معرفی
گناه، اسب چموش است
صورتسازی فوقالعاده قرآن و نهجالبلاغه
تقوا، مرکب رام
تقوا داشته باش، هرچند کم
صورتسازی فوقالعاده قرآن و نهجالبلاغه
تقوا، مرکب رام
تقوا داشته باش، هرچند کم
متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم.
«عَنِ الْوَلید بن عباس اَباعَبْدِاللهِ علیه السلام یَقولُ: الحَسَبُ الفِعال و الشَّرَفُ المال و الکَرَمُ التَّقوی.»
«حَسبُ الفِعال، وَ شَرَفُ المال، و کَرَمُ التَّقوی.» رفتار خوبِ آدم، شرفِ مالِ آدم، کرمِ تقوا.
و بخشی از خطبه امیرالمؤمنین در نهجالبلاغه که فرمودند: «اَلا وَ اِنَّ الخَطایا خَیلٌ شُمْسٌ حُمِلَ عَلَیها اَهلُها، و سُلِّمَت الیهُم اَزِمَّتُها، فَاَوَرَدَتْهُمُ النّارَ.»
گناها اسبهای سرکشاند که اصحابش که گناهکاران بر آن بار شدهاند، گناهکاران سوارش میشوند. خیلی ترسیم امیرالمؤمنین در نهجالبلاغه فوقالعاده است. صورتسازیهایی که امیرالمؤمنین در نهجالبلاغه انجام میدهد، یعنی هر کدام یک تابلوی نقاشی است. هر خطبه امیرالمؤمنین… مثلاً شکارچی که میخواهد کفتار را از توی لانه دربیاورد، چهکار میکند؟ بعد تمثیلش با جامعه. مثال بحث روانشناسی دقیق خدا. آن چهرهسازی که برخی سورههای قرآن هم جنبههای چهرهسازیاش خیلی قوی است. سوره مدثّر را تصویری بوده که نازل شده است. و «و تولی»، سوره «عبس» ها! محتوایش هم همان سوره اولِ خودش است، اولش که شروع میکنیم. قدرت این را داشته باشد که اینها را صورتسازی بکند، خیلی عجیب است. ما یک عکسی میزنیم و یک جمله روی عکس. اینها جنبه آن… من امروز فکر میکردم که ما چند تا روایت رو میتوانیم تئاتر بسازیم. بوعلی برخی مثالهایش مثالهای تئاتریه. طوطی که میزند یک بیت شعر، معادل صد هزار جلد کتاب. من دوست دارم سهمیه طلبهها را بدهم؛ چند تا طلبه را بگیرم، روی آنها سرمایهگذاری کنم تا یک دانه فردوسی در چندین سالِ چشم ما زحمت بکشم یک فردوسی دربیاید که اینها را صورتسازی کند. مثل شاهنامه که ماندگار شد به خاطر صورتسازیاش. اینها جنبه تصویریشان خیلی قوی بود.
حالا در مورد مثال بوعلی، من فقط بگویم که میگوید شما طوطی را بگذارید و من توی باغی باشم، توی منظرهای باشم، توی قفسی باشم. دور این قفس را شما با پارچه بپوشانید. یک تصویر شما از داخل قفس نشان بدهی، طوطی نشسته، نهایت افقش این است که من تا این بالای این قفس است. بعد گفت: شما این پرده را از روی قفس باغی بردارید، وقتی طوطیها و پرندهها میآیند، آن طوطی داخل قفس دیگر بند نمیشود. اینقدر خودش را به این در میزند که بیفتد بمیرد! این صورتسازی این، خیلی قشنگ است. کسی بتواند این ظرافتها را نشان بدهد. امام زمان که بیایند، استفاده از این هنرها مال هنرهای تجسمی است. جنبههای هنری، فکری، فرهنگی، اینها را که میخواهیم توسعه بدهیم، حتماً از اینها استفاده میکند. سینما توی دوره امام زمان چیست؟ ما وقتی با دوستان دانشجو، نخبههای امیرکبیر که هر چیزی در افق جامعه مهدوی، هر سازمانی، هر نهادی... مهدکودک توی دوره امام زمان چه جور خواهد شد؟ دبستان؟ دانشگاه چه جور؟ صدا و سیما چه جور خواهد شد؟ افق ۱۴۰۴ که الان ما داریم رویش کار میکنیم، نه افق امام زمان.
خلاصه نهجالبلاغه بینظیر است، صورتسازی آن خیلی قوی است.
این اسبِ چموشاند که سوارش میشدم و دهنه اسب رها شده. اینها اون اسبهای سرکشاند. آنها که میرن سوارشاند، پرت میکنن توی جهنم. «و خُّلِعَت نُجُومُها» این لجام رها شده، «فتَقَهَّم بِهم فِی النّارِ»، پرت میکند. تقوای مرکبرانی که این مهارش هم دست صاحبش باشد. بعد آرام آرام میرود. این را میبری توی باغ بهشتی. خیلی تشبیه فوقالعادهای است.
و حدیث آخر: «اتَّقِ اللهَ وَ لَو بَعْضَ التَّقوی.» تقوا داشته باش، ولو بعضی از تقواها باشد، هر چند کم باشد. یعنی تو برخی از جنبهها فقط مانند آن کسی که چشمش مشکل دارد، حداقل تقوای زبان و دست را رها نکند. با خودت نگو "ماهی تو یه این" این کار شیطان است، شیطان به تو میگوید: تو یه حوزه که زنگ میزنی، میگه برگردیم. ولی این دستور اینه که شما یه گوشه را بچسب؛ تو همون گوشه ولو کم باشد. یعنی شما یه خرده میتونی فقط چشمتو کنترل کنی، همینو داشته باش.
«وَاجْعَلْ بَینَكَ وَ بَینَ اللهِ سِتْراً» پردهای، حریمی بین خود و خدا بگذار «وَ إِنْ رَقیقَاً» ولو نازک باشد. کمک. الحمدلله.
بسم الله الرحمن الرحیم.
«عَنِ الْوَلید بن عباس اَباعَبْدِاللهِ علیه السلام یَقولُ: الحَسَبُ الفِعال و الشَّرَفُ المال و الکَرَمُ التَّقوی.»
«حَسبُ الفِعال، وَ شَرَفُ المال، و کَرَمُ التَّقوی.» رفتار خوبِ آدم، شرفِ مالِ آدم، کرمِ تقوا.
و بخشی از خطبه امیرالمؤمنین در نهجالبلاغه که فرمودند: «اَلا وَ اِنَّ الخَطایا خَیلٌ شُمْسٌ حُمِلَ عَلَیها اَهلُها، و سُلِّمَت الیهُم اَزِمَّتُها، فَاَوَرَدَتْهُمُ النّارَ.»
گناها اسبهای سرکشاند که اصحابش که گناهکاران بر آن بار شدهاند، گناهکاران سوارش میشوند. خیلی ترسیم امیرالمؤمنین در نهجالبلاغه فوقالعاده است. صورتسازیهایی که امیرالمؤمنین در نهجالبلاغه انجام میدهد، یعنی هر کدام یک تابلوی نقاشی است. هر خطبه امیرالمؤمنین… مثلاً شکارچی که میخواهد کفتار را از توی لانه دربیاورد، چهکار میکند؟ بعد تمثیلش با جامعه. مثال بحث روانشناسی دقیق خدا. آن چهرهسازی که برخی سورههای قرآن هم جنبههای چهرهسازیاش خیلی قوی است. سوره مدثّر را تصویری بوده که نازل شده است. و «و تولی»، سوره «عبس» ها! محتوایش هم همان سوره اولِ خودش است، اولش که شروع میکنیم. قدرت این را داشته باشد که اینها را صورتسازی بکند، خیلی عجیب است. ما یک عکسی میزنیم و یک جمله روی عکس. اینها جنبه آن… من امروز فکر میکردم که ما چند تا روایت رو میتوانیم تئاتر بسازیم. بوعلی برخی مثالهایش مثالهای تئاتریه. طوطی که میزند یک بیت شعر، معادل صد هزار جلد کتاب. من دوست دارم سهمیه طلبهها را بدهم؛ چند تا طلبه را بگیرم، روی آنها سرمایهگذاری کنم تا یک دانه فردوسی در چندین سالِ چشم ما زحمت بکشم یک فردوسی دربیاید که اینها را صورتسازی کند. مثل شاهنامه که ماندگار شد به خاطر صورتسازیاش. اینها جنبه تصویریشان خیلی قوی بود.
حالا در مورد مثال بوعلی، من فقط بگویم که میگوید شما طوطی را بگذارید و من توی باغی باشم، توی منظرهای باشم، توی قفسی باشم. دور این قفس را شما با پارچه بپوشانید. یک تصویر شما از داخل قفس نشان بدهی، طوطی نشسته، نهایت افقش این است که من تا این بالای این قفس است. بعد گفت: شما این پرده را از روی قفس باغی بردارید، وقتی طوطیها و پرندهها میآیند، آن طوطی داخل قفس دیگر بند نمیشود. اینقدر خودش را به این در میزند که بیفتد بمیرد! این صورتسازی این، خیلی قشنگ است. کسی بتواند این ظرافتها را نشان بدهد. امام زمان که بیایند، استفاده از این هنرها مال هنرهای تجسمی است. جنبههای هنری، فکری، فرهنگی، اینها را که میخواهیم توسعه بدهیم، حتماً از اینها استفاده میکند. سینما توی دوره امام زمان چیست؟ ما وقتی با دوستان دانشجو، نخبههای امیرکبیر که هر چیزی در افق جامعه مهدوی، هر سازمانی، هر نهادی... مهدکودک توی دوره امام زمان چه جور خواهد شد؟ دبستان؟ دانشگاه چه جور؟ صدا و سیما چه جور خواهد شد؟ افق ۱۴۰۴ که الان ما داریم رویش کار میکنیم، نه افق امام زمان.
خلاصه نهجالبلاغه بینظیر است، صورتسازی آن خیلی قوی است.
این اسبِ چموشاند که سوارش میشدم و دهنه اسب رها شده. اینها اون اسبهای سرکشاند. آنها که میرن سوارشاند، پرت میکنن توی جهنم. «و خُّلِعَت نُجُومُها» این لجام رها شده، «فتَقَهَّم بِهم فِی النّارِ»، پرت میکند. تقوای مرکبرانی که این مهارش هم دست صاحبش باشد. بعد آرام آرام میرود. این را میبری توی باغ بهشتی. خیلی تشبیه فوقالعادهای است.
و حدیث آخر: «اتَّقِ اللهَ وَ لَو بَعْضَ التَّقوی.» تقوا داشته باش، ولو بعضی از تقواها باشد، هر چند کم باشد. یعنی تو برخی از جنبهها فقط مانند آن کسی که چشمش مشکل دارد، حداقل تقوای زبان و دست را رها نکند. با خودت نگو "ماهی تو یه این" این کار شیطان است، شیطان به تو میگوید: تو یه حوزه که زنگ میزنی، میگه برگردیم. ولی این دستور اینه که شما یه گوشه را بچسب؛ تو همون گوشه ولو کم باشد. یعنی شما یه خرده میتونی فقط چشمتو کنترل کنی، همینو داشته باش.
«وَاجْعَلْ بَینَكَ وَ بَینَ اللهِ سِتْراً» پردهای، حریمی بین خود و خدا بگذار «وَ إِنْ رَقیقَاً» ولو نازک باشد. کمک. الحمدلله.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه شصت و پنجم : صبر تلخ؛ سرمایه بیحساب مؤمن
جهاد با نفس
جلسه شصت و ششم : خلوت؛ میدان اصلی بندگی
جهاد با نفس
جلسه شصت و هفتم : اهل صبر؛ میهمانان بیحساب بهشت
جهاد با نفس
جلسه شصت و نهم : از ذلت گناه تا عزت تقوا
جهاد با نفس
جلسه هفتاد و یکم : ورع؛ شرط ایمان واقعی
جهاد با نفس
جلسه هفتاد و دوم : ورع؛ هویت مؤمن واقعی
جهاد با نفس
جلسه هفتاد و چهارم : ورع و زهد؛ تضمین بهشت مؤمن
جهاد با نفس
جلسه هفتاد و پنجم : دو دروازه جهنم؛ بطن و فرج
جهاد با نفس
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات جهاد با نفس
جلسه سیصد و هشتاد و هفت
جهاد با نفس
جلسه سیصد و هشتاد و هشت
جهاد با نفس
جلسه سیصد و هشتاد و نه
جهاد با نفس
جلسه سیصد و نود
جهاد با نفس
جلسه سیصد و نود و یک
جهاد با نفس
جلسه چهارصد و یک
جهاد با نفس
جلسه چهارصد و دو
جهاد با نفس
جلسه دویست و چهل
جهاد با نفس
جلسه دویست و چهل و یک
جهاد با نفس
جلسه دویست و چهل و دو
جهاد با نفس
در حال بارگذاری نظرات...