ایشون ای بابا الان در دسترس نیست الان دو تا برادرند از برادر شما هر کدوم یه قضیه یکیشون قضیه مادرتونو در جریان دوتا شاهد اگه خانمم زنده بود الو سلام عزیزم داداش سلام خوبی عزیزم فدای تو بشم عزیز دلم یه لحظه من خدمت آقای امینی خواهم خوب و صدا داره ضبط میشه دورت بگردم صداتم داره ضبط میشه در مورد اون در مورد اون واقعه‌ای که تو بیمارستان بودم من و تو بیمارستان بعثت و اون خانم یه توضیحی بده چه سلام آقا سلام علیکم حال شما سلام علیکم صدامو دارید آقا خوبین انشالله سلامتین خدا حفظت کنه سلامت باشی قربان شما چه خبر آقا جان این قضیه اخوی تو بیمارستان چی بوده که شما شاهد چیز عجیبی که دیده بودین تو بیمارستان والا بار دوم تو بیمارستان اوایل کرونا بعد رفتیم بیمارستان بعثت قسمت اورژانس بودیم خوب من بالای سر تختشون بودم بعد یه لحظه دیدم که یه خانم چادری قد بلند بعد لاغر اندام لوله تو گلوش بود و بعد خلاصه سمت چپ نشسته بودم اخوی بیهوش بود حال خودش نبود ممکنه که اونجا با گوشش ممکنه با گوشش شنیده باشه اون قضیه که شما میگیدو خوب یعنی می‌خوام بگم که شما باورت اومد که اینی که ایشون تعریف کرده از یه جای دیگه‌ای یعنی از باطن گوش و چشم ظاهری نمی‌تونسته در جریان این قضیه بوده باشه به هیچ عنوان به هیچ عنوان چون کلاً من بهش گفتم که بی‌ادبانه با چشم خودت دیدی این قضیه رو بله بله و اون شخص رو همون خانم را هم دیدی که بعداً که بعداً اخوی به شما گفت که این شیطان بوده ایشون برای شما تعریف کرد پس شما این غذایی که اخوی تعریف می‌کنه رو کاملاً باور داری باورت اومده حرفایی که زده ثابت شده خدا حفظت کنه آقا ممنون زحمت دادی داداش دست شما درد نکنه زحمت کشیدی لطف کردی عزیزم ببخشید خداحافظ ممنون متاسفانه بار چندمه که آیا موزون هم با اخوی بندی صحبت کردن هم با مادر بنده کرماندار بندی که اومده بود تا بیمارستان بنده خدا قصد نیازی به دروغ گفتن که نداریم که چند بار با ایشون در تماس بودم با مادرم هم با اخو هم با پدرم در تماس بودم متاسفانه میگم کسی که بخواد میگه حضرت موسی قومشو از نیل رد کرد عصاشو انداخت اژدها شد جلو چشم قمشو عصاشو زد زمین دریا باز شد اینها را از نیل رد کرد رسیدن اونور گفتم ما تشنمونه عصاشو زد به سنگ ۱۲ تا چشمه در آب خوردن معجزات خدا را دونه دونه جلو چشمشون آیات قرآنه میگه بعد بهشون گفت که خب باشید من برم با خدا صحبت کنم بیام مثلاً رفت تو کوه تور ۵۰ روز مثلاً گوساله پرست شدن کسی که بخواد بهانه بیاره میاره گفتن موسی صحبت کنی ما می‌خوایم مثلاً خداتو ببین نمی‌تونید ببینید گفت که خب بابا نمیشه که به خدا من حرف بزنید حضرت موسی منتقل می‌کرد گفت خیلی خوب بعد چقدر اصرار گفت خیلی خب مثلاً بزرگانتون بیان با خدا صحبت هتل از سرعشیره‌هاشون اومد گفت اینو بگن به خدا حرف زدیم حله نگاه کنیم اومدن کنار توربو صدا خدا مثل صاعقه به حضرت موسی ظاهر شد که اینا بفهمند که آیا همچین جریانی بهانه بیاره کسی که بخواد بنده خودم یه نکته‌ای دارم در تایید این قضایا ما که نیازی نداریم به اینکه اصلاً بخوایم با برادرای شما صحبتی بکنیم و اینها مسئله روشنه یعنی خود جنس این مطالب و حکایت‌ها بنده مواردی بوده وقتی پمپ گاز داشتم گاز می‌زدم جوانی زل زده بود نگاه می‌کرد هنوز این برنامه تلویزیون شبکه ۴ پخش نشده همون تابستانی بود که فکر می‌کنم ما بحث آن سوی مرگ و گفته بودیم شاید یه مدت بعد شاید پاییز ۹۸ گفت که من یه مدت چند ماه کما بودم چیزهایی دیدم می‌خوام برات بگم گفتن جالبه گفتن دیدم خیلی داره پرت و پلا می‌خواستی مثلاً برا من تعریف بکنه و بعد به واسطه می‌گفت که به من یه ماموریتی دادن ماموریتو انجام بدم و شما یافتم برای ماموریت و اینها بنده خدا رو سنگ قلابش کردیم یعنی پرت و پلا میگه یعنی مطالب تو همه اولاش خوب بود ولی بعدش خلاصه این مطالب جنس اون گفتار حکایت می‌کنه آره که چی داره گفته میشه یعنی مطلب چیه بعد شما خودت داری به کرات اینو گفتی که فلان جا مشاعر از فلان جا خواب فلان جام حس فلان جا دیدم فلان جا حضورشو حس فلان جا خودش رو دیدم فلان جا چهره رو کامل دیدم مشخصه یعنی قشنگ میشه فهمید اینا با همدیگه آقا توهمات که نمیشه تنوع داشته باشه توهمات توهماته زاییده ذهنه مشخصه بعد میگه یه جا اینجور رفتم یه جا اونجور یه جا اولش و این قضایایی که بالاخره شواهد بیرونی هم مادر شما شاهد پدر شما شاهد برادرهای شما شاهد حالا همسرتون به رحمت خدا رفته ایشون اگر بود که دیگه بهترین شاهد بود و الان انشالله از عالم برزخ و بهشت شاهد بعد حالا اصلاً همه اینا رو بذارید کنار ما داریم حرف میزنیم من به عنوان یک مدتی دارم صحبت می‌کنم اگر حرف من خارج از عقلانیت خارج از عقل شما قبول نکن اگر نه من عین حالا حرفایی که دارم می‌زنم ببین حق جایش با به قول معروف شرع و عقل و این‌ها نمی‌خوره به من بگو من خودمم برای خودم بعضی وقتا ش گفتم بعضی وقتا شبهاتی به مردم سوال می‌پرسن من خودم برای خودم شبهه میشه آقا من پس چرا اگه بخشی از همین تجربیاتی که تلویزیون نشون داد شبکه ۴ اون شخص آذربایجانی که بهش تاکید کردن در مورد نماز می‌گفت می‌رفتم بالا برمی‌گشتم بعد اینجا میومدم به زن برادرم نماز رو به من یاد بده دوباره می‌رفتم بالا این تجربیات نباید طرف از دنیا بره مرگ مغزی پیدا کنه مرگ چی پیدا کنه این لزوماً اینجوری نیست یا بعضی موارد دیگه بودن تو اون فصل دومش یه خانمی بود نامه زده بود یکی از علما در قم بود که نامه زده بود در به علما که این تجربیاتو یعنی خود اون شخص که دیده بود نیاز داشت به حمایت علما و تایید علما و اون عالم هم حالا مثلاً تایید اونجوری نکرده ترسم داره اینکه دکون و دستک باز نشه یکی به اون آقایون ترس دارن از اینکه بخواد این مسائل حمایت بشه و یکی اینکه خود این اشخاصی که دیدن هم می‌دونن که دیدن ولی نسبت به خیلی چیزاش ابهام دارند برای چی اینجور دیدم ولم کردن حاج قاسمو بهم نشون ندادن نشون دادن چرا از فلان قضیه بهم خبر دادن از فلان قضیه بهم خبر ندادن نظام داره اونجام صاحب داره اونجام حساب کتاب داره سوال شما از من کردی و منم بارها جواب دادم گفتم حاج آقا اونجا فلان ک** دیدی گفتم نه ندیدم گفت چرا گفتم مگه دست خودم بود یک سری چیزها رو به من نشون دادن مثل یک دوره آموزشی که من این‌ها یه سریاشو یادم رفته یادم مونده که بیام بگم اونایی که یادم رفته رو خیلی مطالب شاد چندین برابر چیزی که دارم میگم اونا که یادم رفت من خیلی از مثلاً من یکی از همین تجربه‌گرها تو همین ماه رمضان زندگی پس از زندگی داشت صحبت می‌کرد خب من رفتم طبقه چهارم طبقه پنجم رفت آسمان‌ها رو داشت می‌گذر من یادم اومد من رفتم اینجایی که اینو می‌گفت فقط یادمه من رد می‌شدم از یک سری دروازه‌های منو رد می‌کردن فرشته منو تحویل می‌داد به یه فرشته دیگه بعدی ولی پشتش چی بود یادم نیست اینو یادم اینو می‌گفت من یادم میومد این فرشته‌ها رو دیدی چهره‌هاشون دیده با جزئیات هم دیده واقعه رم یادشه مثلا صورت یادش خالی ببندم اصلاً نیازی به اینجا اومدن ندارم قاضی و ملق بازی خصوصاً با مطالبی که بعد از این شما می‌خواید تعریف بکنید که حتماً جای هجوم داره حتما اثبات بشه که این مطالب شکلی نسبت به خودمم واقعا نیازی نیست به قول معروف بهشت ندیده خریدن هنره اینکه بخوای بهشتو ببینی بعد بخریم دیگه شیطان باز یک سری بحث تجسم شیطان بود باز برای خود من سوال گفتم واقعاً شیطان می‌تونه به انسان تبدیل گفت که مگه میشه شیطان برای کسی مجسم بشه علامه طباطبایی نقل کرده سریال احضار رو هم که ساخته بودند پارسال نکاتی هستم به اون سریال و نحوه نمایش تجسم شیطان ولی اصل قضیه بله جواب همون بنده خدا یه بنده خدایی رفته بود سوره بقره ۱۰۶ ۱۷۵ من آیات که نگاه می‌کردم به معنی شدم بله تفسیر عین همین میگه شیطان اومد فلان مجسم شد فلان کار کرد شیطان مجسم شد فلان در قضیه توطئه‌ای که کردن به پیامبر برای پیامبر ظاهر شد ابلیس که دست سفارش کرد که آقا هر کدوم از هر قبیله یه نفر به نمایندگی بره که قبیله اینجا یا اونجایی که شیطان به حضرت موسی ظاهر شد که حضرت سنگ زد تجسم کرد اینکه خیلی از اتفاقایی که توی دنیا داره میفته تجسم شیطان اینها پرده‌هایی هست که کنار میره یکی از کیت‌های شیطان اینه که کسی ایمان به غیب پیدا نکنه و همیشه پشت یک هاله‌ای از شک و شبهه برای انسان وجود داشته باشه که آقا عالم غیبی واقعاً باید بگیم که یهو شیطان شیطان نباشه نیست سامانه شیطانم انقدی قدرت نداره که برای هر کسی دلش خواست خودشو ظاهر بکنه اونم رو حساب و کتابیست و تحت اراده خدا شیاطین حاج آقا من همین الان قبل از اینکه داشتم صحبت می‌کردم یک مستندی رو دانلود کنید و ببینید مستند ظهور ۵۲ قسمت کار یک مستندساز آمریکایی قسمت ۳۷ یا یکی از قسمت آخری‌ها هست که مستند ساز میاد با یک سناتور آمریکایی صحبت می‌کنه من حتماً اینو می‌فرستم علنی میگه شیطان میگه ما می‌رفتیم تو جلسه جن‌گیر اعظمشون شیطان بعضی از جن‌ها رو ظاهر می‌کرد بنا به رتبه‌های اجنه‌هاش و شیاطین شیطانو ظاهر کرد ما شیطانو دیدیم بنا به مرتبه‌ای که ما مثلاً بزرگه و مثلاً می‌گفت به همون میزان بزرگ شیاطینشون گفتم نظیر به نظیر داره دقیقاً اونم همینو میگه من نیستم که سناتور آمریکاییه تو اون جلسه برای ما ظاهر کردن ما باهاش صحبت کردیم گفت از به من گفت قدرت دنیا دست ما حالا طبق روایات میگه ساخت منجنیق که حضرت ابراهیم می‌گفت آتیش درست کردن می‌خواستن حضرت نمی‌تونن شیطان اومده اومد به شکل انسان ساخت منجنیق و آموزش داد به این‌ها یعنی تو سلاح سازی کمکشون کرد نمرود شیطان انسی اون زمان مقابل پیامبران زمان بود ساخت منجنیق یادشون داد یه نکته دیگه در مورد سانسورهایی که میشه اینم فقط یک کلمه همه رو حالا بنا به ملاحظاتی که بحث شخصی بنده است گفتم خیلی بحث همکاری هستند بحث شخصی هستم بحث اینکه یه سری کلمات من تو صحبت ناخودآگاه از زبونم در میاد اسمی میگم اسپیکر من حس می‌کنم مثلاً شاید به بعضی‌ها مثلاً شبهه‌ای وارد بشه یه مثال زدم خدمت شما گفتم من می‌خوام حرفو بزنم خیلیاشو خودم تو ذهنم سانسور می‌کنم اما یه دفعه ناخودآگاه از دهنم در میاد مثلاً یکیو میگم فیلم مجبورم سانسور کنم توسط خود بنده سانسور میشه صوتش هیچ جای دیگه بدون سانسورش شما ناراحت نشید ما سعی می‌کنیم تا اونجایی که قابل گفتن باشه خدمت عزیزان مطرح کنید مطالب که اصلاً شما الان قبل از چی بهتون گفتم یک دوتا رو خدمت شما گفتیم گفتین نه قشر خاصیه این قشر خاص فقط با این تیکه رو بدونن که چه ربطی به اشخاص عموم نداره این‌ها مخصوص اونهاست یه عده مال خانواده مال خانواده یه دستمال یه چیزا هست مال شخص خود بنده است یادم میفته می‌ریزم به هم تا اونجا که باشه میگم یعنی بتونم بگم میگم فعلاً تمام که یک جلسه هم میشه برای انتشار ما ادامه بحث رو تمام بکنیم تا بریم برای بحث

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات مستند صوتی شنود

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00:00
/
00:00:00