متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسمالله الرحمن الرحیم. از ۳۶ صورتی که در اجتماع وُراث داشتیم، ۲۴ صورت را عرض کردیم. هشت تای دیگرش میماند. صورتهای اجتماع: یکسوم با سایر سهام، که یکسوم (پایه چهارم) تکراری است. با یکدوم، تکراری با یکهشتم هم تکراری. دوسوم تکراری با یکسوم ممتنع. اینور هم میماند یکششم، که یکششم ممتنع اشتباه است. یکششم با سایر سهام، با یکدوم تکراری (پایه چهارم)، تکراری با یکششم، یکهشتم تکراری، دوسوم تکراری با یکسوم تکراری. یکششم ممکن.
مجموع شد ۳۶ صورت. ۱۵ تا تکراری شد. تکراری و ممتنع و اینها. میماند ۸ تا ممتنع بود. و نون بیستویک، میماند ۱۳ تا. ۱۵ تا بود. ۱۲-۱۵ تا تکراری و ۸ ممتنع. میماند چند تا؟ ۱۳. هشت صورتی که ممتنع.
اینجا مورد اول، حالا هر کدام را میخواهیم توضیح دهیم. اینهایی که ممتنعاند پاک کنم، دیگر، فرضش را فقط گفتیم، دیگر کاریش که نداریم.
خب، اولین صورت ممتنع، اجتماع یکدوم با سایر سهام. کِی میشود؟ فقط یک مورد. آنهم چونکه مستلزم این است که سهام از ترکه بیشتر باشد. سهام از ترکه بیشتر میشود، اصطلاحاً مشکل «اول» پیش میآید. اصل اجتماع اینها ممکن است، فقط بحث اولش باعث خراب شدنش میشود.
مثلاً، وُراث زوج باشند با چند تا خواهر اَبی. زوج با چند خواهر. مجموع سهامشان چطور میشود؟ میشود زوج چقدر میبرد اینجا؟ یکدوم. آنها چقدر میبرند؟ دوسوم. بعد اینجا مخرج مشترکش میشود چند؟ ۶. سه تا یکی میشود سه تا. دوتا دوتا میشود چهار تا. میشود هفتششم. یکیشان کم میآوریم. مجموع سهام از ترکه بیشتر میشود. نَقص بر خواهرها وارد میشود. از سهم آنها یکششم کسر میشود. از ترکه. یعنی سهام از ترکه بیشتر بشود، واسه همین ممتنع. باید سهم اینها را کم بکنیم.
رضا: اینجا یکسوم، یکدوم با دوسوم کلاً قابل اجتماع است، هرچند ابتدا قابل تحقق است. یکششم از دوسوم کم کردیم، پس دوسوم نشد.
این مورد اول. مورد دوم و سوم: الان قول مشهور این است که از چند خواهر کم میکنیم، سهم همه.
خب، مورد دوم و سوم: یکی یکچهارم با یکچهارم. چرا یکچهارم و یکچهارم ممتنع؟ به خاطر اینکه چون، چون یکچهارم سهم زوج با فرزند، آن یکی سهم زوجه بیفرزند. معنا ندارد که متوفی هم دارای زوج باشد، هم دارای زوجه، و هم دارای فرزند باشد، و هم نباشد بچه. لذا یکچهارم با یکچهارم قابل جمع نیست.
صورت سوم: یکچهارم با یکهشتم. خب، این چرا جمع نمیشود؟ به خاطر اینکه یکهشتم این سهم زوجه با فرزند، یعنی زوج بمیرد، زوجهاش بماند با بچهاش. یکچهارم سهم زوجه بیفرزند. زوجه با فرزند نیست. یکچهارم زوجه با فرزند باشد. دیگر چهارم. یکی سهم زوجه بیفرزند. یکی سهم زوجه با فرزند. به همین دلایلی که نوشتی.
خب، پاکش کنم. بله، یکی بحث زوج و زوجهاش است، باز یکی بحث فرزندش است. دیگر این زوجه آخر یا بچه دارد یا ندارد. اگر بحث فرزند نباشد، این آخر یا زوجه یا زوجه. دو تا زن داشته باشد. بالاخره از یکی از زنهایش بچه داشته باشد، حَجم میکند. این هم از این. یعنی بچه از یک زن دیگر باعث حَجم. کلاً متوفی وقتی (پیغمبر) وقتی از دنیا رفتند، حضرت زهرا از خدیجه. سهم همه شد یکهشتم.
مورد ۴ و ۵: اینها یکهشتم. یکی یکهشتم با یکهشتم. چرا ممتنع؟ به خاطر اینکه یکهشتم فقط سهم کیست؟ زوجه فرزنددار. وَلو متعدد باشند. پس اگر زوج چند تا زن داشته باشد، به هر کدامشان یکهشتم نمیرسد تا بخواهد اجتماع تحقق پیدا کند. به همه با هم یکهشتم میرسد دیگر. نه که به هر کدام یکهشتم بدهیم. یکهشتم با یکهشتم جمع بشود. فرض دیگر هم ندارد که یکهشتم فقط مال زوجه با فرزند است. درست است؟ این هم از این.
مورد بعدی: یکهشتم با یکسوم. این چرا ممتنع؟ به خاطر این است که یکهشتم دوباره سهم کیست؟ زوجه با فرزند. و یکسوم سهم کیست؟ مادر بیفرزند. یعنی آره دیگر، بیفرزند. میت بیا این. یا سهم دو نفر از کلاله اُمّی. یعنی کلاله متعدد دو نفر، که اگر میت فرزند و مادر نداشته باشد، به اینها میرسیم. خب پس این وجود فرزند با عدم وجود فرزند قابل جمع نیست. چون یک طرف پای فرزند در میان است، یک طرف به هر کدام از این دو تا بخواهیم بدهیم با فرض این است که میت فرزند نداشته باشد.
(بلای بهلولی هستی. مورد ششم: پدر یکسوم بود، راننده داشته. شبیه خودش بوده. انیشتین بس که پای سخنرانی انیشتین بوده کمکم یاد گرفته یک چیزی. یک روزی سخنرانی خیلی خسته بوده، راننده میگوید که تو برو بالا بنشین برای بخش پرسش و پاسخش. بیدار میشوم، یا من جواب فیزیک کوانتوم و اینها را توضیح میدهم. و آخر مینشیند. پرسش و پاسخ میشود تا سؤال میکنند این بنده خدا گیرپاژ میکند و این مسئله آنقدر ساده است که این شاگرد احمق من جواب بدهد.) ساده.
مورد ششم: (نشئت گرفته، محترمانه.) ششم: دوسوم و دوسوم. چرا ممتنع؟ چون که مستحقین این سهم توی یک طبقه نمیتوانند متعدد باشند. دوسوم سهم کیا بود؟ دختران میت، و که در یک طبقه در طبقه اول باشند. بیا اینها طبقه اول. یا باید سهم خواهران باشد، خواهران میت که میشوند طبقه دوم. که این اگر بالاخره این دوسوممان اگر بر فرض دختران میت باشند، این دوسوم دیگر خواهران میت باشند. تا وقتی طبقه اول هست، طبقه دوم و بعدش هم اینکه اول پیش میآید.
مورد هفتم و هشتم: یکسوم و یکسوم. چرا این باطل است؟ فرض بر این بگیریم که این سهم یک دختر، دو دختر تصور شود، به هر کدامشان یکسوم بدهیم، دوسوم. یا در مورد دو خواهر باشد که به هر کدام یکسوم. ولی اینها مصداق اجتماع یکسوم و یکسوم نیست. چون که فیلم فرض که گفتیم سهم میشود مجموع دوسوم، نه اینکه سهم هر کدام بهطور جداگانه یکسوم بشود. یعنی ما به دو دختر دوسوم میدهیم، مگر اینکه بگوییم دو دختر، یعنی دو دختر به بالا بود دیگر. دو دختر به بالا دوسوم دادیم. حالا بر فرض دو تا باشند. به این معنا است که یکسوم داریم میدهیم.
و مورد هشتم: مادر بیفرزند. یک مادری به فرزند یکسوم میگیرد. یک کلاله بعدی مادر، فرضش با فرزند. بله، صورت یکسوم با یکششم. اینکه من اینجا دارم هشتش این است: یکسوم و یکششم. آن موردی که دوستان گفتند اینجا من ندارمش توی شرح. یکسوم و یکسوم و یکششم. این را چرا ممتنع؟ به خاطر این است که یکسوم سهم کیست؟ سهم مادر احتراماً. مادر بیمار. بالاخره مادر احترام مادر در صورتی که حاجب نداشته باشد. یکششم سهم کیست؟ سهم مادر با وجود حاجب. حاج جوکین اخوت. لذا یکسوم با یکششم قابل جمع نیست. چون حاجب دارد. وجود حاجی و عدم وجود حاجی جمعشدنی نیست. جمع نقیضین.
فروضی که ممتنع بود را خیلی سریع چکیدهاش را مینویسم: یکدوم با دوسوم، یکچهارم با یکچهارم، یکچهارم با یکهشتم، یکهشتم با یکهشتم، یکهشتم با دوسوم، با یکسوم، یکهشتم با یکسوم، دوسوم با دوسوم، یکسوم، یکسوم، یکسوم با یکششم. تکراریها را هم که دیگر قبلاً نوشتیم، فقط میگویم. نوشتن دیگر نمیخواهد. ۱۵ مورد تکراری.
یکچهارم با یکدوم. اگر میخواهیم بنویسیم، آرامتر بگویم. یکچهارم با یکدوم، یکهشتم با یکدوم، یکهشتم با یکچهارم، دوسوم و یکدوم، دوسوم با یکدوم، دوسوم با یکهشتم، یکسوم با یکدوم، یکسوم با یکچهارم، یکسوم و یکهشتم، یکسوم با دوسوم، یکششم با یکدوم، یکششم با یکچهارم، یک، یکهشتم، یکششم با دوسوم، یکششم با یکسوم.
جان ایشان پرهام است. اختلال که واجب نداشته باشد یا نیست؟ مادر. مادر بالاخره در کتاب اخص مقدمات، یک موردش اگر فرض جمع نداشته باشد، آن فرض خراب میشود. دیگر موارد امتناع خیلی بیشتر اینها است. اینها فقط جاهایی است که پیدا کردیم که نمیشود با هم جمع بشود.
خب پس از این بیستویک، ۱۳ تا صورت میماند. در این ۱۳ صورت اجتماع وُراث فرضبَر ممکن و صحیح. شهید اول توی عبارات بعدی به ۹ صورت از این ۱۳ صورت اشاره کرده است.
خب، اولیش، اولیش یکدوم که با پنج تا جمع میشود. الان صورتهای اجتماع آنهایی که ممکن است. "یشتمَعُ النِصفُ مع مِثلِ کَذَا". پایتخت بنویسم طولانی میشود ولی چارهای نیست. بحثها فقط به پایتخت. دست شما درد نکند.
اول من فقط پنج مورد را بگویم، بعد توضیحش را بدهم: یکی نصف با نصف که قابل جمع است. یکی نصف با یکچهارم قابل جمع است. نصف با یکهشتم قابل جمع است. نصف با یکسوم و یکششم.
نصف با نصف قابل جمع است. یکدوم با یکدوم مال کجاست؟ این جایی است که وُراث زوج باشد با یک خواهر پدری، که هر کدام یکدوم میبرند. چیزی هم اضافه نمیماند.
یکدوم با یکچهارم مال دو جا است. یکی اینکه وُراث زوجه باشند با یک خواهر پدری. جایی که زوج باشد در حالتی که فرزند نداشته باشد. و دختر تنها. دختر تنها یکدوم بود دیگر. بعد میگوییم نمیشود حالتی را فرض کرد که زوج هم فرزند نداشته باشد، دوم بدهیم. از آن طرف باید بگوییم باز فرزند هم دارد، یک دختر تنها دارد که یک یکسوم یا مادر میبرد یا یا مادر بدون حجم میبرد یا خواهر اگر نمیرسد. مسائل دخالت راحت گرفته خوابیده.
وُراث زوجه با یک خواهر پدری باشد یا فقط خواهر اَبینی با زوجه. خواهر زوج باشد با یک دختر. کفشهای کتانی جان. نه دیگر، زوجه که از آن. خب، وقتی بچه ندارد، میشود یکدوم. یک دختر کی؟ یک دختر میت بابا. بحث یکدومش است. یکدوم تکدختر. تکدختر قبول. برعکس بگیریم پرهام. این پس میشود چهارم سهم زوج، یکدوم سهم دختر. برعکس.
خب، یکدوم با یکهشتم. مثل اینکه وُراث زوجه با یک دختر. یکهشتم مال زوجه است. برعکس میشود که البته اینجا یکهشتم داریم، یکدوم داریم. مخرج مشترک چی میشود؟ میشود ۵۸. که سههشتم اضافه میآید و تأثیرش بحث تعصب. بعد مطرح میشود. تعصب را قبول نداریم.
یکدوم با یکسوم. من اینجا یکدوم مال زوجه، یکسوم مال کیست؟ مادر. که باز یکششم اضافه میآید. حالت دوم هم این است که کلاله اُمّیه متعدد با یک خواهر اَبی.
چهار تا. و مورد آخر: یکدوم با یکششم. این سه فرض. فرض اولش این است که زوج با کلاله واحد، ششام اضافه میآید. فرض دوم این است که یک دختر با مادر دست به گاز زدن، دوششم اضافه میآید. آخری هم این است که یک خواهر پدری. بله، یک خواهر پدری با کلاله اُمّی واحد. اینجا هم دوششم اضافه.
مورد بعدی. بعضی شکل چهارم. چند تای اول که گفتیم توی یکدوم چیز اضافه نمیآید. توی یکچهارم، یکچهارم اضافه میآید. توی کشکام که گفتم. توی یکچهارم، یکچهارم اضافه.
مورد بعدی: یکچهارم. چی شده؟ یکچهارم با دوسوم. این دو جا دارد. زوج با دختران، یکدوازدهم اضافه میآید. برمیگردی الان تو دولت. اینها که میگوییم اینها سهم دولت است. در واقع هر چه. ای. فرض اولش. فرض دومش هم زوجه با دو خواهر اَبی. اینجا هم یکدوازدهم اضافه.
مورد بعدی: یکچهارم و یکسوم. زوجه با مادر و زوجه کلاله اُمّی متعدد، ۵/۱۲ اضافه میآید. با همه جمع میشود.
یکچهارم با یکششم. زوجه با کلاله اُمّی واحد. زوج با یکی از اولین با پسر. اینجا هم توی مورد اولش ۷/۱۲ اضافه میآید. توی مورد دوم کدام با پسر؟ یک. یکچهارم با یکهشتم. نه دیگر، بعدش یکهشتم.
یکهشتم با دوسوم. اینجا میشود زوجه و دختران. یوگی و دوستان. ۵/۲۴ اضافه میآید. و یکهشتم با یکششم. زوجه و پسر و یکی از. اینجا ۱۷/۲۴ که میدهند به پسر.
یکهشتم با دوسوم. اینکه گفتیم. دوسوم، دوسوم با یکسوم. اَخْوَه مادری با دو خواهر پدری یا بیشتر. عکس کدام است؟ یعنی اخوه یکسوم میبرد، دو خواهر دوسوم.
با یکششم. اینجا دختران با یکی از یکششم اضافه میآید. و فرض دوم هم که دو خواهر پدری. دو خواهر پدری با کلاله اُمّی. اینجا باز یکششم اضافه.
و مورد بعدی هم یکششم با یکششم. پدر و مادر با فرزند. که اینجا به پدر و مادر هر کدام چهارششم میدهیم. به فرزند. چند تا مطلب اینجا داریم.
مطلب اول این است که اینهایی که گفتیم صورتهایی بود که دو تا وارث فرضبَر میتوانند با هم جمع بشوند، که مجموعاً میشود ۱۳ تا. اما اگر فرضبَر نباشند، قرابت باشند، قرابتبَر باشند، قرابت بهشان بدهیم که آنها بله دیگر، غیر از این سهام مفروضه در قرآن، اگر بخواهیم لحاظ بکنیم، آن تعدادش بیشمار است. اصلاً قابل نیست. عرض میکنم.
بعداً موارد فراوانی. و با توجه به اینکه وُراث کم و زیاد میشوند، این صورتها مختلف میشود. جایی که وُراث به سبب قرابت باشد، صورتهایی که به خاطر دلیلی غیر از اول اجتماعشان ممکن نباشد، اینجا ممکن میشود. یعنی آن جاهای قبلی که میگفتیم فرضبَر بودند، توی غیر آن مواردی که به خاطر مشکل اول ممتنع بود، مثلاً سهم کم میآمد، تمام میشد، سهام از ترکه بیشتر میشد. اینها توی مورد قرابتبَر دیگر این مشکل را نداریم.
توی فرضبَر فقط اجتماع. اجتماع فرضبَر داریم، اجتماع قرابتبَر داریم. اجتماع فرضبَر این ۱۳ بود که ممکن است. اجتماع قرابتبَر صور ممکنش قابل احصا نیست. بس که بیشمار است. توی غیر این مواردی که سهام مفروضه قرآنی است. دختر. درست شد؟ اینجا دیگر مشکلی که آن توی صور امتناعی داشتیم به خاطر بحث اول، اینجا هم داریم. اولش را توی غیر مشکل اول اینجا دیگر توی قرابت مطرح نیست.
مثلاً یکچهارم با یکچهارم توی قرابتبَر ممکن میشود. مثل کجا؟ مثل جایی که دو تا دختر داریم با یک پسر. به دخترها یکچهارم میدهیم. به پسرم یکچهارم. ببخشید. بله، به پسر یکدوم میدهیم. دوجهارم میدهیم که میشود معادل یکدوم. دو تا دختر هر کدام یک.
بعد یکچهارم با یکهشتم توی قرابتبَر جمع میشود. مثلاً زوجه، یک دختر، سه پسر. به زوجه یکهشتم میدهیم. به دختر از آن هفتهشتمی که مانده دوباره یکهشتم میدهیم. به پسرها هر کدام دوششم که میشود یکچهارم.
مثلاً یکسوم با یکششم توی فرض قابل جمع نبود، ولی توی قرابت قابل جمع است. یک زوج داریم و پدر و مادر. اینجا به شوهر یکدوم میدهیم. به مادر یکسوم میدهیم. بقیه ترکه که میشود یکششم به پدر میدهیم. به قرابت، نه به فرض. بقیه موارد هم همینجور. خب، این مطلب به قرابت.
مطلب دوم این است که اگر متوفی وارث فرضبَر داشته باشد، مقدار فرضش را از ترکه برمیدارد، هموارش. و بر وارث قرابتبَر مقدم است همیشه. فرضبَر بر قرابتبَر. لذا اگر صاحبان فرض متعدد باشند، توی یک طبقه هم باشند، هر کدام از آنها فرض خودش را میگیرد. بعد از آن اگر از ترکه یک مقدار مقداری زائد بماند، بر فرض اینجا مقداری که میماند را به نسبت سهم فرضی که دارند به خودشان دوباره برمیگردانند. به شرط اینکه از لحاظ طبقه مساوی باشند. ولی در مورد زوج و زوجه و کسی که از مقدار زیادتر محجوب شده است، پس زوج و زوجه و کسی که محجوب از زائد است، مثل مادر با حضور فرزند، اینجا فقط سهم فرضشان را میگیرند. دیگر مابقی باز دوباره بهشان برگشت داده. نگاه بهش بکنند، مطلب روشن.
خب، بحث تعصّب را داریم. کلام میراث "عندنا للسبه". امامیه قائل به تعصّب نیستیم که این بحثش انشاءالله فردا توضیح داده خواهد شد. و صلیالله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.
بسمالله الرحمن الرحیم. از ۳۶ صورتی که در اجتماع وُراث داشتیم، ۲۴ صورت را عرض کردیم. هشت تای دیگرش میماند. صورتهای اجتماع: یکسوم با سایر سهام، که یکسوم (پایه چهارم) تکراری است. با یکدوم، تکراری با یکهشتم هم تکراری. دوسوم تکراری با یکسوم ممتنع. اینور هم میماند یکششم، که یکششم ممتنع اشتباه است. یکششم با سایر سهام، با یکدوم تکراری (پایه چهارم)، تکراری با یکششم، یکهشتم تکراری، دوسوم تکراری با یکسوم تکراری. یکششم ممکن.
مجموع شد ۳۶ صورت. ۱۵ تا تکراری شد. تکراری و ممتنع و اینها. میماند ۸ تا ممتنع بود. و نون بیستویک، میماند ۱۳ تا. ۱۵ تا بود. ۱۲-۱۵ تا تکراری و ۸ ممتنع. میماند چند تا؟ ۱۳. هشت صورتی که ممتنع.
اینجا مورد اول، حالا هر کدام را میخواهیم توضیح دهیم. اینهایی که ممتنعاند پاک کنم، دیگر، فرضش را فقط گفتیم، دیگر کاریش که نداریم.
خب، اولین صورت ممتنع، اجتماع یکدوم با سایر سهام. کِی میشود؟ فقط یک مورد. آنهم چونکه مستلزم این است که سهام از ترکه بیشتر باشد. سهام از ترکه بیشتر میشود، اصطلاحاً مشکل «اول» پیش میآید. اصل اجتماع اینها ممکن است، فقط بحث اولش باعث خراب شدنش میشود.
مثلاً، وُراث زوج باشند با چند تا خواهر اَبی. زوج با چند خواهر. مجموع سهامشان چطور میشود؟ میشود زوج چقدر میبرد اینجا؟ یکدوم. آنها چقدر میبرند؟ دوسوم. بعد اینجا مخرج مشترکش میشود چند؟ ۶. سه تا یکی میشود سه تا. دوتا دوتا میشود چهار تا. میشود هفتششم. یکیشان کم میآوریم. مجموع سهام از ترکه بیشتر میشود. نَقص بر خواهرها وارد میشود. از سهم آنها یکششم کسر میشود. از ترکه. یعنی سهام از ترکه بیشتر بشود، واسه همین ممتنع. باید سهم اینها را کم بکنیم.
رضا: اینجا یکسوم، یکدوم با دوسوم کلاً قابل اجتماع است، هرچند ابتدا قابل تحقق است. یکششم از دوسوم کم کردیم، پس دوسوم نشد.
این مورد اول. مورد دوم و سوم: الان قول مشهور این است که از چند خواهر کم میکنیم، سهم همه.
خب، مورد دوم و سوم: یکی یکچهارم با یکچهارم. چرا یکچهارم و یکچهارم ممتنع؟ به خاطر اینکه چون، چون یکچهارم سهم زوج با فرزند، آن یکی سهم زوجه بیفرزند. معنا ندارد که متوفی هم دارای زوج باشد، هم دارای زوجه، و هم دارای فرزند باشد، و هم نباشد بچه. لذا یکچهارم با یکچهارم قابل جمع نیست.
صورت سوم: یکچهارم با یکهشتم. خب، این چرا جمع نمیشود؟ به خاطر اینکه یکهشتم این سهم زوجه با فرزند، یعنی زوج بمیرد، زوجهاش بماند با بچهاش. یکچهارم سهم زوجه بیفرزند. زوجه با فرزند نیست. یکچهارم زوجه با فرزند باشد. دیگر چهارم. یکی سهم زوجه بیفرزند. یکی سهم زوجه با فرزند. به همین دلایلی که نوشتی.
خب، پاکش کنم. بله، یکی بحث زوج و زوجهاش است، باز یکی بحث فرزندش است. دیگر این زوجه آخر یا بچه دارد یا ندارد. اگر بحث فرزند نباشد، این آخر یا زوجه یا زوجه. دو تا زن داشته باشد. بالاخره از یکی از زنهایش بچه داشته باشد، حَجم میکند. این هم از این. یعنی بچه از یک زن دیگر باعث حَجم. کلاً متوفی وقتی (پیغمبر) وقتی از دنیا رفتند، حضرت زهرا از خدیجه. سهم همه شد یکهشتم.
مورد ۴ و ۵: اینها یکهشتم. یکی یکهشتم با یکهشتم. چرا ممتنع؟ به خاطر اینکه یکهشتم فقط سهم کیست؟ زوجه فرزنددار. وَلو متعدد باشند. پس اگر زوج چند تا زن داشته باشد، به هر کدامشان یکهشتم نمیرسد تا بخواهد اجتماع تحقق پیدا کند. به همه با هم یکهشتم میرسد دیگر. نه که به هر کدام یکهشتم بدهیم. یکهشتم با یکهشتم جمع بشود. فرض دیگر هم ندارد که یکهشتم فقط مال زوجه با فرزند است. درست است؟ این هم از این.
مورد بعدی: یکهشتم با یکسوم. این چرا ممتنع؟ به خاطر این است که یکهشتم دوباره سهم کیست؟ زوجه با فرزند. و یکسوم سهم کیست؟ مادر بیفرزند. یعنی آره دیگر، بیفرزند. میت بیا این. یا سهم دو نفر از کلاله اُمّی. یعنی کلاله متعدد دو نفر، که اگر میت فرزند و مادر نداشته باشد، به اینها میرسیم. خب پس این وجود فرزند با عدم وجود فرزند قابل جمع نیست. چون یک طرف پای فرزند در میان است، یک طرف به هر کدام از این دو تا بخواهیم بدهیم با فرض این است که میت فرزند نداشته باشد.
(بلای بهلولی هستی. مورد ششم: پدر یکسوم بود، راننده داشته. شبیه خودش بوده. انیشتین بس که پای سخنرانی انیشتین بوده کمکم یاد گرفته یک چیزی. یک روزی سخنرانی خیلی خسته بوده، راننده میگوید که تو برو بالا بنشین برای بخش پرسش و پاسخش. بیدار میشوم، یا من جواب فیزیک کوانتوم و اینها را توضیح میدهم. و آخر مینشیند. پرسش و پاسخ میشود تا سؤال میکنند این بنده خدا گیرپاژ میکند و این مسئله آنقدر ساده است که این شاگرد احمق من جواب بدهد.) ساده.
مورد ششم: (نشئت گرفته، محترمانه.) ششم: دوسوم و دوسوم. چرا ممتنع؟ چون که مستحقین این سهم توی یک طبقه نمیتوانند متعدد باشند. دوسوم سهم کیا بود؟ دختران میت، و که در یک طبقه در طبقه اول باشند. بیا اینها طبقه اول. یا باید سهم خواهران باشد، خواهران میت که میشوند طبقه دوم. که این اگر بالاخره این دوسوممان اگر بر فرض دختران میت باشند، این دوسوم دیگر خواهران میت باشند. تا وقتی طبقه اول هست، طبقه دوم و بعدش هم اینکه اول پیش میآید.
مورد هفتم و هشتم: یکسوم و یکسوم. چرا این باطل است؟ فرض بر این بگیریم که این سهم یک دختر، دو دختر تصور شود، به هر کدامشان یکسوم بدهیم، دوسوم. یا در مورد دو خواهر باشد که به هر کدام یکسوم. ولی اینها مصداق اجتماع یکسوم و یکسوم نیست. چون که فیلم فرض که گفتیم سهم میشود مجموع دوسوم، نه اینکه سهم هر کدام بهطور جداگانه یکسوم بشود. یعنی ما به دو دختر دوسوم میدهیم، مگر اینکه بگوییم دو دختر، یعنی دو دختر به بالا بود دیگر. دو دختر به بالا دوسوم دادیم. حالا بر فرض دو تا باشند. به این معنا است که یکسوم داریم میدهیم.
و مورد هشتم: مادر بیفرزند. یک مادری به فرزند یکسوم میگیرد. یک کلاله بعدی مادر، فرضش با فرزند. بله، صورت یکسوم با یکششم. اینکه من اینجا دارم هشتش این است: یکسوم و یکششم. آن موردی که دوستان گفتند اینجا من ندارمش توی شرح. یکسوم و یکسوم و یکششم. این را چرا ممتنع؟ به خاطر این است که یکسوم سهم کیست؟ سهم مادر احتراماً. مادر بیمار. بالاخره مادر احترام مادر در صورتی که حاجب نداشته باشد. یکششم سهم کیست؟ سهم مادر با وجود حاجب. حاج جوکین اخوت. لذا یکسوم با یکششم قابل جمع نیست. چون حاجب دارد. وجود حاجی و عدم وجود حاجی جمعشدنی نیست. جمع نقیضین.
فروضی که ممتنع بود را خیلی سریع چکیدهاش را مینویسم: یکدوم با دوسوم، یکچهارم با یکچهارم، یکچهارم با یکهشتم، یکهشتم با یکهشتم، یکهشتم با دوسوم، با یکسوم، یکهشتم با یکسوم، دوسوم با دوسوم، یکسوم، یکسوم، یکسوم با یکششم. تکراریها را هم که دیگر قبلاً نوشتیم، فقط میگویم. نوشتن دیگر نمیخواهد. ۱۵ مورد تکراری.
یکچهارم با یکدوم. اگر میخواهیم بنویسیم، آرامتر بگویم. یکچهارم با یکدوم، یکهشتم با یکدوم، یکهشتم با یکچهارم، دوسوم و یکدوم، دوسوم با یکدوم، دوسوم با یکهشتم، یکسوم با یکدوم، یکسوم با یکچهارم، یکسوم و یکهشتم، یکسوم با دوسوم، یکششم با یکدوم، یکششم با یکچهارم، یک، یکهشتم، یکششم با دوسوم، یکششم با یکسوم.
جان ایشان پرهام است. اختلال که واجب نداشته باشد یا نیست؟ مادر. مادر بالاخره در کتاب اخص مقدمات، یک موردش اگر فرض جمع نداشته باشد، آن فرض خراب میشود. دیگر موارد امتناع خیلی بیشتر اینها است. اینها فقط جاهایی است که پیدا کردیم که نمیشود با هم جمع بشود.
خب پس از این بیستویک، ۱۳ تا صورت میماند. در این ۱۳ صورت اجتماع وُراث فرضبَر ممکن و صحیح. شهید اول توی عبارات بعدی به ۹ صورت از این ۱۳ صورت اشاره کرده است.
خب، اولیش، اولیش یکدوم که با پنج تا جمع میشود. الان صورتهای اجتماع آنهایی که ممکن است. "یشتمَعُ النِصفُ مع مِثلِ کَذَا". پایتخت بنویسم طولانی میشود ولی چارهای نیست. بحثها فقط به پایتخت. دست شما درد نکند.
اول من فقط پنج مورد را بگویم، بعد توضیحش را بدهم: یکی نصف با نصف که قابل جمع است. یکی نصف با یکچهارم قابل جمع است. نصف با یکهشتم قابل جمع است. نصف با یکسوم و یکششم.
نصف با نصف قابل جمع است. یکدوم با یکدوم مال کجاست؟ این جایی است که وُراث زوج باشد با یک خواهر پدری، که هر کدام یکدوم میبرند. چیزی هم اضافه نمیماند.
یکدوم با یکچهارم مال دو جا است. یکی اینکه وُراث زوجه باشند با یک خواهر پدری. جایی که زوج باشد در حالتی که فرزند نداشته باشد. و دختر تنها. دختر تنها یکدوم بود دیگر. بعد میگوییم نمیشود حالتی را فرض کرد که زوج هم فرزند نداشته باشد، دوم بدهیم. از آن طرف باید بگوییم باز فرزند هم دارد، یک دختر تنها دارد که یک یکسوم یا مادر میبرد یا یا مادر بدون حجم میبرد یا خواهر اگر نمیرسد. مسائل دخالت راحت گرفته خوابیده.
وُراث زوجه با یک خواهر پدری باشد یا فقط خواهر اَبینی با زوجه. خواهر زوج باشد با یک دختر. کفشهای کتانی جان. نه دیگر، زوجه که از آن. خب، وقتی بچه ندارد، میشود یکدوم. یک دختر کی؟ یک دختر میت بابا. بحث یکدومش است. یکدوم تکدختر. تکدختر قبول. برعکس بگیریم پرهام. این پس میشود چهارم سهم زوج، یکدوم سهم دختر. برعکس.
خب، یکدوم با یکهشتم. مثل اینکه وُراث زوجه با یک دختر. یکهشتم مال زوجه است. برعکس میشود که البته اینجا یکهشتم داریم، یکدوم داریم. مخرج مشترک چی میشود؟ میشود ۵۸. که سههشتم اضافه میآید و تأثیرش بحث تعصب. بعد مطرح میشود. تعصب را قبول نداریم.
یکدوم با یکسوم. من اینجا یکدوم مال زوجه، یکسوم مال کیست؟ مادر. که باز یکششم اضافه میآید. حالت دوم هم این است که کلاله اُمّیه متعدد با یک خواهر اَبی.
چهار تا. و مورد آخر: یکدوم با یکششم. این سه فرض. فرض اولش این است که زوج با کلاله واحد، ششام اضافه میآید. فرض دوم این است که یک دختر با مادر دست به گاز زدن، دوششم اضافه میآید. آخری هم این است که یک خواهر پدری. بله، یک خواهر پدری با کلاله اُمّی واحد. اینجا هم دوششم اضافه.
مورد بعدی. بعضی شکل چهارم. چند تای اول که گفتیم توی یکدوم چیز اضافه نمیآید. توی یکچهارم، یکچهارم اضافه میآید. توی کشکام که گفتم. توی یکچهارم، یکچهارم اضافه.
مورد بعدی: یکچهارم. چی شده؟ یکچهارم با دوسوم. این دو جا دارد. زوج با دختران، یکدوازدهم اضافه میآید. برمیگردی الان تو دولت. اینها که میگوییم اینها سهم دولت است. در واقع هر چه. ای. فرض اولش. فرض دومش هم زوجه با دو خواهر اَبی. اینجا هم یکدوازدهم اضافه.
مورد بعدی: یکچهارم و یکسوم. زوجه با مادر و زوجه کلاله اُمّی متعدد، ۵/۱۲ اضافه میآید. با همه جمع میشود.
یکچهارم با یکششم. زوجه با کلاله اُمّی واحد. زوج با یکی از اولین با پسر. اینجا هم توی مورد اولش ۷/۱۲ اضافه میآید. توی مورد دوم کدام با پسر؟ یک. یکچهارم با یکهشتم. نه دیگر، بعدش یکهشتم.
یکهشتم با دوسوم. اینجا میشود زوجه و دختران. یوگی و دوستان. ۵/۲۴ اضافه میآید. و یکهشتم با یکششم. زوجه و پسر و یکی از. اینجا ۱۷/۲۴ که میدهند به پسر.
یکهشتم با دوسوم. اینکه گفتیم. دوسوم، دوسوم با یکسوم. اَخْوَه مادری با دو خواهر پدری یا بیشتر. عکس کدام است؟ یعنی اخوه یکسوم میبرد، دو خواهر دوسوم.
با یکششم. اینجا دختران با یکی از یکششم اضافه میآید. و فرض دوم هم که دو خواهر پدری. دو خواهر پدری با کلاله اُمّی. اینجا باز یکششم اضافه.
و مورد بعدی هم یکششم با یکششم. پدر و مادر با فرزند. که اینجا به پدر و مادر هر کدام چهارششم میدهیم. به فرزند. چند تا مطلب اینجا داریم.
مطلب اول این است که اینهایی که گفتیم صورتهایی بود که دو تا وارث فرضبَر میتوانند با هم جمع بشوند، که مجموعاً میشود ۱۳ تا. اما اگر فرضبَر نباشند، قرابت باشند، قرابتبَر باشند، قرابت بهشان بدهیم که آنها بله دیگر، غیر از این سهام مفروضه در قرآن، اگر بخواهیم لحاظ بکنیم، آن تعدادش بیشمار است. اصلاً قابل نیست. عرض میکنم.
بعداً موارد فراوانی. و با توجه به اینکه وُراث کم و زیاد میشوند، این صورتها مختلف میشود. جایی که وُراث به سبب قرابت باشد، صورتهایی که به خاطر دلیلی غیر از اول اجتماعشان ممکن نباشد، اینجا ممکن میشود. یعنی آن جاهای قبلی که میگفتیم فرضبَر بودند، توی غیر آن مواردی که به خاطر مشکل اول ممتنع بود، مثلاً سهم کم میآمد، تمام میشد، سهام از ترکه بیشتر میشد. اینها توی مورد قرابتبَر دیگر این مشکل را نداریم.
توی فرضبَر فقط اجتماع. اجتماع فرضبَر داریم، اجتماع قرابتبَر داریم. اجتماع فرضبَر این ۱۳ بود که ممکن است. اجتماع قرابتبَر صور ممکنش قابل احصا نیست. بس که بیشمار است. توی غیر این مواردی که سهام مفروضه قرآنی است. دختر. درست شد؟ اینجا دیگر مشکلی که آن توی صور امتناعی داشتیم به خاطر بحث اول، اینجا هم داریم. اولش را توی غیر مشکل اول اینجا دیگر توی قرابت مطرح نیست.
مثلاً یکچهارم با یکچهارم توی قرابتبَر ممکن میشود. مثل کجا؟ مثل جایی که دو تا دختر داریم با یک پسر. به دخترها یکچهارم میدهیم. به پسرم یکچهارم. ببخشید. بله، به پسر یکدوم میدهیم. دوجهارم میدهیم که میشود معادل یکدوم. دو تا دختر هر کدام یک.
بعد یکچهارم با یکهشتم توی قرابتبَر جمع میشود. مثلاً زوجه، یک دختر، سه پسر. به زوجه یکهشتم میدهیم. به دختر از آن هفتهشتمی که مانده دوباره یکهشتم میدهیم. به پسرها هر کدام دوششم که میشود یکچهارم.
مثلاً یکسوم با یکششم توی فرض قابل جمع نبود، ولی توی قرابت قابل جمع است. یک زوج داریم و پدر و مادر. اینجا به شوهر یکدوم میدهیم. به مادر یکسوم میدهیم. بقیه ترکه که میشود یکششم به پدر میدهیم. به قرابت، نه به فرض. بقیه موارد هم همینجور. خب، این مطلب به قرابت.
مطلب دوم این است که اگر متوفی وارث فرضبَر داشته باشد، مقدار فرضش را از ترکه برمیدارد، هموارش. و بر وارث قرابتبَر مقدم است همیشه. فرضبَر بر قرابتبَر. لذا اگر صاحبان فرض متعدد باشند، توی یک طبقه هم باشند، هر کدام از آنها فرض خودش را میگیرد. بعد از آن اگر از ترکه یک مقدار مقداری زائد بماند، بر فرض اینجا مقداری که میماند را به نسبت سهم فرضی که دارند به خودشان دوباره برمیگردانند. به شرط اینکه از لحاظ طبقه مساوی باشند. ولی در مورد زوج و زوجه و کسی که از مقدار زیادتر محجوب شده است، پس زوج و زوجه و کسی که محجوب از زائد است، مثل مادر با حضور فرزند، اینجا فقط سهم فرضشان را میگیرند. دیگر مابقی باز دوباره بهشان برگشت داده. نگاه بهش بکنند، مطلب روشن.
خب، بحث تعصّب را داریم. کلام میراث "عندنا للسبه". امامیه قائل به تعصّب نیستیم که این بحثش انشاءالله فردا توضیح داده خواهد شد. و صلیالله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه چهاردهم
شرح لمعه
جلسه پانزدهم
شرح لمعه
جلسه شانزدهم
شرح لمعه
جلسه هفدهم
شرح لمعه
جلسه هجدهم
شرح لمعه
جلسه بیستم
شرح لمعه
جلسه بیست و یکم
شرح لمعه
جلسه بیست و دوم
شرح لمعه
جلسه بیست و سوم
شرح لمعه
جلسه بیست و چهارم
شرح لمعه
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات شرح لمعه
جلسه دوم
شرح لمعه
در حال بارگذاری نظرات...