شرح لمعه

جلسه پنجاهم

شرح لمعه . 1393/10/10
00:58:33
2

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
**بسم الله الرحمن الرحیم**

باب یازدهم، فصل یازدهم از کتاب صلات، که فصل آخر این کتاب می‌شود، درباره نماز جماعت است. این بحث، بسیار شیرین و فوق‌العاده با مطالب مهم و کاربردی است. در اینجا، طبق روش معمول، چکیده‌ای از مطالب را عرض می‌کنیم و سپس وارد عمده مباحث می‌شویم.

نماز جماعت به‌خودی‌خود مستحب است و فقط در نمازهای فریضه است که شما می‌توانید نماز جماعت بخوانید. در نمازهای یومیه، سفارش شدیدی به آن شده است. برخی نمازها نیز واجب است که به جماعت خوانده شود، مانند نماز جمعه و عیدین که این‌ها اصلاً به‌صورت غیرجماعت جایز نیست. در نافله نیز، شما نمی‌توانید نماز را به جماعت بخوانید که این اصلاً بدعت است، مگر اینکه اهل سنت نماز تراویح دارند و اهل شیعه هم نماز شکر را در استادیوم آزادی بعد از قهرمانی فلان تیم، به جماعت می‌خوانند و اقتدا می‌کنند. نماز شکر بدون وضو، با کفش و در چمن به جماعت، بدعت است؛ یعنی هم حرام و هم بدعت است.

فقط در نمازهای مستحبی، سه نماز اجازه داده شده است: یکی نماز استسقا (که گفتیم طلب باران است)، دیگری نماز عیدین که واجب نباشد و به رجا خوانده شود (دوره امام نباشد، نائب امام نباشد؛ مستحبی است نماز عید که این را هم اشکالی ندارد) و نماز عید غدیر که حالا این را عرض می‌کنیم. یکی دیگر از نمازهای مستحب، نماز اعاده است. شما نماز ظهر خود را خوانده‌اید و حالا می‌آیید و به جماعت نماز ظهر می‌خوانید. این مستحب است؛ نماز مستحبی باز به جماعت است. این از مواردی است که جماعت در نماز مستحبی است؛ نماز مستحبی به جماعت و درک رکعتش هم به درک رکوع است. اگر به رکوع برسی، رکعت را درک کرده‌ای. این‌ها را ان‌شاءالله با توضیحاتش بیان می‌کنیم.

**شرایط امام جماعت**

در امام جماعت چند چیز شرط است:
1. امام باید بالغ باشد.
2. امام باید عاقل باشد.
3. امام باید عدالت داشته باشد که بحث عدالت، بحث فوق‌العاده مهمی است و حالا به آن می‌پردازیم.
4. امام باید مرد باشد.
5. زن هم می‌تواند امام جماعت شود، فقط برای زن‌ها و نه برای مرد.
6. خنثی هم می‌تواند امام جماعت شود، فقط برای زن‌ها. (خنثی با مرد که باشد، حکم زن را دارد و با زن که باشد، حکم مرد را دارد؛ خنثی نمی‌تواند برای غیر زن امام جماعت شود.)

**موارد دیگر نماز جماعت**

* نباید حائلی بین امام و مأموم باشد که مانع از دیدن امام شود، مگر در وقتی که زن به امام جماعت (مرد) اقتدا کرده باشد که آنجا اشکالی ندارد. (پرده‌های حرم امام حسین هم همین قضیه مشکل‌دار را دارد.) بله، بین مردها منبر بزرگی است که قزوینی روشن می‌کند. این طرف امام جماعت بود و دو صف کامل و زیبا.
* امام هم نباید بالاتر از مأموم باشد (مقدار عرفی‌اش).

**قرائت مأموم**

بحث قرائت مأموم این است که کی می‌تواند در نماز قرائت بکند یا نکند. این هم یک بحث مفصلی است. اگر در نمازهای جهریه بخواهد قرائت بکند، مکروه است؛ ولی در نمازهای سری (اخفاتیه، مانند ظهر و عصر و این‌ها)، اشکالی ندارد که خودش قرائت بکند، چون صدا را ولو نمی‌شنود و ولو همهمه باشد. در نمازهای جهریه هم می‌تواند (یعنی کراهت ندارد و فاصله دارد) قرائت بکند که مستحب و واجب است که در نیتش هم نیت اعتماد بکند که "من نماز جماعت می‌خوانم به این امام معین". امام را باید تعیین بکند.

اگر نماز جماعت دارد شروع می‌شود، اینجا می‌تواند نافله‌اش را قطع بکند. حتی گفتند فریضه را هم می‌تواند قطع بکند. اگر نماز واجب را شروع کرده و نماز جماعت دارد شروع می‌شود، می‌تواند نماز را قطع بکند اگر می‌ترسد که نماز را از دست بدهد؛ ولی خب اگر تا دو رکعت بخواند و تمام بکند، باز بهتر است. ولی در مجموع، کلاً نماز را می‌شود قطع کرد به خاطر نماز.

حالا اگر رسید و به رکوع نرسید، تکبیر گفت و می‌خواست برود رکوع، به رکوع امام نرسید یا آمد و دید که بعد از رکوع است، اینجا برود سجده با امام. نیت جماعت بکند، سجده برود، بلند شود، دوباره تکبیر را بگوید و نماز را شروع بکند که آن یک رکعت را هم در ثواب درک کرده، ولی برای او رکعت به حساب می‌آید. ولی بعد از سجده، دیگر آن رکعت را ثوابش را برایش چیزی به حساب نمی‌آورند.

**متابعت از امام**

متابعت هم واجب است. باید در اقوال یا افعال (که حالا افعال یقینی و اقوال اختلافی است) در اذکار مطابقت داشته باشد. اگر نسیاناً از امام جلو افتاد، باید برگردد. اگر عمداً جلو افتاد، دیگر نباید برگردد.

**مستحبات و مکروهات**

* از مستحباتی که اشاره می‌کنیم: امام به کسانی که به او اقتدا کرده‌اند، اسماع بکند، به نحوی اذکار را بگوید که صدا را این‌ها بشنوند؛ ولی برعکسش مکروه است، یعنی مأموم به نحوی اذکار را بگوید که امام بشنود.
* حاضر و مسافر، نمازشان کامل و نمازشان شکسته است. این‌ها هر کدام به شکل خودشان اقتدا بکنند. نه، مستحب است حاضر به حاضر و مسافر به مسافر اقتدا کند.
* مکروه است کسی که جذام و برص دارد، برای آدم صحیح و سالم امام جماعت شود.
* کسی که حد بر او جاری شده و توبه کرده است، اگر بخواهد امام جماعت شود، مکروه است.
* اعرابی به امام جماعت شود، مکروه است.
* مهاجر (آدم دهاتی) برای آدم شهری، مکروه است.
* آدمی که با تیمم می‌خواهد نماز بخواند، برای کسی که با آب طهارت دارد، مکروه است که امام جماعت شود.
* اعرابی و مهاجرین را توضیح دهید که دلیلش از آیه قرآن است.

**موارد دیگر**

* اگر مانعی برای امام پیش آمد، باید نائب بگیرد، خودش بفرستد و بحث نیابت و استنابه را هم عرض می‌کنیم.
* اگر وسط نماز، عدم اهلیت برای شما احراز شد، بفهمید که این امام اهلیت ندارد، همانجا نمازتان را فرادا کنید.
* اگر بعد از اینکه از نماز فارغ شدید، فهمیدید که این امام اهلیت ندارد، اینجا دیگر نماز اعاده ندارد.
* اگر مخرجی از نماز (چیزی که امام را از نماز خارج می‌کند) برای امام حادث شود (وضویش باطل شود، مشکلی پیدا بکند)، آنجا نائب می‌گیرد. حالا اگر خودش نشد، دیگران.
* اذان که گفته می‌شود (یعنی اقامه، اقامه که گفته می‌شود "قد قامت الصلاة" که گفته می‌شود)، بعدش دیگر حرف زدن مکروه است. دیگر انگار از آنجا همه وارد نماز محسوب می‌شوند، "قد قامت الصلاة" که گفته می‌شود.

**اقتدا به امام اهل سنت**

اگر شما پشت سر امام سنی اقتدا کردی (امامی که به او اقتدا نمی‌شود، یعنی نباید به او اقتدا بکنی، طبیعتاً مثلاً در حالت روال معمولی نباید اقتدا کرد). اگر به او اقتدا کردی، اینجا خب چون اذان و اقامه‌اش مشکل دارد، مأموم مستحب است که خودش اذان و اقامه را بگوید. اگر نمی‌تواند اذان و اقامه بگوید، تا آخر اقامه مدینه مشرفه می‌ایستد.
* نمی‌شود امام جماعت نشسته باشد و مأموم ایستاده باشد.
* نمی‌شود امام جماعت امی باشد و مأموم قاری باشد (یعنی امام جماعت سواد ندارد و قرائت بلد نیست و مأموم قرائت را بلد است).
* و "معقوف اللسان" (کسی که زبانش اوف شده است). معروف است کسی که زبانش مشکل دارد، توضیحاتش می‌آید که یعنی چه. این هم برای کسی که لکنت دارد، مشکلی دارد و این‌ها، برای آدمی که گفتار صحیح می‌خواهد امام جماعت شود، این هم مشکل دارد.

**ترجیحات در نماز جماعت**

بحث آخر ما ترجیحات در نماز جماعت است. حالا اگر ما چند تا امام جماعت داریم و همه صلاحیت دارند، ترجیح با آن کسی است که:
1. قرائتش از همه بهتر است.
2. سپس افقه است (از همه فقیه‌تر است).
3. سپس کسی که اقدم و هجرتاً است (زودتر هجرت کرده به اسلام).
4. سپس کسی که مسن‌تر است.
5. سپس کسی که خوشگل‌تر است. (اسبح؟ این دلیلش را همه می‌پرسند: اسبح، یعنی خوشگل‌تر، نورانی‌تر، چهره شفاف، چهره درخشان).

امام راتب (کسی که مرتب می‌آید و در نماز حاضر می‌شود)، صلاحیتش از همه بیشتر است نسبت به همه کسانی که هستند. اگر در همه جنبه‌ها مساوی باشند، خب آن کسی که نماز را می‌خواند. صاحب منزل هم باز نسبت به بقیه (اگر در خانه نماز جماعت خوانده می‌شود، صاحب منزل نسبت به بقیه اولاد و صاحب عمارت و موقعیتی) این‌ها صاحب عمارت هم باز نسبت به بقیه مقدم است. امیر (آره، نظام سرمایه‌داری).

و انسانی که برص دارد و جذام دارد و نابینا است، امامتش برای غیرشان کراهت دارد. خب، این چکیده کل بحث نماز جماعت.

**ثواب نماز جماعت**

بریم سراغ بحث نماز جماعت. اصل این نماز، گفتیم که هم مستحب است، هم واجب است، هم حرام. مستحب نمازهای واجب که مطلقاً مستحب است. می‌خواهد نماز یومیه باشد، غیر یومیه، نمازی که واجب باشد، می‌شود به جماعت خواند؛ نماز آیات، نماز میت. این‌ها همه را به جماعت. در نمازهای مستحبی، در نمازهای یومیه خب استحبابش خیلی تأکید شده است.

ثواب نماز جماعت گفتند که شما یک نماز یومیه را اگر به جماعت بخوانی، امامت اگر عالم نباشد، ثواب ۲۵ الی ۲۷ تا نماز یومیه دارد؛ یعنی یک نماز ظهر به امام غیرعالم اگر اقتدا بکنی، مثل ۲۷ تا نماز ظهر است. اگر به امام عالم اقتدا بکنی، معادل با هزار تا نماز است. معادل با هزار نماز. باز دوباره این‌ها هی در هم ضرب می‌شود. اگر این در مسجد واقع شود، این در آن ضرب می‌شود. با امام غیرعالم، می‌شود ۱۷۰۰ تا نماز. با امام عالم، می‌شود صد هزار نماز. یک نماز ظهر صد هزار اضافه. بله، صد برابر. ۲۷۰۰ برای غیرعالم، صد هزار تا برای عالم. باز دوباره اگر تعداد مأمومین اضافه شود، این هی ثواب اضافه می‌شود، هی کنتور می‌اندازد. خلاصه، این‌ها برای یک مأموم بود. این‌ها همه که گفتیم، یک مأموم که بیاید، باز دوباره به همان تعداد ضرب می‌شود، درش اضافه می‌شود. یعنی دو برابر می‌شود. تا به ۱۰ نفر برسد. به ۱۰ نفر که برسد، دیگر ثوابش از دست خارج می‌شود. دیگر کلاً شماره ندارد. نماز جماعتی که به بالای ۱۰ نفر برسد. قرائت می‌گویند با یک انگشت شما می‌توانی در انتخابات شرکت بکنی، مثلاً رأی‌گیری و فلان و این‌ها. دو تا انگشت می‌شود شما مثلاً می‌توانی سیب برداری، دکمه بزنی. این‌ها دیگر ده تا انگشت که می‌رسد، دیگر بی‌شمار می‌شود کاری که می‌توانی انجام بدهی. دیگر شمرده نمی‌شود که چند.

**موارد وجوب و حرمت جماعت**

نماز جماعت در نماز جمعه و نماز عیدین، واجب است. اینجا خواندنش واجب می‌شود و عرض کردیم که در نافله هم مطلقاً بدعت است. می‌خواهد نافله یومیه باشد یا نافله غیر یومیه. فقط در سه تا نماز مستحبی بود که اشکالی نداشت: نماز استسقا، نماز عیدینی که مستحب باشد و نماز عید غدیر.

**نماز عید غدیر و اعاده**

نماز عید غدیر را درش اختلاف است. این را حالا شهید اول اینجا فقط در این کتاب لمعه ذکر کرده است. در بقیه کتاب‌هایش این را نسبت داده به ابوصلاح حلبی. گفته نظر ایشان این است که نماز عید به جماعت خوانده شود. شاید دلیلش این باشد که نماز عید است دیگر. نماز عید مثل عید فطر و قربان، این هم نماز عید محسوب می‌شود. نماز عید مستحبی است و از این جهت اشکالی ندارد.

برای نماز اعاده هم که عرض کردیم، چون نمازت را خوانده‌ای، عادتاً چون اعاده‌اش مستحب است، خود نماز مستحب و جماعتش هم نماز جماعت است. نماز مستحب چرا اشکال ندارد؟ حالا امام می‌خواهد اعاده کند، می‌خواهد از جانب امام باشد (امام نماز فرادا خوانده، می‌آید به جماعت می‌خواند) یا از مأموم باشد یا از هر دو. نه، نه، امام باید اگر جماعت بکند، مستحب است که نیت جماعت بکند. عرض کردم که این را گفتند حتی تا چند بار هم اگر اعاده شود، مشکلی نیست.

**رکوع و درک رکعت**

خلاصه، اگر امام در رکوع باشد و مأموم به او اقتدا بکند، آن یک رکعت را به او رسیده و درک کرده است و برایش رکعت حساب می‌شود. این هم که به رکوع برسد، یعنی همان حالی که امام در رکوع است، این هم برود رکوع. تکبیر را بگوید، آن قیام متصل به رکوع را داشته باشد؛ چون بعضی "الله اکبر" می‌گویند و در هوا می‌روند رکوع. نماز باطل است. یا امام "الله اکبر" گفته، می‌خواهد برود رکوع، این آقا "الله اکبر" می‌گوید، هنوز امام در رکوع نرفته، این دارد می‌رود. این هم. امام باید در رکوع باشد، این آقا تکبیر را بگوید، قیام متصل به رکوع داشته باشد و به رکوع امام برسد، با امام درک کند، ولو یک لحظه، یک ثانیه. ولی اگر "کلنگی" شود (دارد می‌رود)، اشکال دارد. بله، بله. امام هنوز در رکوع نرفته و ثابت نشده، کسی پیدا می‌کند. اگر رکعت اولش است، اشکالی ندارد. حمد و سوره نمی‌خواهد، آره. برای بحث حمد و سوره‌اش. ولی اگر رکعت سوم مثلاً بله، مگر اینکه امام در رکوع مستقر شده باشد، ولو یک لحظه باشد. "کله کلنگی" شود (این می‌خواهد بیاید پایین، بلند می‌شود)، این را شهید ثانی می‌فرمایند که باطل است نمازش. ولی خب الان فقهای امروزی معمولاً نظرشان این است که نمازش فرادا درست است، دیگر جماعت نیست، فرادا می‌خواند و تمامش می‌کند. البته نمازش باطل نیست. حالا عرض می‌کنم به چه نحوی.

خلاصه، این نماز جماعت را اگر به رکوع برسد که یک رکعت برایش حساب می‌شود، اگر نرسید هم می‌تواند به ثواب نماز جماعت برسد. همان که عرض کردیم، می‌رود رکوع و حالا اگر "هول کلنگی" شد، رکعت به حساب نمی‌آورد. می‌رود سجده با امام جماعت، بلند می‌شود، نیت می‌کند از رکعت بعد نمازش را. آن رکوع را، می‌گویند فرادا است، یعنی فرادا بخواند. طبق این نظری که محسوب نمی‌شود نمازش امام جماعت، به ثواب سجده جماعت رسید؛ ولی الان یک رکعت نیست. برای رکعت بعدی که بلند شد، شما آنجا تازه نیت می‌کنی، دوباره نیت می‌کند و تکبیر می‌گوید. نماز، نمازی منعقد نشده بوده دیگر.

**شرایط امام جماعت (ادامه)**

بحث شرایط امام جماعت: چند تا شرط در امام جماعت ذکر شده که حالا چهار تا را شما اینجا بررسی می‌کنیم.
1. اولش این است که بالغ باشد. امام جماعت باید بالغ باشد. پس امام جماعت غیربالغ برای مثل خودش اشکالی ندارد. در مدرسه ابتدایی خلاصه، امام جماعت بچه است برای بچه‌ها. در نافله هم شهید اول در کتاب دروس فرموده که اشکالی ندارد که غیربالغ برای بالغ امام جماعت شود در نمازهای مستحبی که گفته شد. ولی شهید ثانی می‌فرماید که این حرف وقتی درست است که ما نماز بچه را نماز شرعی بدانیم، نه نماز تمرینی. چون اختلافی است که نماز کودک شریعت دارد یا تمرین. برخی فقها کتاب نوشته‌اند در این زمینه که اصلاً نماز بچه تمرینی است یا یعنی عبادت این‌ها شرعی یا تمرینی. خب، اگر شرعی محسوب شود، خب آثاری برایش دارد. نماز مثلاً استیجاری داشتی، بچه شما آمده صد رکعتش را خوانده، ده تا نمازش را خوانده. این دیگر از عهده شما برداشته می‌شود اگر شرعی باشد؛ ولی اگر تمرین باشد، دیگر نماز محسوب نمی‌شود برای اینکه حالا با نماز انس بگیرد که بعداً نمازش را انجام دهد. اینی که شما می‌گویی می‌تواند در نافله امام جماعت شود (غیربالغ برای بالغ)، وابسته به این است که نمازش را...
2. امام جماعت باید در حال امامت عاقل باشد. حالا در غیر حال امامت، اگر هم عاقل نباشد، مشکلی ندارد. یعنی جنون ادواری دارد، یک وقت‌هایی قاطی می‌کند؛ ولی الان که امام جماعت ایستاده، حالیش است، حواسش هست. گفتند که این هم امامتش مکروه است.
3. شرط سومش این است که عادل باشد. عدالت چیست؟ این خیلی بحث مهمی است. یک ملکه نفسانی که انسان را وادار به تقوا و مروت می‌کند. پس عدالت: یکی تقوا شرط است، یکی مروت. این همیشه با تقوا است و همیشه با مروت. تقوایش یعنی اینکه واجبات را انجام می‌دهد و هیچ معصیت کبیره‌ای را مطلقاً مرتکب نمی‌شود. بر صغیره هم اصرار.
4. خلاف مروت است، مثلاً این کار. ان‌شاءالله قدیمی‌ها خیلی حساس بودند. مجتهدی می‌فرمود که دم در مسجد می‌ایستادند، اگر امام جماعت با پای چپ وارد مسجد می‌شد، می‌گفتند این خلاف مروت انجام داده، به او اقتدا نمی‌کردند. معتقد بودند مروت یعنی عادات نیک، نه عادات نیک و از عادات بد هم دوری می‌کند، ولو عادات بدش معصیتی نباشد. مثلاً این آقا اهل بستنی خوردن مثلاً برای روحانی خوب نیست بستنی بخورد در خیابان، خلاف مروت است. یا مثلاً می‌گویند آقا پیراهن غیرسفید پوشیدن برای مثلاً روحانی، این خلاف مروت است. بر فرض مثلاً پیراهن آبی می‌پوشد، این آقا. بعضی‌ها سر این چیزها حساسیت داشتند و دارند. هنوز هم خلاف مروت است و اقتدا نمی‌کنند. کارهای مباحی که عموم مردم انجام نمی‌دهند، این آقا هم انجام ندهد. با شلوارک مثلاً در خانه باشی، عموم مؤمنین و آدم‌های صالح و فلان رعایت می‌کنند، ولو مباح است. حالا این حاج آقا در خانه با شلوارک است مثلاً، خلاف مروت می‌شود. یک جورایی از کاری که خلاصه سوء سریره بخواهد حکایت بکند. اینکه خصلت نفس دناءت همت. کاری که خلاصه نشان بدهد که این آدم انگار خیلی ارزشی برای خودش قائل نیست، جایگاهی ندارد. این را می‌شود یا برای بقیه دیگر. بله، خلاف مروت می‌شود.

حالا ما از کجا عدالت امام را تشخیص بدهیم؟ این چهار تا راه دارد:
1. اولش این است که شما خود امام را امتحان بکنی، با او زیاد معاشرت بکنی. دیگر در آن فضا، دیگر ظاهرسازی طرف نمی‌تواند بکند، غالباً دیگر شخصیت خودش را نشان می‌دهد.
2. یا اینکه دو تا عادل شهادت بدهند.
3. یا اینکه شیوع داشته باشد بین مردم، تعداد زیادی از مردم دارند می‌گویند که آقایون این‌جور است، عادل است.
4. به او اقتدا می‌کنند که فهمیده می‌شود این‌ها به خاطر اینکه عادل می‌دانند، اقتدا می‌کنند. این چهار تا راه می‌شود، چهار تا راه کشف عدالت امام.

چرا برخی می‌گویند که حتماً باید عدالت احراز بشود تا اقتدا بکنی؟ همین که شما فسقی برایت احراز نشده، اصل بر عدالت است، مگر اینکه فسقی احراز شود. تجسس حساب می‌کنی. در واقع عدالت اولی که به دنیا آمد، عادل بود، پاک. شک می‌کنم گناه کرده یا نکرده؟ من کم ندیدم که گناه. پس عادل می‌شود.

یک عده می‌گویند نه، شما باید عدالت را احراز بکنید. بحث مهمی است که اینجا بحث نشده در این کتاب. خودش آدم مفصل این را. اگر امام و مأموم اختلاف نظر داشته باشند در مباحث فروع مسائل نماز، اجماعی نباشد. امام جماعت "مالک یوم الدین" را مثلاً قائل است، مأموم "ملک یوم الدین". اختلافات این شکلی که حالا مثلاً آن قائل به این است که در رکوع و سجده می‌شود ذکری غیر از "سبحان ربی العظیم و سبحان ربی الأعلی" گفت. این قائل به این نیست. اختلافات این شکلی، می‌تواند اقتدا بکند یا نمی‌تواند؟ بحث مهم و خوبی است. اینجا به عدالت امام ضرر نمی‌زند، به صحت نماز هم ضرر نمی‌زند. مگر اینکه در نظر مأموم، نماز امام باطل باشد. صرف اختلاف نیست. باطل. یعنی "مالک یوم الدین" را باطل بداند مثلاً، نمی‌تواند. بحث عدالت هم مطرح می‌شود دیگر. مثلاً انسان می‌رود کربلا و این‌ها، خب آنجا قمه‌زن، خدا برکت بدهد، زیاد است. خب، حالا عموم این امام جماعت‌ها معتقدند قمه می‌زنند. در نگاه بنده فاسق است مثلاً، رهبر مرجع حرام می‌داند. خب، حالا اینجا عدالت دارد این آقا یا ندارد؟ همان بحث دوباره وارد می‌شود. اگر صرف اختلاف باشد و اجماعی نباشد، ضرر نمی‌زند؛ ولی اگر در نگاه فاسق محسوب شود، این باعث می‌شود که دیگر حالا باید احتیاط کرد دیگر. به هر صورت، احتیاطش بهتر است. البته خب شاید همه جا هم امام جماعت اهل این‌ها نباشد. بالاخره من بحث احتیاط. بله، حالا یکم موردش بیشتر بهتر است.

حلال‌زادگی را شهید اول اینجا ذکر نکرده است جزو شروط امام جماعت، با اینکه جزو شروط امام جماعت است و خود شهید اول در کتاب "ذکری" فرموده که این اجماع بر آن هست که امام جماعت باید حلال‌زاده باشد. پس اگر امام جماعت ولدالزنا باشد، کجا باید تشخیص داد؟ خب این‌ها دیگر عرض می‌کنم. اگر ولدالزنا باشد، شما نمی‌توانی به او اقتدا بکنی، ولو عادل باشد، عارف بالله، ولی ولدالزنا. اگر ولد شبهه باشد، البته الان هم تقریباً فهمیده می‌شود. یک وقتی هست دانسته، یک وقت هست شما نمی‌دانی. خب، این اصل بر. ولی معمولاً الان بچه‌هایی که از این راه‌ها به دنیا آمده‌اند و مادر معلوم نیست، سر سفره پدر و مادر نبوده‌اند و خلاصه یا وضع مادر خراب بوده، وضع پدر خراب. پس اگر ولد شبهه باشد، می‌شود به او اقتدا کرد. اگر مردم می‌گویند ولدالزنا است، ولی حقیقتاً ثابت نشده.

مرد باشد. اگر مأمومین مردند یا خنثی، اینجا امام جماعت باید مرد باشد. اگر مأمورین زنند، امام می‌تواند زن باشد برایشان. اگر خنثی هستند، زن نمی‌تواند امام جماعتشان باشد. خنثی برای زن‌ها هم باز می‌تواند امام جماعت شود که حالا این را هم گفتیم، چون بالاخره خنثی احتمال مرد بودنش هست، احتمال زن بودنش هم هست. لذا با این‌ها که هست، حکم برای غیر زن پس نمی‌تواند امام جماعت شود؛ نه برای مأموم مرد، نه برای مأموم خنثی. برای مأموم مرد نمی‌تواند امام جماعت شود، چون احتمال هست که این خنثی، زن باشد. خنثی برای خنثی نمی‌تواند امام جماعت باشد، چون احتمال هست این مأموم، مرد باشد. از این جهت نمی‌شود. این‌ها شرایط امام جماعت است.

**شرایط نماز جماعت**

حالا شرایط خود نماز جماعت. در نماز جماعت باید به نحوی باشد که امام بتواند مأموم را ببیند. یعنی مانع نداشته باشد. مانعی که در تمام حالات نگذارد که امام دیده شود. در هیچ حالتی امام دیده نمی‌شود. مانع به این نحو باید باشد. نماز باطل است. الان در حرم‌ها نماز خوانده می‌شود. مثلاً در رواق فلان مثلاً نماز بسته می‌شود، می‌آید بیرون در حیاط، می‌آید در رواق‌های دیگر. همین‌طور اتصال پیدا می‌کند. مثل مثلاً عید فطری که خوانده می‌شود در صحن جامع. به هیچ عنوان امکان ندارد آن‌ها که امام را دیدند، وای به حال حالت بیرون که مثل نماز جمعه که در حرم خوانده می‌شود. اینجا گفتند که صف اول باید امام جماعت را ببیند. صف‌های دیگر باید مأمومینی را ببینند که آن‌ها امام را می‌بینند. پس مانع دیدن تمام امام در تمامی حالات، اگر پرده، دیواری چیزی باشد یا مانع دیدن مأمومی بشود که امام را می‌بیند، هرچند که دیدن امام به چند واسطه از مأمور باشد. یعنی شما می‌بینی که هی به واسطه واسطه واسطه واسطه، این دارد مأموم را می‌بیند. آن مأموم، مأموم جلویی را می‌بیند. مأموم جلویی، جلویی تا به امام می‌رسد. یعنی اتصال هست به دیدن امام. اگر مأموم برخی از اعضای بدن امام را در برخی حالات ببیند، کافی است. فقط وقتی که امام قائم است، می‌بیند. یا فقط وقتی امام تشهد می‌کند مثلاً، می‌بیند امام را. به همین قدم باشد، کفایت می‌کند.

حالا اگر ما مانعی داشته باشیم مثل تاریکی و کوری و این‌ها، چیزی غیر از جسم مانع دیدن. فقط یک جا هست که شما حائل اگر داشته باشی، اشکالی ندارد. کجاست؟ زن باشد، مرد باشد و زن اقتدا کرده باشد. اگر زن آن افعالی را که متابعت بکند، علم به آن داشته باشد، آن حائل مانع صحت نماز نمی‌شود. می‌داند که الان باید در رکوع برود و سجده برود. صدا می‌شنود مثلاً می‌فهمد. حالا می‌خواهد که مانع، مانع تمام دیدن تمام اعضای بدن امام باشد یا برخی‌اش. و می‌خواهد مانع در همه حالات باشد یا در برخی حالات؟ در بعضی اعضا یا همه؟ در برخی حالات یا در همه حالات؟ فرقی نمی‌کند. اصل این است که مطابعت را بتواند انجام دهد. دیگر مانع اگر باشد، اشکالی ندارد.

و بحث بعدی اینکه امام نباید بالاتر از مأموم باشد. گاهی می‌بینی که صف آمده و می‌رود پایین، پله می‌خورد، مأموم‌ها می‌روند پایین. این نماز باطل می‌شود. این‌ها که پایین پله هستند، صفشان پایین‌تر است. سراشیبی اشکالی ندارد. سرازیری مثلاً گاهی این‌ها. ولی اگر یک مقدار معتد، مقداری که به آن اعتنا شود، امام جماعت بالاتر باشد، عرفاً یک مقدار قابل اعتنایی است، اینجا نظر مشهور این است که نماز صحیح نیست. نماز. و حالا شهید اول در کتاب دروس فرموده که حد بلندی به اندازه یک قدم بیشتر نشود، یک گام فاصله باشد، یک وجب.

اگر مأموم بالاتر از امام باشد، اشکالی ندارد، به شرط اینکه بیش از حد از امام دور نباشد. مثلاً امام اینجا ایستاده، مأموم آن بالا. فاصله زیاد است. وگرنه از جهت بالا بودن، هرچقدر هم می‌خواهد بالا باشد، اشکالی ندارد. به اندازه دیگر. آنقدر دور باشد که مثلاً طبقه اول ایستاده، طبقه سوم مثلاً دید دارد از لابی طبقه سوم. بین اقتدا کرد، فاصله خیلی می‌خواهد به اندازه یک قدم باشد و بیشتر از یک قدم باشد، این‌ها دیگر ضرری ندارد. اگر زمین تراشیده هم باشد، گفتیم که بلندی بخشیده شده هم در امام و هم در مأموم.

و یک بحث دیگری که اینجا شرط بوده، اول ذکر نکرده این است که مأموم نباید جلوتر از امام بایستد. مأموم باید عقب امام باشد. پس اگر این‌ها ایستاده نماز می‌خوانند، باید پاشنه پای مأموم عقب‌تر از پاشنه پای امام باشد. جلوتر اگر باشد، باطل است. اگر نشسته می‌خوانند، باید علیه باسن مأموم عقب‌تر از باسن امام باشد. اگر به پهلو می‌خوانند، باید پهلوی مأموم عقب‌تر از پهلوی امام.

**قرائت مأموم (ادامه)**

و می‌رویم سراغ بحث قرائت. در بحث قرائت گفتند که عرض شد دیگر کلیاتش. در نمازهای جهریه که بلند خوانده می‌شود، مأموم هم صدای امام را می‌شنود، اینجا اگر بخواهد قرائت بکند، کراهت دارد. بهتر است که خب قرائت نکند. و در نمازهای اخفاتیه، کراهت ندارد خودش حمد و سوره را بخواند. با توجه به الان ادوات و ابزاری که هست، الان ظهر و عصر اخفاتیه هم صدایش شنیده می‌شود. و اگر حالا صدای نمازهای جهریه باشد، ولی صدا را نمی‌شنود، حالا یا به خاطر همهمه یا هر چیزی، مستحب است که مأموم حمدش را خودش بخواند، فقط همراه آهسته، صدای ضعیفی که شما حروف را نمی‌توانید از همدیگر تشخیص بدهید، خیلی ضعیف. خب، یک سوال دیگر.

شما یک رکعت از امام عقب افتادی؟ همه مربوط به امام بود. این یک نکته فقط. یعنی شما ولو به صورت همهمه بشنوی از امام، صداهای گنگی. اگر همهمه هم می‌شنوی، مکروه است. همهمه نمی‌شنوی، بد است. سوم، شما باید حمد و حالا یا سوره حمد را بخوانی. اگر بر اینجا باید جهر بخوانی. یا اگر نماز، نماز اخفاتیه است، شما حمدت و جهریه به خدا، اگر اخفاتی است، باید نه تنها حمد را اخفاتی بخوانیم، بلکه "بسم الله" را هم اخفاتی.

حالا اگر شما حمد و سوره را قرائت نکنی، این در نماز جهریه و در نماز اخفاتیه چیزهایی گفته. در نمازهای جهریه گفتند که اگر مأموم صدای امام را می‌شنود، اینجا اجماعی است، اجماع فقهاست که قرائت. ولی حالا همین را هم برخی فقها، بیشتر فقها گفتند مکروه است اگر بخواهد قرائت بکند. صدای امام را می‌شنود، خودش هم قرائت می‌کند. این باطل نمی‌داند، حتی حرامش هم اختلاف است. حرام است؟ چون قرآن دارد خوانده می‌شود. وقتی قرآن خوانده می‌شود، شما باید سکوت کنید.

اگر مأموم صدای امام را نمی‌شنود، حتی به صورت همهمه، اینجا مشهور فقها گفتند که مستحب است در دو رکعت اول خودش حمد و قرائت می‌کند. شهید ثانی می‌فرمایند که بهتر این است که دو رکعت آخر هم به دو رکعت اول ملحق بشود و شما در کل چهار رکعت مستحب است که حمد بخوانید. که قبلاً هم گفتیم که باز حمد نسبت به تسبیحات اربعه ترجیح دارد. طبق آنچه در لمعه است، دو رکعت آخر حکم نماز اخفاتیه را دارد. نماز اخفاتیه حمد و سوره مکروه است که این را اول در لمعه فرمودند کراهت ندارد. مشهور فقها و شهید اول در بقیه کتاب‌هایشان فرمودند کراهت دارد. شهید کراهت دارد. بهتر است جان. حمد سوره ذکر گفته شود. مأموم، ذکر مسلماً بهتر است که گفته نشود دیگر. وقتی هم حمد مستحب است که اینجا خوانده نشود، ولو به صورت همهمه می‌شنود. اگر هیچی نمی‌شنود که می‌تواند. حالا ذکر که کلاً اشکالی ندارد در نماز. ترجیح با حمد است.

**روایت امیرالمؤمنین (ع)**

اینجا یک عده حالا این روایت، خیلی روایت هشداردهنده عجیب است، تنها آدم می‌لرزد از این روایت. که حالا یک عده فقها آمدند گفتند که آقا مطلقاً شما باید قرائت را ترک بکنید. مشهور الان هم همین است. چه نماز جهری باشد، چه اخفاتی باشد. و یک عده هم گفتند که نه، مستحب است که شما ترک بکنید. چه جهری باشد، چه اخفاتی باشد. شهید ثانی می‌فرماید که احتیاط این است که شما ترک بکنید. جنبه وجوبی را بگیریم و روایتش را نقل می‌کنند. امیرالمؤمنین فرمودند که: «مَنْ قَرَأَ خَلْفَ إِمَامٍ يَعْتَمُّ بِهِ بُعِثَ عَلَى غَيْرِ الْفِطْرَةِ.» (هر کس پشت امامی که به او اقتدا می‌کند، قرائت کند، روز قیامت بر غیر فطرت محشور می‌شود.) امیرالمؤمنین خواسته این خیلی روایت، روایت سنگینی است که باعث می‌شود که انسان بالاخره چه جهری چه اخفاتی احتیاط بکند و موافق احتیاط.

**نیت در نماز جماعت**

خب، در نماز جماعت عرض کردیم که شما باید واجب است که نیت اعتماد بکنید به امام معین. امامت را باید معین بکنی که به کی داری اقتدا می‌کنی. خب، به کدام امام جماعت؟ دو تا امام جماعت، دو تا صف. حداقل در ذهنت بیاید. این آقایی که این جلو ایستاده، این آقایی که این‌ها به او اقتدا کردند، این را تعیین بکنید. حالا یا اسمش در ذهنت بیاید یا صفتش در ذهنت بیاید. یکی در ذهنت قصدش بکنی، حالا به هر نحوی که می‌شود.

حالا اگر شما نیت اقتدا نکنی، این دو تا امامی که حاضرند، شما تعیین نکنی یا اینکه به هر دو امام اقتدا بکنی، ولو این‌ها همزمان افعال نماز را انجام می‌دهند، انگار یک نماز محسوب می‌شود. در هر صورت، این نماز شما. حالا اگر اشتباه بکنی در تعیین امام، نماز را اقتدا می‌کنی، می‌بندی. فکر می‌کردی به این امام اقتدا کردی، بعد معلوم می‌شود به این امام اقتدا کرده‌ای. وقتی نماز تمام می‌شود، می‌بینی که نماز، نماز این آقا زودتر تمام شد. اینجا هم نماز جماعتش باطل است، ولو که امام شایستگی شرایط امامت را داشته باشد.

حالا امام باید نیت امام جماعتی بکند یا نمی‌خواهد؟ نه، به او واجب نیست. بر مأموم واجب است که نیت مأموم بودن بکند. بر امام واجب نیست که نیت امام بودن بکند، هرچند برایش مستحب است. ولی اگر نماز، نماز جماعتی است که جماعت خواندنش واجب است، مثل نماز جمعه، اینجا باید نیت بکند. در هر صورت، در نماز جماعتی مستحب است که امام نماز نیت امام جماعتی بود. برخی بزرگان احتیاط می‌کردند، نمی‌کردند. نیت نماز فرادا می‌کردند و بقیه اگر اقتدا کنند، می‌گوید خب آن آقا خودش نماز جماعت. ولی مأموم می‌برد.

اگر امام دارد فرادا می‌خواند، مأموم می‌آید اقتدا می‌کند وسط نماز امام، اینجا مستحب است که امام در دل خودش نیت نماز جماعت را بکند.

**قطع نماز برای جماعت**

حالا اگر شما نماز جماعتی دارد برقرار می‌شود، نمازت را می‌توانی بشکنی به خاطر اینکه به نماز برسی؟ عرض شد، نماز نافله را می‌شود شکست. اگر امام تکبیر نماز واجب را گفته باشد، شما دیگر نافله را می‌توانی بشکنی. این را شهید اول در روایات آورده است که قطع نماز نافله جایز است هر وقت که جماعت اقامه بشود، ولو اصلاً امام هم وارد نماز بشود، تمام نکرده باشید. دلیلش این است که به همه فضیلت نماز جماعت برسید.

حالا نماز واجب را هم می‌شود شکست یا نه؟ شما نماز واجب را هم می‌توانی قطع بکنی برای اینکه به جماعت برسی، به شرط اینکه بترسی (همه نماز، نماز جماعت، یعنی خوف فوت داشته باشد، یک چیزی از دست بدهی). چه نوع؟ برخی فقها گفتند در مجموع قول قوی بر این است که می‌توانی نماز واجب را قطع کنی که به نماز جماعت برسی. شهید اول در کتاب لمعه فرمودند که شما نماز واجب را جایز است که قطع بکنی. در کتاب البیان فرمودند که نماز واجب مثل نافله است، هدیه هیچ معونه‌ای ندارد، هیچ مشکلی ندارد که نافله هیچ مشکلی ندارد، اینجا هم برای اینکه بخواهی به جماعت برسی، هیچ مشکلی ندارد.

خب، حالا اگر ترس فوت جماعت را نداشته باشد، شهید احمد فرمودند که اینجا بهتر است که این‌جور فتوا بدهیم که نمازش را به دو رکعت برساند، بعد به نیت استحباب تمام کند. هم به فضیلت جماعت می‌رسد، هم نمازش را قطع نکرده باطل که. ولی اگر ترس فوت جماعت داشته باشد، اینجا می‌تواند اول نیتش را برگرداند. نماز مستحب، عدول از واجب مستحبی به واجب نمی‌شود. نیت نماز مستحبی بکند دیگر. اینجا مشکل قطع نماز هم ندارد. نمازش را قطع می‌کند به جماعت.

اگر نماز واجب را شخص فرادا می‌خواند، این تا بحث دو رکعتش بود که حالا به دو رکعت برساند نرساند. حالا اگر دو رکعت گذشته، ادامه بدهد. حتماً نماز واجب دارم می‌خوانم، رکعت سوم نماز جماعت دارد برقرار می‌شود. باید نمازم را ادامه بدهم که قطعش نکنم یا می‌توانم به نافله برگردانم نمازم را قطع کنم به جماعت برسم؟ شهید ثانی می‌فرمایند که اینجا باز هم قطع کردن نماز خالی از قوت نیست. کلاً می‌شود به خاطر نماز جماعت هر نمازی را. حق قطع کردن نماز را ندارد، ولی درباره امام معصوم فرق می‌کند. اگر امام جماعت امام معصوم است، اینجا می‌تواند. بله. حالا می‌خواهد ترس فوت جماعت را داشته باشد یا نداشته باشد، در هر صورت وقتی که امام جماعت امام معصوم باشد، حکمش متفاوت است. در هر صورتی هم می‌فهمند که شهید ثانی مستحب است که اصلاً نمازش را قطع بکند، چه نماز واجب چه نافله، به خاطر اینکه به جماعت برسد و فضیلت جماعت را درک کند.

نماز جماعت خیلی احکام نماز. ببینید، شخم زده، همه قواعد ریخته به هم. خیلی چیزها را جابجا کرده است.

**درک امام در حالات مختلف**

اگر مأموم بعد از اینکه امام از رکوع سر برداشت، امام را درک کند، چکار می‌کند؟ اینجا اگر تکبیر گفت و آمد برود رکوع، دید که به رکوع نرسید. مثلاً همان بحثی که اشاره شد. اینجا با امام به سجده می‌رود. نه دیگر اینجا. یعنی خواست برود رکوع، دید امام بلند شد. دیگر رکوع حالت الاکلنگی شد که حالا اینجا گفتند نمازش. فقهای فعلی ولی باز ظاهراً شهید ثانی این نماز را درست نمی‌داند. یعنی همان رکوع هم رکوع نیست. در نماز فعلاً نیستش. به سجده از رکعت بعد نمازش را شروع می‌کند. ذکر کردند که حالا می‌خواهد اصلاً رکوع نرفته و امام بلند می‌شود از رکوع یا اینکه رفت رکوع، خودش را با امام می‌رود سجده و تکبیر نیت نماز می‌کند که اگر یک رکعت از نماز امام هنوز مانده، نیت اقتدا می‌کند. اگر امام دیگر همانجا سلام می‌دهد، اینجا نیت فقط آن یک رکعت را از جهت ثوابی درک کرده است. این‌ها رکعت برای او به حساب نمی‌آید. برای سوال نزدیک‌تر است که ثوابی باشد تا اینکه فرادا بخواهد بخواند. چون شما نیت نماز جماعت کردی و رفتی. خب، این به خاطر این است که بله، وارد رکن شد. نمازش منعقد شده و وارد رکنی شده. از رکن بلند شود، بلند شوی درست. ولی نماز جماعت بوده. شما اصلاً انعقاد برای پیدا کردن. الان به جماعتش نرسیده دیگر، یک بخشش را نرسیده. خب همین. چون نیتش مرکب است، نماز و جماعت. جماعتش محقق نشده، نمازش سر جایش هست. منعقد شد. نماز نیست الان. نماز نیست این رکعت اولش نیست. خب همین دیگر. نیت را اسید. شما می‌دانی یا مرکب می‌دانی؟ وقتی نیت را بسیط بدانی، نیت اصلاً نمازی منعقد نشده. ولی وقتی نیت را مرکب...

حالا اگر شما مأموم باشی و امام را بعد از سجده درک کنی، اینجا اگر بخواهد به ثواب جماعت برسد، باید به همراه امام بنشیند و تشهد بخواند. و اگر امام مشغول خواندن تشهد می‌شود و این‌ها، خلاصه این هم می‌نشیند و نمازش را تکمیل. اجمالاً ثوابی درک می‌کند که حالا بعد از رکوع امام برسد چه بعد از سجده برسد. بالاخره هر چقدرش می‌شود از این جماعت یک چیزی گیرش بیاید. آخرش آمده به سلام امام بنشیند، چند ثانیه با امام بلند شود، نیت کند. کلاً امر به جماعت شد و امر هم به خاطر اینکه شما به فضیلت جماعت برسید. ولی خب این با آن کسی که از اول نماز خوانده و این‌ها معلوم نیست که این هم همان مقدار ثواب که آن بابا برده را بخواهد ببرد.

**انصراف از جماعت و متابعت**

شما کجا می‌توانی نماز جماعت، امکان فرادا خواندنش هست دیگر. یعنی نیت فرادا کن، جدا کن دیگر در نماز جماعت. بله. مثلاً شما دو رکعت از نماز را درک کرده‌اید. الان تشهد خوانده شده. قبل از سلام، بلند، سلام گفته بشود، بلند شوید. گفتی نیت فرادا. نیت لازمه یا نیت فرادا کردی؟ دیگر فقط دیگر اینجا من فرادا باشد، دیگر جماعت خارج می‌شود.

حالا اگر نمازگزار بعد از رکوع و سجده آمد و این‌ها، ایستاد تا اینکه امام نمازش تمام شود و یا برای رکعت بعد، ایستاد که امام رکعت بعدی یا با امام بنشیند ولی سجده نرود، اینجا نمازش صحیح است و نمی‌خواهد نیتش را دوباره از سر بگیرد. قاعده اینجا این است که مأموم در بقیه حالت‌های نماز از امام تبعیت کند. اگر رکنی اینجا زیاد بکند، وقتی هنوز در نماز نرفته، اینجا دوباره نیتش را از اول کند که به این ثواب جماعت برسد. دوباره الان صفر شد. دوباره یک رکن اضافه کرده و هنوز هم در نماز نیامده. هنوز برای تبعیت اینجا رکنی که اضافه شده، دوباره این را صفرش کند. از اول دوباره شروع کند نیتش را دوباره از سر. اگر رکن هم زیاد دارد می‌رود.

اگر مأموم بین دو تا سجده رسید، نیت کرد و تکبیرة الاحرام گفت و با امام به سجده رفت، حالا اینجا با زیاد شدن یک سجده باید نیتش را دوباره از سر بگیرد یا نه؟ شهید ثانی می‌فرمایند که احوط این است که دوباره نیت را از سر بگیرد. دوباره سفت کند نیتش را به همان نیت اکتفا کند.

اگر کسی به رکوع امام نرسیده، رکعت نماز درک نکرده، اینجا جایز نیستش که بدون متابعت از امام و بدون عذر شرعی بخواهد نماز را قطع بکند. آمد برود رکوع، نرسید، نمازش را قطع بکند. این جایز نیست. از جهت اینکه متابعت بکند با امام، جایز است. یعنی نمازش را قطع بکند به اینکه مثلاً برود مطابقت کند، برود در سجده با امام باشد. از این جهت اشکالی ندارد. آمد برود رکوع، به رکوع نرسید. امام بلند شده. اینجا نمازش را قطع می‌کند که برود با امام رکوع باشد، بعد از رکعت بعدی نیت کند.

**متابعت از امام (ادامه)**

خب، بحث متابعت هم واجب است. در افعال نماز شما همه را باید به اجماع فقها مطابعت بکنید. یعنی سبقت نباید بگیرید. افضلش این است که بعد امام انجام بدهید. اگر مقارن با امام همزمان بلند شوید، همزمان بنشینید و این‌ها، فضیلت نماز جماعت دیگر ندارد؛ ولی نمازش صحیح است. اول امام بلند شود، بعد شما بلند شوید. فضیلت نماز جماعت به همین متابعت از امام و اینکه بعد از امام شما اعمال را انجام بدهید.

در مورد اذکار، مطابعت واجب است یا نه؟ امام مثلاً ذکر رکوع، چیزی که دارد می‌گوید. شما در سلام، در سجده، مطابعت بکنی؟ شهید اول در غیر این کتاب فرمودند که در اذکار هم مطابعت واجب است. در لمعه عبارت "متابعت واجبه" است که حالا یعنی هم افعال را می‌تواند دربربگیرد، هم اذکار. ولی شهید ثانی معتقدند که واضح‌ترش این است که ما در اذکار مطابعت را واجب ندانیم.

تکبیرة الاحرام که اول باید تکبیرة الاحرام امام بگوید. ذکر دیگر فعل نیست. بعد مأموم ذکر را بگوید. یعنی هم در خود. یعنی مثلاً امام که دارد سلام می‌دهد، شما در اذکار هم اول او "السلام علیک ایها النبی" را بگوید، بعد مأموم بگوید. شهید اول در بقیه کتاب‌هایشان فرمودند که این واجب است. اینجا هم عبارتشان مطلق است. شهید ثانی می‌فهمند که این فقط در تکبیرة الاحرام که اول او باید ذکر بگوید، بعد این بگوید. اگر همراه با امام تکبیرة الاحرام بگوید یا زودتر از امام تکبیر بگوید، نمازش باطل است.

در اذکار نمی‌تواند واجب باشد. دلیلشان هم این است که چگونه می‌شود در اذکار مطابعت واجب باشد در حالی که نه شنیدنش بر مأموم واجب است، نه شناندنش بر امام واجب است. بر هر دو. بر مأموم شنیدنش مستحب نیست، ولی بر امام مستحب است که اسماع کند، به گوش مأموم برساند. وقتی واجب نیست، چگونه مطابعت واجب باشد؟ ولی علم مأموم به افعال نماز را واجب دانسته است. یعنی باید بداند که امام الان دارد چکار می‌کند. این مقدارش واجب است.

**سبقت گرفتن از امام**

در فعل متابعت، حالا اگر جایی که باید مأموم متابعت بکند، سبقت گرفت، اگر از روی نسیان باشد، دوباره برمی‌گردد با امام انجام می‌دهد. رکوع اشتباهی، فکر می‌کرد امام بلند شده، بلند شد، بلند نشده، برمی‌گردیم. ولی اگر عمداً بلند شده، این گناه کرده. دیگر هم حق ندارد برگردد. باید بایستد تا امام بلند شود. عمدی اگر بوده، برنمی‌گردد. سه تا سجده نه، اشکالی ندارد. رکن اضافه بشود، اشکالی ندارد در نماز جماعت. حتی رکن زده بشود، همه چیزش فرق می‌کند، به شرط اینکه شما وقتی می‌خواهی سجده بروی، یعنی به محض اینکه با سجده رفتی، امام بلند نشود. موجودیت جماعت خارج می‌شود. بدون اینکه اگر سجده بروی، می‌رسی به سجده امام، کمال بدهی که نمی‌رسی، نباید دیگر. نمی‌خواهد. بله. می‌گوید احتمال اینکه همین الان بلند، بروی باز دوباره خم بشوی، مخصوصاً برای رکوع که خود خم شدن رکن است. ذکرش رکن نیست. خم بشوی، بعد امام بلند شد، نمازت باطل می‌شود. رکن اضافه شد.

اینجا آقا، متابعت از امام واجب است. اگر شما بحث عمد را که می‌گویی، این بنده خدا مطابقت انجام نداده، از ترک متابعت هم نهی شده. چه‌جوری نمازش باطل نمی‌شود؟ گناه کرده. امام بلند شد. می‌گوییم که اینجا نهی اگر بیاید، بخشی از خود نماز را بخورد. به شما آن بخش را انجام بدهی، یعنی داخل نماز، داخل ماهیت نماز باشد، این نماز باطل می‌شود؛ ولی اینجا نهی به چیزی خارج از نماز است. درست شد؟ صفت خارج از نماز. این ترک مطابعت، متابعت مال بیرون از نماز است. در ماهیت نماز تعریف نمی‌شود. متابعت، مطابقت، بخشی از نماز است. نه بخشی از. از بیرون که شما می‌خواهی نماز را محقق بکنی. در محقق کردنش است که لازم و ملزوم نماز می‌شود. در خود نماز نیست. بخوانیم و مستحبات و مکروهاتش باشد دیگر. ان‌شاءالله ساعت بعد تمامش می‌کنیم.

اینجا مأموم عمداً متابعت نکرده. نهی شده به این کار و حرام است و نمازش باطل نیست. حالا اگر عمداً جلو افتاد، برگردد و دوباره با امام انجام دهد، این آموزش اینجا باطل می‌شود دیگر. اگر فراموش کرده و برنگردد، یعنی فراموش کرده و بلند می‌شود، برنمی‌گردد. اینجا گفتند که نمازش باطل می‌شود؛ ولی شهید ثانی فرمودند که عدم بطلانش بهتر است. اگر حالا گمان می‌کند امام کاری را انجام داده، به قصد متابعت، بابا انجام می‌دهد. اینجا همان حکم صورت فراموشی را دارد. حکمش یکی می‌شود. اگر مسئله را نمی‌داند و قبل امام فعلی را انجام می‌دهد، اینجا گفتند حکم صورت عمد را دارد. نمازش باطل می‌شود اگر برگردد. اگر برنگردد. یعنی اصل بر این است که برنگردد. نمی‌داند و بلند می‌شود. اینجا حکم عامد را دارد. نباید برگردد. اگر برگردد، نمازش باطل. خب، این هم دیگر تا اینجا و مستحبات باطل می‌شود. می‌فهمیم خدا می‌داند ما در قیامت چقدر نمازهایمان مشکل‌دار. آنجا خواهیم فهمید که نماز که خواندیم، چقدر مشکل داشته. خب، خدا ان‌شاءالله به ما رحم بکند. توفیق بدهد که بیشتر با احکام...
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

محبوب ترین جلسات شرح لمعه

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00