تفسیر سوره اعراف

جلسه نوزدهم

00:42:45
52

متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم.
ثواب آیۀ ۱۵۶: «وَاکتُبْ لَنَا فِی هَذِهِ الدُّنْیَا حَسَنَةً وَفِی الْآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَیْکَ قَالَ عَذَابِی أُصِیبُ بِهِ مَنْ أَشَاءُ وَرَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْءٍ فَسَأَکْتُبُهَا لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَالَّذِینَ هُمْ بِآیَاتِنَا یُؤْمِنُونَ.»
اینجا معمولاً تفاسیر اشاره نکرده‌اند که ماجرا مربوط به چیست. مرحوم علامه طباطبایی بحث خوبی اینجا دارند در مورد تکلیم. یک نکته همان جلسه گفته شد، من روی آن فکر کردم: «جعل الشیء کلام.» خب، اینجا درست است، مشکلی در آن نیست. تکلیم، «جعل الشیء کلام» یعنی چه؟ سخن و کلام مال من است دیگر. کلام یعنی چه؟ آنچه که من از درون خودم بروز می‌دهم. وقتی من با شما تکلیم می‌کنم، شما را صاحب کلام خودم می‌کنم، یعنی کلام خودم را در اختیار شما قرار می‌دهم. آنچه در درون من هست، بروزش داده‌ام را در اختیار شما (صاحب کلام). یعنی خدا موسی را صاحب کلام کرد، یعنی چه؟ یعنی کلام خودش را در اختیار او قرار داد. با همین معنای تعدی هم که کردیم، مشکلی ندارد.
حضرت موسی (علیه السلام) بعد این جریانی که این‌ها خلاصه هلاک شدند و این‌ها، ایشان عرضه می‌دارند که: «برای ما در این دنیا حسنه بنویس.» و در آخرت (متعلقش حذف شده است) یعنی: «آن را هم حسنه بنویس.» «إِنَّا هُدْنَا إِلَیْکَ.» یهود از همین ماده گرفته شده، از مادۀ هَوْد. «انا هدنا الی» به معنای بازگشته، نه به معنای اینکه ما هدایت شدیم به سمت تو، ما به سمت تو بازگشتیم. این یهودیان هی می‌رفتند، هی می‌آمدند، غلطی می‌کردند، باز برمی‌گشتند. این خاصیت یهود است. حالا حضرت موسی (علیه السلام) در واقع اینجا خودشان مطرح کرده‌اند، ولی خب این اسم ماند روی این‌ها به‌خاطر کثرت اشتباهات و بازگشتی که هی داشتند. هود هم همین است. هود هم از همین. حالا شاید نشانۀ مظهر بازگشت مثلاً باشد. حضرت هود را گفته‌اند که قائم آل نوح بود. انتقام آل هود را، شهدای از نسل حضرت هود و انبیا که مظلوم واقع شدند، ایشان قیام کرد برای انتقام. حضرت نوح و یک نه بازگشت.
لذا «هدنا» یک معنایی در این هست. «هَدَیْنَا»، «انَّا هَدَیْنَاکَ»، «انَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ.» «هَدَیْنَا» متعدی است، ما او را هدایت کردیم. هدایت شدیم، هودیه معمولاً لازمش فعل رفت و آمد را ابتدا می‌پذیرد. «اهْتَدَینَا إِلَیْکَ.» آنجا هم دارد: «أَفَمَنْ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لَا یَهْدِی إِلَّا أَنْ یُهْدَی؟» هدایت مشخص است. بعد این تحلیل که می‌آید، معمولاً در عبارات قرآنی تحلیل ماقبل آن است. چرا ما درخواست داریم که حسنه در دنیا و آخرت به ما بدهی؟ چون ما بازگشت. بحث‌های خوبی دارد، مطالعه بفرمایید. اشاره نکنم، نکات خیلی زیاد است. این تکۀ «المیزان» خیلی پر نکته است، مخصوصاً در مورد کسانی که می‌خواهند تو بحث‌های یهودشناسی کار بکنند، خیلی این بخش‌ها به درد می‌خورد.
خدای متعال فرمود که یهود را نه! ندیده‌ام. شاید فله‌ای کار می‌کنند، خیلی عجیب‌غریب است. همین آقای هانی چیچیان که من معرفی کردم تازگی، یک آقایی را تو کانال معرفی کردم ایشان متولد ۶۲ است. سه دور «المیزان» را کامل خوانده. «المیزان» را سه دور کامل خوانده. واو به واو درآورده، تفکیک کرده موضوعات را نظام. آدم حسرت می‌خورد که چرا از این‌ها بین طلبه‌ها کم است؟ یعنی بعضاً آدم تو دانشجوها و نیروها کم می‌بیند. ولی خب تو دانشگاه آدم گاهی نیروهایی می‌بیند که نه شهریه خورده‌اند، نه احساس دینی دارند، هیچ باد و بویی هم که معمولاً بین طلبه‌ها هست، ندارند چه کسی؟ حاج آقا حاج آقا نمی‌کنند، دنبال ایشان بادشان واقعاً کار می‌کند.
الان این مجموعه که مرکز نشر قرآن و عترت واقعاً دارند کار می‌کنند تو تهران و دانشگاه تهران. یک مجموعه بود که رفتم ۱۶ آذر ده-یازده سال پیش. با اشتیاق فعال و شور با حرارت. واقعاً لذت می‌بردم. اصلاً می‌رفتم آنجا انرژی می‌گرفتم. از آنجا پاشیم می‌رفتم قم، انرژی از تهران از این بچه‌ها می‌گرفتم تا انرژی داشته باشم و کار کنم. واقعاً خیلی این‌ها برجسته و کارهایی که کرده‌اند، حتماً بخوانید؛ یعنی اگر می‌توانی تهیه بکنید، برای کتابخانه تهیه بکنید. از نگاه «المیزان»، بیست جلدش تقریباً درآمده. حتماً مطالعه کنید، خیلی خیلی ارزشمند است.
«قَالَ عَذَابِی أُصِیبُ بِهِ مَنْ أَشَاءُ وَرَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْءٍ.» خدای متعال فرمود که من عذابم را... گفتم طلبه‌ها، منظورم شماها نبودا. یک‌وقت جسارت به شماها نباشد. کلاس‌های استادی داشتیم. معروف است اسم ایشان به ما لمعه، کتاب حج. از انسان‌های خیلی وارسته و باصفا. خدا رحمتشان کند. دو سه روز قبلش، ماجرا مال همان ده-دوازده سال پیش است. دو-سه روز قبلش، من بچه‌های امیرکبیر که آمده بودند قم، با این‌ها جلسه داشتیم و این‌ها. شب با هم بودیم، من دیدم نصف شب، شب می‌خواندند. اشک می‌ریختند. حالاتی داشتند. زیارتشان. فرداش سر کلاس نشسته بودم. تو فکر بودم که مثلاً ما این حالات را تو این دانشجوها دیدیم، طلبه‌ها از این حالات کم دارند. خلاصه اهل باطن بودند. فکر می‌کردم حالا کلاسم پنجاه-شصت نفر بودند. یک‌دفعه ایشان برگشت. گفتش که: «بله، دانشگاه خیلی از طلبه‌ها جلوترند. خاک تو سر طلبه‌ها. شاگردهای دانشجویی که دارند به جاهایی رسیده‌اند، طلبه‌ها هنوز پله اول گیرند.» خلاصه، واقعاً بعضی‌هایشان خیلی خیلی پاک هستند. این شهید شهریاری که از دنیا رفت، آیت الله جوادی فرداش بغض کردند. گفتند که: «برای این شهید نماز لیلة الدفن بخوانید.» گاهی بعضی از این‌ها که می‌آیند پیش ما، ما اصرار می‌کنیم که راستشو بگید، شما واقعاً طلبه نیستید؟ می‌گویند: «نه آقا، به خدا ما دانشجوییم.» آدم باورش نمی‌شود که این‌ها دانشجو باشند، این‌ها طلبه نباشند. نورانیت این‌ها... این درخواست که حضرت موسی کرده، رحمت را برای دنیا و آخرت، به تعبیر کتاب را هم آورد. کتاب، خود بحث کتاب، قلم، سه تا واژه: کتابت، بله، قلم، کتاب. یک واژه دیگر هم. این سه تا واژه بحث مفصلی دارد. حالا یک وقتی باشد در موردش صحبت می‌کنیم.
«أُصِیبُ بِهِ مَنْ أَشَاءُ وَرَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْءٍ.» عذابم را به هر که بخواهم برسانم، می‌رسانم. «رحمتم همه چیز را در بر گرفته است.» اینجا یک بحثی می‌کند علامه طباطبایی، غوغاست. درباره اینکه: «رحمتی وسعت کل» یعنی حتی رحمتی وسعت شیطان، فرعون، جهنم، توابع. همه این‌ها را رحمتی شامل می‌شود؟ هر چیز که بشود اسم شیء بر آن آورد، رحمت من او را در بر می‌گیرد. یعنی چه؟ «رحمتی وسعت کل شیء.» بحث اینجا دارند می‌فرمایند که اولاً که عذاب همان فقدان رحمت است. نقمت، عدم بذل نعمت است و نرسیدن نعمت و رحمت در مواردی است که کفر و گناه، استعداد رحمت و نعمت را از بین برده است. از ناحیه خود او جز رحمت و نعمت ناشی نمی‌شود. یعنی عذاب از طرف ماست، رحمت از طرف اوست. اگر ما نتوانستیم رحمت را دریافت کنیم، خود این دریافت نکردن رحمت می‌شود عذاب. بعد واژۀ عذاب هم خیلی واژۀ لطیفی است دیگر. عذاب از چه ماده‌ای است؟ عَذْب. یعنی چه؟ آفرین. متناسب با ساختار وجودی. اصلاً آب مایع عذب یعنی چه؟ یعنی با این وضعیت، این تشنه لب و تشنه کام خیلی سازگاری دارد. این بهش می‌گویند ماه از عذاب. یعنی با این ساختار وجودی شما، با این شاکرۀ وجودی شما خیلی سازگاری دارد. اصلاً این فقط بهت می‌خورد. فقط این، فقط بهت می‌آید. چیز دیگر به دردت نمی‌خورد. عذاب. عذاب را پس ساختار وجودی ماست که تعیین می‌کند. ولی رحمت، یعنی از او جز رحمت صادر نمی‌شود. و اگر عذاب هم هست، ما تلقی عذاب کردیم با محرومیت رحمت. این مباحث خیلی مهم‌ها! جا بندازیم. این‌ها درددل‌های طلبگی و تبلیغی من بود.
بعد ایشان می‌فرمایند که: «سعی رحمت و حفاظ نعمت از مقتضیات الوهیت و از لوازم صفات ربوبیت است. هیچ موجود مربوط و مخلوق نیست مگر اینکه وجودش برای خود او و برای بسیاری از موجودات دیگر نعمت.» هر چیزی برای خودش نعمت است و رحمت است. برای اشیاء دیگر هم آن چیزی که خدا آفریده، اصلش نعمت و رحمت است. درست. مشهد، دانشگاهی بود. صحبت می‌کردیم. بعدش این خانم به ما گفت که: «بیا ما پرسش و پاسخ هفت سال پیش.» این‌ها به ما گفتند که جلسه جلسه خاصی. «امیرالمؤمنین در نهج البلاغه گفته زن عقرب است، جواب بدین ببینم.» من یک توضیح پای تخته برای این‌ها دادم. این‌ها دهنشان. با همین مبانی علامه گفتم: «عقرب برای خودش ضرر است یا برای دیگران؟» یعنی چه؟ یعنی اصلاً من کوتاه نیامدم از اینکه زن عقرب است. قشنگ اثبات کردم. گفتم: «هر چیزی تو عالم برای خودش رحمت است، فی نفسه رحمت. اگر ضرری باشد در قیاس با دیگری. در قیاس با دیگری هم اگر شما بلد نباشی نحوۀ ارتباط با این را، ضرر می‌بینی. عقرب برای کسی ضرر ندارد مگر اینکه شما تو ارتباط با او خودتو دچار یک چالشی کرده باشی. زن هم همین است. فی نفسه رحمت. در ارتباط با دیگری، اگر بلد نباشند چه‌جوری با این برخورد کنم، می‌شود عقرب.» تمام. همه دیگر. بعد چند تا دیگر هم نواقص العقول و این‌ها را بغلش زدم دیگر نابودشان کردم آنجا. خلاصه، خیلی فضای خوبی شد.
این مبانی خیلی مهم است. خیلی به درد می‌خورد. خیلی دست آدم را پر می‌کند. پس هر چیزی به نفسه رحمت است. تو ارتباط با دیگری است که ضرر. مال آنجاست. اصلاً ما موجود شری تو عالم نداریم. هر چیزی به نفسه خیر است. هر چه خدای متعال آفریده، خیر و رحمت است. تو ارتباط با دیگری است که شر می‌شود. مثلاً نیرومندی، ثروت. مانند او هم صاحبش ازش منتفع می‌شود، هم دیگران. یا اگه برای خودش نقمت است، حداقل برای دیگران نعمت است. مثل بلاها و امراض و آفاتی که برای صاحبش مایۀ ضرر است. ولی باز برای دیگران نعمت. توضیحات دارد ها، مفصل برای آن‌ها بحث بشود. لکن موجودات دیگر از بلای او منتفع می‌شوند؛ بنابراین می‌شود گفت که رحمت الهی واسع است. اختصاص به مؤمن یا صاحب منشور نداشته. مخصوص به دنیا و آخرت هم نیست. شمول عمومیت فعلی است، نه شأنی. مشیت همواره ملازم با رحمت اوست. هر خطش دو جلسه توضیح می‌خواهد. البته اگر عذاب را نسبت به خود معذب و رحمت و نعمت و این‌ها درس گرفتیم، پاراگرافش را درست و نعمت را نسبت به شخص متنعم در نظر بگیریم و عذاب آن و لذت این را مقیاس قرار بدهیم، رحمت الهی واسط نخواهد بود. بلکه رحمتش خاص و عذابش نیز خاص خواهد بود. پس رحمت عام است، عذاب خاص است. اصل با رحمت است. کسی خودش را از رحمت خارج کرد، دچار عذاب می‌شود. دیگر آن‌وقت لازم نیست «حسین آقا میری» بیاید از عنایت امام رضا به عرق‌خورها بخواهد به یکی اثبات بشود که این‌ها رحمتشان وسیع است، که مثلاً عرق‌خور متوسل شد، عرق‌سواد داشته باشد بگوید نابود می‌کنیم.
وقتی می‌بینیم افرادی از نعمت‌هایی که خداوند به دیگران ارزانی داشته محروم ماندند و این حرمان را یک نوع عذاب و ناراحتی می‌بینیم، قهراً نعمتی که آن دسته دیگر دارا هستند در مقابل این عذاب رحمت می‌شود. خیلی قشنگ. و همچنین وقتی آفات و ناگواری‌ها و عقاب دنیا عذاب باشد، قهراً ایمنی از آن‌ها خود یک نوع رحمت می‌شود. این بخش حتماً دوستان مطالعه بفرمایید: رحمت عام، رحمت خاص.
بخوانم برایتان؟ این توضیحات است. بعد می‌گوید: «فَسَأَکْتُبُهَا لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ.» حالا این رحمت خاصی که من گفتم و رحمت عام و یعنی در واقع رحمت شامل حال ما کن، حسنه شامل حال ما. رحمت عام یا رحمت خاص. شامل همه شده. رحمت خاص می‌خواهی؟ باید خاص باشی. در واقع دعای حضرت موسی (علیه السلام) به نحو دیگری اجابت می‌شود. ماجرای دعای حضرت ابراهیم که ایشان درخواست کرد: «امامت در ذریه من قرار بده.» این هم باز از لطایف «المیزان» است. دقت‌های علامه طباطبایی را آدم تو هیچ‌ کس نمی‌بیند. حضرت ابراهیم چه دعایی کرد؟ گفت: «امامت داری، می‌دهی؟ و مِن ذُرِّيَّتِي.» در ذریه من هم. جواب چیست؟ «لَا یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ.» یعنی من دعای تو را تخصیص زدم. حالا تخصیص خورده، چی می‌شود؟ نتیجه: هر کی از ذریه ابراهیم باشد، ظالم نباشد، به امامت می‌رسد. هر کی از ذریه ابراهیم باشد، ظالم نباشد، امام می‌شود. این دعا به نحوی است، پاسخش به نحو دیگری است. دو-سه تا مثال می‌زنم. مرحوم علامه طباطبایی که دعا به نحو عام می‌شود. حضرت موسی عام دعا کرد و: «وَاکتُبْ لَنَا» برای همه‌مان. «تو این دنیا حسنة. تو حسنه، رحمت عام که رحمتی وسعت کل.» این که مال همه هست. ولی رحمت خاص: «فَسَأَکْتُبُهَا لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ.» برای کسی می‌نویسم، کتابت می‌کنم، آن رحمت خاصه را ثبت ثبت می‌شود. ثبت حتمی می‌شود. کتاب برای کسانی که تقوا داشته باشند. تقوا از مادۀ «یَتَّقُونَ» و باب افتعال است. باب معنای اصلی باب افتعال یا تفعل. مطالعه تفعیل، افتعال، افعال. افتعال، افعال، ایقاع یعنی در وقایه گذاشتن. «جعل الشیء وقایة.» و این را پذیرفتن. این می‌شود اتقاء. من این وقایه را برای خودم. یعنی برای من وقایه‌ای قرار دادند، من این وقایه را بپذیرم. این می‌شود اتقاء. مثلاً «وقایه» در برابر منکرات.
«وَيُؤْتُونَ الزَّکَاةَ.» تقوا دارند، زکات می‌دهند. زکات، اسم مصدر از تزکیه است. پاک کردن. یعنی گرفتن ناخالصی‌ها. یا هرس کردن آلودگی‌ها را. «وَالَّذِینَ هُمْ بِآیَاتِنَا یُؤْمِنُونَ.» این‌ها پذیرفته‌اند و وقایعی که خدا برای آن‌ها قرار داده. وقایع، وقایه در واقع مصادیقش چیست؟ خود وقایه که روش وقایه است. مصادیقش آن کارهایی است که این‌ها را در برابر معصیت، مخالفت با خدا، مخالفت با شریعت، نگه می‌دارد. خدای متعال یک وقایعی قرار داده. گفته یک جاهایی، اینجا یک کارهایی را اگه انجام بدهیم، دچار سخت من می‌شوید. دچار عذاب من می‌شوید. من یک وقایعی قرار داده‌ام که شما دچار نشوید. این وقایه را شما می‌پذیری می‌شوی متقی. متقی همان کسی است که کارهایی انجام می‌دهد که دچار سخط الهی نمی‌شوند. روشن است؟ بالاخره کی نگه می‌دارد؟ از چی نگه می‌دارد؟ با چی نگه می‌دارد؟ "استاد" سؤال شما از مسئول‌عنه نیست، مسئول‌لَه است. اینجا آن‌چه با آن وقایه حاصل می‌شود. یعنی تقوا یک وقایت است. خدا قرار داده، شما وقایت و می‌پذیرید. شما داری انجام می‌دهی، خیلی خوب. ولی چی؟ چی؟ در برابر چی؟ وقایت در برابر گناه. درست است. آن روایت را خدا قرار داده.
«وَالَّذِینَ هُمْ بِآیَاتِنَا یُؤْمِنُونَ.» این‌ها به آیات ما ایمان دارند. مفصل: «الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ.» پای امت پیغمبر را می‌کشد وسط. «رحمت خاصم را می‌دانی شامل کیان می‌کنم؟» شامل امت پیغمبر آخرالزمان می‌کنم. حضرت موسی طلب حسنه و رحمت کرده. می‌گوید: «از قوم تو کسانی که دنبال پیغمبر آخر زمان راه بیفتند، به آن‌ها رحمت خاص می‌دهم. من می‌نویسم برای این‌ها که این‌جورین.» این‌ها کیان؟ «همان کسانی هستند که تبعیت می‌کنند از رسول.» چون می‌خواهد برای یهود معرفی بکند پیغمبر را، با این سه تا تعبیر آورده: امت پیامبر. بله دیگر. یعنی اصل اینجاست؛ یعنی اگر اینجا ایمان آوردند، آن رحمت ویژه اینجا نصیب می‌شود. «مُّوْسَىٰٓ أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ یَعْدِلُونَ.» آیۀ ۱۵۹: «وَمِن قَوْمِ مُوسَىٰٓ أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ یَعْدِلُونَ.» امت موسی، ولی اصلی این رحمت خاص ویژه ویژه ویژه مال وقتی است که این‌ها پیامبر آخرالزمان را قبول کنند. «یَرْهَبُونَ» اش هست. تا آنجا همه این‌ها رحمت را دارند ولی اصل اینکه محک بخورد که این‌ها واقعاً تابع موسی هستند، وقتی است که پیغمبر آخرالزمان را قبول کنند. یهودی واقعی کسی است که مسلمان است. «الَّذِی یَجِدُونَهُ مَکْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِی التَّوْرَاةِ.» همان پیغمبری که مکتوب می‌یابند او را در حالی که مکتوب است نزدشان در تورات. آقای مصطفوی تو از تحقیق می‌گوید که همین آیه اثبات می‌کند که الان تورات اصل دست یهودی‌ها هنوز هست. انجیل اصل مسیحی‌ها هست. حرف عجیبی است. معمولاً این حرف را نمی‌زند. می‌گویند دیگر اصلش تحریف شده است. امام زمان هم که می‌آیند و حضرت مسیح هم که نزول می‌کنند به همان انجیل اصلی ارجاع می‌دهند و انجیل اصلی را معرفی می‌کنند.
«یَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنکَرِ.» چند تا ویژگی را مطرح می‌کند. ما اگر خواستیم با غربی‌ها و اروپایی‌ها و فلان این‌ها صحبت بکنیم، اسلام را چه شکلی معرفی بکنیم که این پنج تا ویژگی، هر فطرت سلیمی این پنج تا ویژگی را در هر دینی ببیند، قبول کند. اولیش این است که خیلی جالب است که اولم دست روی امر به معروف. عنوان خیلی ضایع و سنگین و مثلاً نچسب، به قول بچه‌های تهرون خز است. ولی شما بهترین امت این عالم به خاطر اینکه امر به معروف. هیچ امتی پیشرفته‌گی شما را ندارد. من چند سال پیش توی دانشگاه فردوسی سلسله مباحثی داشتیم در مورد امر به معروف و نهی از منکر و من گفتم جامعه چه شکلی اصلاح می‌شود؟ با پلیس؟ با رسانه؟ با چی؟ با چی؟ با چی؟ برجسته‌های خلاصه خوب کار نکرد. چقدر چیز برجسته‌ای. جان! بله. «عَنِ الْمُنکَرِ.» امر به معروف می‌کند، نهی از منکر می‌کند. «وَیُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَیُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبَائِثَ.» هر آنچه که طیبه است برای شان حلال می‌کند. هر آنچه که خبیث است برای آن‌ها حرام می‌کند. «وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ.» از پای ایشان، از ایشان باز می‌کند، برمی‌دارد اِصر ایشان را. اِصر چیست؟ گفتند که حبس و محدود کردن. سخت. اِغلال چیست؟ جمع چیزی داخل چیزی بشود موجب آلودگی و تغیر بشود. همین غل و غش می‌گویند در معامله. غش در معامله، غل در درون یک کسی. تو دلش غل‌غل البته داشته دیگر. تو سورۀ توبه آیۀ ۸۱: «وَنَزَعْنَا مَا فِی صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ.» این درون را تیره و کدر بکند. درست شد. پیغمبر اِغلال را برمی‌دارد از آنها و موانع پیشرفت شان را برمی‌دارد. «إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ» را مفرد آورده. ایشان هم گفتند که اِصْر اسم است از عصر که مصدر است. عصرحم و الاغلال التی کانت حبس محل تحمل. روش فکر کنید شما فکر کنید.
«فَالَّذِینَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ» حالا کسانی که ایمان بیاورند به کی؟ ما متعلقات ایمان را چی می‌گیریم؟ اصلاً کتاب‌های اصول عقایدمون به چیا باید ایمان آورد؟ قرآن چی می‌گوید؟ ایمان به ملائکه اصلاً تو اصول عقاید نداریم. در بحث نوبت همیشه ذیل توحید آورد. اگر مطلق آورد، همه‌اش است. اینجا «آمَنُوا بِهِ.» به آن پیغمبر. ایمان به غیب. ایمان به یوم الآخر. ایمان به بفرمایید: «پِغَامْبَرَ نَبِیّینَ کُتُبٌ.» کُتُب ما نداریم توی این‌ها. کسانی که ایمان بیاورند به این پیغمبر و «عَزَّرُوهُ.» خیلی این آیه‌های قشنگ، آیات رزمیه است. «وعَزَّرُوهُ.» عزَّرُوهُ، ماده خیلی. جواهرچی: «تقویت کردن چیزی با دفع از حریم او.» وقتی از حریم چیزی را دفع می‌کنیم، او را تقویت می‌کنیم، می‌شود تعزیر. برای همین توی حدود می‌گوییم تعزیرات. تعزیری که در حدود می‌گوییم چیست؟ جواهر حدود معنایش چیست؟ یا توهین است یا تعظیم است. در حالی که تعزیر این است. هیچ کدام از این دو تا نیست. نه توهین است نه تعظیم است. شما یکی را می‌گیری روزه‌خوری کرده تعزیرش می‌کنی. شما داری با دفع از حریم او، او را تقویت می‌کنی. درست شد. در تادیب هم استعمال می‌شود. تو همه زمینه‌ها است. تعزیر در همه زمینه‌ها است. پیغمبر را تادیب کنید. توی فقه. بله. تعزیری که اینجاست. بحث این است که از حریم این پیغمبر دفاع بکنید و با دفاع از حریم او تقویتش کنید. یعنی الان تعزیر امام خمینی چیست؟ مثلاً یک مجموعه‌ای به اسم مجموعۀ نشر آثار امام مثلاً بیت امام. این‌ها. این‌ها مثلاً وقتی بی‌بی‌سی مستند می‌سازد، این‌ها باید دفاع بکنند. درست است. امام را این‌ها به معنای نصرت متعدیش نصرت می‌کنند. پیغمبر نصرت، یاری در برابر مخالف. من دست شما را می‌گیرم. می‌خواهی از خیابان رد بشوی. به این می‌گویند چی؟ اعانه. ولی یک‌وقت یک کسی دارد به شما حمله می‌کند، اینجا کمکت می‌کند. به این می‌گویند چی؟ نصرت. لزوماً مخالفی هجوم نیاورده.
درست. «وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنزِلَ مَعَهُ.» و تبعیت می‌کنند نوری را که انزال شده با او. نوری که با پیغمبر نازل شده چیست؟ خیلی جالب است. می‌گوید با پیغمبر نازل شده، نه نوری که برای پیغمبر نازل شده. نوری که با پیغمبر نازل شده. خیلی خیلی لطافت دارد. مطالعه بفرمایید. تلقیات اوست. وجود به قرآن است. یک پیغمبر این‌ها با هم آمده‌اند. یک شیء. آن هم توهمات. حالا محترمانه‌تر می‌گوید تلقیات پیغمبر اکرم در قالب خواب و چه و چه است. تجربه نبوی است. بس است. تجربه نبوی را بخوانید. قبض و بسط تئوریک شریعت را بخوانید. آیین در آینه را بخوانید. آیین در آینه ۸۰۰ صفحه است. کامل بخوانید. بله. افکارش از افکار رای در تورات اصلی. این هم از این. ممکن است الان هم یک لبهایی مانده باشد. تو همین «قُلْ یَا أَیُّهَا النَّاسُ» حالا دیگر پیغمبر به خودش می‌گوید دیگر. حالا من ببین زمینه را برای تو چیدم. رسید به تو. از ابلیس و آدم شروع کردیم. داستان‌پردازی قرآن دیوانه می‌کند. چه شکلی از آنجا شروع کرد به پیغمبر رساند. دیدید چقدر حرفه‌ای و قشنگ بود. یعنی این شما سورۀ اعراف را فیلم سینمایی بسازید. همین بس. سیر آیات را بگیرید. شروع می‌کند، می‌آید. یکی یکی درگیر می‌شوند. به موسی می‌رسد. درگیری موسی با قومش. موسی درخواست می‌کند: «خدایا رحمت.» می‌گوید: «رحمت را می‌دهم به آن یهودی‌هایی که بعداً ایمان بیاورند به این آقا.» حالا «یَا رَسُولَ اللَّهِ» تو به این‌ها بگو. تصویر را دارد می‌آورد روی این. چقدر قشنگ! «قُلْ یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُمْ جَمِیعًا.» واقعاً محشر است! واقعاً محشر.
«الَّذِی لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ.» بگو ای مردم، من رسول خدا هستم برای شما. برای همه‌تان. رسول کدام خدا؟ «الَّذِی لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ.» همان خدایی که ملک آسمان‌ها و زمین از آن او است. صفحات ملک و مُلک چیست؟ مالک و مُلک. دو تا قرائت دیگر: «مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ، مَلِکِ یَوْمِ الدِّینِ.» مُلک اسم مصدر. یعنی از مُلک. مُلک به معنی تسلط کامل و به طور مطلق صاحب اختیار بودن است. مُلک. مالکیت مصدر، مُلک اسم است. تفاوت مصدر و اسم مصدر چیست؟ الان من این را در دست گرفته‌ام و مثلاً دارم می‌گذارم. در حال گذاشتن، جاعل و واضح. ولی وقتی که گذاشتم، می‌شود وضع. وضع صورت می‌گیرد. وضع معنای اسم مصدری است. این کار من، این یک وضع. قرار دادنم یک وضع دیگر است. این محصول این است. خدا هم مالک است، هم مُلک. مالک به معنای مالکیت داشتن از مُلک. مُلک اسم مصدرش نتیجه‌اش اختیار تام. اختیار تصرف کردن. آقا روشن است؟ مالک یعنی می‌توانم توش تصرف کنم. مُلک یعنی تصرف. یعنی اصلاً همه چیز اختیارش با من است. یکی اسم فاعل از مصدر، یک ایشان می‌گوید: اسم فاعل از اسم مصدر. آنی که از مصدر است یعنی تصرف کردن. آنی که از اسم مصدر است یعنی اختیار تام داشتن. روشن شد. دوباره یک مصدر داریم، یک اسم مصدر. مصدر یعنی مالکیت داشتن. اسم مصدر، نتیجه مالکیت داشتن. نتیجه مالکیت داشتن چیست؟ تصرف تامت با شماست. روشن است؟ حالا مصدرش اسم مالک که بگیریم یعنی کسی که تصرف. یعنی کسی که مالکیت دارد. مُلک که بگیریم یعنی کسی که تصرف می‌کند. همه چیز تصرفش با اوست. حل شد؟ ان شاء الله که حل می‌شود. اگر نشد خب، مراجعه کنید به تحقیق مادۀ «ملک». کسی است که مُلک سماوات و ارض با اوست.
«لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ.» الهی غیر از او نیست. «یُحْیِی وَیُمِیتُ.» ببینید چه ویژگی‌هایی از خدا است. حیات و اماته با اوست. احیا، اماته. «فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِیِّ الْأُمِّیِّ.» ایمان بیاورید به خدا، ایمان بیاورید به رسولش که همان نبی امّی است. امّی یعنی چی؟ کتاب «پیامبر امّی» شهید مطهری را مطالعه بفرمایید. ولی ترجمه که مرحوم علی صفوی می‌کند مورد توجه. امّی یعنی مورد توجه بوده. شخصیتی که مورد توجه. یک معنای دیگرش نسبت به خود عمق. هر آن‌چه اطلاعاتی که از مادر گرفته فقط دارد. درس نخوانده است. همان‌قدر که از مادر یاد گرفته. بله. بس که مادرش دوست داشته. نمی‌گذاشته برود درس بخواند. پیش خودش بچه‌ننه. که مورد توجه شخصیت‌های مورد توجه امت.
«الَّذِی یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَکَلِمَاتِهِ.» ایمان بیاورید به این پیغمبری که خودش رتبه اول مؤمنین است. پس در اوج مؤمنین خود پیغمبر اکرم است که ایمان به خدا دارد و ایمان به کلماتش دارد. کلمه هم توضیح دادیم. «وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ.» تبعیت از او کنید، شاید هدایت بشوید. قبلاً در مورد لعل گفتیم چرا؟ چرا «لعل» نمی‌آورد؟ مقتضی هست. شده است. دارد می‌گوید علت تامه نیست. مقتضی این است. ممکن است موانعی داشته باشی تبعیت بکنی، ولی چون موانعی داری، هدایت نمی‌شوی. نکته مهمی بود. شاید آقای جوادی هم توی برخی تفسیر تسلیم اشاره کرده. مقتضی هست. حالا اینکه مانع ممکن است باشد. ولی مقتضی هست.
خب. «وَمِن قَوْمِ مُوسَىٰٓ أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ.» حالا از قوم موسی یک امتی هستند که این‌ها «یَهْدُونَ بِالْحَقِّ.» لازم یا متعدی؟ متعدی است؟ چی؟ هدایت به حق می‌کنند. نه هدایت شده‌اند به حق. هدایت به حق می‌کنند. «اللَّه» می‌فرمایند که در قرآن کم نسبت داده هدایت را به دیگران. دو-سه جا به دیگران هدایت را نسبت داده. یکیش اینجاست. قوم موسی هم کسانی دارد. امتی دارد. امت را هم توضیح داده بودم. یعنی چی؟ که این‌ها هدایت به حق می‌کنند. «وَبِهِ یَعْدِلُونَ.» «یَعْدِلُونَ» یعنی چی؟ عدالتشان به اوست. به او عدالت دارند. برق. «خدایا دو تا حق داریم.» اهل بیت خودشان یهودیان واقعی‌اند دیگر. کجا؟ اهل بیت. قوم موسی قسمت عشرت اسباتا. اماما ۱۲ امت شدند. این‌ها آن‌قدر که الان می‌شناسیم که ما یهودی بر حقی نداریم، غیر از همین شاید یک تعدادی از این یهودیانی که چون مسلمان شدند به دست پیغمبر. یک تعدادشان منتظرش. مفصل است. این‌ها منتظرین پیغمبر بودند و چون این مکتوب در تورات بوده، مشخصات پیغمبر را داشتند، آمدند. مکه و فلسطین بود مقر این‌ها که مکه نبود. این‌ها شنیده بودند پیغمبر آخرالزمان می‌آید. ویژگی‌هایش را می‌دانستند. حالا دو تا دو تا قول است. تعبیر «اسْتِفْتَاحَ» دارد. می‌گوید شما طلب فتح داشتید. یعنی منتظر فتح بودند. برای همین آمدند تو جزیرة العرب خانه کردند که پیغمبر اکرم به دنیا بیاید، بهش ایمان بیاورند. آیۀ قرآن تصریح دارد. به معرفت نسبت به امام زمان داشته باشید. معرفت تام داشتم به پیغمبر اکرم. ولی پیغمبر دشمنی. پس معرفت به درد نمی‌خورد. معرفت تمامیت ندارد. ترور پیغمبر تو این کتاب تبار انحراف و این‌ها. یک نگاه منفی کلاً ایشان به یهود دارد و می‌گوید همه فتنه‌های در طول تاریخ زیر سر یهود بوده. طرح این‌ها بوده برای ترور پیغمبر تو ماجرایی که پیغمبر شام رفتند و نگران ابوطالب و این‌ها. ماجرای طرح ترور پیغمبر تاریخی هم می‌آورد. برخورد با یهودی‌ها. بله. آن‌ها خیلی شاکی شده بودند. بله. یهودی‌ها از این فیلم «محمد رسول الله (ص)» شاکی شدند. فیلم مجید مجیدی است.
بعد از اینکه دو تا وجه در مورد اینکه این‌ها چرا آمدند جزیرة العرب اشاره کردم و شاید این‌هایی که آمده‌اند، من یک قومی از این‌ها واقعاً آمده‌اند به پیغمبر ایمان آوردند. از قوم موسی امتی هدایت به حق می‌کنند. شاید همین باشد. هرچند کم است این‌هایی که ایمان آوردند. قطعاً دسترسی به آن تورات اصلی داشتند. آهنگ از در مورد خودم جناب سلمان که دیروز روز سالگردشان بود. ایشان اطلاعاتی داشته ظاهراً زرتشتی هم بوده دیگر. آتش‌پرست اطلاعاتی داشته از کتب سابقشان. ویژگی‌های پیغمبر و مکتوب داشت که حرکت می‌کند می‌آید پیامبر را پیدا می‌کند و آثار این‌ها را تطبیق می‌دهد. قوم موسی نبوده. از قوم موسی یک همچین کسی را هنوز آن‌قدر که می‌دانیم نمی‌شناسیم در تاریخ. یک طایفه از یهود این‌جوری آمده باشند پای کار پیغمبر. شاید همان منظور خود اهل بیت باشند که این‌ها یهودیان مومنین واقعی به موسی. این‌ها. الحمدلله.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات تفسیر سوره اعراف

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00