شرح لمعه

جلسه سی و دوم

شرح لمعه . 1393/07/27
00:50:36
2

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.

یک نکته‌ای را فقط درباره نماز جمعه عرض کنم. ما یک تعبیری به کار برده بودیم. زیاد رفتم فکر کردم که این تعبیر ما ناقص به کار می‌رفت؛ یعنی به ذهنم آمد که ما این را این‌جوری می‌گفتیم اشتباه می‌گفتیم. یعنی سهواً اشتباه می‌گفتیم. جا بیفتد بحث وجوب عینی و تعیینی. وجوب عینی؛ ما می‌گفتیم که نماز جمعه، وجوب عینی داشته باشد تا این احکام و این‌ها. منظور این است که وجوب عینی تعیینی داشته باشد وگرنه وجود عینی که دارد در برابر کفایی است. وجوب تعیینی در برابر تخییری است.

وجوب عینی یعنی بر فردفرد واجب باشد. اگر هر کس انجام دهد از دیگری برداشته نشود. واجب کفایی یعنی اگر تعدادی، جمعی انجام دهند، دیگران لازم نیست انجام دهند. نماز جمعه راجع به کفایی که نیست. راجع به، در کنارش وجوب عینی حالا یا تعیینی یا تخییری است. تعیینی یعنی همین و جز این نیست. تخییری یعنی همین و جز این هست. حالا عینی بودنش که سر جای خودش. آن روایاتی که مثلاً بحث سفر و آن احکام و فلان و این‌ها شاید ناظر بحث وجوب عینی بودنش است که چون واجب عینی است، حالا یا تعیینی و تخییری فرقی نمی‌کند، در هر صورت نباید بعد از زوال سفر برود. در هر صورت آن جور احکام مختلفی که بار می‌شد، همه به این برمی‌گردد که چون واجب عینی است؛ یعنی وجوبش بالاخره سر جای خودش هست.

عرض کنم که از آن طرف خب یک‌سری چیزها یقیناً برمی‌گردد به تعیینی و تخییری بودنش؛ یعنی مسلماً اگر طرف مُخَیّر باشد بین نماز ظهر و نماز جمعه، یک‌سری چیزها برایش راحت‌تر است، یک‌سری شرایط برایش گسترده‌تر. حالا بحث، بحث مهمی و دامنه‌داری است. بحث نماز جمعه، بحث خب بالاخره خیلی مهم است. ما در همین مقدار کفایت کردیم و از کنارش گذشتیم.

«نماز آیات» این را هم که خب مطرح شد. امروز بحث نماز آیات، بحث خیلی مهم است. در نماز آیات یکی اسباب نماز آیات را می‌خواهیم بحث بکنیم. یکی واجبات نماز آیات را می‌خواهیم بگوییم. یکی مستحبات نماز آیات را می‌خواهیم بگوییم. ان‌شاءالله بحث دیگری که داریم این است که اگر نماز آیات با یک نماز واجبی هم‌زمان شود، آن‌جا چه کار می‌کنیم؟ کدامش مقدم می‌شود؟ بحث اینکه می‌شود روی مرکب نماز آیات به جا آورد یا نه؟ این هم یک بحث دیگر ماست. بحث اینکه نماز آیات قضا دارد یا نه؟ این هم بحث دیگر ماست که این‌جا گفتند که اگر نماز آیات قضا شده، غسل کند، حالا یا وجوبی یا استحبابی. برخی قائل به وجوبش شده‌اند. برخی قائل به استحبابش شده‌اند.

به این مناسبت، مرحوم شهید، یک بحثی هم در مورد غسل می‌کند. از همین‌جا خلاصه یک گریزی می‌زنم به بحث غسل. غسل‌های مستحبی که غسل کجاها مستحب است؟ زمان‌های مختلفش را می‌گویند که یکی ایام استحباب غسل همین امروز روز مباهله که ایشان مطرح می‌کنند و غسل‌های مکانی، زمانی و این‌ها که به این مناسبت آخر بحث نماز آیات مطرح می‌شود.

اول که نماز آیات را گفتیم. آیه به چه معناست؟ جلسه قبل توضیحش را دادیم. آیاتی که باعث وجوب نماز آیات می‌شود. مرحوم (شهید اول) کسوف بود. بله کسوف و خسوف و زلزله. شهید اول فقط همین زلزله و باد سیاه و زرد به هر مخوف آسمانی، هر چیزی که بالاخره ترس ایجاد بکند و آسمانی باشد. این قیدها را شهید اول زد. باریک‌الله! احسنت! راه افتادند علامت‌های راه افتادن. این چیزی که شهید ثانی مطرح می‌کند و سه تا توجیه برایش می‌آورد. کلمه «کسوفان» گفتم چون بحث‌های لغوی و این‌هاست. الحمدلله ذهن آماده است. کسوف خورشید و کسوف قمر؛ یعنی در واقع خسوف قمر. حالا چرا گفتم کسوفان؟ خب کسوف و خسوف باید می‌گفت. از این جهت که از باب غلبه کوتاه بگویم. یکی اینکه کسوف بر خسوف غلبه دارد یا اینکه از باب حقیقت؛ یعنی خب خسوف هم وقتی می‌شود قمر که نور از خودش نداشته، از خورشید داشته. اصلاً معنی حالا عرض می‌کنم کسوف یعنی اینکه ماه بین زمین و خورشید قرار بگیرد. گرفتگی ماه بین زمین و خورشید بیاید. می‌شود کسوف. زمین بین خورشید و ماه بیاید می‌شود خسوف. اینکه گفتند کسوفان یا از جهت تغلیب است؛ یعنی کسوف را بر خسوف غلبه داده‌اند یا از این جهت است که از خورشید گرفته است. پس لذا گرفتگی را هم باز به خورشید نسبت می‌دهند. الف‌لام «الکسوفان» هم الف‌لام عهد ذهنی است. شاید کسوف برای ماه می‌شود؛ یعنی در کسوف، در اصل ماه بین خورشید و زمین قرار می‌گیرد. آن‌هایی که در زمین هستند خورشید را نمی‌بینند و در خسوف، زمین بین ماه و خورشید قرار می‌گیرد و آن‌هایی که در ماه هستند. در هر دو صورت کسوف، مانع برای دیده شدن است. خورشید باید اثبات بکنیم که کسانی در ماه هستند. پس فقط هم خورشید و ماه باید بگیرد. سایر ستاره‌ها اگر بگیرد، این کسوف محسوب نمی‌شود یا آفتاب به وسیله ستاره‌ها بخواهد بگیرد. آفتاب به همین وسیله باید بگیرد؛ به وسیله خورشید و آفتاب گرفته باشد. آفتاب‌گرفتگی، زلزله، تکان‌خوردن شدید زمین، سیاه و زرد گفتیم مخوف آسمانی. یک تاریکی سیاهی بیفتد یا هوا زرد شود یک‌دفعه بدون اینکه باد بیاید. در برخی شهرها یک‌دفعه این‌جوری شد. ما یک وقتی نزدیک سیستان و بلوچستان بودیم به سمت کرمان و این‌ها، یک‌دفعه این‌جوری شد. فضا زرد شد کلاً. آسمان زرد شد و شعاع دید آمد تا ۱۰. بحث این است که باید مخوف برای نوع مردم باشد نه برای شخص. نوع مردم می‌ترسند از. البته من چون آن‌جا پرسیدم. چون پرسیدم که آقا مردم می‌ترسند یا نه؟ مردم خود اینجا ترسیدند یا نه؟ گفتند که آره ترسیدند. در هر صورت باد سهمگین بیش از اندازه متعارف وقتی بیاید، ولو این دو تا رنگ را هم نداشته باشد، نه سرخ باشد نه زرد، نه سیاه باشد نه یک رنگ دیگری اصلاً داشته باشد؛ رنگ سوم مثلاً داشته باشد. بساز قلیله مثلاً عرض کنم که اینجا نماز آیات واجب است. قاعده‌اش چیست؟ قاعده‌اش این است که اکثر مردم بترسند. اکثر مردم یعنی بخش عظیمی از مردم.

حالا چرا ایشان فرمود که اخاویف آسمانی؟ مخوف آسمانی به آسمان نسبت داد. به قول شما زلزله که زمینی است، آسمانی نیست. از باب تغلیب است؛ یعنی خب اکثرش آسمانی است. یک زلزله زمین. تغلیب می‌کنیم قالب را یا از جهت اینکه ما آسمان را مطلق علو بدانیم. بالا نه فلک آسمان، باد زرد و سیاه و فلان و این‌ها می‌شود تغلیب. یعنی همه‌اش بالاست. یک زلزله از پایین است. کلاً مثل لسان مردم که می‌گویند آسمانی است؛ یعنی هر چیز خدایی را می‌گویند آسمانی. چون به خدا ربط دارد، می‌گویند آسمانی. وضعیت ماورایی بودنش از جهت غیرمادی‌بودن آسمانی است. اطلاق نسبتی الی الله تعالی کثیرا. خلاصه مرض آسمانی، بلای آسمانی، رحمت آسمانی. خلاصه این‌ها را چون به خدای متعال نسبت می‌دهند، آسمانی آسمانی. از این جهت بلاها را هم خب نماز آیات واجب است برای همه این‌ها به خاطر صحیحه زراره که از امام باقر علیه السلام نقل کرده. همه این‌ها را دربرگرفته است. صحیحه زراره را حالا بنده این‌جا نوشتم. «حاضر ریاح و ظلم التی تکون، هل یصلی لها؟» سؤال که از امام شده آقا این بادها و تاریکی‌ها و این‌ها که می‌شود، یک وقتی ما نماز بخوانیم برایش؟ «کل اخویف السم من ظلمه اوریهن او فضع فصلی له صلاه الکسف حتی یسک.» هر چه که اخویف آسمانی است، می‌خواهد ظلمت باشد، باد باشد یا ترس باشد، برایش نماز بخوان. نماز کسوف بخوان تا ساکن. حالا «حتی یسک» یعنی بخوان تا ساکن بشود. یعنی این «حتی یسک» قید برای این است که قید برای نماز است. رایحه اجتهاد. خلاصه فضای اصلی شاد همین حرکات این شکلی؛ یعنی این ظرافت‌های ریزه‌کاری که آدم بتواند خوب تفکیک بکند به کدام حوزه برمی‌گردد، به کدام ساعت. به وسیله این صحیح است. حرف کسانی که گفتند آقا نماز آیات مخصوص کسوف است، حرف این‌ها تضعیف می‌شود. خب این باد و ظلمت و این‌ها. یک عده هم که آمده‌اند چیزهای مخصوص اضافه کرده‌اند. فقط باد زرد فلان، مثل شهید اول در الفیه. آن‌ها را هم رد می‌کند چون حضرت چیز مخصوصی نگفتند. مطلق باد، فزع یا مثلاً تاریکی، ترس. خلاصه این‌ها مطلق فرمودند. پس همه را دربرمی‌گیرد و برای همه‌اش هم نماز واجب است.

حالا نماز چه شکلی باید بخوانیم؟ نحوه نماز آیات: نماز آیات دو تا رکعت، هر رکعتش دو تا سجده دارد. پنج تا رکوع دارد. پنج تا قیام دارد و پنج تا قرائت دارد. طرف تسکین پیدا بشود، ساکن بشود. برایش نماز به جا آورده می‌شود. «فصل له صلاه الکسوف» برایش نماز کسوف بخوان تا ساکن. دو رکعت هر رکعت دو تا سجده دارد. پنج تا رکوع، پنج تا قیام، پنج تا قرائت. یک قرائت، قرائت، قرائت. این با نماز عید پس تفاوت نماز عید. نماز عید یک پنج تا داشت. یک چهار تا قنوت. آفرین! اینجا قیام و رکوع و قرائت پنج تا پنج تا. اختلافی که این دو رکعت است یا ده رکعت؟ یعنی هر بار می‌رود رکوع، بلند می‌شود. ۱۰ رکعت می‌شود. خب در نماز آیات نیت واجب، تکبیره الاحرام واجب، حمد واجب، سوره واجب است. رکوع واجب است تا بلند شدن از رکوع. نحوه قیام مطمئن داشته. دو رکعتش پنج تا پنج تا. خلاصه بخواند. پنج پخش باشد با هر تکه یا پنج سوره بخواند یا پنج تکه از سوره بخواند. برای رکعت دوم بلند شود همین کار را. حالا بهترش این است که پنج سوره بخواند؛ یعنی یک حمد، یک سوره، برود رکوع. بلند شود. دوباره حمد و. حالا تفاوت این است که اگر بخواهد سوره‌ای را تکه‌تکه کند و هر تکه‌ای را در ادامه تکه قبلی بگوید، این‌جا یعنی هر آیه‌ای را چون که مثلاً بسم الله الرحمن الرحیم. برخی از برخی سور، بسم الله را جز سوره نمی‌دانند. توحید بسم اللهش را جز سوره نمی‌دانند. شما نمی‌توانی بسم الله بخوانی بروی رکوع چون هنوز آیه نخوانده‌ای. اگر یک سوره را شما دارید می‌خوانی آیه به آیه و می‌روی جلو، اینجا بین یعنی بلند که می‌شوی دیگر حمد نمی‌خواهد بخوانی. یک سوره را کامل می‌خواهی بخوانی. بعد برای هر کدامش یک حمد. این هم باز یک‌سری شعبه‌های دیگر دارد که ان‌شاءالله عرض. در مجموع این بهتر است که شما حمد بخوانی، سوره بخوانی، بروی رکوع. این بهترین است. حمد بخوانی، یک سوره را پنج تکه بکنیم و هر آیه‌ای که خواندی دوباره ادامه‌اش را بخوان. خب و بعد یک سوره تکمیل بشود. باید یک سوره تکمیل. آیه از آل عمران بخوانم یک آیه از فلان بخوانم. این حمد و سوره. سوره خواندن نماز البته این اختلافی است. اگر یادتان هم باشد گفتیم. گفتیم که ولی برخی خود آقای بهجت هم به عنوان یک فرض مطرح کردند. فرمودند که ممکن است اگر یک آیه‌ای باشد که خودش به حد یک سوره است. این‌ها را ما بتوانیم مصطفوی در این کتاب از تحقیق. نظر شما این است که سوره اصلاً همین است؛ یعنی به یک آیه بلند هم سوره گفته می‌شود. از این جهت باطل نیست ولی خب برخی حالا بحث این است که سوره حقیقت شرعیه است یا نیست. این نکته مهم است. سوره آیا حقیقت شرعیه است؟ آفرین! اگر حقیقت شرعیه باشد؛ یعنی در زمان شارع این را وزن کردند برای این معنا. یعنی این سوره که با این بسم الله شروع می‌شود و این‌جوری تمام می‌شود، این یک سوره است. وقتی گفتند سوره بخوان، یعنی همین. اگر حقیقت شرعیه نباشد، سوره به تکه‌تکه هم گفته می‌شود. بحث مهم است.

سر در صورت نماز را می‌توانی به این دو نوع بخوانیم. یا یک سوره کامل یا سوره را تقسیم بکنیم و روی یک آیه‌اش را برای هر رکوع نمی‌خواهد که ما دوباره سوره حمد را بخوانیم. این اگر خواست که تقسیم بخواند، اینجا در قیام اولیه حمد و یک آیه می‌خواند. بعد بقیه آیات ۴ تا قیام بعدی را تکمیل می‌کند. حالا اگر نمازگزار یک حمد خواند، یک سوره کامل را خواند، می‌تواند آیات در رکعات بعدی همان سوره که کامل خواند، دوباره تقسیمش کند. عین رکعت اول در قیام اول حمد را خواند، با سوره رفت رکوع. بلند می‌شود. حمد را می‌خواند با آیه اول آن سوره می‌رود رکوع. بلند می‌شود. دوم سوره. بلند می‌شود. آیه سوم می‌رود. بلند می‌شود. آیه چهارم. پس با این حساب ما سوره توحید که مثلاً پنج آیه نیست، چهار آیه بخوانیم. کل سوره را بخوانیم. حمد و سوره، برویم رکوع. بلند شویم. حمد را دوباره می‌خواهد یا نمی‌خواهد؟ می‌خواهم حمد را می‌خواند با بسم الله الرحمن الرحیم قل هو الله احد. اگر سوره کامل. اگر نکنیم بهتر است. گفت خود این حالتی که حمد را می‌خواند با یک سوره کامل، این بهتر است. نه اینکه حمد خواندن بهتر است. دو مدل می‌شود خواند. اینی که در هر قیامش یک سوره با یک حمد بخوانیم بهتر است ولی اگر دارد سوره کامل می‌خواند، حتماً باید حمد بخواند. اگر سوره کامل نمی‌خواند، حمد ندارد ولی سوره را که شروع می‌کند، باید حمدش را بخواند؛ یعنی قیام اول هم با سوره کامل. قیام دوم سوره شروع کند. حمد با شروع سوره. در قیام‌های بعدی سوره را ادامه می‌دهد. خلاصه پنجمین آیه ما هم در یک رکعت می‌توانیم به این روش‌ها قیام داشته باشیم. در دو رکعت، مدل‌های مختلف داشته باشیم. در یک رکعت فقط حمد بخواند با سوره کامل. در رکعت دوم حمد بخواند با تقسیم سوره یا در یک رکعت در یک قیام حمد و سوره کامل بخواند. در قیام‌های بعدی حمد و تقسیم بخواند. مشکلی نیست.

حالا قاعده کلی‌اش چیست؟ قاعده کلی این است که هر قیامی که سوره کامل خوانده و رکوع می‌رود، واجب است در قیام بعدی دوباره حمد را بخواند. حالا می‌خواهد سوره را با همان سوره کامل بخواند یا اینکه سوره را تقسیم کند. تقسیم سوره به تعبیر شهید، تقسیم. اگر مقداری از سوره را می‌خواهد بخواند، این تقسیم داشته باشد. در قیام بعدی که بلند می‌شود، مخیر است از همان‌جایی که تا حالا خوانده ادامه دهد. یک حالت. یا برگردد از جای دیگر بخواند. من سوره توحید: بسم الله الرحمن الرحیم قل هو الله احد رفتم رکوع. بلند می‌شوم. می‌توانم الله و صمد بگویم. می‌توانم دوباره قل هو الله احد بگویم. می‌توانم برگردم آخرش. لم یلد و لم یولد. درست. ولی دو تا نکته. یکی اینکه اگر ادامه همان را دارد می‌گوید، دیگر حمد نمی‌خواهد. اگر از تکه اول یا آخر دارد می‌گوید، متصل بهش نیست. دوباره حمد می‌خواهد و نکته بعدی این است که بالاخره این سوره باید سر برسد. تمام بشود. سوره تمام بشود. در این رکعت یک سوره خواند. شما می‌توانی حمد را بخوانی با یک آیه از سوره دیگر بخوانی. در قیام اول حمد را خواندم با یک آیه از قل هو الله. بلند شدم. حمد را خواندم. دوباره بعدش قیام بعدی حمد را بخوانم با ادامه آن قل هو اللهی که در قیام اول خوانده بودم. روشن شد؟ به خاطر اینکه البته گفتی ادامه‌اش نیست. فقط وقتی که آیه متصل بهش باشد. فرضش ممکن است در حالتی که من به یک نحوی بخوانم که همه قیام‌ها یک حمدی بخواهد ولی بحث این است که کجا حمد نمی‌خواهد. وقتی که آیه ادامه رکعت سوم تا رکوع سوم تکمیل کردم. حالا رکوع چهارم و پنجم می‌خواهم از آیه رکعت اول. حمد با یک قل هو. رکعت دوم، رکوع دوم یا رکعت دوم، رکوع. رکوع اول حمد با قل هو. رکوع دوم حمد با انا انزلنا. رکوع سوم ولی من یک مثال دیگر می‌زنم که حمد بخواهد. البته باز دوباره وقتی می‌خواهد یک آیه وسط فاصله افتاده. نیازی نیست با مطلب خیلی توضیح. البته آخرش شهید احتمالی هم دارد که در هیچ‌کدامش حمد واجب نباشد. آخر کار ثمره این. ثمره دارد و آن آخرش خیلی تهش جایی را نمی‌گیرد. چه شعریه؟ بحث ادبی و نحوی ولی اینجا بالاخره اختلاف.

خلاصه نماز واجبی است. ساده نیست. واجب. این نماز آیات خیلی شوخی گرفته می‌شود با اینکه در طول سال چند باری واجب می‌شود اما عموماً خوانده نمی‌شود. قضایش به جا آورده نمی‌شود. نمازی که به جماعت می‌شود خواند، کلی آداب دارد. خلاصه بله به جماعت می‌شود. لوازم مهمی است. بالاخره نماز واجب است. از همه مهم‌تر اینکه واجب است. یک رکعت واجب فرمود که اگر فوت شود از قصد نماز آیات نخوانده، بعداً خواست بکند، واجب است. خلاصه یک رکعت نماز به عمد نخوانده. در قبرستان مسلمین دفنش نکنید. نماز هم که افضل واجبات ماست. خیلی چیز مهمی داریم صحبت. آیات نماز، نماز واجب. خلاصه می‌شود. حالا این‌هایی که این‌قدر تقسیم‌بندی اینجا هم می‌خواهد آنجا نمی‌خواهد، تعابیر مختلف از روایات برمی‌گردد. دلیل اصلی این دعواها خود روایت است که آدم را به اشتباه انداخته. قنوتش روایت و روایت هم نقل شده. حالا کتاب‌های شرح که این روایت این‌جوری که حضرت فرمودند، همه ما به مشکل افتادیم که معلوم نیست این ده رکعت است یا دو رکعت. این است که کار برای ما دردسر انداخته. یعنی خود تعبیر روایت گاهی به نحوی است که طولانی بود. عرض کنم که مطلب تقریباً این‌جاها جاهایی که در لمعه معمولاً هم وقت‌گیر است هم ذهن‌ها درگیر می‌شود. مخصوصاً وقتی عبارت خوانده بشود. ما الحمدلله خیلی ساده الان یک خط پاراگراف یک روز حوزه وقت می‌برد. ما در ۱۰ دقیقه تقریباً الحمدلله تمامش.

مستحبات نماز آیات. فقط یک بحث آخری که اینجا بود. اگر نمازگزار رکعت دومش است، دیگر حتماً دیگر حمد دوباره می‌خواهد. دیگر رکعت دوم بالاخره حمد دوباره. اول سوره کامل خوانده در هر قیامی، تقسیم. خلاصه درس‌ها هیچ فرقی. حالا یک بحثی هم که این‌جا این هم یک نکته خیلی قشنگ. آقا من سوره را تکمیل کرده بودم در قیام چهارم رکعت دوم. می‌توانم ادامه همان انزلنا را بخوانم؟ مستحبات نماز آیات اولش قنوت. مسئله‌دانی بالاخره بخشی از اجتهاد خودش. اولین مرحله‌دانی بتواند مسائل را بداند که اصلاً در این مسئله چند تا نظر هست؟ چیا گفتند؟ واجب است؟ حرام است؟ قوت و ضعف استدلال. در قیام‌های مزدوج. قیام‌های مزدوج هر کدامش قنوتش مستحب است. قیام دوم، چهارم، ششم، هشتم، دهم. با این حساب رکعت اول چند تا قنوت دارد؟ ۱۲. رکعت دوم چند؟ رکعت اول دو تا قنوت. رکعت دوم. این هم قبل از رکوع دیگر. قیام دوم قبل از اینکه رکوع برود. همین‌جا مسئله گیر می‌افتد. انگار هر دو رکوع را داریم دو رکعت قرار می‌دهیم. دیگر ۱۰ رکعت است یا دو رکعت؟ چی شد؟ اگر ۱۰ رکعت باشد خب ما می‌دانیم شک در نمازهای دو رکعتی باعث چی می‌شود؟ بطلان نماز. نماز ۱۰ رکعتی باشد، شکش دیگر بطلان نمی‌شود. این یکی از مسائل مهم. وقتی هم که از رکوع بلند می‌شود تکبیر بگوید، این هم مستحب است ولی در دهمی و پنجمی مستحب است که «تسمیع» بکند. در بقیه مستحب است «تسمیع» نکند. تسمیع چی بود؟ خود این باز شاهد بر این است که این‌ها نماز دو رکعتی است چرا؟ چون ما هی تکبیر می‌گفتیم، می‌رفتیم، بلند می‌شدیم این‌ها ولی در پنجمی «سمع الله لمن حمده» گفتیم. دهمی است. پس این خودش باز شاهد می‌شود برای اینکه نماز خوب باشد. در هر یک رکعت یک تسمیع ۶ تا ۹ را انگار تمام نیست. نه اینکه اصلاً هیچی نیست. آن پنجمی که می‌آید تکمیل می‌شود مجموعش با همدیگر. همه مشکلات به خاطر روایت است. اشتباه. یعنی سختی دارد تعبیر روایت به یک نحوی است که خلاصه ما دو تا برداشت ازش. روایت‌ها را راوی دارد می‌فرستد. راوی عیناً دارد عبارت معصوم را می‌گوید یا دارد فهم خودش را هم قاطی می‌کند. خب این‌ها بحثی است که در اصول ازش بحث شده که گفتند امارات به منزله قطع قرار. یعنی ممکن است چند درصدی انتقال بدهیم. قطع صفر درصد احتمال خلاف توش نیست. در امارات که یک وقت عادلی چیزی آمده گفته یک ۱۰ ۲۰ درصد احتمال اینکه اشتباه فهمیده. چیزی از خودش قاطی صفر درصد بگذارد. یعنی همان حسابی که با قطع می‌کنی، با اماره هم همان حساب را داشته باشد که این بحث مفصلی است. چیزهایی که حکم شرعی را برای ما صددرصدی کشف نمی‌کند ولی تا حد زیادی دارد روشن می‌کند که حکم همین است. رندش کنید. بحث بسیار مهم و پرکاربرد و مفصل مقصود در علم اصول که چهار پنج سال درس خارجش تقریباً طول. بحث خیلی چیز کار بکنم که یقین ندارم کلام معصوم است. عیناً آن چیزی که منظور حضرت بوده آیا عبارت را فهمش را نوشته یا عین فرم خود اصل راوی‌اش. بعد بحث درایه این‌ها را هم داریم در کنارش. یک وقتی قرینه‌ای داریم برای اینکه این را دو بار، سه بار، ۱۰ بار، ۲۰ بار برای ما روایت‌ها نقل کرد که این‌ها همه نقل مضمون بود. اعتماد و محرابی سلب می‌شود. فتوایی که از روایت فهمیده را می‌گوید اماره‌ای به حکم شرعی نیست. اماریت ان‌شاءالله. خلاصه ما بحثمان این است که این دو رکعتی شد. آخر نماز یا بیشتر از دو رکعت یا ده رکعت شد و این‌ها که بنا بر عقل بزنیم بر اکثر بگذاریم. در شکیات چه کار بکنیم و این‌ها. خلاصه همه وابسته به این است که اینجا جواب برای آن‌هایی که قائلند به ده رکعت، شک بکنند باطل می‌شود. اگر که دو رکعتی گرفتند. در هر صورت باز هم نروی هر دو رکعت چک بکنی. نیست. ۱۰ رکعت است. مجموع نماز ۱۰ رکعت است. اگر مجموع نماز. تا می‌توانی شک اولش. حالا اگر کسی در تعداد رکوع‌های نماز شک کرده، منشأش هم این است که نمی‌داند نماز آیات دو رکعت است یا ۱۰ رکعت. حالا اقوی به نظر شهید ثانی این است که نماز آیات در مورد حکم شک در رکوع‌هایش، دو رکعتی محسوب بشود. یعنی همه این رکوع‌ها با همدیگر یک رکوع است. درست. همان که عرض شد. اگر شک می‌کند این رکوع را به جا آورده یا نه، از محلش هم نگذشته؛ یعنی مثلاً در سجده ۴ تا الان بلند شد، شک کرد که چهار تاست یا پنج تا. هنوز محلش نگذشته. اینجا برمی‌گردد رکوع را انجام می‌دهد. اگر شک کند که اصلاً کلاً چند تا رکوع به جا آورده، اینجا بنا را بر اقل می‌گذارد. اگر در تعداد رکعات نماز شک کند. پس در بحث رکوع چه بحث بود؟ بحث خلل می‌رسیم ان‌شاءالله. سجده به نماز اضافه بکند یا بنا را بر یک بگذارد یک سجده دیگر برود. این‌ها بحثش بهش برسیم ولی اصل این است در تعداد رکوع‌ها بنا بر اقل می‌گذاشت و اگر شک در از محل نگذشته. اگر در رکعات چک می‌کرد، رکعت اولم یا دومم؟ باطل است. بحثمان تمام شد. سربالایی بحث. حتی یک دانه روایت سه تا مستحب را گفتیم. یک قنوت، یکی تکبیر بعد از رکوع، یکی تسمیع در رکعت در رکوع پنجم و دهم. مستحب دیگر این است که سوره‌های طولانی بخواند. سوره کهف و انبیاء خیلی سفارش شده که امیرالمومنین سوره کهف را خواندند در نماز آیات. قیام این بوده. امیرالمومنین خلاصه سوره انبیاء که با سوره طولانی. شخصیت عجیبی بودند. یک‌جا گفت دو تا چهار رکعت خواندند. همه را مثل سوره توحید این‌ها. یمن رفتند نماز خواندند. سرعت حضرت این‌قدر بالا بود که خلاصه مختلف. حالا سوره‌های طولانی سفارش شده که در نماز آیات خوانده بشود به شرط اینکه شما وسعت وقت داشته باشید. ظاهراً آن اوج حالشان دوام نبوده. حال عَدَد دوام داشتم ولی شدت و ضعف هم داشته. وسعت وقت یعنی وجوب نماز از اول تا آخر. شما وقتی که کسوف شده در این وقت کسوف مثلاً نیم ساعته، باید در این نیم ساعت نمازت تمام بشود. نه اینکه نمازت در این نیم ساعت شروع بشود فقط. وجوب به شروعش است. البته بستگی دارد دیگر. سوره‌های طولانی پس گفتیم شرطش به وسعت. حالا ما وقت و وسعت و این‌ها را از کجا می‌فهمیم؟ سه تا راه دارد؛ یعنی هم خود وقت نماز که داخل شده. وقت نماز چقدر است؟ از کی تا کی است؟ این سه تا راه. یکی ارصاد است. آدم رصد بکند. یکی اخبار کسی است که قولش مفید ظن غالب است و اهل ارصاد هم باشد؛ یعنی از کلامش بالاخره ارصاد. رصد کردن کسی است که حرفش تا حد زیادی بالاخره برای ما اطمینان می‌آورد؛ یعنی ظن غالب می‌آورد. ۷۰ ۸۰ درصد. از آدم خودش اهل این کار است. اهل رصد و سر در می‌آورد و حرفش هم بالاخره آدم می‌شود بهش اعتنا می‌کند یا اینکه دو تا عادل بگویند دیگر. حالا می‌خواهد اهل رصد باشد یا نباشد. از این وقت تا این وقت و این هم دیگر پس بحثمان تمام می‌شود. پس برای وسعت وقت، داخل شدن وقت، پایان وقت، همه را می‌شود با این سه تا راه. ارصاد مفید یعنی کسانی که حرفشان مفید ظن غالب باشد یا دو تا کسی که قولش مفید ظن. از قولش می‌شود ظن غالب. خود شما. اونی که مفید است ظن غالب. او ارصاد می‌کند به شما خبر می‌دهد یا خودت ارصاد کنی. اهل رصد بشوی. تشخیص بدهی یا اینکه دیگری که اهل رصد تشخیص. نکته‌ای که هست این است که اگر وسعت وقت دارد، سوره طولانی مستحب است. وقت ندارد، سوره کوتاه. از اینکه یک وقت وقت از این جهت که سوره نمازش خارج از وقت، خصوصاً که ما اینجا درباره کسوف دو تا نظریه داریم. یکی این است که وقتی کسوف شروع می‌شود، وقت وجوب نماز شروع می‌شود تا اینکه انجلاء کامل صورت بگیرد. کاملاً دیگر باز بشود. درست؛ یعنی کامل کامل که باز شد، دیگر هیچی. سر سوزنی آخرش که رفت، دیگر وقت وجوب برداشته شده. شروع انجلاء باعث تمام شدن نماز می‌شود. انجلاء دارد شروع می‌شود. یک رگه‌ها، یک پرده‌ای هست هنوز کنار خورشید نگاه می‌کنی. شروع انجلاء یعنی دیگر دارد تمام می‌شود. کامل باید ماه جدا شده باشد. خورشید کامل معلوم است. در این یکی هنوز یک رگه، یک پرده‌ای هست. شروع انجلاء خب وقتش خیلی کمتر است دیگر. اگر مبنا بر شروع انجلاء باشد، وقت نماز کمتر است و اینجا سوره طولانی هم دیگر استحبابی. پرده رفت کنار. حالا یا ابتدایش یا انتهاش. اگر ما قائل به این بشویم که انجلاء کامل صورت گرفته باشد، خب آنجا وقت نماز بیشتر و سوره طولانی را هم می‌شود خواند. نظری را محسوس. اینجا پس چون باز شدن کامل قرص امر محسوسی است، وقت نماز هم بیشتر است و سوره طولانی هم خب قول را. یعنی آقایان اختلاف نظر هست که تا آخر انجلاء یا ابتدای. خب از مستحبات دیگر آخر نماز آیات این است که به جهر خوانده بشود. مستحب هرچند که نهاری هم هست؛ یعنی نهاری اگر یادتان باشد در بحث قرائت داشتیم که اگر نهاری باشد، لیلی باشد، جهرش بهتر است. نماز یک وجهی که بالاخره شباهت با نماز صبح دارد، از این جهت جهرش بهتر است. اشکالی و در جمعه و عیدین هم جهرش مستحب است. استحباب اجمالی دارد. آره. یعنی بهتر است که شما یعنی هیچ اختلافی درش نیست که مستحب است که اصلش واجب. شرایط وجوب نماز جمعه را نداشت. نماز عید. نماز عید اصلش نه. اصلش واجب است. اگر شرایط وجوب نماز جمعه را داشت، استحباب راجع به تخییری. نماز عید اگر شرایط وجوب نماز جمعه را نداشت، می‌شد مستحب. مستحب مال وقتی که شرایطش نبود؛ یعنی امام نبود، نایب امام نبود. شرایط وجوب در خود ادای نماز ولی اصل وجوبش جماعت باشد. جماعت یعنی وجوب تعیینی جماعت به چه شکل بگیرد، بشود ارکان نماز را هم به جا آورد؛ یعنی بدون تقیه و فلان و این‌ها بتوانند چند اسم و اینکه امام باشد. ۵ تا مال خود نماز بود. در نماز بود. یعنی آن مال خطبه‌ها بود که ۵ تا بود. حمد و ثنا و چه و چه. آن ۵ شرایط بیرونی‌اش این چند تا بود که عرض کردم. اگر نماز آیات با نماز واجب با هم همزمان بشوند. نماز آیات. نه هنوز باز یک خرده بحث. الحمدلله رب.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

محبوب ترین جلسات شرح لمعه

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00