شرح لمعه

جلسه چهل و هشتم

شرح لمعه . 1393/09/08
00:38:01
2

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم‌الله الرحمن الرحیم

بحث درباره صلات خوف، به بخش «صلات ذات الرقاع» رسیدیم که یکی از مشهورترین نمازهای خوف است. در نماز ذات الرقاع، که در میدان جنگ خوانده می‌شود (حالا هم فرادا و هم جماعت)، در بحث نماز مغربش بودیم. اگر بخواهیم دو گروه را در نماز مغرب بیاوریم که نماز بخوانند، عده‌ای گفتند که یک دسته بیایند دو رکعت اول را بخوانند و دسته دیگر بیایند رکعت آخر را بخوانند. باز عده‌ای دیگر گفتند که نه، یک دسته بیایند رکعت اول را بخوانند و بروند؛ دسته دوم بیایند دو رکعت بعد را بخوانند. هر کدام دلایلی داشتند. اصلش این است که خب مخیرند که هر کدام هر جا را می‌خواهند، ولی افضلیتش بر همین دو حالتی بود که عرض کردم. اختلاف است، ولی خب باز افضل به نظر می‌رسد که همین باشد که دسته اول یک رکعت را با امام بخوانند و دسته دوم دو رکعت.

این برتری از دو جهت است:

1. **جهت اول:** سیره امیرالمؤمنین (ع) در لیلة الهریر است؛ در جنگی که داشتند. یکی از جنگ‌های مشهور امیرالمؤمنین است که در ماه رمضان هم به نظرم هست. دارد که حتی در آن شب هم نماز شب امیرالمؤمنین قضا نشد. حضرت در آن وضعیت در جنگ صفین بودند و در لیلة الهریر که شبی بسیار سخت و طاقت‌فرسا بود، به همین نحو نمازها را خواندند: ظهر و عصر و مغرب و عشا را. نماز مغرب لیلة الهریر را این‌شکلی خواندند.
2. **جهت دوم:** از جهت ارکان به هم نزدیک‌تر می‌شوند. خب چون در رکعت اول پنج رکن است: نیت، تکبیرة الاحرام، قیام، رکوع و سجده. خب آن‌هایی که یک رکعت را بخوانند، از پنج رکن فیض می‌برند. ولی آن‌هایی که رکعت دوم بیایند، این پنج رکن را دو تایشان که نیست، سه تایشان می‌ماند: قیام متصل به رکوع، رکوع و سجده. حالا این سه تا در یک رکعت و سه تا هم دوباره در رکعت بعد می‌شود شش تا، پنج تا، نزدیک‌تر است. اگر بخواهیم بگوییم که دو رکعت اول را این‌ها بخوانند، خیلی دیگر از این جهت فیضش خلاصه بیشتر به هم نزدیک می‌شود.

اسامی‌ای بود، مثلاً برای شب اسم خاص گذاشته بودند؛ گاهی واقعی، گاهی مدت طولانی بوده. فیلم یک دفعه می‌زدند، مثلاً از یک طرف شبیخون می‌زدند، حضرت از آن طرف دفاع می‌کردند. گاهی این‌جوری بوده، گاهی اسم مکان بوده، گاهی اتفاق خاصی آن‌جا افتاده، مثلاً عرض کنم که کسی از اصحاب مثلاً کشته شده، یک واقعه خاصی پیش آمده که کرامتی دیدند. این‌جوری هم بوده که به مناسبت‌های مختلف، اسامی گاهی در جنگ‌ها متفاوت بوده.

یکی ممکن است این‌جوری بگوید: «بگوید آقا! این‌جوری که شما می‌گویید، نقض غرض می‌شود. شما صلات خوف را آمدید گذاشتید برای اینکه چه‌کار کنیم؟ برای اینکه در جنگ مدیریت بکنید دیگر؛ هم نماز را داشته باشید و هم جنگ را داشته باشید. شما این‌جوری که می‌گویید که این‌ها بخواهند بیایند و دو رکعت آخر را با امام بخوانند، این‌ها باید در تشهد اول بنشینند، تشهد بخوانند، بنشینند. چقدر نمازشان طولانی می‌شود؟ دیگر نقض غرض می‌شود.»

جوابش چیست؟ منظور این است که امام قیام کرده است. رکعت دوم (رکعت اولشان می‌شود) دسته دومی که می‌آید، دسته دوم (از آن‌ها که نیت فرادا کرده‌اند) رفتند. این‌جا امام قیام کرده یا این‌جا امام هنوز نشسته‌اند؟ امام در رکعت اول که تمام کردند، قیام می‌کنند ولی طول می‌دهند. قیام کرده‌اند، این‌ها می‌آیند اتصال پیدا می‌کنند. خب همراه امام می‌خوانند. ولی امام رکعت دومش می‌شود، این‌ها رکعت اولشان می‌شود. امام تشهد می‌نشینند، این‌ها باید همین‌جور بنشینند با امام. یعنی این یک کار باعث می‌شود که ذهن فعال شود.

شهید ثانی دو جور جواب می‌دهد. می‌فرمایند که اولاً در هر دو فرض، تشهد اولش را که باید بخوانند، بالاخره این زمان که هست، فرقی نمی‌کند. یک رکعتی هم بخوانند، یعنی دو رکعت را بخوانند در مجموع. یعنی گروه دوم دوباره رکعت سوم امام. دوباره فرقی ندارد. یعنی در مجموع یک سه‌رکعتی امام که باید برای این‌ها بشود شش رکعت. از جهت زمانی که فرقی نمی‌کند، خود تشهدان فرقی نمی‌کند. بالاخره این تشهد امام را می‌خواهد؛ طایفه اول باشد یا طایفه دوم. پس همین مقدار جنگ باید برای تاریخ امام وقت بگذاریم. پس این تخفیف کم و کسری چیزی پیش نمی‌آید. این از این.

ثانیاً اینکه خب امثال علامه حلی نظرشان بر این بود که این طایفه دوم این‌ها در رکعت سوم بیایند. یعنی طایفه اول دو رکعت را بخوانند و بروند. طایفه سوم رکعت سوم می‌آید. اگر این‌جوری بگوییم که خب این دیگر خیلی طولانی‌تر هم می‌شود، چون امام باید صبر کند این‌ها دو رکعت بعدی خودشان را هم بخوانند. درست شد؟ یعنی دو رکعت اول را دسته اول با امام خواندند، امام باید صبر کند این‌ها رکعت سومشان را بخوانند و بروند. دسته دوم بیایند به رکعت سوم امام ملحق بشوند. باز امام دو رکعت برای این‌ها صبر بکند. در مجموع همان می‌شود. جنگ خلاصه ندارد. در هر صورت این مقدار زمانی که باید طول بکشد، طول می‌کشد. پس این دلیل نمی‌شود خلاصه که آقا این نیایند. این‌ها از این جهت که جنگ یک وقت شیرازش از هم نریزد، تشهد و فلان این‌ها حرف‌ها نیست. بالاخره یک تایم مشخصی ذهنم را مشغول کرده. زیاد نمی‌گذارم.

مقصود از امام این‌جا امام معصوم که نیست. امام معصوم بوده، خوف را خوانده. حالا برای ما ادامه. خب چرا می‌خواهم؟ دارند جنگ می‌کنند و چیز می‌کنند. چه لزومی دارد یک امام باشد؟ خب آقا دسته اول بیاید نمازش را بخواند، نماز خوف هم بخواند، سریع‌تر بخواند. حالا یک، حالا هرچی به قول معروف mp3 کند، بخواند. این‌ها پاشوند بروند جنگ. دسته دوم بیاید واسه نمازش را بخواند. خب پس این الان قضیه این چیز چیه؟ این مدل نماز ذات الرقاع این‌شکلیه. آن هم برای دو دسته است.

خب بله. این وقتی برای من وقتی قابل حل است که امام یک افضلیتی داشته باشد، افراد بخواهند پشت سرش مثلاً نماز... یک وقت دیگر خب ما از اول هم گفتیم. گفتیم که اصلاً خود نماز خوف فرادا هم داریم. این مال وقتی است که بشود دو دسته که این افضلش است. یعنی در تمام نمازهای خوف این از همه‌اش بهتر است.

باز یک بحثی پیش می‌آید. این‌جا شما از نظر زمانی که حساب می‌کنید، شما حساب کنید الان امام نشسته‌اند. اصلاً خیلی داستان دارد. چیز... یک سری دارند می‌جنگند. دیگر این‌ها باید نماز را تمام کنند، پاشوند بروند جای آن‌ها درگیر بشوند. آن‌ها ول کنند بیایند این‌جا چه‌کار کنند؟ همین زمانی که شما حساب، پنجاه متری که فاصله نیست که به قول شما می‌گویید باید طوری باشد که تیر نرسد. درست است؟ خب این حداقل مثلاً دویست متر، سیصد متر فاصله دارد. شما حساب کن این‌ها خودشان بخواهند پاشند (منهای آن زمانی که بخواهی بگویی امام باید بنشیند، فلان کند) نمی‌دانم که از این‌جا پاشند این‌ها بروند دویست سیصد متر آن‌ورتر حداقل درگیر بشوند تا آن‌ها دوباره برگردند بیایند وایسند به نماز و نمی‌دانم چه‌کار کنند. خب این خودش اصلاً ولی باز این حالت ده دقیقه یک ربع وایستاده، ولی باز این حالت را که تصور بکنید زمان کمتری و انرژی کمتری از لشکر می‌گیرد تا دو تا نماز در دو جای مختلف. مزیت نظامی دارد برای بعد. تازه خودش یک آرایش جنگی است. یک تجدید قواست. یک ارتباط با امام، چون امام در بحث امام جماعت میان افضل آن چیز معنوی‌ترین شخصشان است. خود این‌ها یک ارتباط کل لشکر، یک ارتباط معنوی با امام برقرار می‌کنند. یک انسی دوباره برقرار می‌شود. یک تجدید قوایی می‌کند. در عین حال از جهت زمانی هم خیلی کار پیش می‌افتد که این‌ها خب دو رکعت را می‌خواهند. اگر بخواهد آن دو رکعت جماعت باشد، خب خیلی دوباره بیشتر طول می‌کشد. سریع تمام کنند، می‌روند. کل لشکر هم در یک نماز، نمازشان تمام شده. حالا این‌ها بزنند، آن‌جا بشود، آن‌جور بشود. دوباره دو تا کاروان بخواهند هم‌زمان بشود، چقدر مشکلات پیش می‌آید.

ضمن اینکه نماز ذات الرقاع آن شرایط خودش را هم باید داشته باشد. یعنی شرایط یک جوری نباشد که این‌ها بتوانند گاز انبری حمله بکنند. گفتیم حتی اگر از روبرو هم هستند، چیزی بین این‌ها فاصله باشد که دشمن نتواند یک دفعه یک حمله بکند و تمام کند کار را. یا از دو طرف زاویه نود درجه باشند. یا این طرف یا آن طرف. یا روبرو باشند پشت به قبله. یعنی این‌ها دارند رصد می‌کنند نماز دشمنان را، غافل از دشمن نمی‌شوند. خود این یک حرکت استراتژیک در جنگ است، تا اینکه شما بخواهید دو جای مختلف این را پراکنده بکنی، هر کی یک گوشه وایساده، چند فرادا. دیگر مشکل ندارد. اصل اینکه بخواهد مشکل داشته باشد که نیست. سر این است که این نمازی که اهل بیت داشتند، امیرالمؤمنین، پیغمبر، خود سیدالشهدا. من خودم بخواهم در نظر بگیرم نگاه می‌کنم دوست دارم، خب این به شرایطی چیز می‌شود. همچین حالتی باشد.

حالا وقتی امام جماعتی هست که حالا غیر از چیز بخواهد باشد. در جنگ‌های عادی و این‌ها، خب آن معنویت و این‌ها برای امام که صادق است، ولی افضلیتی که زمان پیغمبر و این‌ها بوده که امام حسین (علیه السلام) آدم بررسی می‌کند، می‌بیند اصلاً ایشان شرایط نماز ذات الرقاع را هم نداشتند ولی ذات الرقاع خواندند. این جز عجایب است. شرایطش این است که شما آسیب نبینی، در تیررس نباشی. خود امام حسین چقدر تیر خوردند. اصحابشان چقدر تیر خوردند. بعضی جلوه‌اش ندارد که محافظ. ولی امام حسین باز به همین مقید می‌شوند که همین هم به صورت ذات الرقاع بخوانند. این خب توش خیلی نکته نشان می‌دهد که نماز دیگر به دل خودمان تا آخر خلاصه. نماز عصر حضرت به چه نحوی شده؟ نبوده مثلاً داخل اسب نشده و فلان و بهمان. بله حالا مگر اینکه بگوییم که حالا جلوتر برسیم، بگوییم که حضرت ایمایی مثلاً نماز عصر را خوانده باشند یا هرکی فرادا به این نحو خوانده باشد.

در هر صورت یک سری چیزها جزء واجبات نماز. دو تا دلیل آوردیم برای اینکه این حرفی که این آقایان می‌زنند غلط است. می‌گویند که آقا نماز طول می‌کشد اگر بخواهد برای تشهد امام صبر بکند. تشهد که بالاخره باید سر جایش باشد. از جهت وقت امام که وقت محروم هم که همه باید بالاخره در مجموع کل لشکر شش رکعت بخوانند. فقط تفاوتش این بود که حضرات معصوم خودشان به شیوه این سیره به این رکن نزدیک‌تر. همه دوست دارند که از رکن بیشتری بهره‌مند بشوند. تو از واجبات نماز خوف این است که این‌ها سلاح دست بگیرند در نماز. خود این نماز یک نماز حماسی خیلی قشنگ است. یعنی آدم تصور می‌کند این نماز. بله، ادوات جنگی که حالا آیه آن آیه قبلی من گفتم سوره نساء، آن ۱۰۱ است، این یکی هم ۹۲ سوره نساء که اشاره می‌کند. عبارتش را هم اشتباه گفتم: "وَلْیَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ" تعبیر این است که این‌ها اسلحه‌شان را باید دست بگیرند. آیه خیلی بلندی هم هست. یک طایفه بایستند و سوره مبارکه نساء، آیه ۱۰۲. و اضافه، شما وقتی که در بین این‌ها ایستادی خواستی این‌ها برایشان اقامه صلات بکنی، باید یک طایفه‌ای از این‌ها کنار تو بایستد. "وَلْیَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ" این‌ها سلاح‌هایشان را هم دستشان باشد. "فَإِذَا سَجَدُوا فَلْیَكُونُوا مِنْ وَرَائِكُمْ" وقتی که این‌ها سجده کردند، باید از پشت شما باشند. "وَأُخْرَىٰ لَمْ یُصَلُّوا" یک گروه دیگر هم باشند که این‌ها نماز نخوانده‌اند. "فَلْیُصَلُّوا مَعَكَ" این‌ها بعداً بیایند و نماز بخوانند. "وَلْیَأْخُذُوا حِذْرَهُمْ وَأَسْلِحَتَهُمْ" وسایل دفاعی و سلاحشان را هم دستشان باشد. "وَدَّ الَّذِینَ كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ" کافرها خیلی دوست دارند شما در نماز از اسلحه غافل بشوید. "وَمَتَاعِكُمْ" وسایلتان، این‌ها را غافل بشویم. "فَیَمِیلُونَ عَلَیْكُمْ مَیْلَةً وَاحِدَةً" یک حمله بزنند. "وَ لَا جُنَاحَ عَلَیْكُمْ إِنْ كَانَ بِكُمْ أَذًى مِنْ مَطَرٍ أَوْ كُنْتُمْ مَرْضَىٰ أَنْ تَضَعُوا أَسْلِحَتَكُمْ" بر شما حرجی نیست اگر باران می‌آید، دارید اذیت می‌شوید یا مریضی دارید که این سلاح‌ها را بگذارید زمین. اذیت، نمی‌توانید سلاح دست بگیرید. "وَخُذُوا حِذْرَكُمْ" ولی وسایل دفاعی دستتان باشد. سلاح که وسیله حمل است را بگذارید زمین ولی وسیله دفاعی را آره. تا آخر آقای قرائتی نمی‌دانم سی تا نکته، چقدر از این آیه برداشت کرد. مفصل، خیلی نکات قشنگی. "إِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْكَافِرِینَ عَذَابًا مُهِینًا" خدا برای کافرین عذاب مهین قرار داد. از نمازهای غریبه، خیلی کسی خبر ندارد که همچین نمازی ما داریم. اتفاقاً در جاهای مختلف کارایی دارد، حتی درباره غرق و این‌ها هم نماز خوف بله. پس این‌ها باید سلاح دستشان باشد، ولو سلاح نجس باشد. زده تو شکم یک کافر. قمر و شمشیر و خونی. حالا شمشیر، چاقو، نیزه و خیلی چیزهای مختلفی که ذکر. ولی اگر در حال اختیار باشند، این‌ها نتوانند اگر شمشیر دست بگیرند، ادوات دست بگیرند مانع از انجام دادن یکی از واجبات بشود یا به دیگری اذیت و آزار برساند، این‌جا دیگر لازم نیست دست بگیرند. بحثی که مطرح شد این‌ها نتوانند همه به شکل جماعت اگر بخواهند نماز ذات الرقاع بخوانند، دو دسته نتوانند بشوند به این شکلی که حالا خلاصه شرایطی که گفتیم، نتوانند. هر جوری که برایشان ممکن است، ولو سواره، حالا یا سواره یا پیاده، یا به جماعت یا فرادا، فرقی نمی‌کند. دیگر هر جور که برایشان ممکن است نماز خوف بخوانند. دیگر باز هم دو رکعت. اگر جماعت بود قبله امام با مأمومین اگر یک خرده تفاوت داشت، این‌جا اشکالی ندارد. بخشیده شده است، چون این‌جا دیگر در حق مجاهد تمام اطراف قبله است، فرقی نمی‌کند. اما کسایی که می‌توانند قبله را تشخیص بدهند و بلدند و فلان و این‌ها، این‌ها بتوانند یعنی قبله مشخص باشد، بتوانند تشخیص بدهند کامل. این‌ها دیگر بخواهند اختلاف داشته باشند این بخشیده شده نیست. باید همه دیگر روبرو. اگر قبله امام و مأموم یکی است این‌جا نباید مأموم بر امام مقدم بشود. خب گاهی قبله خود کج و معوج می‌شود. کج است. در مجموع که این جوری وایستاده. امام این جوری وایستاده. یک خرده جلوتر است. قبله‌هایشان یکی است. نباید مأموم جلو. بعد خیلی از کارهایی که در نماز به این‌ها احتیاج است در نماز خوف این‌ها بخشیده شده است. این‌جا دیگر معاف شد.

حالا اگر این بابا، این مجاهد ما، که حالا بیشتر صلات خوف را آوردیم در بحث جهاد، وگرنه مخصوص جهاد نیست. کسی که درنده‌ای هم جلویش هست یا شرایط ویژه‌ای دارد، از دزد می‌ترسد یا شرایط دیگر. خلاصه اصل خوف که باشد، نماز قصر می‌شود، شکسته می‌شود و به این شکل می‌شود. حالا این اگر برایش خم شدن برای رکوع و سجده که میسر باشد، ولو بر قربوس قربوس زین اسب. ولو رو این می‌تواند سجده کند، خب رو همان سجده می‌کند. ولی اگر رو همین هم ممکن نباشد برایش این‌جا با سر اشاره می‌کند. اگر همین هم باز دوباره ممکن نباشد، چشم‌هایش را باز و بسته می‌کند. همان‌جور که قبلاً هم اشاره در بحث نماز داشتیم که اگر نشد مرحله مرحله تخفیف. اگر برایش قرائت و اشاره رکوع و سجده هم ممکن نباشد، دیگر خیلی مثل همان کسی که می‌خواهد هواپیما را بزند، نمازش دارد قضا می‌شود و آماده است که این هواپیما بهش. گفتم آقا فقط نگاهت باشد که این هواپیما رد شد بزنیم. قرائت و اشاره تکان بده، نمی‌شود. این‌جا چه‌کار می‌کند؟ این‌جا به جای هر رکعت، به جای قرائت و رکوع و سجده و واجبات هر رکعت، یک بار می‌گوید: «سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله.» و نماز سی ثانیه‌ای هم داریم. چهار رکعت سی ثانیه. بعد تازه با خوف و این‌ها که داریم، این‌جوری که نمی‌گویی سبحان الله. این‌جا البته نیت و تکبیرة الاحرام را می‌خواهد. بعد، بعد تسبیحات، تشهد، سلام هم می‌دهد. در مجموع همان سی ثانیه نهایت می‌شود. تکبیرة الاحرام. این دو تا تسبیحات اربعه را می‌گوید. تشهد، سلام. برخی گفتند که امیرالمؤمنین در لیلة الهریر نمازشان همین مدلی خواندند. در آن نمازی که خلاصه قیمتش به عرش می‌زند این‌جوری بوده. امیرالمؤمنین یک «سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر»، نماز تمام شده. عجایبش به کنار، چه شرایطی بوده که حتی نمی‌توانستند، بله، سجده کنند. حتی ذکر بگویند. ببینید چه وضعی بوده در آن شهر؟ حالا با این‌ها همه بزن کنار این‌ها که حضرت در آن حال نماز شبش از دست نرفته. این اصل نکته این‌جاست. کرامات امیرالمؤمنین. گفتند باید زمانش به چه شکل است؟ زمان ۶ دیگر فرقی نمی‌کند. همان اولی که نماز بر او واجب شده و این‌ها، اگر مثل شیخ طوسی قائل نباشیم به اینکه آخر وقت چون عذر دارد، البته این‌جا الان یک اشاره‌ای بهش می‌شود در بحث غرق، ولی ظاهراً مطلق. خود امام حسین که اول وقت ماند با اینکه طرف وقتی گفت مشخص بود که حضرت وقت اذان گذشته بود و شرایط شرایطی بود که می‌شد عقب انداخت. یعنی این خودش مشخص. خدا تو را از مصلین قرار بده و به یاد من انداختی. به امید اینکه عذر برطرف بشود، شرایط ویژه پیش بیاید. همان اول وقت.

حالا گفتیم که پس خوف باعث می‌شود که شما نمازتان شکسته بشود. ملاکش خوف است، درست شد؟ حالا می‌خواهد خوف از دشمن باشد، خوف از لِص باشد (با صاد، دزد را می‌گویند لِص)، خوف از لُص باشد (قدیمی است دیگر)، بله. یا سَبُع باشد، درنده. خلاصه میان‌راه، وهابی مثلاً یک دفعه می‌بندند یک جاده را، این‌ها دستگیر می‌کنند، می‌گیرند فلان این‌ها. طرف خوف دارد. شرایط، آموزش قصر می‌شود. اگر می‌توانی رکوع و سجده به آن حالت که اگر نه با همان چشم. این‌جا هم در کمیتش هم در کیفیتش تغییر کرد دیگر. ولی یک وقت هستش که فقط در کیفیت تغییر می‌کند، کمیتش تغییر نمی‌کند. کمیت تغییر نمی‌کند یعنی چی؟ یعنی نمازش چهار رکعت است، دو رکعت دیگر نیست. مثل کجا؟ مثل کسی که دارد غرق می‌شود. آدمی که دارد غرق می‌شود چون دیگر خوف نیست، نمازش درست است. یا در باتلاق گیر کرده، دارد می‌رود پایین. خب این در باتلاق گیر کرده، می‌بیند دیگر کارش تمام است، دارد می‌میرد. این دیگر نمازش، نماز خوف نیست. بحث خوف یک بحث دیگر است. چون خوف از یک چیزی دارد که به ما آسیب بزند، مثلاً نمازش را دارد جمع و جور می‌کند که آسیب نخورد. یعنی می‌فرمایید که اگر نماز خوف بخواند، می‌تواند خودش را زنده نگه دارد. خب این هم یک بحثی است که بهش اشاره شده. گفتند اگر این‌جور بشود، نماز خوف بخواند. ولی اگر نه دیگر طرف دیگر می‌داند که دیگر ملک‌الموت همین نزدیکی‌هاست. صدای پایش دارد می‌آید، آخر کار. آن دیگر نماز خوف نیست. این‌جا چهار رکعت می‌خواند دیگر با خیال راحت. ولی کیفیتش مثل آن. اگر نشد «سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر». نهایتش دیگر این بود دیگر: نیت، تکبیرة الاحرام، تسبیحات اربعه و نماز. یعنی تنها چیزی که هیچ رقم کوتاه نیامده، خدا ازش. یعنی می‌شود گفت واقعاً یک چیزی است که هیچ رقم. یکی ولایت کوتاه نمی‌آید، یکی هم نماز. در احکام بشریت تا آخر پایش وایستاده، می‌گوید هر جوری شده من این را می‌خواهم. هر مدلی شده. واسه همین خیلی سنگین است برای خدا طرف راست راست راه برود این را نخواند و به جا نیاورد زندگی کنیم.

پس کیفیتش همین بود که عرض کردیم ولی کمیتش عوض می‌شود. شهید اول در کتاب ذکر، ایشان می‌فرمایند که می‌تواند طرف در این حالتی که دارد غرق می‌شود و باتلاق و فلان و این‌ها، نمازش را شکسته بخواند. چون عنوان خوف بر آن بار می‌شود. ولی به شرط اینکه بترسد که اگر به قصر نخواند، تلف بشود. یعنی تنها راه زنده‌ماندن من این است که نمازم را قصر بخوانم. دیگر خب مشخص است دیگر. من می‌خواهم چهار رکعت بخوانم. دیگر تفاوتش دو تا سبحان الله تسبیحات و دو تا یک تشهد و سلام. دیگر تفاوت اگر چهار رکعت باشد، دو تا تصویر ده ثانیه بیشتر. گاهی این جوری است. با قصر خواندن یکی پس از تمام خواندن بترسد برای خودش که خطر تلف داشته باشد. یکی با قصر خواندن امید نجات داشته باشد. این دو تایش با هم، نماز خوف بر آن بار می‌شود و می‌تواند شکسته. شهید ثانی می‌فرمایند که همین قدر که خوف تلف داشته باشد، بترسد که تلف بشود، این دیگر می‌تواند نمازش را بشکند. ولی همین قدر که خوف تلف داشته باشد، این‌جا دیگر می‌تواند نماز نخواند. قصرش کند، نماز نخواند. می‌ترسد اگر بخواهد شروع بکند، خفه بشود. ذکر بگوید، دیگر آب می‌رود تو دهانش. بدتر می‌شود وضعیتش. امید به سلامتی هم داشته باشد اگر نماز را نخواند. ولی قضا ازش ساقط نمی‌شود. اگر زنده ماند سالم بود، شما نمی‌توانی بگویی آن‌جا شرایط ویژه پیش آمد. قضا ازش برداشته شد. نه پیش آمد، نماز نمی‌خواست ولی قضا را باید انجام بدهد.

بحث ما در صلات خوف تمام می‌شود. می‌رویم سراغ فصل دهم در نماز مسافر. چند تا بحث داریم. یکی این است که نماز مسافر یک شروطی دارد که این‌ها باید بحث بشود و یک سری احکامی دارد که این هم در مرحله بعدی. حالا تک تک این شرط‌ها را باید بهش اشاره بکنیم. یک مکان‌هایی هم هستش که این‌ها حالا پنج تا شرط دارد، چهار تا مکان استثنا بحث می‌کنیم. یک دانه هم بحث این را داریم که برای جبران رکعات نخوانده سببی که آدم چه‌کار می‌کند. این مجموعه بحث. اشاره اجمالی فقط بهش می‌کنم. برگشت، ان‌شاءالله جلسه. در شروطش، شرط اول این است که قصد مسافت بکند که حالا هشت فرسخ و مجموعش می‌شود ۹۶ هزار ذراع. ۹۶ هزار ذراع تقریباً نیم متر است. هر فرسخ خودش سه میل است. هر میل حالا می‌شود چهار. هر ذراع نیم متر است، درست است؟ ۹۶ ذراع می‌شود ۴۸. پس ۸۹۶ هزار ذراع، پژ ۴۸ هزار متر متر می‌شود چقدر؟ می‌شود ۴۸ کیلومتر. ۴۸ کیلومتر یعنی هر فرسخ می‌شود شش کیلومتر. به تو گفتند ذراع ۲۴ انگشت. جزئیات ان‌شاءالله وارد میل انگلیسی داریم و میل غیر انگلیسی و اندازه‌گیری این‌ها بحث‌های مفصلی. پس یا باید بخواهد این مسافت را برود یا نصف این مسافت را برود و برگردد.

این هم بعد بحثی که داریم این است که باید سفر او قطع نشود. این مسافت وسطش قطع نشود. به سفر محسوب بشود. قطع می‌شود در چند تا حالت. یکی از جاهایی که قطع می‌شود این است که وسطش به منزلش نرسد، به وطن نرسد. یعنی مثلاً از ورامین می‌آید تهران. برنامه تهران چند کیلومتر است؟ کمتر از تهران مثلاً وطنش است. از ورامین می‌آید می‌خواهد برود کرج. تهران توقف می‌کند. این تهران که می‌رسد سفر قطع می‌شود چون وطن رسیده. یا اینکه از جایی که قصد ده روز، قصد اقامت ده روز در آن دارد، رد نشود. چون آن‌جا که می‌آید دوباره محلی که قصد عشره دارد، آن‌جا که می‌رسد دوباره. یا اینکه جایی که سی روز بدون قصد معین می‌خواهد بماند. یا باید ده روز معین بخواهد بماند یا سی روز بدون قصد. معلوم نیست شاید ده روز بشود نشود. یا من یک ماهه الان این‌جا هستم، یک ماهم می‌دانم که هستم، ولی هر لحظه ممکن است به من بگویند که شما برگرد. ده روز نکرده ممکن است تا یک ماهم بمانم. ممکن، پلاک قطعی بدون دیگر قصد عروس می‌شود. همین که می‌گوید معلوم نیست، ممکن است یک سالم بمانم. فعلاً گفتم باشه. هر ثانیه ممکن است زنگ بزنند برگردم. نمی‌توانم قصد ده روز. جایی هم که این‌جور باشد، بیاید دوباره سفرش قطع می‌شود. این هم از سفر را قطع. این آقا کثیرالسفر هم نباشد، نماز شکسته بشود. حالا کثیرالسفر کیست و چیست و این‌ها بحثی دارد. چند نفرش را مثال زدند، مثل مُکاری. مُکاری کسی که کرایه می‌دهد. زبان امروزی ما می‌شود راننده اتوبوس. خلاصه بار می‌برد و وسیله می‌برد. یا ملاح باشد، ناخدا. حساب کشتی. یا اجیر باشد، خودش را اجاره می‌دهد برای سفرها. خلاصه کارگری می‌کند در سفر از این شهر. یا بَرید باشد، نامه‌رسان، پستچی. این‌ها خلاصه کثیرالسفر.

و دیگر اینکه سفرش هم سفر معصیت نباشد که سفر معصیت هم باشد، دوباره نمازش کامل شکسته نمی‌شود. چرا این سفر معصیت چیست و این‌ها همه را ان‌شاءالله بحث. و اینکه شرط پنجم این است که دیوار شهر از او مخفی بشود، پنهان بشود. یا اذان شهر از مخفی بشود. یک ان‌قدر برود که دیگر خلاصه حد ترخص به این می‌گویند دیگر. حدود شرعی که حد ترخص دو تا بحث است. تک تک این‌ها شد پنج تا شرط. یعنی به حد ترخص باید برسد که نمازش شکسته. ولو همه این پنج تا شرط باشد، چهار جا استثنا شده که نمازش می‌تواند کامل باشد، می‌تواند شکسته باشد. کجاست؟ مسجدالحرام، مسجدالمدینه، مسجدالنبی، مسجد کوفه و حائر حسینی (علیه مُشرفه الصلاة). قلب کسی که به آن شرافت داده. شهید اول می‌فرماید: "وَ لَوْ سلام" این‌جا مخیر است ولی اتمام را افضل گرفته. شهید اول تبریک، بهتر این است که تمام بخواند. ولی شیخ صدوق ایشان گفتند که نخیر، تخییر ممنوع است. نباشد، شکسته بخواند. نظر شیخ. حالا تک تک این‌ها را بحث می‌کنیم که چرا ایشان این‌جوری فرمودند. سید مرتضی، ابن جنید هم نظرشان بر این است که تخییر دارد. بله، تخییر دقیقاً یعنی چی؟ تخییر دارد به قبر همه ائمه. تخییر یعنی می‌تواند بله، ۴۴. خیلی سنگین شد. شیخ صدوق می‌فرمایند که همان قبر امام حسین هم شکسته بخواند. سید مرتضی همه اهل بیت نمازش را می‌تواند کامل بخواند، می‌تواند شکسته. دیگر مشهدی‌ها دیگر خلاصه. در هر صورت فتواهای دیگری دادند که این‌جا وارد بحثش ان‌شاءالله خواهیم شد.

و بحثی که اگر شخص در شهر خودش بود، وقت بر او داخل شد یا اینکه سفر بود، در وقت رسید به شهر خودش. در این دو تا حالت، اقوی این است که نمازش را کامل بخواند، حتی اگر خوانده باشد. یعنی من الان می‌خواهم مسافرت بروم. در شهر خودم می‌خواهم راه بیفتم. اقوی این است که کامل بخوانم و بروم. یا اینکه مسافرت بودم، آخر وقت رسیدم، هنوز نمازم را نخواندم. اقوی این است که نمازم را کامل بخوانم. خب اگر حالا نخواندم حرکت کردم، رفتم چی؟ اشکالی ندارد. بله. هر جا که بودیم. بله. این‌جا البته می‌گوییم که اقوی یعنی چی و چرا چند تا قول این‌جا.

و بحث آخر هم این است که مستحب است که نمازهایی که شکسته شده را جبران بکند با سی تا تسبیحات اربعه پشت هر نماز. بله. خب این هم از این بحث که حالا ان‌شاءالله در جزئیاتش فردا اگر خدا توفیق بدهد.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

محبوب ترین جلسات شرح لمعه

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00