جهاد با نفس

جلسه نود و دوم : حلیم باش؛ ذلیل نمی‌شوی

00:10:10
441

معرفی
با این ویژگی‌ها خدا دوستمان دارد
تفاوت عفیف و متعفف
برخورد امام صادق ع با آدم تنبل
کنترل نفس، عزت می‌آورد
متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼

بسم الله الرحمن الرحیم. عَن ابی جعفر علیه السلام قالَ: قالَ رسولُ اللهِ صلی الله علیه و آله و سلم: "إن اللهَ یُحِبُّ الحیَّ الحلیمَ العفیفَ المتَعَفِّفَ."
پیامبر اکرم (ص) فرمودند: "خداوند شخص باحیا، حلیم، عفیف و متعفف را دوست می‌دارد." حالا اینجا این دو تای اول، یعنی عفیف و متعفف؛ فرق عفیف و متَعَفِّف: خب، باب تَفَعُّل معنای مطاوعه، یعنی عفت‌پذیری، یا می‌تواند مثل تَحَلُّم باشد به معنای در سیمای عفت بودن، شکل عفت را درآوردن. یعنی هم در قلبش عفیف است و واقعاً عفیف است، هم در ظاهر عفت را مشخصاً رعایت می‌کند. "متعفف" باب تفعل است، مجرد صفت مشبهه. "حی" که یعنی شخص باحیا، حیا می‌آید صفت مشبهه‌اش می‌شود حیّ. حلیم هم که مشخص است.
خب، حالا ربط این صفات به همدیگر: در همه این‌ها یک نوع خودداری است، یک نوع خودنگهداری است. انسان مراقبت از خودش می‌کند؛ هم در حیا، انسان بالاخره یک حریم‌هایی دارد که مرزهایی را قائل است، مراعات می‌کند، مواظبت می‌کند. هم در حلم، انسان حالا نسبت به غضب خصوصاً کنترل دارد. و در عفت هم باز بیشتر جنبه شهوت است دیگر که باز آنجا کنترل. متعفف هم که یعنی در ظاهر هم خلاصه به نظر... در ظاهر هم مراعات می‌کند و هم در دل این حالت عفت را دارد. هم در ظاهر مراعات می‌کند و در سیمای عفت خودش را درمی‌آورد.
حدیث بعدی از حَفْص بن ابی عایشه: قالَ: بَعَثَ اباعبدِاللهِ علیه السلام غلاماً له فی حاجَتِه، فَخَرَجَ علی أَثَرِهِ.
امام صادق (ع) یکی از خدمتکارانشان را برای حاجتی فرستادند. او هم رفت و خیلی دیر کرد. حضرت خودشان رفتند دنبالش. لَمَّا أبطَأَ: وقتی زن خیلی دیر کرد، خودشان رفتند دنبالش. فَوَجَدَهُ نائِماً: حالا یک خدمتکار را فرستادند برود بیرون چیزی بگیرد که گرفته خوابیده. خوابیده! خیلی ما باشیم غضب خیلی تحریک می‌شود دیگر، اعصاب انسان بله واقعاً به هم می‌ریزد.
فَجَلَسَ عِندَ رَأسِهِ، یُروحُهُ حَتّی تَنَبَّهَ. حضرت بالا سرش نشستند و "یروّحه" یعنی بادش می‌زدند، بادش زدند تا بیدار شد. بیدار! ما می‌زنیم تو شکمش، اول دو تا چک می‌زنیم تو گوشش!
قَالَ له اباعبدالله علیه السلام: یا فلانُ، واللهِ ما ذالکَ لکَ؛ نَومُ اللیلِ و النهارِ لکَ. اللیلُ ولنا مَنکَ النهارُ.
خیلی تعبیر عجیبی است. "فلانی، به خدا قسم این درست نیست؛ هم شب بخوابی، هم روز بخوابی. کار خوب نمی‌کند. هم شب‌ها خوابی هم روزها خوابی." (چطور؟) "یک آدم تنبل علاف... شب‌ها باشد برای خودت، بخواب. روز هم بر ما کار کن." حضرت چقدر با لطافت، با نرمی، چقدر با کرامت برخورد کردند. حالا کسی در جایگاه قدرت باشد، توان مقابله داشته باشد، توان برخورد شدید داشته باشد، (ولی) نکند! از ترس خدا، از سر خشیت خدا، از سر بردن از خدا؛ خب اینجا اینجوری می‌شود دیگر. فهمیدن که شب‌ها بخواب، روزها بر ما کار کن، یعنی حضرت یک جورایی بهش حق می‌دهند که خسته باشی و خلاصه استراحت کنی.
حدیث بعدی هم از امام باقر علیه السلام: قَالَ: إنَّ اللهَ یُحِبُّ الحییَّ الحلیمَ.
شبیه آن حدیث قبل‌تر است: "خدا انسان باحیای حلیم را دوست دارد."
حدیث بعدی از پیامبر اکرم (ص): قَالَ رسولُ اللهِ صلی الله علیه و آله: "وَمَا أَعَزَّ اللهُ بِجَهلٍ قَطُّ، ولا أذَلَّ بِحِلمٍ قَطُّ."
خدا کسی را به واسطه جهل هیچ وقت... هیچ وقت خدا کسی را به واسطه جهل عزیز نکرده است. یا حالا به واسطه جهل یا با جهل. حالا "با" را بای سببیت بگیریم یا بای معیت بگیریم، جفتش می‌شود. خدا کسی را به سبب جهل عزیز نکرده. خدا کسی را همراه جهل عزیز نکرده؛ نشده است کسی جهل داشته باشد و عزیز بشود. جاهل هیچ وقت عزیز نمی‌شود. و کسی را هم با حلم، به سبب حلمش ذلیل نکرده است. هیچ وقت نشده و نمی‌شود کسی حلیم باشد و ذلیل بشود.
خیلی این تعبیر تعبیر مهمی است. ما گاهی فکر می‌کنیم اگر کسی دارد آزار می‌دهد، اگر در برابرش سکوت کنیم آبرویمان را می‌برد، ذلیلمان می‌کند. خب بله انسان از آبرویش دفاع می‌کند، نمی‌گذارد کسی سوءاستفاده بکند. ولی از حلم نباید انسان خارج بشود. پس کوره نباید دربرود. کسی که اهل کنترل نفس است، کنترل غضب، خویشتن‌داری می‌کند در برابر غضب، خدا بهش عزت می‌دهد، ذلیل نمی‌کند. خب آنجا آن جهل در برابر حلم. در ازایش، آدم نادان، آدم بی‌شعوری که بلد نیست کنترل نفس کند، سریع از کوره... علامت جهل آدم است دیگر، علامت نفهمی آدم. آن‌ها که از کوره درمی‌روند علامت جهل و نفهمی و بی‌عقلی‌شان است. انسان عاقل زود از کوره درنمی‌رود.
این کسی که زود از کوره درمی‌رود، این هیچ وقت عزیز نمی‌شود. آهنگ بشارت برای انسان حلیم که آن کسی که روبروی اوست اگر اهل جهل است، او هیچ وقت تو جایگاهی نمی‌رسد. این واقعاً به آدم آرامش می‌دهد. ها! توی مسائل اجتماعی حسادت‌هایی گاهی می‌کند، تکبرهایی نسبت به انسان دارد، آزارهایی دارد، برخوردهای سخیف، برخوردهای بد؛ خب، انسان اگر اهل حلم باشد، باید خیالش راحت باشد که او عزیز می‌شود و مخالف او ذلیل می‌شود.
حدیث آخر بود. حالا حدیث بعدی را ان‌شاءالله جلسه بعد خواهیم خواند. و الحمدلله رب العالمین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00