شرح لمعه

جلسه سی و یکم

شرح لمعه . 1393/07/26
00:52:47
2

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
**بسم الله الرحمن الرحیم**

بحث بعدی و آخر ماه درباره نماز جمعه می‌رسد به حرام بودن سفر در روز جمعه برای کسی که مکلف به نماز جمعه است. اگر کسی مکلف به نماز جمعه است، بدون ضرورت حق ندارد بعد از زوال آفتاب از محدوده نماز جمعه خارج شود. حالا می‌خواهد سفر شرعی بکند، یعنی تا چهار فرسخ مسافرت برود، یا اینکه کمتر باشد از چهار فرسخ، ولی باعث از دست رفتن نماز جمعه بشود؛ دو جمکران مثلاً بخواهد برود نماز جمعه از دست برود.

صحبت شد به نظر می‌آید طبق نظر شهید، بلکه شهیدین، اینجا این نماز جمعه‌های ما را هم شامل می‌شود؛ چون واجب تاخیری است، وضعیت وجوبش خلاصه می‌شود این را گفت. ولی باز همان صحبتی که قبلاً شد، واجب وقتی تاخیری است، دیگر ظهر بخوان. ولی خب ایشان قیدی به این نزده که این‌ها مال وقتی است که دوران معصوم باشد، وجوب عینی باشد و این‌ها. یک‌خرده این شائبه بالاخره در ذهن می‌آید که ممکن است همین نماز جمعه زمان ما را هم طبق نظر ایشان در...

خب این سفر چون باعث از دست رفتن واجب می‌شود، می‌شود ضد واجب. نهی از ضد کردن آقایان، نهی از ضد همین است. وقتی یک‌چیزی واجب است، از ضدش هم نهی می‌شود. وقتی نماز جمعه واجب است، ضد خاصش که سفر است، نماز جمعه فوت می‌شود. پس این باید امر بشود، موجب نهی از ضدش باشد، از سفر.

خب آقا آن طرف می‌رود، خودش نماز جمعه برپا می‌کند، خارج می‌شود، می‌رود نماز جمعه برپا می‌کند. ولو اینکه بتواند خودش هم نماز جمعه برپا کند. آهان، اینجا خیلی خیلی مهم است، یک تیکه دارد: «الا تقدیرهی دوری». یک کلمه شهید ثانی دارد. این کلمه روی آن نکته ما.

اگر ما بخواهیم قائل به این بشویم که کسی خارج بشود خودش برود نماز جمعه را بخواند و اقامه کند، این باید قائل به «دور» باشد. چرا؟ چون که اولاً که به قول شما نمازش شکسته می‌شود و کسی که نماز شکسته بشود، نماز جمعه... بعد اینکه لازمش این است که از وجود جواز نماز جمعه، عدم جواز نماز جمعه لازم من وجودهی عدمه وجود از وجودش عدمش لازم می‌آید. یعنی من می‌روم سفر، نمازم قصر می‌شود. از این قصر نماز، یعنی از عرض کنم خدمتتان که حالا همین مثالی که الان گفته بودیم، اینکه نمازش شکسته می‌شود. وقتی نماز شکسته بشود، دیگر نماز جمعه‌ای ندارد مسافر.

خب من خودم می‌خواهم بروم نماز جمعه اقامه بکنم. یعنی از وجود نماز جمعه، عدم نماز جمعه لازم می‌آید. یعنی الان بنده از این شهر خارج می‌شوم، می‌روم، یعنی اینجا که وطنم بود حالا یا ده روز و فلان و این‌ها، می‌روم بیرون، بعد می‌گویم آنجا می‌روم ده روز می‌روم آنجا نماز جمعه را می‌خوانم. اینجا دور پیش می‌آید. یعنی نماز جمعه من توقف دارد به بیرون رفتن از شهرم. بیرون رفتن از شهرم توقف دارد و از دست رفتن نماز جمعه دور می‌شود. یعنی هرکدام متوقف بر دیگری است.

در دور دو تا چیز حداقل متوقف بر همدیگر، حالا بیشتر ممکن است باشد، فلانی متوقف بر فلانه، فلانه متعلق... البته در اعتباریات گفتند که اشکالی ندارد، گفتم دو تا کتاب را روی هم نگه می‌دارید، دو تا کتاب متوقف به همدیگر. امور خارجی و اعتباری و این‌ها گفتند که دوری نیست، ولی در امور حقیقی، دور در آن اختلاف نظر زیاد است. در هر صورت اینجا نماز جمعه من متوقف بر این است که از شهر خارج بشوم و خود از شهر خارج شدنم متوقف این است که نماز جمعه، یعنی از وجود نماز جمعه، عدم نماز جمعه لازم می‌آید. تعبیر دوری بوده.

یک فرض هست برای اینکه طرف سفرش جایز بشود، آن هم این است که یک سفر کوتاهی که باعث می‌شود نمازش قصر نشود این را انجام بدهد، کمتر از چهار فرسخ. باز اینجا احتمالش هم هست که آن سفری که نماز در آن قصر نمی‌شود مطلقاً جایز باشد. خب من دارم می‌روم به وطن خودم مثلاً از یک وطن دارم به یک وطن دیگر می‌روم، دو تا روستاست کنار هم، هر دو وطن من است. اینجا بگوییم که آقا خب چون نمازش قصر نمی‌شود، نماز جمعه فوت نمی‌شود، پس واسه همین اشکالی از این جهت هم سفرش جایز است که نماز جمعه فوت نمی‌شود و اینجا نماز جمعه باز هنوز به گردن طرف.

حالا اگر ما یک سفر طولانی رفتیم و سفری که جایز نیست، سفر حرام. اینجا حالا مسئله خیلی بامزه است این تیکه‌اش. این طرف که به خاطر اینکه نمازش شکسته می‌شد، نماز جمعه از دست می‌رفت، خوب دقت کنید این تیکه من. من در شهر بودم، نماز جمعه به من واجب بود. اگر بیرون می‌رفتم، نمازم شکسته می‌شد. به خاطر همین شکسته شدن، سفرم حرام بود. بله. حالا بحث این است که من اگر از شهر می‌رفتم، چون نماز جمعه‌ام فوت می‌شد و چون سفرم سفری بود که نمازم قصر می‌شد، شکسته می‌شد، حالا این سفر من حرام است. درست است؟ سفر حرام خودش باعث چی می‌شود؟ کامل شدن نماز می‌شود. خیلی بامزه است. چون نمازم شکسته می‌شد می‌رفتم بیرون، نماز جمعه از دست می‌رفت، سفرم حرام شد. حالا که می‌روم نمازمو کامل بخوانم. باریک‌الله. حالا که نمازم کامل... خیلی بحث بامزه‌ای دارد.

نه، بستگی به اینکه چه نوع قصری باشد، البته اگر خاطرتان باشد این هم چون دور می‌شد باز دیگر، یعنی نمازش کامل شده به خاطر چی؟ به خاطر ترک نماز جمعه. حالا باز می‌خواهد نماز در سفر، نماز جمعه را هم بخواند. یعنی حرمت سفر بر همان کسی است که الان دارد در سفر انجام می‌دهد. این دور می‌شود دیگر. خیلی حرام به خاطر فعل حرام است، نمازش کامل شده به خاطر این کامل شدن نماز است، باز می‌خواهد فعلاً از حرام در بیاید. دو تا چیز کاملاً... واسه همین اگر این آقا این معصیتش تا آنجایی است که نماز جمعه‌اش از دست رفته، ولی اگر حالا برو سریع برگردد یا به یک محلی برسد که نماز جمعه در آن باشد، آنجا دیگر سفرش حرام بودن در برگزار... از دست می‌رود بعد از زوال. دارد می‌رود، نماز جمعه از بین رفته. تا الان سفر حرام بود. حالا رفت به یک شهر دیگر، آنجا نماز، سفرش از معصیت در... به بعد سفر شکسته می‌شود، ولی این فاصله نمازش... بحث‌های اجتهادی‌اش بحث‌های قدری است، یعنی بحث سنگینی می‌طلبد. لابد داشت چه جور می‌شود کتاب.

اول زوال طرف نمازش شکسته از کامل بشود، کامل باز شکسته بشود. خود وجوب به چه نحوی تعلق پیدا می‌کند به این مکلف؟ خدا الان چه واجبی از این می‌خواهد؟ سر جای خودش باید مفصل... حالا اگر این آقا مضطر بشود به سفر، باید سفر را برود. این دیگر از حرمت خارج می‌شود. حالا شرعی است، گاهی عقلی است. شرعی مثل حج، این اگر بخواهد بایستد نماز بخواند، هواپیمایش می‌رود. یا همسفرانش می‌روند. یک جوری که دیگر یا برای جهاد، جهاد می‌افتد. خب اینجا سفرش حرام نیست. یا عاقلانه اگر بخواهد نماز بخواند، یک غرض مهمی، حاجت مهمی از دست می‌رود. یک ضرری به او وارد می‌شود. نفعی از دستش می‌رود. این‌ها همه اگر خاطرتان باشد، در بحث تیمم این‌ها هم داشتیم. ضرر وارد می‌شود، گاهی نفعی از بین می‌رود، گاهی یک ضرری استم پیدا می‌کند. خلاصه این‌ها همه باعث می‌شود که طرف به اضطرار کشیده بشود و وقتی اضطرار می‌آید، دیگر احکام عوض می‌شود. حرمتش هم شدید.

گفتند که تا این حد فرمودند که اگر کسی بعد از زوال روز جمعه سفر کند، زمین آن‌ها را می‌بلعد، خیمه‌شان آتش می‌گیرد، بدون اینکه آتشی ببینند. ظهر جمعه بخش سفر بله. جلد سه اگر اشتباه نکنم در بحار این‌جور در ذهنم است، چون خواندم روایتش را. کاملاً تقریباً بحث سفر و این‌ها، یک بحثی هم درباره اینکه روز جمعه کسی سفر بکند، کراهات عجیب و غریبی دارد. یک طرف فلج شد و پایش قطع شده، چی شده؟ مشهور بین اصحاب بود که هر کس می‌رفت سفر روز جمعه، گفتند که آقا پیغمبر هیچ کس سفر ظهر جمعه سالم برنمی‌گردد. یک مصیبتی، بلایی. یعنی وجوبش که تعلق گرفت، دیگر قبلش وجوبی تعلق نگرفته. دیگر نافله روز جمعه.

بحث آخرمان در بحث نماز جمعه، بحث نافله روز جمعه است. نافله‌اش متفاوت است. بله، مستحب روز جمعه چهار رکعت بیشتر از نافله‌های روزهای دیگر بخواند. روزهای شنبه تا پنجشنبه چهار تا دو رکعت برای هر نماز است. قبل از نماز، البته اینجا حالا مفصلش را عرض می‌کنم توضیحاتی دارد. چهار رکعت دو تا دو رکعت است. یک دو رکعتش به ظهر، یک دو رکعتش به... مجموعاً می‌شود روز جمعه چند رکعت نافله ظهرین. ولی بحثی که هست این است که این‌ها را وقتش را چه جور بخواند؟ یعنی مثل همان نافله معمولی باشد، قبل ظهر و قبل عصر. قبل ظهر بخواند. حالا بحثی که اینجا داریم این است که همه‌اش را می‌تواند بخواند، یعنی تمام این بیست... قبل اذان اولاً، قبل اذان قبل نماز، شما نماز ظهر را اینجا ما در نماز جمعه هم قبل اذان می‌توانیم بخوانیم. نافله‌ها را هم قبل نمازها، یعنی نافله‌های عصر را قبل از نماز ظهر. نافله عصر قبل نماز عصر باشد خوانده. بله.

حالا افضلش چیست؟ این بیست رکعت را شش رکعت شش رکعت سه‌تا سه تا به جا بیاورد. سه تا وقت هم به جا بیاورد. وقت اول وقتی که آفتاب دیگر گسترده شده، دیگر شعاع خورشید از بین رفته، یعنی مایل نمی‌زند خورشید، دیگر تقریباً آمده بالا. وقتی دیگر بالا آمدن آفتاب، یعنی اول پس وقتی که آفتاب همه جا زده، قشنگ آفتاب پهن شده. بخش دوم آفتاب بالا آمده، باز این مرد، آفتاب‌گیری باز احاطه‌اش بیشتر شد. سومیش وقتی که خورشید دیگر آمده وسط آسمان، ولی هنوز زوال نشده. این سه تا شش تا را انجام بدهد. دو رکعتش می‌ماند وقت زوال یا نزدیک زوال. نه، سه شش تا هیجده تا. دو رکعت. شش تا گفتیم شش تای اول را بیندازد اولی که آفتاب در می‌آید پهن. شش تای دوم وقتی که آفتاب می‌آید بالا. شش سوم وقتی که دیگر کامل وسط آسمان است، ولی هنوز نشده. دو رکعت دیگر را هم بیندازد وقت زوال، یک‌خرده مانده به زوال. یک خطبه می‌آید و نماز می‌آید و این‌ها، دیگر وقتی...

حالا نگاه اسلام به روز جمعه نگاه خیلی بامزه‌ای است، جالب است. بامزه از این جهت که نگاه ما خیلی متفاوت است. ما فکر می‌کنیم روز جمعه روز تعطیلی و استراحت و این‌ها. در حالی که روز جمعه فعال‌ترین روز هفته است. نگاه اسلام، این روزی که همه باید بریزند بیرون، همه کار بکنند، خرید و فروش بکنند. شنبه‌ها تعطیل است اصلاً. «یوم السبت» یعنی روزهای هفته از یکشنبه شروع می‌شود: «یوم الاحد»، «یوم الاثنین»، «یوم الثلاثاء»، نمونه سوالات «یوم الاربعه»، «یوم الخمیس»، «یوم الجماعه»، «یوم السبت». واسه دو نقطه معنای تعطیلی، ثبات یعنی تعطیلی که برای یهود هم روز شنبه تعطیل شده بود دیگر، که این‌ها ماهی‌گیری و این‌ها نکنند.

حالا اگر به جای این کیفیتی که گفتیم، شش رکعت اول را بین نماز ظهر و عصر یا بین جمعه عصر انجام بدهد، فضیلتش کمتر. باز اگر به جای این کیفیت دوم، بیست رکعتش را در تمام روز جمعه در هر وقتی به هر کیفیتی که خواست انجام بدهد، باز این یک فضیلتش کمتر است. پس سه مرحله. یکی در آن سه تا شش تا، یکی اینکه بین ظهر و عصر یا بین جمعه و عصر. روز جمعه هر وقتش. این سه مرحله.

خب این هم بحث. حالا مهمی، کسی که در نماز جمعه از سجده رکعت اول عقب بیفتد، دیر رسیده یا آمده ازدحام یک جوری که نتوانست سجده برود. این آقا می‌آید نمازگزاران از سجده که بلند شدند، شبکه دوم رسیده، به امام جمعه ملحق می‌شود. حتی اگر بعد از رکوع آن‌ها در رکعت دوم باشد. یعنی می‌تواند اگر نتوانست سجده کند، تا اینکه امام برای سجده رکعت دوم به سجده برود و او هم دو تا سجده انجام بدهد، آن دو تا سجده را به نیت سجده رکعت اول انجام می‌دهد. یعنی من بستم، نتوانستم سجده‌های رکعت اول را به جا بیاورم. شلوغ‌پلوغ بود، مهر من را برداشتند، گم شدم، خلاصه به هر دلیل. وایمی‌ستم رکعت دوم، سجده‌های رکعت دوم امام، من می‌روم سجده، می‌شود سجده‌های رکعت اول من. چون هنوز سجده رکعت اولش را به جا نیاورده دیگر، نمی‌تواند رکعت دوم به جا بیاورد. یا اینکه مطلق سجده را به جا بیاورد، نیت هیچ‌کدامش را برای سجده رکعت اولی که به گردنش است به حساب می‌آید. مشخصاً نیت سجده‌های رکعت اول را بکند یا مطلقاً نیت سجده نمازش را بکند. اینجا وقتی مطلق نیت سجده نمازش را می‌کند، اتوماتیک می‌شود همان چیش؟ سجده‌های رکعت اول. یکی است. فقط در یکیش مشخصاً نیت کرد، در یکی نیت نکرد. حالا اگر به نیت رکعت دوم انجام بدهد چی؟

اول سجده‌ها را نرسید، جا نبود، صبر کرد. رکعت دوم شدم. این به نیت رکعت‌های سجده دومش دارد. باطل می‌شود. چون رکنش در غیر محل زیاد شده. یعنی هنوز رکعت اول سجده نداشته. آفرین. حالا اگر هم از رکوع هم از سجده رکعت اول عقب باشد، یعنی دیگر بنده خدا به رکوع هم نرسید. ازدحام بود و گاهی در مکه پیش می‌آید، جمعیتی می‌آید و می‌رود و این‌ها. اینجا طرف رکوع هم نتوانست برود. هی جمعیت پشت سر هم می‌آمدند، این آقا نتوانست برود. اینجا هم صبر می‌کند. رکعت دوم، رکوع رکعت اولش را به جا می‌آورد. اگر رکعت دوم هم نتوانست به سجده امام ملحق بشود، یعنی سجده رکعت‌های دو تا سجده رکعت اول که نتوانست انجام بدهد. صبر کرد سجده رکعت دوم.

یکی اینکه بگوییم آقا نماز جمعه‌اش فوت می‌شود، چون حداقل باید یک تیکه از نماز جمعه را درک کرده باشد. یک رکعتش را باید با امام درک کند. خب اینجا نمازش را بدل می‌کند به نماز ظهر. یعنی همان نماز جمعه‌ای که بسته و نتوانست دیگر هیچ‌چیزش را انجام بدهد و این‌ها رفت سجده می‌خواست برود، به امام نرسیده، تکلم هم نتوانست. یک احتمال. یکی دیگر این است که ما نگوییم نماز جمعه‌اش فوت شده، بلکه بگوییم فقط به نیت نماز ظهر عدول کند. تا الانش نماز جمعه‌اش درست بود، ولی از الان به بعد عدول از جمعه به ظهر است.

در احتمال اول گفتیم که اصلاً جمعه نبود. جمعه را بردارد، به جایش ظهر بگذارد. در احتمال الان جمعه بود، از جمعه به ظهر عدول کند. ثمره عملیش که فرق نمی‌کند. در نیتش. در نیتش که نه، خب یکیش اصلاً نماز جمعه نیست. نمی‌دانم ابتدائاً خطبه‌ها هم جزو نمازمان بوده. جزو نماز بعد از اینکه این تمام بشود، آن خطبه‌ها حکم دو رکعتی پیدا می‌کند. خود نماز تا الان جمعه بوده. یعنی چی؟ وقتی هیچی نخوانده، به نیت جمعه بوده دیگر، ولی هیچ از جمعه محقق نشود. طبق یک نظر دیگر، چرا محقق شده؟ چون نیت خودش رکن است دیگر. تکبیره‌الاحرام رکن است حساب بشود و این هم بشود. دو تایش با همدیگر که نمی‌شود. عدول می‌شود دیگر. عدول که می‌شود کرد که حالا در بحث نیت و این‌ها گفتیم بحث عدول را اشاراتی کردیم. عرض کنم که می‌شود عدول کرد. یکی از جاهایی که می‌شود عدول کرد همین است. یعنی طرف می‌بیند که یک نمازی که شروع کرده، رکن این نماز در هر جفتش الله اکبر گفته. درست است؟ الله اکبر اولی که گفته. بعد می‌آید می‌گوید که چی؟ تا حالا نبوده. مگر می‌توانی به گذشته‌اش نیت عوض کنی؟ نه، الان بحثمان این است که نمازی که شروع شده، قطع کردنش حرام است. درست شد؟ حالا این آقا بقیه را چه جور برود؟ باریک‌الله.

یا عدول می‌ماند یا اینکه بگوییم چون رکنش را بقیه‌اش را نتوانست، ارکانش را بیاورد، دیگر آن نماز جمعه‌اش پرید. از الان به بعد چون یک هیئت نماز هم داشت. نگاه کنید، نیت کردی من نماز جمعه بخوانم. جلوترش بود. یعنی آن نیتی که شما نیت باریک‌الله، اصلاً نماز جمعه پرید. الان شما یک نماز لنگ در هوا وسط نیت بزرگ. عدول یعنی نماز جمعه بود تا حالا، حالا شد نماز ظهر. این یکی نماز جمعه‌ای نبود، نماز جمعه پرید. الان که نرسید. نماز جمعه پرید. نه، نماز جمعه نبود. نماز جمعه بود، نماز جمعه پرید. چون نرسید به هیچی پرید. الان چه کار کنم؟ وسط نماز یک نمازی را بسته. چه کار کنیم؟ نمازش چیست؟

بحث اجتهادی همین جاها می‌شود. ثمره‌اش می‌تواند یکیش این باشد که اگر طرف وسط این نماز مرد، نمازش قضا دارد یا ندارد؟ اگر قبل از اینکه عدول بکند بمیرد، اگر قائل به این باشیم که این نماز الان هیچی نیست، بعد نیت نماز ظهر بکند، اگر قبل از اینکه نیت نماز ظهر بکند بمیرد یا نماز گردنش است. ولی اگر نمازش حالا یک چیزی بود، درست شد و الان فقط عدول کرد. اگر همان عدول که می‌خواست بکند مرد، نمازش را انجام بدهد دیگر. قضا. بحث قضا می‌رسیم.

مفصل بحث می‌رسیم به بحث نماز. نماز عیدین. کدام عید است؟ عید فطر و عید قربان. یک عید است. عید اضحی. ه، جیم، ی، الف و یای آخر. الف مقصور. نماز عیدین مفردش عید است. حالا عید گفتند از «عود» مشتق شده، چون که خدا خلاصه بخشش در این روز زیاد است یا خوشحالی و رحمت برمی‌گردد در این روز. اینجا بحث کردند این اعیاد اگر عود بوده، پس چرا جمعش اعواد نمی‌شود، اعیاد شده و این‌ها؟ من چون در جمع برگردد به اصلش، اینجا به اصلش برنمی‌گردد. اعیاد اگر صورت گرفته، خیلی به درد ما نمی‌خورد. واردش نمی‌شویم.

نماز عیدین به همان شرط وجوب عینی نماز جمعه، واجب عینی می‌شود. چی باعث می‌شد که نماز جمعه واجب عینی بشود؟ همان باعث می‌شود که نماز عید هم واجب عینی می‌شود. تا وقتی او نیست، آفرین. اگر واجب عینی نباشد، دیگر مستحب است. واجب تخییری نداریم شما بین دو تا چیز نیستش که بگوییم یا این یا تخییر. چون در آن ممکن نیست. پس دیگر هیچی.

حالا اینجا دو تا خطبه برعکس نماز جمعه است. بعد نماز خوانده می‌شود. وقتش را شهید اول ذکر نکرده. بعد طلوع آفتاب تا زوال است وقتش. یعنی آفتاب که طلوع می‌کند تا زوال. خب دو رکعت مثل نماز جمعه. اینجا دو رکعت دیگر. نماز عید، نماز جمعه باشد، نماز عید دو رکعت است. نماز جمعه دو رکعت. نماز جمعه، نماز شبهه می‌آورد. شکل تقدس اخبار رکوع وجود. بحثی که هست این است که یک سری تکبیرهایی دارد علاوه بر تکبیرهای معمولی. یعنی تفاوتش با نمازهای معمولی همین که حالا نه تا تکبیره‌الاحرام مال خودش است. یک سری تکبیر مستحب هم قبل از رکوع و سجده و این‌ها که در همه. نه تا تکبیره‌الاحرامش این‌جوری است که پنج تا مال رکعت اول، چهار تا مال رکعت دوم. یعنی حمد و سوره رکعت اول را می‌خواند، پنج تا تکبیر به جا می‌آورد. در رکعت دوم هم حمد و سوره را می‌خواند، چهار تا تکبیر به جا می‌آورد. طبق نظر مشهور که بین این هر تکبیر هم قنوت. الله اکبر، اللهم اهل الکبریا، الله اکبر. حالا این قنوت بین تکبیرات مجازی و تسامح در تعبیر. بین هر تکبیر. در آخرش تکبیر آخر نداریم. بین تکبیرها نیست.

بعد تک... این تکبیرها جزو نماز است. یعنی هم تکبیرها هم قنوت جزو نماز است. پس اگر واجب باشد نماز ما واجب عینی باشد، این‌ها همه واجب عینی است. اگر این‌ها فوت بشود، نماز مشکل‌دار می‌شود. اگر نماز هم مستحب باشد، این‌ها مستحب است. اصل نماز که مستحب باشد، این‌ها مستحب است. حالا پنج تا را کرد دو تا، سه تا، یکی. ولی اگر واجب باشد، کم و زیاد... حالا البته شهید می‌فرمایند که کلاً نماز باطل می‌شود اگر این تعداد تکبیر و قنوت به آن دست بخورد. پس اصل وجوب و استحبابش جابجا می‌شود، ولی نماز خراب می‌شود. چه واجب باشد چه مستحب. توقیف بودن عبادات.

عرض کنم که دعایی که در قنوتش خوانده بشود، دعای مخصوصی است که حالا همه بلدند. اللهم اهل الکبریاء و العظمه. دعای مشهورش است. دعاهای دیگری هم از هر دعایی که به طرف به ذهنش برسد و بخواهد بخواند هست. دعای دیگری هم از اهل بیت نقل شده برای... اگر شرایط واجب کننده نماز عید مختل بشود، آن‌هایی که باعث می‌شد نماز عید واجب بشود، یکیش مختل بشود، نماز عید مستحب است. هم به شکل جماعت هم به شکل فرادا. شکل وجوبش که واجب عینی بود، ما نمی‌توانیم نماز جمعه‌ای که نماز عیدی که به جماعت است، جماعتش واجب است را انجام بدهیم. مختل شده به هر دلیلی. الان امروز نمی‌شود جماعت. تشکیلات حکومت نظامی مثلاً خفاد مستحب است. نظر شهید اول و تبدیل مستند می‌شود. بله، تخییر است. دیگر تاخیر مال وجوب است. می‌توانی بخوانی، می‌توانی تخییر بین این و آن. یعنی اصلش واجب است. حالا یا این مورد یا آن مورد. این دیگر اصلش وجود ندارد.

خب حالا بحث وجوب استحبابش فرقش چیست؟ چرا ما این را تتمه نماز جمعه می‌دانیم؟ چون در نماز عید اگر مستحب باشد، دور بودن دو تا نماز به فاصله یک فرسخ شرط نیست. شهید فاصله نزدیک‌تر. حفظ برخی فقها گفتند که اگر نماز عید آهنگ واجب باشد، باید فاصله رعایت. اگر مستحب باشد، در هر محلی آیت مستحب. الان که حتی بحث استحبابیش هم مراجع فتوا نمی‌دهند. می‌گویند رجاء بخوان. حتی خود استحبابش محل تردید. گفتند که اگر نماز عید مستحب باشد، فقط به شکل فرادا باید خوانده بشود. احسن که راه افتاد.

حالا نماز عید، نماز عیدی که فرادا باشد، خطبه می‌خواهد یا نمی‌خواهد؟ جماعت. حالا اگر در وقت خودش نخوانیم نماز عید را، یک عذری داشتیم یا به هر دلیل از وقت خودش خارج شد. اگر در بین وقت... وقتش طلوع آفتاب تا زوال. مسافرتی برود. اگر واجب عینی باشد و فوت بشود، چرا؟ اگر می‌دانند اینجا برود به آن نماز، آنجا می‌رسد. چون این وقتش وسیع‌تر است. نماز جمعه همان اول زوال بود. بحث دور دوباره که از وجودش عدمش لازم برسد. سفر معصیتش از معصیت بودن خارج می‌شود. اصل سفر معصیت بود. همین که دارد در می‌آید. چون نهی از ضد تو گفتیم. الان به این سفر نحوه تعلق گرفته. چون ضد است. همین که دارد می‌رود سفر، این الان حرام است. می‌رود، می‌رود، می‌رود به یک جایی می‌رسد. با خواندن آن نماز، استغفاری کرده دیگر. آن جنبه نهیش برداشته می‌شود. آن به آن هی داشت به او نه گفته می‌شد. آقا نکن، نرو، نرو، نرو، نرو، نرو. رسیدی، خب رسیدی حرام نیست. شاید آن بحث‌ها اینجا هم یعنی طبق نظر شهید ثانی برمی‌آید که این‌ها آن بحث‌ها اینجا هم هستش. کاملاً می‌شود تطبیق داد.

وقت خودش نخواندیم نماز. این قضا دارد یا ندارد؟ آنی که مشهورتر است این است که قضا ندارد. روایت ابن ادریس می‌گوید که همان دو رکعتی که فوت شده، قضا بشود. قضا ندارد. راجع به عیدین و رو به جماعت هم بود دیگر. این چون به جماعت الان باز به جماعت که نمی‌تواند قضا. حالا فرضش ممکن است اینجا خیلی بحث ندارد. بله. حالا اینجا خیلی بستگی دارد. ولو فاتت، اگر از دست رفت، قضا ندارد. شهید ثانی هم مختصر فقط اقوال اینجا مطرح کرده. خب بحث خیلی بیشتر از ابن ادریس فرموده که همان دو رکعتی که فوت شده را فقط قضا کند. برخی فقها گفتند که چهار رکعت. دو تا دو رکعت. برخی فقها مثل شیخ صدوق فرمودند چهار رکعت. یعنی یک چهار رکعتی. چهار رکعت به یک سلام. این قول شیخ صدوق روایتش ضعیف است.

خب یکی دیگر از مستحبات نماز، اصفار کند. یعنی در صحرا برود نماز را بخواند. بیابان، جایی که علف و ملف و گیاه و این‌ها نداشته باشد. چرا؟ کتاب به تبعیت از اهل بیت پیغمبر و اهل بیت این‌جور دستور دادند. این کار را می‌کردند. خود امام رضا علیه‌السلام، ماجرای معروف مأمون، به شرط اینکه رفتن به بیابان ممکن باشد. فقط یک جاست که این استحباب برداشته شده، آن هم مکه است. خواندن نماز عید در خود مسجدالحرام افضل است نسبت به صحرا. ولی در مدینه در بیابان بروی بهتر از این است که مسجدالنبی بخوانی.

در نماز عید فطر مستحب است که قبل از اینکه خارج بشوی به سمت نماز، یک چیزی بخوری. در نماز عید قربان مستحب است که بعد از اینکه از نماز برگشتی، از قربانی که کردی بخوری. گفتند چون معمولاً مردم بعد از نماز عید قربانی می‌کنند. روشن است که چرا می‌گوییم این. چون یک ماه روزه بودند. مستحبی که نخورد. بله. مستحب است که از حیه به معنی قربانی. مستحب است که روز عید فطر هم با شیرینی افطار کند. سیر اهل بیت، یک چیز شیرین، خرمایی، کشمشی، شیرین باشد. یک چیز شیرین افطار کنند. اول بخورد بعد برود نماز از اهل بیت. اهل بیت با چیز شیرین. آقا در یک روایت شاذی آمده که مستحب روز عید فطر با تربت امام حسین افطار کند. پس شما می‌گویی با چیز شیرین، آنجا گفته با تربت. جمعش چه جور می‌شود؟ تعارض.

گفتند که آقا اینجا جمع تبرعی می‌کنیم. خیلی خیلی مهم است. ما یک جمع عرفی داریم، یک جمع تبرعی. البته اینجا چیزی با موهین. یک بحث جمع عرفی داریم، یک جمع تبرعی داریم. جمع عرفی آنی است که هر کس نگاه می‌کند می‌فهمد که این دو تا جمله‌ای که در ظاهر با هم تعارض دارند، واقعاً تعارض ندارد. یعنی هر کس نگاه کند می‌فهمد این‌ها عرفاً با هم‌اند. هر کس دارد یک جا را می‌زند. تعارض ندارد. معظم رهبری می‌فرمایند که هر کس که دارد اختلاف می‌اندازد مثلاً این نیروی دشمن. باز از آنور می‌فرمایند که به محض اینکه یک کاری دیدیم که با نظر ما موافق نبود، نگوییم یک کسی نیروی دشمن است. آقا این دو تا با هم تعارض. منظور چیست؟ آن منظور ناظر به چی؟ این ناظر به چی؟ جمع عرفی یعنی برای هر کسی روشن است. عرف می‌فهمد که این‌ها با هم قابل جمع‌اند. جمع تبرعی عرفاً قابل جمع نیست. به یک نحو باید دخل و تصرفی صورت بگیرد که جمع تبرعی را گفتند حجت نیست. این نکته‌ای است. جمع عرفی حجت است و جمع تبرعی حجت.

اینجا به شکل جمع تبرعی دارند جمع می‌کنند. می‌فرمایند که آقا تربت مال مریض، چیز شیرین مال آدم سالم. هم تربت خوردم هم خرما. جماعت سنت و برکه. مریض بود. احتمالاً گفتند آقا تربت را هم که می‌گویند بخوری نه اینکه هر دفعه دلت خواست در هر شرایطی بخوری. به نیت استشفا باشد. در گفتند که در آب باشد.

قبل از نماز عید، نماز عید قربان و عید فطر، نافله خواندن کراهت دارد. قبل از نماز. چون که قبل نماز، بعد نماز هم جهت. بعدش این هم برای امام هم برای مأموم. البته آنی که می‌خواهد نافله را در مسجدالنبی به جا بیاورد، اینجا مستحب است. کسی که می‌خواهد نماز عید برود، اول برود مسجد پیغمبر دو رکعت نماز بخواند، بعد برود نماز عید. این هم متابعت کار پیغمبر است. اینجا اشکال ندارد. قبل نماز عید نافله. وقت‌ها نافله مبتدعه یک جاهایی کراهت داشت. یکی از جاها همین جا بود. وقت زوال. خب چون نافله یعنی از زوال تا طلوع آفتاب تا زوال. این وقت، وقتی بود که گفتیم آقا وقت نافله نیست کسی بخواهد بخواند و این‌ها. نافله مبتدا و این‌ها. خلاصه این همان وقت می‌شود دیگر. قبل نماز عید و بعد نماز عید جفتش می‌شود وقت نافله مبتدا. در صورت نافله ندارد. فقط برای کسی که می‌خواهد در مسجد پیغمبر بخواند برود صحرا و این‌ها، آنجا اشکال. ولی خب اگر نماز عید ما در مسجد خواندیم. چون نماز عید مسجد مستحب نبود دیگر. مستحب بود که فضای باز و این‌ها باشد. ولی حالا اگر کسی در فضای باز نشد. عذری داشتیم. باران می‌آمد، برف می‌آمد. می‌خواستیم در مسجد بخوانیم. اینجا مستحب است که کسی که می‌آید داخل، اول نماز تحیت بخواند. حتی اگر دیر هم به نماز برسد و امام در حال خواندن. چون نماز عید از دستش رفته و دیگر متابعت از امام ساقط شده. بخواند مسجد. اگر هست نماز تحیتش را.

چند تا تکبیر داریم؟ این هم یک بحث دیگر. یکی از مستحبات که برخی گفتند واجب است این است که تکبیر بگوید: "الله اکبر علی ما هدانا" و این‌ها. که گفته شده چهار وقت برای نماز عید فطر، برای نماز عید قربان هم حالا عرض می‌کنم. برای نماز عید فطر بعد چهار تا نماز. اول نماز مغرب شب عید که تمام شد، تکبیر بگوید. بعد نماز عشا که تمام شد، تکبیر بگوید. نماز صبح عید را که خواندند، باز تکبیر بگوید. نماز عید هم که خواندند، باز تکبیر بگوید. چرا چهار تا نماز؟ عید فطر. عید قربان کسی که حاجی است در منا پانزده تا تکبیر. کسی که حاجی است ولی در منا نیست یا غیر حاجی است در مناست، این ده تا. برای حاجی. حالا آنی که حاجی است در مناست، این نماز ظهر روز عید قربان را که خواند، تکبیر می‌گوید. می‌آید ایام تشریق، یعنی یازدهم، دوازدهم، سیزدهم ذی‌الحجه. این‌ها را همه را می‌گوید. روز آخرش می‌شود نماز صبح روز سوم ایام تشریق. یعنی نماز صبح سیزدهم ذی‌الحجه. از نماز ظهر عید قربان شروع می‌کنیم. به ترتیب می‌آید. نماز مغرب و عشا فردا پس فردا. نماز صبح روز سوم که رسید، دیگر تمام می‌شود. پانزده یا نماز صبح دومین روز ایام تشریق. اختلاف یک روز کمتر. مال کیست؟ مال کسی که آفرین، غیر حاجی در منا است. حاجی در منا نیست. پس حاجی در منا می‌شود پانزده تا. غیر حاجی در منا و حاجی در غیر منا می‌شود ده تا. آن پانزده تایی تا نماز صبح روز سوم. این ده تایی تا نماز صبح روز دوم. بعد هر نماز.

خب گفتیم برخی هم واجب می‌دانند. گفتند چون امر شده. ولی خب شهید و مشهور فقها مستحب می‌دانند. حالا اگر یکی از نمازهای یومیه فوت شد، نماز صبح خوابمان برد. وقتی قضای آن نماز را خواند، تکبیر بعدش. اگر فقط تکبیر یادش رفت بعد نماز، هر وقت یادش آمد تکبیر. چه شکلی بگوید؟ می‌گوید: "الله اکبر، الله اکبر، لا اله الا الله و الله اکبر، الله اکبر." اگر نماز عید قربان است، این را هم اضافه می‌کند: "الله اکبر علی ما رزقنا من بهیمه الانعام."

در برخی روایات درباره تکبیر روز عید فطر و قربان به جای این حرف‌ها چیزهای دیگر گفتند. سه بار الله اکبر بگوید و بعدش بگوید: "لا اله الا الله و الله اکبر الحمدلله علی ما هدانا و له الشکر علی ما اولی." شهید می‌فرمایند که هر کدام از این‌ها را انجام بدهد جایز است. چون که ذکر خدا، ذکر الله حسن علی کلها، ذکر تو به هر زبان که گویند خوش است. خلاصه همه‌اش قشنگ است.

این هم بحث آخر ما در بحث نماز عیدین. اگر نماز عید روز جمعه باشد. نماز عید روز جمعه باشد. حالا چه کار کنیم؟ جمع بین این دو تا چه شکلی می‌شود؟ قروی با قاف. کسی که از روستا آمده. از روستا جمع شدند در شهر برای اینکه نماز عید را بخوانند. حالا این‌ها مخیرند تا نماز جمعه صبر کنند یا برگردند. انواع سنگ نماز جمعه را وجوبی بخوانند. نه، این‌ها از روستا آمده‌اند. نه اینکه شهری‌ها که رفته‌اند در بیابان. یک عده از روستا جمع شده‌اند آمده‌اند شهر برای نماز عید. آنجا خب الان نداشتند در شهر خودشان. اگر وجوب عینی داشته باشد، نایب امام و نماینده امام، خود امام این‌ها در شهرند دیگر. در روستا حالا باید دید امکانات. مخیرند تا ظهر جمعه بایستند و جوری بخوانند یا بروند. دیگر از آن‌ها هم ساقط است. مسافرند دیگر. نماز ظهرشان را می‌خوانند.

یک چیز دیگر هم هست. بستگی دارد که از روستایشان تا شهرشان آیا چهار فرسخ شده یا حالا خیلی این هم مهم نیست. اصل اینکه از روستا پا شده‌اند آمده‌اند. شهید ثانی فرمودند که فرقی بین دهاتی و شهری نیست در این مسئله. هر کس نماز عید را خوانده، می‌تواند در نماز جمعه شرکت کند. می‌تواند شرکت. شهید اول مخیر است. در ظهر صبر کند. مخیر. نماز جمعه دوباره بیاید یا نیاید. چرا؟ اگر تعینی باشد. یعنی وجوب عینی هم که دارد. می‌توانند بیایند ظهر جمعه این و نماز ظهر. بله، باریک‌الله. شهید اول جاهای دیگر فرمودند که آقا کلاً برای غیر امام تاخیری است. می‌تواند فقط برای امام واجب است که شرکت کند. اما بدبخت بیچاره امام جمعه بنده خدا. این بنده خدا باید شرکت کند. نماز عید را خوانده، دوباره باید بیاید. چون احتمال دارد تعداد به منبع کفایت برسد. به حدی که باهاش بالاخره نماز واجب بشود، برسد آماده باشد. آماده برای کار. ولی برای غیر امام تاخیری است. دوست داشتند مخیرند. می‌خواهند بیایند. نماز عید را خوانده‌اند صبح. دوست دارند نماز جمعه بیایند. ولی امام باید حتماً شرکت. شرایط کامل بشود. اگر آمد دید که شرایط نیست و این‌ها. خب از امام هم مستحب. امام در نماز عید هم اعلام می‌کند که آقا نماز جمعه هست. مردم بیایید. بله. اینجا مردم برای شرکت در نماز جمعه مخیرند.

نماز آیات. جمع آیت. آیت به معنای علامت. چرا به آن می‌گویند نماز آیات؟ به خاطر اینکه آیت‌هایی باعث واجب شدن نمازش. یک سری علامت‌هایی است که این‌ها دلالت بر قیامت. بله. مال داخل ترس قیامت و فلان و این‌ها در وجود مردم می‌افتد و شرایط قیامت و زلزله است و خلاصه خورشید و ماه می‌گیرد و خورشید می‌گیرد و فلان و این‌ها. این‌ها برایش نماز واجب است. نمازهای آیات. چند تا چیز: کسوف، خسوف، زلزله، باد سیاه، باد زرد و هر آنچه که آسمانی باشد.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

محبوب ترین جلسات شرح لمعه

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00