شرح لمعه

جلسه سی و هشتم

شرح لمعه . 1393/08/25
00:52:30
3

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم

بحث ما به شکیات در نماز می‌رسد. پنج مدل شک داریم که نماز را باطل می‌کند و پنج مدل هم شک داریم که نماز را باطل نمی‌کند و انسان موظف است وظیفه‌ای را انجام دهد. پنج تای دوم بیشتر از این است، ولی شهید اول در اینجا پنج مورد را ذکر کرده‌اند.

**پنج مورد شک که نماز را باطل می‌کند:**

۱. انسان در نماز دو رکعتی شک کند، البته شک باید مستقر شود. صرف اینکه یک لحظه انسان فکر کند، این شک نیست؛ شک واقعاً مستقر شود، یعنی هرچه فکر می‌کند، ۵۰-۵۰ باشد و به هیچ طرف ترجیح ندهد.
۲. در نماز سه رکعتی نیز همین‌گونه است، یا در نماز مغرب که هرجای آن شک کند چند رکعت خوانده، نمازش باطل است.
۳. شک بین یک و دو در نماز چهار رکعتی: اگر در نماز چهار رکعتی بین ۱ و ۲ شک کند که چقدر خوانده، نمازش باطل است.
۴. شک در رکعت نامعین در نماز چهار رکعتی: اصلاً نمی‌داند چند رکعت خوانده است؛ "چند رکعت خواندم؟ من کیم؟ اینجا کجاست؟" این هم حالت چهارم است.
۵. بین رکعت اول و دوم در نماز چهار رکعتی، قبل از اینکه دو سجده را تمام کند، ولی ذکر سجده دوم را گفته باشد. درست شد؟

پس فرقش با شک سوم چیست؟ در شک سوم گفتیم که ۱ و ۲ نماز چهار رکعتی، وقتی شک بکند، نماز باطل است. در این شک پنجم چه می‌گوییم؟ می‌گوییم در سجده دومِ رکعت دومِ نماز چهار رکعتی، در سجده است و ذکر سجده را گفته است، اما دو رکعت تمام نشده است. درست شد؟ اینجا در سجده است، ذکر سجده را گفته و شک می‌کند چقدر خوانده است. اینجا دیگر خود یک و دو هم خیلی مطرح نیست، ممکن است اصلاً شک کند بین ۲ و ۴. درست شد؟ پس فرقش با آن ۱ و ۲ روشن شد. اینجا کاری نداریم که در چند شک می‌کند. در سجده دومِ رکعت دوم، این شک می‌کند که "من الان کدام سجده بودم؟" "این الان رکعت دوم بود یا سوم یا اول؟" "آیا تشهد بگویم؟" "سلام بگویم؟" این‌گونه حالتی که تعداد نامعین باشد.

شما فرمودید این پنج حالت در نماز چهار رکعتی هرجا شک کرد؟ نه، این‌گونه نیست. آنجا که "هرجا شک کرد" نیست، آنجا شک کند که چند رکعت خوانده است. درست شد؟ اینجا بحث این است که فقط خود این‌جا را گفته‌اند، یعنی در این سجده. خب، این جزء آن می‌شود. از این جهت است که دو رکعت اول، یعنی شکی که در دو رکعت اول باشد، مبطل است؛ چون از یک طرف در دو رکعت اول است، پس از این جهت شباهت دارد با آن که گفتیم سومی با قسم سوم. از طرف دیگر حتماً بین یک و دو نیست؛ باز از این جهت شباهت دارد با قسم چهارم. ترکیبی از قسم سوم و چهارم شد.

قسمت سوم چی بود؟ شک در دو رکعت اول نماز چهار رکعتی، این قسمت سوم. قسمت چهارم چی بود؟ شک در هرجای نماز، این هم قسمت چهارم. قسمت پنجم چی بود؟ شکی که در سجده دوم، ذکرش را گفته، هنوز بلند نشده، یعنی هنوز در دو رکعت اول است، رکعت دومش تمام نشده. فقط مهم این است که بین یک و دو هم نیست لزوماً. از جهتی می‌فرماید شبیه همان می‌شود، یعنی شاید جزء کل باشد، ولی اینجا خصوصیتش این است که در واقع می‌خواستند قسمی در کنار آن قسم سوم بگویند، یعنی در دو رکعت اول، از این جهت شبیه قسم سوم، ولی حتماً پای یک و دو در شک وسط نیست، ممکن است پای یک رکعت دیگر هم وسط باشد. می‌گوید در رکعت... چون داشتیم در قسمت سوم که در اول و دوم هرچه شک کنی. حالت سوم خودش جزئی از حالت چهارم است. ملاک این است که در دو رکعت اول است. فقط تفاوتش این است که ممکن است رکعتش مثلاً فرق بکند. تفاوتش این است که لزوماً پای یک و دو وسط نیست، در دو رکعت اول لزوماً پای یک و دو وسط است. درست شد؟ اینجا ولی در سجده است. از این سجده هم بلند شود، دو رکعت تمام است. درست، ولی نمی‌داند کلاً چند رکعت خوانده است؛ حالا یا اصلاً نمی‌داند یا بین دو و سه مثلاً شک دارد. با چهار باید مقایسه شود، چون حالت ۴ چه فرقی می‌کند؟ در آن سجده رکعت دومی این حالت به تو دست دهد.

صحبت عرض کنم که: نه، "اِن قلت" خاصی ندارد. این را شهید اول این‌جوری فرمودند. بعد عرض کنم که فقط مرحوم شهید اول فرمودند که هنوز ذکر سجده تمام نشده باشد، اما ذکر سجده دوم تمام شده باشد، رکن نیست. سجده که تمام شود، رکن رکعت تمام شده و رکعت حساب شده. حالا این قید، خود شهید ثانی… آها! این خودش خیلی مطلب دارد. معلوم می‌شود از این عبارت شهید ثانی که سر باید از سجده بلند شود تا این رکن محقق شود. حتی وقتی که دارد ذکر می‌گوید و در سجده است، این هنوز اکمال سجدتین محسوب نمی‌شود. کار داریم؛ اگر اکمال سجدتین بشود و شک بکند، شکش مبطل نیست، نمازش باطل نیست. ولی اگر قبل از اکمال سجدتین است، یعنی همین که در سجده است، مورد پنجم می‌خواهد اشاره به مرز این مورد خاص بکند. هم سجده تمام نشده باشد. دو تا سجده در رکعت دوم که تمام شد، از اینجا به بعد دیگر هرچه شک باشد، ما برایش راه داریم که نماز را اعاده نکند. ولی تا وقتی که دو رکعت تمام نشده، ولو در سجده باشد و آخر هم اینجا شک بکند، نماز باطل است.

یکی از ملاکات این، دو رکعت اول است. یک وقتی این است که در نماز سه رکعتی باشد، یک وقت در نماز دو رکعتی باشد و هیچی نداند. ولی ملاک اصلی این است که در دو رکعت اول باشد. در آن دو رکعت اول حساسیت است. درست شد؟ این را هم عرض کردم که منظور صرف ایجاد شک نیست، بلکه فکر کردن و تأمل و این‌ها، شک مستقر شود و ظن نداشته باشد، به یک طرف ترجیح نباشد. اگر ظن حاصل شود، در همه این مواردی که گفتیم، باید بنا را به همان طرفی بگذارد که بهش ظن پیدا کرده است.

عرض کنم که کلاً در همه شک‌ها، اگر جهتش برود به سمت ظن، همان جهت ظن را می‌گیریم، که حالا جلوتر هم بحث ظن را داریم. اگر دو رکعت اول تمام شد، این دو رکعت اول که تمام شد (تعبیر "ان اکمل الاولین" تعبیر شهید اول است)، دو رکعت اول که تمام شد، اینجا دیگر شکش مبطل نیست و نماز را ادامه می‌دهد.

خب، ۵ تا صورت اینجا پیش می‌آید:

۱. یکی اینکه بعد از اکمال سجدتین، شک بین دو و سه کند.
۲. یکی اینکه بین سه و چهار در هر حالتی. دیگر می‌داند که رکعت ۱ و ۲ را رد کرده است.
۳. بین دو و سه و دو و چهار، یا سه و چهار.
۴. چهارمیه همین بود که کلاً نداند، ۱، ۲، ۳. این بود که هنوز رکعت دومش تمام نشده باشد و شک کند. یعنی می‌داند که... اگر اصلاً نداند که چند رکعت خوانده، نمازش باطل است. اینجا الان این سجده رکعت دوم است. حالت پنجم، حالت چهارم... حالت چهارم آن بود که کلاً دوم را رد کرده. ۲، ۳ یا ۴.
۵. شک یکی از موارد: شکی در نماز دو رکعتی، سه رکعتی، ۱ و ۲ نماز ۴ رکعتی، اصلاً نداند چند رکعت خوانده در چهار رکعت و شک قبل از سجده دوم رکعت دوم. من هنوز کجا باشم؟ آقا، من الان در سجده دوم رکعت دومم. می‌دانم که... یعنی شک در دو رکعت اول نماز، هنوز می‌دانم که اینجا من دو رکعت را خوانده‌ام. نمی‌داند که کجاست که باز هم ربطی به اینکه دوم را خوانده ندارد؛ چون باز نمی‌داند دوم. در سجده است، شک می‌کند که آقا، من رکعت اولم یا دومم؟ قسم اول و دوم باشد، فقط صرفاً اینجاست. یعنی اگر سجدتین تمام شد، دیگر از این به بعد ما راه حل داریم برایش. دسته‌بندی کردنی نیست. سجده دوم رکعت دوم را داری می‌گویی. خب، که شک نیست که. دیگر می‌دانم. اگر ندانی ملاکش تا اینجاست. یعنی تو تا اینجا سجده را بلند شو. شک کند ۲، ۳ و ۴. مغز همین که سجده دوم رکعت دوم تمام می‌شود، دیگر بحث کنیم. سجده هنوز دارد ذکر می‌گوید، شک کند، نماز باطل است. بلند شو، یعنی احساس رکعت رکعت دوم تشهدش را بخوانی، نیست.

**پنج حالت برای شک‌های دوم (آن‌هایی که مبطل نماز نیستند):**

البته شهید ثانی می‌فرمایند که ما بیشتر از این پنج حالت را داریم، ولی چون شهید اول هم ذکر فرمودند. عرض کنم که شک بین حالت‌هایی که «نه» نوشته می‌شود، «نه» خوانده می‌شود:

۱. شک بین دو و سه، بعد از اینکه شما سجده را اکمال کردی. همین حالتی که داشتیم. فرض مسئله پنجم قبلی بود دیگر. رکعت دوم تمام شد، یعنی اگر این‌جوری بشود که درست است تشهد بخوانی، از طرفی شک می‌کنی که این بین رکعت چند و چند است. نمی‌شود که شما بگویی من بین دو شک می‌کنم، تشهد نشسته‌ام، رکعت سوم.
۲. شک بین سه و چهار در هر حالتی، فرقی نمی‌کند.
۳. سومین شک بین دو و چهار.
۴. چهارمین شک بین دو و سه و چهار.
۵. پنجمین شک بین چهار و پنج.

این پنج تا حالت را ما اینجا داشتیم. از بیرون بگوییم: دو سه، بعد از سه و چهار در هر حالتی. ۲۴، چهارمی ۲، ۳ و ۴، پنجمین ۴ و ۵.

شهید اول در "الفیه" صورت‌های بیشتری را آورده و بعداً می‌گوییم آن شک بین دو و سه، ولی در روایت نیامده. بعد از اینکه... و شک بین ۳ و ۴ در هر حالت. این قاعده داشته دیگر بر اساس قاعده، بنابراین اکثر گذاشتند. روایت آمده است که تا وقتی که دو تا دو رکعت تمام نشده، شک کند، نمازش باطل است. قرینه گرفتند برای این طرف که خب، اگر دیگر دو رکعت تمام شد، یعنی سجده رکعت دوم تمام شد، پس دیگر شکش مبطل نیست. چه کار می‌کند؟ بنا را برعکس می‌کند. در این‌هایی که شکش مشکل ندارد، حالا غیر از چهار و پنج، و بنا را بر اقل بگذارد. در آن چهار حالت دیگر، بنا را بر اکثر می‌گذارد. نماز را تمام می‌کند. آن باقیمانده را نماز احتیاط می‌خواند. الله اکبر می‌گوید، تکبیرة الاحرام. نیت. اگر مثلاً یک رکعت احتیاط دارد، دو رکعت نشسته می‌خواند. یعنی بین ۲ و ۳ شک کرد.

مسئله بعدی، یک خورده نماز احتیاط... نماز که تمام شد، یعنی الان من شک کردم بین دو و سه، بنا را بر ۳ می‌گذارم. بین ۳ و ۴ می‌گذارم. رکعت چهارم را تمام می‌کنم. سلام می‌دهم. پا می‌شوم. الله اکبر. بسم الله الرحمن الرحیم. هم سوره نشسته هم نشسته هم ایستاده، فرقی نمی‌کند. اگر نشسته باشد، دو برابر می‌شود. دو رکعت نشسته می‌شود. نه دیگر. حالا قنوت کلاً در نماز مستحب است. می‌تواند بگوید. می‌تواند شک بین دو و ۴. اینجا بنا را بر ۴ می‌گذارد. نماز را تمام می‌کند. بعد از نماز، دو رکعت نماز احتیاط ایستاده می‌خواند. این‌ها نظرات شهید ثانی است. حالا این‌ها باز فتوای مراجع چیست؟ خب، می‌گوید از اول عرض کرده بودیم که ما اینجا اصل عبارات را می‌خواهیم آشنا بشویم. کلمات فقهی و عبارات فقهی و این‌ها. یک سری مباحث که خب، همه اجماع دارند، تویش شکی نیست و این‌ها، مثل بحث وضو. مثلاً اصل وضو چه جوری باید باشد و آب و چه و این‌ها. یک سری بحث اختلافی. آن را دیگر باید خودمان به مرجعمان مراجعه کنیم.

پس شک بین دو و چهار، بنا بر ۴ رکعت نماز احتیاط ایستاده. شک بین دو و سه و چهار، آن حالت در هر حالتی، در رکوع باشد، در قیام باشد. در دو و سه بعد از... یعنی دو تا سجده تمام شده، حالا شک می‌کند در ۲، ۳. درست شد؟ سجده، بلند شد. خط مرز، وقتی یک طرف شک، دو است، من نباید در سجده باشم. هر حال، یعنی وقتی من در سجده شک کنم و یک طرف شکم دو باشد، نمازم باطل است. ولی وقتی که یک طرفش دو نباشد، حالا هر جای نماز باشد، بین ۳ و ۴ باشد. حالا دو و سه و چهار، بنا را بر ۴ می‌گذارد. نماز را که تمام کرد، اول دو رکعت نماز احتیاط ایستاده می‌خواند. یعنی من الان ۲، ۳ و ۴ شک دارم. درست است. نماز احتیاطش را می‌خواند، بعد... آفرین! یعنی الان من اول بنا بر ۴ می‌گذارم. خب، الان برای بچه‌ها گذاشته‌ام. یک احتمال دارد دو رکعت را حساب اینکه دو رکعت احتمال دارد فوت شده باشد، دو رکعت ایستاده می‌خواند. درست. روی حساب اینکه یک رکعت ممکن است فوت شده باشد، باز دو رکعت نشسته می‌خواند. این نظر مشهور است.

دلیل؟ نه دیگر، اینجا همان چیزی بود که عرض... اینجا دیگر ایستاده. یک دو رکعت ایستاده، یک دو رکعت نشسته. اینجا روایت از ابن ابی عمیره که از امام صادق نقل کرده، در آن روایت دو رکعت نماز احتیاط نشسته را با کلمه "ثُمّ" بر دو رکعت نماز احتیاط ایستاده عطف کرده. فرمودند دو رکعت احتیاط ایستاده می‌خواند، دو رکعت نشسته. حال شهید ثانی می‌فرمایند که از این "ثُمّ" برمی‌آید که باید رعایت شود ترتیب بین این دو تا. اول ایستاده را بخواند، بعد نشسته. ولی واجب است رعایت؟ شهید اول می‌فرمایند نخیر، از "ثُمّ" برمی‌آید که مستحب است. در کتاب‌های دیگرشان، اگر رعایت کند جایش را، اول ایستاده بخواند بعد نشسته، بهتر است. "ثُمّ" یعنی اینکه بالاخره باشد، هم آن باشد، هم این باشد. نشسته جایش برایشان مهم است. بحث اجتهاد است، ولی بعضی فقها گفتند که عرض کنم که مشهور این بود که دو رکعت ایستاده، دو رکعت نشسته. درست. ولی بعضی فقها فرمودند که به جای دو رکعت نشسته می‌تواند یک رکعت... مال بعضی فقهاست. دلیلشان چیست؟ گفتند که چون یک رکعت ایستاده با احتمال اونی که تو باغ فوت شده، نزدیک‌تر است.

مرحوم صدوق پدرشان که سر چهارمردان دفن‌اند، رحمت الله علیهما، و ابن جنید اسکافی. این‌ها دیگر فقهای تراز اولند. ده نفرند. جز فقهای تراز اول. این سه تا بزرگوار جزء تراز اول. تراز اول از این جهت که این‌ها اولین‌هایی بودند که در دوره متأخرین... خلاصه، معمولاً کسی سعی می‌کند که وقتی این‌ها همه بر یک نظر اتفاق داشته باشند، با این‌ها مخالفت نکند؛ که رنگ و بوی شهرت و اجماع و فلان و این‌ها، خلاصه، از کلام این‌ها زیاد درمی‌آید. ما می‌توانیم مسائل هفت‌گانه که می‌خواهیم جلو... خیلی با حرف نظرات این بزرگواران کار داریم. مرحوم صدوق و پدرش و ابن جنید می‌فرمایند که اول یک رکعت نماز احتیاط ایستاده بخواند، بعد دو رکعت نماز احتیاط نشسته. درست شد؟ دو رکعت بین دو و سه و چهار، ما چی گرفته بودیم؟ اول دو رکعت ایستاده بخواند، بعد دو رکعت نشسته. برخی فقها گفتند دو رکعت ایستاده، یک رکعت ایستاده دوباره. این بزرگواران می‌فرمایند که اول یک رکعت ایستاده، بعد دو رکعت نشسته.

شهید ثانی می‌فرمایند که... شهید ثانی می‌فرمایند که، ببین چقدر با ادب! واقعاً شهید ثانی ادبشان خیلی آدم مست... مؤدبانه! خوب به ذهن نزدیک می‌رسد، این است که می‌فرماید: «ولی مشکل این است که روایات حرف شما را نقض می‌کند.» چقدر مؤدبانه است! به ذهن نزدیک است، یعنی آدم احساس می‌کند که... غریب! بابا غریب مال شهید اول است. تعبیر دارند: «و هو غریب». اگر پیدا کنم. اگر صراحت بود که این‌قدر اختلاف نبود که. مشکلی که صراحت نیست، روایات ظهور دارد. کتابی که روایاتش کنارش باشد کجاست؟ یعنی حکم را گفته باشند، آقایان علما صحبت کرده باشند. بعد کتاب "جواهر الکلام" را شما ۴۳ جلد شما تهیه بفرمایید. بله، ۳۰ سال ایشان وقت گذاشت و نوشت. مرحوم صاحب جواهر کی؟ بالا سر جنازه فرزندشان هم می‌نوشتند. از دنیا می‌رود، جنازه پسر. می‌گویند که من شب تا صبح کنار جنازه پسرم... به پسرشان می‌گویند که: «بابا، من هرچه فکر کردم، چیزی در این زمان افضل برای هدیه به روح تو بهتر از این کتاب "جواهر" ندیدم که بنویسم.» و این صفحه‌اش را استنساخ که نمی‌کرده که. بعد از یک کتاب تأمل، روایت، فکر، از کلام فقها را بیاورد. کنار جنازه پسرش. کسی با آن وضعیت. کتابی که برخی گفتند جز معجزات شیعه است. آقای بهجت خیلی عنایت داشتند به حساب بکنید که آن کتاب "جواهر"، آن چقدر عمر می‌خواهد؟ ۱۵ سال می‌گذارم فقط. حداقل ۱۵ سال. تازه آن هم باز بستگی دارد استاد چه جور بگوید. آن‌هایی که کتاب صلات تمام ۱۵ من نوشتند که کاری ندارد. یک مطلب، یک پاراگراف می‌نویسی. حالا ما یک خط. استدلال‌ها را آورده، کلام فقها را آورده، روایات را آورده، آیه. فقهایی که بعد از این بودند، یعنی قبل از من بودند، حتی نقد و نقض. خیلی مفصل. کتاب فوق‌العاده‌ای است. ۴۳ جلد "جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام". مرحوم چه نوع فقهای اهل سنت وقتی دیدند مال مرحوم صاحب جواهر، مرحوم نجفی، صاحب جواهر، استاد شیخ انصاریان... شیخ محمد حسن نجفی. عرض کنم که کتاب بی‌نظیری. خود ایشان شخصیت فوق‌العاده. صاحب جواهر در صورت. می‌گویم آقای بهجت خیلی به این کتاب عنایت داشتند. بین همه کتب ایشان همیشه هم "جواهر" و اهل تسنن وقتی این کتاب را دیدند، باورشون نشد. گفتند که کتاب ظاهراً الازهر که می‌رود، این‌ها گفتند که ما نابود شدیم با چیزی که شیعه نوشت. یک طور کامل فقه را تمام ابواب فقه را استدلالی بحث کریم دنیا بدونه که شیعه این‌قدر حرف دارد. کسی که سراغ ما مسئله به ندرت پیش می‌آید. کسی بتواند یک دور کل "جواهر" را... آیا بهجت از اول شروع کردند؟ بیست و خورده‌ای سال. شاید حول و حوش ۳۰ سال شد تا کتاب جهاد. کتاب پنج... ۴۳ جلد. جلد مثلاً ۵۰ و خورده‌ای باب توی "لمعه" ۵۴ تا داریم. آنجا همین حدود. بیشتر باشد. عرض کنم که یک پنجمش. تقریباً یک دهم. نه دیگر، ۱۰ جلدش نسبت به ۴۳ جلد یک چهارم. یک و چهار و یک و نیم. سی سال طول کشید. بحث واقعاً زحمت. خود نوشتن این معجزه است. اصلاً نمی‌شود این را نوشت. این کتاب را نوشتنش معجزه. خود نوشتن این از سی سال برنمی‌آید این کتاب. یعنی خیلی بیشتر از این‌ها زمان می‌خواهد.

خلاصه، صدوق و پدرش و ابن جنید این غریب‌اند، چون که در واقع دو رکعت اگر خوانده بوده، آن دو نماز احتیاط با هم ضمیمه می‌شوند. یک رکعت ایستاده، دو رکعت هم نشسته باشد، در مجموع دو رکعت کم دارد دیگر. قول به ذهن نزدیک می‌رسد، ولی خب روایات این را در برنمی‌گیرد.

خب، شک آخرم، شک بین ۴ و ۵. اینجا باید چه کار کند؟ مسئله اینجا دو تا حالت دارد:

* قبل از رکوع، شک که در بین چهار و پنج می‌کند. الان من رکعت چهارمم، رکعت پنجم پا شدم، من دوباره دارم می‌خوانم. درست شد؟ هنوز رکوع نرفته.
* یک وقتی بعد از رکوع شک. سجده مثلاً شک می‌کند، یا در قیام شک می‌کند. قیام بعد قبل از رکوع، اگر شک بین چهار و پنج بکند، حکم شک بین سه و چهار است. همان که در شکی بین سه و چهار گفتیم. رکعتی که تویش است را می‌شکند که بگوییم قیام هنوز واقع نشده. قیام کجا را ما؟ قبل از رکوع یک رکن. قیام را معمولاً رکن نمی‌دانیم. قیام متصل. قیام از عبارت شهید. قیام یادتان باشد که قیام اگر بخواهد مطلق باشد، هرجا که قیام داریم بگوییم رکن است، فقط همان قیام اولی که می‌خواهد تویش تکبیرة الاحرام محقق باشد. در واقع صحبت از رکن که می‌شود، منظور همان رکوع و سجده است. اینجا پس شک بین ۴ و ۵. هنوز رکوع نرفته. می‌نشیند. درست شد؟ برابر ۴ می‌گذارد. تشهدش را می‌خواند. سلام می‌دهد. بعد چه کار می‌کند؟ احتیاط. نماز احتیاط. دو رکعت نشسته یا یک رکعت ایستاده. باید یک دو تا سجده سهو به جا بیاورد، چون از قیام درآمده. باید دو رکعت. بحث قیام را داشتیم دیگر. وقتی بلند بشود و مثلاً چه کند و این‌ها. قیام به جای قعود، به جای قیام. این‌ها همه سجده سهو.
پس چی شد؟ شک بین ۴ و ۵ قبل از رکوع، بنا را (یعنی می‌نشیند، بنا به اقل می‌گذارد)، نماز احتیاط می‌خواند. ادامه بده.

بعد از رکوع. اینجا می‌خواهد دو تا سجده کرده باشد یا نکرده باشد. بلند شده که حالا منظور از رکوع بلند... بعد از رکوع منظور همان سجده است. یعنی در سجده می‌خواهد، هنوز سجده دوم رفته یا نرفته. بین دو تا سجده، سجده اول. هر جایش که می‌خواهد باشد. اینجا دو تا سجده سهو به جا می‌آورد، چون روایت به طور مطلق فرموده. فرموده که: «هرکس که… روایت: اربعاً صلی ام خمساً یتشهد و یسلّم و یسجد سجدتی السهو». کسی که نمی‌داند ۴ رکعت خوانده یا ۵ رکعت، تشهد و سلام می‌دهد، دو تا سجده سهو به جا می‌آورد. روایت این را می‌گوید. اینجا برای کجاست؟ مال بعد رکوع است. روایت فرهنگ اهل بیت و فلان. وارد رکوع که شدی دیگر. نه دیگر. از رکوع بلند شده. تا بلند نشده اکمال، یعنی همان‌جا بنشیند. گفت: «صرف اینکه نماز خوانده می‌شود برای بعد از رکوع سجده.» خب، اگر چهار را می‌گیریم که بین ۴ و ۵ است دیگر. یعنی اضافه به خاطر تماس ندارد، چون هنوز وارد رکوع نشده که. یک ذره ظرافت دقت کنید. چهارم وایستادی، بعد یک چیز چی خوندی؟ رکوع نیست. بعد هنوز وارد رکوع نشدی که حکم اضافه بشود. خب، به رکن وارد نشدی، پس هنوز رکعت چهارم عملاً محقق نشده. یک چیزی فقط ایستادن را اضافه کردی. بابات می‌گوید: «تشهد و سلام.» خاکی! در واقع اینجا چون هنوز در رکن نرفته، چون رکعت گفتیم به رکوع وابسته، بهش می‌گویند رکن. الان در رکوع که هنوز نرفته، می‌نشیند. درست شد؟ وقتی نشست، شکش به چی می‌آید؟ می‌رود روی ۳ و ۴. نشستی، پس هنوز چهار را نخواندی. یعنی یک طرف کارت ۴ دیگر. خوانده یا نه. فردا شک کند شک بین ۲۰ و ۲۱ مثلاً بعد رکوع باشد، همان‌جا تشهد و سلام و سجده.

حالا بعضی فقها آمدند گفتند که اگر هنوز دو تا سجده را تمام نکرد، باز همین‌جا اکمال قبل اکمال دوباره مطرح می‌کند. این تیکه را تمام کنیم دیگر، فردا از این فضای ذهنی در می‌آییم. همه می‌افتیم. جالب ما این مدلی که می‌گوییم جذاب نکرده باشد، این شک را بکند. بعضی فقها گفتند که نمازش باطل می‌شود، اگر رکوع را به جا آورده، به خاطر اینکه رکوع اضافه شده. یعنی رکوع بعد رکوع شک بکند در چهار و پنج، نمازش باطل است، چون رکن به رکن اضافه شده. دو تا دلیل می‌آورند:

* دلیل اول این است که این فرض از مورد روایت خارج است، چون هنوز رکعت را تمام نکرده تا شک ۴ و ۵ صدق کند. و از آن ور بین دو محذور و اشکال واقع می‌شود که هرکدامش را مرتکب بشود، نمازش باطل است. یا باید این را تمام بشکند، اگر بخواهد تمامش کند که این رکن اضافه می‌شود. اگر می‌خواهد بشکند که خب، شکستن نماز هم باز دوباره خودش مشکل دارد. باطل می‌گیریم که از این منظور در بیاییم. بخواهد بنشیند و بلند شود ادامه بدهد. خیالم راحت. اصلاً نماز نیست. این هم نماز نیست. شکستنش مشکل داشته باشد. نه ادامه دادن.
* شهید اول می‌فرمایند که بهتر این است که بگوییم این شک ۴ و ۵ نماز را باطل نمی‌کند و نمازش هم صحیح است. «مَن اعاد الصلاة، مَن اعاد الصلاة فقیهٌ.» آدم فقیه نمازش را اعاده نمی‌کند. چه جالبی! شیخ انصاریان روی این روایت مانور زیاد داده است: «مَن اعاد صلاة فقیهٌ». فقیه نمازش را اعاده نمی‌کند. راهکار بلد است. فقیه بلد است چه جور نماز را جمع کند. فقیه وقتی در نماز برود، یک جوری درش می‌آورد. گیر نمی‌کند. اول که چون اعاده نمی‌کند فقیه، ما نماز را باطل نمی‌دانیم. سخت‌گیرانه قاعده‌ای را تنظیم می‌کنی، می‌گویی که این، این قالبش به هم خورد، دیگر نمی‌شود. در نماز می‌گوید: «حرج و محصور نکرده». همین اگر نبود دیگر، پس هیچی. هی جایگزین است.

این بحث مهمی است و یک مبنا در خارج ما چند روز بحث ما، چندمین استاد بحثش چندمین درس خارج... عرض کنم که خیلی مبنای مهمی هم هست. خیلی مباحث از تو دلش در می‌آید. آره. و اینی که خدای متعال به حساب از عف احکام نمی‌گذارد و هی روی هم می‌آید، این خیلی بحث مهم است. روایتش پس اولاً که فقیه وقتی وارد نماز بشود، اعاده نمی‌کند. جارو تدبیری دارد. پس ما می‌گوییم نمازش بر اصل اینکه باطل نیست. بین ۴ دلیل دوم هم این است که اصل این است که این رکعتی که الان تویش است، رکعت زیادی نیست. بگذاریم. اکثر نرفتیم. وقتی ما بنایمان نیست که این را روی چه حسابی که ما بگوییم آقا تو حتماً رکعت پنجمی؟ وقتی خودش شک دارد، می‌گوید نه. ببین شک، سلام بده. نمازش باطل است. شهید ثانی خیلی شخصیت زیبایی از ابتدا...

یک بحث دیگر که هست این است که اگر قرار باشد که این آقایان برگشتند گفتند که آقا اینجا محذور داریم و فلان و این‌ها. یا باید تمامش کند یا باید ناقص کنیم و فلان و این‌ها. ما می‌گوییم که اگر احتمال اینکه رکعت زیاد شده بخواهد نماز را باطل کند، همین که احتمال بدهیم رکعتی زیاد شده، رکن بخواهد نماز را باطل کند، در همه این صورت‌های زیادی احتمالی نماز باطل می‌شود. خود نماز احتیاط دارد. رکن اضافه می‌کند. نیت می‌گویی بعد برنامه بچه‌ها را بگذاری پاشی نماز احتیاط بخوانی. خب، نماز احتیاط که خواندی الان به رکن اضافه کردی. شما آقا به رکن اضافه شده! وا اسلاما! وا مصیبتا! شما نماز احتیاط که می‌خوانی، داری تکبیرة الاحرام می‌گویی، نیت داری. علی فرض اینکه یک رکعتی که اضافه شد واقعاً کم داشت، درست؟ یعنی شک بین ۳ و ۴ که شد، واقعاً ۳ بود، با نماز احتیاط جبران شد. تکبیرة الاحرامش را چه کار می‌کنی که به رکن اضافه کرد؟ نیتش را چه کار؟ ولو اینکه به رکن اضافه شده، نماز باطل نمی‌شود. این از صحبت شد در موردش.

قیام نداریم. یک سؤال در مورد معنی دارد. ولی رکوع، رکعت دوم سجده. بلند شدی، قیام کردی. رکعت دوم سجده بلند شده، ذکر هم گفت. وسط یادش آمد. تشهد. اگر وارد بله، اینجا تشهدش را می‌گوید. قیام‌هایی را رکن نمی‌دانیم. اگر کسی... چون بحث مفصلی داشتیم در بحث قیام که برخی مطلق قیام را رکن می‌دانستند. فصل که مطلق قیام اگر رکن باشد، هرجا دیگر طرف ایستاد، رکن. ولی اگر ما قیام را رکن ندانیم، این هنوز وارد رکن بعدی نشده. می‌نشیند. تشهدش را می‌گوید. از باب اینکه کلامی به نماز اضافه شده بود و قیام در موضع قعود کرده بود. اینجا حالا یا دو تا سجده سهو بگیریم برایش. اگر ذکر گفته و ما ذکر اینجا بگوییم جایش نبوده. جدا. محل مبتلابه این قضیه بودم. نمی‌دانستم. بعداً قضای چیزی که یادم می‌آید تشهد را یک دیگر برنگشتم. تشکر. آن قسمت تشهد که رکن نبوده. حالا نماز جماعت بود. تشهد می‌خواند روی آن حالت ذهنی چیز بود که تشهد خوانده شده. نشست روی رکعت چهارم، نام چهارم. تشهد دادن. ما بلند شدیم. شروع کردیم خواندن. رفتیم تشهد خواندیم. بلند شدم. الان شروع کردم تسبیحات رکعت سوم نماز سه رکعتی. ادامه دادم. تمام کردم. حالا این رکنی از نماز کم و زیاد، چون صرفاً قضایش هم انجام دادم. می‌گویند مرتفع شده قضیه. آن بحثی که عمدی داشتیم که خللی وارد بشود به نماز، کی گفتیم آنجا جهل و علم خیلی دخالتی ندارد؟ در غیر عمدی اگر بشود، نماز باطل می‌شود. ولی اینجا حالا سهوی محسوب می‌شود. به نظرم مهم است که سهوی باشد و در غیر... اگر سهوی در رکن هم باشد، باز نماز... خود نخود تشهد و این‌ها، همه‌اش گفتیم دیگر. این‌ها همه‌اش سجده سهو. یک دانه سجده فوت بشود یا تشهد یا صلوات در تشهد، شهادتین فوت بشود، هم قضایش را می‌خواهد هم...

سر بحث ما در این بخش تمام شد. شکیات، یعنی عمد و سهو و شک را بحث کردیم. هفت تا مسئله داریم اینجا که این هفت تا مسئله را ان‌شاءالله فکر می‌کنم بتوانیم در دو جلسه ان‌شاءالله تمامش بکنیم اگر خدا توفیق بدهد. که بعد این بحث ما کلاً بحث خلل نماز تمام می‌شود. وارد بحث قضای نماز. شیرینی دارد دیگر. بخش آخر کتاب "صلات". مگه خدا توفیق بدهد بتوانیم ان‌شاءالله با سرعت بخوانیمش و تمامش کنیم. الحمدلله رب العالمین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

محبوب ترین جلسات شرح لمعه

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00