متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.
مسئلۀ خامسه بحث پردامنه ایست که کمی از ما وقت میگیرد امروز. اولاً که ما یک بحث مفصلی داریم در مورد اینکه آیا مال موقوفه را میشود اجاره داد یا نه. مثلاً مغازههای مسجد. یک بحثی در این مورد شهرت عملی دارد. آقای ناصح در درس خارجشان در مورد سیرۀ متشرّعه بحثی داشتند که من قبول ندارم. ایشان میگفتند: "ریش حلال است. چه شده آقا؟ سیرۀ متشرّعه است. آقا، مثال لخت شدن در سینهزنی را میگفتند که فایده ندارد. مراجع لخت نمیشدند." بعضیها بله گفتند. لذا باید حتماً سیرۀ متشرّعه برسد به دوران معصومین. در مورد اجاره، خب قطعاً میشود مال موقوفه را اجاره داد. دو تا مبنا داریم که یک مقالۀ خوبی هم من تازگی خواندم. این مقاله را نیاوردم. آنجا بحث کرده بودند به چه دلیل. برخی گفته بودند که موقوفٌعلیهم مالک منفعت موقوفه میشوند. مالک عین موقوفه میشوند. این دیگر خیلی نظر عجیبغریب و جالبی است. جان؟ و برخی هم گفتند از باب حبس؛ چون در اختیار اوست، میتواند تسبیل منفعت بکند. یعنی تحبیس عین بود و تسبیل منفعت. منفعت و سبیلش را روشن کرد. درست شد؟ این کلیت بحث اینکه موقوفه را میشود اجاره داد.
حالا من اول از روی جزوه یک توضیحی بدهم، بعد روی متن پیادهاش بکنیم. فرض مسئله، تو همه اینها از روی متن است. اگر بخواهم مثل قبل بگویم، متن قاطی میشود. اینجوری که از روی جزوه و اینها گفته میشود، ما حواسمان پرت میشود. خب دیگر چارهای نداریم. چاره غیر از این نیست. اگر بخواهیم پای تخته بنویسیم که کل وقت میرود. اگر بخواهیم از روی متن بخوانیم، باز مشکل دیگری داریم؛ یعنی کلمه به کلمۀ متن مطلب را مجبوریم بخشی از آن را بگوییم. باید یک دستهبندی بکنیم. از بیرون هم دوستان حواسشان را کامل جمع بکنند.
یک بطن اول یا طبقۀ اول داریم از موقوفٌعلیهم. اینها موقوفٌعلیهم طبقۀ اول. مال وقتی را اجاره میدهد. فرض میگیریم که مال موقوفه چیست؟ یک خانه. این را اجاره میدهند. خانۀ قدیمی است. اجاره میدهند برای مثلاً موزه. درست؟ حالا این طبقۀ اول بعد از اینکه اجاره دادند و قبل از اینکه مدت اجاره تمام بشود، یعنی اجاره مثلاً تا آبان ۹۹ است، اینها مرداد ۹۹ میمیرند. اینجا الان اجاره باطل است یا نه؟ گفتند به نسبت آن مدتی که مانده، یعنی از مرداد تا آبان، این مدت باطل است. اجارۀ این مدت باطل است. چرا؟ چون وقتی که طبقۀ اول مرد، حق استفاده از وقف به طبقۀ دوم منتقل میشود.
حالا سؤال این است که وقتی که طبقۀ اول اجاره داده، بعد طبقۀ اول حق استفاده از مال وقفی را داشتند. حق اجاره دادنش را داشتند. چرا تا آخر مدت اجاره صحیح نباشد؟ مگر اینها از حق خودشان استفاده نکردند تا همان آبان؟ تا آبان. چرا شما میگویید از آبان دیگر به طبقۀ دوم منتقل میشود؟ اجارهای که با طبقۀ اول بستند، موجر طبقۀ اول بودند، کفایت نمیکند؟ میگوییم که درست است که طبقۀ اول وقتی اجاره داده، همچین حقی را داشته؛ اما این حق که برای اینها وجود داشته، مقید بوده. انگار حق مقید بوده. مقید به "حی شهید"؟ انگار یک قید لبی توش بوده: تا وقتی من زندهام، اذن به این اجاره دارم و میدهم و این اجارهای که دادم، مقید به زندهبودن من است. درست شد؟ این حقی که دارم برای اینکه اجاره بدهم، حق است. بله آقا. این حقی که دارم مقید به چیست؟ مقید به زندهبودن است، نه اینکه حتی بعد از این هم که مردم، حقم ثابت بشود. اگر میخواهد اجاره صحیح باشد در تمام مدتی که اجاره داده، معلق به اینکه اینها استحقاق استفاده در تمام مدت را داشته باشند؛ یعنی تا آخر آن مدت زنده باشند. چه کسانی؟ طبقۀ اول.
حتی اگر طبقۀ اول عین موقوفه را به مدتی اجاره بدهد که عادتاً نمیشود به زندهماندن آنها تا آخر آن مدت فرض پیدا کرد، مثل چند سال در این صورت اجاره از همان ابتدا نسبت به مدت اضافی باطل است. میگوید "تو مدت زنده نیستم". اجاره به نسبت آن باطل است. برای طبقۀ اول دیگر جایز نیست که اجرت اجاره نسبت به آن مدت اضافی را بگیرند. بر فرض هم که عمر کنم. میگوید: "۱۰۰ سال بر فرض من ۱۰۰ سال عمر میکنم". ولی چون عادتاً ۱۰۰ سال کسی زنده نمیماند، اجاره الان هم میگویند: "عقد موقت ۹۹ ساله". اینجا اگر طرف آمد، عقد اجاره ۱۰۰ ساله بست، چون عادتاً این ۱۰۰ سال عمر نمیکند، به نسبت آن مدت ۱۰۰ سالش باطل است. اگر هم تازه زنده باشد، ظاهر متن این است: اگر هم تازه زنده باشد، تو آن مدت اجارهای که میگیرد، صحیح باشد.
بحث ناظر، پایینش، در جهت منافع همان خرج مسجد است. یک وجه نظارتی توش هست. متولّی وقتی خود طرف ناظر است. از بیرون که نذاشتیم. گفتیم وقتی موقوفٌعلیه خاصه، خود موقوفٌعلیه خاص میشود متولی. دیگر فلان خانواده است. این پس است. بنابراین برای طبقۀ اول جایز نیست که اجرت اجاره نسبت به مدت اضافی را بگیرند. برای طبقۀ اول جایز است فقط نسبت به مدتی که عادتاً در آن وقت زنده هستند، اجرت بگیرند. اینکه روشن است. چرا؟ دلیلش چیست؟ دو تا دلیل دارد: یک، استحقاق استفاده از وقف را تا زمانی که عادتاً تو آن مدت زندهاند، استصحاب کردیم. مثلاً ۸۰ سال عادتاً زندهاند. تا ۸۰ را استصحاب میکنیم. تا ۸۰ و اصلاً زندهماندن تو آن زمان ممکن است که باز میشود دلیل اصالتالبقاء. اصالتالبقاء باز حساب میکنیم اینی که این اجارهای که اینها دارند میگیرند، درست است. تا این روز. ما بعدش را شک داریم. از اول نسبت به اونی که عادتاً ممکن نیست، نباید اجاره میبست تا سر آن روزی که دیگر عادتاً ممکن نیست که میشود ۱۰۰ سالگی. استصحاب میکنیم. روشن است یا سخت است؟
خب، اگر، اگر که متولّی وقف عام مسئولیتش با کیست؟ خانواده. دست دوم میآید. عنوان اصلاً عنوانی نیست که در مورد پایۀ یک، عنوان نیست که طبقه بردارد. طبقه بردارد. اولاد. درست شد؟ پایۀ یک میرسد اولاد. پایۀ یک که نمیرسد که طلبهای که پایۀ یک است، تازه خودش بشود پایۀ ۲ خارج. چه برسد به بچه بود. مسئله بحث دیگری است. بحث ما جایی است که وقف کرده، موقوفٌعلیهم طبقات برمیدارد. اولاد است. بعد بحث بطن اول. بطن اول اجاره داده، میمیرد. اجاره میدهند. شما دارید آن بحث را میبرید روی اینکه چقدر اینها زندهاند. بحث این است که بطن اول اجاره میدهد به حسب آن عمری که خودش عادتاً دارد. بحث سر این نیست که عمر این عنوان بر اینها چقدر است. بحث سر این است که اینی که الان حق اجاره داشته، این مدت حق اجارهاش تا چقدر است؟ مدت حق اجارهاش تا وقت حیاتش. روشن است؟
کی زورش زیاد است اینجا؟ یکی از دوستان. زنگ آخری دم دری، جایی یک فصل بزنید ایشان را لطفاً. کاپشن، کاپشن. مستشکل.
نکتۀ بعدی این است که هر وقت که اجاره، حالا اجاره باطل بشود، یعنی به نسبت مدت باقیمانده. طبقۀ دوم باید بیاید اجاره بدهد. اجاره نمیدهد. یک اجاره که هنوز سه ماهش مانده بود، باطل میشود. چکار کنیم؟ اگر موجر، موجر کی بود؟ طبقۀ اول. البته تو کتاب موجر را گفته "آجر". "آجر" هم جالب است. چون تو قرآن، لازمش را گفته است. دکتر کنکوری مشهد، در امتحان هم بیاید که چرا آجر. یعنی اصلاً آجر کیست؟ آجر چیست؟ مثلاً. درست شد؟ آجر همان موجر است. این توی خط آخر: "المستأجر علی ورثه الآجر." با رسم شکل توضیح: آجر کیست و چه کرد؟ که بود و چه کرد؟ آجر تو قرآن حضرت شعیب. «تأجرنی ثمانیه حجج» «تأجرنی» یعنی لازمش را گفته بود. مزیدش را نگفته بود. به حسب قرآنیاش میشود آجر. با اینکه لفظ آجر تو فقه مستعمل نیست، ولی اینجا شهید آجر استفاده کردند. و چشم.
پس این برمیگردد به ورثۀ آجر. اینهایی که اجاره کردند، مستأجر اجرت را داده و همۀ اجرت گرفته شده توسط موجر که موجر هم مرده. طبقۀ اول بوده، بطن اول بوده و یک مالی هم الان از موجری که مرده، مانده. بله. اینجا مستأجر به ورثۀ موجر رجوع میکند، اجرت باقیماندهاش را میگیرد. اجاره را پیشاپیش گرفته. اگر موجر طبقۀ اول پول نذاشته چی؟ ازش نام نیک فقط به جا مانده. سرای زرنگار نام نیک ازش ماندگار مانده. هیچی دیگر نمانده. این چکار میکند؟ اینجا بر ورثۀ طبقۀ اول واجب نیست که از مال خودشان اجرت مدت باقیمانده را به مستأجر بدهند. اگر میّت بدهی داشته، ماترک هم ندارد. ماترک هم ندارد. اینجا به ورثه واجب است که دین بابا را بدهند؟ خود بزرگوارش تو وادی حقالناس با دستهبیل انشاءالله ازش میگیرند. میّت غیر از اجرت اجاره، اجرت اجاره هم به عهدۀ طبقۀ اول نمیآید. فوت اجاره. فرق موجر و مستأجر. مستأجر بمیرد.
اینی که گفتیم اجاره باطل میشود به نسبت مدت باقیمانده، جایی است که طبقۀ اول عین موقوفه را به خاطر مصلحت خودش اجاره داده باشد و خودش هم متولی وقف بوده باشد. یک جایی است که طبقۀ اول خودش متولی وقف نبوده ولی باز به خاطر مصلحت خودش اجاره داده. اما اگر طبقۀ اول متولی وقف باشد، عین موقوفه را برای مصلحت طبقات بعدی اجاره داده باشد یا خودش و بقیه. درست شد؟ میگوید: "اجاره میدهم برای مصلحت خودم و بقیه." هستیم یا نیستیم؟ هم شنبه است، هم هوا. خداییش خیلی من به سختی بلند شدم امروز. خیلی فشار آمده. آفرین. بلکه کمتر.
پس اینجا بین موقوفه را برای مصلحت طبقات بعدی موقوفٌعلیهم اجاره داده. اینجا دیگر اجاره باطل نمیشود. و همچنین اگر طبقۀ اول که موجر است، خودش متولی وقف باشد با فرض اینکه متولی مستحق استفاده از وقف نباشد؛ یعنی متولی هست ولی موقوفٌعلیهم نیست. اجاره داده برای موقوفٌعلیه و میمیرد. طبقۀ اول نیست. با مردنش هم اجاره باطل نمیشود. آفرین بچهها. آره. کلیتش را گفتم. یادتان نرود. قاطی نکنید.
مسئلۀ پنجم: وقتی که بطن اول اجاره دهد وقف را، سپس منقرض بشوند، بطن اول ظاهر میشود، آشکار میشود بطلان اجاره در مدتی که باقی مانده است. چرا باطل است؟ به خاطر اینکه حق، حق وقف انتقال پیدا میکند به غیرشان. حق وقف، حق اجاره، هر چه حق نسبت به آن مال موقوف و حق اولاد، اولاد، اولاد. حق بطن اول هر چند که ثابت است هنگام اجاره، ولی آن حق بطن اول مقید است به حیاتشان، بعد از «لام مطلقاً». نه اینکه مطلق باشد به نسبت حیات و مماتشان. پس صحت، صحت چی؟ صحت اجاره به وسیلۀ بطن اول میخواهد اجاره بدهد در همۀ مدت. پس صحت در همۀ مدت این متوقف بر استحقاق اینها برای اجاره است. مراعات است، به خاطر مراعات به استحقاق بطن اول است برای اجاره. چون تا حالا استحقاق اجاره داشتند. حق داشتند اجاره بدهند. وقتی میمیرند دیگر استحقاق استفاده و فلان و اینها ندارند و حق اجاره هم ندارند. حتی اگر اجاره دهند آن عین موقوفه را برای مدتی که قطع داشته میشود به نسبت آن مدت به عدم بقاء بطن اول در آن مدت، عادتاً. ببین، متن سخت بود. اگر آن توضیح ۱۰۰ سال نبود. پس زائد باطل است از ابتدا. چقدر قشنگ است.
خب، از ابتدای اجاره حکم میشود به اینکه این اجاره به نسبت آن مدت زائده، عادتاً دیگر آن موقع نیستند، باطل است. و اباحه نمیشود برای آنها اخذ قسطمان از اجرت. یعنی نمیتواند از الان اجاره ۱۰۰ ساله بگیرد. به نسبت ۱۰۰ سال باطل است. تا ۸۰ سالش درست است. آن ۲۰ سال، ۸۰ تا ۱۰۰، اخذ اجارهاش مشکل دارد. و فقط برای آنها در ممکن مباح است؛ یعنی اخذ اجاره مباح است در جایی که ممکن است. ممکن چیست؟ عادتاً ۸۱ سالش که از آنجا میتواند بگیرد. اینی که برسد متن بهش نظارتی ندارد. یعنی اگر مثلاً ماهیانه دارد میگیرد، خب تا وقتی زنده است شاید بشود گفت. ولی اگر یک دفعه اول بگیرد، اینجوری از الان بخواهد مال آن مدت را بگیرد، باطل است. ولی اینکه برسد به آن دوره، نمیدانم. متن نسبت به این باید بررسی بشود. متن نسبت به این چیزی نمیگوید. نسبت به آن. چرا ما این کار را کردیم؟ چرا تو ممکن مباح بود؟ به خاطر اینکه یکی استصحاب کردیم احقاق را به حسب امکان، یعنی تا آن ۸۰ سال هی استصحاب کردیم. درست؟ و یکی هم اصالت بقا. میگوییم که تو این مدت ممکن است، اصل با باقی ماندن اوست. خب، این هم از این. جانم. آفرین. بله. بله. بله.
و وقتی که باطل میشود در بعضی مدت، یعنی این اولیاء مردند و باطل شد، مستأجر، کسی که اجاره کرده از بطن اول، مراجعه میکند به ورثۀ آجر. گفتیم آجر کیست؟ موجر. به قسط مدت باقیه پیشاپیش گرفتی، الان باطل شد. اگر مستأجر اجرت را قبض کرده باشد و ترکه هم داشته باشد. پس اگر مالی به جا نذاشته، واجب نیست بر وارث وفا کند. از مال وارث لازم نیست که وارث به جای مورث پولی نگذاشته، واجب نیست که وارث بیاید پول بدهد، مثل غیر این اجرت از دیون. یعنی چطور تو بقیۀ دیون هم وقتی مورث چیزی نگذاشته بود، از وارث نمیگرفتیم پول؟ کی؟ آموزش مستأجر. مستأجر چی میشود؟ ما با این طبقۀ دوم میگوییم ما نمیدهیم. آنها. این شاید از مواردی باشد که میتواند مراجعه کند به بیتالمال. مستأجر غرامت میگیرد. فایدۀ ثابتی نیست.
این مال وقتی است که آن دو تا شرط، که یکی اینکه اجاره داده باشد برای مصلحت بطن اول یا طرف ناظر نباشد. ناظر نباشد یعنی چی؟ یعنی متولی نباشد. پس اگر ناظر باشد و اجاره دهد برای مصلحت بطون، هر کدامش به تنهایی اگر باشد، کفایت میکند. جفتی با هم لازم نیست. یعنی یا طرف متولی باشد یا اگر متولی نیست، اجاره داده بر مصلحت بطون، نه مصلحت خودش. اینجا اجاره باطل نیست. و همچنین اگر موجر خودش ناظر باشد در وقف؛ یعنی همانی که اجاره داده، خودش متولی بوده. خودش متولی موقوفه، در حالی که اصلاً مستحق نیست. درست شد؟ فردا جداش کردی. گفتم که دو تا با هم لازم نیست. با این تفکیک دو تا را از هم جدا کرد. یعنی متولی باشد و خودش بطن اول باشد ولی اجاره برای مصلحت بطون. خیلی خب. اجاره باطل یا نه؟ متولی هست. موقوفٌعلیهم نیست. غیر مستقیم نه. ممکن است که وقف خاص بوده، متولی را هم وصیت کرده. «لم تبطل الاجاره». اجاره باطل نمیشود.
کتاب وقف. به کوچولوهای عزیز دیگر میتوانید بخوابید. وصلی الله علی سیدنا محمد.
بسم الله الرحمن الرحیم.
مسئلۀ خامسه بحث پردامنه ایست که کمی از ما وقت میگیرد امروز. اولاً که ما یک بحث مفصلی داریم در مورد اینکه آیا مال موقوفه را میشود اجاره داد یا نه. مثلاً مغازههای مسجد. یک بحثی در این مورد شهرت عملی دارد. آقای ناصح در درس خارجشان در مورد سیرۀ متشرّعه بحثی داشتند که من قبول ندارم. ایشان میگفتند: "ریش حلال است. چه شده آقا؟ سیرۀ متشرّعه است. آقا، مثال لخت شدن در سینهزنی را میگفتند که فایده ندارد. مراجع لخت نمیشدند." بعضیها بله گفتند. لذا باید حتماً سیرۀ متشرّعه برسد به دوران معصومین. در مورد اجاره، خب قطعاً میشود مال موقوفه را اجاره داد. دو تا مبنا داریم که یک مقالۀ خوبی هم من تازگی خواندم. این مقاله را نیاوردم. آنجا بحث کرده بودند به چه دلیل. برخی گفته بودند که موقوفٌعلیهم مالک منفعت موقوفه میشوند. مالک عین موقوفه میشوند. این دیگر خیلی نظر عجیبغریب و جالبی است. جان؟ و برخی هم گفتند از باب حبس؛ چون در اختیار اوست، میتواند تسبیل منفعت بکند. یعنی تحبیس عین بود و تسبیل منفعت. منفعت و سبیلش را روشن کرد. درست شد؟ این کلیت بحث اینکه موقوفه را میشود اجاره داد.
حالا من اول از روی جزوه یک توضیحی بدهم، بعد روی متن پیادهاش بکنیم. فرض مسئله، تو همه اینها از روی متن است. اگر بخواهم مثل قبل بگویم، متن قاطی میشود. اینجوری که از روی جزوه و اینها گفته میشود، ما حواسمان پرت میشود. خب دیگر چارهای نداریم. چاره غیر از این نیست. اگر بخواهیم پای تخته بنویسیم که کل وقت میرود. اگر بخواهیم از روی متن بخوانیم، باز مشکل دیگری داریم؛ یعنی کلمه به کلمۀ متن مطلب را مجبوریم بخشی از آن را بگوییم. باید یک دستهبندی بکنیم. از بیرون هم دوستان حواسشان را کامل جمع بکنند.
یک بطن اول یا طبقۀ اول داریم از موقوفٌعلیهم. اینها موقوفٌعلیهم طبقۀ اول. مال وقتی را اجاره میدهد. فرض میگیریم که مال موقوفه چیست؟ یک خانه. این را اجاره میدهند. خانۀ قدیمی است. اجاره میدهند برای مثلاً موزه. درست؟ حالا این طبقۀ اول بعد از اینکه اجاره دادند و قبل از اینکه مدت اجاره تمام بشود، یعنی اجاره مثلاً تا آبان ۹۹ است، اینها مرداد ۹۹ میمیرند. اینجا الان اجاره باطل است یا نه؟ گفتند به نسبت آن مدتی که مانده، یعنی از مرداد تا آبان، این مدت باطل است. اجارۀ این مدت باطل است. چرا؟ چون وقتی که طبقۀ اول مرد، حق استفاده از وقف به طبقۀ دوم منتقل میشود.
حالا سؤال این است که وقتی که طبقۀ اول اجاره داده، بعد طبقۀ اول حق استفاده از مال وقفی را داشتند. حق اجاره دادنش را داشتند. چرا تا آخر مدت اجاره صحیح نباشد؟ مگر اینها از حق خودشان استفاده نکردند تا همان آبان؟ تا آبان. چرا شما میگویید از آبان دیگر به طبقۀ دوم منتقل میشود؟ اجارهای که با طبقۀ اول بستند، موجر طبقۀ اول بودند، کفایت نمیکند؟ میگوییم که درست است که طبقۀ اول وقتی اجاره داده، همچین حقی را داشته؛ اما این حق که برای اینها وجود داشته، مقید بوده. انگار حق مقید بوده. مقید به "حی شهید"؟ انگار یک قید لبی توش بوده: تا وقتی من زندهام، اذن به این اجاره دارم و میدهم و این اجارهای که دادم، مقید به زندهبودن من است. درست شد؟ این حقی که دارم برای اینکه اجاره بدهم، حق است. بله آقا. این حقی که دارم مقید به چیست؟ مقید به زندهبودن است، نه اینکه حتی بعد از این هم که مردم، حقم ثابت بشود. اگر میخواهد اجاره صحیح باشد در تمام مدتی که اجاره داده، معلق به اینکه اینها استحقاق استفاده در تمام مدت را داشته باشند؛ یعنی تا آخر آن مدت زنده باشند. چه کسانی؟ طبقۀ اول.
حتی اگر طبقۀ اول عین موقوفه را به مدتی اجاره بدهد که عادتاً نمیشود به زندهماندن آنها تا آخر آن مدت فرض پیدا کرد، مثل چند سال در این صورت اجاره از همان ابتدا نسبت به مدت اضافی باطل است. میگوید "تو مدت زنده نیستم". اجاره به نسبت آن باطل است. برای طبقۀ اول دیگر جایز نیست که اجرت اجاره نسبت به آن مدت اضافی را بگیرند. بر فرض هم که عمر کنم. میگوید: "۱۰۰ سال بر فرض من ۱۰۰ سال عمر میکنم". ولی چون عادتاً ۱۰۰ سال کسی زنده نمیماند، اجاره الان هم میگویند: "عقد موقت ۹۹ ساله". اینجا اگر طرف آمد، عقد اجاره ۱۰۰ ساله بست، چون عادتاً این ۱۰۰ سال عمر نمیکند، به نسبت آن مدت ۱۰۰ سالش باطل است. اگر هم تازه زنده باشد، ظاهر متن این است: اگر هم تازه زنده باشد، تو آن مدت اجارهای که میگیرد، صحیح باشد.
بحث ناظر، پایینش، در جهت منافع همان خرج مسجد است. یک وجه نظارتی توش هست. متولّی وقتی خود طرف ناظر است. از بیرون که نذاشتیم. گفتیم وقتی موقوفٌعلیه خاصه، خود موقوفٌعلیه خاص میشود متولی. دیگر فلان خانواده است. این پس است. بنابراین برای طبقۀ اول جایز نیست که اجرت اجاره نسبت به مدت اضافی را بگیرند. برای طبقۀ اول جایز است فقط نسبت به مدتی که عادتاً در آن وقت زنده هستند، اجرت بگیرند. اینکه روشن است. چرا؟ دلیلش چیست؟ دو تا دلیل دارد: یک، استحقاق استفاده از وقف را تا زمانی که عادتاً تو آن مدت زندهاند، استصحاب کردیم. مثلاً ۸۰ سال عادتاً زندهاند. تا ۸۰ را استصحاب میکنیم. تا ۸۰ و اصلاً زندهماندن تو آن زمان ممکن است که باز میشود دلیل اصالتالبقاء. اصالتالبقاء باز حساب میکنیم اینی که این اجارهای که اینها دارند میگیرند، درست است. تا این روز. ما بعدش را شک داریم. از اول نسبت به اونی که عادتاً ممکن نیست، نباید اجاره میبست تا سر آن روزی که دیگر عادتاً ممکن نیست که میشود ۱۰۰ سالگی. استصحاب میکنیم. روشن است یا سخت است؟
خب، اگر، اگر که متولّی وقف عام مسئولیتش با کیست؟ خانواده. دست دوم میآید. عنوان اصلاً عنوانی نیست که در مورد پایۀ یک، عنوان نیست که طبقه بردارد. طبقه بردارد. اولاد. درست شد؟ پایۀ یک میرسد اولاد. پایۀ یک که نمیرسد که طلبهای که پایۀ یک است، تازه خودش بشود پایۀ ۲ خارج. چه برسد به بچه بود. مسئله بحث دیگری است. بحث ما جایی است که وقف کرده، موقوفٌعلیهم طبقات برمیدارد. اولاد است. بعد بحث بطن اول. بطن اول اجاره داده، میمیرد. اجاره میدهند. شما دارید آن بحث را میبرید روی اینکه چقدر اینها زندهاند. بحث این است که بطن اول اجاره میدهد به حسب آن عمری که خودش عادتاً دارد. بحث سر این نیست که عمر این عنوان بر اینها چقدر است. بحث سر این است که اینی که الان حق اجاره داشته، این مدت حق اجارهاش تا چقدر است؟ مدت حق اجارهاش تا وقت حیاتش. روشن است؟
کی زورش زیاد است اینجا؟ یکی از دوستان. زنگ آخری دم دری، جایی یک فصل بزنید ایشان را لطفاً. کاپشن، کاپشن. مستشکل.
نکتۀ بعدی این است که هر وقت که اجاره، حالا اجاره باطل بشود، یعنی به نسبت مدت باقیمانده. طبقۀ دوم باید بیاید اجاره بدهد. اجاره نمیدهد. یک اجاره که هنوز سه ماهش مانده بود، باطل میشود. چکار کنیم؟ اگر موجر، موجر کی بود؟ طبقۀ اول. البته تو کتاب موجر را گفته "آجر". "آجر" هم جالب است. چون تو قرآن، لازمش را گفته است. دکتر کنکوری مشهد، در امتحان هم بیاید که چرا آجر. یعنی اصلاً آجر کیست؟ آجر چیست؟ مثلاً. درست شد؟ آجر همان موجر است. این توی خط آخر: "المستأجر علی ورثه الآجر." با رسم شکل توضیح: آجر کیست و چه کرد؟ که بود و چه کرد؟ آجر تو قرآن حضرت شعیب. «تأجرنی ثمانیه حجج» «تأجرنی» یعنی لازمش را گفته بود. مزیدش را نگفته بود. به حسب قرآنیاش میشود آجر. با اینکه لفظ آجر تو فقه مستعمل نیست، ولی اینجا شهید آجر استفاده کردند. و چشم.
پس این برمیگردد به ورثۀ آجر. اینهایی که اجاره کردند، مستأجر اجرت را داده و همۀ اجرت گرفته شده توسط موجر که موجر هم مرده. طبقۀ اول بوده، بطن اول بوده و یک مالی هم الان از موجری که مرده، مانده. بله. اینجا مستأجر به ورثۀ موجر رجوع میکند، اجرت باقیماندهاش را میگیرد. اجاره را پیشاپیش گرفته. اگر موجر طبقۀ اول پول نذاشته چی؟ ازش نام نیک فقط به جا مانده. سرای زرنگار نام نیک ازش ماندگار مانده. هیچی دیگر نمانده. این چکار میکند؟ اینجا بر ورثۀ طبقۀ اول واجب نیست که از مال خودشان اجرت مدت باقیمانده را به مستأجر بدهند. اگر میّت بدهی داشته، ماترک هم ندارد. ماترک هم ندارد. اینجا به ورثه واجب است که دین بابا را بدهند؟ خود بزرگوارش تو وادی حقالناس با دستهبیل انشاءالله ازش میگیرند. میّت غیر از اجرت اجاره، اجرت اجاره هم به عهدۀ طبقۀ اول نمیآید. فوت اجاره. فرق موجر و مستأجر. مستأجر بمیرد.
اینی که گفتیم اجاره باطل میشود به نسبت مدت باقیمانده، جایی است که طبقۀ اول عین موقوفه را به خاطر مصلحت خودش اجاره داده باشد و خودش هم متولی وقف بوده باشد. یک جایی است که طبقۀ اول خودش متولی وقف نبوده ولی باز به خاطر مصلحت خودش اجاره داده. اما اگر طبقۀ اول متولی وقف باشد، عین موقوفه را برای مصلحت طبقات بعدی اجاره داده باشد یا خودش و بقیه. درست شد؟ میگوید: "اجاره میدهم برای مصلحت خودم و بقیه." هستیم یا نیستیم؟ هم شنبه است، هم هوا. خداییش خیلی من به سختی بلند شدم امروز. خیلی فشار آمده. آفرین. بلکه کمتر.
پس اینجا بین موقوفه را برای مصلحت طبقات بعدی موقوفٌعلیهم اجاره داده. اینجا دیگر اجاره باطل نمیشود. و همچنین اگر طبقۀ اول که موجر است، خودش متولی وقف باشد با فرض اینکه متولی مستحق استفاده از وقف نباشد؛ یعنی متولی هست ولی موقوفٌعلیهم نیست. اجاره داده برای موقوفٌعلیه و میمیرد. طبقۀ اول نیست. با مردنش هم اجاره باطل نمیشود. آفرین بچهها. آره. کلیتش را گفتم. یادتان نرود. قاطی نکنید.
مسئلۀ پنجم: وقتی که بطن اول اجاره دهد وقف را، سپس منقرض بشوند، بطن اول ظاهر میشود، آشکار میشود بطلان اجاره در مدتی که باقی مانده است. چرا باطل است؟ به خاطر اینکه حق، حق وقف انتقال پیدا میکند به غیرشان. حق وقف، حق اجاره، هر چه حق نسبت به آن مال موقوف و حق اولاد، اولاد، اولاد. حق بطن اول هر چند که ثابت است هنگام اجاره، ولی آن حق بطن اول مقید است به حیاتشان، بعد از «لام مطلقاً». نه اینکه مطلق باشد به نسبت حیات و مماتشان. پس صحت، صحت چی؟ صحت اجاره به وسیلۀ بطن اول میخواهد اجاره بدهد در همۀ مدت. پس صحت در همۀ مدت این متوقف بر استحقاق اینها برای اجاره است. مراعات است، به خاطر مراعات به استحقاق بطن اول است برای اجاره. چون تا حالا استحقاق اجاره داشتند. حق داشتند اجاره بدهند. وقتی میمیرند دیگر استحقاق استفاده و فلان و اینها ندارند و حق اجاره هم ندارند. حتی اگر اجاره دهند آن عین موقوفه را برای مدتی که قطع داشته میشود به نسبت آن مدت به عدم بقاء بطن اول در آن مدت، عادتاً. ببین، متن سخت بود. اگر آن توضیح ۱۰۰ سال نبود. پس زائد باطل است از ابتدا. چقدر قشنگ است.
خب، از ابتدای اجاره حکم میشود به اینکه این اجاره به نسبت آن مدت زائده، عادتاً دیگر آن موقع نیستند، باطل است. و اباحه نمیشود برای آنها اخذ قسطمان از اجرت. یعنی نمیتواند از الان اجاره ۱۰۰ ساله بگیرد. به نسبت ۱۰۰ سال باطل است. تا ۸۰ سالش درست است. آن ۲۰ سال، ۸۰ تا ۱۰۰، اخذ اجارهاش مشکل دارد. و فقط برای آنها در ممکن مباح است؛ یعنی اخذ اجاره مباح است در جایی که ممکن است. ممکن چیست؟ عادتاً ۸۱ سالش که از آنجا میتواند بگیرد. اینی که برسد متن بهش نظارتی ندارد. یعنی اگر مثلاً ماهیانه دارد میگیرد، خب تا وقتی زنده است شاید بشود گفت. ولی اگر یک دفعه اول بگیرد، اینجوری از الان بخواهد مال آن مدت را بگیرد، باطل است. ولی اینکه برسد به آن دوره، نمیدانم. متن نسبت به این باید بررسی بشود. متن نسبت به این چیزی نمیگوید. نسبت به آن. چرا ما این کار را کردیم؟ چرا تو ممکن مباح بود؟ به خاطر اینکه یکی استصحاب کردیم احقاق را به حسب امکان، یعنی تا آن ۸۰ سال هی استصحاب کردیم. درست؟ و یکی هم اصالت بقا. میگوییم که تو این مدت ممکن است، اصل با باقی ماندن اوست. خب، این هم از این. جانم. آفرین. بله. بله. بله.
و وقتی که باطل میشود در بعضی مدت، یعنی این اولیاء مردند و باطل شد، مستأجر، کسی که اجاره کرده از بطن اول، مراجعه میکند به ورثۀ آجر. گفتیم آجر کیست؟ موجر. به قسط مدت باقیه پیشاپیش گرفتی، الان باطل شد. اگر مستأجر اجرت را قبض کرده باشد و ترکه هم داشته باشد. پس اگر مالی به جا نذاشته، واجب نیست بر وارث وفا کند. از مال وارث لازم نیست که وارث به جای مورث پولی نگذاشته، واجب نیست که وارث بیاید پول بدهد، مثل غیر این اجرت از دیون. یعنی چطور تو بقیۀ دیون هم وقتی مورث چیزی نگذاشته بود، از وارث نمیگرفتیم پول؟ کی؟ آموزش مستأجر. مستأجر چی میشود؟ ما با این طبقۀ دوم میگوییم ما نمیدهیم. آنها. این شاید از مواردی باشد که میتواند مراجعه کند به بیتالمال. مستأجر غرامت میگیرد. فایدۀ ثابتی نیست.
این مال وقتی است که آن دو تا شرط، که یکی اینکه اجاره داده باشد برای مصلحت بطن اول یا طرف ناظر نباشد. ناظر نباشد یعنی چی؟ یعنی متولی نباشد. پس اگر ناظر باشد و اجاره دهد برای مصلحت بطون، هر کدامش به تنهایی اگر باشد، کفایت میکند. جفتی با هم لازم نیست. یعنی یا طرف متولی باشد یا اگر متولی نیست، اجاره داده بر مصلحت بطون، نه مصلحت خودش. اینجا اجاره باطل نیست. و همچنین اگر موجر خودش ناظر باشد در وقف؛ یعنی همانی که اجاره داده، خودش متولی بوده. خودش متولی موقوفه، در حالی که اصلاً مستحق نیست. درست شد؟ فردا جداش کردی. گفتم که دو تا با هم لازم نیست. با این تفکیک دو تا را از هم جدا کرد. یعنی متولی باشد و خودش بطن اول باشد ولی اجاره برای مصلحت بطون. خیلی خب. اجاره باطل یا نه؟ متولی هست. موقوفٌعلیهم نیست. غیر مستقیم نه. ممکن است که وقف خاص بوده، متولی را هم وصیت کرده. «لم تبطل الاجاره». اجاره باطل نمیشود.
کتاب وقف. به کوچولوهای عزیز دیگر میتوانید بخوابید. وصلی الله علی سیدنا محمد.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات شرح لمعه
جلسه دوم
شرح لمعه
در حال بارگذاری نظرات...