شرح لمعه

جلسه چهلم

شرح لمعه . 1393/08/30
00:25:31
3

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم

در مسئله اول، به اینجا می‌رسیم که اگر این شخص که حالا نماز را بر اساس شک (مثلاً بنا بر چهار) گذاشت و تمام کرد، و اکنون می‌خواهد نماز احتیاط را شروع کند یا در نماز احتیاط یادش می‌آید که کم‌وکاستی (مثلاً یک رکعت کم) داشته، نشسته می‌خواند. یک رکعت احتیاط نشسته تمام شده، یادش می‌آید که بین دو و سه و چهار شک داشته، بنا بر چهار گذاشته، و بعد از آن دو رکعت نشسته می‌خواند، یک رکعت ایستاده دیگر دارد می‌خواند. حالا این دو رکعت ایستاده‌اش را خوانده، یادش می‌آید که آقا، اگر یادش بیاید کم‌وکاستی مثلاً در نماز احتیاط، نماز احتیاط نمی‌خواهد. یا یادش بیاید که چقدر احتیاط می‌خواهد، اینجا دیگر نماز اعاده نمی‌خواهد بکند، نمازش صحیح است. اگر نماز احتیاطش تمام شد، احتیاط را خواند و بعد یادش آمد که هیچ مشکلی نبوده.

ولی اگر اینجا بین نماز واجب و نماز احتیاط حدس سر زده باشد، و نماز احتیاط را خوانده و یادش آمده که این نماز احتیاط، جبران همان یک رکعتی را می‌کرده، باطل است. الان شک بین سه و چهار بوده، بر چهار گذاشت، نماز احتیاط را خواند، یادش آمد که واقعاً یک رکعت کم داشته. شکی بین سه و چهار، بنا بر چهار گذاشت، سر زد، وضو گرفت، نماز احتیاط را خواند، یادش آمد که روشن شد؛ ولی چون انگار وقتی یادش می‌آید اینجا دوباره بحث‌های قبلی انگار یک جورایی جزء آن شد تا وقتی که جزء و بدل کاملاً اینجا تقسیم شد. چون بحث را بردند به سمت اجتهادی در این تکه، باید کامل بحث تمام بشود. نیمه‌استدلالی از این جهت مشکل دارد، تا آخر بحث اجتهادی نصف‌نیمه، خلاصه مشکل‌زاست. وقتی شما آمدی جزء و بدل مطرح کردی، باید کامل این را حل بکنی که اصلاً جزء چیست، بدل چیست، چه شرایط و حالت‌هایی که داریم.

شما نمازتان بین سه و چهار شک کردید، چهار می‌گیرید و احتیاط را می‌خوانید. بعد از احتیاط متوجه می‌شوید که حالا هر چه بوده صحیح است؛ چه کم بوده چه زیاد، اشکال ندارد. اشکال ندارد، با اینکه عقلش این است که خوانده، درست است. اشکال چون رکن اضافه شد، چون نیت تکبیره‌الاحرام... آفرین. اگر یک حدس فقط باعث می‌شود که بین سه و چهار تمام شد، شما چهار می‌گیری، تمام می‌کنی، تمام می‌کنید اینجا. اینجا متوجه می‌شوید که سه بوده، شما چهار گرفتی، بدون حدس رد کردی، بعد از نمازت... این را باید بخوانی که کامل بشود. قبل از نماز، بعد از نماز، اگر چهار بوده که کارت تمام شده، بد خواندی، تمام شد. حالا تمام شد، هنوز نماز احتیاط باید بخوانی. دیگر نخوانده فهمیدی که آقا، چیز... حالا وارد قسمت حدس. این چهار می‌گیری تمام می‌شود، حدس واقع. اگر اینجا ظن بکنی که سه، نماز باطل است؛ که داشتی نه. یعنی مطمئن بشوی که درست است، اینجا می‌شود باطل دیگر. این قسمت را گفتید ظن داشته، سه. با اگر ظن کنی، چهار که دیگر بعد اگر بعد از یعنی حدس واقع شد، رفتید، آمدید، نماز احتیاط را خواندید، بعد ظن کردید که سه بوده، اینجا هم باطل است. و نماز احتیاط را هم خواندید. بعدش مهم نیست شما فهمیدی یا نفهمیدی، دیگر تقسیم‌بندی در آمد که فرق با این حساب، جزء خب. من که بگوییم نه، اینجا فقط جزء. آن حدس را انقلت بیاوری وسط. خود نماز کم دارد. چیزی تو آن جاها چون بحث این بود که واقعاً نمی‌دانستیم نماز کم دارد یا ندارد. قرار بدهیم. یعنی چون نمی‌توانستیم جزء محکم جزء قرار بدهیم، از کجا دارد در می‌آید آنجا؟ ممکن است کسی بگوید آقا ما هنوز سر بحث جزء خودمان هستیم. آنجا کجاست؟ اگر حدس سر زد، برو طهارت حاصل کن، بیا نماز را بخوان. چون جزء نیست، بدل است. ولی اینجا اتفاقاً لزوم که ما فعل، یادش بیاید، با ظن هم بالاتر می‌شود اینجا بگوییم که آقا خود خلل نماز است، آمد بیرون، کم دارد این. یعنی یک جزء از آن جا مانده، و حالا شما حدس سر زده و بخش اضافه نشده. درست شد؟ یعنی نماز شما نصف‌نیمه ماند و سر زد.

شرطی که آن، من وقتی ندانم که نماز کم دارد یا ندارد، حالا این نماز را می‌خواهم جزء بدانم، می‌گویم شما نمی‌توانی صفر بگویی جزء. چون نمی‌دانی که نماز کم دارد یا کم ندارد. پس اگر از جهت اینکه نمی‌دانم کم دارد یا ندارد جزء است که من وقتی بدانم کم دارد، حالا جای این است که بتوانم حرف از جزء بزنم. شک دارید، جزء نیست. مال کجاست و فرقش با بدل چیست؟ ما تا آن را حل نکنیم، استدلالش چیست؟ در هر صورت اگر بعداً نماز احتیاط را خواند، فهمید که سه رکعت کم داشته، یا حتی چهار رکعت خوانده بوده، بعداً فهمید که آقا من این رکعت نماز احتیاطی که تنگش چسباندم اضافی است. یا فهمیدم که من سه رکعت خوانده بودم، این یک رکعت که تنگش انداختم درست بود، با اینکه رکن اضافه شد، ولی نمازم رکن کم می‌شود. من باید... من نماز بر چهار گذاشتم، دو رکعت احتیاط نشسته خواندم. درست است؟ یک رکعت احتیاط نشسته، یک رکعت ایستاده محسوب می‌شود. نماز خوانده بودم، دو رکعت نشسته تنگش انداختم. دو تا رکوع، دو تا قیامم تبدیل شد به دو تا قعود. رکنم کم شد. درست شد؟ یعنی قیام‌های نماز. حالا بنا بر اینکه ما قیام را رکن مطلق، قیام. دو تا سجده اضافه شد. این‌ها همه رکن‌هایی است که به آن اضافه شده یا کم شده. آن قیامی که باید انجام می‌داد، انجام نداده، بخشیده شده است.

مخترع! چرا نماز را شما صحیح می‌دانی؟ آقای شهید ثانی، ایشان فرمودند ما دو تا دلیل داریم. یکی اینکه ما حرف خدا را گوش کردیم. خدا به ما امر کرده که شارعی یکی تنگش. دیگر من وقتی اطاعت کردم، اطاعت که دیگر قضا ندارد که قضا کنم. بخش مهم نیست، اصل نماز این بوده. من دستم شکسته بوده مثلاً، غسل نمی‌کردم، تیمم می‌کردم. حالا دستم باز شد. این دو ماهی که دستم شکسته بود، همه را... دلیل دوم این است که این تکه قشنگ است، این تکه‌های شهید ثانی خیلی بامزه است. اگر شما بخواهی مطابقت حقیقی را شرط بدانی، یعنی نماز احتیاط دقیقاً باید همان قدری که کمبود از نماز واقعی داشته، جبران بکند. هیچ مخالفتی درست‌وحسابی... خود همین به قول شما نیت اضافه می‌شود، تکبیره‌الاحرام اضافه می‌شود، باعث می‌شود که دیگر شما اصل نماز به هم... دیگر مطابقت نیست دیگر. آن نماز احتیاط نمی‌آید ترمیم بکند همه را. فقط چالش اضافه می‌شود. خدا این شرایط جدید را وضع کرد. این خود این که دارد نماز اضافه می‌شود، باز دلیل برای بدل بودن‌ها. هی وصل می‌چرخد. بدل دارد می‌آید چیکار کنیم؟ شیخ انصاری کل مکاسب این است. دلیل تقویت بشود. بیست و پنج تا اشکال وارد به این استدلال، جواب داد. جواب داد و مطرح می‌کند، بعد ردش می‌کند. وسایل مکاسب، خلاصه این دلیل ما بود برای اینکه شما نمازت درست است، اعاده هم. ولی مال کجاهاست؟ مال وقتی است که شک نمازگزار، دو تا نماز احتیاط بر او واجب بکند. حکم به صحتش. اگر مطابقت داشته باشد نماز احتیاط با رکعت ناقص بدون اشکال باشد. مثل کجا؟ مثل شکی بین دو و سه و چهار. بدون اینکه چیزی مشکل‌دار نشود. یعنی نماز احتیاط که می‌آید واقعاً مطابقت داشته باشد، دیگر درست بکند. سیستم بریزد به هم که دیگر مطابقت خراب. ایشان برای مطابقت مثال می‌زند. بعد سه تا صورت برای مخالفت. صورت مطابقت اول: دو رکعت نماز احتیاط ایستاده بخواند، بعد یک رکعت ایستاده یا دو رکعت. بعد از این یادش بیاید که نماز اصلی را دو رکعت خوانده. خب، دو رکعت خوانده بوده، این هم دو رکعت. یک دو رکعتی با یک دو رکعتی نشسته، یا یک دو رکعتی با یک رکعتی ایستاده. یعنی نماز تکه‌تکه. می‌بینی که ترمیم کرد. یک نماز داشت که آن را جبران کند، با یک نماز حلش کرد، با یک نماز احتیاط چاله چوله پر شده باشد. پس دو رکعت خوانده بود، یک دو رکعتم که احتیاط.

حالا مخالفت‌هایش کجاست؟ صورت اول: اول دو رکعت نماز احتیاط ایستاده بخواند، بعد دو رکعت نشسته بخواند، بعد یادش بیاید که در نماز اصلی سه رکعت خوانده. دو رکعت که حالا یکی از آن مال یک نماز بود، ولی در یک نماز احتیاطش یک حرکت اضافه شد. نماز صحیح است. چون که ظاهر فتوای فقها به این است که آقا، این امتثال خلاصه خداوند، ما اجرا کردیم. حالا اینکه بعدش دوباره یادمان افتاد، اجرا، کار کفایت اجرا، کف باطل است، الکی اضافه کرده به نماز. دو رکعت نماز احتیاط اولی که چسباند. این در صورت اولش یک صورت مطابقت بود، سه تا صورت مخالف بود. صورت اولی که مخالف بود، نماز را می‌خواند، دو رکعت احتیاطش را می‌خواند. سه رکعت خوانده بوده. اینجا دو تا احتمال دادیم. یک احتمال به اینکه نماز صحیح باشد، چون اقتضای اتصال اجزاء، یک احتمال دیگر اینکه نماز باطل باشد.

صورت دوم: قسمت اول حل شد. اول دو رکعت احتیاط نشسته بخواند، بعد دو رکعت ایستاده بخواند، بعد یادش بیاید که آن نماز اصلی را دو رکعت خوانده بوده. چرا در دو رکعت نشسته در عمل به حکم اشتباه عمل کرده؟ چسبیده. خب، دو رکعت داشتیم، یک رکعت. صورت سوم: یک رکعت احتیاط ایستاده بخواند، بعد دو رکعت ایستاده بخواند. نماز اصلی را دو رکعت خوانده، بازم. جان! ایشان می‌فرمایند که شاید اینکه ما می‌گوییم باطل است، از این جهت باشد که ما باید آن نماز احتیاط ایستاده اول بهش بچسبد. یعنی دو رکعت ایستاده، هر قدر که این کاستی داشته، به همان میزان احتیاط ایستاده که حل بکند. اگر آن نباشد، می‌ریزد به هم. دو رکعت ایستاده بعد یک رکعت. دو ترتیب آورده. حالا اینجا چیزی اشاره نکردم. ما می‌توانیم آقا اینجا تمامش کنم؟ چند دقیقه؟

ایشان می‌فرمایند که آقا ما می‌شود که اصلاً این‌ها را هم باطل ندانی. فرض اول که مشکل‌دار می‌شود. آن دو تا فرض بعدی فقط صورت اول است که خیلی مشکلی ندارد. یک مقدار مخالفت دیگر طبیعی پیش می‌آید. دیگر نشسته خواند، یک رکعت. چون که روایتی که آمده در شک بین دو و سه و چهار، اطلاق دارد. این‌ها هم اطاعتی است که بالاخره انجام داده بنده خدا. ولی باز مخالفت در همان فرض اولم از این‌ها راحت‌تر است. یعنی خب، وقتی این آقا آمد دو رکعت نماز احتیاط نشسته را به جای رکعت ایستاده خواند، خلاصه به آن احتیاط نشسته احتیاج بود، طرف ایستاده و این‌ها خیلی ساده‌تر. وقتی که شما بعد نماز احتیاط یادت بیاید که این نقصان را داشتی، اگر قبلش یادت بیاید که این اصلاً ماجراها را ندارد که بگوید آقا باطل است و نیست و فلان و این‌ها. حالا اگر وسط نماز احتیاط یادم آمد که نماز عصر را ناقص... کجا آورد؟ نماز احتیاط به اعاده ندارد در دو صورت. یکی اینکه بین نماز احتیاط و تعداد رکعاتی که کمبود داشته، شما مطابقت داشته باشید. یعنی در رکعت دوم نماز احتیاط یادت نیاید که یک کمبود داشته. یا اگر هم شما مخالفت داری، باید از مقداری که با رکعت ناقص مطابق است، نگذشته باشی. یعنی وارد رکن بعدی نشده باشی. رکعت اول نماز احتیاط را خواندی، رکعت دوم آمدی شروع بکنی، حمدش را خواندی، هنوز در رکوع نرفتی، یادت می‌آید که آقا یک رکعت کم است.

شهید ثانی می‌فرمایند که اینی که شهید اول فرمود که در اثنای نماز احتیاط اگر باشد، اعاده نمی‌خواهد، اگر مخالفت داشته باشد، این اشکال پیدا می‌کند. مخصوصاً اگر نماز احتیاط نشسته بخواند. نشسته می‌خواند، بعد رکوع رکعت اول نقصان نماز یادش بیاید. اما اگر قبل از رکوع رکعت اول نقصان نماز یادش بیاید، اینجا می‌ایستد، از قیام به رکوع می‌رود. چون نشسته و ایستاده با هم مشکل پیدا می‌کند. من در نماز نشسته یادم آمد که واقعاً یک رکعت نماز کم، ایستاده خواندی، یک رکعت نشسته. اگر هنوز رکوع نرفتی، بلند شو. بعد از اینکه نمازت انگار یک رکعت هم که کمبود داشت، یک رکعت، یک رکعت ایستاده محسوب بشود و اضافه بهش. دوباره همان بحث زیادی نیت و تکبیره‌الاحرام که قبلاً داشتیم، مختصر از ظاهر فتوای مشهور فقها استفاده می‌شود که در همه صورت‌های مخالفت، چه می‌خواهد وسط نماز احتیاط باشد چه بعدش باشد، این را بخشیده‌اند. در هر صورت این اضافه شدن نیت و نماز احتیاط بخشیده شده است.

این هم از و تکه آخر بحث. اگر بین دو تا نماز (اصل و احتیاط) از نمازگزار حدسی سر بزند، ایشان می‌فرمایند که اینجا وسط خود این‌ها، وسط نماز احتیاط، یعنی بین این دو تا نیست، در خودش، در خود نماز احتیاط. نماز معلوم است که یک حدس وسط نماز سر زد. خود اگر بعد از اینکه از نماز احتیاط فارغ شد، یادش بیاید که نماز عصر را کامل خوانده و نقصی نداشته، صحیح است. اما عبارتی که شهید اول آورده بودند، شامل این نمی‌شد که ما این را اضافه کردیم. اگر وسط نماز احتیاط یادش بیاید که نماز عصر را کامل خوانده، اینجا مخیر است که نماز احتیاط را تمام کند. این بحث ما تمام. مسئله دوم و سوم و چهارم این‌ها ان‌شاءالله ما جلسات بعد با سرعت تمام خواهیم کرد. اصل بحثمان در بحث خلل همین تکه مسئله ساده است. روایت می‌گویند خیلی مطلب خاصی ندارد. الحمدلله.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

محبوب ترین جلسات شرح لمعه

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00