متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم. نکته، سؤال یا چیزی اگر از درسهای قبلی هست، بفرمایید، وگرنه صفحه ۲۴۷.
**حالت اول: خویشاوند نزدیک غایب**
اگر خویشاوند نزدیکی در این مدت که حمل (جنین) هست، بمیرد، چه میشود؟ قیمت مقطوع است. اگر بمیرد، سهمِ آن غایب را برایش نگه میدارد. سهمی که از میت غایب است، نه مرده، که غایب مرده (یعنی کسی که غایب است و خبر مرگش رسیده). بچه میمیرد: سه هزار میلیارد. اگر یک خویشاوندی در این مدت بمیرد، برای غایب، برای غایب، سهم غایب را میخواهیم در نظر بگیریم. همه ملاحظات (موطّئات) بحث سر این است که این غایب تا وقتی که مرگش محرز نشده و اینها، باید همه احکامش رعایت شود. یعنی الان سهمش را اینجا به او میدهیم. بعداً معلوم بشود چی. کلّنا ملاحظاتی.
**حجب نقصانی والدین**
خوب، از این هم حجب نقصانی را مورد اول گفتیم که اینها مانع از آن میشوند که «ننه بابا» (پدر و مادر) سهم بیشتری را ببرند. بچهها، ما نمیشویم. خوب، این یک حجب. یک حجب دیگر این است که نمیگذارند مازاد بر یک ششم را پدر و مادر ببرند. پدر و مادر میت، با اسنپفود بگوییم بیاورم برایتان. از دست دادن ندارید. درست است؟ تعریف ندارد. فرزندان، حاجب والدین میشوند از مازاد یک ششم، یک ششم هر کدام که جمعاً میشود چقدر؟ دو ششم. فرزندان میت.
از حالا، سهام را بعداً میگوییم. اینجا سهام را بگوییم ولی حالا بحثی که الان میخواهد مطرح شود، کلاً بحث سهم و قر و قاطی است. حالا، پس بچهها حاجب پدر و مادر میشوند از مازاد دو ششم که هر کدام بهتنهایی یک ششم بودند. یعنی بچههای متوفی، بچههای میت، در غیر مواردی که بعداً میآید، نمیگذارند پدر و مادر بیش از یک ششم ترکه را برای خودشان ببرند. نمیگذارند والدین میت بیش از یک ششم سهم ببرند.
این یک ششم سهمش کجاست؟ مازادش باز برمیگشت به اینها. اول یک سهم یک ششم دارند. آها. بعد میرود برمیگردد، اگر نباشد، باز مازاد مازاد برگردد. «اُلسُّدسُ لِثَلاثَةٍ: لِلأَبِ مَعَ الْوَلَدِ، وَالْأُمِّ مَعَهُ، وَلِلْوَاحِدِ مِنَ الْکَلالَةِ». پدری که بچه دارد، یک ششم. مادری هم که بچه دارد، یک ششم. حالا این در بحث اگر بچهها نباشند، «طول و تعصیب» که اینها سهمها را میبرند، باز مانده. کس دیگری نیست، مازاد دوباره برمیگردند به اینها. روشن است آقا؟ مازاد برمیگردند به اینها، ولی چون بچهها هستند، مازاد برنمیگردد. اینها یک ششمش را میبرند، مازاد دیگر نمیبرند.
خوب، توضیحات بیشتر آن دو موردی که در غیر این موارد که گفتیم که دو مورد، در این دو مورد بچهها این بحث، بحث فنی دقیق است. باید با دقت بخوانیم. ممکن است کمتر هم امروز بخوانیم، ولی بحث باید خوب جا بیفتد. دو مورد که اینها تویش بچهها حاجب از مازاد نمیشوند. در دو مورد فرزندان حاجب به مازاد نمیشوند. آقا معلوم شد چی گفتم یا نه؟
وقتی که فرزند پدر و مادر، حالا ممکن است بحث همسرش هست و بعد طرف همسر دارد، ندارد، این بحث پدر و مادر با اولاد، یک ششم. حالا این سهم مازاد بر یک ششمش اگر از ترکه بیشتر ماند و بقیه نبودند، یعنی یک ششم بس (بسه). اگر نبود، مازاد دوباره برمیگردد به اینها. «طول و تعصیب». ولی اینها که هستند، دیگر مازاد برنمیگردد. فقط در دو حالت بچهها حاجب نمیشوند، مازاد برمیگردد. بیشتر از اعلا سهم بهشان رد میشود. بیشتر از یک ششم، یک ششم. مابقیاش فرض نیست دیگر. فرض نیست. مازادی که میماند، برمیگردد. دیگر سهام نیست. سهام مقدس این است: اگر پدر و مادر با ولد، یک ششم. غیر ولد نباشد، سهام را خیلی سریع بخوانم. نگاه بکنید: «سهام مقدره، فصل دوم» نگاه کنید.
و بیان اهل آن در کتاب خدا، شش دست (نوع):
**۱. یک دوم:** در سه جا ذکر شده. یکی اینکه یک بنت واحده باشد: «وَلَكُم نِصفُ مَا تَرَكَ أَزوَاجُكُم». شوهرتان، همسرتان، یعنی زوجه اگر دنیا رفت، یک دوم به زوج میرسد. و یک خواهر اَبی که تک باشد، به او هم نصف ما ترک میرسد. اینها سهمشان نصف.
**۲. یک چهارم:** که میشود رُبع. این در دو جاست: «لَكُمْ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكَ نِسَاؤُكُمْ» (برای شما مردها از آن چیزی که زنها به جا میآورند) که بیاید. و «وَلَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْتُمْ» (برای آن زنها از شما مردها یک چهارم).
**۳. یک هشتم:** سوم (سومین سهم) یک هشتم که یک جا ذکر شده: «فَلَهُنَّ الثُّمُنُ مِمَّا تَرَكْتُمْ». یک هشتم زن از شوهر، وقتی بچه باشد.
**۴. دو سوم:** و «رابعه از سُلسان» (چهارمین سهم دو سوم) مال دو جاست. یکی در مورد بنات. «نِسَاءً فَوقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكْنَ». زنها بیش از دو تا باشند، دختران. اینها دو سوم میبرند از ماتَرَک. یکی دخترهایی که بیش از دو تا. بله، بله. تصور کنم، تصدیق نمیکنید؟ «بِالثُّنْيَيْنِ هُمَا فِي الْإِخْوَةِ». در خواهرها هم «فَإِن كَانَتِ اثْنَتَيْنِ» اگر دو تا باشند، دو سوم میبرند.
**۵. یک سوم:** پنجمین سهم، نصف آن سدس که میشود یک سوم که در دو جا ذکر کرده: «فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ». مادر یک سوم ببرد. یعنی اولاد عمر (فرزندان و برادران) «أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ فَهُمْ شُرَكَاءُ فِي الثُّلُثِ». اگر بچهها بیشتر از آن تعدادند، اینها در یک سوم شریک میشوند.
**۶. یک ششم:** ششمین سهم، نصف نصفش که میشود یک ششم، در سه جا ذکر کرده: «وَلِأَبَوَيْهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ». یک ششم پدر و مادر میبرند. مادر یعنی یک سوم، در صورتی که فرزند نداشته باشد میت. یک سوم خود مادر. بچه دیگری (اگر) مادر یک تکپسر داشته، پسر مرده. یک سوم خود میت. برادر دیگری نداشته باشد. والدین اگر فرزند داشته باشند یا نداشته باشند، چقدر؟
الان صحبت. زید مرده، بچه هم دارد، ولی تکپسر. مادر مرحله یک سوم. توضیح کامل بدهم. فصل دوم بچهی متوفی را فعلاً داشته باشید. من سهام را بگویم، بعد برمیگردم کامل توضیح میدهم.
خوب، پس بحث فعلاً دانستیم که بچهها حاجب میشوند. بیش از یک ششم مازاد برنمیگردد. سهام را بگوییم. از اولش هم گفتم سهام و جلوتر بگوییم. طبقات قرآن: دستهبندی یک دوم، یک سوم، یک چهارم. سهام شش فرض.
**فرض ۱: یک دوم (نصف):** سه جاست. یکی اینکه یک دختر باشد، نصف ترکه را بهش میدهند. مورد دوم، سهم طلبه. اول یک دوم. بعد این دو تاست. این یک دوم، دو تاست. ببخشید، سه مورد. این را داشته باشید. بعد یک چهارم، یک هشتم. بعد دو سوم، بعد یک سوم، بعد یک ششم. حالا اهلش. یک دوم در واقع زوج را بهش اضافه کنیم. از نسبیها کی میشود؟ زوج. اگر زوجه میت، بحث خود زوجه نیست که. بحث اینکه زوجه بچه نداشته باشد. نه. اگر زوجه بچه نداشته باشد، این مقدار میدهیم به زوج. میتتون بچه نداشته باشد. نوه، نتیجه، اینها فرق نمیکند که فرزند زوجه از همین بشود که الان وارث است یا از یک شوهر دیگر. از همین شوهر یا از دیگری.
چرا ۱۵ نفر میشوند؟ اهل اینها. نصف الی چارت اول: زوج. بعد یک دختر باشد تنها، به شرط اینکه میت پسر نداشته باشد. یک خواهر اَبی تنها، به شرط اینکه میت برادر نداشته باشد. دو تا دختر نوشته؟ یک دختر. جفتش تکدختر. این هم خواهر اَبی، به شرط اینکه خواهر عینی نداشته باشد. از خواهر اَبی هم یک دوم، به شرط اینکه خواهر باشد. خواهر حاجب میشود کلاً. برای خواهر اَبی اصلاً کلاً به خواهر اَبی چیزی نمیرسد. نتیجه: زوجه هیچی نداشته باشد.
**فرض ۲: یک چهارم:** خوب، یک چهارم برای دو گروه: زوج و زوجه. برای زوج اگر زوجه فرزند، چی شد؟ فرزند داشته باشد. فرزند نداشت که میشد یک (یک دوم). به زوج برسد. بخواهد به زوج برسد، اگر زوجه بچه ندارد، یک دوم به زوج میرسد. بچه دارد، یک چهارم به زوج میرسد. بله، بله. باز هم فرق نمیکند از همین یا دیگری.
بابابزرگ یکی از دوستان روحانی بوده، خدا بیامرزتش. سفر حج رفته بود و ۹۰ سالهای را سفر تور میکشد و کمک کند. بندهی خدا دیگر برگشته، یک خانه خیلی بزرگ و خوبی نصیبش شده. بعد از مریم خانم بزرگوار بلد بوده کجا بزند؟ زوج، ولو متعدد باشد، به شرط اینکه زوج فرزند نداشته باشد. سهامش که میشود یک چهارم. باز هم میخواهد از همین یا دیگری. کلاً بچه ندارد. خواهر هم هست. دیگر هم برادر هم خواهر نداشته باشد، چون اگر خواهر هم داشته باشد، دو تا خواهر.
**فرض ۳: یک هشتم:** مورد بعدی یک هشتم. یک هشتم نهایی. یک هشتم فقط مال زوجه است. کدام زوجه؟ آی بله. متعدد باشد، به شرط اینکه زوج فرزند داشته باشد. یک عمل سهامش یا از همین. بله، بله. یا از دیگری.
**فرض ۴: دو سوم:** دو سوم برای سه گروه: یک دوم مورد سومی. یک کلاً تکدختر. دو دختر به بالا، به شرط اینکه میت پسر نداشته باشد. اینجا دو سوم. دو سوم از یک دوم بیشتر میشود یا نه؟ اگر دو تا خواهر اَبَوَینی باشند، ۲، ۳، ۴. این هم باز به بالا، به شرط اینکه میت برادر نداشته باشد. برادر و و دو خواهر اَبی. خواهران غریب به بالا، به شرط اینکه میت برادران و خواهران اَبَوَینی نداشته باشد. برادری هم باقی نمانده باشد. به دختر، دو خواهر اَبی مطلق، برادر نداشته باشد. برادر باشد، سهم این کم میشود. برادر و خواهر اَبَدی نداشته باشد. برادر اَبی هم نداشته باشد. این هم از این. چون باز اگر یک پسر آمد در آن طبقه، دختر سهمش نسبت به آن پسر نصف میشود. حالت یک به دو بین پسر و دختر. یک پنجم، یک پنجم، یک سوم. مصداق ندارد. الان همه را دولت میبرد.
**فرض ۵: یک سوم:** یک سوم مال دو گروه است. یکی مادر. یکی دو برادر یا دو خواهر. یک برادر یک خواهر یا بیشتر. بیشتر مال همین گروه. حضرت مادر. مادر کلاً برادر و خواهر مادری دیگر. دو تا برادر باشند یا دو تا خواهر باشند یا یک برادر یک خواهر بیشتر. یعنی دو تا برادر، یک خواهر. یک برادر دو تا خواهر. معرفی مادر. به شرط اینکه کسی حاجبش نباشد: فرزند و اِخْوه. اگر حاجب باشد، میشود یک ششم.
**فرض ۶: یک ششم:** یک ششم مال چیست؟ حالا این هم که مادر، کلاله اُمّی. آقای کلاله، باز شد بالاخره. دو برادر اُمّی و خواهر اُمّی. حجب نقصانی شهید ثانی. فرمان. اگر شهید اول میگفت که یک سوم سهم دو نفر یا بیشتر از فرزندان مادری میت. حالا چه همه مذکر باشند، چه مونث. برخی مذکر باشند، برخی مونث. عبارت ایشان جامعتر و بهتر اینجور تعبیر. این شکلی. این تعبیر اینجوری میگفت:
یک ششم برای سه گروه. بنویسید: پدر. اگر میت فرزند داشته باشد. مذکر یا مونث، فرقی نمیکند. هرچند که اگر مونث باشند، البته در صورت مونث بودن اولاد، مقدار زائده بر یک ششم به پدر برمیگردد. اینجا آمده به پدر برمیگردد. دختره مثلاً یک دومش را میبرد. مازاد برمیگردد. همدیگر را حمایت کردند. پشت آمدند. عصبیت همین است دیگر. از پشت هم، از پشت هم. از اعصابم همین رشتههایی که به هم متصل. دختر چند تا دخترند؟ چند تا همسرش هست، نیست.
یک ششم این مقدار را به عنوان قرابت برمیگردانند. نه فرض. همان که گفتیم. یک ششم به مادر میدهند. اگر میت فرزند داشته باشد و اِخْوه هم حاجب مادر باشد. همین برادر دارد دیگر. من بچه دارم، برادر، خواهر دارد. روشن شد؟ و اگر یک دانه یک کلاله اُمّی. فرزند مادر میت یک نفر کلاً مانده. آن هم فرزند مادر میت. کلاله فقط از مادر به هم متصلند. اِخْوه حاجب پدر نه. حل است؟ زائده؟ بله. از حضارم بگیری، کلاله اُمّی. اگر میت بچه داشته باشد، مادر، منظور مادر میت، حجب نقصانی میشود دیگر. بحث پدر و مادر فرق میکند دیگر. حالا کجا مادر، مادر نقصانی گفت؟ میشود دو تا خواهر و کسی بگیرد. گفت ما گرفتیم شد.
یک مطلب: فرزند مادری میت. غذای مادری نه. فرزند مادر میت. فرزند مادر. دو تا بابا دارد. تمامش کنیم. یک ششم. نمونه بگید پیاده کنیم. دیگر تمامش کنیم. پسر دارد، دختر دارد. ارث از میت به جا مانده. یک همسر، پدر، دختر. این میت مثلاً ملاقلی. این بابا از دنیا رفته. پدر حاجب دارد یا ندارد؟ پدر دختره. میماند یک دختر و یک پدر. خوب، حالا پدره چون میت دختر دارد، حاجب دارد. سهمش میشود چقدر؟ دختر هم که تکدختر است، سهمش میشود یک دوم. باید مخرج مشترک بگیریم بین همه اینها. میشود ۲۴. این سه برابر سه. آن هم چند؟ ۱۲ برابر. میشود ۱۲، ۴، ۱۹. دیگر، آره دیگر. اگر در صورت چون دختر دارد، زائد به یک ششم برمیگردد به پدر. خوب، پسر اگر تکپسر باشد، سهم چند میشود؟ کلیتش فهمیده شد چیست دیگر؟
بسم الله الرحمن الرحیم. نکته، سؤال یا چیزی اگر از درسهای قبلی هست، بفرمایید، وگرنه صفحه ۲۴۷.
**حالت اول: خویشاوند نزدیک غایب**
اگر خویشاوند نزدیکی در این مدت که حمل (جنین) هست، بمیرد، چه میشود؟ قیمت مقطوع است. اگر بمیرد، سهمِ آن غایب را برایش نگه میدارد. سهمی که از میت غایب است، نه مرده، که غایب مرده (یعنی کسی که غایب است و خبر مرگش رسیده). بچه میمیرد: سه هزار میلیارد. اگر یک خویشاوندی در این مدت بمیرد، برای غایب، برای غایب، سهم غایب را میخواهیم در نظر بگیریم. همه ملاحظات (موطّئات) بحث سر این است که این غایب تا وقتی که مرگش محرز نشده و اینها، باید همه احکامش رعایت شود. یعنی الان سهمش را اینجا به او میدهیم. بعداً معلوم بشود چی. کلّنا ملاحظاتی.
**حجب نقصانی والدین**
خوب، از این هم حجب نقصانی را مورد اول گفتیم که اینها مانع از آن میشوند که «ننه بابا» (پدر و مادر) سهم بیشتری را ببرند. بچهها، ما نمیشویم. خوب، این یک حجب. یک حجب دیگر این است که نمیگذارند مازاد بر یک ششم را پدر و مادر ببرند. پدر و مادر میت، با اسنپفود بگوییم بیاورم برایتان. از دست دادن ندارید. درست است؟ تعریف ندارد. فرزندان، حاجب والدین میشوند از مازاد یک ششم، یک ششم هر کدام که جمعاً میشود چقدر؟ دو ششم. فرزندان میت.
از حالا، سهام را بعداً میگوییم. اینجا سهام را بگوییم ولی حالا بحثی که الان میخواهد مطرح شود، کلاً بحث سهم و قر و قاطی است. حالا، پس بچهها حاجب پدر و مادر میشوند از مازاد دو ششم که هر کدام بهتنهایی یک ششم بودند. یعنی بچههای متوفی، بچههای میت، در غیر مواردی که بعداً میآید، نمیگذارند پدر و مادر بیش از یک ششم ترکه را برای خودشان ببرند. نمیگذارند والدین میت بیش از یک ششم سهم ببرند.
این یک ششم سهمش کجاست؟ مازادش باز برمیگشت به اینها. اول یک سهم یک ششم دارند. آها. بعد میرود برمیگردد، اگر نباشد، باز مازاد مازاد برگردد. «اُلسُّدسُ لِثَلاثَةٍ: لِلأَبِ مَعَ الْوَلَدِ، وَالْأُمِّ مَعَهُ، وَلِلْوَاحِدِ مِنَ الْکَلالَةِ». پدری که بچه دارد، یک ششم. مادری هم که بچه دارد، یک ششم. حالا این در بحث اگر بچهها نباشند، «طول و تعصیب» که اینها سهمها را میبرند، باز مانده. کس دیگری نیست، مازاد دوباره برمیگردند به اینها. روشن است آقا؟ مازاد برمیگردند به اینها، ولی چون بچهها هستند، مازاد برنمیگردد. اینها یک ششمش را میبرند، مازاد دیگر نمیبرند.
خوب، توضیحات بیشتر آن دو موردی که در غیر این موارد که گفتیم که دو مورد، در این دو مورد بچهها این بحث، بحث فنی دقیق است. باید با دقت بخوانیم. ممکن است کمتر هم امروز بخوانیم، ولی بحث باید خوب جا بیفتد. دو مورد که اینها تویش بچهها حاجب از مازاد نمیشوند. در دو مورد فرزندان حاجب به مازاد نمیشوند. آقا معلوم شد چی گفتم یا نه؟
وقتی که فرزند پدر و مادر، حالا ممکن است بحث همسرش هست و بعد طرف همسر دارد، ندارد، این بحث پدر و مادر با اولاد، یک ششم. حالا این سهم مازاد بر یک ششمش اگر از ترکه بیشتر ماند و بقیه نبودند، یعنی یک ششم بس (بسه). اگر نبود، مازاد دوباره برمیگردد به اینها. «طول و تعصیب». ولی اینها که هستند، دیگر مازاد برنمیگردد. فقط در دو حالت بچهها حاجب نمیشوند، مازاد برمیگردد. بیشتر از اعلا سهم بهشان رد میشود. بیشتر از یک ششم، یک ششم. مابقیاش فرض نیست دیگر. فرض نیست. مازادی که میماند، برمیگردد. دیگر سهام نیست. سهام مقدس این است: اگر پدر و مادر با ولد، یک ششم. غیر ولد نباشد، سهام را خیلی سریع بخوانم. نگاه بکنید: «سهام مقدره، فصل دوم» نگاه کنید.
و بیان اهل آن در کتاب خدا، شش دست (نوع):
**۱. یک دوم:** در سه جا ذکر شده. یکی اینکه یک بنت واحده باشد: «وَلَكُم نِصفُ مَا تَرَكَ أَزوَاجُكُم». شوهرتان، همسرتان، یعنی زوجه اگر دنیا رفت، یک دوم به زوج میرسد. و یک خواهر اَبی که تک باشد، به او هم نصف ما ترک میرسد. اینها سهمشان نصف.
**۲. یک چهارم:** که میشود رُبع. این در دو جاست: «لَكُمْ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكَ نِسَاؤُكُمْ» (برای شما مردها از آن چیزی که زنها به جا میآورند) که بیاید. و «وَلَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْتُمْ» (برای آن زنها از شما مردها یک چهارم).
**۳. یک هشتم:** سوم (سومین سهم) یک هشتم که یک جا ذکر شده: «فَلَهُنَّ الثُّمُنُ مِمَّا تَرَكْتُمْ». یک هشتم زن از شوهر، وقتی بچه باشد.
**۴. دو سوم:** و «رابعه از سُلسان» (چهارمین سهم دو سوم) مال دو جاست. یکی در مورد بنات. «نِسَاءً فَوقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكْنَ». زنها بیش از دو تا باشند، دختران. اینها دو سوم میبرند از ماتَرَک. یکی دخترهایی که بیش از دو تا. بله، بله. تصور کنم، تصدیق نمیکنید؟ «بِالثُّنْيَيْنِ هُمَا فِي الْإِخْوَةِ». در خواهرها هم «فَإِن كَانَتِ اثْنَتَيْنِ» اگر دو تا باشند، دو سوم میبرند.
**۵. یک سوم:** پنجمین سهم، نصف آن سدس که میشود یک سوم که در دو جا ذکر کرده: «فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ». مادر یک سوم ببرد. یعنی اولاد عمر (فرزندان و برادران) «أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ فَهُمْ شُرَكَاءُ فِي الثُّلُثِ». اگر بچهها بیشتر از آن تعدادند، اینها در یک سوم شریک میشوند.
**۶. یک ششم:** ششمین سهم، نصف نصفش که میشود یک ششم، در سه جا ذکر کرده: «وَلِأَبَوَيْهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ». یک ششم پدر و مادر میبرند. مادر یعنی یک سوم، در صورتی که فرزند نداشته باشد میت. یک سوم خود مادر. بچه دیگری (اگر) مادر یک تکپسر داشته، پسر مرده. یک سوم خود میت. برادر دیگری نداشته باشد. والدین اگر فرزند داشته باشند یا نداشته باشند، چقدر؟
الان صحبت. زید مرده، بچه هم دارد، ولی تکپسر. مادر مرحله یک سوم. توضیح کامل بدهم. فصل دوم بچهی متوفی را فعلاً داشته باشید. من سهام را بگویم، بعد برمیگردم کامل توضیح میدهم.
خوب، پس بحث فعلاً دانستیم که بچهها حاجب میشوند. بیش از یک ششم مازاد برنمیگردد. سهام را بگوییم. از اولش هم گفتم سهام و جلوتر بگوییم. طبقات قرآن: دستهبندی یک دوم، یک سوم، یک چهارم. سهام شش فرض.
**فرض ۱: یک دوم (نصف):** سه جاست. یکی اینکه یک دختر باشد، نصف ترکه را بهش میدهند. مورد دوم، سهم طلبه. اول یک دوم. بعد این دو تاست. این یک دوم، دو تاست. ببخشید، سه مورد. این را داشته باشید. بعد یک چهارم، یک هشتم. بعد دو سوم، بعد یک سوم، بعد یک ششم. حالا اهلش. یک دوم در واقع زوج را بهش اضافه کنیم. از نسبیها کی میشود؟ زوج. اگر زوجه میت، بحث خود زوجه نیست که. بحث اینکه زوجه بچه نداشته باشد. نه. اگر زوجه بچه نداشته باشد، این مقدار میدهیم به زوج. میتتون بچه نداشته باشد. نوه، نتیجه، اینها فرق نمیکند که فرزند زوجه از همین بشود که الان وارث است یا از یک شوهر دیگر. از همین شوهر یا از دیگری.
چرا ۱۵ نفر میشوند؟ اهل اینها. نصف الی چارت اول: زوج. بعد یک دختر باشد تنها، به شرط اینکه میت پسر نداشته باشد. یک خواهر اَبی تنها، به شرط اینکه میت برادر نداشته باشد. دو تا دختر نوشته؟ یک دختر. جفتش تکدختر. این هم خواهر اَبی، به شرط اینکه خواهر عینی نداشته باشد. از خواهر اَبی هم یک دوم، به شرط اینکه خواهر باشد. خواهر حاجب میشود کلاً. برای خواهر اَبی اصلاً کلاً به خواهر اَبی چیزی نمیرسد. نتیجه: زوجه هیچی نداشته باشد.
**فرض ۲: یک چهارم:** خوب، یک چهارم برای دو گروه: زوج و زوجه. برای زوج اگر زوجه فرزند، چی شد؟ فرزند داشته باشد. فرزند نداشت که میشد یک (یک دوم). به زوج برسد. بخواهد به زوج برسد، اگر زوجه بچه ندارد، یک دوم به زوج میرسد. بچه دارد، یک چهارم به زوج میرسد. بله، بله. باز هم فرق نمیکند از همین یا دیگری.
بابابزرگ یکی از دوستان روحانی بوده، خدا بیامرزتش. سفر حج رفته بود و ۹۰ سالهای را سفر تور میکشد و کمک کند. بندهی خدا دیگر برگشته، یک خانه خیلی بزرگ و خوبی نصیبش شده. بعد از مریم خانم بزرگوار بلد بوده کجا بزند؟ زوج، ولو متعدد باشد، به شرط اینکه زوج فرزند نداشته باشد. سهامش که میشود یک چهارم. باز هم میخواهد از همین یا دیگری. کلاً بچه ندارد. خواهر هم هست. دیگر هم برادر هم خواهر نداشته باشد، چون اگر خواهر هم داشته باشد، دو تا خواهر.
**فرض ۳: یک هشتم:** مورد بعدی یک هشتم. یک هشتم نهایی. یک هشتم فقط مال زوجه است. کدام زوجه؟ آی بله. متعدد باشد، به شرط اینکه زوج فرزند داشته باشد. یک عمل سهامش یا از همین. بله، بله. یا از دیگری.
**فرض ۴: دو سوم:** دو سوم برای سه گروه: یک دوم مورد سومی. یک کلاً تکدختر. دو دختر به بالا، به شرط اینکه میت پسر نداشته باشد. اینجا دو سوم. دو سوم از یک دوم بیشتر میشود یا نه؟ اگر دو تا خواهر اَبَوَینی باشند، ۲، ۳، ۴. این هم باز به بالا، به شرط اینکه میت برادر نداشته باشد. برادر و و دو خواهر اَبی. خواهران غریب به بالا، به شرط اینکه میت برادران و خواهران اَبَوَینی نداشته باشد. برادری هم باقی نمانده باشد. به دختر، دو خواهر اَبی مطلق، برادر نداشته باشد. برادر باشد، سهم این کم میشود. برادر و خواهر اَبَدی نداشته باشد. برادر اَبی هم نداشته باشد. این هم از این. چون باز اگر یک پسر آمد در آن طبقه، دختر سهمش نسبت به آن پسر نصف میشود. حالت یک به دو بین پسر و دختر. یک پنجم، یک پنجم، یک سوم. مصداق ندارد. الان همه را دولت میبرد.
**فرض ۵: یک سوم:** یک سوم مال دو گروه است. یکی مادر. یکی دو برادر یا دو خواهر. یک برادر یک خواهر یا بیشتر. بیشتر مال همین گروه. حضرت مادر. مادر کلاً برادر و خواهر مادری دیگر. دو تا برادر باشند یا دو تا خواهر باشند یا یک برادر یک خواهر بیشتر. یعنی دو تا برادر، یک خواهر. یک برادر دو تا خواهر. معرفی مادر. به شرط اینکه کسی حاجبش نباشد: فرزند و اِخْوه. اگر حاجب باشد، میشود یک ششم.
**فرض ۶: یک ششم:** یک ششم مال چیست؟ حالا این هم که مادر، کلاله اُمّی. آقای کلاله، باز شد بالاخره. دو برادر اُمّی و خواهر اُمّی. حجب نقصانی شهید ثانی. فرمان. اگر شهید اول میگفت که یک سوم سهم دو نفر یا بیشتر از فرزندان مادری میت. حالا چه همه مذکر باشند، چه مونث. برخی مذکر باشند، برخی مونث. عبارت ایشان جامعتر و بهتر اینجور تعبیر. این شکلی. این تعبیر اینجوری میگفت:
یک ششم برای سه گروه. بنویسید: پدر. اگر میت فرزند داشته باشد. مذکر یا مونث، فرقی نمیکند. هرچند که اگر مونث باشند، البته در صورت مونث بودن اولاد، مقدار زائده بر یک ششم به پدر برمیگردد. اینجا آمده به پدر برمیگردد. دختره مثلاً یک دومش را میبرد. مازاد برمیگردد. همدیگر را حمایت کردند. پشت آمدند. عصبیت همین است دیگر. از پشت هم، از پشت هم. از اعصابم همین رشتههایی که به هم متصل. دختر چند تا دخترند؟ چند تا همسرش هست، نیست.
یک ششم این مقدار را به عنوان قرابت برمیگردانند. نه فرض. همان که گفتیم. یک ششم به مادر میدهند. اگر میت فرزند داشته باشد و اِخْوه هم حاجب مادر باشد. همین برادر دارد دیگر. من بچه دارم، برادر، خواهر دارد. روشن شد؟ و اگر یک دانه یک کلاله اُمّی. فرزند مادر میت یک نفر کلاً مانده. آن هم فرزند مادر میت. کلاله فقط از مادر به هم متصلند. اِخْوه حاجب پدر نه. حل است؟ زائده؟ بله. از حضارم بگیری، کلاله اُمّی. اگر میت بچه داشته باشد، مادر، منظور مادر میت، حجب نقصانی میشود دیگر. بحث پدر و مادر فرق میکند دیگر. حالا کجا مادر، مادر نقصانی گفت؟ میشود دو تا خواهر و کسی بگیرد. گفت ما گرفتیم شد.
یک مطلب: فرزند مادری میت. غذای مادری نه. فرزند مادر میت. فرزند مادر. دو تا بابا دارد. تمامش کنیم. یک ششم. نمونه بگید پیاده کنیم. دیگر تمامش کنیم. پسر دارد، دختر دارد. ارث از میت به جا مانده. یک همسر، پدر، دختر. این میت مثلاً ملاقلی. این بابا از دنیا رفته. پدر حاجب دارد یا ندارد؟ پدر دختره. میماند یک دختر و یک پدر. خوب، حالا پدره چون میت دختر دارد، حاجب دارد. سهمش میشود چقدر؟ دختر هم که تکدختر است، سهمش میشود یک دوم. باید مخرج مشترک بگیریم بین همه اینها. میشود ۲۴. این سه برابر سه. آن هم چند؟ ۱۲ برابر. میشود ۱۲، ۴، ۱۹. دیگر، آره دیگر. اگر در صورت چون دختر دارد، زائد به یک ششم برمیگردد به پدر. خوب، پسر اگر تکپسر باشد، سهم چند میشود؟ کلیتش فهمیده شد چیست دیگر؟
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه یازدهم
شرح لمعه
جلسه دوازدهم
شرح لمعه
جلسه سیزدهم
شرح لمعه
جلسه چهاردهم
شرح لمعه
جلسه پانزدهم
شرح لمعه
جلسه هفدهم
شرح لمعه
جلسه هجدهم
شرح لمعه
جلسه نوزدهم
شرح لمعه
جلسه بیستم
شرح لمعه
جلسه بیست و یکم
شرح لمعه
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات شرح لمعه
جلسه دوم
شرح لمعه
در حال بارگذاری نظرات...