شرح لمعه

جلسه سی و هفتم

شرح لمعه . 1393/08/23
00:35:51
3

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم

بحث ما درباره خلل در نماز است. اینکه در نماز اگر چیزی از اجزا کم شود، اگر عمدی باشد، نماز باطل می‌شود؛ اما اگر سهوی باشد، نماز باطل نمی‌شود، که البته قواعد و فرمول‌های خاص خود را دارد. بحث شک هم با توضیحات خود، در جای خود بررسی خواهد شد.

در بحث خلل سهوی، به اینجا رسیدیم که اگر چیزی از رکن سهواً فوت شود، باز هم نماز باطل می‌شود. یعنی اگر نیت، تکبیرة‌الاحرام، قیام، رکوع یا دو سجده سهواً کم یا اضافه شود، نماز باطل است.

حالا بحث ما به اینجا می‌رسد که اگر خلل در غیر رکن باشد و سهواً کم شود و محلش نیز گذشته باشد (یعنی بعد از محل مربوطه متوجه شویم)، اینجا باید قضای آن را به جا آورد. در قسمت قبل، سهواً اتفاق افتاده بود و شما هم متوجه شده بودید. یعنی بالاخره بعد از نماز فهمید که یک دانه اضافه کرده یا در خود نماز فهمید که اضافه کرده یا کم. اگر اصلاً نفهمی، خب دیگر حکمی ندارد و نماز باطل نیست؛ یا اینکه چون نمی‌داند، اصلاً نمی‌داند نمازش...

اینجا اگر فراموش کرد و رکن هم نبود و بعد از محلش بود، دو چیز را باید قضایش را به جا آورد:
نماز که تمام شد، اگر دو چیز سهواً فوت شده بود، باید قضایش را به جا آورد:
۱. یک سجده (نه دو سجده، چون دو سجده رکن است. اگر دو سجده با هم فوت شود، نماز باطل است. اما اگر فقط یک سجده فوت شده باشد). یعنی فهمید که آقا، ما در آن رکعت (ویدیو چک کرد بعد از نماز)، یک سجده کم داشتیم.
۲. تشهد و سجده. اگر این دو سهواً از نماز کم شوند، چون رکن نیستند، باید قضایشان به جا آورده شود. نماز که تمام می‌شود، یک سجده را باید دوباره به جا آورد و تشهد را باید دوباره به جا آورد.

بحثی درباره صلوات هم هست. امروزه در فتوای حضرت امام و امثال ایشان، همین دو مورد (تشهد و سجده) را شرط می‌دانند؛ اما در کتاب لمعه و اینها، بحث صلوات را هم مطرح کرده‌اند. اگر یک صلوات در تشهد را فراموش کرده باشد، یا صلوات را ناقص فرستاده باشد، یا حواسش نبوده و بخشی از صلوات را فراموش کرده باشد، این را هم باید قضایش را بعد از نماز به جا آورد.

چیز دیگری که شهید ثانی می‌فرمایند، این است که اگر یکی از دو تشهد را فراموش کرد (شهادت به وحدانیت خدا و شهادت به رسالت پیامبر)، یعنی یکی از این دو شهادت را فراموش کرده بود، دوباره باید بعد از نماز، قضای تشهد را به جا آورد. وقتی گفته می‌شود تشهد، یعنی اگر یکی از شهادتین کم شده باشد، نه تشهد نسبت به صلوات که خیلی مهم‌تر است؛ شما درباره صلوات می‌گویید که اگر فوت شد، باید قضایش را به جا آورد، و اگر در تشهد، یکی از شهادتین گفته نشده باشد، قضایش را نمی‌خواهد؟ نه، آنکه خیلی مهم‌تر است. پس بهتر است بعد از نماز برایش به جا آورد.

بعد از نماز که تمام می‌شود، یک تشهد خالی، بدون اینکه تکبیر بگوید و چیزی بگوید، به این شکل: «۱۲ السلام علیکم و رحمة الله و برکاته، اشهد ان لا اله الا الله وحده» را می‌گوید و سپس یک سجده خالی می‌رود (یک سجده). اینها سجده سهو هم کنارش می‌خواهد. در کنار این دو (تشهد و سجده) که فوت شده، تشهد را به جا می‌آورد و سجده سهو هم می‌رود. سلام نمی‌دهد. مگر سجده فوت شده باشد؟ سجده را می‌رود، بلند می‌شود، دوباره سجده می‌رود، بلند می‌شود، تشهد، سلام انجام می‌دهد.

خب، حالا اگر فقط صلوات بر پیغمبر را فراموش کرده باشد، یا فقط صلوات بر آل را فراموش کرده باشد، اینجا بهتر است بگوییم که قضای صلواتش را بفرستد، یک تکه از صلوات را فراموش کرده است. همان‌طور که سایر اجزای تشهد، غیر از صلوات، قضا ندارد؛ چون بقیه چیزهای دیگر، غیر از خود همان تشهد و اینها، دیگر قضا ندارد. بنا بر نظر بهتر، ایشان می‌فرماید که دو قول است، بهترش این است که غیر از صلوات هم کلاً در اجزای تشهد، اگر چیزی فوت شده باشد، این احتیاج به قضا دارد.

اولاً، اینجا یک تکه بحث قشنگ و فنی داریم. کلاً درس ما دو سه روزی شاید یک خرده بحث فنی داشته باشد، بعداً دیگر می‌افتیم توی سرازیری تا آخر کتاب صلات، بحثمان ساده است. یک خرده تکه‌هایی امروز بحث فنی ساده است، چیز خاصی نیست.

شهید اول می‌فرمایند که هر تکه‌ای از تشهد را اگر شما فراموش کردی و یادت آمد، باید تشهد و قضایش را به جا آوری. شهید ثانی می‌فرمایند که هیچ تکه‌ای از تشهد را اگر فراموش کردی، قضا ندارد. حالا استدلال شهید اول چیست؟ شهید اول می‌فرمایند که وقتی کُلِش قضا دارد (یعنی گفتند اگر تشهد را به جا نیاوردی، باید قضایش را به جا آوری)، وقتی کل تشهد قضا دارد، کل از چه چیزی تشکیل می‌شود؟ از جزء جزء. خلل وارد می‌شود. درست شد؟ تشهد به جا نیاورده. شهید ثانی کلیت کبری را قبول ندارند. اینکه همیشه جزء جزءش همه باید باشد که آن کل بشود، خیر. خود نماز، قضایش کجا؟ مفصل جواب می‌دهند.

ایشان می‌فرمایند که ما کلیت کبری را قبول نداریم. بدون کلیت کبری که این نتیجه ندارد. نماز را ما قضایش را به جا می‌آوریم، ولی بیشتر اجزای نماز قضا ندارد. شما اگر نماز نخواندی، باید قضای نمازت را به جا آوری، ولی خیلی چیزهای نماز هست که شما اگر انجام ندادی، قضا ندارد. شما نمی‌توانی بگویی که آقا، پس جزءِ کُل تابع جزءِ جزء است. خیر، کسی این را نگفته. روشن است عرض بنده؟

چه جور شما نمی‌گویی: «اگر ما فقط در مورد تشهد و سجده گفتیم، اگر شما به جا نیاوردی، قضایش را به جا آوری، در غیر...» حالا ما در غیر رکن، آقا ذکر رکوع یادمان رفته بود، یک چیز دیگر گفتیم، حواسمان نبود، با طمأنینه نداشتیم، در رکوع تکان می‌خوردیم. درست شد؟ یا مثلاً در حال حرکت، حواسمان نبود در حال حرکت ذکر گفتیم که نباید آدم در حال حرکت ذکر بگوید. تکبیر در راه است، بلند می‌شود، دارد می‌رود پایین، «الله اکبر»، دارد بلند می‌شود، «الله اکبر». خب، اگر سهوی بوده، اگر سهوی بوده، این الان به جزء خلل وارد شده. به جزء که خلل وارد شده، طبق نظر شهید اول باید به کل هم خلل وارد شده باشد، نمازش را قضا کند. پس ما کلیت کبری را قبول نداریم که هر جا به جزء خلل وارد شد، به کل هم خلل وارد شده باشد. خود نماز قضایش به جایش قضا به جا آورده می‌شود، ولی خیلی از اجزایش وقتی سهواً انجام داده نمی‌شود، قضا نداریم. این از ثانیه.

ما در غیر از صلوات، هیچ جای دیگر تشهد را به ما نگفتند که شما قضایش را به جا آوری. یعنی خود شهید اول قائل به این نیست. خود شهید اول می‌فرماید که فقط در تشهد صلوات را اگر شما انجام ندادی، باید قضایش را به جا آوری. چه‌جوری در مورد بقیه جاهای تشهد شما این حرف را نمی‌زنی؟ فقط به اینجا که می‌رسی این را می‌گویی؟ مگر نمی‌گویی که آقا «کُل تابع جزء» است؟ عرض بنده را خوب دقت کنید. اینها مدل اشکال گرفتن، تله‌های فقهی‌ای است که آدم باید به آن دقت کند. این از خود طرف یک جمله آدم پیدا کند و با این قاعده‌ای که دارد می‌گوید تطبیق دهد، ببیند که این قاعده با آن حرف جور درنمی‌آید، قاعده‌اش را زیر سؤال ببرد. وقتی که قاعده مال اوست (نه قاعده عقلی باشد)، یعنی او قائل به این قاعده است.

قاعده را قبول نداریم؛ چون خود شهید اول هم فقط در تشهد صلوات را قضایش را واجب می‌داند. یعنی می‌گوید اگر صلوات فرستاده نشده در تشهد، باید صلوات را بعداً به جا آوریم. مگر خود شهید اول نمی‌گوید که «کل تابع جزء» است؟ پس چرا فقط در مورد صلوات این حرف را زده؟ در مورد همه جا باید بگویی. آقای شهید ثانی، حالا ما یک ایراد می‌خواهیم به شما بگیریم. شما اگر از این راه واجب نمی‌دانی، از چه راهی واجب می‌دانی؟ شما مگر نگفتی شهادتین را اگر نگفت، یکی از شهادتین را اگر نگوید، و قضای تشهد به جا آورد؟ شما گفتی که «کل تابع جزء» نیست. پس اثبات بکنی که این شهادتین اگر یکی‌اش به جا آورده نشده، باید انجام دهد.

من از این راه می‌گویم که اسم تشهد اصلاً رویش است. تشهد یعنی شهادت باید داشته باشد. شما وقتی یکی از دو شهادت را نمی‌گویی، خود این اسم می‌رود روی هوا، به اسم خلل وارد می‌شود، دیگر نمی‌شود اطلاق تشهد به آن کرد. از این جهت که نمی‌شود اطلاق تشهد به آن کرد، من این ایراد را می‌دانم، نه از جهت اینکه «کل تابع جزء» است. روشن شد؟ بله. شهادتین، تشهد همین تشهد معروف شرعی باشد. یعنی همه اینی که بهش می‌گوییم تشهد، یعنی «اشهد ان لا اله الا الله» تا صلوات و اینها، تا آخرش. همه این پکیج را با هم بگوییم تشهد. ولی وگرنه اگر تشهد، تشهد اسمی باشد، شهادت. وقتی شما یک تکه از شهادت غلط است، درست؟

حالا قضای اینها را که عرض کردیم چه مدلی باید به جا آورد؟ نماز که تمام می‌شود، اینها را به جا می‌آورد. منظور از قضا که می‌گوییم باید قضا به جا آورد، نه یعنی آن قضای شرعی که می‌گوییم قضایش را به جا آورد؛ یعنی وقتش گذشت و تمام شد و رفت. نه، قضای لغویش منظور است. آیا قرآن در مورد نماز جمعه می‌گوید وقتی که نماز قضا شد، «حالا در زمین پخش شوید تا غروب»؟ قضای شرعی منظور نیست، قضای لغوی منظور است. قضا یعنی به جا آوردن. نماز وقتی به جا آوردید، قضای سجده و اینها هم یعنی همین که به جا بیاوری، وقتش تمام شود. نماز دم غروب، یک دانه بخوان. نماز لب طلا. حالا نماز که قضا شد، حالا قضای تشهدت را به جا بیاور. نه، یعنی همان‌جا که نماز تمام شد، تنگش یک دانه.

و گفتیم که کنار اینها، سجده سهو هم به جا می‌آورد. حالا بهتر این است که اول سجده سهو کند، بعد قضا را به جا بیاورد یا اول قضا را به جا بیاورد؟ صبر. کدامش بهتر است؟ بهتر این است که اول قضا را به جا بیاورد. یعنی تشهدی که قضا شده یا سجده‌ای که قضا شده، اول خودش را به جا بیاورد، بعد سجده سهو را به جا بیاورد.

بحث خیلی مهم و قشنگی داریم. یک دقتی داشته باشید. حالا در بحث می‌رویم، الان در بحث سجده سهو. گاهی ممکن است یک نفر یک نماز خوانده، ده تا سجده سهو دارد. تداخل اسباب، به قول امروزی‌ها، تک‌تک را به جا آورده. خلاصه، اگر ما چیزی قضا داریم، الان اگر سجده سهو هم از جاهای دیگر داریم، برای خودمان اول سجده سهو همین قضا را به جا بیاوریم، بعد سجده سهو چیزهای دیگر را به جا بیاوریم. یعنی من وسط نمازم یک کلمه اشتباهی گفتم، یک «آخ» گفتم، خمیازه کشیدم و یک «وایی» هم همراهش گفتم، و هی مثلاً یک دانه تشهدم یادم رفت (خیلی نماز باحالی خوانده دیگر، خدا ازش قبول کند)، یادش رفت و خلاصه شک بین چهار و پنجم کرده، سجده سهو می‌آورد. الان سه تا چیز سر جای سهو دارد، یک دانه همراه قضا است، دو تا بدون قضا. درست؟

اونی که همراه قضا است را مقدم کند. یعنی تشهد با دو تا سجده سهو. نیتش معین باشد که حالا سجده سهو، آن هم این یکی هم تک‌تک سجده سهو فقط خود سجده سهو نیست. سجده سهو می‌رود، پا می‌شود، تشهد، سلام می‌دهد، دوباره سجده سهو بعدی با تشهد و سلام. دوباره سجده. همه اینها با همدیگر. پس ترتیب ندارد. ترتیب ندارد نه. اول کدام بوده؟ آها، یک بحثی که اگر یکی‌اش مقدم بوده، مثلاً یکی‌اش رکعت اول بوده، یک دانه سجده رکعت اول، رکعت دوم. اینجا می‌آییم اول قضای سجده با سجده سهوش، بعد قضای تشهد با سجده‌اش. بستگی دارد دیگر. اگر سجده مال رکعت سوم است، مثلاً تشهد اول می‌شود. بستگی به رکعت دارد.

اول قضای آن اجزای فراموش‌شده را به جا بیاورد، بعد سجده سهویش را انجام دهد. همان‌طور که مقدم کردن آن اجزا بر سجده سهوی که غیر از همین بحثی که گفتم دیگر (یعنی یک سبب دیگری هم غیر از این داشتیم که سجده سهو می‌آورد)، اینجا باز بهتر است که همانی که همراه قضا بوده را اول به جا بیاورد، بعد آن یکی را. این نظر شهید ثانی است. حتی اگر از جهت زمانی هم تقدم داشت، باز بهتر است که این جلو بیاید. دوم بوده، آنی که قضا ندارد، فقط سجده سهو دارد، در رکعت اول بوده، ولی باز اینی که قضا دارد را جلو بیندازد. درست شد؟ این هم باز شهید ثانی به آن اشاره می‌فرمایند.

شهید اول می‌فرمایند که مقدمه می‌خواهد، رکعتش هم مقدم باشد یا نباشد. شهید اول می‌فرمایند که آنی که قضا دارد، مقدم می‌شود. با اجزای نماز ارتباط دارد؛ چون هنوز یکی از نماز انگار نیست. هنوز تشهد نیست. انجام دهد، بعدش بخواهی بیایی تشهد با سجده نه. هنوز نمازت کامل شکل قالب نماز شکل دهد. خالی داشت، خالی دارد، چیست؟

این چند مورد سجده سهو خالی دارد. این پنج موردی که می‌خواهیم اشاره بکنیم، تقریباً بحث ساده است. تشکیلات فقط یک خرده مطلب دارد. آن هم خیلی مطلبی تقریباً ساده شد دیگر. پنج آقا فقط آره. خیلی چیز خاصی ندارد، الحمدلله. بحث شیرین و جذاب.

آمدیم گفتیم که نماز باطل می‌کند اگر در رکن باشد، سهو داشته باشی، سهواً کم کنی، سهواً اضافه کنی. نمازت در غیر رکن، یک سری چیزها هست وقتی که سهواً فوت شده، هم باید قضایش را به جا بیاوری، همسر تشهد، سجده. بحث صلوات هم بود. بحث خود یکی از دو تا شهادتین تشهد هم این چهار تا آنجا اشاره کردیم. طبق بیان گفتیم که فتوای رایج همان تشهد و سجده، یک تشهد کامل با یک دانه سجده. در فتوای رایج فعلی، حتی خیلی بحث سجده سهو هم نیست. احتیاطاً گفتند که احتیاطاً سجده سهو هم کنارش به جا آورید. یک سری جاها پس هم قضا بود، هم سجده سهو. ولی یک سری جاها فقط سجده سهو. پنج.

یکی قاعده کلی‌اش این است که هر چیزی که عمداً نباشد و خلل هم وارد نکند، یعنی سهواً کم یا زیاد شود و مبطل هم نباشد، غیر از این سجده و تشهد و اینها، هر جا سهواً کم و زیاد شده و خللی هم وارد نمی‌کند و مبطل نماز نیست، سجده سهو دارد. حالا مواردش را می‌خواهیم بررسی کنیم.
یک: حرفی سهواً زده است. اشتباهی یک چیزی گفته، «آخ، وای، سوسک، فلان، آتیش، نمی‌دانم چی، خاموش کن». «الله اکبر» قضیه می‌آید دیگر. «الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر» به نیت ذکر مطلق. اگر اشکال ندارد «الله اکبر» خودش را به این قصد بگوید «الله اکبر، الله اکبر» رکوعش است. ولی وسط سوره حمد «بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین، الله اکبر الرحمن» اختلافی است که ظاهراً به این نحوش مشکل‌دار می‌کند جمعیت ذکر. اگر بعد مفصل بحث بکنیم.

دوم: طرف در رکعت اول و دوم سهواً سلام داده است. گفت شهید اول، شهید نه خیر. هر جای نماز، نه فقط رکعت اول و دوم، هر جای نماز اشتباهی سلام داده است. اول باشد، دوم باشد، سوم باشد، یک چهارم. دیگر الکی سلام اول سلام داده شود. گفته، مثلاً این فرقی نمی‌کند هر جای نماز باشد، سجده سهو. این هم مورد دوم. پس مورد اول کلام سهواً باشد. مورد دوم سلام دادن. سلام مکی چیست؟ این بحث بود که گذشت که شما بله. «السلام، السلام علیکم و رحمة الله و برکاته». برخی گفتند که همین یک عبارت است و اصلش را مرحوم شهید در همان «السلام علیک ایها النبی و رحمة الله و برکاته» هم کافی می‌دانستند که همان هم اگر گفته باشد. سه تا قول بود، آنجا مفصل بحث. یکی فقط گفته چی می‌شود؟ بعد با کدام از نماز در می‌آید؟ با کدام نیت خروج از نماز بکند؟ اگر مبطل بر او سر زد، توی وسطی بود، سلام دوم بود، مبطل سر زد، یعنی نماز باطل نیست؟ چه جور؟ اینها بحثش مفصل است.

مسئله سوم: یعنی سومین جایی که سجده سهو واجب می‌شود، همان قاعده کلی‌اش بود که عرض کردم: هر زیادی و کمی که مبطل نماز نباشد. حالا دلیلش را شهید ثانی می‌فرمایند که روایت سفیان بن سَمْت. در این روایت اینجور فرمودند. خیلی نکته قشنگی است اینجا از عبارت شهید اول و روایت. یعنی شهید اول فرمودند که تعبیر شهید اول چی بود؟ شهید اول فرمودند که: «لتکلّم ناسیاً و لتسلیم فی الاولین ناسیاً و لزیادةٍ و نقیصةٍ غیر المبطله». زیاده و نقیصه‌ای که مبطل نباشد. درست شد؟ شهید اول اینجور فرموده. قید نزدن که واجب یا مستحب. روایتم قید نزد که واجب یا مستحب. من در واجبات چیزی زیاد بکنم یا کم بکنم که مبطل نیست. یا در مستحبات چیزی را زیاد بکنم یا کم بکنم که مبطل نیست. درست شد؟ دو تا خروس. بله. قنوت رکعت اول. یک دانه قنوت گفتم. رکعت دوم قنوت گفتم. رکعت سوم قنوت بر فرض. یا اول قنوت گفتم، حواسم نبود، رفتم رکوع، بلند شدم، دوباره قنوت گفتم. یادتان هستش که حتی گفته بودند که شما می‌توانی در رکعت دوم قبل رکوع قنوت به جا آوری یا بعد رکوع به جا آوری. این را هم داشتیم. هم قبل رکوع هم بعد. این مستحب را اضافه کردم. این هم سجده سهو دارد. مستحبی را سهواً اضافه کردم.

از عبارت شهید اول و آن روایت برمی‌آید که انگار مستحب هم دارد. ولی شهید ثانی می‌فرمایند: نه خیر. فرمایش ایشان است. ایشان می‌فهمند که ما بهتر است که این کم کردن و نقصان مستحب موجب سجده سهو ندانیم؛ چون که اجزای مستحبی اگر ترک بشود، این را اصطلاحاً به آن نمی‌گویند نقصان، کم شدنش که ما این را نگیریم. اضافه کردیم. من سهواً اگر قنوت به جا نیاوردم، حواسم نبود، قنوت نگرفتم رکعت دوم. پس زیادت و نقصان، در بحث نقصانش می‌گوید مستحبی اگر کم بشود، دو تا قنوت به جا آورد. ایشان می‌فرمایند که انجام سجده سهو برای زیادی اجزای مستحبی هم خالی از اشکال نیست؛ چون حکم سهو بالاتر از عمد نیست. درست شد؟ ما در عمد، عمداً اگر اضافه بکنیم، نماز باطل نمی‌شود. مشکلی پیدا نمی‌شود. حالا سهواً بخواهیم جریمه واسش بگذاریم.

الان مستحبات نماز مطلق گذاشتن. تشهد هم که واجب است. حالا مثلاً بر فرض بگوییم که یک چیز مستحبی را قنوت داشته باشیم در نماز. مثلاً تکبیر گفتن از کار توی آن عمل «الله اکبر». بله. یک وقت «الله اکبر» خود «الله اکبر» کنارش چیزی. مثلاً «الله اکبر، الله اکبر کبیراً کبیراً» و نمی‌دانم این می‌شود همش با همدیگر یک. ولی اگر من یک بار که از تجربه از رکوع که بلند می‌شوم، دوبار تکبیر بگویم. «الله اکبر». پایین رفتن، دوباره دوبار «الله اکبر» بگویم. اینجا زیادت است دیگر. به مستحب اضافه کردم. حالا ایشان می‌فرمایند که عمدی‌اش باطل نمی‌کند، مشکل ندارد. سهو برای قائل نیست که سجده سهو داشته باشد. تازه شهید اول در کتاب دروس می‌فرمایند که ما اینی که همینم که گفتیم برای حد زیادی و نقصانی، هر زیادی و نقصانی که مبطل نماز نباشد، سجده سهو دارد. ما اولاً که برای همین نه قائلی پیدا کردیم، نه دلیلی پیدا کردیم، هیچی پیدا نکردیم. روایت سفیان ابن سمت که گفتیم، همین دلیلش است. شما نگین قائلم. تازه داریم خود شما فتوا دادی در فلان جا. خودت قائل‌ای. خیلی قشنگ است بحث فقهی این شکلی. تسلط می‌رساند. چقدر مسلط است که خود طرف یادش نیست، ایشان انقدر بر مبانی ایشان مسلط است. بله، بله. اشراف. شهید اول فتوا داده. قبل ایشان هم علامه حلی فتوا داده. قبل ایشان هم شیخ صدوق فتوا داده. ما در بحث فتوا مشکل نداریم. این را از قبل فتوایش داده شده.

چهارمین جایی که سجده سهو دارد، کسی آنجایی که باید بنشیند، قیام کرده یا آنجا که باید قیام کند، قعود کرده است. درست شد؟ جایی که من می‌نشستم، رکعت دوم برای تشهد است، بلند شد، بلند شده. هنوز در ذکر بعدی نرفته. در رکن بعدی هم وارد نشده باشد. اگر وارد شود، حتی اینجا گفتند که برگردد. اینجا گفتند اگر شروع کند ذکر را، باید تشهدش را بعداً قضایش را به جا. چون برگشتنش موجب، اگر قیام را ما مستند قیام را رکن بدانیم، بخواهد برگردد، دوباره بلند شود، به رکن اضافه شده. متقیان را رکن نمی‌دانستیم. قیام متصل. حالا در هر صورت، یعنی اینجا در این کتاب بحث این متصل به رکوع که همان وقتی که یکی قیام وقتی که دارد الاحرام می‌گوید، رکوع می‌رود. عرض کنم که حالا در هر صورت، این آقا بلند. اینجا باید برگردد. بعد نماز یک دانه سجده سهو. یا باید بلند می‌شد، نشست. رکعت سوم بود و بلند می‌شد، نشست. اشتباهی. قاعده در می‌آید دیگر. هر نقصان و زیادتی که مبطل نماز جماعت. یک رکعت دیر رسیدی. رکعت سوم شما. چهارم امام. نماز جماعت کلاً قواعدش فرق می‌کند. اولش متوجه می‌شویم. چون زیادت غیر مبطل. شهید ثانی می‌فرمایند که خب این همان قاعده بود قبلی بود. چرا شهید شهید اول را جدا کرد؟ یک چیز جداگانه چهارمین مورد. چون برخی از فقها فقط همین را سجده براش قائل‌اند. کلیت قاعده را قبول ندارم. می‌گویند فقط قیام و قعود اگر کم و زیاد بشود.

دو مورد پنجم: شک بین چهار و پنج در جایی که این شک نماز را باطل نکند. نماز را باطل کند. چون یک دفعه وسط رکعت پنجم، تشهد سلام هم دادی، بلند شدی. حالا باز شک داری که الان بلند شدم، بلند. ولی اگر از دو تا سجده بلند شده، ایجاد برنامه بر چهار می‌گذارد. سجده سهو می‌رود.

بعد این پنج تا. حالا در سجده سهو چه کارهایی انجام دهد؟ این را ان‌شاءالله جلسه بعد بهش اشاره خواهیم کرد. البته می‌شود سریع. بعد پنج دقیقه. آره، پنج دقیقه هم جمعش کنیم خوبه.
تشهد واجب:
۱. اینکه اول نیت بکنیم.
۲. هر واجبی که در سجده شرط نماز است، نماز که تمام شد، می‌رود پایین. خدمت شما عرض کنم که نیت می‌کند. هر واجبی که توی سجده شرط. اعضای هفت‌گانه طهارت محل سجده و پاک باشد، غصبی نباشد، چه و ذکر سجده را هم باید به جا بیاورد. بعدش باید بلند شود، تشهد و سلام. این پنج تا.

نیت باید اول قصد داشته باشی که سجده سهو به جا بیاوری. بعد از معین هم بکند به کدام سبب. مال فلان چیز. اگر متعدد است، یک بحث. اینکه در ذهنش بیاید در ذکر داشته باشد که خب الان سجده سهو کجاست؟ آنجا که حرف اضافی زده. اگر متعدد است، باید توجه داشته باشی. ولی اگر یک دانه باشد، نمی‌خواهد این را به ذهنش بیاورد. و نیت هم باید مقارن باشد. آن وقتی که دارد پیشانی را بر خاک می‌گذارد، بر سجده می‌گذارد. اگر بعد از اینکه پیشانی را گذاشت، حالا نیت سجده سهو کند چی؟ نظر شهید اول در کتاب ذکری این بوده که باید سبب را تعیین بکند. می‌خواهد یک دانه باشد یا متعدد. ولی توی بقیه کتاب‌هاشون فرمودند که متعدد باشد. اصلاً نمی‌خواهد کلاً. ایشان می‌فهمند که درباره اینکه نیت ادای قضا هم بکند باز متفاوت. در کتاب ذکری، سایر کتاب‌هایشان که قصد وجوب بکند یا قصد نیتش را مثلاً به چه نحوی. بهتر این است که قصد ادا یا قضا و قصد وجه را هم ما شرط. چرا ادا؟ این مال ادا است. مال قضا. به چه وجهی است؟ مال نماز مستحبی است؟ مال نماز واجب است؟ مال سجده سهو از واجب؟ سجده سهو از مستحب؟ جالب است با بحث‌هایش قبلاً همه فروعاتی که گفتیم و به اینجا ضمیمه کنید دیگر. همه مباحث به اضافه اینجا عرض کردیم که هر آنچه که واجب است در سجده، بعد اینجا هم واجب باشد. طهارت، طرف وضویش باطل شده. نمی‌تواند سجده سهو برود. سه تا اورتین. همه اینهایی که گفته. آن هفت تا چیزی که سجده را موقع سجده باید بگذارد. سجده بر چه چیزهایی درست بود؟ از زمین رویید. نمی‌دانم چی چی باشد و فلان اینها. خوردنی نباشد، پوشیدنی نباشد. چی نباشد؟ همین‌هایی که در بحث سجده گفتیم. آن طمأنینه‌ای که لازم داشت. همه اینها دوباره اینجا می‌خواهد. ذکر سجده را هم باید بگوید. فقط اینجا در سجده مطلق سجده، ذکر خاصی نمی‌خواست. هر ذکری شما می‌گفتی قبول. ذکر خاص دارد که حلبی از امام صادق علیه السلام نقل کرده که ذکر سجده پنج مدل گفته می‌شود:

ذکر سجده سهو:
۱. بسم الله و بالله و صلی الله علی محمد و آل محمد. این یک.
۲. بسم الله و بالله و صلی الله علی محمد و علی آل محمد.
۳. بسم الله و بالله، اللهم صل علی محمد و آل محمد.
۴. بسم الله و بالله و السلام و السلام علیک ایها النبی و رحمة الله و برکاته.
۵. بسم الله و بالله، السلام علیک ایها النبی.
کافی است. بعدش هم بلند می‌شود، تشهد و سلام. و این هم واجباتی هم که گفتیم هم نظر مشهور فقهاست، هم روایت صحیح حلبی برش دلالت می‌کند. اینجا نظرات دیگری هم هست که ما چون ضعیف می‌دانیم بهش نمی‌پردازیم. توفیق عمل به ما.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

محبوب ترین جلسات شرح لمعه

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00