معرفی
آیا پوشیدن لباس خوب نشانه تکبر است؟ [01:05]
تفاوت کبر و عجب: [01:50]
تفاوت کبر و عجب: [01:50]
متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرّحمن الرّحیم «عن احدهما، یعنی اباجعفر و ابا عبدالله علیهم السلام قال: لا یدخل الجنّة من کان فی قلبه مثقال حَبّة من خَردل من کبر. قال: قلت: انا نلبس الثّوب الحَسَن فیدخلنا العجب؟ قال: انّما ذلک فی ما بینه و بین الله.»
از یکی از امام باقر یا امام صادق (علیهما السلام) روایت شده که فرمودند: «کسی که در دلش مثقال حبهای از خردلی کبر باشد، وارد بهشت نخواهد شد.» راوی میگوید عرض کردم که آقا ما گاهی لباس قشنگی میپوشیم، خوشمان میآید، عُجب پیدا میکنیم، این تکبر نیست؟ مثلاً چه لباس خوبی است، چه وَضع خوبی، چه حال خوبی، چه وَضعی به آدم دست میدهد، عُجب پیدا میکند. فرمودند که: «نه، اینی که گفتی مانع بهشت رفتن است، ولو سرسوزنی، این نیست. این، این حالی که تو داری، بین تو و خداست و چیزی از حق دیگران - کأنّه - تلف نمیکند.»
انگار تفاوت کبر و عُجب به دلیل این است که عُجب نسبت به خودمان است و بین خودمان و خداست. تکبر در رابطه بین ما و مردم است، حقیر را مراعات نمیکنیم و خودمان را بزرگتر از حق میدانیم. ثمراتش این است که حق دیگران را پایمال میکنیم و حق را در جامعه پایمال میکنیم، لگدمال میکنیم. کبر یک حالت بیرونی دارد نسبت به دیگران، یا حالت درونی دارد بین خودمان و خدا. اگر این حالت باشد که نسبت به دیگران بالاتر میدانیم خودمان را، به نحوی که حق و حقوقی برایشان قائل نیستیم و حق و حقوقشان را لگدمال، زیر پا میگذاریم، این وضعیت، وضعیتی است که انسان با این، به بهشت نخواهد رفت.
حالا اینی که انسان یک لباسی میپوشد، خوشش میآید، اینها هم به هر حال در یک مراتبی بیماری اخلاقی است، ولی نه به این نحو که حالا یک وقتی آدم بین خودش و خدا، در خلوتش، در اندرونی دلش، چون خوشش آمده دیگر، بهشت به او حرام بشود؛ نه. به هر حال این، زمینه یک سری معاصی را ایجاد میکند در انسان، خودنمایی میآورد یا کارهای دیگری ممکن است بکند، ولی اینکه بخواهد به صرف داشتن این حالت قلبی، جهنم برود، اینطور نیست. ولی تکبر اصلاً صرف حالت قلبیاش، آن تکبّر با آن توضیحاتی که جلسات قبل (در مورد آن) بود، آن اصلاً بودنش در دل، واسه سقوط انسان است و ریشه عقاید و اعمال و اخلاق انسان فاسد است با آن وضعیتی که انسان متکبر (دارد).
خب باب ۶۰ را به لطف الهی تمام کردیم. باب ۶۱ را انشاءالله فردا وارد میشویم که خب این هم باب مهمی است و روایات مهمی دارد در مورد حب دنیا که بحث بسیار مهمی است و از جلسه بعد، ابوابی را شروع خواهیم کرد انشاءالله که مرتبط با بحث دنیا و حب دنیاست که مباحث بسیار مهمی است تا برسیم انشاءالله ببینیم معارف اهل بیت در این زمینه چیست.
انشاءالله که خدای متعال به ما توفیق عمل و اصلاح عنایت بفرماید. و الحمدلله رب العالمین.
بسم الله الرّحمن الرّحیم «عن احدهما، یعنی اباجعفر و ابا عبدالله علیهم السلام قال: لا یدخل الجنّة من کان فی قلبه مثقال حَبّة من خَردل من کبر. قال: قلت: انا نلبس الثّوب الحَسَن فیدخلنا العجب؟ قال: انّما ذلک فی ما بینه و بین الله.»
از یکی از امام باقر یا امام صادق (علیهما السلام) روایت شده که فرمودند: «کسی که در دلش مثقال حبهای از خردلی کبر باشد، وارد بهشت نخواهد شد.» راوی میگوید عرض کردم که آقا ما گاهی لباس قشنگی میپوشیم، خوشمان میآید، عُجب پیدا میکنیم، این تکبر نیست؟ مثلاً چه لباس خوبی است، چه وَضع خوبی، چه حال خوبی، چه وَضعی به آدم دست میدهد، عُجب پیدا میکند. فرمودند که: «نه، اینی که گفتی مانع بهشت رفتن است، ولو سرسوزنی، این نیست. این، این حالی که تو داری، بین تو و خداست و چیزی از حق دیگران - کأنّه - تلف نمیکند.»
انگار تفاوت کبر و عُجب به دلیل این است که عُجب نسبت به خودمان است و بین خودمان و خداست. تکبر در رابطه بین ما و مردم است، حقیر را مراعات نمیکنیم و خودمان را بزرگتر از حق میدانیم. ثمراتش این است که حق دیگران را پایمال میکنیم و حق را در جامعه پایمال میکنیم، لگدمال میکنیم. کبر یک حالت بیرونی دارد نسبت به دیگران، یا حالت درونی دارد بین خودمان و خدا. اگر این حالت باشد که نسبت به دیگران بالاتر میدانیم خودمان را، به نحوی که حق و حقوقی برایشان قائل نیستیم و حق و حقوقشان را لگدمال، زیر پا میگذاریم، این وضعیت، وضعیتی است که انسان با این، به بهشت نخواهد رفت.
حالا اینی که انسان یک لباسی میپوشد، خوشش میآید، اینها هم به هر حال در یک مراتبی بیماری اخلاقی است، ولی نه به این نحو که حالا یک وقتی آدم بین خودش و خدا، در خلوتش، در اندرونی دلش، چون خوشش آمده دیگر، بهشت به او حرام بشود؛ نه. به هر حال این، زمینه یک سری معاصی را ایجاد میکند در انسان، خودنمایی میآورد یا کارهای دیگری ممکن است بکند، ولی اینکه بخواهد به صرف داشتن این حالت قلبی، جهنم برود، اینطور نیست. ولی تکبر اصلاً صرف حالت قلبیاش، آن تکبّر با آن توضیحاتی که جلسات قبل (در مورد آن) بود، آن اصلاً بودنش در دل، واسه سقوط انسان است و ریشه عقاید و اعمال و اخلاق انسان فاسد است با آن وضعیتی که انسان متکبر (دارد).
خب باب ۶۰ را به لطف الهی تمام کردیم. باب ۶۱ را انشاءالله فردا وارد میشویم که خب این هم باب مهمی است و روایات مهمی دارد در مورد حب دنیا که بحث بسیار مهمی است و از جلسه بعد، ابوابی را شروع خواهیم کرد انشاءالله که مرتبط با بحث دنیا و حب دنیاست که مباحث بسیار مهمی است تا برسیم انشاءالله ببینیم معارف اهل بیت در این زمینه چیست.
انشاءالله که خدای متعال به ما توفیق عمل و اصلاح عنایت بفرماید. و الحمدلله رب العالمین.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه سیصد و شش
جهاد با نفس
جلسه سیصد و هفت
جهاد با نفس
جلسه سیصد و هشت
جهاد با نفس
جلسه سیصد و نه
جهاد با نفس
جلسه سیصد و ده
جهاد با نفس
جلسه سیصد و دوازده
جهاد با نفس
جلسه سیصد و سیزده
جهاد با نفس
جلسه سیصد و چهارده
جهاد با نفس
جلسه سیصد و پانزده
جهاد با نفس
جلسه سیصد و شانزده
جهاد با نفس
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات جهاد با نفس
جلسه سیصد و هشتاد و هفت
جهاد با نفس
جلسه سیصد و هشتاد و هشت
جهاد با نفس
جلسه سیصد و هشتاد و نه
جهاد با نفس
جلسه سیصد و نود
جهاد با نفس
جلسه سیصد و نود و یک
جهاد با نفس
جلسه چهارصد و یک
جهاد با نفس
جلسه چهارصد و دو
جهاد با نفس
جلسه دویست و چهل
جهاد با نفس
جلسه دویست و چهل و یک
جهاد با نفس
جلسه دویست و چهل و دو
جهاد با نفس
در حال بارگذاری نظرات...