شرح لمعه

جلسه سی و چهارم

شرح لمعه . 1393/07/29
00:44:09
3

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
**بسم الله الرحمن الرحیم**

**فصل ششم: مفهوم صلات**

شهید اول یک سری نمازهایی را ذکر فرمودند. نماز جمعه را مطرح کردیم، نماز عید را مطرح کردیم، نماز آیات را مطرح کردیم. چند تا نماز دیگر بحث غسل هم به مناسبت نماز آیات مطرح شد. منظور از صلات منظور نذر و شبه نذر است. کسی که نذر می‌کند، عهد می‌بندد با خدای متعال، یا قسم می‌خورد. حالا عهد و قسم با همدیگر تفاوت دارد؛ ان‌شاءالله در آخرای جلد اول «لمس» عرض خواهم کرد.

حالا گاهی با عهد واجب می‌شود برای انسان. عهد می‌کند که اگر فلان حاجتم را بگیرم، بروم جمکران دو رکعت نماز بخوانم، بروم حرم امام رضا (علیه‌السلام)، بالاسر دو رکعت نماز بخوانم، فلان روز، یا دو رکعت نماز، چهار رکعت نماز برای فلان معصوم می‌خوانم. یا قسم می‌خورد، به خدا قسم نماز می‌خوانم و این‌ها. تابع نذر مشروع خیلی بحث مهمی است که نذر باید مشروع باشد، و در بحث نذر آن‌چه مهم است این است که مشروع باشد؛ نذر مشروع، نذری که راجح باشد. اگر راجح نباشد، مشروع نمی‌شود؛ یعنی یک جنبه ترجیحی باید داشته باشد. اگر شما یک چیزی که رجحان ندارد یا مرجوح است، خودش نذر بهشت بکنی، نذر منعقد نمی‌شود.

مثلاً بنده نذر می‌کنم که (حالا اگر حرام باشد که هیچ) بنده نذر می‌کنم که نماز جمعه نروم، بنده نذر می‌کنم که زیارت نروم، بنده نذر می‌کنم که درس (نخوانم)، بنده نذر می‌کنم که پای سخنرانی ننشینم، ترک مستحبات، چیزهای دیگر که حالا یک وقت‌هایی پیش می‌آید که مرجوح می‌شود. بنده نذر می‌کنم که مطالعه غیردرسی نکنم مثلاً. خب این باید دید که رجحان دارد یا ندارد که نذر منعقد بشود یا نشود؛ مثل آن کسانی که حضرت اباعبدالله الحسین (علیه‌السلام) را به شهادت رساندند که خیلی‌هایشان نذرهای مختلفی کرده بودند به شهادت رساندم که نذر در مسجد ساختن و این‌ها بود؛ که چهار تا مسجد شهر کوفه که اسامی ذکر شده، چهار تا مسجد بزرگ که این‌ها به شکرانه کشتن حضرت اباعبدالله (علیه‌السلام) در شهر کوفه بنا شده، مساجد نماز، شکرانه قتل سیدالشهدا (علیه‌السلام) بنا شده. خلاصه این جور نذرهایی هم بوده.

نماز نذری هم بوده که کسی اگر موفق (شد)؛ مثل خود ابن‌ملجم و دیگران مثلاً شب قدر ضربت بزنیم که ثوابش هزار برابر باشد و نماز شکر بخوانیم و این‌ها. مثلاً نذر می‌کنیم که اگر موفق شدیم. نماز بوده در طول تاریخ، خدا ان‌شاءالله همه‌شان را لعنت کند. در هر صورت، حالا اگر کسی نذر کرد، نذرش دیگر تابع عدد و کیفیت است. چه میزان نذر کرد یا تو کیفیتش، نذر می‌کنم نماز بدون قنوت بخوانم، نماز بدون مثلاً سوره بخوانم؛ به شرط این‌که یک جوری نباشد که دیگر اصل نماز بودنش، صلاحیتش از بین برود. نذر می‌کنم نماز بدون حمد بخوانم، نذرش باطل است. به نماز بدون وضو، شریعت وقتی نداشته باشد باطل است؛ نه نماز مستحبی بدون. اصلاً اگر حمد نباشد، نمازی نیست. اگر طهارت نباشد، نماز نیست. نماز مستحبی هم طهارت. هر نوع نمازی برای این‌که اسم نماز رویش بیاید، طهارت را می‌خواهد و فاتحة الکتاب. حالا استقبال رو به قبله باشد، نباشد. عرض بکنم که حالا تو خود طهارتش هم باز می‌شود مثلاً طهارت ترابی باشد به جای طهارت مائیه، ولی اصلش باید باشد. ولی این‌که حالا قنوت بگیرد، نگیرد، سوره بخواند، نخواند، رکوع برود، نرود، این‌ها دیگر نذرش می‌تواند باشد و اشکالی هم ندارد. عدد مشروع هم اگر نذر بکند نماز یک رکعتی مثلاً طرف نذر بکند که بخواند. خب نداریم.

در صورت این‌ها تابع همان عهدش می‌شود، تابع قسمش می‌شود. چه جور نذری و این قید مشروعی که شهید اول فرمودند. عرض کنم که نمازی که به شکرانه ترک واجب باشد، اگر موفق بشوم مثلاً فلان واجب را ترک بکنم، نماز می‌خوانم. این نماز مشروع نیست. یک نمازی که بر انجام حرام باشد، نماز. پس می‌گوید که یک نماز به شکرانه یا یک نمازی که عهد می‌کنم در یکیش، بعد از وقوع، یکیش نیت به این است که این جور بشود تا نماز بخواند. جفتش غلط شرعی نیست، و یا این‌که دو رکعت نماز با یک رکوع نذر می‌کنم دو رکعت نماز می‌خوانم، این هم مشروع نیست و باطل است. دو رکعت نماز بخواند با دو تا سجده، این هم باطل است.

حالا بحث این‌که نذر زن در همه امور که اجازه شوهرش لازم است و در چه صورتی اجازه شوهر واجب است، این را در بحث کتاب نذر ان‌شاءالله خواهد آمد. و خب به درد اینجا هم می‌خورد. کتاب نذر کلاً بحثی است که در تمام مباحث فقهی کارایی دارد؛ یعنی هیچ بحث فقهی نداریم که از بحث نذر منفک باشد. ملاک مشروع بودن نذر این است که قبل از نذر، انجام این عملی که نذر می‌کند برای آن وقتی که نذرش را می‌کند، نذر می‌کند فلان موقع انجام بدهد، در آن موقعی که می‌خواهد انجام بدهد شرعیت داشته باشد. درست شد؟ مثلاً من نذر بکنم روزه بگیرم، اشکال ندارد، ولی نذر برای این‌که روز عید قربان روزه بگیرم نمی‌شود؛ یا شرایط مختلف خراب است. عید قربان، عید فطر، عیدین روز حرام است.

حالا من اگر نذر بکنم دو رکعت نماز نشسته بخوانم برای آن وقتی که می‌خواهم بخوانم، اگر نشسته خواندن جایز باشد، نذرم جایز است. ولی برای آن وقت اگر نشسته خواندن جایز نیست، نذرم باطل است. خود این‌که مثلاً نماز واجبی را بخواهد به جماعت، نماز واجب اصلاً مشمول نذر نمی‌شود. مثلاً من نذر می‌کنم که ایستاده نماز بخوانم. شما تا وقتی که نماز، این قید که رویش می‌آید دیگر وجوب می‌شود. دیگر نماز، نماز واجب را شما می‌توانی نشسته بخوانی، نماز مستحبی را من نذر می‌کنم نشسته نماز بخوانم، می‌شود؛ اگر شما توان ایستادن نداری، یعنی آن وقتی که می‌خواهی نذرت را ادا بکنی تمام ایستادن نداری.

نماز منظور است دیگر جز صلات‌های واجب است، درست شد؟ چون واجب می‌شود دیگر. در نماز واجب تراخی دارد، مرحله مرحله باید بیاید جلو. اگر ایستاده نمی‌تواند، نشسته، نمی‌تواند، مفصل می‌شود الان دو تا تویش پیش می‌آید یا نه؟ یعنی دارد یک نماز مستحبی را، آره، نماز مستحبی را تو ذهنش می‌آورد، بعد آن نماز مستحبی را نشسته نیت می‌کند، بعد حالا وجوب رویش می‌آید یا نه؟ همین که می‌خواهد وجوب رویش بیاید، آن هم واجب می‌شود. یا واجب است که آن نماز واجب شده که یک نماز واجب الان واجب شد، دیگر نمی‌تواند آن چیزهایی که در مستحبی ترخیص دارد. در صورت دو رکعت نماز، سؤال: راه رفتن بخواند، نماز بدون سوره بخواند یا رو به غیر قبله پیاده یا سواره بخواند و امثال این، نماز آدابی که نماز واجب آن وقتی که می‌خواهد ادا بکند باید این شرطش باشد. وقتی که می‌خواهد این نماز منظور را بخواند، نمی‌تواند ایستاده بخواند، نشسته فقط باید بخواند. الان آن نذرش درست است. حالا اگر به طور مطلق نذر بکند، به هیچ حالی مقید نکند، نماز می‌خواند. مطلق، هیچ قیدی نزند، شرایط نماز واجب را رعایت بکند، رو به قبله، ایستاده باشد، با سوره باشد. خب نه، آن برای این‌که اصلاً شریعت پیدا بکند نذر یا نه، آن یک بحث است که شریعت پیدا می‌کند یا نه. الان یک بحث دیگر این است که این مطلق نیت کرده، بعد چه جور ادا بکند. جفتش به یک جهت، ولی یکیش قبل از نذر، یکی بعد نذر. مرحوم شهید ثانی می‌فرماید: من نذر کردم دو رکعت نماز بخوانم. می‌توانم نمازم را بعد نمازم بدون سوره خواندم، درست است. می‌گویم خیر. ولی اگر از ابتدا نیت می‌کردی، نذر نماز شما از ابتدا نذر می‌کردی برای وقتی که بتوانی این‌جوری بخوانی. درست شد؟ برای وقتی که بتوان این‌جوری بخوانی، برای وقتی که این‌جور خواندن جایز باشد. یک چیزی است که به هر حال جایز است. جایی نداریم که جوازش را نداده. یک موردی که مثلاً مثل نماز مثلاً نشسته که هرجایی جواز ندارد، مستحبات یک پیرمردی که نمی‌تواند ایستاده بخواند، نماز نشسته در هر صورت این نیتش به آن بوده. ولی اگر مطلق نیت کرده، نزنیم مثال صورتش را. حالا اگر کسی نیت کرده بدون سوره بخواند، باز سوره بخواند، باطل است. درست شد؟ اگر کسی مطلق نیت کرده، بدون سوره بخواند، خیلی دیگر مطلب خاصی ندارد.

همین یکی دیگر از نمازهایی که واجب است، نماز نیابتی به اجاره است. حالا به قول امروز، نماز استیجاری. استیجاری، حالا خیلی استیجاری هم نگوییم، همان به اجاره بگوییم بهتر است. به دو قسم واجب می‌شود؛ یعنی همین نماز نیابت یا به اجاره یا به تحمله. نماز نیابتی به اجاره این است که من نیابت تبرعاً. قسم اول خودش دو: اول اجاره، دوم تحمل. اجاره دو قسم است: تبرعی و وصیتی. تبرعی همین‌جوری رایگان، رایگان. تبرع در مقابل طراحی عرفی بود، آن یک بحث دیگر اصطلاح اصولی بود، بحث فقهی است. تبرعی یعنی کسی مجانی کاری بکند، مجانی خودمان. تبرعت رایگان. من خودم از جانب خودم دو رکعت نماز صبح می‌خوانم به نیت پدربزرگم، می‌شود نماز نیابتی به اجاره و تبرعی. حالا اگر وصیت کرده که پسر من فلان مقدار نماز بعد از مرگم برای من. این می‌شود تحملی. پول بدهند برایم نماز بخوانند. این باید از یک سوم ما ترک باشد. ملغا است کل وصیت، در یک سومش جایز است. کتاب وصیت ان‌شاءالله بحث، وقتی یک وصیتی به بیش از یک سوم خورده، کلش باطل است یا بیش از یک سومش باطل است؟ حالا ان‌شاءالله عرض کنم خدمتتان اجاره‌ای، به اجاره تبرعی، وصیت. یا خودم از جانب خودم دارم می‌خوانم. وصیت مطلقه، پول بدهید برایم بخوانند، نیابت اجاره. ولی نیابت به تحمل، از دنیا رفته، پسر بزرگتر. تبرعی بود یکی، وصیت بود. وصیتی که، وصیتی به دست تو رسیده، قبول می‌کنی بخوانی، می‌شود. پسر بودن ملاک نیست دیگر. یا تبرع می‌شود. حالا تبرع هم ممکن است طبقه از این جهت که خودش نیت نکرده که تبرع را در برابر وصیت گذاشتند؛ یعنی بدون این‌که وصیت کرده باشد. حالا پول هم بهش دادم، وصیتی نکرده طرف، ولی پول می‌دهند به یکی که نماز بخواند. ولی حالا اگر طرف وصیت هم کرده‌ای برایم یک مقدار نماز بخوانی، پول می‌دهند به یکی که یک مقدار بخواند، می‌شود و معنای رایگان می‌تواند باشد به معنای در برابر وصیت؛ یعنی از جانب خود. تبرع را دل بخواهی مثلاً دل بخواهی، تبرع و دل بخواهی، به خواست خود، خودجوش. خودجوش اجاره‌ای تحمل این است که به پسر بزرگتر می‌رسد هر مقدار که نماز نخوانده پدر. و برخی فقها می‌گویند مادر. پسر بزرگتر که او باید به جا، حالا می‌خواهد که اینی که از او فوت شده تو مرضش بوده که تو مرضی بوده که از دنیا رفته، نمازهایی که تو آن موقع نخوانده پدر، پسر باید بخواند. یا نخوانده یا مطلقاً کلاً بی نماز بوده، وجه نماز بوده بخواند که حالا به زودی بحث فرمودند که خواهد آمد تو بحث قضای نمازها، فصل بعدی دو فصل جلوتر ان‌شاءالله در موردش بحث. و به هر کیفیت کمیتی هم که شرط کرده به همان مقدار. هر مقدار رکعت، یک سال مثلاً، به هر نحوی که بوده خلاصه. نماز هم به همان.

نماز بعدی، نماز استسقاء است. صلات استسقا، طلب سقیا، آب. طلب آب کردن یعنی باران. نماز باران. خب این طلب باران کردن انواعی دارد. کمترین درجه آنی که از حیث فضیلت از همه کمتر است این است که فقط دعا بکند، نماز نخواند. دعا می‌کند. خب یک باران بماند و این دعایش هم نه، یعنی مغرورانه با نماز نیست؛ نه قبل نماز است نه بعد نماز. حد وسطش دعا کردن بعد نماز است. با فضیلت‌ترینش این است که دو رکعت نماز با دو تا خطبه درست. یعنی مثل نماز عید بیایند بیرون و مردم را با آن شرایطی که دارد و این‌ها. این دیگر بالاترین درجه است. پس خطبه‌هایش هم مثل نماز عید است دیگر. بله، عرض کنم که پس کمترین حد فضیلتش دعای نماز با نماز خواص. پس از حیث وقتش مثل نماز عیدین است؛ یعنی از طلوع آفتاب تا زوال وقت دارد. از حیث تکبیرهایش مثل نماز عیدین است. عرض کنم که از جهت جهر و سر قرائتش و رفتن به صحرا و این‌ها شبیه نماز عید. شهری بخواند، قرائتش سوره اعلی و زها را مثلاً بخواند. بعد جایی برود که باز باشد. عرض کنم که تکبیرهایی که دارد، ده تا نه تا تکبیری که داشت، پنج تا در رکعت اول، چهار تا در رکعت دوم، همان میزان. وقتش هم که شبیه همه. فقط از جهت قنوتش، در متن قنوت تفاوت دارد. آنجا اللهم اهل الکبری و العظمه می‌خوانیم. اینجا طلب باران و فراوانی آب و نزول رحمت و این‌ها. عرض کنم که انزل علینا. از مستحباتش خیلی این تیکه خیلی قشنگ است، خیلی لطیف؛ یعنی خیلی توش نکته است. عرض کنم که مستحب است امام جماعت، آنی که جلو دارد می‌آید، که مردم را دارد می‌برد تو صحرا و این‌ها که برخی روستاها، بعضی وقت‌ها دوستان طلبه از، بله آره، آن نماز استسقا. امام رضا علیه‌السلام، گاهی دوستان طلبه می‌پرسند آقا تو روستا می‌خواهیم ما نماز بخوانیم باید چیکار بکنیم و این‌ها. خلاصه امام جماعت و تمام مأمومین، نمازشان که تمام شد این ردایی که پوشیده‌اند، عبا را برعکس بکنند. حالا برعکس کردنش توش نکته است که اینجا از متن فهمیده نمی‌شود. بعضی شارحین قشنگ فهمیده‌اند این را، اشاره کرده‌اند. حالا من توضیحش را می‌دهم چرا. الان من این‌جور برداشت می‌کنم چون بعداً توضیحش که این‌ها گفته‌اند برعکس پوشیدن عبا یعنی جلو بیارد دست راستش را بکند تو این دست چپش هم بکند، یعنی آنی که مال دست چپ بود دست راست را توش بکند، آنی که مال دست راست بود دست چپ را توش بکند. یعنی عبا را برعکس به تن بکند. بعد باز جای دیگر دارد که خود عبا را هم باز برعکس بکند؛ یعنی رویش را با پشتش جابجا بکند، پایین و بالایش را هم برعکس بکند. یعنی کلاً عبا برعکس بشود و تفأل بزند از این به این‌که اوضاع عالم برعکس بشود؛ یعنی اوضاع آسمان برعکس بشود. خدایا ما متحول شدیم، اوضاع زمانه را با ما متحول کن. ببین نشانه‌های ظاهرش را ببین. ما دیگر تصمیم گرفتیم عوض بشویم. شرایطمان زیر و رو شد، تو هم شرایط زندگی ما ابرها را بفرست بیاید. آسمان پر از باد و ابر و این‌ها، بارانی ببار و این‌ها. خیلی لطیف است، خیلی توش ظرافت است و این به خاطر این‌که مطابعت از سیره پیغمبر اکرم که همین کار را می‌کردند. پیغمبر در نماز باران، بعد فال نیک زدن هم هستش که عرض، این هم که عرض کردیم که خود عبا بالا پایین بودنش و برعکس شدنش و این‌ها هم مستحب است. و مستحب است سر شانه‌ها به یک نحوی باشد که موقع نماز بیفتد از شانه. محکم مثلاً جلو نندازد، جلو نکشد. خیلی، آره یک جوری باشد که سر شانه‌ها باشد. چرا؟ دیگر برعکس است دیگر با دستت بیفتد و مستحب است که بعد از سه روز روزه گرفتن می‌شود. خب این بعد سه روز روزه گرفتن در واقع روز سومش می‌شود دیگر. یعنی روز سومی که این‌ها روزه دارند می‌آیند، می‌زنند به بعد سه روز. از جهت این است که از باب تقریب چون روز سوم می‌خواهند نماز را بخوانند می‌گویند بعد سه روز. آخر این سه روز را یا روز دوشنبه قرار بدهند یا روز جمعه قرار بدهند؛ یعنی شنبه یکشنبه دوشنبه روزه بگیرند و دوشنبه بزنند تو بیابان. یا چهارشنبه پنجشنبه جمعه روزه بگیرند و جمعه بروند تو بیابان. خب بعد، بله، عرض کنم که حالا دوشنبه روایت شهید اول اول این را ذکر کرده‌اند. جمعه را هم چون وقت اجابت دعاست، روایت دارد که هر بنده روز جمعه حاجتی از خدای متعال داشته باشد؛ یعنی هرکی هر حاجت دارد بیندازد، تأخیر بدهد تا روز جمعه. بله، جعفر طیار هم قاطی بکند با هم. عرض کنم که گفته‌اند هرکی حاجتی دارد، بیندازد تا روز جمعه که روز جمعه از خدای متعال بخواهد که حاجتش برآورده بشود.

مستحب است که این را بعد توبه قرار بدهند نماز استسقا؛ یعنی همه توبه بکنند از گناهان، از اخلاق رذیله و فلان و این‌ها به خدای متعال توبه کنند و مظالم را رد بکنند. مظالم آن مظلمه‌هایی که به گردنشان است، حالا یا می‌دانند یا شک دارند. این‌ها رد مظالم بکنند، بعد بیایند نماز عرض کنم که استسقا را بخوانند. چون دیگر بالاخره بعد توبه و رد مظالم این امید ارجاء برای استجابت دعا بیشتر است. قحطی‌ها هم به سبب گناه و مظالم و این‌هاست که در روایات آمده. حالا این مظالم، رد مظالم یا جز توبه است یا شرط توبه است. یعنی توبه بدون رد مظالم اصلاً توبه نیست، برداشت می‌شود. یا توبه هست ولی مقبول نیست، شرطش است یا جزوش است. واسه همین هم مرحوم شهید اول جداگانه ذکر کرد. فرمود که توبه و رد مظالم، دو تا گفت، شامل قد مظالم همین شد. مستحب است که این را با پای برهنه بیایند تو صحرا، کفش‌ها را دست گرفته باشند، لباس کهنه بپوشند، به حالت خشوع بیایند و مستحب است بچه‌ها و پیرمردها و حیوانات را هم با خودشان بیاورند توی صحرا. چون این‌ها مظان ترحم‌اند. خلاصه فضا فضایی می‌شود که تلطیف می‌شود فضا، امید به رحمت حق دارند و ترحم خدای متعال شامل حالشان می‌شود. اگر باران آمد و سیراب شدند که خب مطلوب حاصل شده، اگر نیامد بار دوم و سوم برگردند، ولی مأیوس نشوند. بروند باز دوباره بیایند. حالا اگر افطار نکردند، یعنی آن روز را روزه بودند، فردا هم دوباره روزه بگیرند بیایند. ولی اگر مابینش یک روز افطار کردند، دوباره سه روز روزه بگیرند، روز سومش را بیایند به صحرا. این هم از نماز استسقا.

ششمین نماز، نماز هفتم، نافله ماه رمضان. آنی که در روایت مشهور است، هزار رکعت نمازی که در کل ماه تقسیم شده، غیر از آن رواتبی که در شب‌ها هست، برای هر شبی جداگانه یک سری نماز گفته‌اند. یک دانه هزار تا کل ماه را تقسیم‌بندی کرده‌اند. گفته‌اند که بیست شب اول شبی بیست رکعت؛ یعنی از شب اول ماه مبارک تا شب بیستم، شبی بیست رکعت، بیست بیست چهل. که حالا این هم هشت رکعتش بعد نماز مغرب باشد، دوازده رکعتش بعد نماز عشاء. شب‌ها فقط. حالا این هم برعکسش هم جایز است، عکسش هم اشکالی ندارد. دوازده و هشت. از شب بیستم به بعد که می‌شود دهه سوم، دو رکعتی نماز مستحبی، غیر دو رکعتی نداریم، غیر از آن استثنایی که عرض شد. عرض کنم که این نافله شهر رمضان دیگر نماز مستحبی. حالا صلات استسقا هم تقریباً می‌شود گفت مستحبی.

عرض کنم که دهه سوم از شب بیست و یکم تا شب سی‌ام می‌شود شبی سی رکعت که هشت رکعتش بعد نماز مغرب، بیست و دو رکعت بعد نماز عشاء می‌شود. حالا دوازده رکعت شد سیصد. هفتصد تا هر شب قدر هم خودش با صد تا جداگانه می‌شود سه تا شب قدر. یعنی شب نوزدهم سیصد، بیست و یکم سیصد، بیست و سوم سیصد. درست؟ ولی توی این دهه آخر می‌تواند هشت رکعت بعد مغرب، بیست و دو رکعت بعد عشاء یا دوازده رکعت بعد هجده رکعت عشاء. آن چشام که عرض کردیم شب نوزدهم، بیست و یکم، بیست و سوم جداگانه می‌شود. هر شب صبر، بیست شب اول پانصد رکعت. ده شب آخر هم پانصد رکعت. روی نه دیگر، ببینید بیست شب اول چهارصد تا با صد تا شب نوزدهم پانصد. سیصد تا دو تا صد تا. دو تا چند می‌شود؟ حالا شب‌های قدر می‌شود فقط به همان صد رکعت خودش هم اکتفا کردن. به جای این‌که یعنی نوزدهم، بیست و یکم، بیست و سوم، یکصد و سی تا می‌شود. فقط صد رکعتش را بخواند. هشتاد تایی که ازش می‌ماند، دو تا سی تای بیست تا را در چهار تا جمعه‌ای که در ماه مبارک دارد تقسیم بکند. یعنی بیست رکعتش را فضای طلبی چون خیلی از ریاضیات فاصله می‌گیرد. همین‌ها را مرور. حالا این هشتاد رکعت را چه جور بخواند؟ در هر کدام از این چهار تا جمعه دو رکعت نماز حضرت زهرا (سلام الله علیها) بخواند، چهار رکعت نماز حضرت امیر (علیه‌السلام)، چهار رکعت نماز جعفر طیار (رحمت الله علیه). یعنی بیست تا، بیست تا، بیست تا، بیست تا، چهار تا بیست تا در هر جمعه‌ای. حالا این بیست تا را چه جور بخوانیم؟ چهار رکعت نماز حضرت امیر بود و چهار رکعت نماز جعفر، هشت با دو رکعت نماز حضرت زهرا، چقدر؟ بعد شب جمعه آخر. پس این چهار تا جمعه هر کدام شد فعلاً هشتاد تایی که مانده را گفتیم بیندازیم تو چهار تا توی روز جمعه. شب جمعه می‌خواهیم بیندازیم چهار رکعت نماز این ده برای شب جمعه حضرت زهرا، چهار رکعت حضرت امیر، چهار رکعت جعفر طیار می‌شود ده رکعت. پس این هشتاد رکعت، چه رکعتش رفت؟ چه رکعت دیگر می‌ماند برایمان؟ شب جمعه، شب‌های شب جمعه آخر ماه رمضان و جمعه شب آخر ماه رمضان. چند رکعتی که مانده بود، بیست رکعتی که مانده بود، چهل رکعتی که مانده بود تو این دو تا شب می‌خواهیم بیندازیم بیست تا و بیست تا. نخوری، نه دیگر، این‌ها می‌آید اضافه می‌شود. می‌شود شب قدر شما به جای این‌که صد تای خود را بگی و سی تایی که داشت، شما فقط صد رکعتش را بخوانی، هشتاد رکعتش می‌ماند روز روز جمعه شب جمعه آخر ماه. کل چهار تا جمعه ما در صورتی که شب‌های قدر نمی‌خواهی کامل بخوانی، این چهار تا جمعه حواست باشد از اول شما دو تا جمعه را نخواند. یک دفعه جمعه از اول ماه می‌گوید آقا من شب قدر فقط می‌خواهم صد رکعت بخوانم. حالا از الان شروع می‌کنم جمعه‌ها را چهار تا ده رکعت خواندن. جمعه آخر که می‌رسد، روز جمعه خودش که در رکعت خود را داشت، شب جمعه آخر و جمعه شب آخر هم هر کدام بیست رکعت می‌آید. شب جمعه آخر شما بیست رکعت به شکل نماز حضرت امیر بخوان. خیلی طولانی، رکوعش بله، بله، هر رکعتش یک حمد پنجاه تا توحید. حالا نماز امام حسین (علیه‌السلام) که از همه سخت‌تر است. سخت‌ترین نماز تا حالا پیدا شده نماز امام حسین (علیه‌السلام) بوده. حالا هر رکعتش یک ساعت تقریباً طول، که چهار رکعت چهار. خلاصه عرض کنم که و جمعه شب آخر هم بیست رکعت به شکل نماز حضرت زهرا (سلام الله علیها). مفاتیح بله. خدا روز اول ماه رمضان جمعه باشد، پنج جمعه‌ای می‌شود. اینجا چیکار بکنیم؟ و می‌تواند بله، می‌تواند دوباره از آن هشتاد رکعت تغذیه، یک جوری تقسیم‌بندی بکند تو این پنج تا جمعه که یک سهمی هم به یکی از این جمعه، البته منهای روز از آن چهل تایش. خود روز خود روز جمعه که هر کدام ده رکعتش را داشت دیگر. روز جمعه آخر، شب جمعه و شام جمعه. خود روز جمعه. حالا ما جمعه آخر، شب جمعه و شام جمعه‌اش را داریم، درست؟ ولی از این پنج تا جمعه چهار تایش را من تو این تقسیم‌بندی هشتاد رکعت داشتیم. هشت رکعت دیگر درست است؟ هر جمعه هشت رکعت. خیلی ان‌شاءالله. حالا اگر ماه رمضان کمتر از سی روز باشد، کمتر از سی روز باشد، چیکار کنیم؟ شما گفتی سی روز روزی این‌قدر دیگر هزار تا را تو کل سی روز تقسیم کرد. گفتم که شما ولی ولی حالا اگر اگر در خود ماه رمضان شما یک وقتی نماز نافله‌ات این هزار رکعت است. تقسیم‌بندی شده باشد. اگر بیست به هر دلیل مستحب است در خود ماه رمضان قضایش را به جا بیاوری. حالا یا شب یا روز یا این‌که بعد ماه رمضان قضایش را به جا بیاوری. هزار رکعتی که در ماه رمضان نخوانی بعد ماه رمضان خورد، افضل ثواب نماز نافله ماه رمضان. نماز بعد دیگر دو سه تا نماز مانده. خیلی ساده و بحث ما هم در فصل ششم تمام می‌شود.

نماز نافله زیارت، زیارت انبیا و ائمه. انبیا هم نماز نافله زیارت. استاد سلام رفتیم و برای اولیا و صالحین نماز زیارت خواند با این‌که مثلاً حضرت معصومه (سلام الله علیها) نماز زیارت ندارد. ائمه فقط و انبیا. یعنی شما اگر زیارت نبی رفتی و مسلم بود که حالا مسلم یا شک. پیغمبر تو تخت فولاد نماز نافله دارند دیگر. بعد از زیارتشان شما حداقلش دو رکعت برای آن معصومی که رفتی هدیه بهش می‌فرستی. وقتش هم بعد از داخل شدن به حرم و سلام کردن به معصوم. برخی شارحین اینجا حاشیه زده‌اند، گفته‌اند که این مال از نزدیک است. آینه زیارت از دور، نماز زیارتش قبل از زیارت است. نماز، نماز زیارت عاشورا شما قبل زیارت عاشورا بخوان. ولی عموماً بعد بعدش نقل توصیه نماز بخوانیم. بعد مثلاً زیارت ناحیه مقدسه را به جا از نزدیک. آنجا که تو ذهن برخی دارند از دور که شما این ظهر عاشورا مثلاً برو بلندی و این زیارت را انجام بده، نماز بخوان. بعد مکانش همان محلی که آن معصوم دفن شده. شما نمازت مستحب است که همان‌جا بخوانی. بهتر این‌که بالای سر باشد که آن معصوم جلوی شما قرار نگیرد در نماز. معصوم جلویت نباشد که نماز را بخواهی بخوانی رو به معصوم باشی، یک وقت شائبه بیشتر شما داری بگو سجده می‌کنی سمت چپت معصوم بیفتد. بالاسر بالاسر به این معناست. این معصوم سمت چپ، جلوتر از معصوم هم نباش. در صورت اشکالی ندارد. افضلش این است پشت سر. آن بالاسر هم اشکال ندارد. سمت چپ. این هم از نماز بعدی.

نماز استخاره است که حالا خیلی مجرب است. انصافاً این دیگر از مجرب که مرحوم سید بن طاووس می‌فرماید که یکی از راه‌های دسترسی به غیب، نماز استخاره است. نماز استخاره شش تا قرعه است و غیر نماز. شش قرعه‌ای، شش رقعه‌ای سجاده میز. اگر دو تا فعل علامت خیلی خوب است. اگر دو تا لا تفعل آمده خیلی بد است. اگر وجوهش فرق می‌کند، اول لا تفعل بیاید بعد یا اول فعل بیاید بعد لا تفعل. سید بن طاووس می‌فرماید که این راه‌های رسیدن به غیب است. شهید ثانی هم می‌فرماید که ما این را تجربه کردیم و کلام درستی است. همین است برای. خلاصه برای انجام بله بله. اصل استخاره. پریروز اصفهان یکی از دوستان مشهد تماس گرفته بود برای استخاره و این‌ها. گفت که شما کی را مثلاً معرفی می‌کنی برای استخاره و این‌ها؟ از دوستان فاضل خودمان فلانی دیگر استخاره نمی‌گیرد. حالا چیکار کنیم و فلان و این‌ها. گفتم که من خودم در رأس استخاره، مخصوصاً چون از روایات فراوانی برداشت می‌شود که نماز استخاره آنی است که در روایت دارد: دو رکعت شما نماز بخوانی. حالا اگر سحر باشد خیلی بهتر و در سجده بعد از نماز صد بار استغفرالله. حالا یا استخیرالله خالی، به رحمت فی عفو. و بنشین ببینیم چی به دلت می‌افتد. و این خیلی مجرب بوده برای ما. مخصوصاً اگر تو حرم‌ها باشد، بالاسر حضرت باشد؛ یعنی آنی هم که بین اصحاب بوده در روایت فراوانی داریم که طرف می‌گوید: من نامه‌ای آورده بودم برای امام عسکری (علیه‌السلام). رفتم در مسجد نبی (صلی الله علیه و آله و سلم)، مثلاً حالا اگر در مدینه بود، جاهای دیگر بوده مسجد. رفتم استخاره کردم که نماز کاغذ را ببرم برای حضرت یا نه که دو رکعت نماز استخاره کنم، به دلم بعد آن و رفتم. کسی آمد گفتش که نامه را به لحظه، نامه را. مجرب بوده برایشان. یقیناً همان‌که به دلشان می‌افتاده عمل می‌کردند. اصل استخاره هم این است. این استخاره با قرآن و فلان و این‌ها مخصوصاً اگر آدم یکم گیر بیارد برداشت بدی نشود کلی عرض می‌کنم. شهید مطهری در کتاب خاتمیت به نظرم می‌گوید که پیغمبر کل امت را به علما سپردند و امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) روی حساب علما غیبت کردند و مردم از علما فقط استخاره. جایگاه بلند علما که العلما امناء الرسل. همه دین و شریعت و احکام و فلان این‌ها به علما سپرده شده. بعد ایشان می‌گوید که من یک عادت بدی دارم تسبیح تو دستم استخاره. این هم از دردهاست. خلاصه حالا همانم خوب است فحش ندهم، جسارتی نکند، آخرت خودش را خراب نکند. همینم بازی استفاده کردن و شاید مشمول شفاعت این آقا بشود. بالاخره بله. خلاصه دو تا جوان بودند می‌خواستند حاج آقا را اذیت کنند. بعد این‌ها با هم قرار گذاشته بودند که بیایند به ایشان بگویند که استخاره کنند که بریدن سرای کشمیری خوب است یا بد است. استخاره بکنید و ایشان می‌فرماید که این امر بر شما تکویناً و تشریعاً حرام است. استخاره ایشان که خیلی عجیب بوده استخاره کردند که بر بهجت و خلاصه آیه آمد که "عَبَسَ وَتَوَلَّىٰ أَن جَاءَهُ الْأَعْمَىٰ" و روى برگرداند از اینکه نابینایی به سویش آمد. خلاصه ترش کردند از آن نفری که همراهشان بود را برگرداندند. باطنی بوده شروع برگرداندن این آیه آمد. خیلی آیات استخاره این شکلی. خود شهید ثانی خیلی اهل استخاره بودند. تو حالاتشان نقل شده علم چندین استخاره متنوع و استخاره‌های عجیب؛ یعنی دقیقاً آیه می‌آمد که ایشان خیلی استخاره بوده. شهید ثانی مقید به استخاره به قرآن. حالا بحث استخاره شد، این‌ها را عرض کردیم. آن استخاره شش تا رقعه خیلی استخاره معتبری است. کلاً تو شرع به قرعه هم خیلی اهمیت داده‌اند که خیلی جاها حتی تو احکام که واقعاً شک شده که چیکار بکنیم آخرش قرعه بیندازیم. دو تا کاغذ که کدامش می‌افتد. بحث قرعه بحث مهمی است که استناد کرد به ماجرای هستی یونس (علیه‌السلام) که کی را بیندازیم تو آب که انداختن اسم یونس سه بار افتاد. به شریعت دارد و کار مهمی هم است و خیلی احکام گاهی ازش فهمیده می‌شود. مسائل ظاهری و این‌ها که این‌ها در برابر آن عقل متصل و این‌هاست که آدم خلاصه هم عقلی هم عاطفی خلاصه تدبیر بشو فکر بکن و این‌ها. ولی این طرف را هم خلاصه اهل بیت ما از این‌ها خیلی عمدتاً غافلیم. بهش پرداخته نمی‌شود. این هم نماز بد بود و نماز.

نماز موزیک بعد از هر نمازی است، بعد از هر سجده استغفرالله. بعد نماز دو رکعت که تمام شد یک سجده کند صد تا استغفرالله. طلب خیر می‌کند بله با جزئیاتش. نماز آخری که اینجا ذکر شده نماز شکر است. لقاء. نماز استخاره، مدل نماز شکر. حالا وقتی که نعمت حاصل می‌شود یا وقتی بلا و مصیبتی دفع می‌شود، مستحب است خوانده بشود. کیفیتش هم توی کتاب‌های فقهی و کتاب‌های دعا آمده. و غیر از این‌ها نمازهایی که خلاصه سنت‌گذاری شده: نماز پیغمبر در روز جمعه، نماز امیرالمومنین، نماز حضرت زهرا، نماز جعفر و غیر از این‌ها از معصومین و دیگران. نمازهایی که وارد شده و نماز اعرابی و چه و چه. این‌ها از اقسام نماز، کلاً نافله‌های مطلق هم دیگر حصری ندارد. نماز بخواند، بخواند. مقداری بود که شمرده شده و به حساب آمده و این‌ها. نماز بهترین کار قربان و کل تقیه؛ یعنی هر تقیه قربانش می‌شود نماز. وسیله قربش است و بهترین چیزی که وصل شده. هرکی دوست دارد زیاد بخواند. هرکی دوست دارد چند بخواند. بهترین کار است دیگر. قدرت رسول الله خلاصه مؤمن از نماز لذت. دلش برای خدا زیاد تنگ می‌شود. خلاصه مؤمن می‌خورد، می‌خواهد با خدا حرف بزند. خود نماز خواندن گاهی...
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

محبوب ترین جلسات شرح لمعه

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00