شرح لمعه

جلسه هفتم

شرح لمعه . 1398/09/13
00:46:03
2

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم‌الله الرحمن الرحیم
اینجا مسائلی را داریم، آقایان. بخش آخر کتاب وقف، پنج تا مسئله داریم که می‌گوییم و دعاتون می‌کنیم. ان‌شاءالله عزیز دلم، میراندالله فیض، آماده است و مجلس هم که آماده است. تو دلم شکسته است و خیلی معطلت نکنم.

**مسئلۀ اول:**

اگر عبدی را وقف کردند، یا حیوانی را وقف کردند... حیوان دیوی تو «کلاه قرمزی» خیلی عالیه. خدایی‌اش متن‌هایش هم خیلی خوبه. بعد آمده بود به این آقای مجری می‌گفت: «خاله، من جلوی در دیدم یکی با آب ماشینش رو نمی‌شست، کار دیگه می‌کنه. یکی دیدم با آب...» با آب! آخه من در تعجبم چقدر یه حیوون می‌تونه انسان باشه. خرجش با کیه؟

بله، نفقۀ عبد موقوف و حیوان موقوف بر موقوف‌علیه (علیهم) است. خرج‌ها و همۀ هزینه‌ها برای کی می‌شود؟ اگر معین باشند، بله، مثلاً خوانندۀ محترم رجبی که ته همۀ فیلم‌ها اسمشون هست، هزینه‌ها همه مال اینهاست، بله؛ چون ملک به این‌ها منتقل می‌شود و «و یتابع له» یعنی چه؟ نفقه تابع ملکیت. آفرین.

اگر غیرمعین باشند چی؟ مثلاً چه مدلی باشد؟ مثلاً می‌گوید: «وقف سادات»، «وقف علما». اینجا کی باید بدهد هزینه‌ها رو؟ متن را بخوان. کی می‌تونه توضیح بدهد این را؟ «ففی کسبه مقدمتا علی الموقوف علیه» برای کیه؟ اگر غیرمعین باشند موقوف‌علیهم، در حالی که مقدمه از آن کسب... خوب نصف راه رو خوب رفتی، آفرین. ۸۵ درصدش رو ۱۵ درصدش مونده. خلاص شدیم. چیکار کنه؟ خوب، تا جایی که می‌تونه نیست. می‌گوید: آقا، هزینه‌ها هیچی به عهدۀ موقوف‌علیهم نمی‌آید. درست شد؟ از آنی که کسب می‌شود، از موقوف‌علیهم اگر کسبی هست، درآمدی هست، از درآمدهای حاصله از موقوف‌علیهم. مثل مساجد، دیگه کاری که مساجد می‌کنن: مغازه دارند، اجاره می‌دهند و اجاره‌ها خرج مسجد می‌کنند. ولی خرج موقوف، بله، معلوم شد. پس خودشان متحمل هزینه‌ها نمی‌شوند. از کسبی که حاصل می‌شود، می‌دهند. اگر کسب کم بود چی؟ «فینقصر الکثر». اگر کسب و کفاف نمی‌داد، آن پولی که به دست می‌آید، هزینه‌ها رو مخارج تأمین نمی‌کند، اینجا بیت‌المال... البته معنی اجاره می‌دهند و اینها شیرش رو می‌فروشند. شیر بستنی می‌ده. مثلاً گوسفند مو، شیر و هویج، توت‌فرنگی، مثلاً ترکیبی می‌زند. اینجا از بیت‌المال تأمینش می‌کنند. «ان کان» اگر بیت‌المالی باشد. اگر پولی باشد. و الا اگر بیت‌المالی نباشد و پولی نداشته باشد، واجب است کفایتًا بر مکلف؛ یعنی همۀ مکلفین واجب کفایی بهشان که «غیره من المحتاجین الیها غیرهی». آفرین. غیر عبد و حیوان به نفقه. چطور تو موارد دیگه‌ای که محتاج به نفقه داشتیم و بیت‌المال می‌دادیم، الان انگار این عبد بدبخت هم محتاجه و بعد از بیت‌المال بهش بدیم. اون گوسفنده دسته ژول. بیت‌المال درازه. بله.

**مسئلۀ دوم:**

اگر وقف شود در راه خدا، انصراف دارد به کل قربت، یعنی چه؟ کل قربت. هر کاری که تقرب‌آور باشد؛ به خاطر اینکه مراد از سبیل که گفته «سبیل‌الله»، طریق الی‌الله. طریق الی‌الله یعنی چی؟ یعنی ثواب خدا، رضوان خدا. پس داخل می‌شود در آن هر آنچه موجب ثواب است، از نفع محتاجان، آفرین. و عمارت مسجد و اصلاح طرقات و تکفین موتا. «موتا» جمع میت. و قیل... کی؟ ابن‌حمزه. بنویس ابن‌حمزه. بچه حم‌لرزه. ابن‌حمزه طنپ از علمای کوچیک بوده، بعد دیگه دستش به فتوا اومد و بعد دیگه کم‌کم تو ارث، توی لمعه و اینا گفتن: جدیش بازیش خوبه. می‌فرمایند که اختصاص به جهاد داره. چی اختصاص به جهاد داره؟ اگه کسی گفت: «فی‌سبیل‌الله». بله، آفرین. اگه کسی گفتی: «سبیل‌الله»، اول از همه انصراف داره به جهاد.

و قیل... قیلۀ بعدی مال شیخ‌الطائفه، شیخ طوسی. چی شده؟ ۱۲۳۶۷۰ کیلو وزن. نشون بده که منزلشون رو... منزلشون رو که دیدید؟ که شیخ طوسی فاصله‌اش تا حرم امیرالمؤمنین، مزارشون... کیا نجف رفتن؟ سلام، سلام، آفرین. اون شیخ طوسی. اون سر گنبد زردی که داره، اونجا مزار شیخ طوسی است. منزل شیخ طوسی هم بوده. از در قبله میشه دیگه. اخبار ناشنوایان. آیت‌الله چه شکلی می‌گن؟ برگشت. شیخ طوسی از اونجا تا حرم که میومدن، دو سه نفر زیر بغلشونو می‌گرفتن. سه چهار بار هم می‌شستن تو مسیر امام. تو جهاد با نفسشون. می‌گن شیخ طوسی بانک خیلی ثمین بودند و با اون سن و سال و مرجعیت و اینها میومد درس اخلاق گوش می‌کرد. نیاز به موعظه و نصیحت و اینا دارم. نخیر. شیخ... شیخ مفید استاد سید رضی و سید مرتضی بودند. سید مرتضی استاد شیخ‌الطائفه. حوزه علمیه نجف را شیخ طوسی تأسیس کردند. از بغداد. ماجرای حمله‌ای که شد و خلاصه کتابخانشون رو سوزوندن و ایشون رحل اقامت افکند در نجف. و از بچگی چطور بودم؟ ثمین بودم. نمی‌دونم. خدمت شما عرض کنم که شیخ طوسی وزنشون انقدر بوده. شرکت طوسی از نظر شما می‌افته یه جمعی بودن؟ ۸۰ کیلو بوده؟ ۴۰ کیلو بوده؟ ۲۰ کیلو بوده؟ ۱۵۰ کیلو بوده؟ فرقی می‌کنه؟ گفتن: نه. گفتم: ولی بازیگرای هالیوود اگه ۲۰ کیلو اضافه‌وزن پیدا کنن، کسی دیگه نه محلش رو می‌ذاره نه بازی بهشون می‌ده نه کسی می‌شناسدشون. یاسر، فضیلت، فضیلت واقعی انسان چه ربطی به جسم انسان نداره. بازیگر هالیوود مستقیم... آفرین. فضیلت کدومه؟ باریک‌الله. فضیلت اونیه که وقتی ۱۰ کیلو چاق شدی نیفته چشم. بله.

شیخ طوسی حج و عمره رو اضافه کردن الیه، الی الی به جهاد فی‌سبیل‌الله. وقتی گفته چی؟ حاجی که خودش پول داره که حاج مستطیع شده، دیگه اونی که پول نداره بهش بدیم بره عمرۀ دانشجویی، حج، عمره از طرف میت. دیدی تکفین موتا باشه، برمی‌گرده به میت. اگه نباشه برنمی‌گرده. موت‌هایی که بر کرده، دیگه لااقل تقسیم می‌شد بین شما و ایشون. الان یه تنه امروز باید بخوری. الان چیه عزیزم؟ مشکل چیه؟ الان حج عمره از طرف کی؟ الان حج عمره چی؟ حج عمره برام فی‌سبیل‌الله ثوابش برسه به... برای اینکه فرض دیگه‌ای نداره. طرف اگه خودش پول داره که مستطیع حجم عهدش اومده. اگرم نداره که شما بهش بدی، مستطیع نمیشه. آفرین. از طرف اون هیئتی که وقف کرده. باریک‌الله. «و الاول اشهر». «و الاول» همش رو بده، اون اشعره. اینکه خرج هر چیزی که ثواب خدا و اینا توش باشه، بشه. و همچنین است اگر وقف شود در سبیل خیر و سبیل ثواب به خاطر اشتراک ثلاثه... ثلاثه، آفرین. خدا، خیر، ثواب در راه خدا، در راه خیر، در راه ث... اگر وقف بکند فی هذا المعنا، همه در همین معنا که صرف در طریق ثواب و رضوانه، مشترک است. باز از کی؟ شیخ طوسی. سبیل ثواب فقرا و مساکین‌اند. اقاربه یعنی چه؟ نزدیکای... ترسیدم. بد شروع کردی. نزدیک... آفرین. از عقربای واقف شروع میشه. باریک‌الله. و سبیل خیر، فقرا و مساکین و ابن سبیل و غارمین‌اند. بله، جان؟ آره آره آره آره. و ابن‌السبیل و الغارمون. غارمون بدهکاران. کسانی که استدانو لمصلحتهم. به خاطر مصلحت زندگیش رفته گرفته. زیر بار دین رفته. زندگی اینا رو تأمین کنید از راه همین موقوفات فی‌سبیل‌الله. حرم هم تو همین فضا اومد کار کرد دیگه. آقا که حکم دادن: قیسی، خرج فقرا و اینا دیگه مناطق محروم. فقط موقوفات انگار الان نمی‌دن تولید کنیم کمرشکن شده برای استان قدس. پول داره. ولی الان پول ملی شده. کود ملی. مشکل اینه: داره ولی انگار کود داره. مکاتِبون. مکاتِبون کیا بودن؟ خوب، این برده‌ها که مکاتبه کردن. یادتونه در مورد مکاتبه گفتم اینا بیت‌المال باید تأمینشون بکنه؟ گفتم اگه طرف عقد مکاتبه بست و تو خرجش موند، یعنی بعضی قسط‌ها رو داد، چند تا ق... مکاتبه رو گفته بود. اولین کتابی که با هم خوندیم چی بود؟ کفارات بود. تو اقسام عبد. توضیحات اونجا برداشتن روایات بوده دیگه. حالا اینا استنباط. آدرسش رو کتاب در کتاب کفارات. «و الاول اقوا». اول، اول سبیل‌الله، اشتراک ثلاثه در معنای مذکور این اقواست. مگر اینکه واقف قصد کند غیر این را؛ یعنی غیر از این معنای مذکور که گفتیم، قصد بکند. غیر از این الفاظی که اینجا گفته شده، قصد بکنیم فی‌سبیل‌الله. بله.

**مسئلۀ سوم:**

وقتی وقف کند برکی؟ اولادش. اینجا مشترکن. پسرها و دخترها. اولاد، بنین و بنات. یعنی نوه‌های او هم می‌آیند این وسط. نوه‌های پسری و نوه‌های دختری. اگه گفت اولاد، شامل نوه هم میشه دیگه. هم نوه پسری، هم نوه دختری. به نوه پسری می‌گن احفاد، حفده، حفید. به نوه دختری می‌گن اسباط. احفاد و اسباط. بله. اینکه تو قرآن بعد از اسم پیامبر، احتمال باید دید که قرآن هم استعمالاتش به این مسائل، یعنی اون موقع این توجهات بوده یا بعداً این قیود خورده به این استعمالات. زمانی که مثلاً طرف خوب وقف بر اولاد کرده یا وقف بر ابنا مثلاً کرده. اگر اولاد... بحث همینه. اگر اولاد گفته، شامل نوه‌هاش هم می‌شه. نوه، نتیجه، نبیره، همه رو شامل به خاطر استعمال اولاد در آنچه شامل اولاد اولاد می‌شود به نحو استعمال شایع لغتًا و شرعًا؛ یعنی هم در لغت اینو داریم، هم در شرع داریم که رفته پاورقی ولی نکته‌اش مهمه. «یا بنی آدم» داره تو قرآن. به شما گفته: بچه آدم، بچه آدمی با واسطه. آفرین. «یا بنی اسرائیل»، «یوصیکم الله فی اولادکم». از اون طرف اجماع داریم بر تحریم حلیله ولد ولد. بله. حلیله ولد ولد چیه؟ حل، بادام، مغز بادامه. آفرین. عروس نوه به کی حرامه؟ اولادش به حساب میاد. اینم منکوحۀ ولد به حساب میاد؛ یعنی منکوحۀ ولد، عروس، زن نوه به بابابزرگ محرمه. حرم گفته حلائل و ابناکم. بله. پس در لغت ما اینو داریم. در شرع هم داریم. شما این الان کجا تموم شده این پاورقی مسئله هست تو متن. این یکی از دو قول است. در پایین یه «قیل»ی داریم که اولاد اولاد داخل نمی‌شود مطلقاً در اسم اولاد مطلقاً؛ نه احفاد، نه اسباط. بله. پس گفتن که آقا ما از اولاد اولاد سلب می‌کنیم اولاد بودن رو. به این‌ها نمی‌گیم اولاد. دو دلیل داره: یک، عدم فهمه عند الاطلاق، انصراف. انصراف از... از فلان چیز انصراف داد. حرم در مشهد انصراف دارد به حرم امام رضا. انصراف دارد از حرم کربلا به خاطر عدم فهمش عند الاطلاق. آها، این عدم فهمی. نفهمیدنش. این فهم چیه؟ مصدر. مصدر از چیه؟ نکته ادبی قشنگ و مهم. مصدر از چیه؟ مصدر از مفعول. مثل قتل. «ان لقتل الحسین علیه السلام فی قلوب المؤمنین» به خاطر کشتن حسین در قلوب مؤمنین. وقتی حسین رو می‌کشن، خیلی حال خاصی دارند. نه. به خاطر کشته شدن حسین. می‌شه مصدر از مفعول. نکات... نکته فنی سینا تفسیری به درد می‌خوره. مثلاً ذکر تو قرآن اومده: «صلات لذکری». این ذکر مصدر از اسم فاعله یا از اسم مفعول؟ به خاطر ذاکر بودن من، به خاطر مذکور بودن من. جفتش هم اگر قائل به استقلال هفتم شهید اکثر از معنا بشید که هستیم، جفتش میشه و خیلی قشنگ میشه. هستیم. نیستید؟ شما اقتصاد همه جا بسیار وسیع. الان مشکلت چیه عزیزم؟ چرا اینجوری شد؟ حلقات خوندید دیگه. جفتش رو خوندید. توی ثانیه آخر. اولاً که گفته بود استحاله داره، نظر حساب کفایه نداشت. مشتری یادم نمی‌آید. شهید یادتونه ثانیه رو؟ عجیب غریبیه. مثلاً تو اون بحث وضع آمازون عام و از خاص، موضوع خاص و از آمازون له خاص خوندید اصول مظفر. ثانیه داشت اونجا. گفتن که وزن، وزن آمازون خاص. همه گفتن محال. اون سه تا امکان در مورد یکیش وقوعش بحثه. دوتاش هم ممکن هم واقع. این چهارمی از همه اینا ممکن‌تر و واقعی‌تر. اگه بحثی باشه تو اون سه تاست. عجیب غریبی. پس گفتن: آقا، وقتی که ما عندالاطلاق اولاد می‌گیم، از این اولادی که اولاد اولاد فهمیده نمی‌شه، این یک. درمانگاه بچه‌تونه. ولدک، حفیدتی. مثلاً نوام بچه‌ام نیست. نوام صحت سلب داره. صحت سلب یکی از علائم علائم سد، سلب، علامت مجازه. صحت حم، آفرین. عکس امام و آقا و خدا و اینا رو پاره می‌کنی. بله. اینا اشکال که قطعاً بهش هست. پس گفته می‌شود در ولدالولد: «لیس ولدی بل ولد ولدی». و الا تقدیر دخوله بر تقدیر دخول اینها. دخول کیا به کیا؟ آفرین. فرض بر این بگیریم که اولاد اولاد داخل در اولاد باشد به وجه با یک وجهی. پس اشتراکشون به سوی است. اگه به هر وجه پذیرفتیم که اولاد اولاد به حساب میاد، اشتراک این‌ها به سوی است؛ به خاطر اینکه مقتضای اطلاق است و اصل عدم تفاضل است. مگر اینکه... اینجاش قشنگه. «الا ان یفضله بتصریح». مگر اینکه واقف تصریح کند به تفضیل. بگه اینجا رو وقف کردم اصل مال پسرا، مثلاً نوه‌های پسری اینا نبودن و کار نداشتن و اینا. نوه‌های دختری یا دو سوم اینا، یک سوم اینا. مثلاً اینجوری تفصیل بده. بله. اگر بحث شکلت بشم، استدلال میاره رد می‌کنه. می‌خوای بگی عقلت بیشتر از شهید ثانی می‌رسه؟ رد کردی شما. ایشون ساعت حمل کلاً پرت کرد. رد نکرد. یه چیز دیگه انداخت. آفرین. فضا صمیمانه است و خلاصه حالا ایشالا یه... شما خودتون استاد می‌شید می‌بینید که اگر آدم از کلاسی و از فضایی و اینا خوشش نیاد، میشه برج زهرمار و اینا رو اصلاً دوست نداره که یه لحظه ببینتشون. وقتی از کسی و کلاسی و از اون افراد... بلا بیشترش می‌دهند و بیشتر محبوب‌ترند. تو اینجور کلاس‌ها این میشه کشف کرد که محبوب‌تره. هرکی که بیشتر باهاش شوخی میشه، بازی‌ها سرش درمیاد، محبوب‌تره. خلاصه این اثر رفاقته. ولی یک درصدی هم چون احتمال میدم که بالاخره رفقا دلگیر بشن، ناراحت بشن، چون همه بالاخره در یک سطح دنده و فلان و اینا نیستم. مختلف افراد. حالا بد بد می‌کنن. بعد محل سنگم دیگه بهشون. خلاصه ما از سر صمیمیت ایناست. اگه یه چیزی می‌گیم، شوخی فلان اینا. وقتی با دوستان تدریس. پس یا بیاد تصریح کنه به تفضیل یا بیاد به قولی قول کی؟ واقف. واقف بیاد اینجوری بگه. بگه: «وقفتُ هذا للذی علی کتاب الله الا برکت الله». می‌گه این رو وقف کردم برای بچه‌هام به نحوی که تو کتاب‌الله هست. «لذکر مثل حظ الأنثیین». سهم مرد دو برابر. آفرین، آفرین. این یکی شیر است که آدم می‌خورد. کتاب‌الله. طبقه‌های ارث. اح. و اگر واقف بگوید: «وقفتُ هذا علی من انتصب الیه». به هر کسی که منسوب به من است وقف کردم. اینجا دیگه اولاد بنات داخل نمیشه. چون خوندیم انتصاب از طریق... از طریق عمر و انتصاب به حساب نمی‌آرم. بنی‌هاشم رو از طریق مادر دیگه بنی‌هاشم به حساب نمی‌آرم. از طریق پدر بنی‌هاشم به حساب میاد. اینجا هم گفت: انتصاب به من داره. اینجا باید دید که آقا اون انصراف عرفی و تبادر و انسباق و این حرفا اینا اونجا کارکرد داره؟ نداره؟ به نحو علی‌الاطلاق بوده به فضای انصرافی عرفیشون؟ چون انصراف را دو وجه براش می‌گن: یا به خاطر غلبه وجودی یا غلبه استعمالی. اگر غلبه استعمالی باشه، به یک فضای ممکن انصراف داشته باشه. اون انصراف اون کلام اون وقت تو یه دوره‌ای مانع از گرفتن اطلاق کلام میشه. تو یه دوره دیگه که انصراف نیست، برمی‌گردیم اطلاق. بحث‌های دقیقی است که باید تو بحث‌های استنباطی کار بکنیم. چون معمولاً همه انسان‌ها مادرشون مشخصه. اگر اختلافی هستند که باباش. لذا داره که تو قیامت می‌خوان «بعد ذلک زنیم». کسی که بی‌بابا بی‌پدره اینا. گفتن که روز قیامت به اسم «ادعوهم لآبائهم» رو. گفتن که این از فضایل شیعه است و در قیامت فقط شیعه رو با پدر صدا می‌زنند. بقیه رو با اسم مادر صدا می‌زنند. چون اینا انتصابشون انتصاب مهمیه و قطعیت داره. حلیتت یعنی طیب مولدشون قطعیت... آفرین، آفرین. اشکال نداره. یه وصیت داریم، یه وقف داریم، یه ارث. ارث که همینجور خود مال خود به خود منتقل میشه. وصیت از یک سوم ما ترک باید باشه. وقف به همه ما ترک تعلق می‌گیره. هر چند کراهت داره. اگر جوری وقف بکنه که اینا دچار یعنی عائله محتاج بمونه. قوانین از چه جهت یا مقسومه. حالا دیگه اون بحث‌هایی که مشاع و مقسوم و اینا داشتیم همونجا. کسری که حساب کتاب می‌کردیم اینا قدرت تصرف. پس داخل نمی‌شه اولاد بنات علی اشهر القولین. قول مشهورترین و دلالت می‌کنیم اینطوری عمل می‌کنیم. اینطوری به دلالت لغت و عرف و استعمال.

**مسئلۀ چهارم:**

وقتی مسجدی را وقف کند که وقفش منفک نیست به خرابۀ قریه؛ یعنی مسجدی که اگر قریه خراب شد، وقف این از بین نمیره. مسجد الان مسجد سر جاش عنوان مسجدیت رو داره. شهر خراب میشه. زلزله میاد. ولی هنوز این عنوان مسجد برای مسجد بار میشه. خب، این الان هنوز موقوف هست یا نیست؟ می‌گن که آقا منفک نمیشه وقفش. وقتش منفک نمی‌شه. وقف سر جاشه. عنوان هست وقف. چرا؟ چون وقف لازمه و خراب صلاحیت ندارد زوال وقف را. خراب بشه، زمین موقوفه است. ده بار دیگه می‌سازیمش برای جواز عود قریه. چون میشه دوباره قریه سرپا بشه. روستا، شهر دوباره پا. یا اینکه مارّه انتفاع می‌بره از اون مسجد که داره رد میشه. بالاخره یه عنوانی هست دیگه. عنوان خراب است. و همچنین اگر خراب شود مسجد؛ یعنی مثل خراب قریه است. یه وقت شهر خراب میشه. یه وقت خود مسجد خراب میشه. خود مسجد هم خراب میشه. الان مسجد محل ما رو اومدن در از پشت در بیارن. باز کردم، دیدم کلاً سقف بهم وره. هیچی به هیچی هم نیست. یعنی همینجور با هم چیدن و خدا رحم کرد رو سر ما نریخته بود. مسجد وقتی وقف بشود بر فقرا یا علویه، انصراف دارد وقف بر کسی که در بلد واقف است. انصراف دارد. انصراف ب... دارد علوی، سادات در بلد واقف است. از اون فقرا و علویه و کسانی که حاضرند، باید باشند. یه وقت مثلاً مشهدی هست ولی الان تو مشهد نیست، قوچونه. این انصراف به این نداره. انصراف به اونایی داره که تو مشهدی‌اند و در مشهد از اونا حاضرند. از اون علویه و فقرا به معنای جواز اختصار بر ایشان. اکتفا می‌کنیم بدون اینکه غیر از ایشان رو تتبع بکنیم. لازم نیست بریم دنبال بقیه‌شون. از کسانی که وقف شاملشون میشه، علویه زیر سنگم شده پیدا کنیم بیاریم. پولی که مثلاً از این باغ در میاد، بدیم به فقرا. من یکی بوده الان رفته نمی‌دونم فلان روستا فلان. پس اگر تتبع کند، جایز است. و همچنین واجب نیست انتظار کسی که از ایشان غایب است عندالتقسیم. بیان چقدر قشنگ این مسئله.

**مسئلۀ پنجم:**

یکم توضیحات داره. امروز اگه بخوام بگم، نصفه می‌مونه که یکمی مسئله توهمی هم هست. ان‌شاءالله بخونیم و بخش اول کلاس ان‌شاءالله اینو می‌خونیم. بخش دوم کتاب عطیه رو شروع می‌کنیم. بله. شما چند جلسه دوست داری من تمومش کنم؟ دو خودم بگم. چشم. نکته، سؤال، مطلب بی مسئله‌ای، جوکی چیزی، فقط پافشاری حرامه. فیلم عربی شبیه آیات ثلاث. کله چیو؟ هر چیزی که مصداق صمت باشه. ننه فلان مثلاً معنا بوده. خدا خودش تلفظ کرد. بله. خلاصه فرقی نمی‌کنه دیگه. به هر زبانی که باشه، دلالت برسونه. زبان بدن هم اگه باشه. بله. تو سوره مریم داره که حضرت مریم قرار بود که روزه سکوت بگیره دیگه. «کلم الیوم انسیًا» صحبت نکنه. بعد آیه می‌فرماید که مریم گفت که «بشر احدا فقولی انی الرحمن». بگو من روزه سکوت دارم. با زبان بدن بوده. قرآن زبان بدن را مصداق قول می‌دونه. نکته قشنگ.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح لمعه

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00