شرح لمعه

جلسه سی و ششم

شرح لمعه . 1393/08/19
00:23:55
2

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم. بحث به اینجا رسید که اگر خللی ناشی از شک بعد از گذشتن از محل رخ دهد، به آن التفاتی نمی‌شود. توضیح دادیم که بعد از گذشتن از محل یعنی انتقال به جزء یا رکن بعدی، البته توضیحات بیشتری دارد که ان‌شاءالله عرض خواهد شد: گاهی انتقال به جزء بعدی است و گاهی ورود به رکن بعدی.

اگر شک در محل باشد، اینجا چه کار باید بکنیم؟ حالا اگر ما عملی را اتیان کردیم، بعد از اتیان یادمان آمد که آقا این کار را انجام داده بودیم، شک در محل کردیم، شک کردیم یا یک رکن اضافه شد، اینجا چه کار باید بکنیم؟ بله، اگر رکن باشد، نماز باطل می‌شود؛ چون سهواً اگر رکن اضافه شود. اما اگر رکن نباشد، باطل نمی‌شود. چون در مورد سجده بحث بود که دو تا باید به آن اضافه شود، یعنی دو سجده با هم رکن مسمای سجده است. گفتم که خیلی بحث مهمی است و باز دوباره اینجا با آن کار داریم که همان‌ها دوباره اینجا تکرار می‌شود که قیام به چه نحوی رکن بود، رکوع به چه نحوی، بله، سجود به چه نحوی رکن بود. تمام این‌ها را اینجا دوباره بحث می‌کنیم.

حالا این آقا ایستاده، شک می‌کند که رکوع به جا آورده یا نه. الان که ایستاده، می‌گوید از رکوع بلند شدم. بعضی دیگر خیلی نمازها بامزه است؛ من کیم؟ اینجا کجاست؟ این آقا می‌رود رکوع. رکوع که می‌رود، قبل از اینکه سرش را بردارد، یادش می‌آید که انجام داده، یعنی ایستاده بود، شک کرد من رکوع کردم یا نه، گفت می‌رویم رکوع. نکرد. رکوع دوم، سهواً. این است که اینجا شک در محل و نمازش باطل می‌شود. در خود محل دارد اضافه می‌کند به رکن، چون که ما در رکوع، ذکر و طمأنینه و فلان و این‌ها را خود رکوع نمی‌دانیم، زائد بر رکوع می‌دانیم. صرف خم شدن را رکوع می‌دانیم. یه خرده خم شده بود، یادش آمد که رکوع رفته. ما صرف این خم شدن و این انحنا و فرود آمدن را رکوع می‌دانستیم، اگر خاطرتان باشد. ذکرش و این‌ها چیز زائدی بر رکوع است. خب چون ذکر هم نگفته، رکن را اضافه کرده، نمازش باطل می‌شود.

شک در محل است. خب بعد از محل باشد که اشکالی ندارد. بعد از محل گذشت، شک می‌کند که آقا من رکوع را اصلاً به جا آوردم یا نه؟ بعد از محل، اگر شک در محل باشد، اضافه می‌شود دیگر. رکن از این جهت باطل می‌کند. اگر غیر رکنی را فراموش کنیم، تشهدش را فراموش کند، مثلاً سلام را، می‌گوید آخر نماز فراموش نمی‌شود. حمد را مثلاً فراموش کند، چه می‌دانم ذکر رکوع و سجده را فراموش کند. این‌هایی که غیر رکن است، یادش هم نمی‌آید. می‌گذرد از محل هم رد می‌شود، اینجا چه کار می‌کند؟ بعد از محل و در محل شک در غیر رکن. بعد از محل کلاً، قاعده فراغ و تجاوز پیاده می‌شود. تجاوز می‌کنیم، اینجا به این فراموشی توجه نمی‌کند، یعنی نمازش به واسطه این فراموشی باطل نمی‌شود.

رکوع، ذکرش را بعداً در سجده که می‌رود با خودش می‌گوید من رکوع ذکر گفتم یا نگفتم؟ درست گفتم؟ من «سبحان ربی العظیم» گفتم، «سبحان ربی الاعلی» گفتم؟ صلوات. چون برخی، ذکر این‌ها را در همدیگر مبطل می‌دانند، ولی حضرت آقا به نظرم مطلق ذکر اگر باشد، مبطل نیست. مکارم مبطل می‌داند ذکر رکوع در سجده گفته شود، ذکر سجده در رکوع گفته شود، در صورت من الان در رکوع، ذکر رکوع گفتم، ذکر سجده گفتم. خب این‌ها مواردی است که زیاد پیش می‌آید برای آدم. اینجا شک بعد از محل است. اگر شک بعد از محل باشد، نسیان در غیر رکن هم هست. بعد از محل که رکن باشد یا غیر رکن باشد، چه کار می‌کند؟ تجاوز دارد. نمی‌خواهد دیگر انجام دهد. اما اینجا سجده سهو یا قضای آن یا هر دو واجب می‌شود.

گاهی باید فقط سجده سهو به جا بیاورد بابت این غیر رکنی که فراموش کرده. گاهی فقط سجده سهو دارد. گاهی هر دوتاش، عرض کنم که قضا و سجده سهو هر دو. مثلاً بله، دومی را یادش رفته. خود تشهد بعد از نماز به جا می‌آورد. اگر صلوات در تشهد یادش رفته، بعد از نماز سجده سهو به جا می‌آورد. اگر عرض کنم که یک سجده را یادش رفته، این بعد از نماز هم سجده خودش را و هم سجده سهو را به جا می‌آورد. معمولاً گاهی می‌گویند سجدتین، سجده سر سلام و تشهد. حالا اگر غیر رکن را فراموش کرد ولی محلش نگذشته، اینجا چه کار می‌کند؟ یعنی در محل هنوز بلند نشده از تشهد، شک می‌کند که صلوات فرستاد یا نفرستاد. فراموش شده که می‌گوییم محل این محل جزئی، این محل جزئی چیست؟ یعنی چه؟ محل بعد از محل، در محل، این یعنی چه؟

دو نوع: یک وقت هستش که از این جزء رد شده و به رکن بعدی وارد شده. این می‌شود رد شدن از محل. نه به رکن، یعنی جزء تا رکن برسد، هنوز در محلش است. درست شد؟ یعنی تشهد تا قیام، رکوع تا سجده، سجده تا قیام مثلاً دوباره. حالا قیام اگر متصل به رکوع بدانیم یا قیام اول. تمام قیام‌های نماز را نمی‌گویند. تازه آن ظاهراً قیام اول است. قیام همراه با تکبیرة‌الاحرام. بحث مفصلی است، خیلی هم خوب عرض شد که بحث‌های مهمی است. ولی خب در مجموع، آنی که خیلی اصل در نماز رکوع و سجده است. این دو تا در رکعات رکن اصلی است. یک جزئی مابین این دو تا باشد، تا وقتی طرف به رکن بعدی وارد نشده، هنوز محلش است، می‌تواند انجام دهد. یک وقت اینجور است. یک وقت هم اینجوری است که اگر بخواهد به آن جزء برگردد، رکن اضافه می‌شود. پس دو نوع رد شدن از محل داریم: یک وقت این است که از محل رد شده، وارد رکن بعدی شده. یک وقت وارد رکن بعدی نشده ولی اگر بخواهد به این برگردد، یک رکن به نماز اضافه می‌شود.

این‌ها بعد از محل است. هنوز سجده نرفته، بخواهد دوباره در رکوع برود، ولی طرف مثلاً در قیام است، دارد می‌رود سجده. درست شد؟ شک می‌کند که مثلاً مثال بهتر بزنیم: مثلاً طرف در تشهد است، می‌خواهد بلند شود. درست شد؟ شک می‌کند که شهادت به رسالت پیغمبر داد یا نداد. آماده بلند شدن است، هنوز وارد رکن بعدی نشده. یا بر فرض اصلاً بلند هم شده، بله، قیام را اگر ما مطلق قیام‌ها را رکن ندانیم، برگشتن هم مستلزم این نیست که رکن به نماز اضافه شود از قیام. آره، این هنوز در محل است. ولی اگر به نحوی باشد که برگشتنش موجب زیاد شدن رکن شود، یا از جزء منتقل به رکن بعدی شده، شک بعد از محل است.

بحث‌های خیلی مهمی است این بخش خلل. مهم‌ترین بخش صلات بعد از محل است. برخی فقها مثل حضرت امام به نظرم، سید مصطفی و مرحوم شیخ عبدالکریم و این‌ها، فقط همین بخش خلل نماز را کتاب دارند، یعنی مهم‌ترین بخش صلات همین تکه است. کتاب قطور هزار صفحه فقط بخش خلل. بحث اجتهادی خیلی مهمی است بحث خلل دارد که اینجا را خیلی فقها بهش احترام می‌کنند. بله، آن هم حالا این بخشش خب خیلی مهم است دیگر. دوران بین بطلان و صحت دارد. یک خرده جابه‌جا بشود، نماز باطل می‌شود. آن هم با ریزه‌کاری‌هایی که طرف بله، نمی‌تواند بنا را بر صحت بگذارد. اصل نیست، خیلی جاها اصل بر صحت، اصل بر این است درست و فلان و این‌ها. اینجا دیگر ریزه‌کاری دارد.

شک بین سه و چهار کردی، شکی بین ۲ و ۴ کرده، و خود سجده سهو کجاها می‌آید، کجا و قضایش را هم به جا بیاورد. کجا اصلاً نماز باطل می‌شود. بحث خیلی بحث مهمی است. ما مثال بزنیم برای وقتی که پس اصل این قاعده که روشن شد دو جاست: رد شدن از جزء یعنی گذشتن از محل، یا اینکه اگر بخواهد برگردد. حالا اگر وارد رکن بعدی شده، مثالش یک سجده و تشهد فراموش کرده، وارد رکعت بعدی شده. هنوز به رکوع نرفته، ایستاده ولی هنوز رکوع نرفته. تشهد بلند شده، رکوع نرفته. وارد رکن بعدی نشده. هنوز در محل است. اگر برود رکوع، این دیگر وارد رکن شده. وارد رکن بشود، از محل دیگر گذشته. مطلق قیام را ما مطلق قیام را گفتیم که رکن است. قیام متصل به رکوع. برخی آن را قائلند که آن قیامی که می‌چسبد به رکوع، یعنی از آن قیام می‌رود در رکوع، همان لحظه، همان آنی که متصل به رکوع می‌شود، آن قیام، قیام رکنی است. قیام اولش. اگر شما اقتدا کردی، امام جماعت در رکوع است، قیام متصل به رکوع نداشتی، نماز باطل است. یعنی الله اکبر بگوید، برود پایین. الله اکبر بگوید، یک طمأنینه، یک قیامی.

مثال بعدش: شما حمد و سوره را یا حمد خالی را خوندی، بعد یادت می‌رود که اعرابش را درست گفتی یا نگفتی. «غَیرَ» خوندی، «غَیرِالمَغضوبِ» خوندی، چی چی خواندیم؟ حمد تمام شده، الان در سوره‌ای. رکن نیست. به طریق اولی هنوز شما توی مدل دوم هستی. شما از جزء رد شدی، بخواهی برگردی، رکن اضافه نمی‌شود. این هنوز در محل است. اگر رکن اضافه شود که از محل گذشت. مثالش: ذکر سجده را فراموش کردی. اضافه می‌شود دیگر. شما در محل نیستی. شک در آن موقع می‌شود شک بعد از محل. من ذکر سجده را یادم می‌رود. آقا من نوک شستم که الان رفتم روی زمین بود، ذکرش را گفتم؟ درست گفتم؟ غلط گفتم؟ طمأنینه داشتم؟ نداشتم؟ ذکرش، واجباتش، این‌ها را خلاصه آدم دارد شک می‌کند. اگر سرش را از سجده برنداشته، این نباید برگردد. اگر سر از سجده برداشت، دوباره بخواهد برگردد، رکن اضافه می‌شود. برخی مطلق سجود را رکن می‌دانند، ولی خب «سَجدَتَینِ» یادتان هست دیگر بحثش.

خب من اگر شک کنم که ذکر گفتم یا نگفتم، بلند شدم. همین که بلند شدم، شک کنم که ذکرم را درست گفتم؟ طبق این نظر که شما مسمای سجده را رکن بدانی که مثال می‌زنم، سجده اشتباهی، عادت که می‌رفتی در سجده غیر از نماز می‌گفتی قبل از نماز، اگر رفته باشد. ما اگر مطلق سجود را رکن بدانیم، یعنی مسمای سجود را رکن بدانیم، این همین که دو تا سجده بشود، یک دانه اضافه بهش بشود، نماز باطل می‌شود، به رکن اضافه ندیدم. اگر ذکر رکوع را فراموش کند یا واجبات. سر از رکوع برداشت، دیگر شک بعد از محل، چون می‌خواهد برگردد، رکن اضافه می‌شود. سجده نرفته از جهت اینکه وارد رکن بعدی شده نیست. برگردد، رکن اضافه می‌شود.

حالا اگر ما رکنی را فراموش کرده بودیم، شما باز دوباره همین حالت را دارد تا وقتی که داخل رکن بعدی نشدی، باید برگردی و آن را به جا بیاوری. مثلاً شما رکوع نرفتی، هنوز سجده نرفتی. زمین عضو دیگر مهم نیست. جبهه و این‌ها. بله، آماده هستی و می‌پرسی من رکوع رفتم، نرفتم؟ انجام بده. یا از سجده بلند شدی، قیام کردی، مسبحات را هم داری می‌گویی، تسبیحات را داری می‌گویی. اینجا عرض کنم که هنوز چون رکوع نرفتی، وارد رکن بعدی نشدی. در سجده شک می‌کنی، برمی‌گردی انجام می‌دهی. حالا اینجا اگر ما به این سجده اضافه می‌کنیم، شک کرد که یک دانه سجده به جا آورده یا دو تا؟ این موجب اضافه شدن رکن نمی‌شود. اگر بستگی دارد، اولاً اینکه باید ببینی که بعد از محل است یا قبل. تازه بعدش آیا بفهمد که الحمدلله جا افتاده، مطلب را تفکیک کردیم بین این مطلب با آن مطلب قبلی که گذشتیم که گفت: آقا نماز باطل می‌شود. اینجا می‌گوید برمی‌گردد انجام دهد. یعنی چه؟ آنجا گفت باطل می‌شود، اینجا می‌گوید برمی‌گردد انجام می‌دهد.

یک دفعه یادش بیاید، ولو واقعاً. عندالواقعاً سه تا رکن به جا آورده. یک مورد فقط هستش که آقا این رکن دیگر برگشت‌پذیر نیست، شما اگر شک کنی در آن، نمازت باطل است. کجاست؟ اینجا رکنی نیست که برمی‌گردی در محل باشد، بعد از محل و فلان این‌ها ندارد. یعنی شک در او اصلاً شکی در ورود در نماز است. در بقیه علی فرضین که ما در نمازیم، شک می‌شد که این به جا آورده یا نه، هستیم در نماز یا نه. بعدی هم نرسیدی شما رکن بعدی انجام بده. اگر از رکن رد شدی که هیچی. نداشته باشد، رضا.

تکبیرة‌الاحرام. طرف دارد حمد می‌خواند، شک می‌کند. نماز جماعت گاهی برای آدم پیش می‌آید. گفتم اینجا طرف فکرش درگیر چک بوده، با یکی دعوا کرده، این‌ها. خلاصه باید صف وایسد. بله، ذهنش خودش مبتلا بشود. پس بطلانش به خاطر این است که بین تکبیرة‌الاحرام و نیت مقارنت و مقاومت باشد. باید این دو تا به هم چسبیده باشد، با هم باشد. نیت کند، تکبیر بگوید. درست شد؟ الان اینجا نیت بوده، تکبیرة‌الاحرام نیست. شک داریم این وسط خالی است. درست شد؟ از این جهت نماز باطل است، نماز منعقد نشده است. شهید اول تکبیرة‌الاحرام را استثنا نکرد. نفهمید که اگر قبل از گذشتن از محل، رکن فراموش بشود، بعد این را بگوید که غیر از تکبیرة‌الاحرام. چرا؟ چون استثنا نکرد. محل هنوز رد نشدی، یادت بیاید که رکن به جا آوردی یا نه. خب بگو که غیر از تکبیرة‌الاحرام. تنها چیزی بود که باطل می‌کرد دیگر. این سؤال از شهید ثانی انگار داری می‌پرسی. چرا ایشان استثنا نکرد؟ احتیاج به استثنا کردن ندارد، چون ما در مورد نماز صحیح داریم بحث می‌کنیم. در نماز صحیح، اگر رکنی هنوز از محل نگذشته، شک بکند به جا آورده یا نه، باید برگردد انجام دهد. نماز صحیح داریم صحبت می‌کنیم. نماز صحیح نیست که ایشان بخواهد بگوید که آقا هر رکنی که هنوز از محل نگذشته، برگردد انجام دهد، غیر از تکبیرة‌الاحرام که ولو از محلش هم نگذشته ولی نماز باطل است. چرا؟ چون اصلاً نمازی نیست. نماز نیست. ما داریم در مورد نمازها صحبت می‌کنیم. آن‌هایی که در نماز است. این اصلاً خارج از نماز است. به قول اصولیون، تخصصاً خارج است. تخصصاً خارج است. تخصیص دایره. تو در یک مجموعه هستی، تخصیصش می‌زنی، می‌بریم، برش می‌دهیم، می‌اندازیم کنار. ولی وقتی یک چیزی در یک چیز دیگر نباشد، خارج کنی که آن خودش تخصصاً خارج است. خروج دارد، نه اخراج. خودش نیست. بنده شما را، شما آقای دانشجوی دانشگاه شریف را از حوزه علمیه قم اخراج می‌کند، طلبه را اخراج می‌کند. تکبیرة‌الاحرام اخراج نمی‌کند. چرا؟ چون اصلاً نیست که بخواهند اخراجش کنند. در دایره نیست. بیرون است. این هم از این مطلب. بله، سجده سهو را ان‌شاءالله فردا، قضا و سجده سهو را ان‌شاءالله فردا.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

محبوب ترین جلسات شرح لمعه

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00