شرح لمعه

جلسه پنجم

شرح لمعه . 1398/06/30
00:43:17
3

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.

بخش بعدی از کتاب «ارث»، بحث «موانع ارث». بفرمایید: با وجود عرضم به حضور شما که عموی ارث به کدام می‌رسد؟ آباء، پدر، عموی پدر. خوب، من پسرعموی پسرعموی خودم کلمه‌ی "می عموی" بله اگر نبود، اگر عمو و پسرعموی میّت نبودند، وقت نوبت عموی پدر است. این هر دو طبقه است؛ این‌ها جایگزین است، دیگر. خب، این هم فرزندِ اخ‌وان نازنین طبقه سوم. بله، حالا این که کدام‌شان مقدم می‌شود، حالا بحثش را باید برسیم.

در یک روایتی مطرح شده، برای همین به حساب حضرات معصومین احتجاج کردند با بنی‌عباس. بعد گفتند که به عباس امیرالمؤمنین: «بچه‌برادرِ میّت پدربزرگش هم زنده باشد، پدربزرگ نباشد، او هم ای پدربزرگ نباش! غول مرحله بعدی سه شاخه دارد، هر طبقه‌ای بعد آن شاخه‌ها جایگزین دارد. قبلی‌اش نباشد، بعدی‌اش جایگزین. با هم جمع در یک رتبه حساب می‌شوند یا نه؟ بله، آن سه شاخه با همدیگر هم‌ردیف‌اند، فقط آن نازل آنش با جایگزین آن شاخه‌های قبلی. بله، بله.

**موانع ارث**

مرحوم شهید اول در «دروس»، بیست تا مانع را شمرد؛ ولی در «لمعه» من از آن بیست تا، ده‌تایش را می‌گویم. بعد بیاییم شش تا. (لمعه بیست و یک) در دروس فرمودند که نصفش اینهاست:

1. رِق (رقّیت، عبودیت، بردگی)
2. کفر
3. قتل
4. لعان
5. زنا
6. تبری عند السلطان (تبرّی عند السلطان)
7. شک در نسب
8. غیبت منقطعه (منقطع)
9. دین مستغرق (دینی که همه‌ی ترکه را می‌برد)
10. اقتران موت متوارثین (یا اشتباه مقدم و مؤخر).

اذن دو هنگام مرگ طبیعی با همدیگر. بریم سراغ «لمعه». هنگام مرگ طبیعی، فرمود کتاب «دروس»، «الدروس الشرعیه»، شش تا مانع است در «لمعه»:

1. کفر
2. قتل
3. سرق
4. لعان
5. حمل

حمل یعنی جنین بودن. غیبت منقطع، زنا. یعنی زنا را رئال و این‌ها. می‌شود تعریف شرعی باشد. توی «خال» من درست آوردند.

**اولین: کفر**

کافر از مسلمان ارث نمی‌برد. ما پنج تا کافر را اینجا در کتاب داریم. پنج مدل. حالا جدیدهاش هم سفارش دادیم. تو راه می‌آورد. سایزهای مختلف:

1. کافر حربی (لیمویش را بدهم، هلویش را بدهم، خرگوش بدهم).
2. ذمّی
3. خارجی (خروج بر امام کرده). خارجی چین، ناصبی (دشمن اهل بیت).
4. غالی (از نوع کرمان، ائمه را خدا می‌بیند).

این پنج مدل کافر از مسلمان ارث نمی‌برد. حتی اگر مسلمان، شیعه‌ی اثنی‌عشری نباشد. بله آقا، مثلاً زیدی باشد. چی باشد؟ مسلمان از کافر چی؟ بله، مسلمان از کافر ارث می‌برد. تازه، تازه، مانع برای ارث بردن وراث کافر هم می‌شود. یک بچه‌طبقات بعدی. بله، خیلی قشنگ. تبعیض درست حسابی. کشور فرانسه، عرض کنم که کافر ذمّی و این‌ها چی؟ خب، باشد. کافر تحت حکومت زندگی می‌کند. قانون پذیرفته. بعد تازه این سه تا پایینی که اصلاً خودشان را مسلمان می‌دانند (خارجی، ناصبی، غالی) نماز می‌خوانند. بله، بله، بله. پس مانع ارث بردن وراث کافر هم می‌شود. هرچند وراث کافر از لحاظ طبقه به میّت نزدیک‌تر. مثلاً یه برادر مسلمان دارد. فرزند کافر، برادر طبقه، فرزند طبقه. آن طبقه یکی است، می‌رود کنار. طبقه دویه‌ی ارث، جدّ پدربزرگ مادری دارد که او مسلمان است. بقیه‌ی کلاً بچه‌عمو، داداش، این‌ها همه کافرند. هیچکس. بله آقا. شمشیر حضرت فرمود باید پیاده کنیم. بابت همین اصلاً مال کافر روایت داریم. خوردن دارد. «قول اشهر» این است که مبتدع، مبتدی یعنی چی؟ بدعت‌گذار. بدعت‌گذار با دال‌ذال می‌شود دیگر. دختر مخترع. بدعت‌گذار مثل کیا؟ مثل اسماعیلی، زیدی، عرض کنم که اهل سنت. از شیعه‌ی دوازده‌امامی، «مبتدی» از شیعه‌ی اثنی‌عشری می‌برد یا نمی‌برد؟ می‌بردند. شیعه‌ی دوازده‌امامی هم که از «مبتدی» ارث می‌برد. خوب، یک قول دیگر هم داریم. قول برخی فقها: دوازده‌امامی کلاً از بقیه ارث می‌برد، ولی سایرین ارث نمی‌برند. سایرین از دوازده‌امامی ارث. عکسش ثابت. حل؟ آقا جان، من پاک تخته‌هایی که پرینت می‌گیرد، قشنگ هر وقت آماده شدید، بگویید که پاک.

غیرشیعه دوازده‌امامی. سمت راست اینجا مسلمان، بغض اهل بیت را دارم. سلفی‌ها و این‌ها. ولو در حال جنگ هم. در مورد این که «مبتدی» از شیعه ارث ببرد (از شیعه‌ی دوازده‌امامی)، «قول اشهر» (مشهورتر) این است که «مبتدی» ارث می‌برد. شیعه هم ارث می‌برد. «مقتدر» حالا. آقا جان، اگر مسلمان وارث نسبی مسلمان نداشته باشد. مسلمان هیچ وارث نسبی مسلمان نداشته باشد، اینجا چیکار می‌کنیم؟ میراث به معتق مسلمان و اثنی‌عشری و همه‌چی هم داشته باشد، باز دولت می‌گیرد. میراث به معتق می‌رسد. آخرین، «ثمّ به امام». ولی مطلقاً به کافر نمی‌رسد. یعنی جلو سگ می‌اندازم بخورد، ولی به تو نمی‌دهم. می‌خواهد بگوید: بر فرضم که به آن‌ها برسد. یعنی شده جلو سگ، کلاً نمی‌رسد دیگر. چرا؟ فرضش مسلمانی بوده که قبلاً کافر بوده.

نکته بعدی: حالا اگر از کافر... اگر از کافر... اگر از کافر... بحث طبقات است دیگر. وارث نسبی وقتی می‌گوییم، آن سببی اصلاً. بابا، این کار نداریم. اگر از کافر وارث مسلمانی باقی نمانده باشد، ولو ضامن جریره، اقوام کافرش از او ارث می‌برند و بر امام مقدم می‌شود. کلاً بحث این که ارث به امام برسد، خیلی تو فقه شیعه اصراری بهش نبوده. یعنی شأن امام را خواستند حفظ شود که از امام ارث برسد، نه این که از بقیه به امام. امام میراث‌خوار بقیه بشود. یعنی خیلی ترجیحی تو فقه شیعه نخورد. آخر ختم به امام شده و بعضی وقت‌ها در نظر گرفتند که امام ارث. اگر کافر وارث مسلمان نداشته باشد، یک وقت مسلمان وارث مسلمان ندارد. کافر وارث مسلمان ندارد. همه‌ی وراثش کافرند. خوب اینجا دیگر اقوام، یعنی هیچی. یعنی ولو ضامن جلیله رسیده به این که امر در مدارک یا به امام بدهیم یا به اقوام. یعنی تا قبل امام هیچکی را ندارد دیگر. به امام رسیده. اینجا به امام نمی‌دهیم. می‌رویم اقوام کافرش بخورد. خب، بحث‌های ارث این شکلی دیگر. همه را باید پای تخته بنویسیم، چون بحث‌ها مهم است. ولی حکومت این جوری لحاظ می‌کند. تا ضامن جدیداً می‌آید بررسی می‌کند. اگر نبود، به ما می‌رسید.

مسلمان، مسلمان. میّت مسلمان است. پایین، میّت کافر است. میّت مسلمان ورثه‌ی کافر. اینجا میّت کافر. در مورد ضامن جریره، نه اختلافی. کافر آخه کیه؟ و مثلاً یهود و مسیحیان. اینجا بحث ازش نشده. نه تو ارتداد. بحث حدود. بحث ارتداد داریم دیگر. کتاب الحدود. کتاب حدود. من دیگر اصلاً دارد منفجر می‌شود از شدّت مسیحیت. طهارت دارند، ولی کافر کا. محکوم به طهارت. بحث محرم امسال بود دیگر. ایالت کتاب حدود ارتداد، یکی از بحث‌ها.

مسئله بعدی این که کلاً پاک کنم. مسئله طولانی است. اگر حالا از اینجا نمودار درختی ما شروع می‌شود. اگر وراث متعدد باشند، این یک فرض است. اگر جان؟ بله دیگر. کلاً تا به متن بیایم بخوانم، همش دارم در مورد بحث کفر می‌گویم. مسلمان متعدد باشند. این یک فرض است. یک وارث مسلمان بیشتر نباشد. مسلمان متعدد باشد. اینجا بلافاصله بین این که میّت مسلمان باشد یا کافر. بحث ارث کلاً بحث ریاضیاتی و نموداری. شبکه‌ای تو ذهن بیاید. خوب، پس وراث مسلمان (یعنی وارثانی که مسلمان هستندها، نه وراث مسلمان مسلمان). چند تا وارث مسلمان داریم؟ یا نه، یک دانه وارث مسلمان کافر است؟ یا اینجا دو حالت دارد: وراث یعنی چند تا وارث مسلمان وقتی داشتیم.

**حالت اول**: این است که وارث کافر قبل از تقسیم ترکه بین وراث مسلمان (تا شنید بابایش مُرد، گفت: «اشهد ان لا اله الا الله»)، بین مسلمان، مسلمان شود. تقسیم ملاک تقسیم. یکی این که وارث کافر بعد از تقسیم ترکه بین وراث مسلمان، مسلمان شود. نداشته باشد. اینجا وارث کافر، وارث کافر از ارث محروم می‌شود. همه‌ی ارث به مسلمان می‌رسد.

**قبل تقسیم**: اگر وارث کافر بعد از تقسیم ترکه، مسلمان بشود، از ارث محروم باشد. تو تقسیم کردن، خوردن و بردن و هیچ.

**قبل از تقسیم ترکه**: اگر مسلمان بشود، دو حالت دارد:

**حالت اول**: این که در یک طبقه باشد. در یک طبقه با سایر وراث باشد. همه برادر، برادر، خواهر، بچه‌های میّت. اینجا می‌گویند: با سایرین ارث می‌برد. تو قبل از تقسیم ترکه، در یک طبقه، اگر رتبه‌ی کافر بر وراث مسلمان مقدم باشد. میّت یک بچه دارد، چند تا برادر و خواهر. آن بچه کافر است. برادر و خواهرها مسلمان‌اند. این هم قبل از تقسیم ترکه، مسلمان شد. همه را خود کافر به تنهایی ارث می‌برد. چرا؟ چون طبقه اول از طبقه دوم مانع می‌شود. اینها تو متن پدر آدم را در می‌آورد. یعنی اگه می‌خواستی متن را بخوانیم توضیح بدهیم، قطعاً هیچی گیرمان نمی‌آمد.

قبل از تقسیم. آقا، حل؟ نوشتید؟ هنگ کردی؟ کافر خستگی در کردن. کتاب، کتابی است که شرح ندارد و تو دست گرفته نشده و این‌ها. کتابی است که اذیت می‌کند. خب، این‌ها را آدم درس گرفته، درس داده. از این جهت این کتاب، کتابی است که بعضی از مباحثش نو است و شما مثلاً آن کسی که با ذهنیت «لمعه» و اینهاست، هیچ کتابی که بخواهد این بحث را منقّح کرده باشد، ندارد. باید برود کلاً مراجعه کند. ببیند درس خارج‌هایی که تو برای یک خط مطلب، بیست جلسه درس خارج و بررسی بکنیم که مطلب دستت بیاید. بنده خودم که اصلاً بین همه کتاب‌ها یکی «تحریر»، یکی «عروه». این دو تا و با شروحی که بهش نوشته شده، خیلی به نظرم دو تا عالی است. حالا خیلی جایگزین لحاظش کرد. مگر این کتاب‌هایی که مستند برای اینها درست کردند. «عروه» مستمسک معمای حکیم هم است که آن دیگر کتاب تخصصی است. بعضی کتاب‌های مستند هم است که گفته: به خاطر چی؟ دلیلش چی؟ کتاب «ریاض» سید علی طباطبایی را آقای بهجت، یکی «ریاض» و یکی «مفاتیح»، «مفاتیح» ممنوع الفیض. نظرشان به این دو تا بود. بله، بله. دو تا نظرشان بود. به جای «لمعه»، به جای «مکاسب». «مکاسب» و «رسائل»م نظرشان نبود. «ریاض المسائل» نمی‌دانم شهر شرایط، بپاکم پاشو. گفت: نمی‌‌پاشم. پاشیده نمی‌شود.

درس خارج مختصر. خاطره ما از این بخش داریم. درس خارج آیت الله شیخ نصرالله شاه آبادی. خاطره‌اش قابل نقل نیست، قابل پخش نیست. ولی برای بحث چیز اینها بود که مال پدرم می‌خواهد بخورد و اینها. به کار بردن که خیلی در نوع خودش شگفت‌انگیز مطلقاً بهش ارث نمی‌رسد. قبل تقسیم، چه بعدش. روزهای میلادم، عیدی. هر میلادی خیلی خوش‌مشرب و آدم کلاً شاه آبادی‌ها خیلی خوش‌مشرب. ولی قشنگ مشخص بود اینها که از آن مادرند، یک تیپ و کلاً فضا. مرام دارم که از این یکی مادر، مورّث مسلمان باشد. امام باشد. وارث امام باشد. مورّث، بحث مسلمان و کافر است دیگر. میّت مسلمان، وارث امام. اینجا سه سه بخش.

1. امام به منزله وارث منحصر به فرد است. بررسی مسلمان ندارد تا امام. مسلمان خودش مسلمان است دیگر. فرض قبلی بود. نوشتیم دیگر. گفتیم: میّت مسلمان باشد یا کافر باشد. کافر باشد، به امام. به خود بچه‌هایش. اگر میّت مسلمان باشد، گفتیم که ولو شده بدهیم سگ بخورد، به کافر نمی‌دهی. مال همین حالت است. قلاب را انداختم که تو ذهنتان بماند دیگر. ولو شده سگ بخورد. یعنی هر کارش بکنیم، به هر نحو ما این ارث را تقسیم بکنیم، به کافر. مال کجاست؟ وقتی که میّت مسلمان. اینجا اگر به امام رسید، به امام می‌دهیم. کی بهتر از امام؟ به منزله وارث منحصر به فرد و آن وراث کافر از ارث محروم می‌شود.

شهید ثانی در مورد این قول، سه تا قول در واقع. که این قول اول شهید ثانی در مورد این قول می‌فرماید که دلیل واضح و روشنی. اولی دلیل دارد، دومی دلیل ندارد، سومی هم تو روایتی آمده. یعنی آخر اولی را ترجیح.

**دوم**: این است که آقا ملاک انتقال ترکه به بیت المال است. اگر منتقل شده به بیت المال، مال امام است. یعنی اگر قبل از انتقال ترکه به بیت المال، اسلام بیاورد، ارث می‌برد. ولی بعد از انتقال ترکه بیت المال، اسلام بیاورد. هر کدامشان تو این زمان اگر مسلمان بشود، ارث. این قول دلیل واسش پیدا نکرده. دلیلی ندارد.

**قول سوم**: این است که آقا مطلقاً به کافری که اسلام ارث می‌دهند. سعید امام اسپانیولی. چه قبل از... آفرین، چه قبل از انتقال ترکه به بیت المال، بعد از انتقال. شهید ثانی در مورد این می‌فرمایند که روایتی دارد. ولی باز انگار نظر شریفشان به این هم نیست. همان قول اول را ترجیح می‌دهند که امام وقتی مسلمانی از دنیا رفت، وارث نسبی مسلمانی ندارد. در سببی‌ها غیر از زوج که کاریش نداریم. زوجه که کارش نداریم. معتقد و ضامن جلیله هم ندارد. رابطه‌ی زوج و زوجه کلاً زن میّت کافر باشد دیگر. کلاً کافر از مسلمان ارث نمی‌برد. این قاعده‌ی کلی. میّت کافر باشد، اختلافی است که اگر میّت کافر بود که گفتیم به امام نمی‌رسد، به همان ورثه‌ی قبلی برمی‌گردد.

**یک نکته**: اگر میّت مسلمان باشد، هم دوباره اختلافی است که اگر زوجه فقط مانده و امام. امام شریک زوج. اول گفتم امام شریک زوجه می‌شود. نمی‌شود. اختلافی است. پس اگر میّت مسلمان، فقط زن مسلمان. برعکس باشد، تنها مسلمان باشد دیگر. باز بقیه‌ی ساعت احتمالاً کشتاری می‌شود دیگر در آن قبیله.

**مطلب بعدی**: دو دقیقه داریم. انصافاً قبول. پای تخته ننویسیم، این جوری بحث نکنیم، بحث حل نمی‌شود. بحث، بحث سختی است. کتاب. اگر بتوانی توی پاور، پاورش کنید. گفتید بحث بعدیمان است. اگر وارث یکی از زوجین باشد. مثلاً زن می‌میرد، فرزندش کافر، شوهرش مسلمان است. میّت زن، ورثه‌ی فرزند کافر، زندگی بهتر، شوهر مسلمان. بله، بله. اقوا این است. زن اینجا چیزی اشاره. زوج مثل وارث واحد محسوب می‌شود. شهید ثانی. خوب، یعنی اسلام بچّه باعث ارث بردنش نمی‌شود. اگر بخواهد مسلمانم بشود. شوهر فوت کند. میّت شوهر باشد. بعد ورثه‌ی فرزند کافر، همسر مسلمان. اینجا زوجه در حکم وراث متعدد است. شد برابری. قول، قول این است که امام با زوجه جمع می‌شود، ولو امام غایب باشد. کیک بالایی وارث واحد محسوب می‌شود. یعنی فرزند با امام جمع نمی‌شود. زوج با امام جمع نمی‌شود. زوجه با امام جمع می‌شود. خب، پس فتوای شهید است دیگر. این جا هم امام با زوج جمع نمی‌شود. یک تکه دیگر بحث ماند که ان‌شاءالله ما بقیه‌اش را به و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح لمعه

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00