شرح لمعه

جلسه یازدهم

شرح لمعه . 1398/07/07
00:42:24
2

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

بحث بعدی در موانع ارث، مانع سوم، رِقّ یا همان برده است. یک نمونه سؤال: الان رِقّ، یعنی کسی که برده است، حتماً باید کافر باشد؟ اسلام انسان‌ها را برابر می‌داند. حتی به او ارث هم نمی‌رسد. وقتی روایت از طریق فیلم‌های هندی، می‌گوید خواهر و برادر... می‌خواهم بگویم که کافر بوده، ثانیاً هر کافری هم برده نمی‌شود. کافر بوده که در جنگ بوده، مسلمان شده. من که مسلمان بوده... کلاس خودتان، عرض کنم که در مورد برده‌داری و این‌جور مسائل، در جلسهٔ ما صحبت کردیم. در فردوسی، بحث‌های نظام تسخیر باگ‌های اسلام است. اصلاً لاشو وا نکنیم که آبروریزی است. از اواسط بحث یک‌جور شده که همه افتخار می‌کردند به این نظام برده‌داری در اسلام که ما اسمش را گذاشتیم نظام تربیت خُص. در این که انقدر این مدل تربیت پیشرفت کرده است، آدم به وجد می‌آید. اولاً که برده‌داری هنوز الان هم در غرب به شیوه‌های خاص خود است. اسلام به‌عنوان طرح ابتدایی برده‌داری مطرح نکرده، برده‌داری که بوده را مدیریت کرده، به سمت آزادی. برده طرف کوچک‌ترین کاری که باید انجام می‌داده، مثلاً اگر یک اشتباهی می‌کرده، برده آزاد می‌کرده. خود این برده‌داری، شیوهٔ بسیار دقیقی بوده در تبلیغ و جنگ نرم نسبت به آن ممالکی که باهاش جنگیدی؛ که آدمش را می‌آوری، یک مدت تربیت می‌کنی، برمی‌گردانی همان‌جا. خب، طبعاً باید یک‌سری مزایا را در نظر بگیرند برای اینکه کسی که می‌خواهد برده را نگه دارد، بتواند نگه دارد. اگر بخواهد منافع مالی برایش نداشته باشد، هیچ‌کدام از مسلمین برنمی‌دارند یک نان‌خور اضافی بیاورند توی خانه. بیکار نیستند که بیاورند. یک‌سری خدمات باید این به او بدهد. نباید ازش ببرد. درست شد؟ و یک شرایط اقتصادی‌ای برایش در نظر بگیرد که این فایده‌اش برای آن مسلمان باشد؛ که وقتی از ترس فقر بچه‌اش را می‌کشد، کافر بی‌‌پدر و مادری که آن‌ور با ما داشته می‌جنگیده، از توی میدان جنگ می‌آید توی خانه. خیلی هم با پدرومادر زن جنگ بگیری، این اگر شوهر داشته باشد، بعد... توی جنگ بوده. ولی... ولی احکام دارد. اگر زن و شوهری را با هم گرفتند، لزوماً زنه کنیز خالص محسوب نمی‌شود. یک وقت‌هایی کنیز هست، در عین حال مباشرت جنسی با او حرام است؛ چون شوهر دارد. نگهدار همزمان، بله. اسماً این‌ها مثلاً امیرالمؤمنین مباشرت... اسماً چرا؟ وسایل، چرا قیمه‌ها را می‌ریزی توی ماست‌ها؟ اسماً که همسرش. خلاصه، اتفاقاً آن نشان می‌دهد نظام برده‌داری اسلام چقدر دقیق است که از جنگ با کفار، یکی را می‌گیرد، می‌آید تبدیل می‌کند به فِضّه، برمی‌گرداند. پنجاه سال هرچه گفت قرآن، تربیتی که در اسلام برای خصم در نظر گرفته شده، یا باید بکشند همهٔ این‌ها را، یا باید آزاد کنم که این دوباره ضد امنیت می‌شود، دوباره می‌روم فتنه می‌کنند، یا باید بگویند تربیت. این اگر روزیش را بخورد، بدون آزاد... صد تا کار دیگر تشویق شده به اینکه برده آزاد کند. بعد تازه برده می‌تواند با این قرارداد ببندد، مُدَبَّر بشود، چه می‌دانم. بله، بله، یادم نیست، ولی بحث این است. اواخر، یعنی آن پنجاه شصت سال آخر، قبل از منظر، یا خودمان مهندسی طبقات اجتماعی، یا قبلش، پاسخ اینجاست. گوش بدهید، گوش بدهید. آخر تفسیر المیزان، آخر سورهٔ مائده، پنجاه شصت صفحه در مورد برده‌داری صحبت شده است. تفسیر المیزان، آخر سورهٔ مائده. سیدان که مخالف سبک علامه است، در اینجا موافق است. این جزء شاهکارهای تفسیر المیزان است. آره واقعاً آدم در حیرت و تحیر می‌ماند از زیبایی این مطالب.

مانع سوم جا دارد در بحث رِقّ. اگر وارث، وارث میت، مملوک باشد، یا اگر مورِث، یعنی کی؟ یعنی خود میت، مملوک باشد. دو تا فرض دارد: اگر وارث مملوک باشد، از ارث ممنوع است، ولو مورِث هم مملوک باشد. و عدالت فقط از میت ارث می‌برد، ولو آن... ضامن جریره باشد، یعنی ولو دیگر هیچ حری ندارد تا برود به زمان جدید. مملوک ارث نمی‌برد، ولو فرزند باشد. قیمتش را بحث کرد که فرضش مال کجاست؟ که مملوک بچه باشد، می‌شود مملوک اصلاً فرزند باشد. اگر مورِث مملوک باشد، خویشان آزاد او از او ارث نمی‌برند، ولو به ملکیت مملوک قائل شویم. قرارداد به هر میزان که من پول آوردم، یک‌چهارم یک مکاتبه می‌کردند، قسطی خودش را می‌خریده، خریدم. پس اینجا ولو اینکه به ملکیت مملوک قائل بشویم، یعنی مملوک صلاحیت مالک شدن اموال را داشته باشد، هم یعنی چی؟ کجایش؟ مملوک، بنویسید: «مملوک صلاحیت مالک شدن اموال را داشته باشد». بله. بلکه همه اموالش به مولا می‌رسد. این حق مالکیت این را اقتضا می‌کند و از باب ارث نیست مطلقا. مطلقاً اینجا یعنی چه؟ به مالکیت مملوک قائل شویم، چه او را مال مالک که نمی‌شود، باید خرده‌خرده بخرد خودش را آزاد کند دیگر. «العبد و ما فیه لمولاه». هرآنچه که دارد، خودش و هرآنچه دارد مال مولایش است. مگر اینکه قراردادی بسته، خرده و خودش را آزاد کرده، مکاتَب، یا اُمّ وَلَد بشود به واسطهٔ بچه آزاد بشود. کنیز بوده، بچه‌دار شده. تا وقتی که مالک زنده است، این کنیز، مادر هفت امام، اُمّ وَلَد است. وقتی که مالک از دنیا رفت، این می‌شود جزء ارث. باب در ملک بچه؛ چون می‌شود ملک بچه. این آزاد می‌شود؛ چون بچه مالک عمودین خودش نمی‌شود. مال کعبه بینش نمی‌شود. میلاد آزاد شدن امّ ولد که بچه‌دار می‌شود، مملوک باشد. از عبد دیگر صاحبش، یعنی آن. این بابائه برده است، بچه‌اش هم برده. خط سوم: یک وقت هست این زید، این عمرو. ماهی بلند. این فرزند و وارث این زید است، پدر و مورِث. اگر این عمرو عبد باشد، ارث نمی‌برد. ولو زید هم اگر زید ابز باشد، خویشان زید از زید ارث نمی‌برند، ولو آزاد. ولو به اینکه قائل بشویم که این مملوک خودش در خودش ملکیت دارد، یعنی صلاحیت مالک شدن اموال را داشته باشد، همه اموالش می‌رسد به مولا. چرا؟ چون مملوک است دیگر. مملوک در ملکیت از باب ارث نیست که می‌رسد، از مملوکیت، ملکیت که می‌رسد. مثلاً سوریه، سوریه خدمات جنسی زن کافر است، یعنی کنیز مدل کنیز. عزیزم این کنیزش است، نه اینکه توی خیابان گیر آورده. ثانیاً عده ندارد، بی‌ارزش است، راحت باش. کارش زناست. این عده ندارد. خر و گاو و الاغ هیچ فرقی نمی‌کند. عده از باب ارزش است. گفته حجاب ندارد، ارزش ندارد. یعنی... یعنی زن کافر رؤیتش اشکال ندارد. چرا من که ارزش ندارد؟ چادر رسالت من.

اَلرِّقُّ سومین از موانع رِقّ، یعنی عبودیت. این از ارث مانع می‌شود. فلورث، یعنی اگر وارث برده باشد، مانع از ارثش می‌شود، مثل هرچند مور مورخ هم عبد باشد. مثل وارث باشد، بلکه از مورِث فقط حُرّ ارث می‌برد. بله آقا جری، ولو آن وارث حُرّ ضامن جریره باشد. دونر، ولی برده ارث نمی‌برد. کدام مال؟ آن حر و... مورِث جفتش یکی است. اونی که ارث به جا می‌گذارد، اونم اگر برده باشد، مانع می‌شود. یعنی اونم از ارث ازش منتقل نمی‌شود؛ چون خودش مملوک است. فلا یرث الرّقه قریبه الحُرّ. از برده ارث نمی‌برد فامیل نزدیک او که آزاد و ان قلنا بملکیت. ولو قائل باشیم که ملکیت داشته باشد. باشد، باز هم مایملک خودش هم که بشود، باز خودش هم مملوک است. یا اصلاً مالک نمی‌شود. می‌شود متعلق عبد. یا مالک می‌شود خیلی خوب. خودش هم مملوک است. مالکی است که خودش مملوک است. هرآنچه مالک است، از باب ملکیت می‌رسد به صاحبش، نه از باب ارث. بل مال لِ مولا. بلکه مال آن برده مال مولایش است به حق ملکیتش. حق ملکیت. بالاخره حالا بحث قرارداد، بحث قراردادش نیست. بحث این است که برخی گفتند آقا برده اختلا که برده مالک می‌شود، معامله انجام داد. دست خودش است تا وقتی زنده است. یعنی نباید همونجا که معامله انجام داده، برود تحویل مولا بدهد. ولی... ولی خود او و همه اموالش مال مولا محسوب می‌شود. یک عده گفتند نه، مالک هم نمی‌شود. این هر کاری هم انجام دهد، فضولی محسوب می‌شود؛ چون از ملک، از ملک مالکیش خریده. مالک برگردد، رضایت مالک را هم می‌خواهد. لا با ارث مطلقا. پس این به خاطر حق ملکی است که منتقل می‌شود به مولایش، نه به خاطر ارث مطلقا هم که توضیح دادیم، چرا قائل به مالکیت مملوک بشویم که بحث این است. اگر میت فرزند داشته باشد، اصلش دوران ظهور ان‌شاءالله. اگر میت داشته باشد مملوک است، یعنی رقیق غلیظ نیست، رقیقه. میت فرزند مملوک. این مملوکم آره، پسرش کافر بوده، توی جنگ گرفتنش، می‌شود. چرا؟ پدر، پسر مثلاً باز سنوات گرفته. این مملوک فرزندی دارد که حُرّ است. آقا زید، عمرو، خالد. این عمرو برده است. زید چیست؟ آزاد است. خالد که بچه عمرم آزاد است. این فرزند آزاد، یعنی نوه میت از میت ارث می‌برد، ولی پدرش ارث نمی‌برد. در بازار کار شدن دهه شصتی خراب کردن هرجا پا می‌گذارند خرابی است.

بحث بعدی اینکه دلیلش چیست؟ چون مانع رقیت در پدر وجود دارد، نه در آن شخص آزاد که آن شخص آزاد کیست؟ نوه میت و فرزندی که آزاد است. به واسطهٔ برده بودن، برده بودن پدرش از ارث محروم نمی‌شود. باباش برده. کدام؟ حالا یک نکته اینجا داریم، نکته‌تان گندتان. کافر بودن و قاتل بودن مانع نمی‌شود از اینکه خویشان نسبی آن قاتل و کافر از ارث محروم شوند. اگر طرف کافر است یا قاتل، مانع نمی‌شود که خویشان نسبیش از ارث کافر یا قاتل محروم شوند. فقط بحث رقیت است که نمی‌گذارد خویشان نسبیش ارث ببرند. اگر کسی پدر خودش را کشت، خودش از ارث محروم می‌شود، ولی بچه‌اش که نوه مقتول می‌شود، از مقتول که پدربزرگش است، ارث می‌برد. درست است. باباش قاتل است. یکی را داشتیم که برده بود. فقط این مانع داشت. بقیه بعد از او به واسطهٔ او می‌رسیدند به میت؛ چون مانع نداشتن اسم بردم. حالا این برده بود. شما بگو قاتل باشد، قاتل ارث نمی‌برد. بگو کافر باشد، نوه مسلمان است، باباش کافر است، پدربزرگه مسلمان است، نوه. باباش قاتل است، این قاتل نیست ولی بچه اوست. طبقه از این طبقه هم کس دیگری نداریم. این‌ها همه ارث. این‌ها مانع خودشان‌اند، یعنی این‌ها برای خودشان مانع‌اند، خودشان مانع بقیه؛ چون مانع ارث در خویشاوند نسبی وجود ندارد، ولی در خود قاتل و کافر مانع ارث وجود دارد.

«وَ لَوْ کَانَ لِلرَّقِیقِ وَلَدُ الْمَیِّتِ وَلَدٌ حُرٌّ وَرِثَ جَدَّهُ دُونَ اَبِیهِ.» اگر رقیق بچه میت بچه داشته باشد، رقیق یعنی نوه میت ولد حُرّ داشته باشد، اینجا آن ولد حُرّ از جدش ارث می‌برد، ولی بابایش ارث نمی‌برد. چرا؟ چون برده است. «لِوَجُودِ الْمَانِعِ فِیهِ دُونَهُ». چون مانع که رقیت است، در در پدر ولد است، در خود ولد این را برق نخوانید، غرق ابی. اینی که باباش برده مانع نمی‌شود. «وَ کَذَا الْکَافِرُ». یعنی کافر هم این شکلی است که اگر باباش یعنی کافر خودش مانع خودش مانع دارد، ولی بچه‌اش مانع ندارد. قاتل خودش مانع دارد، بچه‌اش مانع ندارد. خویشان نسبی و مانع ندارد. کافر و القاتل «لَا یَمْنَعُ». مانع نمی‌شوند. خودشان مانع دارند. «مِنَ الْإِرْثِ». مانع ارث کی نمی‌شوند؟ «مَنْ یَتَقَرَّبُ بِهِمَا». به او خویشان و مقربین خودشان به ما به کافر و قاتل. «لِانْتِفَاعِ الْمَانِعِ مِنْهُ دُونَهُمَا». چون مانع منه به من موصول برمی‌گردد. «مَنْ یَتَقَرَّبُ» مانع در این دو تا منتفی است در این بچه‌هایشان، در این خویشانشان، ولی در خود آن دو تا کافر و قاتل مانع منتفی. فقط آنهایی که مانع دارند بهشان ارث نمی‌رسد.

بحث بعدی: به به، جک. بحث طولانی هم دارد و من فقط الان می‌رسم که متن را از بیرون توضیح بدهم، دیگر از رو نمی‌توانیم. مب، مبعث کیست؟ ای جانم، برده که قسمتش آزاد شده، قسمتش در رِقّ مانده. کارت‌خوان بکشی چیست؟ مال خودش به نسبت نصف خودش می‌تواند خرید بکند. این بله بله. لطیفه‌هایی دارد اینجا که دارم دیگر سانسور می‌کنم. اگر وارث بشود به نسبت مقداری از او که آزاد است، ارث می‌برد و به نسبت مقداری که مقداری از او که مملوک است، از ارث محروم است. نصفش اگر آزاد است، بنا به نصفش ارث. با سلام، آفرین، صد میلیون سهم کسی در جایگاه او بود، به این پنجاه میلیون می‌رسد. اگر ربعش بود، بیست و پنج میلیون، بقیه تقسیم می‌شود. دنیا رفته، مالک مرد. در ملک او می‌آید یا اگر در ملک آن می‌آید، به محض اینکه می‌آید منتقل می‌شود. مالکش نمی‌آید، برمی‌گردد به طبقه، به هم‌طبقات برای طبقه بعدی. آره دیگر. انگار یک نصفه، انگار یک... اگر حقوق زنان مشکل پیدا نمی‌کند، سه یک نفر ولو نصفه هم باشد مرد باش. ولو پنجاه گرم باشد، پنجاه زوجه ضامن جریره. ولا معت امام. اگر میت فرزندی داشته باشد که نصفش آزاد و نصفش مملوک و برادری داشته باشد که تمامش آزاد است، این چی می‌شود؟ اینجا نیمی از مال به فرزند، نیمیش به برادر. اگر چیز باشد، اگر در آن طبقه کس دیگر نداشته باشد. متن نیمه دیگر فرزند کافر و محروم از ارث به حسب وجود مانع. انگار پرش انجام می‌شود. برگرد. در خود ترکه این نصفش که مالک می‌شود، به حساب نصفش می‌آید، به حساب آن نصفه دیگر که رَقّ است، چون مانع دارد. اصلاً در ملک او نمی‌آید که بخواهد برود در ملک مالکش. ما ترک، ما ترک‌تان. این را ردش می‌کنم؛ چون مانع دارد. می‌رود سراغ طبقه. آن مال وارث است. اگر برادر میت هم نصفش آزاد نصفش آزاد و نصفش مملوک باشد، از آن نصفه‌ای که بهش می‌رسید، باز نصف کم می‌شود. در حالی که پسرش هم پسرش هم نصفش آزاد است. پسر، پسر میت دیگر. به حسب فرض قبلیه دیگر. آنجا برادر کامل آزاد بود، آنجا نصفه آزاد بود. اینجا چیکار می‌کنیم؟ کامب. آقا این کامبیز جعفر خوب. این غلامرضا مرحوم مورث. این کامبیز پسرش است، این جعفر داداشش، داداش غلام. اینجا پسر شیطونی کرد و خلاصه نصفش را به باد داده. طبقه اول غلامرضا حساب می‌شود. نیم دیگر در طبقه طبقه دوم. آفرین. کامل بود، در خودش نصفه است. از آن پنجاه درصدی که ما به کامبیز نمی‌دادیم، باز پنجاه درصد. اینجا می‌آییم نصف ترکه را به بچه میت، ربعش هم به برادر. حالا ربع دیگر را چیکار می‌کنیم؟ به عمویی که در طبقه بعدی است، طبقه سوم. اینجا در این طبقه، طبقه عموی غلامرضا می‌شود. آفرین. به شرط اینکه تمامش آزاد باشد. مراجعه کنید به شرط اینکه تمامش آزاد بشود. اگر عمو هم نصفش آزاد بود، نصفش مملوک، یک هشتم مال را بهش می‌دهند. باز این هم اگر عمو نصف نصف بود، بقیه ترکه را به وراث موجود در طبقات و مراتب بعدی می‌دهند. این هم از این. اگر مورث باشد، یعنی مبعث مورث است. در مورد وارث بودنش گفتیم. اگر نصف نصف مملوک، نصف مال این. نصف ترکه به مولا می‌رسد که از باب حق چیست؟ حق مالکیت. جانم. نصف، نصف دیگر دارایی‌اش وراث آزاد خواهد بود. باز اگر دو سومش آزاد بود، اینجا دو سوم دارایی‌اش را به وراثش می‌دهند، یک سومش مال مولایش است. در بقیه موارد هم فردا.

و صلی‌الله علی سیدنا محمد و آله.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح لمعه

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00