متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسمالله الرحمن الرحیم
درباره میراث اجداد ثمانیه و نحوه تقسیمش صحبت کردیم و گفتیم که این تقسیم بر مبنای نظر شیخ طوسی است و بیشتر فقها و مشهور فقها تابع ایشان هستند. دو قول دیگر در این مسئله داریم. کمی توهم است، کلاً بحثهای ارث کمی توهم میشود و اینجا دیگر خیلی درهمبرهم شده است. منشأ اختلاف را جدا آوردند، گفتند و آخرش آوردند گفتند. به نظر من اگر اول میگفتند بهتر بود؛ ما هم چارهای نداریم جز اینکه آخر بگوییم، ولی کمی درهمبرهم است، به هر حال تحمل کنید.
قول اول از شیخ معینالدین مصری است. من خودم این بزرگوار را نمیشناسم و ایشان (ممنو برزحی) بار دوم است که نامش میآید و تاکنون نامش را جز اینجا نشنیدهام. نمیدانم حالا خلاصه جزوه میگفتند، احتمالاً پاور داشتند. نظر شیخ معینالدین مصری این است که ثلثِ ثلث (که آن ثلث دوم چه بود؟ اصل فریضه که سهم عقربا بود) سهم عقربا بود. «عقربههای ام»، اینجا یکسومش را میدهیم برای جد مادری میت و جده مادری میت. دقت کنید ثلث چه چیزی شد؟ پس برای دو جد مادری میت از طرف مادر، جد و جده مادری میت. درست شد؟ ولی هر دو از طریق مادر. یکسوم و دو سوم میدهیم برای… (یکسوم مادری خیلی طولانی است، مادرِ مادرِ جدِ جد اندر جد، باشد آن پدر است). طبق قول اول، یکسوم امشب ۹۸۰. حالا اینجا دارد میگوید که این جده مادری است. اینجا نظر شیخ طوسی و اکثر به این بود که اینها را کلاً همهشان را بدهیم به ایشان. میگوید نه، دوباره یکسوم و دو سوم میکنیم. بله، یکسوم، باریکالله! پنج دقیقه طوفانی.
و ثلثِ ثلثِ (اثر آلودگی هوا) دوسومش هم پس برای جد مادری میت و جدش، دوسومِ آن یکسوم، درست شد؟ که میشود چند نهم؟ ششنهم، دونهم. دونهمش مال "ابیهات" (دو جد مادرِ مادری میت از طرف پدر، از طرف پدر میت و جد مادری ابیهات)؛ خب خیلی درهم است. حالا داشته باشید، یک جاهایی من خودم واقعاً سردرد شدم، یعنی هنوز سرم درد میکند. فروضی که داشت: «وَ ثُلثَیْنَ لِأَبَوِیِّ أُمِّ العُصْبَهِ» (یکسوم، دوسوم؛ یکسوم، دوسوم). میدهیم پدر مادر. یکسوم و دوسوم میدهیم به پدر و مادرِ مادر. بعد دوسوم آن اصل و… آره آره، چون به واسطه مادر، دوسوم اصل را میدهیم به پدر و مادرِ پدرِ میت. اصلاً دوباره باز یکسوم، دوسومی. پس سهام قرابت عمر میشود ششکل؛ چیست؟ شما یکسوم اصل مال اینهاست. تقسیم بر سه بهشان داده میشود. یکسوم برای جد مادر از مادر و جدش، که همینطور میشود دوسوم ضربدر میشود چهار نهم. چهار بیستوهفتم، چرا هجده تا؟ سهام قرابت عمر شش تاست. سهام یعنی صورت کسر دیگر. در مخرج مشترک میرویم. یکسوم کل اصل مال عقربههای ام است. درست شد؟ اینها را اساساً بهشان میدهم. درست شد؟ یکسومش را میدهند به جد مادر از مادر و جدش. پس در واقع دو تا سه تا باید تقسیم بکنیم، میشود شش تا. این میشود سهام عقربا.
ساعت پنج. الان رنگارنگ، قرمز. شماره به مفهوم مصری فکر میکنم که کفشم ذره خاصیت نداشت، فقط مصیبت. یکسومش را که این باشد، بدهیم به این. نه، به سویه توی اینها خواهر مادر. این میشود پنجاهوشش. جده جده پدری هر کدامشان دونهم. یکسوم یکسوم دوسوم. صورت کسر جده یکی است. اینها کلاً اول دو تاست، روشن است. اول هر یکی اینها را دو تا میبرم، عرض کنم که دوازده تا اضافه. دو تای اضافه میشود نه، شش تا اضافه میشود، هجده هفت میشود. این بنده خدا یکسوم از دوسوم موتور، یکدوم، آره. اینجا، اینجا دیگر میگوییم خودشان سیوسه سیودو بیستوهفت. بزرگتر بیستوهفت. هجده بیستوهفت. موافقی؟ سیودو بیستوهفت. خب، این هم میشود شش بیستوهفت. آقای روحانی چی چی شد؟ این پنجاهوچهار را میگیرد. هجده را در سه ضرب میکند، پنجاهوچهار میگیرد. بیستوهفت. یک نکته را اینجا داشته باشید که میگوید سهام قرابت عمر شش تا سهام، هجده تاست. اینها را در هم ضرب میکند، پنجاهوچهار میشود. بعد از این پنجاهوچهار کلاً حساب کرده، گفته ثلث این پنجاهوچهار تا میشود هجده تا مال اجداد عمر. دوازده سال «ابیهات» است، هجده تا پنجاهوچهار تا. سه هجده تا میشود پنجاهوچهار تا. تو، تو مخرج آن یکی ضرب میشود، تو خودش ضرب نمیشود. محاسبات، محاسبات نمیرسیم به همان پنجاهوچهار تا. این پنجاهوچهار تا میگوید که حسابکتاب بکنیم. جد پدر میت از طرف پدر شانزده پنجاهوچهار. مخرج پنجاهوچهار گفتی، شانزده تا سهم نگفته، پنجاهوچهار مخرج ندارد. پنجاهوچهار بیشتر میشود. جد پدر میت از طرف مادر، از طرف مادر، آفرین. آن میشود شش تا، آن هم میشود شش تا. جده پدر مجموعه سیوشش تا، آن طرف جد مادر از طرف مادر میشود سه تا. جد مادر بعد جد مادر از طرف پدر شش تا، آن هم شش تا. اینها شدند هجده تا. هجده در هجده تا سهام قرابت «ابر» بود. شش تا سهام قرابت «ام» بود. چون به اسلاس تقسیم کرده بود، از سه گرفت، هجده را در سه ضرب کرد، شد پنج. این از این. شما خسته شدی؟ آیا «محجوری» خدمتشان باشیم برای آن یکی داشته باشند. دیگر متنم را من دیگر نخواندم که بخواهم تکتک تطبیق بدهم. شکل لازم متن خیلی سریع تا پاک میکنند. بله، بله. ثلث این پنجاهوچهار تا، «ثمانِیَ عَشَرَ» برای اجداد «امٍّ» منها، که از آن دوباره دوسوم از این هجده تا، منها از این هجده تا، «اِثنا عَشَرَ» برای ابیهات «اُمِّ میت» با «سویهِ اُمّهات» کذالک باسویه. «سِتَّهٌ وَ ثَلاثُونَ» برای اجداد «أَبٍ» منها، از آن سیوشش، «اِثنا عَشَرَ» «اُمّی» باسویه، و «اَربَعَهٌ وَ عِشْرُونَ» «أَبّی» «اَثلاثاً» که تقسیم بر سه و دوسوم یکسوم «وَ هُوَ ظاهِرٌ»، یعنی اینکه اینی که ما بیستوچهار را بین دو تا جد پدر از پدر و دو جد از مادر تقسیم بکنیم به اینکه یکی یکسوم برای یکی دوسوم، این که «متقربین أَبٍ» به «اُمٍّ» یکسوم باشند، «متقربین أَبٍ» دوسوم باشند، ظاهر مسئله است، ظاهر فتوای این آیتالله مصری.
نظر دوم مال شیخ زینالدین محمد بن قاسم برزحی، حالا یا مال سوریه و دمشق بوده ایشان که آن طرفها هم این فامیلی هست یا مال همین سبزوار و بیهق و اینها، برزویی خودمان بوده. رفته. ایشان میگوید که متنش این است، میگوید: «ثلث ثلث» یعنی یکسوم اصل که داریم، یکسومش را میدهیم به پدر و مادر مادر «بَسَویّه». مادرِ مادر سوم، دوسوم آن اصل را که اینور بود، میدهیم به پدر و مادرِ پدرِ پدرِ «ابیهات» میشود مادر میت، پدر و مادرِ پدر و مادر… آره دیگر، پدر و مادرِ پدر. این هم اصلاً توی بیستوهفتم. چهار بیستوهفتم میشود قسمت اجداد. اجداد اربعه پدر میت، شیخ پدر مادر پدر پدرش. این میشود چهار نهم. این را «مادریاش» را «بَستَویّه» یا چیز میشود، دو هجدهم. آن یکی چهار بیستوهفتم. پنجاهوچهار بگیریم، شانزده تا. این میشود هشت تا، این میشود شش تا. این هشت تا، این میشود چهار. آفرین! هشت، پنجاهوچهار. خراب کردی. این ترکیب شیخ بود. در واقع ترکیب شیخ و مصری بود. شیخ میگفت که کلاً اسلاس کرد دیگر. شیخ طوسی کاغذدیواری چی بود؟ روزنامهدیواری. آره، این هم از این شد.
پس میشود جد مادر میت از طرف پدر میشود هشت تا. جده مادر میت از طرف پدر میشود چهار تا. جد مادر مهدی مادر میشود شش تا. جده مادر میت از طرف مادر میشود سه تا. اینها شدند هجده تا. تمام. جد پدر میت از پدر میشود شانزده. جده پدر از پدر هشت. جد پدر میت از مادر هشت تا. جده پدر میت از مادر چهار تا. چهار تا جده پدر میت از مادر میشود چهار تا. جده پدر میت، جده پدر میت از مادر، پلاستیکی متری شش و نیم. فیلم افتضاحی! این هم از پس وجه ارتفاع اینجا همان پنجاهوچهار و صحت هم یعنی سهام اجداد ثمانیه هم دوباره مثل همان قول مصری که به پنجاهوچهار میرسد. سهام عقربای ام هجده تاست. عقربههای اب نه تاست. برعکس شد. مصری میگفت سهام عقربای ام شش تا باشد، آنور هجده تا باشد. ایشان میگوید که سهام عقربای ام هجده تا باشد، عقربای اب نه تا باشد که اینها تداخل میکنند. «اِجْتَزاءَ» میکند به ضرب هجده در سه که اصل فریضه است، پنجاهوچهار. با مخرج پنجاهوچهار.
منشأ اختلاف که اصل بحثش این است: نظر است به قسمت منتسب به عمر باسویه. بحث سر این است که آقا منتسب به عمر به سویه ببرد یا نه. بعضیها آمدند گفتند که «مِنْهُمْ لَهُ الْأُمومَهَ»، مادر بودن را ملاحظه کردند در همه اجداد عمر. یعنی همه اجداد عمر را گفتند اینها همه عمومات دارند، مثل مصری. نه نه، شیخ و مشهورند. اینها آمدند گفتند که آقا توی همه اجداد مادر میت، جد و جده مادر میت میخواهد از پدرش باشد، میخواهد از مادرش باشد. مادر شانزده و هشت بیستوچهار. بیستوچهار و هشت سیودو. سیودو، چهلوشش. دومین برزحی، سومی مصری. اولیش همین قول مشهور است. انشای برج مترو. چون مصری از دو جهت مشکلش فقط این است که روی این مثال تطبیق پیدا نکرد دیگر. وسطی، وسطی گفتند اولی قول شیخ، دومین برزحی، سوم مصری. توی دومی اینجا نوشتم این است که گفته که چی نوشتم؟ کورم. مبدأ انتصاب جد را اینجا حساب کردند. چون جد مادر میت و جدش از پدر اول به سبب اب انتصاب دارند و چون آن دو تا، دو تا پدر، دو تا پدر مادر میتاند. دو تا پدر به حساب میآیند، به تفاوت تقسیم میشود. در مقابل جد و جد مادر و جدش از طرف مادرش که آن دو تا به مادر حساب دارند و ابتدائاً از طرف مادر حساب میشود. این اصل را لحاظ کردند. دیگر از کی؟ از پدر یا از مادر. این آمده. قول اول این است که میگوید آقا اینها کلاً چون انتصاب ام دارند، همه را امی به حساب میآوریم. میشوند به تفاوت. برزحی اصل را لحاظ کرده، گفته انتصاب از پدر باشد. یعنی آن بالای بالا، مادر پدر. اگر از پدر باشد، همه اینها را به ابی به حساب میآوریم. اگر مادر باشد، به ام به حساب میآوریم. قول برزحی بود که همین است. میگوید که ملاک ما این اصل اجداد «لا حظَّ» اصل انتصاب دیگر. مبدأ انتصاب جد چرا؟ میگوید که جد مادر میت و جده مادر میت از پدر، جده مادر میت از پدر. اینها ابتدائاً به خاطر اب انتصاب دارد. همان پدر مادر میشود دیگر. مادر مال مصری. مصری میگوید که هم اصل و هم انتهای به ام. اصل جد و جده مادر میت، جد و جده مادر موشک، جده مادر میت از طرف پدر. اینها دو جهت را دارند. جهت اصل را دارند، یعنی هر دو دو تا پدر ابند. پدر را وقتی پدری شد، این بدیهاش هم پدری به حساب میآید، ولو پدر پدر مادر میت باشد. و جهت انتهایی به میت از مادرش است. چون اینها جد و جده مادر میتاند، ولو از طرف پدر باشد، حصه این دو تا، اینها مضاعف میشود بر حصه جد مادر میت و جدش از طرف ما، از طرف مادر. چون آن دو تا از طرف پدرند، قسمت بین آن دو تا تصاویر دارد. چون که جد و جده مادر میت، این میشود مبنای قول مصری که جهتین جهت یک مادر باشد، ولو مادر همه آخر مسافر بخورد. در این حالت به نظرتان توی سه دقیقه میتوانم دوازده را بخوانم؟ بخوانم. دوازده این است:
اولاد اخوه به جای آباایشون یعنی اولاد مینشینند به جای بابای آن اولاد. آبا آب اولاد مینشینند وقتی که آبا نباشند و هر کدام از اولاد نصیب من یتقرب به را میگیرد، یعنی بچه بچه داداش یا بچه خواهره متناسب با همان که داداش میگرفته را به بچه ولو بچههایش مونث باشند. پس برای اولاد اخت منفرده ابوینی یا ابی، نصف و «تَسْمِیَهً» باقی را رد میدهند. اگر این اولاد ذکور باشند و هرچند همه اولاد به اولاد اخ منفرد ابی. ترجمه اولاد اخ منفرد ابی. همه مال را میدهند هرچند اناث باشد آن اولاد اخ منفرد. همه را قرابت میدهند. دیگر فرض برای فرزند برادر یا خواهر. اگر امی باشند، کلاله مادری یکششم میدهند که مال کیه؟ هرچند ولد متعدد باشد. آن بالاییه یکی است. اولاد ده تا اولاد اخوی که «مُتَعَدِّداً». این «مُتَعَدِّدٌ» مال کیه؟ باز مال اولاد است یا مال متعدد بودن؟ یکسوم باقی را میدهند به اولاد متقرب به ابوین. اگر اینها بودند، اگر این نبودند، به متقرب ابی میشود. والا اگر نه داشتیم، نه ابی داشتیم، باقی را که از یکششم یا از یکسوم است، برمیگردانیم به بچه برادر امی و بر این قیاس باقی اقسام مثل اجتماع اولاد اخوه با اجداد میت که باز اینها مثل و تقسیم شدن اولاد همراه تعدد اولاد و اختلاف اولاد از باب ذکوریت و انوثیت مثل پدرانشونه، آنجوری حساب میکنیم. اگر اولاد کلاله ام باشند یعنی ذکور و اناث برابرند. اگر اولاد کلاله ابوین یا ابی باشند که باز به تفاوت میشود.
رکوردشکنی. و صلیالله علی سیدنا محمد و آله.
بسمالله الرحمن الرحیم
درباره میراث اجداد ثمانیه و نحوه تقسیمش صحبت کردیم و گفتیم که این تقسیم بر مبنای نظر شیخ طوسی است و بیشتر فقها و مشهور فقها تابع ایشان هستند. دو قول دیگر در این مسئله داریم. کمی توهم است، کلاً بحثهای ارث کمی توهم میشود و اینجا دیگر خیلی درهمبرهم شده است. منشأ اختلاف را جدا آوردند، گفتند و آخرش آوردند گفتند. به نظر من اگر اول میگفتند بهتر بود؛ ما هم چارهای نداریم جز اینکه آخر بگوییم، ولی کمی درهمبرهم است، به هر حال تحمل کنید.
قول اول از شیخ معینالدین مصری است. من خودم این بزرگوار را نمیشناسم و ایشان (ممنو برزحی) بار دوم است که نامش میآید و تاکنون نامش را جز اینجا نشنیدهام. نمیدانم حالا خلاصه جزوه میگفتند، احتمالاً پاور داشتند. نظر شیخ معینالدین مصری این است که ثلثِ ثلث (که آن ثلث دوم چه بود؟ اصل فریضه که سهم عقربا بود) سهم عقربا بود. «عقربههای ام»، اینجا یکسومش را میدهیم برای جد مادری میت و جده مادری میت. دقت کنید ثلث چه چیزی شد؟ پس برای دو جد مادری میت از طرف مادر، جد و جده مادری میت. درست شد؟ ولی هر دو از طریق مادر. یکسوم و دو سوم میدهیم برای… (یکسوم مادری خیلی طولانی است، مادرِ مادرِ جدِ جد اندر جد، باشد آن پدر است). طبق قول اول، یکسوم امشب ۹۸۰. حالا اینجا دارد میگوید که این جده مادری است. اینجا نظر شیخ طوسی و اکثر به این بود که اینها را کلاً همهشان را بدهیم به ایشان. میگوید نه، دوباره یکسوم و دو سوم میکنیم. بله، یکسوم، باریکالله! پنج دقیقه طوفانی.
و ثلثِ ثلثِ (اثر آلودگی هوا) دوسومش هم پس برای جد مادری میت و جدش، دوسومِ آن یکسوم، درست شد؟ که میشود چند نهم؟ ششنهم، دونهم. دونهمش مال "ابیهات" (دو جد مادرِ مادری میت از طرف پدر، از طرف پدر میت و جد مادری ابیهات)؛ خب خیلی درهم است. حالا داشته باشید، یک جاهایی من خودم واقعاً سردرد شدم، یعنی هنوز سرم درد میکند. فروضی که داشت: «وَ ثُلثَیْنَ لِأَبَوِیِّ أُمِّ العُصْبَهِ» (یکسوم، دوسوم؛ یکسوم، دوسوم). میدهیم پدر مادر. یکسوم و دوسوم میدهیم به پدر و مادرِ مادر. بعد دوسوم آن اصل و… آره آره، چون به واسطه مادر، دوسوم اصل را میدهیم به پدر و مادرِ پدرِ میت. اصلاً دوباره باز یکسوم، دوسومی. پس سهام قرابت عمر میشود ششکل؛ چیست؟ شما یکسوم اصل مال اینهاست. تقسیم بر سه بهشان داده میشود. یکسوم برای جد مادر از مادر و جدش، که همینطور میشود دوسوم ضربدر میشود چهار نهم. چهار بیستوهفتم، چرا هجده تا؟ سهام قرابت عمر شش تاست. سهام یعنی صورت کسر دیگر. در مخرج مشترک میرویم. یکسوم کل اصل مال عقربههای ام است. درست شد؟ اینها را اساساً بهشان میدهم. درست شد؟ یکسومش را میدهند به جد مادر از مادر و جدش. پس در واقع دو تا سه تا باید تقسیم بکنیم، میشود شش تا. این میشود سهام عقربا.
ساعت پنج. الان رنگارنگ، قرمز. شماره به مفهوم مصری فکر میکنم که کفشم ذره خاصیت نداشت، فقط مصیبت. یکسومش را که این باشد، بدهیم به این. نه، به سویه توی اینها خواهر مادر. این میشود پنجاهوشش. جده جده پدری هر کدامشان دونهم. یکسوم یکسوم دوسوم. صورت کسر جده یکی است. اینها کلاً اول دو تاست، روشن است. اول هر یکی اینها را دو تا میبرم، عرض کنم که دوازده تا اضافه. دو تای اضافه میشود نه، شش تا اضافه میشود، هجده هفت میشود. این بنده خدا یکسوم از دوسوم موتور، یکدوم، آره. اینجا، اینجا دیگر میگوییم خودشان سیوسه سیودو بیستوهفت. بزرگتر بیستوهفت. هجده بیستوهفت. موافقی؟ سیودو بیستوهفت. خب، این هم میشود شش بیستوهفت. آقای روحانی چی چی شد؟ این پنجاهوچهار را میگیرد. هجده را در سه ضرب میکند، پنجاهوچهار میگیرد. بیستوهفت. یک نکته را اینجا داشته باشید که میگوید سهام قرابت عمر شش تا سهام، هجده تاست. اینها را در هم ضرب میکند، پنجاهوچهار میشود. بعد از این پنجاهوچهار کلاً حساب کرده، گفته ثلث این پنجاهوچهار تا میشود هجده تا مال اجداد عمر. دوازده سال «ابیهات» است، هجده تا پنجاهوچهار تا. سه هجده تا میشود پنجاهوچهار تا. تو، تو مخرج آن یکی ضرب میشود، تو خودش ضرب نمیشود. محاسبات، محاسبات نمیرسیم به همان پنجاهوچهار تا. این پنجاهوچهار تا میگوید که حسابکتاب بکنیم. جد پدر میت از طرف پدر شانزده پنجاهوچهار. مخرج پنجاهوچهار گفتی، شانزده تا سهم نگفته، پنجاهوچهار مخرج ندارد. پنجاهوچهار بیشتر میشود. جد پدر میت از طرف مادر، از طرف مادر، آفرین. آن میشود شش تا، آن هم میشود شش تا. جده پدر مجموعه سیوشش تا، آن طرف جد مادر از طرف مادر میشود سه تا. جد مادر بعد جد مادر از طرف پدر شش تا، آن هم شش تا. اینها شدند هجده تا. هجده در هجده تا سهام قرابت «ابر» بود. شش تا سهام قرابت «ام» بود. چون به اسلاس تقسیم کرده بود، از سه گرفت، هجده را در سه ضرب کرد، شد پنج. این از این. شما خسته شدی؟ آیا «محجوری» خدمتشان باشیم برای آن یکی داشته باشند. دیگر متنم را من دیگر نخواندم که بخواهم تکتک تطبیق بدهم. شکل لازم متن خیلی سریع تا پاک میکنند. بله، بله. ثلث این پنجاهوچهار تا، «ثمانِیَ عَشَرَ» برای اجداد «امٍّ» منها، که از آن دوباره دوسوم از این هجده تا، منها از این هجده تا، «اِثنا عَشَرَ» برای ابیهات «اُمِّ میت» با «سویهِ اُمّهات» کذالک باسویه. «سِتَّهٌ وَ ثَلاثُونَ» برای اجداد «أَبٍ» منها، از آن سیوشش، «اِثنا عَشَرَ» «اُمّی» باسویه، و «اَربَعَهٌ وَ عِشْرُونَ» «أَبّی» «اَثلاثاً» که تقسیم بر سه و دوسوم یکسوم «وَ هُوَ ظاهِرٌ»، یعنی اینکه اینی که ما بیستوچهار را بین دو تا جد پدر از پدر و دو جد از مادر تقسیم بکنیم به اینکه یکی یکسوم برای یکی دوسوم، این که «متقربین أَبٍ» به «اُمٍّ» یکسوم باشند، «متقربین أَبٍ» دوسوم باشند، ظاهر مسئله است، ظاهر فتوای این آیتالله مصری.
نظر دوم مال شیخ زینالدین محمد بن قاسم برزحی، حالا یا مال سوریه و دمشق بوده ایشان که آن طرفها هم این فامیلی هست یا مال همین سبزوار و بیهق و اینها، برزویی خودمان بوده. رفته. ایشان میگوید که متنش این است، میگوید: «ثلث ثلث» یعنی یکسوم اصل که داریم، یکسومش را میدهیم به پدر و مادر مادر «بَسَویّه». مادرِ مادر سوم، دوسوم آن اصل را که اینور بود، میدهیم به پدر و مادرِ پدرِ پدرِ «ابیهات» میشود مادر میت، پدر و مادرِ پدر و مادر… آره دیگر، پدر و مادرِ پدر. این هم اصلاً توی بیستوهفتم. چهار بیستوهفتم میشود قسمت اجداد. اجداد اربعه پدر میت، شیخ پدر مادر پدر پدرش. این میشود چهار نهم. این را «مادریاش» را «بَستَویّه» یا چیز میشود، دو هجدهم. آن یکی چهار بیستوهفتم. پنجاهوچهار بگیریم، شانزده تا. این میشود هشت تا، این میشود شش تا. این هشت تا، این میشود چهار. آفرین! هشت، پنجاهوچهار. خراب کردی. این ترکیب شیخ بود. در واقع ترکیب شیخ و مصری بود. شیخ میگفت که کلاً اسلاس کرد دیگر. شیخ طوسی کاغذدیواری چی بود؟ روزنامهدیواری. آره، این هم از این شد.
پس میشود جد مادر میت از طرف پدر میشود هشت تا. جده مادر میت از طرف پدر میشود چهار تا. جد مادر مهدی مادر میشود شش تا. جده مادر میت از طرف مادر میشود سه تا. اینها شدند هجده تا. تمام. جد پدر میت از پدر میشود شانزده. جده پدر از پدر هشت. جد پدر میت از مادر هشت تا. جده پدر میت از مادر چهار تا. چهار تا جده پدر میت از مادر میشود چهار تا. جده پدر میت، جده پدر میت از مادر، پلاستیکی متری شش و نیم. فیلم افتضاحی! این هم از پس وجه ارتفاع اینجا همان پنجاهوچهار و صحت هم یعنی سهام اجداد ثمانیه هم دوباره مثل همان قول مصری که به پنجاهوچهار میرسد. سهام عقربای ام هجده تاست. عقربههای اب نه تاست. برعکس شد. مصری میگفت سهام عقربای ام شش تا باشد، آنور هجده تا باشد. ایشان میگوید که سهام عقربای ام هجده تا باشد، عقربای اب نه تا باشد که اینها تداخل میکنند. «اِجْتَزاءَ» میکند به ضرب هجده در سه که اصل فریضه است، پنجاهوچهار. با مخرج پنجاهوچهار.
منشأ اختلاف که اصل بحثش این است: نظر است به قسمت منتسب به عمر باسویه. بحث سر این است که آقا منتسب به عمر به سویه ببرد یا نه. بعضیها آمدند گفتند که «مِنْهُمْ لَهُ الْأُمومَهَ»، مادر بودن را ملاحظه کردند در همه اجداد عمر. یعنی همه اجداد عمر را گفتند اینها همه عمومات دارند، مثل مصری. نه نه، شیخ و مشهورند. اینها آمدند گفتند که آقا توی همه اجداد مادر میت، جد و جده مادر میت میخواهد از پدرش باشد، میخواهد از مادرش باشد. مادر شانزده و هشت بیستوچهار. بیستوچهار و هشت سیودو. سیودو، چهلوشش. دومین برزحی، سومی مصری. اولیش همین قول مشهور است. انشای برج مترو. چون مصری از دو جهت مشکلش فقط این است که روی این مثال تطبیق پیدا نکرد دیگر. وسطی، وسطی گفتند اولی قول شیخ، دومین برزحی، سوم مصری. توی دومی اینجا نوشتم این است که گفته که چی نوشتم؟ کورم. مبدأ انتصاب جد را اینجا حساب کردند. چون جد مادر میت و جدش از پدر اول به سبب اب انتصاب دارند و چون آن دو تا، دو تا پدر، دو تا پدر مادر میتاند. دو تا پدر به حساب میآیند، به تفاوت تقسیم میشود. در مقابل جد و جد مادر و جدش از طرف مادرش که آن دو تا به مادر حساب دارند و ابتدائاً از طرف مادر حساب میشود. این اصل را لحاظ کردند. دیگر از کی؟ از پدر یا از مادر. این آمده. قول اول این است که میگوید آقا اینها کلاً چون انتصاب ام دارند، همه را امی به حساب میآوریم. میشوند به تفاوت. برزحی اصل را لحاظ کرده، گفته انتصاب از پدر باشد. یعنی آن بالای بالا، مادر پدر. اگر از پدر باشد، همه اینها را به ابی به حساب میآوریم. اگر مادر باشد، به ام به حساب میآوریم. قول برزحی بود که همین است. میگوید که ملاک ما این اصل اجداد «لا حظَّ» اصل انتصاب دیگر. مبدأ انتصاب جد چرا؟ میگوید که جد مادر میت و جده مادر میت از پدر، جده مادر میت از پدر. اینها ابتدائاً به خاطر اب انتصاب دارد. همان پدر مادر میشود دیگر. مادر مال مصری. مصری میگوید که هم اصل و هم انتهای به ام. اصل جد و جده مادر میت، جد و جده مادر موشک، جده مادر میت از طرف پدر. اینها دو جهت را دارند. جهت اصل را دارند، یعنی هر دو دو تا پدر ابند. پدر را وقتی پدری شد، این بدیهاش هم پدری به حساب میآید، ولو پدر پدر مادر میت باشد. و جهت انتهایی به میت از مادرش است. چون اینها جد و جده مادر میتاند، ولو از طرف پدر باشد، حصه این دو تا، اینها مضاعف میشود بر حصه جد مادر میت و جدش از طرف ما، از طرف مادر. چون آن دو تا از طرف پدرند، قسمت بین آن دو تا تصاویر دارد. چون که جد و جده مادر میت، این میشود مبنای قول مصری که جهتین جهت یک مادر باشد، ولو مادر همه آخر مسافر بخورد. در این حالت به نظرتان توی سه دقیقه میتوانم دوازده را بخوانم؟ بخوانم. دوازده این است:
اولاد اخوه به جای آباایشون یعنی اولاد مینشینند به جای بابای آن اولاد. آبا آب اولاد مینشینند وقتی که آبا نباشند و هر کدام از اولاد نصیب من یتقرب به را میگیرد، یعنی بچه بچه داداش یا بچه خواهره متناسب با همان که داداش میگرفته را به بچه ولو بچههایش مونث باشند. پس برای اولاد اخت منفرده ابوینی یا ابی، نصف و «تَسْمِیَهً» باقی را رد میدهند. اگر این اولاد ذکور باشند و هرچند همه اولاد به اولاد اخ منفرد ابی. ترجمه اولاد اخ منفرد ابی. همه مال را میدهند هرچند اناث باشد آن اولاد اخ منفرد. همه را قرابت میدهند. دیگر فرض برای فرزند برادر یا خواهر. اگر امی باشند، کلاله مادری یکششم میدهند که مال کیه؟ هرچند ولد متعدد باشد. آن بالاییه یکی است. اولاد ده تا اولاد اخوی که «مُتَعَدِّداً». این «مُتَعَدِّدٌ» مال کیه؟ باز مال اولاد است یا مال متعدد بودن؟ یکسوم باقی را میدهند به اولاد متقرب به ابوین. اگر اینها بودند، اگر این نبودند، به متقرب ابی میشود. والا اگر نه داشتیم، نه ابی داشتیم، باقی را که از یکششم یا از یکسوم است، برمیگردانیم به بچه برادر امی و بر این قیاس باقی اقسام مثل اجتماع اولاد اخوه با اجداد میت که باز اینها مثل و تقسیم شدن اولاد همراه تعدد اولاد و اختلاف اولاد از باب ذکوریت و انوثیت مثل پدرانشونه، آنجوری حساب میکنیم. اگر اولاد کلاله ام باشند یعنی ذکور و اناث برابرند. اگر اولاد کلاله ابوین یا ابی باشند که باز به تفاوت میشود.
رکوردشکنی. و صلیالله علی سیدنا محمد و آله.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه بیست و هشتم
شرح لمعه
جلسه بیست و نهم
شرح لمعه
جلسه سی ام
شرح لمعه
جلسه سی و یکم
شرح لمعه
جلسه سی و دوم
شرح لمعه
جلسه اول
شرح لمعه
جلسه دوم
شرح لمعه
جلسه سوم
شرح لمعه
جلسه چهارم
شرح لمعه
جلسه پنجم
شرح لمعه
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات شرح لمعه
جلسه دوم
شرح لمعه
در حال بارگذاری نظرات...