معرفی
توصیههای اخلاقی در تورات
معنا و مراتب شکر
توهم شکر!
ولایت، اوج نعمت
معنا و مراتب شکر
توهم شکر!
ولایت، اوج نعمت
متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم.
عن ابی عبدالله (علیهالسلام) قال: "مکتوبٌ فی التورات اشکر مَن انعم علیک و انعم علی مَن شکر، فانه لا زوال النعماء اذا شکر، فلا بقاء لها اذا کفرت. الشکر زیاد نِعم و امان من القییر."
امام صادق (علیهالسلام) فرمودند که در تورات مکتوب است: "شکر کن کسی را که به تو انعام کرد و انعام کن کسی را که از تو تشکر کرد؛ چراکه نعمتی که شکرش بهجا آورده شود، زوال ندارد و نعمتی که کفران ورزیده شود، بقا ندارد. شکر موجب زیادت در نعمتها و امان از دگرگونی است."
شان این دگرگونی این است که هر چیزی غرض و غایت خودش را به کار ببرد. آنکس که نعمتی را در اختیار من گذاشته است، باید غرض و غایت او نیز لحاظ شود و به آن توجه شود. کسی داده برای غرض و غایتی، یادم نرود چه کسی به من داده و برای چه غرض و غایتی داده است؛ این میشود شکر این نعمت.
حالا اگر فقط در حد زبان ابراز کردم که: "میدانم تو دادی و برای این کار دادی." در عمل هم ابراز کردم که شکر همین است که من این کاری که لازم است انجام شود را انجام دهم؛ این شکر عملی است. شکر که بود، چون دارد به کار گرفته میشود، در واقع نعمت را جاری میکند.
اینها را تشبیه میکنند به این صورت که بنّا پایین آجر میاندازد و آنکس که آجر را از بالا میگیرد، تا وقتی آجر دستش است، آن دیگری آجر بعدی را نمیاندازد. بحث زیادت و شکر را اینگونه تشبیه کردهاند که هر وقت به کار گرفته شد، نوبت بعدی هم میآید. خلاصه اگر شکر کند، بعدی هم میآید؛ شکر نکند، مبنایی ندارد که در مسیر درستش هم استفاده شود. فقط برای بحث شکر مراتب دارد؛ قطعاً شکر مراتب دارد و تشکیکی هم هست؛ ولی چیزی که هست، این است که گاهی شکر توهمی نعمت میکند به خودش.
کسی را شاکری، "تَدعون مَن لا تعرفونه" (تلاوت زیبای قرآن). خیلی کاربردی است: "من را بخوان که میخوانی خودم را." شکر خدا، شکر خدا... ولی شکر توهمی بعضیها، البته همان هم ظاهراً بیاثر نیست؛ همان کلامی و تلقینیاش هم اثر دارد. پیدا کردیم "تدعون مَن لا..." (بله).
خلاصه، این نعمتها را زیاد میکند. نعمت را هم زیاد میکند. این بازی یک بحث دیگری است. نعمتها را عرضی زیاد میکند یا طولی؟ ظاهراً طولی زیاد میکند؛ چون ازدیاد نعمت در عرض، لزوماً خودش نعمت نیست؛ ولی ازدیاد نعمت در طول... رفیقی داشتیم، خدا رحمتش کند، پدر خانمش روحانی بود. یک روز نشسته بودم پیش پدرخانمم هی میگفتم که: "این خانم من چقدر آدم خوبیه، چقدر شریفه، چقدر فلان..." هی تعریف کردم. گفت: "چیه؟ توی ماجرا چی داری؟ تو حرف الکی نمیزنی، یک برنامهای داری."
اینکه در عرض بیشتر بشود، لزوماً به آن معنا نیست که اگر ۱۰۰ هزار تومان گیرم آمد، شکرش شود ۲۰۰ هزار تومان. در طول نعمت مراتب دارد. اوج نعمت ولایت است. انسان به مقام ولایت برسد، یعنی به مقام پذیرش ولایت برسد؛ به مقام وجدان ولایت برسد؛ واجد ولایت بشود. اینها همه مراتب شکر نعمت است که اگر این نماز به کار گرفته شود، تا آنجا هم مراتب هم خود نعمتها و هم جنسش و "اذکروا نعمتالله علیکم اذ کنتم اعداء فعلف بین قلوب..." این خودش رفیق نعمتی است. تألیف قلوب نعمت است. شکر نعمت که کردی، همین را زیاد میکند خدا.
ازدیاد این به چیست؟ رفیقات بیشتر میشوند، ممکن است؛ ولی رفاقت بیشتر میشود، این قطعی است. رفاقت بیشتر میشود، قطعی است. رفیقات بیشتر میشوند، ممکن است. بحث شکر نعمت و ازدیاد نعمت پیدا شد. رسول مالنا تسئلن مالا... دو طرفه است؛ هم کسی که میخوانی و نمیشناسی، هم چیزی که میگویی خودت هم نمیدانی چه داری میخواهی. اینها کُبرایی است که توجه به اینها خیلی مسائل را عوض میکند.
الحمدلله ربالعالمین.
بسم الله الرحمن الرحیم.
عن ابی عبدالله (علیهالسلام) قال: "مکتوبٌ فی التورات اشکر مَن انعم علیک و انعم علی مَن شکر، فانه لا زوال النعماء اذا شکر، فلا بقاء لها اذا کفرت. الشکر زیاد نِعم و امان من القییر."
امام صادق (علیهالسلام) فرمودند که در تورات مکتوب است: "شکر کن کسی را که به تو انعام کرد و انعام کن کسی را که از تو تشکر کرد؛ چراکه نعمتی که شکرش بهجا آورده شود، زوال ندارد و نعمتی که کفران ورزیده شود، بقا ندارد. شکر موجب زیادت در نعمتها و امان از دگرگونی است."
شان این دگرگونی این است که هر چیزی غرض و غایت خودش را به کار ببرد. آنکس که نعمتی را در اختیار من گذاشته است، باید غرض و غایت او نیز لحاظ شود و به آن توجه شود. کسی داده برای غرض و غایتی، یادم نرود چه کسی به من داده و برای چه غرض و غایتی داده است؛ این میشود شکر این نعمت.
حالا اگر فقط در حد زبان ابراز کردم که: "میدانم تو دادی و برای این کار دادی." در عمل هم ابراز کردم که شکر همین است که من این کاری که لازم است انجام شود را انجام دهم؛ این شکر عملی است. شکر که بود، چون دارد به کار گرفته میشود، در واقع نعمت را جاری میکند.
اینها را تشبیه میکنند به این صورت که بنّا پایین آجر میاندازد و آنکس که آجر را از بالا میگیرد، تا وقتی آجر دستش است، آن دیگری آجر بعدی را نمیاندازد. بحث زیادت و شکر را اینگونه تشبیه کردهاند که هر وقت به کار گرفته شد، نوبت بعدی هم میآید. خلاصه اگر شکر کند، بعدی هم میآید؛ شکر نکند، مبنایی ندارد که در مسیر درستش هم استفاده شود. فقط برای بحث شکر مراتب دارد؛ قطعاً شکر مراتب دارد و تشکیکی هم هست؛ ولی چیزی که هست، این است که گاهی شکر توهمی نعمت میکند به خودش.
کسی را شاکری، "تَدعون مَن لا تعرفونه" (تلاوت زیبای قرآن). خیلی کاربردی است: "من را بخوان که میخوانی خودم را." شکر خدا، شکر خدا... ولی شکر توهمی بعضیها، البته همان هم ظاهراً بیاثر نیست؛ همان کلامی و تلقینیاش هم اثر دارد. پیدا کردیم "تدعون مَن لا..." (بله).
خلاصه، این نعمتها را زیاد میکند. نعمت را هم زیاد میکند. این بازی یک بحث دیگری است. نعمتها را عرضی زیاد میکند یا طولی؟ ظاهراً طولی زیاد میکند؛ چون ازدیاد نعمت در عرض، لزوماً خودش نعمت نیست؛ ولی ازدیاد نعمت در طول... رفیقی داشتیم، خدا رحمتش کند، پدر خانمش روحانی بود. یک روز نشسته بودم پیش پدرخانمم هی میگفتم که: "این خانم من چقدر آدم خوبیه، چقدر شریفه، چقدر فلان..." هی تعریف کردم. گفت: "چیه؟ توی ماجرا چی داری؟ تو حرف الکی نمیزنی، یک برنامهای داری."
اینکه در عرض بیشتر بشود، لزوماً به آن معنا نیست که اگر ۱۰۰ هزار تومان گیرم آمد، شکرش شود ۲۰۰ هزار تومان. در طول نعمت مراتب دارد. اوج نعمت ولایت است. انسان به مقام ولایت برسد، یعنی به مقام پذیرش ولایت برسد؛ به مقام وجدان ولایت برسد؛ واجد ولایت بشود. اینها همه مراتب شکر نعمت است که اگر این نماز به کار گرفته شود، تا آنجا هم مراتب هم خود نعمتها و هم جنسش و "اذکروا نعمتالله علیکم اذ کنتم اعداء فعلف بین قلوب..." این خودش رفیق نعمتی است. تألیف قلوب نعمت است. شکر نعمت که کردی، همین را زیاد میکند خدا.
ازدیاد این به چیست؟ رفیقات بیشتر میشوند، ممکن است؛ ولی رفاقت بیشتر میشود، این قطعی است. رفاقت بیشتر میشود، قطعی است. رفیقات بیشتر میشوند، ممکن است. بحث شکر نعمت و ازدیاد نعمت پیدا شد. رسول مالنا تسئلن مالا... دو طرفه است؛ هم کسی که میخوانی و نمیشناسی، هم چیزی که میگویی خودت هم نمیدانی چه داری میخواهی. اینها کُبرایی است که توجه به اینها خیلی مسائل را عوض میکند.
الحمدلله ربالعالمین.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه صد و پنجاه و هفتم : جستوجوی رضایت در طاعت
جهاد با نفس
جلسه صد و پنجاه و هشت
جهاد با نفس
جلسه صد و پنجاه و نه
جهاد با نفس
جلسه صد و شصت و یک
جهاد با نفس
جلسه صد و شصت و دو
جهاد با نفس
جلسه صد و شصت و سه
جهاد با نفس
جلسه صد و شصت و چهار
جهاد با نفس
جلسه صد و شصت و پنج
جهاد با نفس
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات جهاد با نفس
جلسه سیصد و هشتاد و هفت
جهاد با نفس
جلسه سیصد و هشتاد و هشت
جهاد با نفس
جلسه سیصد و هشتاد و نه
جهاد با نفس
جلسه سیصد و نود
جهاد با نفس
جلسه سیصد و نود و یک
جهاد با نفس
جلسه چهارصد و یک
جهاد با نفس
جلسه چهارصد و دو
جهاد با نفس
جلسه دویست و چهل
جهاد با نفس
جلسه دویست و چهل و یک
جهاد با نفس
جلسه دویست و چهل و دو
جهاد با نفس
در حال بارگذاری نظرات...