شرح لمعه

جلسه بیست و سوم

شرح لمعه . 1398/08/19
00:41:11
2

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.

در مورد وراثی که ارث می‌برند -به نحو مطلق، فرض و قرابت- تا کجایش را گفتیم؟ دسته‌ دوم گفتیم، دسته‌ سوم گفتیم: «مسائل خمس». این بحث در مورد سهم‌الارث طبقه اول است. ما چند تا واژه داریم در کتاب ارث که باید اول تفکیک بکنیم: «طبقه» و «صنف» و «درجه». این کلمات در کتاب هم نیست توضیحاتی که می‌دهم. منظور از طبقه -که گفتیم کرم شد طبقات- دسته‌بندی کلی وراثه بود؛ طبقه اول می‌شود والدین، اولاد و اولادِ اولاد.

صنف که می‌گوییم: در هر طبقه‌ای صنفی داریم؛ دسته‌هایی از افراد که در آن طبقه هستند. مثلاً نَبیره می‌شود یک صنف که در طبقه دوم است. بر فرض، طبقه اول دو صنف دارد: صنف والدین و "اَنزلو" (و "اَن علی") و صنف اولاد و "اَنزلو". والدین -که "اَن علی" و این‌ها- آن‌ها می‌شوند "اصل محصور"؛ بهشان می‌گوییم "اصل محصور". آقازاده‌ محصور. یکی از علما با اتوبوس می‌رفته جایی و بچه‌اش دست‌شویی داشته، راننده گفته بود: «آقازاده‌ بنده است.» «به‌به، خدا محصورند! خدا حفظش بکند، ماشاءالله. ای جانم محصوری، عمو خوشگل، آزاده‌ محصورم! ان‌شاءالله خدا بیشترش کند برات.» آخرین مجلس. دومی را اولاد می‌گو می‌گوییم: "فرع غیر محصور".

این هم می‌شود درجه که می‌گوییم: در هر صنفی از وراث، عده‌ای هستند که نزدیک به میت یا مثلاً دور از میت‌اند. این تفاوت دوری و نزدیکیِ این‌ها از میت، به حسب همان قرابت است. ما این‌ها را بهش می‌گوییم درجه. همان قاعده "العقرب" ایجاد می‌کند؛ یعنی "العقرب" بر اساس درجه شکل می‌گیرد. پس شد: «طبقه، صنف، درجه.» این‌ها سه تا اصطلاح در کتاب ارث‌اند.

هر طبقه‌ای، مثلاً طبقه اول، دو صنف دارد: صنف والدین، صنف اولاد. در یک درجه پدر و مادر، یک درجه مثلاً اولاد و نوه. ولی درجاتشان با توضیحات بالا می‌فهمیم که ارث طبقه اول دو تا صنف است و درجه بینشان مطرح نیست؛ یعنی تو ارث همین افراد، هر کدام از این دو صنف اگر افرادی از صنف دیگر هم باشند، باز از میت ارث می‌برند: پدر با پسر، مادر با دختر، پدر و مادر با نوه‌ها.

در مورد افراد صنف اول از طبقه اول -یعنی پدر و مادر- درجه مطرح نیست؛ یعنی هر کدامشان که باشند یا هر دوشان باشند، ارث می‌برند. نه، هنوز مسئله اول توی هر طبقه از کدام، فرقی ندارد. نه، تو طبقه اول، صنف اولش با هم تفاوتی ندارند. درجه هم بین این‌ها مطرح نیست. ولی صنف دوم از طبقه اول، یعنی طبقه اول صنف دوم، اینجا "عقرب و ابعد" پیش می‌آید. یعنی اگر اولاد صلبی بلافصل باشند، نوه‌ها ارث نمی‌برند. درجه دوم از صنف... توی صنف اول بله، به حسب پدر و مادر بحث درجه مطرح است. طرف مرده، فقط پدرش زنده است و پدر مادر... این به نظرم بحث جلوتر می‌آید که تفاوت بین جد ابی و جد امی و این‌ها، به نظرم جلوتر بحثش ملحق به بحث کلاله می‌شود یا نمی‌شود.

نکته‌ بعدی این است که باز مثلاً اولاد این‌ها که می‌شوند نوه‌های میت، ارث نمی‌برند؛ چون درجه سوم‌اند و می‌رود پایین. درجات بعدی می‌شود هر چه در جلوتر باشد، مانع می‌شود از درجه. با این توضیح که دادیم، حالا می‌رویم سراغ سهم‌الارث طبقه اول در حالت‌های مختلف.

مسئله اول این است، بحث مربوط به همین طبقه و درجه و این‌هاست. خوب، مسئله اول این است که اگر وارث منحصراً پدر باشد یا منحصراً مادر باشد، میت تو طبقه والدین کسی دیگری را تو طبقه والدین ندارد. دقت کنید صنف و درجه کار ندارم. تو طبقه والدین کس دیگری را ندارد، درست شد؟ یعنی در طبقه اول میت فقط یا پدر دارد یا مادر. همه ترکه را می‌دهند به پدر یا مادر. به بقیه طبقات دیگر چیزی داده نمی‌شود. این تفاوت فقط مادر یک سوم ترکه را به چی می‌گیرد؟ به فرض می‌گیرد. بقیه را یعنی دو سوم را به رد می‌گیرد. آفرین، به "رَد". ولی رَد به خاطر قرابت است. به خاطر قرابت بهش رد می‌شود. یعنی الان یک ترکه‌ای مانده، به کسی می‌خواهیم بدهیم. خوب، دادیم دیگر. یک سومش را دادیم. رَد به کی می‌دهند؟ به قرابت. علت رَد چیست؟ قرابت. همین در برابر فرض. می‌دانم، می‌دانم شما چی می‌خواهید بگویید که این اصلاً روبروی آن نیست که ما این جوری بگوییم. بله، درست است. ولی الان ما به او برمی‌گردانیم؛ یعنی دیگر سهام فرضی را دیگر لحاظ نمی‌کنیم. سهام قرابت را لحاظ می‌کنیم.

پدر همه ترکه را به قرابت می‌برد؛ چون که پدر وارث منحصر به فرد و هیچ سهم بالفرضی ندارد. حالا اگر پدر و مادر هر دو باشند، وارث دیگری هم نباشد. مادر اگر حاجب نداشته باشد -یعنی کیا نباشند؟- خوب، یک سوم ترکه را می‌گیرد. اگر حاجب داشته باشد، یک ششم را می‌گیرد. باقیمانده ترکه از یک سوم که اگر حاجب نداشته باشد یا از یک ششم که اگر حاجب داشته باشد، به پدر داده می‌شود و پدر هم در این حالت فرزند طبقه دوم دیگر نیست.

مسئله دوم: اگر وارث پسر باشد یک حکم دارد. دختر باشد یک حکم دارد. پسر و دختر قاطی باشند، مختلط باشند، حکم دیگر. پسر باشد، اگر فقط یک پسر باشد، همه ترکه را به او. اگر بیش از یک پسر باشد، همه ترکه مال این پسرهاست؛ به صورت مساوی بین خودشان تقسیم می‌کنند. مثلاً چهار تا پسر دارد، هشتاد تومان هم ترکه است، می‌شود نفری بیست دلار.

اگر وارث دختر باشد، تک دختر باشد، یک دوم ترکه را به فرض می‌برد؛ یعنی به "تسمیه". بقیه را به رد می‌برد. اگر دو دختر به بالا باشند، دو سوم ترکه را به فرض می‌برند، بقیه را به رد می‌برند.

پسر و دختر قاطی باشند، همه ترکه بینشان تقسیم می‌شود؛ جوری که سهم پسران دو برابر سهم دختر باشد. یک نکته فقط دارد که تو کتاب نیست: هر کدام از پسرها را باید دو نفر فرض کرد. ترکه را به تعداد پسرها و دخترها تقسیم کنیم. تو تعداد مثلاً دو تا پسر و سه تا دختر، می‌شود هفت نفر. هفت نفر مثلاً باید تقسیم بکنیم. و اگر صد تومان داریم... بله، بله، به سهم هر کدامشان باید دو برابر دختر باشد، نه سهم همه‌شان با هم دو برابر دختر. تقسیم اموال یک جوری است که تو ماجرای شتر است دیگر، با امیرالمؤمنین. یک شتر و نصفی می‌شود گفت، دو شتر و نصفی می‌شود. از سهم شترشان را گذاشتند، تقسیم کردند و شترشان را برداشتند. هنوز که هنوز ریاضی‌دان‌ها دارند فکر می‌کنند که چی شده، چه کار کردند؟ بله، معروف است. حالا جزئیاتش یادم نیست چند نفر اختلاف شترها کی بودند، فقط شتربان شترها را گذاشتند. مثلاً چه کار کردند؟ دقیقاً سمبلیک فقط خدا بوده.

اگر پدر و مادر میت هم جزو وراث باشند، اضافه بر بچه. حالا آن بچه می‌خواهد پسر باشد، پسر باشد یا دختر. یکی باشد یا چند پسر. بچه باشد و پدر و مادر یک ششم می‌برند. بقیه‌اش که می‌شود چهار ششم، مال پسر. اگر یک پسر باشد، مال دخترهاست. اگر چند تا دختر باشند، مال پسر دختر، اگر قاطی باشد که به پسرها دو برابر؛ یعنی به هر کدام دو برابر یک دختر داده می‌شود.

اینجا پنج تا صورت قابل فرض است که تو کتاب نیست، ولی می‌گویم، سریع می‌گویم: پدر مادر پسر، پدر مادر پسرها، پدر مادر دختر، پدر مادر دخترها، پدر مادر پسر و دختر. پدر مادر پسر باشند: یک ششم، یک ششم، می‌شود دو ششم سهم این‌ها. چهار ششم پسر. باز دوباره پسران باشند، روشن است دیگر، ساده است.

اگر آن دو تا یعنی پدر و مادر اینجا دو تا حالت فرض می‌کنیم. حالت اول این است که با یک دختر ارث می‌برند. یعنی میت پدر و مادر دارد با یک دختر. اینجا دو ششم می‌دهیم ننه و بابا. یک دوم مال دختر. همیشه پنج ششم می‌ماند، یک ششم می‌ماند که این یک ششم اگر مادر حاجب نداشته باشد از زائد بر یک ششم، باقی‌مانده که به پنج قسمت تقسیم می‌شود، به نسبت سهم هر کدام از پدر و مادر و دختر رد می‌شود و هم به پدر هم مادر. بله، بله. لذا همه ترکه را پنج قسمت می‌کنند. به دختر سه پنجم می‌دهند. به هر کدام از پدر و مادر یک پنجم که می‌شود هجده تا. این می‌شود هر کدام شش تا شش درصد.

حاجب مادر از مازاد برای یک ششم که فرزند اخبار نسبت به یک سوم. چرا مادر، مادر از یک سوم می‌آید روی یک ششم؟ فرزند یک ششم نگه می‌دارد، نمی‌گذارد پدر مادر یک دختر. بحث حجب در رد است. حالا مادر یک بچه داشته باشد، دیگر اخوه مثلاً مادری داشته باشد. مادری باشند. مادری داشته باشد، ولی حاجب مادر که می‌شوند از مازاد، درست نسبت به یک ششم در رد هم هست دیگر.

بحث رد. مخرج مشترک این‌ها می‌شود عدد سی. اصل فریضه شش تاست. مخرج مشترک یک ششم و نصف مخرج کسر یک پنجم که پنج باشد، ضرب می‌کنیم، می‌شود سی. گفتیم به سهم هر کدام، بهشان برمی‌گردانیم که می‌شود سی‌سی. این یک... البته اینجا حاجب را باید بله، اخوه کلاله امی دیگر. خوب، اگر مادر حاجب داشته باشد، مقدار زائد که می‌شود یک ششم، چهار قسمت می‌شود. فقط به دختر و پدر رد می‌شود. فریضه را اینجا می‌شود عدد بیست و چهار که چهار و شش در هم ضرب شده. یک ششمش یعنی چهار بیست و چهارم را می‌دهیم به مادر. دوازده بیست و چهارم که دوازده بیست و چهارم به اصل بسته، بیست و چهارم به رد به دختر می‌دهیم، می‌شود پانزده بیست و چهارم. چهار بیست و چهارم به اصل، یک بیست و چهارم به به پدر می‌دهیم، می‌شود پنج بیست و چهارم. آن پانزده، پنج، بیست، چهار تا هم که به حله. خوب، یک حالت دیگر دارد. آن حالت اول تک دختر بود. حالت بعدی دو دختر به بالا.

یعنی میت دو تا دختر دارد، پدر و مادر. هیچ مقداری از ترکه رد نمی‌شود. فقط سهم بالفرض برده می‌شود؛ چون اینجا که به مقدار سهام دیگر چیزی اضافه نمی‌آید. بله، یک ششم، یک ششم، دو سوم می‌شود شش ششم. اگر دو دختر به بالا حالا اینجا بحث پدر و مادر با بچه که تک باشد یا چند تا باشد، حالا بحث اینکه خود پدر و مادر تک باشند. دو دختر به بالا فقط با پدر یا فقط با مادر. اینجا یک ششم که می‌ماند از مجموع سهامشان، پنج قسمت می‌شود. خودمان یک ششمه. طلای بهلول. حرکت رونالدینیویی بود. به ظاهر شما مشغول چیز دیگری بودی، ولی در باطن داشتی. پس اینجا یک ششم یکی از سهام می‌ماند. پنج قسمت می‌شود. به نسبت سهم هر کدام بهشان رد می‌شود. دو صورت دارد. صورت اول اینکه چند تا دختر با پدر. و دوم اینکه چند تا دختر با مادر. مجموع سهام می‌شود دو سوم و یک ششم. می‌شود پنج ششم. یک ششم اضافه می‌آید. فریضه را در صورت سهام تاسیب ضرب می‌کنیم، می‌شود شش پنج تا، سی تا. پنج سی‌ام می‌ماند. اخماسی که اینجا گفته شده، همین پنج قسمتی که با متنی که داریم. اخماساً چهار قسمت از این پنج تا را می‌دهیم به دخترها، یک قسمت را به پدر رد می‌کنیم. می‌شود سی‌سی. لذا مجموع سهم به فرض و به رد دخترها می‌شود عدد بیست و چهار. مجموع سهم به فرض و رد برای پدر می‌شود عدد شش.

اگر وراث را دختران با مادر فرض کنیم، باز هم همین جوری دو سوم می‌شود چهار. همکارم قشنگ توضیح دادند. خوب، حالت دوم این است که با پدر و مادر یا یکی از این‌ها، یک دختر یا چند دختر، زوج و زوجه هم باشند. خیلی دیگر کولاک شد. فرقی نمی‌کند. پدر مادر، یکیشان، دختر، دختران، زوج، زوجه. چندین صورت می‌شود. هر کدام از زوج و زوجه اعدام، سهامش را می‌برد که می‌شود یک چهارم برای زوج، یک هشتم برای زوجه. اگر پدر و مادر هر دو با هم باشند، دو ششم بهشان می‌دهیم. هر کدامشان یک ششم بهشان می‌دهیم. بقیه ترکه را می‌دهی به بچه‌ها که اینجا تو این مسئله ما دختران، بنات هستند. مشکل چیست؟

من فقط یک خلاصه‌ای از این بحث اخیر بگویم که دوازده صورت شد: پدر مادر دختر زوجه، پدر مادر دختران زوجه، پدر مادر دختر زوج، پدر مادر دختران زوج، مادر دختر زوج، مادر دختران زوج، مادر دختر زوجه، مادر دختران زوجه، پدر دختر زوج، پدر دختران زوج، پدر دختر زوجه، پدر دختران زوجه. می‌شود دوازده صورت.

اگر از ترکه یک مقداری اضافه بیاید، مقدار زائد به کی برمی‌گردانیم؟ آفرین، زوج و زوجه نمی‌گیرند. به دختر یا دخترها. پدر مادر می‌گیرند، یک، به شرطی که مادر حاجب نداشته باشد. مقدار، مقدار جلسه پیش سفر استانی سهام اضافه‌تر از پس. اگر مادر حاجب داشته باشد، فقط به پدر.

اینجا چند مورد می‌شود. فرضمون مقداری از فریضه بیشتر می‌آید. مورد اول این است که یک دختر، پدر، مادر، زوجه. تک دختره چقدر می‌برد؟ یک دوم. پدر چقدر؟ مادر چقدر؟ زوجه؟ مخرج مشترک بیست و چهار. دوازده، چهار، چهار، سه می‌شود بیست و سه بیست و چهارم یا بیست و چهارم اضافه می‌آید. مورد دوم: چند تا دختر، پدر، زوجه. دوباره دخترها چقدر می‌برد؟ دو سوم. پدر، زوجه. دختران، مادر، زوجه. چقدر می‌ماند؟ آفرین، یک دختر، پدر، زوج. یک دوازدهم. باریکلا. یک دختر، مادر، زوج. دوباره همان می‌شود یک دوازدهم. یک دختر، پدر، زوجه. یکم فکر کنیم. یک دختر چقدر می‌برد؟ پدر، زوجه. مخرج مشترک بیست و چهار. مورد هفتم: یک دختر، مادر، زوجه. دور می‌شویم. حالت قبلی پنج بیست و چهارم اضافه می‌آید.

حالا اگر کمبودی پیش بیاید، کسری بیاید، اینجا نقص به کی وارد می‌شود؟ دختر. حالا یا چند دخترند یا تک دختره. به کیا نقص وارد نمی‌شود؟ آفرین، والدین و زوج. قبلاً دلیلش را گفتیم چرا. این نقص چه مواردی می‌شود؟ این نقص پنج مورد می‌شود: پدر، مادران، دختر. پدر، مادران، پدر، مادر، دختران، زوج که گفتیم پنج دوازدهم می‌شود. بله، به جای هشت دوازدهم پنج دوازدهم می‌گیرند. دختر، پدر، مادر، دختران، زوجه. بیست و هفت بیست و چهارم می‌شود. سه بیست و چهارم اضافه می‌آید. اینجا دخترها به جای شانزده بیست و چهارم، سیزده دو نفر دختر، پدر، مادر، زوج که باز سیزده دوازدهم می‌شود. یک دوازدهم اضافه می‌آید. دختر به جای شش دوازدهم پنج دوازدهم می‌گیرد. دختران، پدر، زوج. سیزده دوازدهم می‌شود. دخترها به جای هشت دوازدهم هفت دوازدهم می‌گیرند. دختران، مادر، زوج. سیزده دوازدهم می‌شود. جواب مورد قبلی دوباره می‌شود هفت دوازدهم.

اگر با پدر و مادر، زوج یا زوجه، دختر دیگر نباشد. پدر، مادر، زوج، زوجه. وارث باشد. زوج و زوجه اعلا سهام می‌گیرد؛ چون میت بچه ندارد. مادر اگر حاجب نداشته باشد، یک سوم از اصل ترکه می‌گیرد. اگر حاجب داشته باشد، یک ششم می‌گیرد. در این مسئله اگر حاجب برای مادر وجود داشته باشد، مقدار کمتری از باقی مانده را به پدر می‌دهند. اگر حاجب برایش نباشد، به سهم پدر اضافه می‌شود. و در این مسئله صدق نمی‌کند که به پدر نقص وارد شده؛ چون جایی نقص وارد می‌شود که وراث به چی ارث ببرند؟ به فرض. باریکلا. در حالی که اینجا پدر اصلاً چون میت بچه ندارد، فرض مشخص و معین ندارد. باقی مانده را ارث می‌برد و همین که سهم پدر در برخی از موارد کمتر از مادر می‌شود، این باعث شده که شهید اول پدر را در ردیف چه کسانی بیاورد که نقص بهشان وارد شده. می‌گوید: «بابایی، از مادر اینجا کمتر است.» چون بابایی سهمش از مادر کمتر می‌شود. شهید اول گفتند که انگار پدر هم جزو کسانی است که بهشان نقص وارد می‌شود. اول که گفته بودند پدر جزو کسانی است که نقص وارد می‌شود، از همین این موضوع است.

لذا در این عبارت دو صورت از اجتماع وراث مطرح شده: یک: پدر، مادر، زوج. به زوج چقدر می‌دهیم؟ یک دوم. پدر، مادر چقدر؟ یک سوم. می‌شود پنج ششم. یک ششم می‌ماند. مال کیست؟ پدر. که اینجا سهم پدر کمتر از سهم مادر می‌شود. یک سوم مادر، یک ششم پدر. یک سومش را زوج، یک دومش را برد. هر چه ماند، دادیم به پدر. چی شده؟ احسنت. ببین، فکر اقتصادی. خوشحالم. دارند ارث می‌برند.

این عکسی که طرف یک ورده، چند تا زن چادری دورش‌اند، برعکسش کردند دیگر. یک زن چادری، چند تا مرد دورش‌اند. تعدد زوج از آن طرف، بی‌شرف‌های کثیف متن ساخته‌اند که مثلاً چه اشکال دارد که یک زن باشد و چند تا شوهر. چه کار می‌کند؟ خیلی این را دست گرفته اند.

مورد بعدی این می‌شود: پدر، مادر، زوجه. مادر چند می‌برد؟ یک سوم. زوجه چقدر می‌برد؟ یک چهارم. هفت دوازدهم می‌شود. پنج دوازدهم می‌ماند. یک سوم.

خوب، مسئله سوم: «اولاد الأولاد یقومون مقام آبائهم عند عدم.» اگر اولاد، اولاد باباهاشان نباشند، این‌ها جای آن‌ها می‌نشینند. یعنی اولاد نباشد، اولاد اولاد باشد. با تفصیل و تطبیق و قولین، این است که فرقی نمی‌کند که پدر و مادر میت یا یکیشان زنده باشند یا زنده نباشند. ولی شیخ صدوق نظرشان به این است که بچه‌های بچه‌ها اگر می‌خواهند ارث ببرند، مشروط به این است که ننه بابای میت زنده نباشند. مشهور فقهای امامیه نظرشان به این است که این هم شهرت روایی دارد، هم شهرت فتوایی. هر کدام از اولاد و اولاد، سهم کسی را می‌برد که به واسطه او به میت می‌رسد.

باباش مثلاً پسر بوده، یعنی از طریق پسر به میت برسد یا از طریق دختر. خود این نوه پسر است یا دختر؟ یعنی الان اینجا دختر مش‌کاظم داریم با یک پسر صغرا خانم. به پسر کمتر. کاظم و صغرا دختر و پسر میت بودند که مردند. اینجا دختر مش‌کاظم سهمش از پسر صغرا خانم بیشتر است. لذا پسر دختر میت، یعنی نوه دختری، یک سوم می‌برد. دختر پسر مهدی، نوه پسری، دو سوم. به همین ترتیب در صورتی که متعدد باشند، فرزندان دختر میت، نصف فرزندان پسر میت ارث می‌برند. پسر دو برابر دختر و سهم بچه‌های این‌ها بر اساس باباها و مامانا تقسیم می‌شود.

خوب، سید مرتضی و تعدادی از نه، خود فرزندان فرزندان ملاک‌اند. خود این پسر یا دختره. اونی که ارث را می‌خواهد ببرد ملاکی که نره یا ماده است، نه اینکه واسطه آن، واسطه‌اش مثلاً بخواهیم توجه کنیم. این نظر سید مرتضی است. این مال آن بابائه بوده. آن چون نیست داریم به این می‌دهیم. مال خودش نیست. پدربزرگه مرده. بچه‌هاش اصغر آقا، اصل کاری. پسرش کامبیز هم رفته تغییر جنسیت داده. قبلاً مرد به بوده، ولی مادربزرگ جواد دیگری هم اول گفتیم درجه سه. تا وقتی درجه دو باشد که اصلاً درجه جواد بعد از فوت اصغر این‌ها. جواب وقتی اصغر می‌میرد، کامبیز و شهلا زنده باشند، سمت دیگری بازم رونالدینیو. لذا به نوه میت اگر پسر باشد، دو برابر نوه‌ای می‌دهند که دختر باشد. بله، ولو آن پسر نوه دختری میت باشد، آن دختر هم نوه پسری میت باشد.

دلیلش را هم گفتند که فرزند، فرزندی، نوه حقیقتاً می‌شود فرزند میت. لذا «یُوصِیکُمُ اللَّهُ فِی أَوْلَادِکُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیَیْنِ» این هم می‌شود همان «أَوْلَادَکُمْ». سهم پسر دو برابر دختر باشد. فرزندان فرزند هم می‌شوند اولاد، ولو دختر باشند. لذا به همین دلیل، به استراحت ایشان کلاً تو این بحث‌ها نظرات خاصی دارد. مثلاً سادات را از طریق مادر سید مرتضی و همه مباحثی که بر سادات حمل می‌شود از این طریق ایشان قائل است. نه، کلاً تو بحث‌های فقه ایشان خیلی مثلاً تو بحث خبر واحد و این‌ها تو وسایل حالا می‌آید، می‌خوانید. دعوای جدی با علامه دارد و ایشان مثلاً خبر واحدها را قبول ندارد. مبانی ایشان مبانی متفاوت و ایشان می‌فرماید که چون از آن ور هم می‌گوییم «حلال أبنائکم»، اگر نوه‌ها زن گرفته باشند این بر اجداد حرام هست یا نیست؟ دکتر: «أبناء» به حساب می‌آورید؟ اینجا همسران این‌ها می‌شود همسر «أبناء». استدلال سید مرتضی حرمت علیکم «بناتکم» دختر پسر و دختر دختر هر دو می‌شوند «بنات»، فرقی نمی‌کند. یا «أبنائهم أبناء»، این‌ها همه مسئله صادق است. می‌خواهد نوه دختری باشد، نوه پسری باشد. آنجا هیچ فرقی بین این‌ها قائل نمی‌شویم. لذا بقیه ادله‌ای هم که دلالت می‌کند که فرزند فرزند عرفاً فرزند است کمک می‌کند ما را برای اینکه بگوییم این خود این‌ها پسر و دخترشان مهم است، نه اینکه از طریق پسر باشند یا دختر.

پاسخشان به این است که همه این‌ها که شما گفتی درست و به جا، اما اگر روایات صحیحی خلاف کلام سید مرتضیست نمی‌بود، ما حرف سید را قبول می‌کردیم. ولی روایت داریم از عبدالرحمن بن حجاج از امام صادق علیه السلام فرمودند: «دخترهای دختر به جای دختر می‌نشینند اگر میت فرزند و وارث غیر از این‌ها نداشته باشد.» روایت صحیحه سعد بن ابی خلف هم که از قول امام کاظم علیه السلام به جای بنت ارث مادرشان را می‌برد. عبارت سعد بن ابی خلف هم از امام کاظم علیه السلام نقل کرد که دخترهای دختر -یعنی بنات بنت- جای بنت می‌نشینند اگر متوفی بنت و وارث غیر از این‌ها نداشته باشد. «بنات الابن» جای «ابن» می‌نشینند اگر میت بچه و وارث غیر از این‌ها نداشته باشد. به نحوه همین ارث می‌برد، به جای «ابن» می‌نشیند. دیگر از این واضح‌تر نمی‌شود تصریح کرد.

روایت دیگری غیر از این دو تا روایت داریم که دلالت این روایت صحیح آیه ارث را تخصیص می‌زند. اشکالی گرفته شده و پاسخی داده شده که دیگر وقت نمی‌شود. اشکالات بهتر بود که امروز می‌خواندیم که تو بحثیم، ولی حالا دیگر فردا. جان.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

محبوب ترین جلسات شرح لمعه

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00