شرح لمعه

جلسه چهل و هفتم

شرح لمعه . 1393/09/08
00:19:08
3

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم
فصل نهم، که در کتاب "صلات" پیش رو داریم، درباره نماز خوف است. نماز خوف، نمازی است که شکسته خوانده می‌شود؛ هم در سفر و هم در حضر، و هم به صورت جماعت می‌توان آن را خواند و هم به صورت فرادا.

در جماعت، نماز خوف را به این صورت می‌خوانند که به دو گروه تقسیم می‌شوند: یک گروه یک رکعت را با امام درک می‌کند و گروه دوم رکعت بعدی را. دشمن هم باید در خلاف جهت قبله باشد؛ یعنی روبه‌رو یا پشت به قبله یا در اطراف. نماز خوف ده نوع دارد که مشهورترین نوع آن، مربوط به حالتی است که دشمن پشت سر یا دو طرف قرار دارد. پشت به قبله می‌شود، بله. یا دو طرف باشد؛ یعنی خلاف جهت قبله. اگر پشت سرمان باشد، دیگر نمی‌شود. رو به قبله باشیم، دیگر نمی‌توانیم نماز بخوانیم. الان روبه‌روی ماست. ما رو به قبله می‌ایستیم و نماز...

فصل اول کلیاتش را گفتیم، الان داریم کلیاتش را می‌گوییم تا بعد بیاییم با جزئیاتش بحث کنیم. نماز خوف ۱۰ مدل دارد که مشهورترینش نماز "ذات الرقاع" است. حال چرا این اسم را برایش انتخاب کرده‌اند؟ عرض خواهیم کرد. به این شکل است که امام با یک گروه یک رکعت را می‌خواند. بعد، امام صبر می‌کند و این‌ها نمازشان را تمام می‌کنند. گروه دوم به امام ملحق می‌شوند. امام رکعت بعدی را با این‌ها می‌خواند. رکعت بعدی‌شان را می‌خوانند، بعد تشهد و سلام را با امام می‌دهند. به این صورت نماز را تمام می‌کنند.

در نماز خوف، اگر نماز مغرب باشد، می‌توانند یکی از این دو گروه، دو رکعت را با امام بخوانند، به جای یک رکعت، دو رکعت. و واجب است که این‌ها (چون آیه قرآن است، در سوره مبارکه نساء آیه مفصلی دارد: "وَلْیَأْخُذْ مَعَهُمْ...") سلاح دستشان باشد. موقع جنگ باید که این‌ها قدرت داشته باشند، سپاه مسلمین، که بتوانند دفاع کنند. نماز خواندنشان از هم می‌پاشد. به هر نحوی که برایشان در توان است، نمازشان را می‌خوانند: نشسته، ایستاده، سواره، فرادا، جماعت. اگر واقعاً نمی‌توانند، دیگر آنجا با ایما و اشاره می‌توانند بخوانند. اگر رکوع و سجود با چشم اشاره می‌شود، این‌ها امکان قرائت هم حتی ندارند، خب می‌توانند به جای هر رکعتی تسبیحات اربعه را بگویند: "سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله اکبر." توان قرائت، توان حرکت با چشم... خیلی دیگر وقت تنگ است. واقعاً جنگ دیگر در کوران... مبحث فعلی را به روزش بخواهی حساب کنی، طرف تک‌تیراندازی است که نباید تکان بخورد، هیچ‌گونه حرکت و چیزی نباید داشته باشد، سر جایش باید باشد. یا می‌زننش، یا مثلاً ضد نفر است مثلاً، یا مثلاً پدافند هوایی است، اگر بخواهد یک لحظه تکان بخورد، همان لحظه ممکن است هواپیما بیاید و برود، و هواپیما رفتن، جان هزاران نفر را به باد دادن است. همان نیت نمازش، همان حالت، چشمش به آسمان است. اگر می‌تواند رو به قبله شود که می‌شود، اگر نمی‌تواند و وقتش هم تنگ است، همانجا. اگر می‌تواند ایما و اشاره بکند، می‌کند، اگر نه...

بحث خیلی قشنگی است. خب برای غریق و این‌ها هم ما همین بحث را داریم که دیگر بحث آخری است که شهید ثانی اشاره می‌کند. شهید اول به آن اشاره‌ای ندارد. هر که خوف، خلاصه، دارد، نماز بر او بار می‌شود. خب، بریم سراغ مطلب.

نماز خوف، نماز شکسته است. این را عرض کردم. وقتی هم تویش نیست که در سفر شکسته خوانده می‌شود، در حضر (در غیر سفر، که حالا یا قصد توطن کرده، قصد ۱۰ روز کرده، حالا هر چی بخواهد باشد). در حضر، دو تا نظریه است که ما این را شکسته بدانیم یا ندانیم. محوطه منطقه خودمان، فضای جنگی این شکلی است، اینجا هم شکسته است. چرا شکسته باشد؟ دو تا نظریه، که نظر بهتر را شهید ثانی می‌فرمایند که شهید اول فرمودند: "حضر، دیگر بدون اینکه قیدی بزنم سفر است، به حضر شکسته خوانده می‌شود." شکسته باشد در حضر هم روایت داریم و در روایت بحث شامل حضر هم می‌شود. فقط در سفر شرط است شکسته باشد؟ یعنی اگر سفر است شکسته... چه گفتند؟ آن آیه ۱۰۰ سوره مبارکه نساء، گفتند که آنجا از ظاهر آیه برمی‌آید که شکسته خواندن نماز مخصوص وقتی است که در سفر باشد. ظاهر آیه دارد جمع بین خوف و سفر را اقتضا می‌کند. اگر سفر بود و ترس نبود، اینجا باز هم شکسته خوانده می‌شود. شهید ثانی می‌فرمایند که خب این مطلب را نقض می‌کند. اگر سفر باشد و خوف نباشد... کلام شهید ثانی: شما می‌گویید که سفر و خوف، نماز شکسته می‌شود. اگر سفر باشد و خوف نباشد چی؟ سفر بدون خوف، نماز شکسته. با این ظاهر این آیه که شما می‌گویید که جور درنمی‌آید. باشد و سفر نباشد، همین می‌شود. وقتی بحث خوف می‌آید وسط، یک چیز جدیدی مطرح می‌کند. دیگر نماز خوف بخوان. ولی اگر تو سفر بودی، شکسته. اگر تو حضر بودی، خب کامل بخوان. پس سفر بدون خوف شکسته، خوف بدون سفر هم شکسته.

حالا اینجا عرض کردیم که این شکسته است، چه بخواهد به جماعت بخواند که اجماعی است، چه بخواهد فرادا بخواند. فرادا هم اگر می‌خواهد شکسته باشد یا کامل باشد، دو تا قولی است که مشهورترش همین است که به صورت فرادا هم شکسته می‌شود. چرا باید مطلق شامل فرادا هم شود؟ خب، برخی فقها آمدند فرمودند که شرط نماز خوف این است که جماعت باشد، چون پیغمبر نماز جماعت می‌خوانده است. درست؟ شهید ثانی می‌فرماید که خب پیغمبر جماعت می‌خواندند، این دلیل بر این نمی‌شود که فرادا نمی‌شود خواند. تعارض ندارد. عمل پیغمبر به جماعت می‌خواندند، یعنی کسی حق ندارد فرادا بخواند. اطلاق روایت سر جای خودش هست، شامل فرادا هم می‌شود. با عمل پیغمبر هم جور در می‌آید. پا می‌شود، فرادا خوانده. همیشه جماعت خوانده. پیغمبر جماعت... پس اینکه دلیل نمی‌شود که شما بگویید حتماً باید جماعت باشد. پیغمبر جماعت... دیده‌بان فرستادی، رفته فلان‌جا، آقا دیده‌بانی کند. همکارش را باید انجام دهد. یک لحظه هم نمی‌تواند ول کند.

عرض شد که نماز خوف، ما تا ۱۰ مدل داریم. هم مشهورترین چی بود؟ نماز ذات الرقاع. "رقعه" پارچه‌های کوچک، برگه‌های کوچک. این‌ها را می‌گویند "رقاع". حالا چرا این را به آن می‌گویند نماز "ذات الرقاع" را عرض خواهیم کرد. فقط بحثی که هست این است که این چند تا شرط دارد، نماز ذات الرقاع. که اینجا چهار تا شرط را ذکر فرمودند:
شرط اولش این است که بشود لشکر مسلمین را دو تیکه کرد، دو فرقه کرد، که این‌ها بتوانند به... اینی که می‌شود دو تیکه کرد، یک وقتی است که تعداد مسلمان‌ها زیاد است. یک وقتی است خیلی قوی‌اند. تعدادشان کم است، ولی یک عده می‌توانند بروند بجنگند و محافظت کنند. یک تعدادی نماز که هر دسته که مشغول نماز بشود، آن دسته دارد مقاومت می‌کند. این‌جور. حتی اگر تعداد مساوی نباشد. یعنی ۵۰ نفر رفتند دارند می‌جنگند، ۵ نفر دارند دفاع می‌کنند. ولی این ۵ نفر هم که بروند، ۵ تا می‌توانند دفاع کنند. پس این شرط اولش است که توان دو بخش شدن را داشته باشند که بتوانند نماز ذات الرقاع بخوانند.
شرط دومش این است که دشمن خلاف جهت قبله باشد. پشت سر باشد، حمله گازانبری می‌کند و خلاصه کار تمام می‌شود. حالا یا دشمن پشت به قبله باشد، یعنی ما می‌ایستیم رو به دشمن، دشمن هم پشت به قبله است. یا دشمن یکی از دو طرف قبله قرار دارد. خلاصه اگر بخواهند این مسلمان‌ها با دشمن بجنگند، یک‌جور باشد که در حال نماز باید از قبله منحرف شود. یعنی دشمن این‌جوری خلاف جهت قبله است، سمت قبله نیست. یا اینکه در جهت قبله است ولی یک مانعی بین دشمن و مسلمین است که مانع از جنگ این‌ها می‌شود. درست؟ این هم باید شرط باشد. پس یا دشمن باید خلاف جهت قبله باشد، کلاً خلاف جهت قبله، یا این‌جوری است که دشمن پشت به قبله باشد، یا به این‌جوری که دو طرف باشند، یکی از دو طرف قبله باشند. اگر نخواهند با آن بجنگند، باید از سمت قبله منحرف شوند. یا اگر در سمت قبله‌اند، یک مانعی این وسط هست.
شرط سوم: دشمن هم باید قدرت و نیرو داشته باشد. خلاصه این خوف ایجاد شود که این‌ها در وسط نماز حمله بکنند و این‌ها دیگر نماز ذات الرقاع را خوانده‌اند و این‌جوری خوانده‌اند. اگر در امان‌اند، خلاصه یک تعداد کشته‌اند. آره. در آمادگاه می‌گویند... چی می‌گویند؟ در جبهه‌های امروزی، خب، یک تعداد خط مقدم. این پشت ترسی نیست که مثلاً یک‌دفعه حمله معمولی خودشان. حالا شهید ثانی می‌فرمایند که این شرط سوم را مصنف ذکر نکرده است. شهید اول این شرط سوم را ذکر نکرده است. من دارم می‌گویم. وضعیت اقتضا بوده که ایشان ذکر نکرده یا همان عنوان خوفی که ایشان گفته، دیگر به نظرش کفایت می‌کرده. این هم فهمیده می‌شد.
و شرط چهارم این است که مسلمان‌ها احتیاج به تقسیم شدن بیش از دو دسته نداشته باشند. هر گروهی بیاید یک رکعت را درک بکند. اگر پنج تا شش تا گروه الان ۵-۶ جا هستند، هر کس به یک رکوع که دیگر نمی‌شود که یک رکعت باید درک شود کامل. اگر نماز مغرب باشد، خب این تا سه دسته هم راه دارد، چون یک رکعت بیشتر... این شرایط که بود، ما نماز را ذات الرقاع می‌خوانیم.

۵ تا دلیل گفتند برای تسمیه "ذات الرقاع". یکی اینکه آن جنگی که در زمان پیغمبر واقع شد، در دامنه کوهی بود، در راه‌ها و این‌هاش، خلاصه، "رقعه" دیده می‌شد. رقعه‌های سرخ و زرد و سیاه و این‌ها، مثل تکه وصله‌های پارچه بود، برای همین "ذات الرقاع" نامیده شد.
دلیل جنگ رو یکی دیگر این است که اصحاب پیغمبر پایشان برهنه بود و از شدت گرما به پاهای خودشان پوست و کهنه و این‌ها پیچیده بودند.
یکی دیگر اینکه مسلمان‌ها به پرچم‌هایشان تکه پارچه چسبانده بودند. پارچه‌های کهنه و این‌ها وسیله کرده بودند.
یکی دیگرش اینکه یک عده از این محل عبور می‌کردند، پاهایشان لخت بود، قاچ‌قاچ شده بود. تکه‌های کهنه به پاهایشان پیچیده بودند. این هم باز یک وجه دیگر.
اینجا یک درختی بود که در محل جنگ بود. دلیل تسمیه دیگرش حالا خود ذات الرقاع، فاصله یک فرسخی مدینه بود، نزدیک چاه اروما، و محلی هم از زمین نجده که طایفه غطفان آنجا بودند.
چه شکلی است؟ دو دسته می‌شوند. امام با یکی از این دو دسته می‌ایستند، یک رکعت از نماز را می‌خوانند، یک‌جا باشد که تیر و دشمن به این‌ها نرسد. و این‌ها بعد از اینکه امام برای رکعت دوم ایستاد، قصد فرادا بکنند و یک رکعت دیگر را سریع می‌خوانند، تمامش می‌کنند، سلام می‌دهند. بلافاصله می‌روند جابجا می‌شوند با دسته دوم. دسته دوم می‌آید. رکعت دوم امام منتقل می‌شود. بله، نماز ذات الرقاع خواندن اصحابش. صلوات... خلاصه این دسته اول می‌روند، منتقل می‌شوند. دسته دوم پشت حضرت، پشت حالا امام، حالا هر کس. این‌ها رکعت دوم امام که می‌شود... امام سلام... صبر می‌کند که این رکعت دوم را بخوانند، بعد با امام تشهد و سلام را بدهند که این‌ها هر دو رکعتشان، هر کدام دو رکعت را کامل خوانده‌اند. هر دو دسته... برداشت بنشینند تا... بله بنشینند. دوباره نشستند امام... امام قصد فرادا می‌کند. سر سجده دوم که برمی‌دارد، این‌ها رکعت دومشان را تمام می‌کنند. امام منتظر این‌هاست. تشهدشان را طول می‌دهد. قیام دوم هنوز جماعت‌اند. فقط اینجا در تشهد، تشهدشان را طولانی می‌کند. تشهد طولانی که این‌ها رکعت دومشان را درک برسانند.

حالا چرا شما گفتید که مأمومین قصد... امام هم به تبع دیگر فرادا می‌شود. مأمومین، این‌ها چرا قصد فرادا بکنند وقتی سجده دوم برمی‌دارند؟ خب همان نماز جماعت باشد دیگر. بلند شوند. ضمن اینکه شما داری می‌گویی که این‌ها می‌آیند با امام سلام می‌دهند، خب خود این سلام دادنشان دیگر سلام جماعت نیست. مگر هنوز دارند اقتدا می‌کنند، در متابعت از امام؟ اینجا گفتند که اینکه ما گفتیم شهید ثانی می‌فهمیم که ما گفتیم که فرادا کنند، به خاطر اینکه از شهید اول مطابعت کردیم در کتاب‌های فتوا دادن که مأمومین باید قصد فرادا بکنند. ولی فتوای فقها و حتی برخی تصریح کرده‌اند. یعنی برخی، برخی تصریح کرده‌اند به اینکه این‌ها هنوز در حالت جماعت هستند. هم امام هم مأمومین. همه در حالت جماعت. که خب ثمره بحث چی می‌شود؟ ثمره بحث احکام جماعت است که این‌ها اگر سهوی ازشان صورت بگیرد... چون... ثمره بحث نداره که. این ثمره بحث می‌شود که اگر ما این را فرادا بدانیم، این‌ها دیگر اگر سهوی ازشان صورت بگیرد، بحث جماعت... شما الان داری یک حرکاتی انجام می‌دهی که امام انجام نمی‌دهد در این تکه‌اش. ولی شهید ثانی می‌فرمایند که به نظر منم همین است که اینجا شهید اول فرمودند که فرادا کنند. به نظر من این هم خالی از قوت نیست. این هم حرف خوبی است که قصد فرادا کنند.

حالا در نماز مغرب شد، دیگر این‌ها می‌توانند دو دسته کنند. یک دسته دو رکعت با امام بخوانند، یک دسته یک رکعت با امام بخوانند. که حالا به چه نحوی است، به بحث سلاحشان و این‌ها ان‌شاءالله در جلسه بعد درباره‌اش صحبت خواهیم کرد. و الحمد لله.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

محبوب ترین جلسات شرح لمعه

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00