جهاد با نفس

جلسه چهارصد و یک

00:10:04
104

معرفی
بد‌ترین مردم از نگاه پیامبر(ص)، فروشندگان آخرت به دنیا هستند. [01:15]

اوج شقاوت، آخرت خود را برای آبادی دنیای دیگران به آتش کشیدن است! [02:25]

فرجام آخرت‌فروشانِ سیاسی: نه به دنیا رسیدند و نه آخرت را به دست آوردند! [03:50]

ریشه توهین‌کنندگان امروزی در کربلاست؛ این‌ها هم مانند اسلافشان برای درهمی ناچیز امام می‌کشند![04:55]

هتک حرمت یک مجتهد سیّد، گناهی کمتر از قتل مؤمن نیست! [06:15]

منطق علوی: تمام هفت اقلیم عالم، ارزش گرفتن برگ جو از دهان مورچه‌ای را ندارد. [08:25]

اوج حماقت و سقوط سیاسی: تحقیر رقیب از ترس به خطر افتادن پُست و مقام. [09:00]
خلاصه
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم. در وصیت گران‌بهای پیامبر اکرم (ص) به امیرالمؤمنین (ع) آمده است: «یا علی، بَدترینِ مردم کسی است که آخرتش را به دنیایش بفروشد و بدتر از او، کسی است که آخرتش را برای دنیای دیگری تباه سازد.» این فروختن آخرت به دنیاست. اما مصیبت بزرگ‌تر آنجاست که انسان آخرت خود را فدای دنیای دیگری کند؛ مثلاً برای به قدرت رسیدن شخصی، به مؤمنی تهمت بزند و آبرویش را پیش چشم میلیون‌ها نفر بریزد. این دقیقاً همان صفت کوفیانی است که برای چند درهم ناچیز، آخرت خود را به دنیای یزید فروختند و امام حسین (ع) را به شهادت رساندند. امیرالمؤمنین (ع) می‌فرمایند حاضر نیستند برای تملک تمام هفت‌اقلیم، به ظلم، برگی را از دهان مورچه‌ای بستانند؛ اما ما برای چه بهای اندکی آخرتمان را حراج می‌کنیم؟ بترسیم از روزی که بفهمیم برای دنیای پوچ دیگران، بهشت ابدی را از دست داده‌ایم. خداوند ما را از شرّ نفس اماره نجات دهد و یاری کند تا هرگز مصداق این روایت تلخ نباشیم.
متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم.
عن جعفر بن محمد علیه‌السلام عن آبائه علیهم‌السلام فی وصیة النبی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله لِعَلی علیه‌السلام قال: «یا علی، شرّ الناس من باع آخرته بدنیاه، و شرّ منه من باع آخرته بدنیا غیره.»
(امام صادق علیه‌السلام از آباء طاهرینشان روایت کردند که در وصیت پیغمبر اکرم به امیرالمؤمنین علیه‌السلام این‌طور فرمودند: «ای علی، بدترین مردم کسی است که آخرتش را به دنیایش بفروشد و از آن بدتر کسی است که آخرتش را به دنیای دیگری بفروشد.»)
یک وقت است انسان برای اینکه به خواسته‌ی دنیایی برسد؛ به قدرت برسد، به ریاست، به شهرت برسد، فالوور جمع کند، لایک جمع کند؛ مواردی از این قبیل که مثلاً می‌خواهد به یک دختری برسد، ازدواجی بکند، چه می‌دانم، یک پولی به دست بیاورد؛ یک کاری می‌کند که آخرتش خراب می‌شود: دروغی می‌گوید، تهمتی می‌زند، دست‌اندازی به حق دیگری می‌کند. مثلاً چه می‌دانم، دختر خواستگار دارد، یک‌جوری می‌آید این خواستگار را با دروغ و تهمت و این حرف‌ها، آبروریزی و افشاگری و اینها، این را مثلاً پَرش می‌دهد، به قول معروف. اینکه آدم آخرتش را به دنیایش می‌فروشد.
ولی از این بدتر چیست؟ از این بدتر این است که آخرتش را بفروشد به خاطر اینکه یکی دیگر به دنیا برسد. خود این قرار نیست به دنیا برسد. این دروغ و تهمت را می‌زنی که یکی دیگر با آن دختره برسد. نه، گاهی توی رودربایستی است، گاهی از سر کینه‌ها و حسادت‌ها. خیلی از اینهایی که توی این انتخابات‌ها و اینها فحش و تهمت و اینها... (انتخابات سال ۱۴۰۰ ایران بودید شماها یا نبودید؟ ۱۴۰۰. آقای رئیسی توی مناظره‌ها... آقایی بود رئیسی را توهین کرد، گفت: «شما شش کلاسه هستی.» یعنی شش تا کلاس سواد داری، درس خوانده‌ای، اینها.) من این آدم را مصداق همین روایت می‌دیدم که این دارد آخرتش را می‌فروشد به دنیای یکی دیگر؛ که آن یکی دیگر هم باز معلوم نیست که (چون دنیای کس دیگر هم تامین نشده) فقط دارد آخرت می‌فروشد. در هیچ دنیایی برای هیچ‌کس باز از اینها بدتر بود، چون اینجا توی این روایت فرمود: یک وقت هست آخرتت را می‌فروشی به دنیای خودت، یک وقت آخرتت را می‌فروشی به دنیای یکی دیگر. این آخرتش را فروخت، به دنیای هیچ‌کس هم نرسید؛ هیچ‌کس به دنیا نرسید. البته خب چرا، بر اثر ظاهر دیگران به نوایی رسیدند، یعنی ابزاری پیدا کردند برای توهین و تحقیر این سید. هنوز که هنوز است این کلمه متأسفانه هست.
خب این بدبخت این جهنمی که برای خودش خرید! چقدر این تهمت منتشر شد! هزاران هزار نفر این را گفتند، منتشر کردند، منعکس کردند. همه‌اش هم به گردن این بدبخت فلک رئیس قوه قضائیه است؛ مجتهد، عضو مجلس خبرگان، دکترای دانشگاه. فروختن آخرت به دنیای دیگران. یعنی خودش هم نصف شب انصراف داد از انتخابات. حتی به نفع کسی هم کنار نرفت. یعنی همین‌جوری فقط اعلام کرد که من کشیدم کنار. دیگر اوج بدبختی. خب دنیایش هم که الان می‌بینید، باز دولت بعدی که نه، دنیا هم ندارد دیگر. این دولت بعدی هم که الان موجود است... این هم وقتی می‌خواست آقا رأی بیاورد (که ملت را بدبخت بکند اصفهانی، این هم کنار دست خودش برد. حالا هنوز حکم آقای رئیسی نیامده بود.) این هم با خودش برداشته بود. چون یک زمانی استاندار اصفهان بود و اینها. این یارو را هم کنار خودش برداشت، با خودش برد و بعد این هم دوباره، این یکی هم رأی آورد، باز به او هم هیچی توی همین دولت هم نرسید. چقدر آدمیزاد احمق است! یعنی اینها همان‌هایی هستند که اگر کربلا بودند امام حسین را می‌کشتند.
همه گفتند: «ما ده درهم خرج کردیم که امام حسین را بکشیم.» سه درهم به ما جایزه دادند. آدم‌های کوفی‌صفت امام حسین‌کش. یعنی ذاتشان این است، فقط به هر حال امکانات پیدا نکرده است. یعنی زمانه متأسفانه یا خوشبختانه شرایط را فراهم نکرده که اینها دستشان به امام زمان برسد وگرنه دستشان به دیگرانی رسیده. آن‌قدری که توانسته‌اند بکشند، کشته‌اند. قتل دیگر! این آبرو بردن و اینها، این چیزی کمتر از قتل یک مؤمن ندارد دیگر. این‌جور آبروی یک نفر را بردن، تهمت زدن جلوی چشم میلیون‌ها نفر. بله، مجتهد باشد، در واقع هیچی هم نخوانده است؟ از لحاظ... بله بله. این می‌شود آقا مصداق همین.
خدا کند ما مصداق این روایات نباشیم. خدا ما را کمک کند که حواسمان جمع باشد. اولاً که آخرتمان را به دنیایمان نفروشیم. یعنی جایی که یک منفعت اخروی با یک منفعت دنیوی تضاد پیدا می‌کند، منفعت اخروی را پایش را نگذاریم، بچسبانیم به منفعت دنیوی. فروختن آخرت به دنیا یک جایی می‌بینم که به هر حال یک دروغی باید بگویم که این پوله، به هر حال این سوده. اگر دروغ را نگویم (سود بپرد، کارم را از دست می‌دهم.) خب، از دست بده! شرایط اضطرار؟! آن هم خود من مقدماتش را فراهم نکرده باشم. آنجا حالا بحث تقیه و اینها پیش می‌آید. دقت می‌کنی؟ ولی وقتی خودم یک اشتباهی کردم، شرایطم شرایط اضطراری نیست. فایلی را برای کسی می‌فرستادم، فراموش کردم. الان هم که فهمیدند می‌خواهند اخراجم کنند. به دروغ می‌آیم می‌گویم: «نه، سیستم خراب بود. نه، من ارسال کردم، نرفته.» بعد خیلی هم خوشحالم که به هر حال کارم را از دست... (شرایط اضطراری بود، من کارم را داشتم از دست می‌دادم.) این فروختن آخرت به دنیاست. آخرتت را از دست دادی! ای کاش کارت را از دست می‌دادی. بهشت را از دست آدم... اگر بفهمد چه را از دست داده است! شماها نمی‌فهمید، چون جلوی چشممان نیست، نمی‌فهمیم چه را از دست دادیم.
کوه‌های طلا را اگر به آدم می‌دادند، ارزش نداشت که آدم دروغ بگوید. کل دنیا را اگر می‌دادند... فرمود: «هفت اقلیم را به من بدهند (امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: الاقالیم السبعه.) یعنی از اینجا تا عرش اگر به من بدهند که یک برگی را از دهن مورچه بکشم به ظلم» کلام امیرالمؤمنین در نهج‌البلاغه است. الاقالیم السبعه. «من هفت اقلیم را...» بیایند به زور از دهن مورچه برگی را بکشند. دهن مورچه چیست؟ ما از دهن یتیم می‌کشیم. از دهن سید می‌کشیم. از عالم می‌کشیم. از دهن مؤمن می‌کشیم. هم عالم بود، هم سید بود. چه تحقیر و توهین... و چرا؟ چون دارد موقعیت من را به خطر می‌اندازد. ریاست من را به خطر می‌اندازد. هیچ... موقع... چی بگویم از حماقت آدمیزاد! هر چه آدم بگوید کم است.
پس بدترش هم این است که آخرتش را می‌فروشد به دنیای یکی دیگر. یکی دیگر قرار است به ریاست برسد، این دارد تهمتش را می‌زند. یکی دیگر قرار است به کیف و حالش برسد، این دارد گناه می‌کند. این دارد جهنمی را می‌خرد. وزر و وبال را تحمل می‌کند. خدا به داد ما برسد و ما را از شر نفسمان نجات بدهد و کمک کند که مصداق این روایات نباشیم ان‌شاءالله.
الحمدلله رب العالمین.
------------------------
[حدیث/روایت] پیامبر اکرم (ص) به امیرالمؤمنین (ع): «یَا عَلِیُّ، شَرُّ النَّاسِ مَنْ بَاعَ آخِرَتَهُ بِدُنْیَاهُ، وَ شَرٌّ مِنْهُ مَنْ بَاعَ آخِرَتَهُ بِدُنْیَا غَیْرِهِ.» (ای علی، بدترین مردم کسی است که آخرتش را به دنیایش بفروشد و بدتر از او کسی است که آخرتش را به دنیای دیگری بفروشد.) (وسائل‌الشیعه،ج۱۶،ص۵۶).
[حدیث/روایت] امیرالمؤمنین (ع): اگر هفت اقلیم (الاقالیم السبعه) را به من بدهند تا به ظلم، برگی را از دهان مورچه‌ای بگیرم، این کار را نخواهم کرد. (مجموعة ورّام،ج۱،ص۵۶).)
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00