‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم.
عَن سَمَاعَةَ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ فَقَالَ لِي مُبْتَدِئاً: يَا سَمَاعَةُ مَا هَذَا الَّذِي كَانَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ جَمَّالِكَ؟ إِيَّاكَ أَنْ تَكُونَ فَحَّاشاً أَوْ سَخَّاباً أَوْ لَعَّاناً.
فَقُلْتُ: وَ اللَّهِ لَقَدْ كَانَ ذَلِكَ أَنَّهُ ظَلَمَنِي.
فَقَالَ: إِنْ كَانَ ظَلَمَكَ لَقَدْ أَرْبَبْتَ عَلَيْهِ. إِنَّ هَذَا لَيْسَ مِنْ أَفْعَالِي وَ لَا آمُرُ بِهِ شِيعَتِي. اسْتَغْفِرْ رَبَّكَ وَ لَا تَعُدْ.
فَقَالَ: اسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ لَا أَعُودُ.
خیلی روایت عجیبی است. سماعه میگوید: «رفتم خدمت امام صادق (علیه السلام). ابتدائاً، بدون اینکه من چیزی بگویم، خود حضرت این مطلب را مطرح کردند و فرمودند: "بین تو (و) شتردارت چه گذشت؟"» یک اتفاقی رخ داده؛ مشخص است حضرت میدانند، اشاره میکنند: «چیکار کردی؟ با فلانی چی گفتی؟» مشخص است که جروبحثی بوده، دعوایی بوده، بگو و مگویی بوده. ظاهراً این وسط حرفهایی مطرح شده که نباید مطرح میشده. بعد حضرت فرمودند: «ایاک ان تکون فحاشا»، حواست باشد فحاش نباشی، بددهن نباشی، «سخّاب» نباشی، داد و بیداد نکنی، «لعّان» نباشی، لعن و نفرین نکنی. خیلی عجیب است. اشراف و احاطه امام را ببینید. ناراحتی امام از این بگو و مگوهای ما، جرو بحثهای ما، بددهنیهای ما، امام زمان آزرده میشوند، بدشان میآید، ناراحت میشوند. خیلی دقت میطلبد.
استغفرالله، سماعه میگوید که عرض کردم که: «به خدا این به من ظلم کرده بود.» با کسی جرو بحث کردم که بهم ظلم کرده بود؛ اینجوری بهش گفتم. باشه، تند کردم، بد کرده بود. آقا ظلم کرده بود. حضرت فرمودند که: «او به تو ظلم کرد، تو که با این کارت بهش بیشتر ظلم کردی.» ظلم که فقط این نیست که پولتو نداد، کارتو انجام نداد، کارتو تحویل نداد و اینها فقط نیستش که. باید سهشنبه تحویل میداد، چهارشنبه تحویل داد. پنجشنبه تحویل داد. من سهشنبه بدهیاش را میدادم، نداده. هنوز به حساب نریخته. هرچی به دهنم برسه بهش میگویم. وقتیم افتخار میکنیم به اینکه ما چقدر قدرت داریم که میزنیم طرف نابود میشود. اصلاً افتخار میکنیم به زبانمان که آره، کسی حریف زبان من نمیشود. افتخار ندارد. زورِش میرسد، با پولش ظلم میکند. آن یکی با امکاناتش ظلم میکند. تو هم با زبانت ظلم. آن لباست را سر وقت تحویل نداد، این یکی آرایشگرت موهاتو خراب کرد، تو هم شروع کردی بد و بیراه، فحش و ناسزا. فرضش این است که عمدی باشد دیگر. اگر سهوی باشد که تقصیر ندارد بنده خدا. فرض این است که عمداً خراب کرد و یا بلد نیست دارد این کار را انجام میدهد. آن موی تو را خراب کرد، تو با این زبانت، با این کلمات، چه چیزی را خراب کردی؟ تو حیثیت او را خراب کردی. تو آبروی او را خراب. مو درمیآید، آبرو دیگر درنمیآید. مویی که میریزد درمیآید، آبرویی که میریزد دیگر از جایش درنمیآید. آن موی تو را برد، تو آبروی او را برد. به تو ظلم کرد، تو هم ظلم کردی! برای چه اینطور بهش توهین کردی؟ برای چه لعنش کردی؟ برای چه بددهنی کردی؟ برای چه داد و بیداد راه انداختی؟ تو این محله بیآبروش کردی، جلو در و همسایه، جلو همکارانش، تو محیط کاریش بیآبروش کردی.
گاهی زن و شوهر دعوایشان میشود. آقا ظلم کرده به خانمه، خیانت کرده یا هرچی. خانم میرود تو محل کارش آبروی این را میبرد، تو فضای مجازی، تو جمع فامیلهایش آبرو میبرد. آنی که فرمود: «لَا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ»؛ خدا جهر به سوء را دوست ندارد مگر در مورد کسی که بهش ظلم شده. اینکه بهش ظلم میشود، میتواند دادخواهی کند، میتواند فریاد بزند، میتواند افشا کند ظالم را، ولی نه به نحوی که خودش ظالم باشد. پیش افرادی که اصلاً دخلی ندارد بهشان، برای چه باید پیش این همکارانش آبرویش را ببریم؟ چرا؟ این هم ظلم است. آن توی حیطه، حق تو را ادا نکرده، به تو آسیب زده، به تو ظلم کرده، تو هم حالا تو همون حیطه میتوانی «جزاء سیّئه مثلها». در محیط خانه، تو رابطه زناشویی، «وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ». نهایت قرآن این است. اینا فرهنگ مترقی اسلام است. اسلام عزیز به ما یاد داده. میشود کسی که مورد ظلم قرار گرفته تلافی کند تو همون محدوده، «مثلها»، مثل همون بدی که بهش شد. خانمی که وظایفی دارد تو همون حیطه، حقوقی هم دارد. چطور در مسائل زناشویی این خانم تکلیف دارد، ولی آن وقتی که همین مسئله را آقا بهش ظلم بکند، هیچی. این همه روایت، این همه دستور، این همه دستورالعمل اخلاقی که اگر یک مردی مطالبهای داشت از همسرش، مطالبات زناشویی، زن اگر اهمال بکند، مسمس بکند. تو روایت دارد مثلاً انقدر مشغول میکند خودشو به کارهایی، لفت میدهد و اینها تا میآید آقا خوابش برده در بستر. آنجا گفتند تا صبح ملائکه این زن را لعن میکنند. این حق که به عهدهاش بود نسبت به شوهرش ادا نکرد، نیاز او را برطرف نکرد. خب این فقط برای آقا بود؟ نخیر، خانمم که مطالبه دارد، آقا اجابت نمیکند، اونم همینه، اونم تا صبح ملائکه لعنش میکنند: «وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ».
ولی خب این ورش معمولاً گفته نمیشود. چقدر در بین خانمها مشکلات این شکلی هست، مسائل اینجوری هست، الی ماشاءالله فراوان. مرد خودش به فکر کامیابی خودشه دیگه، اصلاً برایش مهم نیست. فقط هم توقع دارد که خانم به خودش برسد، این آرایش بکند، این اوضاع رو به راه باشد تو این مسائل. خب شما چی؟ شما لازم نیست به سرووضعت برسی؟ شما لازم نیست جوری باشی که در پاسخگویی به نیاز همسرت، جاذبه داشته باشی، برآورده کنی نیاز او را؟ پس مسئله این است که توی این حیطه اگر کم گذاشت، کم بگذار. اگر آسیب زد، آسیب بزن تو این حیطه. نه اینکه تو رابطه زناشویی کم میگذارد، تو میروی تو رابطه کاریش اختلال ایجاد میکنی. به چه حقی؟
ببینید چقدر این دستورات دقیق است. چقدر این دین محشر است. چقدر این خدا عادل و حکیم است. چقدر این اولیاء الهی هوشمندند. چقدر رو حساب است. فرمود: «برای چه بددهنی کردی؟» گفت: «ظلم کرده بهم.» فرمود: «او ظلم کرد، تو هم که بهش ظلم کردی»، «أَرْبَبْتَ عَلَيْهِ»، تو که بدترش کردی. تو که ظلم را مضاعف کردی. توی رابطه فردی بوده، توی رابطه شغلی بوده، توی رابطه اقتصادی بوده، به تو آسیب زده، تو میتوانی تو همون حیطه تلافی بکنی. به آبروی تو که آسیب نزده. که پول تو را نداد، مثلاً بدهیش را نداد، به آبرو آسیب نزده. به چه حقی به آبرویش آسیب میزنی؟ خیلی اینها دقیق است، عزیزان. واقعاً اگر ما روی اینها کمی دقیق بشویم، وحشت ما را برمیدارد.
خب همین غیبتهایی که میکنیم، به چه حقی با آبروی طرف آسیب میزنی؟ مسخرهاش میکنیم، اهانت میکنیم. خیلی خیلی گرفتاری. خیلی کار سخت است. خیلی، اگر با عدالت با ما بخواهد رفتار بشود، او را از ما استیفا کنند، واقعاً اوضاعمان رو به راه نیست و برای خودمان هم توجیه میتراشیم. همینطور که اینجا سماعه به امام صادق میگوید: «به من ظلم کرده بود.» خب فکر میکنم همینه دیگه، تمام. همین که ظلم کرده، دیگه من مستحق. آخه به من توهین کرده بود. آخه اینطور گفته بود. آخه این کار را کرده بود. آخه کاری که به دوشش گذاشتم انجام نداده بود. خیلی مسئله دقیق است.
بعد حضرت جملهای فرمودند: فرمودند: «إن هذا لیس منفعالی»، من این مدلی رفتار نمیکنم. رفتار من این مدلی نیست. خیلی واقعاً جای تأمل و دقت دارد. امام صادق: «من این مدلی نیستم.» مگر تو شیعه من نیستی؟ مگر من امام تو نیستم؟ من این مدلی نیستم. من این مدلی برخورد نمیکنم. حساب و کتابها را نباید به هم ریخت. امام سجاد فرمود: «قاتل پدرم، همان شمشیری که باهاش، همان خنجری که باهاش سر از تن پدرم جدا کرده را اگر امانت بهم بده، بعد مدت امانتش را بخواهد، میآید، تحویلش میدهم.» خنجری که باهاش سر از امام حسین جدا شده، این را خودش آمده دارد امانت به من میدهد. آقا، چه امانتی؟ فلانفلانشده، تو غلط میکنی که اصلاً میآیی باز از من درخواست داری که من برات امانت نگه دارم. آن هم همچین امانتی را. معلوم است که من این را اولاً که تو را شایسته کاری انجام بدهم، بعدشم همچین چیزی را امانت نگه دارم؟ انقدر من حق به گردن تو دارم. من حق قصاص دارم، اعدامت باید بکنم با همین چاقو. بعد حالا این را امانت آوردی دادی من نگه دارم؟ ببینید چقدر این مسائل دقیق است. فرمود: «همین را به من بده، نگه میدارم برایش.» سبحان الله العظیم. عدالت، از این همه دقت، از این همه مراعات حق، مراعات حقوق و چقدر سخت است مراعات حقوق. خدا باید به انسان کمک کند از پس این حقوق بربیاید.
فرمود: «من این شکلی نیستم. من این مدلی کار نمیکنم»، «وَ لَا آمُرُ بِهِ شِيعَتِي». این را هم به شیعیانم دستور نمیدهم که اینجوری رفتار کنند که تا تقی به توقی خود. برگردم دهانشون به بد و بیراه باز بشود، بپرند به طرف. سکه پولش بکنند، بشورند، آویزونش بکنند. خوشحال هم باشند که زدیم پدرش را درآوردیم. اوضاع ایام انتخابات ما چطور است؟ اوضاع مناظرات ما چطور است؟ بعضاً خوشمان میآید از اینکه یک کسی مثلاً هی میآید از بقیه رد میشود. اسمش را هم میگذاریم تانک و فلان و این حرفها. خیلی از این مطالب، خیلی از این نسبتها، گاهی نسبتهای درستی نیست. این رفتارها، رفتارهای اخلاقی نیست. چند سال پیش عرض کردم، یک عزیزی، خدا، از جهت مواضع انقلابی، جانباز بودنش، عملکردش، کارنامهاش، عزیز محترم است، دوستش داریم. ولی اینها فرهنگ غلطی است که دارد در بین ما شکل میگیرد. مسئولی رفته بود جایی، سال ۱۴۰۱. در یک دانشگاهی داشت در مورد انقلاب صحبت میکرد. یک جوان دانشجویی که نشسته آنجا تو جلسه، محترم، مستمع من است، پای صحبت من نشسته، این جوان بدون ذرهای اهانت و برگشت به آن آقای سخنران که مسئولیتی هم دارد، گفت: «ما، ما هم میخواهیم انقلاب کنیم، شما نمیگذارید.» همین قدر محترمانه. آن آقا برگشت گفت: «اسم انقلاب را میخواهی بیاوری، گلوتو بمال، تو گلوت گیر نکنه. فلان نشه. انقلاب شما فلانید.» ملت هم: «آقا این کف زدن نداره آخه!» این رفتار، رفتار اخلاقی: «لیس هذا من فعالی، إن هذا لیس من فعالی.» امام صادق میفرماید: «من این نیستم، این مدلی من رفتار نمیکنم.» سکهپول نمیکنم. یک جوان دانشجویی که نشسته سخنرانی تو را گوش داده، الان هم اهانت نکرده، نکتهای دارد، نقدی دارد، حرفی دارد، شبههای دارد، حتی متلکی دارد، متلک دارد، پاسخش این نیست که من جلوی این چند صد نفر کنفش کنم، ضایعش کنم، تحقیرش کنم، مسخرهاش کنم. حرفش را باید بشنوم. باید با محبت، با احترام، با استدلال. این شیوه اهل بیت است. البته این هم معنایش این نیست که حالا به هر عنصر خرابکار، تفرقه، اختلال ایجاد میکند با احترام و عزت و فلان و... نخیر، آن هم سر جای خودش رفتار مقتضی را آدم انجام میدهد. حضرت امام (رضوان الله علیه)، در سیرهشان چیزهای عجیب و غریبی تو این مسائل گاهی دیده میشود. نقل قول معروفشان کی است؟ مرحوم آقای کاشانی، به آن افسر ارتشی که نقل قول میکردند با همون غلظت تو اون فضای عمومی بحثش جدا است. اینجا این خیلی خب، عین ادب است، عین احترام است، جاش ولی این جوانی که حالا اینجا نشسته، اینطور من بخواهم بهش بپرم یا تو مناظرههای انتخابی، آخرم همون پاشنه آشیل شد دیگه. یعنی همین تانک بازیها آخر سر هم خود آن بزرگوار را به باد داد. همسر کسایی که این تانک بازیها خوششان میآمد را به باد داد. به یکی از عوامل جدی رأیآوری رقیب در این انتخابات همین مسئله شد که همون موقعی که این حرف مطرح شد، ما به جمع رفقا بودیم، بنده خیلی با عصبانیت -حالا رفقایی که تو اون جلسه بودن شاهدند- که گفتم آقا این کار باعث رأیآوری طرف مقابل میشود. این حرفی که زده شد، به هر حال اینها را نگذاریم فرهنگ بشود. هتاکی، اینجوری بیپروایی، پریدنها، این رفتارهای این شکلی باب نشود تو مناظرهها. مثلاً همچین آدمایی خوشمان میآید. البته باید مقتدر باشد. باید بتواند حق مردم را استیفا کند. باید از حق دفاع کند. باید بیباک باشد، با شهامت. نقاط سیاه فکر طرف را برملا کند، نشان بدهد. ولی این به معنای این نیست که بی ادبی کند، هتاکی کند، تمسخر کند، چه میدانم، لگد بزند و از این قبیل رفتارها. اینها خیلی مهم است. مرز اینها را رعایت کردن، حرمتها را نگه داشتن، خصوصاً در بین جامعه مؤمنین. افرادی هستند دیگه، واضح است که اینها خیانتکارند و فاسقند. و تازه اونجا هم حرمتهای اونا تو یک حدیاش باید حفظ بشود. یعنی ما حق بعضی اهانتها را نسبت به همانها هم نداریم. شهید بهشتی اجازه نمیداد به بنی صدر کسی در جلوی او اهانت بکند، بد و بیراه بگوید. بله، حالا بنی صدر خائن است، بنی صدر فاسد است، ولی بعضی تعابیر حاج قاسم حتی اجازه نمیداد، آن آقا اسم سگش را گذاشته بود ترامپ، ایشان ناراحت شد. «این شکلی صدا نکن.» حالا من نمیخواهم بحث فقهی شروع بکنم که حالا فقهی درست است یا غلط است. حتی بحث اخلاقیاش را هم نمیخواهم بکنم که این از جهت اخلاقی هم درست است یا غلط است. میخواهم ادب این آدم را، چه لطافتی در وجود اوست. از آن ور داد میزند: «آقای ترامپ قمارباز، حریفت منم، قمارباز.» او مستحق آن تعابیر تندی است که حاج قاسم به او خطاب میکند را مستحق است. ولی اینی که حالا من اسم سگم را بگذارم ترامپ، حالا حتی عرض میکنم ممکن است جایز هم باشد از لحاظ شرعیها. ولی ادب این آدم را ببینید. چقدر احساس میکنی این دیگر دارم ظلم میکنم بهش. این دیگر خارج از حد است. خیلی زیباست اینها. آن چیزی است که اهل بیت از ما میخواهند در تربیتی که از حدود خارج نشو. دیگر این دیگر اضافه است. دیگر این دیگر زیاده روی است. انقدرش دیگر حقش نیست. اینجاهاش دیگر مطابقت ندارد. اینجاهاش دیگر گردن گرفتنش سخت است. اینجاهاش را دیگر یقینی نیست، قطعی نیست، نمیشود سفت و سخت محکم گفت. خیلی مثال هم تو ذهنم همین الان دارد میآید، مثالهایی ولی نمیپردازم بهش.
فرمود: «نه من این مدلی کار میکنم، نه شیعیانم را دستور میدهم این شکلی باشند.» «اسْتَغْفِرْ رَبَّكَ وَ لَا تَعُدْ.» استغفار کن بابت این کاری که کردی، دیگر هم تکرار نشود. امام صادق فرمود. گفتم: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ لَا أَعُودُ.» باریکلا به این شیعه با ادب. توجیه نکرد که نه آقا درست بود، نه حالا دیگر بگذریم ولش کنید دیگر. حالا دیگر نمیخواهم در موردش صحبت کنم. نه، سریع گفتش که استغفار میکنم، دیگر هم تکرار نمیکنم. اینها مشکلات ماست دیگر. ما دنبال این هستیم که یک عارفی، بزرگی اهل، مشکلات ما را به ما بگوید. خب، یعنی نمیبینیم واقعاً، نمیفهمیم اینها تلسکوپ میخواهد دیدنش. انقدر ما کوریم که یک کسی که تلسکوپ دارد باید بیاید اینها را ببیند تا به ما بگوید یا میکروسکوپ دارد باید بیاید بگوید. اگر کسی واقعاً انقدر کور است دیگر چه، چرا بیاعتنایی میکنی؟ خودم میفهمم دیگر. آقا، من این حرفهایی که دارم میزنم، این چیزی که به خانمم گفتم، به خواهر شوهرم گفتم، به جاریم گفتم، به باجناقم گفتم، به همکارم گفتم، به بچهام گفتم، به دامادم گفتم، به عروسم گفتم، این خوب نبود. این تند بود، این تیز بود، این تحقیرآمیز بود، زیاده روی بود، بیش از حد استحقاق بود.
پرسیدند که «جهر به سوء» را گفتید که حدش این است منجر به ظلم نشود. خب مقابله به مثل مثلاً در همون مثال رابطه زناشویی که خودش ظلم است چون وظیفه زن تمکین است و کوتاهی به خاطر مقابله مثل به هر حال گناه و ظلم. اینجا دیگر بحث مصداقی دارد میشود. تو مصادیقش باید رفت، نظر مراجع را بپرسید که حالا این مورد یا آن مورد میتوانم این کار را بکنم، آن کار را نکنم. آن بحث مصداقیاش را من قاعده کلیاش را عرض کردم که بر اساس آیه قرآنش هرجایی که زن یک وظیفهای دارد، حقی هم دارد و هرجایی که یک سیئهای به کسی وارد میشود، حق تلافی به همون صحیح، به مثل اون سیئه را دارد. حالا دیگر مثالش توی فلان مورد دقیقاً چی میشود، آنها دیگر هرکسی خودش باید برود بررسی کند، سؤال کند، ببیند تو آن مسئله به چه کیفیت.
روایت بعدی هم از امام صادق (علیه السلام): «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ: إِنَّ مِنْ أَشَرِّ عِبَادِ اللَّهِ مَنْ تُكْرَهُ مُجَالَسَتُهُ لِفُحْشِهِ.» از بدترین بندههای خدا کسانیاند که بقیه از مجالست با اینها بدشان میآید به خاطر بددهنی. میگوید آقا ما را لجنمال میکند، تعبیر دیگر هم استفاده میکند، له میکند، این بابا خردمان میکند با حرف زدنش. گاهی پیرها این شکلیاند. تو بعضی فامیلها هرچی پیرتر میشوند بدتر میشود. خدا به داد ما برسد که در جوانی آدم بشویم. پیر میشویم از این مشکلات پیش نیاید. بابابزرگه، مادربزرگه بددهن است، بد اخلاق است، گیر میدهد، بقیه هم بدشان میآید از مجالست با او به خاطر این رفتارها. خب، این هم روایت بعدی بود در این باب. انشاءالله روایات دیگر را جلسات بعدی انشاءالله. سه تا روایت تو این باب مانده، انشاءالله جلسه بعد این سه تا را میخوانیم. میگویند که بله مثلاً در فحش، مقابله مثل حرام است. تنها فرقش این است که نفر اول دو تا گناه کرده چون باعث به گناه انداختن طرف مقابلش شده. بله، عرض میکنم تو مصادیقش که حالا مثلاً اگر این تعبیر برای من به کار برد، من میتوانم عین این تعبیر را برای او به کار ببرم یا نه. اینها نیاز دارد به صورت موردی بررسی بشود. وگرنه، قواعدش به نحو کلی مشخص است و الحمدلله رب العالمین.
در حال بارگذاری نظرات...