جهاد با نفس

جلسه صد و بیست و هشتم : اخلاص؛ آشیانه نعمت‌های الهی

00:08:32
341

معرفی
باب وجوب اصلاح نفس زمانی که به شر میل پیدا می‌کند
۵ روحی که انسان داراست
روح الایمان چه موقع از انسان فاصله می‌گیرد؟
نعمت‌های خدا خیلی زود فرار می‌کنند
آشیانه‌ای برای نعمت‌های خدا
روح الایمان با چه حاصل می‌شود؟
نفس باید محصور باشد!
رابطه نفس و رهن
متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم‌الله الرحمن الرحیم
«باب وجوه اصلاح نفس وقتی که به شرع عید پیدا می‌کند.»

عن ابی خدیجه قال: «دخلت علی ابی‌الحسن علیه السلام فقال لی: إن الله تبارک و تعالی أید المومن بروح منه یحضره فی کل وقت یحسن فیه و یتدی فهی معه تهتز سرورا عند احسان و تصیح فی الصرا عند اساعته.»
ابوخدیجه می‌گوید که بر امام رضا علیه السلام وارد شدم. حضرت فرمودند: «خدای تبارک و تعالی مومن را با روحی از جانب خودش تایید می‌کند که آن روح حاضر می‌شود او را در هر وقتی که او احسان کند.»

روح ایمان (از برخی روایات می‌توانم روح‌القدس، چون پنج روح داریم: روح‌القدس، روح‌الایمان، روح‌الشهوه، روح‌القوه، روح‌الحرکت، نه این حالا) یا روح‌الامان یا روح‌القدس. هر وقتی که احسان می‌کند و تقوا دارد، این روح برای او حاضر و تایید می‌شود. در یک حریمی حفظ می‌شود. روحی او را تایید می‌کند و از او غایب می‌شود در هر وقتی که در آن وقت ذنبی از او سر بزند و تجاوز کند. آن روح با اوست. «تهتز سرورا»؛ به نشاط درمی‌آید آن روح، وقتی که این مومن احسان می‌کند، او سرور پیدا می‌کند. «تصحیح فی الصرا عند اساعته.» وقتی هم که اسائه می‌کند، او می‌رود توی زمین، فاصله می‌گیرد. مومن منظور همین است؛ یعنی مومن زنا نمی‌کند، پس دیگر مومن نیست. منظور اینکه آن وقتی که دارد زنا می‌کند، وقتی که دارد گناه می‌کند، وقتی که دروغ می‌گوید، روح ایمان از او فاصله می‌گیرد. در حالت ایمان، هیچ گناهی از انسان سر نمی‌زند. همه گناه‌ها مال وقتی است که انسان از روح‌الایمان فاصله می‌گیرد. در کافی انواع مفصلی در روایت داریم.
«فتعاهدوا عباد الله بنعمه اصلاحکم أنفسکم»؛ بنده‌های خدا، نعمت‌های تعهد کنید به اصلاح نفستان. این نعم الهی را با اصلاح نفستان نگه دارید. نعمت که می‌آید، نعمت خیلی فراری است، فراریِ فرّار. اگر صلاحیت نبیند، اگر حریم متناسب و در شان نبیند، زود می‌گذارد می‌رود. آشیانه‌ای درست کن برای نعمت. آشیانه با ذکر و توجه و اصلاح نفس درست می‌شود که این بیاید و بماند. «تزدادوا یقیناً»؛ اگر این جور شد یقینتان افزایش پیدا می‌کند. «و تربحون فی سعی کم سوداً»؛ سود زیادی نصیبتان می‌شود. «رحم الله امرأ هم ی خیر فعال»؛ خدا رحمت کند کسی را که همت به کار خیر کند و آن را انجام بدهد. یا همت به شری کند و ارتداد از آن کار خودداری کند.

بعد فرمودند: «نحن نزید روح ما»؛ ما این روح را هی افزایشش می‌دهیم با طاعت خدا، عمل برای خدا. وقتی روح هی افزایش و قدرت پیدا کرد، خیلی کارها می‌کند. انسان نیازش به استخاره برطرف می‌شود. یک بخشی از کار را خود این روح جهت می‌دهد به آدم. بخشی از الهامات به واسطه اوست. کشف حقایق به واسطه اوست. انسان لب به مسئله برایش به وضوح روشن می‌شود، با اندکی تامل. «اتقوا فراسته المومن فانه ینظر به نورالله»؛ از فراست مومن بترس. به نور خدا نگاه می‌کند. به واسطه نور خدا نگاه می‌کند. این با این چیست؟ این مال مومن است. کسی که روح‌الایمان دارد، فراست دارد. کنه ماجرا را دارد می‌بیند. این دیگر با استخاره و این چیزها کارش حل نمی‌شود. الان انتخابات رفراندوم قانون اساسی، اصلاحیه قانون اساسی، برای پیش‌نویس قانون اساسی به رای بدهید. می‌داند که چهل سال بعد این رای‌ها چه خاصیتی دارد؟ کاربردش کجاست؟ این آرا ضامن حفظ چیست؟ خلاصه روح ایمان که آن اعماق ماجرا را دارد، با چی حاصل می‌شود؟ با طاعت و عمل برای خدا، اخلاص. اخلاص نهر محصول اخلاص جنتیانا بی الحکمته من قلبه انهار. چهل روز اخلاص داشته باشید، چشمه حکمت از قلبش به زبانش جاری می‌شود. در قلب تثبیت شده، دیگر به مرحله بروز می‌رسد. چهل روز اخلاصم نه حالا در تمام اعمال. چهل روز روی عملی اخلاص داشته باشد، به حسب همان چشمه حرکات. در هر صورت این‌ها همه الطافی است که فرع بر اخلاص است. «من أحبد من اسعد الی الله خالص و عبده و رحمته الله علیه افضل مصرفی»؛ وقتی خالص عبادت به آدم فرستاد سمت خدا و افضل و مصلحتش را نسیه. افضل مصلحت را می‌فرستد. هم می‌تواند تکوین باشد هم تشریح باشد. افسر مصلحت را می‌فرستد. روح الامان وابسته به چیست؟ به اخلاص.

قال ابوعبدالله علیه السلام: «أقصر نفسک أما یذرها من قبل»؛ نفست را در قصر کن، مقصور و محصور کن از آنچه که ضرر دارد برای نفس قبل از اینکه از تو فارغ بشود. «و سعه فی فکاکها کما تسعی فی طلب معیشتک»؛ همان طور هم که طلب معیشت داری و دنبال طلب معیشت هستی، دنبال این باش که خودت را هم آزاد کنی و هم به بند بیاوری و هم آزاد کنی. «فان نفسک رهینه به نفس در رهن عمل»؛ رهینه عمل به رهن درمی‌آید نفس با عمل به رهن بسته می‌شود. گروگیری و گرو بله گروگان. گروگان‌گیری می‌شود نفس در گروگان عمل. اگر عمل خالص بود، آزاد می‌شود. اگر عمل سنخ شهوات بود، بیشتر اسیر می‌کند.

الحمدلله رب العالمین
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00