شرح لمعه

جلسه بیست و نهم

شرح لمعه . 1393/07/22
00:48:23
2

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.

فصل ششم کتاب «صلات» می‌رسد به بحث "بقیة الصلوات". نه صلوات که بر پیغمبر می‌فرستیم، صلوات نیست. صلواتی که بر پیغمبر... "مَن صلی علیه صلاة" (کسی بر پیغمبر یک صلوات بفرستد) علم شده. الان بین ماها حسن صلواتی که می‌شنویم اول یاد صلوات بر پیغمبر می‌افتیم، بعد یاد نمازها. خلاصه نماز هم گفته.

خب، بقیه‌ی صلوات. ما می‌خواهیم یک سری از نمازهای واجب و چندتایی از نمازهای مستحب را در این فصل ششم مطرح بکنیم که یک وقتی گفتیم فهرستش را. اولی‌اش درباره نماز جمعه است. یک بحث مبسوط و شیرین و جذابی اینجا درباره نماز جمعه داریم.

نماز جمعه دو رکعت است، مثل نماز صبح. به جای نماز ظهر خوانده می‌شود. با نماز ظهر هم جمع نمی‌شود؛ نمی‌شود هم نماز ظهر خواند، هم نماز جمعه. یکی از این‌ها باید خوانده شود. خب، پس اگر شما نماز جمعه را با شرایطش بخوانید و صحیح ادا بکنید، دیگر از نماز ظهر کفایت می‌کند. مجری از نماز ظهر است. مجری یعنی چه؟ یعنی کفایت می‌کند. تعبیر اجزا را زیاد می‌شنویم. "اجزا دارد"، "مجزی است." اول رساله‌ها نوشتن: "عمل بین رساله، مجزی است." مجزی یعنی اجزا دارد، یعنی کفایت می‌کند.

وقت نماز جمعه کی است؟ نماز جمعه طبق آن چیزی که از عبارت شهید اول فهمیده می‌شود که به جای نماز ظهر خوانده بشود، می‌فهمیم که وقت فضیلتش و وقت ادایش مثل وقت نماز ظهر می‌ماند. همان بحثی که در نماز ظهر داشتیم، وقت فضیلتش کی بود، وقت ادایش کی بود؟ همان می‌شود وقت نماز جمعه. تا هر جا که وقت ظهر باشد، نماز جمعه هم تا همان‌جا وقت دارد. از کی شروع بشود تا کی ادامه داشته باشد، همه‌اش می‌شود همان بحث نماز ظهر. ولی شهید اول در کتاب "دروس و البیان" فرموده که اصلاً همین است فقط؛ یعنی فقط وقت... عبارتش برمی‌آید ولی آنجا به همین تصریح از ظاهر روایات هم برمی‌آید که همین مطلب درست است؛ یعنی به جای نماز ظهر، وقتی می‌نشیند، پس همین است.

برخی فقها گفتند که وقت نماز جمعه تا وقتی است که سایه‌ی شاخص به اندازه‌ی مثل شاخص بشود. سایه‌ی شاخص به اندازه خود شاخص بشود، هفت هفتم. اینجا وقت نماز جمعه دیگر تمام می‌شود. شهید اول در "الفیه" به همین نظر تمایل پیدا کرده است. به اندازه‌ی اندازه‌ی شاخص. شهید ثانی می‌فرماید که شاهدی برای این قول نداریم، مگر اینکه بگوییم که از آن ورش کنیم، بگوییم که نماز ظهر هم فقط تا هفت هفتم شاخص وقت دارد. می‌شود بگوییم که نماز جمعه هم فقط تا هفت هفتم وقت دارد.

روشن؟ خب، نماز جمعه برای اینکه صحیح ادا بشود، گفتیم اگر صحیح ادا بشود، اجزا دارد از نماز ظهر. صحیح ادا بشود یعنی چه؟ چه جور نماز جمعه‌ای صحیح است؟ آداب و شرایط نماز جمعه: قبل از نماز جمعه باید دو تا خطبه بخوانند. پس دو تا خطبه دارد با یک دو رکعت نماز. این دو تا خطبه مشتمل بر یک سری مباحث است: در هر دو تایش حمد خدا باشد به صیغه "الحمدلله" و ثنای الهی هم داشته باشد به آن چه که حالا دیگر می‌شود ادا کرد، هر چه به ذهن طرف می‌آید. بعدش باید صلات بر پیغمبر داشته باشد. صلات بر پیغمبر، صلوات نه، "الصلوة علی النبی". صلات بر پیغمبر داشته باشد. باید موعظه داشته باشد در خطبه‌های نماز جمعه و باید یک سوره کوتاه هم خوانده بشود.

پس این پنج تا چه بود؟ دو تا خطبه که مشتمل بر حمد، ثنا، صلات، موعظه، سوره خفیفه. این پنج تا. درباره ثنا. آقا ثنا یک چیزی اضافه بر حمد است، این یک بحثی است. یعنی یک حمد جدا، یک ثنای جدا باشد. خیلی از فقها که خود شهید اول هم در کتابش ذکرها را آوردند، چیزی نگفتند در این باره که باید ثنا را اضافه کنند به حمد یا همان منظور همان است. یکی می‌گوید: "خب، البته در خطبه‌هایی که از پیغمبر اکرم نقل شده، ایشان خواندند، دیدیم که هستش ثنا جداگانه آوردند، یک حمد آوردند، یک ثنا." ولی اگر بخواهیم ما ثنا را بگوییم، باید بگوییم که ثنا بیشتر از مقدار واجب است. یعنی در همان خطبه‌ها بیش از وجوبش بوده. یعنی میزان واجبی بوده، در خطبه یک بخشی بیش از واجب، ثنا در آن بخش‌های غیر واجب بوده. یعنی همیشه نبوده، در همه‌ی خطبه‌ها، فرضاً مثلاً در بعضی‌ها نیست. پس این نشان می‌دهد که ثنا همان حمد است، ثنای جداگانه‌ای نیست که یک حمد به جا بیاورد، یک ثنا.

مطلب بعدی: صلوات بر پیغمبر اکرم هم باید با لفظ "صلات" باشد. "صلی علیه"، "یسلی"، "صلی الله". این جور تعابیر، "الصلوة و السلام" قرین بکند با آن چیزی که حالا صفاتی که می‌خواهد بیاورد، با این‌ها قرین بکند. "و الصلوة و السلام مثلاً علی النبی صاحب الدعوة"، نمی‌دانم، "بشیراً و...".

موعظه هم باید دعوت به تقوای الهی باشد، تشویق به طاعت الهی باشد، از معصیت تحذیر کند، از اقرار به دنیا، فریب دنیا خوردن. بله، جفتش باید دعوت به موعظه، بخش واجبش است؛ یعنی باید در هر دو باشد. حالا یکی می‌خواهد، بله، البته شاید برخی قائل به این باشند که نه، در مجموع دو تا خطبه باید این پنج تا باشد. سوره خفیفه را برخی در هر دو تا خطبه می‌خوانند، برخی نه، فقط در خطبه دوم. مثلاً بحث اجتهادیش، بحث نماز جمعه یکی از مهمترین مباحث فقهی است که می‌گویند بیشترین روایات معارض را هم ما در این داریم. برخی کاملاً می‌گویند حرام است، برخی می‌گویند حتماً واجب است، هر جور شد. بیشترین تضاد، ۲۰۰ تا روایت ظاهراً ما داریم که حمل بر تعارض می‌شود. نماز جمعه ظاهراً این جور در ذهن خیلی بحث مهمی است. یعنی فقها بیشتر در این بخش تعارضش را بحث می‌کنند. آره، حالا در ریزه‌کاری آره، حالا ریزه‌کاری خیلی مطلبی ندارد. اصلش که حالا واجب است یا حرام است. بله، واجب عینی نیست. برخی گفتند حرام است؛ یعنی اصلاً نباید نماز جمعه... فقط نماز جمعه، نماز ظهر هم نباید... خلاصه بحث خیلی مهمی است و از بخش‌های بسیار مهم فقه.

نماز... خب، پس موعظه کند. موعظه یعنی اینکه دعوت به تقوا و فلان و این‌ها، گول دنیا نخورد و گناه نکند و مباحثی از این قبیل، شبیه به این مضامین. اینجا دیگر لفظ خاصی برایش ذکر نشده. در حمد و صلات و این‌ها لفظ گفتیم، ولی درباره تقوا لفظ خاصی گفته نشده. موعظه لفظ خاصی ندارد. پس "اطیع الله"، "اتق الله"، "اوصیکم بتقوی الله" این‌ها همه کفایت می‌کند. حالا ما بگوییم آقا شما این الفاظ را بگو. ولی اصل تشویق به طاعت و تحذیر از معصیت این هم واجب است. چون ائمه معصومین در خطبه‌هایشان این دیده شده. نظر شهید ثانی این است که احتمال دارد که ما این مقدار را واجب بگیریم. یعنی هم اصل این یک کلمه‌ای بگوید که دلالت موعظه داشته باشد و اصل تشویق به طاعت و تحذیر از معصیت. یعنی این را احتمال وجوبش را بدهیم.

سوره خفیفه حالا می‌خواهد یک سوره کوچک از قرآن باشد یا یک آیه تامة الفائده باشد. یعنی یک آیه‌ای که بالاخره صدر و ذیلی دارد، مطلب تویش تمام می‌شود. از اینجا شروع می‌شود، به یک جا تمام می‌شود. نه اینکه وسط یک داستانی که دارد می‌گوید: "ساجدین" وسط یک ماجرا که این سحره کی بودند، چی شدند، از کجا آمدند، آخرش چی شد، فقط "سحره افتادن به سجده." یک آیه‌ای که حالا مطلب را روشن می‌کند. آیه‌ای که فایده است. آیه خودش مطلب را حل می‌کند. یعنی می‌شود یک مطلبی دستش می‌آید از اول تا آخر. ولی یک وقتی آیه‌ای است که وسط مطلب است. پس یک آیه می‌شود به عنوان سوره خفیفه خواند. نماز جمعه تعریف می‌کنند. معنای مستقلی دارد که بهش... خلاصه عرض کنم خدمتتان که نسبت به مقصود اینکه از خطبه داریم این آیه را می‌شود به شمار آورد. در زمینه آن مطالبی که در خطبه باید گفته بشود. وعده است، وعید است، حکمت است، قصه است، یک آیه‌ای که این مطالب تویش هست، قصه‌ای که داخل در مقتضای حال است. پس امثال "متان و اقیانوس در ساجدین" را دربر می‌گیرد.

خب، در این‌هایی که عرض کردیم، در این سوره خفیف و این مطالب دیگری که عرض کردیم، حمد و ثنا، این پنج تایی که گفتیم، این‌ها هم باید تویش نیت باشد. نیت نماز جمعه و خطبه نماز جمعه را تویش داشته باشد. نه نیت سخنرانی بکند، سخنرانی می‌کرد. نه، نیت خطبه داشته باشد و عربیت را هم داشته باشد. الفاظ را عربی ادا بکند. این پنج تا را. و ترتیب بین اجزا داشته باشد. همان جوری که گفتیم از آنجا که باید شروع بشود، حمد و فلان و این‌ها باید به ترتیب باشد. و موالات هم باید داشته باشد. و خطیب هم باید بایستد. ما که این‌ها را دارد می‌گوید، اگر توان ایستادن دارد. اگر ندارد که خب بین دو تا خطبه بنشیند. آن عددی که معتبرند که پنج نفر غیر خطیب، پنج نفر می‌شوند؛ یعنی چهار نفر غیر خطیب. این‌ها همه بشنوند، نه اینکه از این چهار نفر، دو نفر فقط صدای خطیب را بشنوند، دو نفر... دو نفر آن ته ته نشستند، صدا را نه. آن عددی که در نماز جمعه معتبر است، همه‌شان صدای خطیب را بشنوند. و خود خطیب از حدث و خبث طهارت داشته باشد. البته حدث که مشخص است. خبث را هم دو قول است، ولی از بهترین دو تا قول این است که از خبث هم طهارت داشته باشد و ساتر هم داشته باشد. پوشیده باشد. بالاخره تبعیت کرده باشیم از شارع. چون پیغمبر اکرم این جور خطبه می‌خواند. هر آن کس که از مأمومین باشد، بتواند صدای خطیب را بشنود. یعنی به طرز معمولی صدای خطیب به گوش برسد. و کلام هم مطلقاً گفته نشود توسط مأمومین. مطلقاً کلامی... بحث مهم نیست دیگر. بحث اینکه کلامی یعنی می‌خواهد صدای خطیب را می‌شنود یا نمی‌شنود. هیچ کس نباید حرف بزند. نماز جمعه، مطلقاً کلام.

خب، حالا برویم ویژگی‌های امام جمعه. فصل آخرین چی شد؟ واژه بیان. آقا درباره امام جمعه یک سری چیزها مستحب است. مستحبی که خطیب بلاغت داشته باشد. بلاغت. بلاغتی که در علوم حوزوی گفته می‌شود، فصاحت و بلاغت و این‌ها، هم فصاحت داشته باشد، هم بلاغت داشته باشد. فصاحت به گفته می‌شود که لفظ کلام و کلمه و این‌ها از جهات مختلف، گیر و ابهام و نقطه کوری نداشته باشد. خیلی خلاصه و شفافش این است. بلاغت از جهت گفته می‌شود که کلام متناسب با مقتضای حال باشد. مخاطب مثلاً اگر مخاطب دکتر است، من بیایم مدل مهد کودک باهاش حرف بزنم، می‌شود کلام غیر بلاغی. ولی "دکترای گل عزیزم" این جوری. یا اگر مثلاً جمع، جمع متوسطی است، عوامند، فلان. من بیایم مثلاً قوامض علمی را مثلاً در این‌ها مطرح کنم. این‌ها می‌شود عدم بلاغت. گاهی کلماتی می‌گوید که هیچ کس معنایش را نمی‌فهمد، می‌شود عدم فصاحت. کلمه می‌گوید که از جهت لغتی غلط است. لغوی، خود لغتی هم غلط است. حضرت لغوی غلط! یا از جهت دستوری، قواعد دستوری، صرفی، نحوی. یک کلمه‌ای که معنایش را کمتر کسی می‌داند، فصاحتی مشکل‌دار می‌شود. ضعف تألیف، تنافر کلمات، تغییر لفظی و معنوی، قرابت کنار، در علم فصاحت مطرح می‌کنند و در بلاغتش هم که باید این ملکه را داشته باشد متکلم که مقتضای حال را در نظر بگیریم و متناسب با مقتضای حال صحبت کند از جهت زمان، مکان، شنونده، حال گوینده، ایام شهادت. بلاغ.

خب، این مستحب است برای خطیب که بلاغت داشته باشد و مستحب است برای خطیب که از رذایل اخلاقی و گناه و این‌ها نزاهت داشته باشد. یعنی اهل آلودگی‌های اخلاقی نباشد. انسان بالاخره متشرعی باشد. آن‌هایی که می‌گوید خودش همه را عمل بکند. امری می‌کند، خودش عمل بکند. نهی می‌کند، خودش ترک بکند تا موعظه‌اش در قلوب واقع بشود. که اگر موعظه از دل خارج بشود، "اذا خرجت من القلب دخلت فی القلب" (وقتی بیاید موعظه در دل می‌نشیند). وقتی از زبان بیاید، از گوش‌ها تجاوز نمی‌کند. تعبیر شهید ثانی را به کار می‌برم. مستحبی که این خطیب خودش اهل نماز اول وقت باشد. همه نمازها را اول وقت بخواند، مراعات بکند وقت‌ها را. موعظه‌اش بیشتر در دل‌ها بنشیند. حرفش تأثیر بیشتری داشته باشد. و مستحبی که با عمامه، با امام... حالا امام اصلش درست است. با عمامه خطیب خطبه بخواند. چه در تابستان، چه در زمستان، فرقی نمی‌کند. چون پیغمبر اکرم این را انجام می‌دادند. و تحت‌الحنک را در بیاورد. عبا داشته باشد. یعنی تحت‌الحنک بیندازد. عبا بیندازد. بهترین لباس‌هایش را بپوشد. عطر استفاده بکند. این‌ها همه مستحب است. و مستحب است که به یک چیزی هم تکیه بکند خطیب موقع خطبه. حالا یا شمشیر، یا کمان، یا عصا. به یک چیزی از این‌ها. چون همه به تبعیت پیغمبر است.

خب، حالا نماز جمعه به چه نحوی منعقد می‌شود؟ اینجا آن بحث‌هایی که مطرح شد، مطرح می‌شود. بحث‌های مهمی داریم از اینکه... عصا یک وسیله جنگی باشد، الزامی نیست. نه، وسیله جنگی محسوب می‌شود دیگر. کارایی دارد. بدون کارایی نه. می‌خواهیم مجروح جنگی وقتی کسی باشد، این‌ها بخواهند برگردانند، هم با چوب سر کسی می‌شود زد. مجروح را می‌شود با عصا بالاخره ابزاری که در جنگ استفاده می‌شود. در جنگ وایمیستد روبروی دشمن و پیامبر دستشان چیزهای مختلف. پیغمبر شمشیری، کمان.

حالا نماز جمعه اگر بخواهد منعقد بشود، اینجا یک بحث مهمی داریم. عبارت شهید اول یک خط، عبارت شهید ثانی دو صفحه است. در بحث... نیست. حالا ان شاء الله که برسیم بحث را به سرانجام برسانیم. این تیکه تمام بشود دیگر ما در بحث نماز جمعه مطلب خاصی نداریم و سریع مطلب را جلسه بعد ان شاء الله تمام می‌کنیم. دیگر تا آخر فصل ساده مطلبی نیست. این یک تیکه فقط یک خورده مطلب سختی نیست، یک خورده توضیح دارد.

نماز جمعه باید یا به وسیله امام باشد یا با اذن نائب امام باشد یا به وسیله فقیهی باشد که جامع شرایط باشد. اگر بشود بگوییم در حال غیبت می‌شود فقیه نماز جمعه بخواند. پس نماز جمعه فقیه مال غیبت است. اگر قائل به این باشیم که می‌شود فقیه یا می‌شود جمعی صورت بگیرد، یعنی اجتماعی می‌شود صورت بگیرد برای نماز جمعه و آنجا بگوییم که فقیه مثلاً نماز جمعه را بخواند. خب، این مطلب، مطلب یک خط. امام منظور امام معصوم است. ناگاه گاهی نایب خاص داریم، گاهی نایب عام. اینجا برعکس آن چیزی که در بحث ولایت فقیه می‌گوییم، اینجا نایب عام مهم‌تر از نایب خاص است در بحث نماز جمعه. چون نایب خاص فقط گذاشتند برای نماز جمعه. نایب عام گذاشتند برای کلیه امور. یکی‌اش نماز جمعه است. اینجا مطلب فرق می‌کند. آنجا ویژگی‌ها را داشت. نایب عام مهم‌تر از نایب خاص است. نایب عام یک سری کارها حضرت بهش محول کردند، یکی‌اش نماز جمعه است. نایب خاص فقط برای نماز جمعه. این فقط نماز جمعه را گفتیم که فقیه جامع شرایط. جامع شرایط برای چی؟ برای فتوا. یعنی برای فتوا دادن همه شرایط را دارد. خب، پس این هم می‌تواند نماز جمعه را بخواند. فقیه، نایب عام به معنای ولایت فقیهی‌اش. نایب عام به معنای ولایت فقیهی، نه به معنای نماز جمعه‌ای. در نماز جمعه‌ای در ولایت فقیهی، نایب خاص بالاتر از نایب عام است. خب، در ولایت بحث ولایت فقیهی چی می‌گفتیم؟ می‌گفتیم آقا فرمودند که: "انظروا الی رجل قد روی حدیثنا" (نگاه کنید کی از ما حدیث نقل می‌کند). بروید او را مثلاً فقیه از این عالم دینتان ازش بگیرید. خب، بر همین اساس ما می‌توانیم فقیه را امام جمعه قرار بدهیم. ویژگی اهل بیت فرمودند: "دینتان را ازش بگیرید. معالم بگیرید ازش. استفاده کنید. احکام ما را ازش بگیرید." این را می‌توانیم به عنوان امام جمعه هم نصب کنیم. هم این روایت که خواندم هست، هم مطالب زیادی که در بحث ولایت فقیه بزرگان آوردند، مرحوم عراقی، حضور حضرت امام آوردند، دیگران لباسش را جمع کردند و مفصلی کردند در این باره.

اگر امام حاضر باشند، اینجا نماز جمعه فقط باید با حضور حضرت باشد یا با حضور نایب خاصشان باشد که برای نماز جمعه نصب کردند یا شاید بشود گفت که نایب عام. یعنی نایب عام را هم اینجا شهید ثانی می‌فرمایند که می‌شود نایب عام را هم می‌شود در زمان حضور اهل بیت از حضور معصومین داشته باشیم. اگر این‌ها نباشد، نماز جمعه خود اهل بیت معرفی نکردند یا نایب خاص یا نایب عام. اینجا دیگر نماز جمعه‌ای نداریم و این موضوع و وفاقه، هیچ شکی هم درش نیست. همه هم تا اینجایش هم‌نظرند. بحث سر دوران غیبت است که اصل بحث اینجاست. نماز جمعه در دوران غیبت چی می‌شود؟ می‌شود فقیه بخواند؟ عرض کنم که در زمان غیبت، اختلاف فقها درباره اینکه نماز جمعه واجب یا حرام است وجود دارد. اختلاف نظر. مرحوم شهید اول اینجا واجب دانستند. فرمودند که: "اگر فقیه امام جمعه باشد، کفایت می‌کند." دیگر یا فقیه دیدی که فقیه را گفتند. فقیه را به عنوان امام جمعه مطرح کردند. نشان می‌دهد که نظرشان این است که در حال غیبت هم می‌شود نماز جمعه خواند. واجب دانستند فقیه که در دوران... پس فقیه مال کیست؟ مال دوران غیبت است. شهید اول قائل به وجوب نماز جمعه بودند. حالا وجوب یا وجوب عینی یا وجوب تخییری یا تأییدی بفرمایید. پس اینجا اذن امام هست. امام اذن دادند. فقیه را یک اذن عام می‌دادند. البته از این معلوم نیست. چون شهید اول گفته: "امام." نه دیگر. همین که اهل بیت ما را به فقها ارجاع دادند برای کارهای مهم‌تر از نماز جمعه، ارجاع دادند. گرفتن آخرت و احکام کلیه و فلان و عقاید و این‌هاست. امر جزئی‌تر هم حتماً اجازه است. استدلالاتش سر جای خودش مطرح است. بحث خود شهید اول که تا اینجا واجب دانستند. دلیلش چی بود؟ می‌گوید چون همه فقها اجماع دارند که اجازه امام هست. اجازه امام شرط تحقق نماز جمعه است. این هم اینجا داریم. اجازه امام به چه نحوی است؟ همین که گفتند از فقیه. شهید دوم، شهید اول کتاب دروس. آنجا به همین قول وجوب تصریح هم کرده. اینجا وجوب را نگفته، ولی آنجا وجوب را هم ذکر کرده.

برخی از فقها گفتند که در نماز در عصر غیبت نماز جمعه واجب است. حتی اگر فقیه نماز جمعه را به پا نکند، غیر فقیه هم می‌شود امام جمعه باشد. چرا؟ چون ادله اطلاق دارد. نماز جمعه برگزار کنید. نماز جمعه، ادله اطلاق خصوص فقیه و این‌ها را قید نزنید. یک آدم عادل پیدا کنید. نماز جماعت قید فقیه ندارد که طرف امام جماعت باشد. تا اینجا دیدیم که شهید اول فقیه را امام جمعه می‌دانستند. اگر ما بخواهیم نماز جمعه را حتماً قید بزنیم به اینکه امام یا نایب امام باید امام جمعه باشد، این مال کیست؟ مال زمانی است که یا امام حضور دارند یا دسترسی به امام داشته باشیم. پس مال همیشه نیست. حالا اگر ما حضور امام را نداشتیم یا دسترسی به امام نداشتیم، اینجا هنوز عموم آن دستوراتی که ما داشتیم درباره نماز جمعه سر جای خودش هست. "نماز جمعه بخوانید. به این نحوه‌ی پنج نفر باشید. این شکلی باشد. با امام یا غیر امام." خب، ما امام از خود امام بپرسیم. اگر امام نداشتیم، دستور سر جای خودش هست. در مورد توجیه و شرط هم نیست که در زمان غیبت امام، امام جمعه باشد یا نایب امام، امام جمعه باشد. وقتی غیبت است، بله، غیبت است. احسنتم.

حالا اینجا شهید اول هم در کتاب "البیان" ظاهراً نظرشان به همین است. چون که بیشتر فقها نظرشان این است که اجتماع مردم ممکن باشد. یعنی مردم بتوانند حول یک امام جمعه‌ای جمع بشوند. همین کفایت می‌کند. بتوانند نماز جمعه را بخوانند و نماز جمعه دیگر تعبیر ایشان: "امکان اجتماع." اگر اجتماع ممکن باشد، یعنی دوران تقیه نباشد، حکومت جائر و طاغوت و این‌ها نباشد، بتوانند جمع بشوند، فقیه هم می‌تواند بخواند. این تعبیر شهید اول. به امام خیلی کار ندارند، به جمع کار دارند که این جمع می‌شود محقق بشود یا نه. حالا امام درستش می‌کنیم. علوم ادله سر جای خودش هست. نماز جمعه می‌شود بخوانیم و فلان و این‌ها. معارض ندارد که حالا ما مثلاً امام باید باشد یا نایب امام باید باشد. آن‌ها را کار نداریم. اصل امکان اجتماع را بیشتر تکیه می‌کنند.

حالا یک سؤال این وسط هست. در همین بحث وجوب که هنوز هستیم. خیلی فقها گفتند که نماز جمعه در عصر غیبت جایز است. خیلی فقهای دیگر گفتند نماز جمعه در عصر غیبت مستحب است. نماز ظهر می‌نشیند. چه جور می‌شود یک امری که جایز است یا مستحب است به جای چیز واجب بنشیند و اجزا ازش داشته باشد؟ مگر می‌شود من با یک امر جایز یا یک امر مستحب امر واجبی از من برداشته بشود؟ این چه جور می‌شود؟ فقها گفتند که اجماع بر این است که نماز جمعه در عصر غیبت واجب عینی نیست. واجب عینی نیست که شما حتماً همه باید نماز جمعه بخوانند. در دوران امام معصوم. راجع به این، در عصر غیبت واجب عینی نیست. اگر خواندی، جایز است یا مستحب است. درست شد؟ پس آنی که می‌گوید واجب، واجب تخییری می‌گوید. نه، واجب عینی در عصر غیبت. بهتر است شما نماز جمعه بخوانید. چرا؟ چون نماز جمعه واجب تخییری است. یعنی مخیری بین نماز جمعه و نماز ظهر، ولی بهتر است نماز جمعه بخوانیم. خب، وقتی واجب تخییری شد، واجب است دیگر. یعنی مستحب عینی، واجب تخییری. روشن شد؟ مستحب یعنی در مورد خود عینش مستحب است. عین به فرد فرد تعلق می‌گیرد. بین چند تا چیز نسبت به این کلاس وجوب عینی دارد که این کلاس شرکت کند. در مورد این استاد و آن استاد و آن استاد واجب تخییری. آفرین. درس راجع به عینی استادش واجب تخییری. گاهی من می‌گویم آقا اصل درس واجب تخییری. این استاد مستحب عینی. روشن. یعنی اصل این درس اگر خواستید می‌توانید شرکت کنید یا می‌توانی نکنی. اگر واجب تخییری بشود، اصل اینکه عرض کنم خدمتتان که شما این را این کلاس شرکت کنی یا آن یکی درس شرکت کنی. یعنی شما مثلاً لمعه بخوانی یا مثلاً تحریرالوسیله بخوانی. بین این دو تا واجب تخییری داری. ولی نسبت به تحریرالوسیله مستحب عینی داریم. مثلاً. یعنی من در مورد این می‌گویم که آقا این کار بهتر است انجام شود. پس ما درباره نماز جمعه وجوب تخییری داریم با مستحب عینی. آن استحباب مستحبش به این نحو است. یعنی اصل وجودش سر جایش هست. واجب هست. مستحب آمده روی خود این کار، به این کار تشویق مضاعف، تأکید مضاعف کرده. یعنی افضلیت دارد نسبت به نماز ظهر. ساده و بدون پیچیدگی بخواهیم بگوییم، دو تا آفرین. باریکلا. آن بهتر است به این معنا نیستش که یک مستحب است. در انجام دادن این نسبت به آن است. جانشین شدن این به جای او که این مستحب است او واجب است. خوب و بد. همه افراد واجب تخییری می‌شود این جوری باشد. برخی از افرادش مثلاً بعضی‌های دیگر رژیم تخییری این شکلی. شما واجب تخییری داری که یک عبد آزاد کنی یا ۶۰ روز روزه بگیری یا ۶۰ تا فقیر کنی. ولی بهتر از همه چه است؟ یک فردش از همه بهتر است. بهتر است که نماز جمعه انجام بدهیم. ولی واجب مخیری. واجب تخییری نماز. پس اینجا نیت وجوبی می‌کند دیگر نمازگزار. نماز جمعه به نیت وجوب می‌خواند. نیت وجوب می‌کند. پس مشکل حل و مجزی است. اجرا دارد از نماز ظهر.

اینجا یک بحث دیگری داریم در ادامه همین مطلب. خب، این‌هایی که می‌گویند اشکال دارد، یعنی خارج از این بحث. بله، ما الان همه بحثمان در فرد این است که واجب باشد یا جایز باشد در عصر غیبت. یک مسئله دیگر جایی گیر پیدا می‌کند کار ما که اینجا خیلی مسئله اختلاف از اینجا شروع شده. بحث همین بحث وجوب تخییری را شهید ثانی می‌فرماید که از همین جا اشتباه شروع شده و برخی قائل شدند به حرمت نماز جمعه در عصر غیبت. خب، مسئله از کجاست؟ بحث سر این است که فقها آمدند گفتند: "آقا وجود امام یا نایبش شرط است برای اینکه نماز جمعه واجب بشود." شرط وجوب. یعنی تو وقتی امام نباشد یا نایبش نباشد، آفرین. وجوب اصلاً ندارد دیگر. بعد آمدند گفتند که خب، زمان غیبت چی؟ زمان غیبت که امام نیست یا نایبش نیست. اینجا اختلافات شکل گرفته. واسه همین برخی گفتند که حرام است در عصر غیبت. آن اجماع، اصل اجماع که در ذهنتان بود، اجماعش به چی بود؟ اجماع به اینکه شرط وجوب نماز جمعه این تیکش یک تیکه فنی است. این حل بشود دیگر بحثمان تمام شده. شرط وجوب نماز جمعه حضور امام یا نایب امام. درست شد؟ این چه است؟ به ذهن می‌آورد. چه توهمی ایجاد می‌کند؟ توهمش این است که فقیه اگر باشد این وجوب نمی‌اندازد. یعنی شرط وجوب نماز جمعه فقیه نیست. درست است؟ این به ذهن می‌آید. در صورتی که این معنایش این است، آن معنی آن اصل وجوب که می‌گوید حضور امام به امام، معنایش این است که اگر امام حضور داشتند و بین اینکه واجب تخییری نیست، واجب عینی و امام باریکلا. پس بحث ما در همان وجوب عینی و وجوب تخییری است. می‌گوییم آقا شرط وجوب عینی نماز جمعه حضور امام یا نایب امام است. شرط وجوب تخییری نماز جمعه که نیست. ما فقیه. نه، فقیه اصلاً فقیه هم نداشته باشیم. بیا عادل معمولی. وجوب تخییری نماز جمعه که سر جای خودش هست. بله، اگر نماز جمعه بخواهد واجب عینی بشود، امام باید باشد، نایب امام باید باشد. ولی الان وجود تخییری سر جای خودش است بدون اینکه امام باشد یا نایب امام باشد یا حتی فقیه باشد. اصل از بین نمی‌رود. پس از اینجا دعوا شروع شده. خلط شده بین وجوب عینی و وجوب تخییری. آقا می‌گوید تا نباشد واجب نمی‌شود. خب، چرا واجب نمی‌شود؟ واجب عینی تخییری. جمله‌ای بحث می‌کنیم که فقیه گفته، آن عبارت که به عنوان این بود که یک نظر. اصل اجماع که خب محقق است. همه فقها این را گفتند. یعنی درش شکی نیست که اگر یعنی برای وجوب نماز جمعه امام باید باشد. در این شکی نیست. ولی این یکی از ادله ماست. اجماع به چی تعلق گرفته؟ وجوب عین، وجوب تخییری. شاهدی بود، یعنی نظر شهید اول به عنوان برخی از فقها، ولی اصل مبحث درش شکی نیست. اجماع همه فقها هست که برای وجوب امام یا نایب امام باید واجب بشود. چه جور وجوبی؟ آقایونی که می‌گویند حرام است، از این جمله استفاده کردند. می‌گویند آقا اجماع می‌گوید برای اینکه امام باشد، پس حرام است الان در عصر غیبت. نخیر. اجماع می‌گوید برای اینکه واجب بشود به نحو واجب عینی، انتخاب امام جمعه در چیز می‌شود. وجوب جابجا می‌شود. بله، آفرین. نسبت به امام. باریکلا. احسنتم. این حرف حرف ضعیفی است دیگر. این‌هایی که می‌گویند حرام است و فلان و این‌ها که توضیحاتی که دادیم به این دلیل حرام است. واجب می‌گوید شرط واجب این است که امام باشد یا نایب امام باشد. پس الان حرام است. این ضعیف است. چون شرط فقیه وقتی باشد که شرط محقق شده. یعنی به عنوان یک کسی که معذون از جانب امام است. اذن عام دارد از جانب امام دیگر. این شرطی که شما گفتی را در زمان غیبت قبول نداریم. یعنی وجوب امام یا نایب امام. این‌ها ما در روایتی نداریم که به امام مثلاً فقط امام در خواندن نماز جمعه که به امام یا به امام نگفته برای وجوبش. بله، امام جمعه‌اش که ما دلیل نداریم که فقط گفته امام یا کسی که از جانب امام تعیین شده برای حکم. آقا هر فقیه هر جایی می‌تواند نماز جمعه را انجام بدهد.

حالا برسیم. در این پنج دقیقه من این بحث را هم اگر بتوانم بگویم، این مبحثمان دیگر تمام می‌شود. جمله خیلی جالبی شهید ثانی اینجا دارد که اصلاً خیلی انسان تعجب می‌کند. حالا برسم این جمله را بگویم. ما اگر اجماع نداشتیم بر عدم وجوب عینی، من می‌گفتم که واجب عینی است. حتی غیبت واجب عینی نیست. شهید ثانی. پس آقا ما آن اجماعی که آمدیم گفتی مطرح کردیم، آن اجماع مختص به زمان حضور بود. یعنی وجوب عینی. وجوب عینی می‌شود کی؟ فقط به امام یا نایب امام باید اقتدا کرد برای نماز جمعه وقتی که زمان حضور باشد. در مورد زمان غیبت، اختلافی است. فقیه هم بشود امام جمعه باشد یا نباشد. این دیگر می‌شود محل اختلاف. پس نمی‌شود اجماع را دلیل کرد برای اینکه آن شرط در زمان غیبت هم هست. مطرح کنی بگویی آقا اجماع گفته که فقط امام یا نایب امام. شما نماز جمعه بخواهی در حضور بخوانی حتماً کسی از جانب امام اذن داشته باشد. ائمه جمعه، آن‌ها از مظلومیت امام. حالا ولی بحث این است که... ولی بحث این است که در عصر غیبت که ما نمی‌توانیم آن حرف را بزنیم. بگوییم حتماً یا امام یا کسی از جانب امام اذن داشته باشد. ثانیاً سوره مبارکه جمعه "فسعوا الی ذکر الله" فلان و این‌ها مطلق گفته. نماز جمعه را بدون شرط واجب کرده. اطلاقش هم خیلی تشویق زیاد دارد. از جهات زیاد هم تأکید شده. روایات زیادی هم بر وجوب نماز جمعه داریم بدون اینکه این شرط را گفته باشند که امام باشد یا نایب امام باشد و این‌ها. گفته کسی سه تا نماز جمعه نرود، نمی‌دانم منافق است، نمی‌دانم فلان است. روایات عجیب غریب مفصلی که در مورد نماز جمعه داریم، حج فقه مطرح کردند که نماز جمعه پشت امام، نماز جمعه پشت نایب امام، پشت معذون از جانب امام. این حرف‌ها را ما نداریم. اصل نماز جمعه را روز جمعه گفتم. روز اجتماع مردم باید جمع بشوند. یک روز در هفته بگذارند برای یاد گرفتن احکام دینشان. جمجمه‌شان باید باشد. روز جمعه، روز یادگیری احکام دین است. اگر کسی ببینم این جوری نیست گردنش را می‌زنم. خلاصه این‌ها همه دلالت بر این دارد. یعنی اصل قید این را نزده که حتماً باید امام باشد یا نایب امام باشد. حتی دلالت بر شرط بودنشان هم خیلی در روایت ندارد. یعنی اصل حضور امام حتی شرط این برگزار بشود نیست. در روایات نیست. آیات که هیچی نشده. البته نیستش که حالا دیگر عصر غیبت هر کی هر کی باشد. همه جا همین جور. اصل شرایط دیگرش هم باید مراعات بشود. یعنی آن اجتماع باید صورت بگیرد. صلوات بر اهل بیت، صلوات بر پیغمبر، بر معصومین انجام بدهد. باید شرایط به نحو باشد که امام جمعه بتواند. بتواند صلوات برایشان بفرستد. یک عصر تقیه نباشد. حالا اشکالی ندارد. بعد از اسم اهل بیت اگر بخواهد اسم بقیه را هم بگوید. اگر بخواهد این فوت بشود، اصل نماز جمعه فوت شده. نکته مهم: یکی از این‌ها نشود محقق بشود. به هر دلیل اصل نماز جمعه دیگر برگزار نمی‌شود. پس فقط صرف اینکه حالا امام جمعه فقیه باشد یا غیر فقیه، آن مهم نیست. این‌ها باید باشد. تقیه اذیت، اضافه کردن اسم غیر اهل بیت، کم کردن این اجماع. اگر نبود من فتوا می‌دادم به اینکه واجب عینی است. حداقلش این است که بگوییم واجب تخییری است و مستحب عینی.

آخر مطلب تمام شده دیگر. فردا دیگر بحثمان خیلی ساده است ان شاء الله. فقط این یک نکته گفتم امکان اجتماع داشته باشد. البته همین که وجوب تخییری است خب خیلی‌ها را اجازه داده که فرار کنند دیگر. بله دیگر. ولی عمق حدیث "سه بار اگر کسی نماز جمعه شرکت نکند منافق است." این خب، خب تازه این در کنار آن است که فرمایش بزرگواران این است که اگر واجب عینی باشد، اگر اگر واجب عینی باشد که اگر یک هفته نروی منافقی. یک هفته بعد نشان می‌دهد که یک جوری انگار واجب تخییری است. خود جهتش هم به سمت واجب عینی است. یک هفته‌اش مثلاً یک جاهایی سخت‌گیری یک خورده کم کردیم که حالا کسی مشکلی داشت نتوانست. این‌ها آن جور شدید و غلیظ نگفتیم که حتماً. ولی پس این یک جمله عبارتم را تمامش کنیم دیگر. "امکان اجتماع در غیبت." این عبارتی که شهید اول داشتند: "امکان اجتماع داشته باشد." می‌فرمایند که یعنی مردم بتوانند جمع بشوند دور امام عادل. یک امام جمعه‌ای که عادل باشد. چون این اجتماع معمولاً در زمان اهل بیت رخ نمی‌داده است. یعنی این جور نبود. اگر اهل بیت داشتند حتماً نماز جمعه تشکیل می‌دادند. ولی چون این اجتماع را نداشتند نماز جمعه تشکیل نمی‌دادند. اجتماعی معمولاً دورشان صورت نمی‌گرفت. همین هم بوده که اهل بیت می‌آمدند در نماز جمعه‌ها شرکت می‌کردند. بعد به آن نماز جمعه اکتفا نمی‌کردند. یعنی ائمه در نماز جمعه مثلاً تواغیت شرکت می‌خواندند. برخی فکر کردند به خاطر این است که چون امام جمعه از جانب امام معصوم نبوده، حضرت نماز جمعه نمی‌دانستم. از این جهت نیست. از جهت اجتماع اذیت اینکه اجتماعی نداشتند و نماز جمعه برایشان محقق نشده بود. علنی باشد. یک فضایی باشد که بتوانند نماز جمعه بخوانند. سخنرانی باشد. بتوانند اسم اهل بیت را تک تک بیاورند. نماز یک .... دو تا فقیه داریم. برویم سراغ یک دانه. اجتماع باید باشد. به فاصله دو فرسخ باید یک دانه اجتماع. هر دو فرسخ اجتماع. ما این مطلب به ذهنمان نیاید که اگر ائمه به آن نماز جمعه اکتفا نمی‌کردند، امام از جانبشان معذور نبوده. از جهت اینکه خودشان اجتماع نداشتند و نماز جمعه محقق نشده بوده. شرط نماز جمعه محقق نشده. لذا این‌ها نماز جمعه نمی‌دانستند. شهید ثانی این مطلب را اشاره می‌کنند.

مطلب بعدی دیگر این است که نماز جمعه به چه نحوی؟ همین که باید پنج نفر باشند و بعد فاصله دو تا نماز جمعه و این‌ها دیگر مباحث بعدی و نماز جمعه از کیا ساقط است؟ ان شاء الله جلسه بعد.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

محبوب ترین جلسات شرح لمعه

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00