متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم. مسئله هفتم.
توضیح ندادم که مورد نقضش چگونه است. یک بحثی در مورد پاراگراف قبل داریم.
وارث میّت، اگر زوج و "اخت أبی" باشند، "أمیّ" و زوج وارث بخواهند باشند – "شوهرا" (شوهر و خواهر) زنان – عرض کنم که زوج یکدوم میبرد. بقیه میشود سهکلاّله. "امیّ" یک سهم دارد، "اخت أبی" هم دو سهم دارد. اینجا در حالی که سهمش نصف بوده، پس اینجا نقص برای "اخت أبی" حاصل میشود، نه "اخت أم". از این جهت گفتند: "من علیه القرم فله...". چشم ایشان افتاده اینجا. پس میگوییم "ابی" بهش نقص وارد شد از سهم نصفی که داشت. "اخت أبی" اینجا سهمش شد دوششم. بله، اینجا چون نقص بهش وارد شده. خب، این "قرم" پس... اگر قانونی بخواهد باشد، باید برای همین باشد. این بحث "علیه القرم" میشود. لعنت خدا بر قرابت العبدون الاخرا! این توضیح آن بود.
حالا میخواهیم بگوییم که آقا، این قاعده نقض میشود، گاهی. کدام قاعده؟ "من علیه القرم". مثال نقضش چیست؟ یک "بنت واحده" باشد با "ابوین میت". "میت" با "بنت واحده". اینجا "بنت" یکدوم میبرد که میشود سهششم. "بنت" یکدوم (سهششم)، "ابو" و "ام" هرکدام یکششم (دوششم). (سهششم و دوششم میشود پنجششم). یکششم اینجا باقی میماند. "بنت واحده" از باقیِ این یکششم، سهپنجمش را میدهند به "بنت واحده"، به "والدین" هر کدام یکپنجم (میشود دوپنجم). "بنت واحده" یکدوم برد. سهپنجم از یکششم برد (یکسوم برد) و دوپنجم از یکششم. پس اینجوری نبود که اگر نقض، اگر "قرم" بهش وارد شد، "قول من" برایش... الان اینجا مورد مثال ما کیست؟ در این مثال الان نقص به بچه وارد شده، ولی ادامه توضیحش با وقتی است که زوج داخل بشود.
اگر "بنت واحده" حالا یک زوج هم باشد – تا حالا فقط "بابای کی" (بابای خود "دو زوج" را) – "بابای بابای بنت" که میشود "زوج میت". اینجا زوج یکچهارم میبرد، "بنت" یکدوم، هر کدام از "أبوین" یکششم. مخرج مشترک اینها میشود ۱۲. زوج سهدوازدهم، "أبوین" هر کدام یکدوازدهم، "بنت واحده" میشود پنجدوازدهم. پنجدوازدهم از نصف کمتر. اینجا به "بنت" نقص وارد شده. نقص وارد نشده؟! پس این قاعده "من کان علیه القرم" نقض (میشود). بله. آره دیگر. قیاس کنیم. غنیمت دارد. یک جای دیگر هم دارند. همه غرامت میدهند، این غرامت ندارد. الان اینجا آنجایی که همه غنیمت داشتند، غنیمت را اینجایی که همه باید غرامت بدهند، غرامت ندادند. فقط "بنت واحده" غرامت (میدهد). یعنی این سهمش از یکدوم کم شد (پنجدوازدهم). از نوادگان ترکه به رد، بهشان برمیگردانیم به نسبت یکپنجم. این "أبه" همان یکششم. این هم که یکششم. این هم که سهششم. یکچهارم ۱۲ میشود سهدوازدهم، ۲۴... ۴... ۶... ۱۰ واسه ۱۳. خب، حالا کم میکنیم از این بندهخدا کم میکند. آره، ولی زادالله قلمک.
مسئله هفتم هم میرسیم. مسئله هفتم این است که بهجای کلاله ابوین، بنشیند. بهجای کلاله وقتی که کلاله ابوین نباشد در هر موضعی. پس هر جایی نباشند کلاله أبی، جایش مینشیند. میخواهد منفرد باشد، کلاله "أب"، یا جمع بشود با کی جمع بشود؟ کلاله "أب" جمع بشود با همطبقه خودش که کیست؟ نه با اجداد. کلاله با اجداد همطبقه با کلاله "أم" جمع بشود با اجداد جمع بشود، یا با هر دو تا جمع بشود. این کلاله "أب" همراه کلاله "أم"؛ یعنی وقتی کلاله "أم" باشد چقدر میبرد؟ مازاد از یکششم میبرد. کلاله نه، نه، آفرین، یکی یکسوم. کلاله "أبی" یکی باشد، یکششم. اگر چند تا باشند، یکسوم همراه اجداد.
اگر کلاله "أب" با اجداد "میت" جمع بشوند، اینجا ما فصله - آنی که تفصیل داده شد - کجا؟ تو مسئله اول در کلاله ابوین. از مساوات تفسیری که آنجا دادیم. اگر اجداد با کلاله "أب" جمع شدند که مساواتش میشود چی؟ نصف نصف این. و تفضیل و الاستحقاق. یک تفصیل داریم، یک استحقاق. تفصیلش چیست؟ اگر اجداد "امی" و "اخوه ابی" باشند. اجداد "امی" و "اخوه ابی"؛ به اجداد یکسوم میدهیم، به "اخوه" دوسوم میدهیم. تفضیل کی را به کی تفضیل دادیم؟ "اخوه" و اجداد. استحقاق جایی که "اخوه" و "بینی" باشد تو مرتبه. اینها کسی غیر اینها نباشد که بخواهد مال را به قرابت ببرد. اینجا فقط "اخوه ابی" اگر داشته باشند، باشد، کسی آنجا نباشد. این میشود به استحقاق. یکی دیگر هم میتواند اینجوری شاملش هستید استحقاق تفضیل و استحقاق بالغرّاء. همان آیه: "اولوالارحام بعضهم اولی ببعض" همین بود دیگر. استخاره چیزی، مگر اینکه "اناس" باشند. کیا "اناس" باشند؟ کلاله. که اگر اینجوری باشد، مستحق نصف میشود. یعنی "بنت واحده" کلاله "امی" باشد میشود نصف، یا "سولسنگ" باشند. بیش از "بنت واحده" باشد. بیش از "بنت واحده" در کلاله "امی" "سولسنگ" میبرند. بله آقا. این "سولسین" را "تسمیتاً" میبرند. باقی را رداً میبرند تا آخر. آنچه که در کلاله تفاوتی با متن "محمد و..."
بسم الله الرحمن الرحیم. مسئله هفتم.
توضیح ندادم که مورد نقضش چگونه است. یک بحثی در مورد پاراگراف قبل داریم.
وارث میّت، اگر زوج و "اخت أبی" باشند، "أمیّ" و زوج وارث بخواهند باشند – "شوهرا" (شوهر و خواهر) زنان – عرض کنم که زوج یکدوم میبرد. بقیه میشود سهکلاّله. "امیّ" یک سهم دارد، "اخت أبی" هم دو سهم دارد. اینجا در حالی که سهمش نصف بوده، پس اینجا نقص برای "اخت أبی" حاصل میشود، نه "اخت أم". از این جهت گفتند: "من علیه القرم فله...". چشم ایشان افتاده اینجا. پس میگوییم "ابی" بهش نقص وارد شد از سهم نصفی که داشت. "اخت أبی" اینجا سهمش شد دوششم. بله، اینجا چون نقص بهش وارد شده. خب، این "قرم" پس... اگر قانونی بخواهد باشد، باید برای همین باشد. این بحث "علیه القرم" میشود. لعنت خدا بر قرابت العبدون الاخرا! این توضیح آن بود.
حالا میخواهیم بگوییم که آقا، این قاعده نقض میشود، گاهی. کدام قاعده؟ "من علیه القرم". مثال نقضش چیست؟ یک "بنت واحده" باشد با "ابوین میت". "میت" با "بنت واحده". اینجا "بنت" یکدوم میبرد که میشود سهششم. "بنت" یکدوم (سهششم)، "ابو" و "ام" هرکدام یکششم (دوششم). (سهششم و دوششم میشود پنجششم). یکششم اینجا باقی میماند. "بنت واحده" از باقیِ این یکششم، سهپنجمش را میدهند به "بنت واحده"، به "والدین" هر کدام یکپنجم (میشود دوپنجم). "بنت واحده" یکدوم برد. سهپنجم از یکششم برد (یکسوم برد) و دوپنجم از یکششم. پس اینجوری نبود که اگر نقض، اگر "قرم" بهش وارد شد، "قول من" برایش... الان اینجا مورد مثال ما کیست؟ در این مثال الان نقص به بچه وارد شده، ولی ادامه توضیحش با وقتی است که زوج داخل بشود.
اگر "بنت واحده" حالا یک زوج هم باشد – تا حالا فقط "بابای کی" (بابای خود "دو زوج" را) – "بابای بابای بنت" که میشود "زوج میت". اینجا زوج یکچهارم میبرد، "بنت" یکدوم، هر کدام از "أبوین" یکششم. مخرج مشترک اینها میشود ۱۲. زوج سهدوازدهم، "أبوین" هر کدام یکدوازدهم، "بنت واحده" میشود پنجدوازدهم. پنجدوازدهم از نصف کمتر. اینجا به "بنت" نقص وارد شده. نقص وارد نشده؟! پس این قاعده "من کان علیه القرم" نقض (میشود). بله. آره دیگر. قیاس کنیم. غنیمت دارد. یک جای دیگر هم دارند. همه غرامت میدهند، این غرامت ندارد. الان اینجا آنجایی که همه غنیمت داشتند، غنیمت را اینجایی که همه باید غرامت بدهند، غرامت ندادند. فقط "بنت واحده" غرامت (میدهد). یعنی این سهمش از یکدوم کم شد (پنجدوازدهم). از نوادگان ترکه به رد، بهشان برمیگردانیم به نسبت یکپنجم. این "أبه" همان یکششم. این هم که یکششم. این هم که سهششم. یکچهارم ۱۲ میشود سهدوازدهم، ۲۴... ۴... ۶... ۱۰ واسه ۱۳. خب، حالا کم میکنیم از این بندهخدا کم میکند. آره، ولی زادالله قلمک.
مسئله هفتم هم میرسیم. مسئله هفتم این است که بهجای کلاله ابوین، بنشیند. بهجای کلاله وقتی که کلاله ابوین نباشد در هر موضعی. پس هر جایی نباشند کلاله أبی، جایش مینشیند. میخواهد منفرد باشد، کلاله "أب"، یا جمع بشود با کی جمع بشود؟ کلاله "أب" جمع بشود با همطبقه خودش که کیست؟ نه با اجداد. کلاله با اجداد همطبقه با کلاله "أم" جمع بشود با اجداد جمع بشود، یا با هر دو تا جمع بشود. این کلاله "أب" همراه کلاله "أم"؛ یعنی وقتی کلاله "أم" باشد چقدر میبرد؟ مازاد از یکششم میبرد. کلاله نه، نه، آفرین، یکی یکسوم. کلاله "أبی" یکی باشد، یکششم. اگر چند تا باشند، یکسوم همراه اجداد.
اگر کلاله "أب" با اجداد "میت" جمع بشوند، اینجا ما فصله - آنی که تفصیل داده شد - کجا؟ تو مسئله اول در کلاله ابوین. از مساوات تفسیری که آنجا دادیم. اگر اجداد با کلاله "أب" جمع شدند که مساواتش میشود چی؟ نصف نصف این. و تفضیل و الاستحقاق. یک تفصیل داریم، یک استحقاق. تفصیلش چیست؟ اگر اجداد "امی" و "اخوه ابی" باشند. اجداد "امی" و "اخوه ابی"؛ به اجداد یکسوم میدهیم، به "اخوه" دوسوم میدهیم. تفضیل کی را به کی تفضیل دادیم؟ "اخوه" و اجداد. استحقاق جایی که "اخوه" و "بینی" باشد تو مرتبه. اینها کسی غیر اینها نباشد که بخواهد مال را به قرابت ببرد. اینجا فقط "اخوه ابی" اگر داشته باشند، باشد، کسی آنجا نباشد. این میشود به استحقاق. یکی دیگر هم میتواند اینجوری شاملش هستید استحقاق تفضیل و استحقاق بالغرّاء. همان آیه: "اولوالارحام بعضهم اولی ببعض" همین بود دیگر. استخاره چیزی، مگر اینکه "اناس" باشند. کیا "اناس" باشند؟ کلاله. که اگر اینجوری باشد، مستحق نصف میشود. یعنی "بنت واحده" کلاله "امی" باشد میشود نصف، یا "سولسنگ" باشند. بیش از "بنت واحده" باشد. بیش از "بنت واحده" در کلاله "امی" "سولسنگ" میبرند. بله آقا. این "سولسین" را "تسمیتاً" میبرند. باقی را رداً میبرند تا آخر. آنچه که در کلاله تفاوتی با متن "محمد و..."
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه بیست و پنجم
شرح لمعه
جلسه بیست و ششم
شرح لمعه
جلسه بیست و هفتم
شرح لمعه
جلسه بیست و هشتم
شرح لمعه
جلسه بیست و نهم
شرح لمعه
جلسه سی و یکم
شرح لمعه
جلسه سی و دوم
شرح لمعه
جلسه سی و سوم
شرح لمعه
جلسه اول
شرح لمعه
جلسه دوم
شرح لمعه
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات شرح لمعه
جلسه دوم
شرح لمعه
در حال بارگذاری نظرات...