متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.
نکته، سؤالی، مطلبی. سهام، اگر تکپسر باشد، یعنی اگر تکپسر باشد، همه را میبرد، فقط یک هشتم زوجه را به او میدهیم. سهام اینشکلی ندارد. دخترانی که برادر داشته باشند، یعنی پسری هم باشد آنجا، از اینکه به همه دو برابر… آفرین، اصلاً سهم دختر را میگوید سهم پسر را، فقط گفته که دو برابر دختر. دخترها میآیند. دوسوم سهم پسر را دو برابر میکنیم، میشود چقدر؟ میشود چهار سوم. مخرج مشترک میگیریم، چهار و شش تقسیم بر سه. بعد عرض کنم که در واقع، «توموز» و «زکری» نباشد. اگر اینجوری باشد، بله، چهار سهم پسر دو برابر… حالا انشاءالله باز در خود بحثش بیشتر توضیح میدهیم.
ادامه بحثی که مانده بود، بریم. اگر میت بچه نداشت، تو یک نهم از یک هشتم میبری. اگر بچه داشت، اگر بچه هم آورده، زایمان کرده، اگر معلوم نباشد که شبکه زودتر بمیرد، سهم پنجم، قبیله پنجم… کجایش؟ «سدس عمل اخوین او اختین» قبیل. الان «معدم یحجبها»؟ کجا مشکل است؟ نفهمیدم. هنوز کتاب شما عمر ندارد، ولی «الا اخوین او اختین»، دو تا برادر، دو تا خواهر، همان که گفتیم دو به بالا یا دو تا خواهر یا دو تا برادر یا یک خواهر و یک برادر و بیشتر، دو تا برادر یا دو تا برادر یا یک خواهر یک برادر بیش از دو تا مفروض نیست. مفروضش این است. دارد تبدیل میشود به حجب حرمانی.
بس که طول کشید، آخر جمله آخر: «لا یمنع الاقرب الذی هو عقرب». اولاً به خاطر اینکه اینی که پسرعمو مانع اقرب نشود، بهتر است. خاله ندارم، دایی، پسرعمو… پسر، اینی که پسرعمو مانع نشود، مانع پسرعمو نشود که دایی اقرب است از پسرعموست. «اولا»س، واژه «الذی» به دایی میخورد. مال برای دایی و پسرعموی از پسرعمویی که اقرب است. در فرض ما دایی به طریق اولی مانع ارث پسرعموی ابوینی است؛ چه پسرعمویی از لحاظ درجه نزدیکتر است چون دایی یک چیز دیگر است. دایی عمومی است. آن پسرعموی نزدیکتر است. این مانع آن میشود به طریق اولی. به «اولا»س، به طریق اولویت. گفتیم که آقا در حجب نقصانی، در حجب نقصانی بچه حاجب میشد از والدین نسبت به اهل سهم. ولی دو جا هست که بچهها حاجب و یکی اینکه از مازاد بر یک ششم هم واجب میشدند. دیگر نمیگذاشتند مازاد بر یک ششم برگردد. دیگر اینها یک ششم اینها. عمل حجب. گفتیم حاجب از مازاد بر یک ششم هم میشود، ولی دو جا است که حاجب از مازاد نمیشود. فقه پویا این نیست. این فقه شبکه پویاست. شبکه پویا در این دو مورد استثنا. بچهها، والدین. جایی که والدین…
اول یک دور میگویم، اگر سخت بود، میآیم پای تخته مینویسم. مورد اول این است که والدین یا یکی از آنها، یکی از پدر و مادر با یک دختر میت. یعنی میت رفته. یکی از والدین یا جفتشان هستند و دختر هم هست. ازدواج مطلقاً، یعنی فرقی نمیکند که پدر و مادر میت هر دو با آن دختر وارد بشوند یا اینکه فقط یکی از پدر و مادر با دختر باشد. چون پدر و مادر هر دوتایشان یا در فرضی که فقط یکی از آن دو تا با یک دختر وارث باشند، اینها دیگر از مازاد بر یک ششم محروم نمیشوند. چه پدر، چه مادر. مازاد برمیگردد. با تکدختر اگر باشد مازاد… چرا؟ چون سهمش نصف است دیگر. بله. پدر و مادر با دختر میت. در مقدار باقیمانده از نصف، نصف دختر را به او میدهیم. نصف دیگر میماند. بله، اینجا دو ششم که میشود سهم پدر مادر به نسبت سهمشان به آنها میدهیم. از مقدار باقیمانده هم سهمی به آنها میرسد که اینجا میشود مجموعاً سه فرض: ۱. پدر، دختر. ۲. مادر، دختر. ۳. پدر، مادر، دختر.
ببینید آقا، والدین… ای بابا، والدین واجبند. فرزندان، فرزندان راجع به والدین به نسبت مازاد یک ششم نمیشوند. تکدختر سه تا فرض دارد: پدر، دختر؛ پدر، مادر، دختر؛ مادر، دختر. نصف دختر به علاوه ششم والدین. مازاد به والدین. پدر، پدر، دختر اگر باشند، دختر چقدر بود؟ سهم پدری چقدر بود؟ حالا مخرج مشترک میشود ۳+۱. چهار ششم. دو ششم دیگر هم آزاد برمیگردد. پدر. البته گفتند که دو ششم که میماند به نسبت سهم هر کدامشان به آنها برمیگردد. همه را به پدر برنمیگرداند. به نسبت میگیریم. نسبت سهم دوره یک دوم و یک ششم. چرا؟ توضیح بیشتر در بحث تعصب میآید انشاءالله. این یکی فرض بر اینکه مادر دختر باشند. این دوباره باز یک دوم، یک ششم، مثال بالا میشود. بعد که باز مقداری که مانده به همان نسبت به آنها برمیگردانند. فرض وسط که نوشتیم: پدر، مادر، دختر. یک ششم، یک ششم، یک دوم. خوب، مخرج مشترک میشود شش، سه، یک میشود پنج ششم. یک ششم میماند. آن را دوباره به همین نسبت تقسیم میکنی.
یک مورد، مورد دومی که بچهها حاجب نمیشوند، دو دختر، دو دختر یا بیشتر با پدر تنها یا مادر تنها. اینجا دو تا دختر و بیشتر داریم با یک پدر تنها یا یک مادر تنها. اینجا دخترها، پدر و مادر را از مازاد بر یک ششم محروم نمیکنند. مقدار باقیمانده از ترکه به نسبت سهم دخترها یکی از نسبتهای ابوین، یکی از پدر یا مادر به آنها برمیگردد به شکلی که حالا بعداً مفصلاً بیان میکنی. که حالا یک اشاره فقط اگر بخواهم بکنم که این دیگر در متن نیست که بعداً چه میخواهیم بگوییم. این است: اصلاً شما دست به گیرنده نزنید. حساس نباشید. اگر حل نشد بعداً توضیح داده میشود.
مجموعاً دو تا فرض قابل تصور. یکی اینکه که در این دو فرض به پدر و مادر علاوه بر سهم آنها که هر کدام یک ششم از کل ترکه است، از باقیمانده هم سهمی تعلق میگیرد با وجود اینکه بچهها هم جزو ورثه هستند. فرض اول این است که ورثه دخترها باشند و پدر. فرض آنی که دخترها باشند، مادر. اگر دخترها بودند و پدر: دو سوم دخترها، یک ششم پدر. درست. دوستمان دختر بودند دیگر. دو تا دخترها، دو سوم. حالا دو سوم، یک ششم. مخرج مشترکش میشود شش، چهار و یک میشود پنج. یک ششم میماند. دوباره به همین نسبت دو سوم و یک ششم بین اینها تقسیم میکنیم. شاید منظور: سهم خودشان را بگیرند. بعد اگر دختر و مادر باشند: دو سوم، یک ششم. دوباره میشود پنج ششم. تقسیم بر پنج. مثل پول گاز. ۵۶ تومان میماند.
حالا اگر ننه و بابا هر دو با هم باشند، دو تا دختر هم باشند. فرض دوم. اینجا گفتیم دو تا دختر، یک ننه بابا. حالا اگر ننه بابا جفتی با هم باشند، اینجا مجموع سهم آنها همه ترکه را میگیرد. یعنی سهام با ترکه برابر میشود. هیچ مقداری از ترکه باقی نمیماند که بخواهد دوباره برگردد. رضا شهید اول در صورت اجتماع ننه و بابا و دخترها این را در موارد حجب داخل دانست و گفت: بیشتر از یک ششم ببرند. دخترها اگر ننه بابا جفتشان باشند، دخترها نمیگذارند. دفاعی خیلی قوی. لذا دخترها حاجب ننه بابا میشوند از مازاد بر یک ششم پدر و مادر. در این فرض ساعت، هر کدام یک ششم سهمشان.
نکته بعدی اینکه یک قول نادری هست اینجا. نادری بوده. رد میشده. یک قولی گفته اگر متوفی دو تا دختر به بالا داشته باشد و فقط پدر یا فقط مادر هم باشند، دخترها پدر و مادر را از مازاد محروم میکنند. چرا؟ روایت ابوبصیر از امام صادق. شهید میفرمایند که این قول متروکه و نادر است. به آن اعتنا نشده. روایت همین فرض ما را که ما گفتیم حاجب نمیشود. یک گلی بر اساس… روایت چی؟ اعراض کردند فقها ازش. رشته… آره، آره. و نکته بعدی. دو مورد کلاً بود که حاجب میشدند. از حجب نقصانی حاجب چیز میشدند. یکیش بچهها بودند که حاجب والدین میشدند. در غیر این دو مورد، در غیر این دو مورد بچهها کلاً حاجب میشوند که والدین بیش از یک ششم نبرند.
حالا یک بحث دیگری داریم: اخوان حاجب میشوند. عکس نگرفتی؟ دوباره از اول. فرزندان والدین. دومیش اخوه. دخترها حاجب پدر و مادر. کلاً وقتی بچه باشد، پدر و مادر از بیش از یک ششم محروم میشوند مگر اینکه بچهها دختر باشند. یا تکدختر یا دو دختر سه دختر اینها. ولی اگر دو دختر باشند، ننه بابا هم جفتی با هم باشند، دیگر مازادی نمیماند که بخواهند تقسیم بکنند. به هر دو جفت شان. فرزند میتی که هم باز این استثناهای آن سهام طبقه بالایی که زوجین باشند از سهام بیشتر. کلاً همین بود. این استثناهایش بود. دیگر داداش داری اشتباه میزنی. آقا این غلامرضا، کامران، آتوسا و مونا. غلامرضا و کلثوم ننه زن کامران کلاً میبرد. آنکه کامران زنش چیست اسمش؟ شراره. حالا کامران سوخت. حالا کلاً بچه اگر باشد، یک ششم میشود. بیش از یک ششم به اینها نمیدهند. مگر اینکه یک دختر باشد یا دو دختر باشد که البته اگر دو دختر با هم بودند باید اینها یکی باشند که مازاد به آنها برگردد. وگرنه در این فرض که این چهار تا با هم باشند چیزی از مازاد، مازاد نمیماند. نه خواهر کامران. آره، چرا؟ چرا؟ کجا داشتیم؟ اینجا حجب نقصانی یکی از پدر و مادر. بحث زوج به کنار. بحث والدین به کنار. الان بچهها، دخترها داریم. میدهیم. شراره میماند. مادر دخترند. اگر دختر بگیرد که مادر خانم شهرام ابدی بهش میشود. اگر مادرش بگیرد که رقیبش میشود. روایب محرم.
حجب نقصانی مورد دوم: مادر دختر گیر آورده بود، یعنی برادر و خواهران میت سهم مادر از یک سوم به یک ششم کاهش میدهند. اخوه میت سهم مادر از یک سوم به یک ششم کاهش میدهند. یکی فرزند. به این معنا که اگر میت خواهر و برادر نداشت، مادرش یک سوم میبرد از فرزند. اما برادر و خواهران نمیگذارند مادر یک سوم ببرد. در نتیجه یک ششم ارث میبرد. بقیه برای پدر برمیگردد با پنج تا شرط. پدر در مادر است یا نه؟ عرض کنم که اخوه اگر پنج تا شرط داشته باشند، حاجب مادر میشوند و سهم مادر را تبدیل… که البته یک قول ششمی هم آخرش هست که آن شرط ششمی هم کنارش بیاید یا نیاید، اختلافی است. پنج تایش سرش چونه ندارد. هفت، شش و هفتم.
شرط اول: آقا جان، «گر نهد معمار». میت وجود داشته باشد. من وجود زنده. تا آن مقدار از ارث را که از مادر منع کردند خود اخو، برادر و خواهرها از ارثی که چی؟ به آنها میرسد. طبقه دومند. با وجود وارث در طبقه اول نوبت به اخوه نمیرسد. بنابراین اگر پدر متوفی زنده نباشد، اخوه متوفی حاجب مادر از یک سوم نمیشوند چون طبقه بعدی هستند. آقا یک میت داریم روی زمین مانده. فرزند، مرده. فرزند ندارد. یک ننه دارد، بابا. پنج تا قلچماق هم داداشش هستند به همراه یک خواهر. این اخوه اگر باشند، اینها میشوند حاجب مادر یک سوم. اگر بابایی نباشد، اینها حاجب نمیشوند. اینها کلاً بازی بدون توپ دارند چون چیزی گیرشان نمیآید. فقط بازی ننه را خراب میکنند. اگر باشد، نباشد. احسنت.
شرط اول وجود پدر. شرط دوم این است که اخو باید دو تا مرد یا بیشتر باشند یا چهار تا زن. بابا باشد. جان. دو تا یا بیشتر. آره دیگر. از دو تا مرد، دو مرد بیشتر یا چهار زن یا یک مرد و دو زن. یعنی یعنی کفش یعنی کف نقدینگی. قیمت دو تا مرد، چهار تا زن. مدل دو تا مرد. مدل یک مرد. اگر این یکی مرد رفت، دو تا زن جوش باید بیاید. اگر دو تایش جنسیتش مهم است. نه، منظور «علو» است. پاورقیش را دوست داشتم. یا یک مرد و دو زن. یعنی دو تا دختر ول و نابالغ خنثی. در این بحث در حکم زن است چون در مؤنث بودن شک داریم. شک موجب تردید در واجب بودنش میشود. رضا شهید اول در دروس مسئله مورد بحث در مورد خنثی را ایشان گفته که باید متوسل به قرعه بشویم. معلوم کنیم مذکر است یا مؤنث. خنثی اینجا این را اقرب به زن میداند. پس شرط دوم چی شد؟ تعداد چه جور باشد؟ دو چهار زن، یک مرد.
شرط سوم: اخو باید برادرها و خواهرهای ابوینی یا ابی باشد. قمی، پیامبر. اخوه ابینی ابی یا برخی. لذا کلاله امی حاجب نیست.
شرط چهارم: موانع ارث منتفی باشد. قتل و کفر و رقیت و لعان و اینها. اگر اخوه غایب بودند، قیمت منقطعه داشتم، اینجا حاجب محسوب میشوند به شرط اینکه شرعاً حکم آنها قطع نشده باشد. اگر آن شده است، یکی از اخوان «آن» شده. انتصاب شهریاش از بین رفته. دیگر تعداد دو تا مرد باشند. یکی از این مردها لعان شده است. برادر ابی. بابا نسبتش قطع است. یک مرد.
شرط پنجم: اخوه، اخوه باید به دنیا آمده باشند. در حمل نباشند. بزرگوار پنج قلو حامله است که اینجا اشهر چیست عزیزم؟ بشر نخواندی؟ طبق نظر اشهر، حمل حاجب نخواهد بود هرچند که تکمیلکننده تعدادی باشد که در حجب. یک برادر از میت مانده که حمل در فرض مذکر بودن تعداد برادران را تکمیل میکند. در این صورت میتواند حاجب باشد. حاجب نبودن حمل به خاطر یکی از این دو دلیل. چرا حمل حاجب نیست؟ ۱. عنوان اخوه اطلاق نمیشود بهش. پدر نفقه برای او نمیپردازد. علت اینکه اخو موجب افزایش سهم پدر میشوند این است که پدر نفقه اخوه را میدهد. همچین ماجرایی نیست. نه، چون نفقه آنها را میدهد. وجود اینها باعث میشود که او سهمش بالا برود. اصلاً چیزی نمیرسد. چرا سهم بابا اینجا بالا میرود؟ چون نفقه آنها را داده. داده، میدهد. چرا؟ چون بابایش نفقه بچههایش را داده. نفقه حمل را که نداده. از مادر خرید. عزیزم. بحثش بحث حاجب بودنش است. بحث سهم خودش نیست. داداش. در شکم مامان میت چیزی نمیداده. سهم ننه را کم نمیکند. شهید میفهمند که این دلیل دوم که آوردند، روشن است که قابل قبول نیست. چون که همچین علتی در روایت نیامده. اینکه نفقه دادن به اخوه علت حاجب بودنش باشد قطعی نیست، محقق نیست. میشود قیاس. شهید اول هم در دروس حاجب نبودن حمل را به عنوان قول برخی از فقها یاد کرده و این تعبیر «ق» نشانگر این است که ایشان ضعیف دانسته و خود ایشان انگار شهید اول حمل را حاجب میداند.
هفتم داریم، سریع بگویم. شرط ششمی که ذکر شده این است که لازم است اخوه موقع فوت مورث زنده باشند. وقتی میت دارد میرود اینها زنده باشند. موقع مرگ میت زنده باشند. لذا در این صورتها اخوه حاجب نمیشوند اگر برخیشان یا همهشان موقع فوت مورث فوت کرده باشند. واجب نیست. اگر فوت مورث و فوت اخوه مقارن و همزمان باشد، هواپیما همه با هم رفتند. اگر فوت مورث و فوت اخوه از لحاظ تقدم و تأخر مشتبه بشود، حاجب نیست. لازم است بین حاجب و محجوب مغایرت باشد. لذا اگر مادر میت خواهر پدریش هم باشد، مادر میت خواهر پدریش هم باشد، یعنی بابا این دختره را با دخترش، با دختر خودش، بابا با دختر خودش ازدواج کرده. این شده محصولش. خواهرش. ای جان. همان بغلیه در چادر دخترش بوده. مادر خودش پیش خواهر پدریش. این حجب تحقق پیدا نمیکند. مادر حاجب خودش نمیشود چون مادر هم مادر است هم اخوه است دیگر. میگویند که این امر در آیین مجوسیان ممکن است اتفاق بیفتد. چون در مذهب آنها پدر با دختر مجاز است. لذا امکان دارد مردی با دختر خودش ازدواج کند. فرزندی ازش متولد بشود. این فرزند طرف پدر خواهر و برادر باشند. حالا اگر یکی از اخوه، مادر باشد. آره. حالا اگر یکی از اخوه، مادر باشد، چون خودش محجوب هم بوده، حجب تحقق پیدا نمیکند. یا در موردی که پدری با دختر خودش از روی اشتباه نزدیکی بکند. وقتی به شبهه به فرزندی متولد میشود که در اینجا فرزندی که به دنیا بیاید با مادرش خواهر و برادر پدری محسوب میشوند، ولی آن مادر خودش حاجب خودش نمیشود.
و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.
بسم الله الرحمن الرحیم.
نکته، سؤالی، مطلبی. سهام، اگر تکپسر باشد، یعنی اگر تکپسر باشد، همه را میبرد، فقط یک هشتم زوجه را به او میدهیم. سهام اینشکلی ندارد. دخترانی که برادر داشته باشند، یعنی پسری هم باشد آنجا، از اینکه به همه دو برابر… آفرین، اصلاً سهم دختر را میگوید سهم پسر را، فقط گفته که دو برابر دختر. دخترها میآیند. دوسوم سهم پسر را دو برابر میکنیم، میشود چقدر؟ میشود چهار سوم. مخرج مشترک میگیریم، چهار و شش تقسیم بر سه. بعد عرض کنم که در واقع، «توموز» و «زکری» نباشد. اگر اینجوری باشد، بله، چهار سهم پسر دو برابر… حالا انشاءالله باز در خود بحثش بیشتر توضیح میدهیم.
ادامه بحثی که مانده بود، بریم. اگر میت بچه نداشت، تو یک نهم از یک هشتم میبری. اگر بچه داشت، اگر بچه هم آورده، زایمان کرده، اگر معلوم نباشد که شبکه زودتر بمیرد، سهم پنجم، قبیله پنجم… کجایش؟ «سدس عمل اخوین او اختین» قبیل. الان «معدم یحجبها»؟ کجا مشکل است؟ نفهمیدم. هنوز کتاب شما عمر ندارد، ولی «الا اخوین او اختین»، دو تا برادر، دو تا خواهر، همان که گفتیم دو به بالا یا دو تا خواهر یا دو تا برادر یا یک خواهر و یک برادر و بیشتر، دو تا برادر یا دو تا برادر یا یک خواهر یک برادر بیش از دو تا مفروض نیست. مفروضش این است. دارد تبدیل میشود به حجب حرمانی.
بس که طول کشید، آخر جمله آخر: «لا یمنع الاقرب الذی هو عقرب». اولاً به خاطر اینکه اینی که پسرعمو مانع اقرب نشود، بهتر است. خاله ندارم، دایی، پسرعمو… پسر، اینی که پسرعمو مانع نشود، مانع پسرعمو نشود که دایی اقرب است از پسرعموست. «اولا»س، واژه «الذی» به دایی میخورد. مال برای دایی و پسرعموی از پسرعمویی که اقرب است. در فرض ما دایی به طریق اولی مانع ارث پسرعموی ابوینی است؛ چه پسرعمویی از لحاظ درجه نزدیکتر است چون دایی یک چیز دیگر است. دایی عمومی است. آن پسرعموی نزدیکتر است. این مانع آن میشود به طریق اولی. به «اولا»س، به طریق اولویت. گفتیم که آقا در حجب نقصانی، در حجب نقصانی بچه حاجب میشد از والدین نسبت به اهل سهم. ولی دو جا هست که بچهها حاجب و یکی اینکه از مازاد بر یک ششم هم واجب میشدند. دیگر نمیگذاشتند مازاد بر یک ششم برگردد. دیگر اینها یک ششم اینها. عمل حجب. گفتیم حاجب از مازاد بر یک ششم هم میشود، ولی دو جا است که حاجب از مازاد نمیشود. فقه پویا این نیست. این فقه شبکه پویاست. شبکه پویا در این دو مورد استثنا. بچهها، والدین. جایی که والدین…
اول یک دور میگویم، اگر سخت بود، میآیم پای تخته مینویسم. مورد اول این است که والدین یا یکی از آنها، یکی از پدر و مادر با یک دختر میت. یعنی میت رفته. یکی از والدین یا جفتشان هستند و دختر هم هست. ازدواج مطلقاً، یعنی فرقی نمیکند که پدر و مادر میت هر دو با آن دختر وارد بشوند یا اینکه فقط یکی از پدر و مادر با دختر باشد. چون پدر و مادر هر دوتایشان یا در فرضی که فقط یکی از آن دو تا با یک دختر وارث باشند، اینها دیگر از مازاد بر یک ششم محروم نمیشوند. چه پدر، چه مادر. مازاد برمیگردد. با تکدختر اگر باشد مازاد… چرا؟ چون سهمش نصف است دیگر. بله. پدر و مادر با دختر میت. در مقدار باقیمانده از نصف، نصف دختر را به او میدهیم. نصف دیگر میماند. بله، اینجا دو ششم که میشود سهم پدر مادر به نسبت سهمشان به آنها میدهیم. از مقدار باقیمانده هم سهمی به آنها میرسد که اینجا میشود مجموعاً سه فرض: ۱. پدر، دختر. ۲. مادر، دختر. ۳. پدر، مادر، دختر.
ببینید آقا، والدین… ای بابا، والدین واجبند. فرزندان، فرزندان راجع به والدین به نسبت مازاد یک ششم نمیشوند. تکدختر سه تا فرض دارد: پدر، دختر؛ پدر، مادر، دختر؛ مادر، دختر. نصف دختر به علاوه ششم والدین. مازاد به والدین. پدر، پدر، دختر اگر باشند، دختر چقدر بود؟ سهم پدری چقدر بود؟ حالا مخرج مشترک میشود ۳+۱. چهار ششم. دو ششم دیگر هم آزاد برمیگردد. پدر. البته گفتند که دو ششم که میماند به نسبت سهم هر کدامشان به آنها برمیگردد. همه را به پدر برنمیگرداند. به نسبت میگیریم. نسبت سهم دوره یک دوم و یک ششم. چرا؟ توضیح بیشتر در بحث تعصب میآید انشاءالله. این یکی فرض بر اینکه مادر دختر باشند. این دوباره باز یک دوم، یک ششم، مثال بالا میشود. بعد که باز مقداری که مانده به همان نسبت به آنها برمیگردانند. فرض وسط که نوشتیم: پدر، مادر، دختر. یک ششم، یک ششم، یک دوم. خوب، مخرج مشترک میشود شش، سه، یک میشود پنج ششم. یک ششم میماند. آن را دوباره به همین نسبت تقسیم میکنی.
یک مورد، مورد دومی که بچهها حاجب نمیشوند، دو دختر، دو دختر یا بیشتر با پدر تنها یا مادر تنها. اینجا دو تا دختر و بیشتر داریم با یک پدر تنها یا یک مادر تنها. اینجا دخترها، پدر و مادر را از مازاد بر یک ششم محروم نمیکنند. مقدار باقیمانده از ترکه به نسبت سهم دخترها یکی از نسبتهای ابوین، یکی از پدر یا مادر به آنها برمیگردد به شکلی که حالا بعداً مفصلاً بیان میکنی. که حالا یک اشاره فقط اگر بخواهم بکنم که این دیگر در متن نیست که بعداً چه میخواهیم بگوییم. این است: اصلاً شما دست به گیرنده نزنید. حساس نباشید. اگر حل نشد بعداً توضیح داده میشود.
مجموعاً دو تا فرض قابل تصور. یکی اینکه که در این دو فرض به پدر و مادر علاوه بر سهم آنها که هر کدام یک ششم از کل ترکه است، از باقیمانده هم سهمی تعلق میگیرد با وجود اینکه بچهها هم جزو ورثه هستند. فرض اول این است که ورثه دخترها باشند و پدر. فرض آنی که دخترها باشند، مادر. اگر دخترها بودند و پدر: دو سوم دخترها، یک ششم پدر. درست. دوستمان دختر بودند دیگر. دو تا دخترها، دو سوم. حالا دو سوم، یک ششم. مخرج مشترکش میشود شش، چهار و یک میشود پنج. یک ششم میماند. دوباره به همین نسبت دو سوم و یک ششم بین اینها تقسیم میکنیم. شاید منظور: سهم خودشان را بگیرند. بعد اگر دختر و مادر باشند: دو سوم، یک ششم. دوباره میشود پنج ششم. تقسیم بر پنج. مثل پول گاز. ۵۶ تومان میماند.
حالا اگر ننه و بابا هر دو با هم باشند، دو تا دختر هم باشند. فرض دوم. اینجا گفتیم دو تا دختر، یک ننه بابا. حالا اگر ننه بابا جفتی با هم باشند، اینجا مجموع سهم آنها همه ترکه را میگیرد. یعنی سهام با ترکه برابر میشود. هیچ مقداری از ترکه باقی نمیماند که بخواهد دوباره برگردد. رضا شهید اول در صورت اجتماع ننه و بابا و دخترها این را در موارد حجب داخل دانست و گفت: بیشتر از یک ششم ببرند. دخترها اگر ننه بابا جفتشان باشند، دخترها نمیگذارند. دفاعی خیلی قوی. لذا دخترها حاجب ننه بابا میشوند از مازاد بر یک ششم پدر و مادر. در این فرض ساعت، هر کدام یک ششم سهمشان.
نکته بعدی اینکه یک قول نادری هست اینجا. نادری بوده. رد میشده. یک قولی گفته اگر متوفی دو تا دختر به بالا داشته باشد و فقط پدر یا فقط مادر هم باشند، دخترها پدر و مادر را از مازاد محروم میکنند. چرا؟ روایت ابوبصیر از امام صادق. شهید میفرمایند که این قول متروکه و نادر است. به آن اعتنا نشده. روایت همین فرض ما را که ما گفتیم حاجب نمیشود. یک گلی بر اساس… روایت چی؟ اعراض کردند فقها ازش. رشته… آره، آره. و نکته بعدی. دو مورد کلاً بود که حاجب میشدند. از حجب نقصانی حاجب چیز میشدند. یکیش بچهها بودند که حاجب والدین میشدند. در غیر این دو مورد، در غیر این دو مورد بچهها کلاً حاجب میشوند که والدین بیش از یک ششم نبرند.
حالا یک بحث دیگری داریم: اخوان حاجب میشوند. عکس نگرفتی؟ دوباره از اول. فرزندان والدین. دومیش اخوه. دخترها حاجب پدر و مادر. کلاً وقتی بچه باشد، پدر و مادر از بیش از یک ششم محروم میشوند مگر اینکه بچهها دختر باشند. یا تکدختر یا دو دختر سه دختر اینها. ولی اگر دو دختر باشند، ننه بابا هم جفتی با هم باشند، دیگر مازادی نمیماند که بخواهند تقسیم بکنند. به هر دو جفت شان. فرزند میتی که هم باز این استثناهای آن سهام طبقه بالایی که زوجین باشند از سهام بیشتر. کلاً همین بود. این استثناهایش بود. دیگر داداش داری اشتباه میزنی. آقا این غلامرضا، کامران، آتوسا و مونا. غلامرضا و کلثوم ننه زن کامران کلاً میبرد. آنکه کامران زنش چیست اسمش؟ شراره. حالا کامران سوخت. حالا کلاً بچه اگر باشد، یک ششم میشود. بیش از یک ششم به اینها نمیدهند. مگر اینکه یک دختر باشد یا دو دختر باشد که البته اگر دو دختر با هم بودند باید اینها یکی باشند که مازاد به آنها برگردد. وگرنه در این فرض که این چهار تا با هم باشند چیزی از مازاد، مازاد نمیماند. نه خواهر کامران. آره، چرا؟ چرا؟ کجا داشتیم؟ اینجا حجب نقصانی یکی از پدر و مادر. بحث زوج به کنار. بحث والدین به کنار. الان بچهها، دخترها داریم. میدهیم. شراره میماند. مادر دخترند. اگر دختر بگیرد که مادر خانم شهرام ابدی بهش میشود. اگر مادرش بگیرد که رقیبش میشود. روایب محرم.
حجب نقصانی مورد دوم: مادر دختر گیر آورده بود، یعنی برادر و خواهران میت سهم مادر از یک سوم به یک ششم کاهش میدهند. اخوه میت سهم مادر از یک سوم به یک ششم کاهش میدهند. یکی فرزند. به این معنا که اگر میت خواهر و برادر نداشت، مادرش یک سوم میبرد از فرزند. اما برادر و خواهران نمیگذارند مادر یک سوم ببرد. در نتیجه یک ششم ارث میبرد. بقیه برای پدر برمیگردد با پنج تا شرط. پدر در مادر است یا نه؟ عرض کنم که اخوه اگر پنج تا شرط داشته باشند، حاجب مادر میشوند و سهم مادر را تبدیل… که البته یک قول ششمی هم آخرش هست که آن شرط ششمی هم کنارش بیاید یا نیاید، اختلافی است. پنج تایش سرش چونه ندارد. هفت، شش و هفتم.
شرط اول: آقا جان، «گر نهد معمار». میت وجود داشته باشد. من وجود زنده. تا آن مقدار از ارث را که از مادر منع کردند خود اخو، برادر و خواهرها از ارثی که چی؟ به آنها میرسد. طبقه دومند. با وجود وارث در طبقه اول نوبت به اخوه نمیرسد. بنابراین اگر پدر متوفی زنده نباشد، اخوه متوفی حاجب مادر از یک سوم نمیشوند چون طبقه بعدی هستند. آقا یک میت داریم روی زمین مانده. فرزند، مرده. فرزند ندارد. یک ننه دارد، بابا. پنج تا قلچماق هم داداشش هستند به همراه یک خواهر. این اخوه اگر باشند، اینها میشوند حاجب مادر یک سوم. اگر بابایی نباشد، اینها حاجب نمیشوند. اینها کلاً بازی بدون توپ دارند چون چیزی گیرشان نمیآید. فقط بازی ننه را خراب میکنند. اگر باشد، نباشد. احسنت.
شرط اول وجود پدر. شرط دوم این است که اخو باید دو تا مرد یا بیشتر باشند یا چهار تا زن. بابا باشد. جان. دو تا یا بیشتر. آره دیگر. از دو تا مرد، دو مرد بیشتر یا چهار زن یا یک مرد و دو زن. یعنی یعنی کفش یعنی کف نقدینگی. قیمت دو تا مرد، چهار تا زن. مدل دو تا مرد. مدل یک مرد. اگر این یکی مرد رفت، دو تا زن جوش باید بیاید. اگر دو تایش جنسیتش مهم است. نه، منظور «علو» است. پاورقیش را دوست داشتم. یا یک مرد و دو زن. یعنی دو تا دختر ول و نابالغ خنثی. در این بحث در حکم زن است چون در مؤنث بودن شک داریم. شک موجب تردید در واجب بودنش میشود. رضا شهید اول در دروس مسئله مورد بحث در مورد خنثی را ایشان گفته که باید متوسل به قرعه بشویم. معلوم کنیم مذکر است یا مؤنث. خنثی اینجا این را اقرب به زن میداند. پس شرط دوم چی شد؟ تعداد چه جور باشد؟ دو چهار زن، یک مرد.
شرط سوم: اخو باید برادرها و خواهرهای ابوینی یا ابی باشد. قمی، پیامبر. اخوه ابینی ابی یا برخی. لذا کلاله امی حاجب نیست.
شرط چهارم: موانع ارث منتفی باشد. قتل و کفر و رقیت و لعان و اینها. اگر اخوه غایب بودند، قیمت منقطعه داشتم، اینجا حاجب محسوب میشوند به شرط اینکه شرعاً حکم آنها قطع نشده باشد. اگر آن شده است، یکی از اخوان «آن» شده. انتصاب شهریاش از بین رفته. دیگر تعداد دو تا مرد باشند. یکی از این مردها لعان شده است. برادر ابی. بابا نسبتش قطع است. یک مرد.
شرط پنجم: اخوه، اخوه باید به دنیا آمده باشند. در حمل نباشند. بزرگوار پنج قلو حامله است که اینجا اشهر چیست عزیزم؟ بشر نخواندی؟ طبق نظر اشهر، حمل حاجب نخواهد بود هرچند که تکمیلکننده تعدادی باشد که در حجب. یک برادر از میت مانده که حمل در فرض مذکر بودن تعداد برادران را تکمیل میکند. در این صورت میتواند حاجب باشد. حاجب نبودن حمل به خاطر یکی از این دو دلیل. چرا حمل حاجب نیست؟ ۱. عنوان اخوه اطلاق نمیشود بهش. پدر نفقه برای او نمیپردازد. علت اینکه اخو موجب افزایش سهم پدر میشوند این است که پدر نفقه اخوه را میدهد. همچین ماجرایی نیست. نه، چون نفقه آنها را میدهد. وجود اینها باعث میشود که او سهمش بالا برود. اصلاً چیزی نمیرسد. چرا سهم بابا اینجا بالا میرود؟ چون نفقه آنها را داده. داده، میدهد. چرا؟ چون بابایش نفقه بچههایش را داده. نفقه حمل را که نداده. از مادر خرید. عزیزم. بحثش بحث حاجب بودنش است. بحث سهم خودش نیست. داداش. در شکم مامان میت چیزی نمیداده. سهم ننه را کم نمیکند. شهید میفهمند که این دلیل دوم که آوردند، روشن است که قابل قبول نیست. چون که همچین علتی در روایت نیامده. اینکه نفقه دادن به اخوه علت حاجب بودنش باشد قطعی نیست، محقق نیست. میشود قیاس. شهید اول هم در دروس حاجب نبودن حمل را به عنوان قول برخی از فقها یاد کرده و این تعبیر «ق» نشانگر این است که ایشان ضعیف دانسته و خود ایشان انگار شهید اول حمل را حاجب میداند.
هفتم داریم، سریع بگویم. شرط ششمی که ذکر شده این است که لازم است اخوه موقع فوت مورث زنده باشند. وقتی میت دارد میرود اینها زنده باشند. موقع مرگ میت زنده باشند. لذا در این صورتها اخوه حاجب نمیشوند اگر برخیشان یا همهشان موقع فوت مورث فوت کرده باشند. واجب نیست. اگر فوت مورث و فوت اخوه مقارن و همزمان باشد، هواپیما همه با هم رفتند. اگر فوت مورث و فوت اخوه از لحاظ تقدم و تأخر مشتبه بشود، حاجب نیست. لازم است بین حاجب و محجوب مغایرت باشد. لذا اگر مادر میت خواهر پدریش هم باشد، مادر میت خواهر پدریش هم باشد، یعنی بابا این دختره را با دخترش، با دختر خودش، بابا با دختر خودش ازدواج کرده. این شده محصولش. خواهرش. ای جان. همان بغلیه در چادر دخترش بوده. مادر خودش پیش خواهر پدریش. این حجب تحقق پیدا نمیکند. مادر حاجب خودش نمیشود چون مادر هم مادر است هم اخوه است دیگر. میگویند که این امر در آیین مجوسیان ممکن است اتفاق بیفتد. چون در مذهب آنها پدر با دختر مجاز است. لذا امکان دارد مردی با دختر خودش ازدواج کند. فرزندی ازش متولد بشود. این فرزند طرف پدر خواهر و برادر باشند. حالا اگر یکی از اخوه، مادر باشد. آره. حالا اگر یکی از اخوه، مادر باشد، چون خودش محجوب هم بوده، حجب تحقق پیدا نمیکند. یا در موردی که پدری با دختر خودش از روی اشتباه نزدیکی بکند. وقتی به شبهه به فرزندی متولد میشود که در اینجا فرزندی که به دنیا بیاید با مادرش خواهر و برادر پدری محسوب میشوند، ولی آن مادر خودش حاجب خودش نمیشود.
و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه دوازدهم
شرح لمعه
جلسه سیزدهم
شرح لمعه
جلسه چهاردهم
شرح لمعه
جلسه پانزدهم
شرح لمعه
جلسه شانزدهم
شرح لمعه
جلسه هجدهم
شرح لمعه
جلسه نوزدهم
شرح لمعه
جلسه بیستم
شرح لمعه
جلسه بیست و یکم
شرح لمعه
جلسه بیست و دوم
شرح لمعه
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات شرح لمعه
جلسه دوم
شرح لمعه
در حال بارگذاری نظرات...