جهاد با نفس

جلسه صد و پنجاهم : هیچ‌چیز از حساب نمی‌افتد

00:06:15
321

معرفی
با آثار گناه چه کنیم؟
اعمال ما به دقیق‌ترین وجه ممکن حساب می‌شود
متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼

بسم الله الرحمن الرحیم.
عن ابی جعفر علیه السلام قال: "اتّق المحقّرات من الذّنوب فانّ لها طال."
باقر (ع) شنید که حضرت فرمود: "گناهانی که کوچک شمرده می‌شود، تحقیر می‌شود، به حساب نمی‌آید! از اینها بترسید و بپرهیزید، که اینها طالبی دارد، عملی نیست که فوت شود." هیچ عملی نیست که ولو کوچک باشد و بگوییم به حساب نمی‌آید، محاسبه نشود! نه، طالبی هست و حساب و کتاب می‌شود. آدم در برگه امتحانی می‌گوید: "آقا، من حالا این کلمه را بنویسم، نه چیزی اضافه می‌کند، نه چیزی کم." دستگاه الهی این‌جوری نیست. دستگاه الهی، یک کلمه در نظام حساب و محاسباتی عالم و انسان تغییر و تحول شکل می‌گیرد. همه را حساب می‌کشد.
می‌گفتند: "ناصرالدین شاه را خواب دیدند، پرسیده بودند آن‌ور چه خبر؟ گفته بود: فقط همین‌قدر بگویم که من چون خیلی طناز بودم و خیلی نقش بازی می‌کردم از آن هم حساب کشیدند. هیچ چیزی نیست که فوت شود، هیچ چیزی نیست که به حساب نیاید، هیچ چیزی نیست که کوچک شمرده شود. هرچه هست حساب است، هرچه هست محاسبه دارد."
سخت است! در دستگاه الهی همین‌جا آدم یک حساب و کتابی در مدرسه بخواهد بدهد، سر امتحان بخواهد بدهد. استاد می‌فرمود: "افسر راهنمایی و رانندگی بهت می‌گوید: «بزن کنار»، دست و پایت را گم می‌کنی!" دستگاه الهی: "خُذوه فغلّوه، ثمّ الجحیم صلّوه، ثمّ فی سلسلهٍ ذَرعُها سبعونَ ذِراعاً فاسلکوه‌، إنّهُ کانَ لا یؤمنُ باللهِ العظیمِ." بگیر، منو ببند، "وقّفوهم إنّهم مسئولون."
حساب و کتاب فارغ می‌شوم برای شما اختصاصی. هرکی به حساب می‌کشد، عوض می‌شود. بدانیم اگر ما حساب نکشیدیم، حساب و کتاب برداشته نمی‌شود. عالم، عالمِ محاسبات است، همه‌چیز حساب دارد. حضرت فرمودند: "یقول احدکم: أُذنب و استغفر." یکی می‌گوید: "گناه می‌کنم، استغفار می‌کنم." "فَلْتَکْتُبْ مَا قَدَّموا وَ آثارَهُمْ." گناه می‌کنم، استغفار می‌کنم، آثارش را چه کنم؟ آثاری که حساب می‌کشند.
یک آقایی بوق زد، مادری با بچه‌اش رد می‌شد. بوق الکی هم زد. این بچه ترسید و سنگ‌کوب کرد و بعد فردا از دنیا رفت. و بعد چندین سال این پدر و مادر به واسطه این بچه، زندگیشان شیرین شده بود. و بعد از مرگ این بچه، زندگیشان تلخ شد و طلاق گرفتند و هزار مشکل دیگر. "وَ کُلَّ شَیْءٍ أَحْصَیْنَاهُ فِی إِمَامٍ مُبِینٍ." چه اعتمادی آدم می‌خواهد گناه کند و استغفار کند؟ آثار اینجوری دارد!
"خردلٍ فَتَکُنْ فی صَخْرَهٍ أو فی السّماواتِ أو فی الأرضِ یأتِ بها اللَّهُ إنَّ اللَّهَ لطیفٌ خبیرٌ." اگر مثقال حبه‌ای از خردل باشد، که دیگر کمتر از این حدی نبود که مشخص بکند. کمترین جزئی که در عالم محسوس و متعین است. همین‌قدر خود خردل چیست؟ حبه چیست؟ مثقال حبه چیست؟ مثقال حبه، تابش نور آن ذره‌ای که ذراتی که تو تابش نور می‌بینه، تو روزنه میاد، آنها هر کدامش می‌شود مثقال حبه! اگر در صخره‌ای باشد، در آسمان‌ها باشد، در سماوات باشد یا در زمین باشد، خدا همه را خواهد آورد. خدا لطیف و خبیر است.
پایم یک روز دراز بود، بچه‌ها بازی می‌کردند. برای استراحت، هیچی هم نشد. این‌ور حساب کشیدند: "با تو برای چی چنین کاری کردند؟ حکم کنند که مست گیرند." در شهر هر آنچه هست به خدا، فقط رحمت خداست. ماه رجب، ماه رحمت است. فقط با رحمت اوست که نجات پیدا می‌شود. چرا با رحمت واسعش با ما برخورد نکند؟ با تفضلاتش، با عفوش، با کرمش برخورد کند تا نجات پیدا کنیم. الحمدلله رب العالمین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00